اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 40
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین شامل 106 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفی کتاب رهنمای الوهی در تشیع نخستین :
ثمره کاربست روش پدیدارشناسی در پژوهشی در باب «امامیه نخستین »
اشاره
این نوشتار بر سر آن است تا خواننده خود را برای مشاهده نتایج به کارگیری روش پدیدارشناسی در یک پژوهش دینی به نظاره بنشاند. در سال های اخیر، محمدعلی امیرمعزی کتابی به فرانسه نوشت به نام رهنمای الوهی در تشیع نخستین. در این کتاب وی به پیروی از روش کسانی چون هانری کربن به روش پدیدارشناسی تشیع نخستین را کاویده است. ثمره این کاوش نیز بحث هایی را برانگیخته و نظرهایی را به خود کشانده است. روش پدیدارشناسی به معنای اخص کلمه برگرفته از آن معنای پدیدارشناسی است که ادموند هوسرل (۱) اصطلاح کرد و در این نوشته به پدیدارشناسی ذات شناختی وصف شده است. روش پدیدارشناسی ذات شناختی در دهه های اخیر مورد اقبال برخی دین پژوهان قرار گرفته است. کاربست این روش برای بازشناسی حاق و مغزای تشیع نتایج تامل برانگیزی را به بار آورده که در این جا مؤلف ضمن بیان این نوشته، جایگاه روش یادشده در میان روش ها و رویکردها و رهیافت های دین پژوهی، به تبیین این نتایج می پردازد. به این ترتیب، این کار را می توان معرفی کتاب امیرمعزی نیز تلقی کرد.
درباره روش پدیدارشناسی
از زمانی که مطالعات ادیان پای گرفته است، همواره «روش » مسئله نخست بوده و هست. برخی «روش » را حفاظ اصلی در برابر دخیل کردن مفروضات پژوهشگر دانسته اند. (۲) «روش گرفتن » مستلزم نقد روش های دیگر است و این می تواند برآورنده درستی، بایستگی و اطمینان از حاصل پژوهش نیز باشد.
تاریخ دین پژوهی، به ویژه از اواخر قرن هیجدهم، روش ها، رهیافت ها، (۳) و رویکردهای (۴) گونه گونی را آزموده است. به منظور روشن شدن جغرافیای بحث و به دست دادن روش پدیدارشناسی، شرح مختصر این سه ضرورت می یابد:
روش ها: روش های مطالعه ادیان را به طور کلی به دو قسم می توان تقسیم کرد: الف) روش های تاریخی; ب) روش های پدیدارشناختی. روش های تاریخی خود بر دو قسم است: ۱. روش تاریخی – توصیفی; ۲. روش تاریخی – انتقادی. روش تاریخی – توصیفی به گزارش تاریخ ادیان نظر دارد. محصول این روش چیزی شبیه به گاه شماری هاست. روش تاریخی – انتقادی (یا تاریخی – تحلیلی)، علاوه بر شرح پیدایی و سیر تاریخی تحولات ادیان، به ریشه یابی و پیوندشناسی تاریخی پدیده های دینی نیز می پردازد.
روش های پدیدارشناختی در مطالعات ادیان را نیز می توان به سه گونه باز شناخت: ۱. روش پدیدارشناسی توصیفی; ۲. روش پدیدارشناسی نوع شناختی; ۳. روش پدیدارشناسی ذات شناختی. در روش پدیدارشناسی توصیفی، به تبعیت از روش های علمی (رایج در علوم تجربی) و با احتراز از نظریه پردازی، به گزارش هر آنچه از دین هویداست می پردازند. در این روش می توان دین مورد مطالعه را در مقطع خاصی از تاریخش، مثلا زمان حاضر، وصف کرد. تفاوت میان این روش و روش تاریخی – توصیفی واضح است: در این روش، پدیدارهای یک دین را در مقطع یا وضعیت خاصی توصیف می کنند، اما در روش تاریخی – توصیفی سیر تحولات دین در طول تاریخ یا مدت زمان معینی را شرح می دهند. بر این اساس، در روش پدیدارشناسی توصیفی، زمانمندی و سیلان تاریخی دین مورد توجه نیست، بلکه ظهور و بروز دین در هر زمان یا وضعیت موردنظر است.
در روش پدیدارشناسی نوع شناختی، علاوه بر توصیف پدیدارهای دین، درصدد رده بندی و شناخت «نوع » یا سنخ دین در میان سایر ادیان نیز برمی آیند. برای مثال، اگر ما آیین هندو را توصیف کردیم و با تامل در مظاهرش به این نتیجه رسیدیم که آیین هندو از دسته ادیان الهی است، مطالعه ما از پدیدارشناسی نوع شناختی سر درآورده است، و اگر پژوهنده ای کار بررسی و توصیف گری دین را به این منظور صورت می دهد، روش او را باید به این نام خواند.
روش پدیدارشناسی ذات شناختی از هر نگاهی که به دین می اندازد در پی کشف ابعاد جوهری، تغییرناپذیر، ذاتی، و در یک کلام، «چیستی » آن دین است. کمی بعد این روش را دوباره وارسی می کنیم.
رهیافت ها: مطالعاتی که دین ها را از نگاهی خاص و با طرز تلقی از پیش شکل گرفته ای بررسی و توصیف می کنند عموما فروکاهشی اند. (۵) تاریخ دین پژوهی صور مختلفی از این رهیافت ها را تجربه کرده است. از این جمله اند: رهیافت های روان شناختی، که دین را به مثابه یک پدیده روانی می نگرند; رهیافت های رفتارگرایانه; (۶) رهیافت های انسان مدارانه; رهیافت های علم گرایانه (طبیعت گرایانه)، مثل مکتب ماکس مولر، که دین ودایی و حتی آیین هندو را به طبیعت پرستی فرو می کاهد و از این صافی نظاره می کند. این رهیافت های دین پژوهی در قرن نوزدهم بازار پررونقی داشته اند.
رویکردها: ادیان را می توان از زوایا و جوانب مختلف نگریست و به فهم آن نزدیک شد. هرکدام از این رویکردها در باب مطالعه ادیان ثمره ای دیگر می دهند; دقیق تر بگویم، چهره ای دیگر از وجوه دین ها را برملا می سازند. مطالعه همه جانبه ادیان را از کاربست این رویکردها گریزی نیست. برخی از این رویکردها از این قرارند: رویکرد مردم شناختی، که در آن ابعاد مردمی (۷) و عرفی (۸) ادیان را برمی شناسند تا وجهی از وجوه زنده دین را معرفی کنند; همچنین رویکرد جامعه شناختی، (۹) هرمنیوتیکی، (۱۰) زبان شناختی، (۱۱) ریشه شناختی، (۱۲) نماد شناختی، اسطوره شناختی، تطبیقی و عرفانی، و بالاخره مطالعاتی که در نحوه تقرب خود به یک دین بیشترین تاکید را بر متون اصلی و مقدس می نهند. اکنون بازگردیم به موضوع اصلی این مقدمه، یعنی روش پدیدارشناسی ذات شناختی:
از میان این همه، روش پدیدارشناسی، به معنای اخص کلمه (پدیدارشناسی ذات شناختی)، برآیند دین پژوهی را کشف «چیستی » و لب لباب دین قرار می دهد. این روش، که سرمنشا آن را باید در پدیدارشناسی استعلایی (۱۳) هوسرل جست وجو کرد، در سال های اخیر قبول عام بیشتری یافته است. پدیدارشناسی در اصطلاح هوسرل، برخلاف کانت، توصیف پدیدارهای شی ء نیست، بلکه شناسایی پدیدارها برای بازشناخت ذات و جوهر اصلی شی ء است. (۱۴) این اصطلاح را می توان با اصطلاح «تاویل » در فرهنگ اسلامی معادل گرفت.
روش پدیدارشناسی ذات شناختی (یا، به تعبیر مصطلح، استعلایی) وقتی در عرصه دین پژوهی به کار می افتد از بیشتر روش ها و رویکردهای پیش گفته بهره می جوید، اما با این هدف که گوهر یک دین را از صدف آن و ذاتی آن را از عرضی اش بازشناسد. در این روش دین پژوهی، چنان که در همه اقسام پدیدارشناسی فلسفی هست، پنج خصلت را می توان برشناخت: (۱۵)
۱. ماهیت توصیفی و عزم بر توصیف مستقیم و بدون پیش فرض و پیش طرح پدیدارهای دین;
۲. احتراز از فروکاهش دین، بلکه مخالفت با آن، به رغم آنچه در رهیافت های فروکاهشی در مطالعات ادیان معمول بوده است;
۳. شهود ذات دین پس از شناخت پدیدارهای غیرجوهری و متغیر، و کشف پدیدار آغازین (۱۶) یا هسته ماهوی (چیستی) دین;
۴. التفات; التفات از نظر هوسرل «شیوه ای است برای توصیف این که چگونه آگاهی پدیدار را برمی سازد» ; (۱۷)
۵. تعلیق یا «در پرانتز نهادن » ، یعنی رهایی از تصریح و روشن سازی پیش فرض ها، و نه انکار یکجای آنها. (۱۸)
دو خصلت اخیر روش پدیدارشناسی نزد همه پدیدارشناسان قبول عام نیافته اند.
ماجرای کاربست روش پدیدارشناسی در مطالعه تشیع
مستشرقان و پیروان ایشان در مطالعات و پژوهش هایی که در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در ایران و کشورهای عربی در باب تشیع کرده اند، عمدتا تشیع، و به ویژه امامیه، را به مذهبی فقهی و کلامی، و یا جریانی سیاسی فروکاسته اند. همچنین این نویسندگان گاه چنان در شیوه تاریخی – انتقادی راه افراط را پیموده اند که بی مهابا ریشه و بن مایه هر مفهوم و آموزه شیعی را در دین های ایرانی و یهودی بازشناخته اند. اما این خط نامبارک در پرتو تلاش برخی دیگر از اسلام شناسان دیری است که رنگ باخته است.
از اسلام شناسان غربی، کسی که جسارت دست برداشتن از آن شیوه را پیدا کرد، و راه پدیدارشناسی را در مطالعه تشیع پیمود، هانری کربن (۱۹) فرانسوی است. وی سعی کرد باطن تشیع را از ظاهرش بازشناسد و در این راه به عرفان و تصوف رسید. (۲۰) کربن پدیدارشناسی را «بیان امر ناپیدا و نهان شده از آنچه پیداست » معرفی می کند. او اما به این دقیقه مهم نیز توجه می دهد که امر ناپیدا (باطن) نیز برای آشکار ساختن خود راهی جز تکیه بر ظاهر و تجلی در صور ندارد. (۲۱) او اصطلاح کشف المحجوب، در ادبیات اسلامی، و اصطلاح قرآنی تاویل (۲۲) را در کل با پدیدارشناسی یکی می بیند. (۲۳)
خانم آ نه ماری شیمل (۲۴) نیز در سال ۱۹۹۴ گامی سترگ در این راه برداشته و روش پدیدارشناسی را در مطالعه اسلام به کار بسته است. (۲۵) این راه را برخی دیگر از دین پژوهان ایرانی و غیرایرانی نیز طی کرده اند; از جمله این کسان، محمدعلی امیرمعزی است که تحقیق او درباره امامیه نخستین نمونه ای روشن از کاربست روش پدیدارشناسی ذات شناختی است. به همین لحاظ، بررسی رویکرد وی در کتاب رهنمای الوهی در شیعه نخستین و نتایجی که از این رهگذر فراچنگ او آمده است، به نحو عینی، به معرفی بهتر روش پدیدارشناسی می انجامد. یادآور می شویم امیر معزی از همراهان کربن در این مسیر به شمار است.
بررسی کتاب «رهنمای الوهی در تشیع نخستین »
ترجمه انگلیسی کتاب با ملحقات و یادداشت ها به ۲۳۷ صفحه می رسد. از این مقدار، قریب به نیمی به همین یادداشت ها، که بیشترش روایات مورد استناد مؤلف است، اختصاص دارد; بنابراین، کتاب از نظر شکلی به دو قسمت عمده تقسیم می شود. اما محتوای اصلی کتاب را یک پیش گفتار، چهار بخش و پانزده فصل تشکیل می دهد. در پایان نیز نتایج به دست آمده را جداگانه برشمرده است. در این مجال، ابتدا عناوین بخش ها و فصل ها را برای آشنایی خواننده با جغرافیای کلی کتاب یاد می کنیم. آن گاه، از آن جا که مقصد و مقصود نویسنده در پیش گفتار و بخش نتایج منعکس است، سعی خواهیم کرد با کنار هم گذاشتن این دو بخش، بی آن که تصرف چندانی در بیان مطلب روا بداریم، مطلوب خویش را از وارسی این اثر دریابیم.
پس از پیش گفتار به عناوین زیر برمی خوریم.
بخش اول: مقدمه: بازگشت به منابع نخستین; این بخش مشتمل بر فصل های زیر است:
۱. فهم قدسی (۲۶) و عقل; (۲۷)
۲. رازورزی (۲۸) و عقل ورزی; (۲۹)
۳. منابع;
۴. سرشت و حجیت روایات امامیه.
بخش دوم: پیش – هستی «امام » ; (۳۰) شامل فصل های زیر:
۱. عوالم پیش از این عالم، پرتو هدایت;
۲. بشریت منتسب به «آدم » ، (۳۱) «سفر» (۳۲) نور. مؤلف در این فصل آموزه ودیعه نهادن نور نبوت و امامت در نهاد آدم – علیه السلام – و سیر این دو نور در ذریه او تا حضرت خاتم و اوصیای وی – صلی الله علیهم – را مطرح کرده است.
۳. گریز: «مشاهده با قلب » ;
۴. حمل و ولادت [امام] .
بخش سوم: هستی «امام » ; این بخش به چهار موضوع زیر می پردازد:
۱. نکاتی درباره زندگی «سیاسی » ائمه;
۲. دانش قدسی;
۳. یادداشت هایی درباره «قرآن کل » ;
۴. قدرت قدسی.
بخش چهارم: فراهستی (۳۳) «امام » ; این بخش موضوع امام عصر و ابعاد رمزی غیبت امام را در سه فصل مطرح می کند:
۱. دیدگاه امامیه درباره دیرینگی داده ها; نویسنده در این فصل به بررسی تاریخی روایات وارد درباره امام دوازدهم و نظرگاه امامیه در این باره می پردازد;
۲. «امام » و غیبت او: ابعاد رمزی;
۳. «رجعت » و «قیام » : ابعاد رمزی.
نتایج بحث (نتایج را در ادامه این بررسی خواهید خواند) .
ضمیمه: برخی لوازم [اصل] غیبت: دین فردی و دین جمعی.
یادداشت ها (ص ۱۳۳ تا ۲۳۷)، کتاب شناسی (بالغ بر ۴۸۰ عنوان)، نمایه.
بازتاب اندیشه کتاب در پیش گفتار و نتایج
چنان که یاد شد، نقل پیش گفتار و نتایج این کتاب قابل آن هست که مراد و مرام نویسنده را در این پژوهش آشکار سازد. از این رو، این دو بخش را، که خود دربردارنده ایده های تامل برانگیزی است، با خلاصه گیری از ترجمه انگلیسی کتاب به فارسی برگردانیده ایم.
پیش گفتار کتاب
در فاصله سال های ۱۸۷۴ تا ۱۹۸۸، دانشمندان اسلامی و شرق شناسان کارهای زیادی درباره شناخت و معرفی تشیع و امامیه صورت دادند. با وجود این، درباره امامیه نخستین، یعنی آموزه هایی که باید از سوی ائمه تاریخی شیعه عرضه شده باشد، و بعدها شیعه دوازده امامی نام گرفته، کار منسجم و تاییدشده ای انجام نداده اند.
خلط میان آموزه های ائمه، که گردآورندگان اولیه سنت ایشان گزارش کرده اند، با اندیشه های متفکران و عالمان بعدی، خصیصه بیشتر مطالعاتی است که درباره امامیه در دست داریم. توجه نکردن به تحول تاریخی و فکری که از زمان تقیه ائمه رخ نمود، شناخت امامیه نخستین را دچار دشواری ساخته است.
تصوراتی که از امامیه در این مطالعات به دست داده اند چنان تناقض آمیز و غیرمنسجم است که کار مطالعه تحلیلی و دقیق امامیه نخستین را ناممکن می کند. آیا امامیه یک نهضت دینی – سیاسی انقلابی است؟ آیا نظریه ای انسان وارانگارانه و عرفانی است؟ آیا می توان آن را فلسفه ای سیاسی در قلب اسلام دانست؟ آیا می تواند کلام متمایل به عقلانیتی از نوع معتزلی باشد که مذهب امامان بدان دامن زده است؟ آیا ائمه متکلمان فقیهی نبودند که سنت را پاس می داشتند و همه به آنان احترام می نهادند؟ آیا آنان مردان شکست خورده و مایوسی بودند که کار و بارشان پیش گویی های مسیحایی بود؟ (۳۴) آیا روشنفکران پرحرارتی بودند که تهافت هایشان را به مدد توده ای از بدعت اندیشی های ناهمسان مقبولیت می بخشیدند؟ آیا فیلسوفان رازوری بودند که رسالت خویش را از عالم کهن – الگوها (۳۵) برگرفته بودند؟ سبب این تصورات نامربوط، حجم انبوه و ناهمگون ماثورات اولیه امامان است که به روال معمول و با نظم منطقی عرضه نشده است; و البته این شاید از روی قصدهم بوده باشد. برای بازشناخت آموزه های اصلی لازم است تا به نحو روشمند همه اجزای در دسترس این مجموعه آثار را بررسی کنیم. این کار هرگز انجام نشده است، و این نقیصه مانع از ورود اهل فن به این قلمرو گشته است. ما هنوز نمی دانیم جهان بینی امامیه نخستین چه بوده; نمی دانیم دیدگاه امامان، که مایه تفاوت آنان از دیگران گشته، درباره انسان، تاریخ، و جهان چیست. از این رو، هرگونه توصیف کلی یا تحلیلی از آموزه ایشان ناقص، و بلکه درک ناشدنی خواهد بود.
بر این پایه، ما آثاری را که به امامیه پرداخته اند، به چهار گروه کلی تقسیم کرده ایم تا ناتمام بودن آنها را در ارائه دیدگاه تاریخی منسجم و جامع آشکار سازیم.
۱. مطالعات بیش از حد «ترکیبی » (۳۶) و عمومی، که بدون توجه به تحول فکری، برخورد آرا، و تغییرات زبان شناختی، نگاهی کلی و یکی انگارانه به چهارده قرن تاریخ شیعه یا امامیه افکنده اند. انقلاب ایران و تحولات اخیر لبنان نیز بر این مطالعات بی تاثیر نبوده است.
۲. مطالعاتی که به دلیل بیش از حد «تحلیلی » (۳۷) بودن بر جنبه های خاص تشیع دست گذاشته اند و به «مفاد» آموزه نخست نپرداخته اند. این گروه از نگاه به هر جنبه در کلیت و متن تعلیم غافل گشته اند. نقیصه یادشده در بند ۱، یعنی فرق ننهادن میان آموزه های امامان و آموزه های نظریه پردازان، بر اشکال کار گروه دوم افزوده است.
برای فهم کامل اجزای بنیادین یک اندیشه باید به این دو مهم عنایت داشت: شناخت جایگاه و ربط و نسبت هر جزء با دیگر اجزاء و به طور همزمان، فهم کلیتی که این اجزا بر محور آن قرار یافته اند و فهم اجزا متوقف بر آن است.
۳. مطالعاتی که بیش از حد برون گرا (۳۸) هستند و امامیه را به ابعاد اجتماعی – سیاسی و کلامی – فقهی فرومی کاهند. در این مطالعات، امامیه را به چشم یک «حزب » دینی – سی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
