خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت خوارزمشاهیان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت خوارزمشاهیان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۴)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۴) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
23ساعت
35دقیقه
22ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 69

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران شامل 119 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دولت اسماعیلیه در ایران :

مقدمات

گذشت که یکی از مذاهبی که در ایران فعالیت پنهانی داشت، مذهب اسماعیلیه بود که از آن با نام باطنیه و قرامطه یاد می شود.قرمطی گری گرایش خاصی از آن است که بیش تر در حاشیه جنوبی خلیج فارس، فعال بود.

اسماعیلیان به امامت اسماعیل فرزند جعفر صادق علیه السلام اعتقاد داشته و پس از او به امامانی که از نسل وی بودند، معتقد شدند.پس از یک دوره تلاش های پنهانی امامان مستور امامان اسماعیلی از شمال افریقا ظاهر شده و بعد از تصرف مصر در اواسط قرن چهارم، مرکز خلافت خود را به قاهره منتقل کردند.

فعالیت اسماعیلیان از اصفهان تا ری و خراسان ادامه داشت.هر منطقه، داعی ویژه ای داشت و رهبری همه داعیان به دست داعی برجسته ای بود که از دربار فاطمیان مصر دستور می گرفت .افزون بر این، آنها به کارهای علمی نیز می پرداختند و کتاب هایی از آنها بر جای مانده است.

اهمیت آنها در دوره سلجوقی رو به فزونی گذاشت.در این زمان، فعالیت دولت فاطمی مصر برای گسترش مرام اسماعیلی بسیار زیاد شده بود.آنها چهره های فرهنگی برجسته ای را به مصر می بردند و پس از تربیت شان، آنان را به نقاط مختلف گسیل می کردند.

چهره های فرهنگی اسماعیلیه، دست به تألیف کتاب ها و رساله های مختلف زده و افزون بر آن، با مناظره و بحث با دیگران، بر شمار هواداران خود می افزودند.در اینجا برای نمونه اشاره ای به ناصر خسرو، شاعر نامدار فارسی زبان که یکی ازدلباختگان تفکر اسماعیلی بود می پردازیم و پس از آن، بحث از فعالیت سیاسی اسماعیلیان را پی می گیریم.

ناصر خسرو نماینده تفکر اسماعیلی در ایران

ناصر خسرو قبادیانی، به سال ۳۹۴ در قبادیان از توابع بلخ، پا به دنیا نهاد.وی در آن دیار آموزش های رایج را در مسائل دینی و فلسفی فرا گرفت.مدتی به کارهای دیوانی اشتغال داشت و چندان گرد دین نمی گشت.این بگذشت تا آن که در چهل سالگی خوابی دید و دگرگون شد .پس از آن به مرو و سپس به نیشابور آمد و از آنجا سفری طولانی را به سوی مکه آغاز کرد .پس از آن راه تهامه و یمن و بصره و اصفهان و سرخس به بلخ بازگشت.این سفر از سال ۴۳۷ تا ۴۴۴ به درازا کشید و گزارش آن همان سفرنامه ناصر خسرو است که بارها چاپ شده است.

ناصر خسرو عالمی برجسته و عقل گرایی دانشمند بود.وجود صفت شاعری برای وی، نباید به این معنا باشد که او تنها شاعر است، بلکه متفکر و فیلسوفی بود که اندیشه های خود را در قالب نثر و نظم می ریخت.او یکی از پر افتخارترین حکیمان و شاعران ادب پارسی است.سفرنامه وی نشان می دهد که او سخت به آرا و اندیشه های رایج روزگار آگاه بوده و با عالمان زیادی در این سفر به مباحثه نشسته است.

ناصر خسرو در این سفر، به مصر رفت و در آنجا به آیین اسماعیلی گروید یا اگر از پیش بر این آیین بود، در آنجا آموزش های لازم را دید و اعتقادش استوارتر شد.المؤید فی الدین شیرازی، رئیس داعیان اسماعیلی در مصر، او را به گرمی پذیرفت.پس از آن ناصر خسرو دست بیعت با امام فاطمیان داد.خودش در این باره می گوید:

دستم به کف دست نبی داد به بیعت*زیر شجر عالی پر سایه و مثمر

ناصر خسرو از سلطان فاطمی لقب حجت گرفت و به ایران بازگشت.در ایران، با وجود سخت گیری هایی که بر اسماعیلیان می رفت، جان وی از سوی سلجوقیان در خطر بود.به همین دلیل، به محلی دور افتاده به نام یمگان در کوه های بدخشان پناه برد و به سال ۴۸۱ درگذشت.همانجا بود که نوشته های بسیاری تألیف کرد و اندیشه هایش را میان مردم آن نواحی رواج داد.می دانیم که تاکنون نیز مردم آن سامان، بر مذهب اسماعیلی باقی مانده اند.ناصر خسرو درباره این سالها چنین می سراید: منگر بدان که در دره یمگان*محبوس کرده اند مجانینم

فخرم بس آن که در رده دین حق*بر مذهب امام میامینم

بر حب آل احمد شاید گر*لعنت همی کنند ملاعینم

گر اهل آفرین نیمی هرگز*جهال چون کنند نفرینم

ناصر خسرو با ترکان دشت قبچاق میانه ای ندارد و معتقد است که با ورود آنها به ایران، خاک ادب پرور خراسان معدن ناکسان شده است:

خاک خراسان که بود جای ادب*معدن دیوان ناکس اکنون شد

چاکر قبچاق شد شریف ز دل*حره او پیشکار خاتون شد

ناصر خسرو سخت به تشیع خویش پای بند است و قصاید فراوانی در ستایش امام علی (ع) و فرزندانش دارد:

ما بر اثر عترت پیغمبر خویشیم*و اولاد زنا بر اثر رأی و هوایند

وی از این که شعرش در خدمت مدح و ستایش اهل بیت و مقتل خوانی آنان است، سخت ابراز رضایت می کند:

هزار شکر خداوند را که خرسندست*دلم ز مدح و غزل بر مناقب و مقتل

شعر ناصر خسرو، گرچه به سلاست شاعران مشهور آن روزگار نیست، اما این ویژگی را دارد که تماما در خدمت معانی مذهبی و عقلی است.ناصر خسرو به جز سفرنامه و دیوان چندین کتاب و رساله دیگر در مسائل عقلی و کلامی نوشته است.

یکی از آثار مهم او، کتاب وجه دین است.این کتاب نوعی دین شناسی بر مذاق مذهب اسماعیلی است.وی در این کتاب، مباحث اعتثادی و فقهی را آورده و به مانند اسماعیلیان دیگر، آنها را داری یک ظاهر و یک باطن دانسته، هر کدام را جداگانه بحث می کند.بسیاری از آن تأویل ها، بلکه همه آنها، از اساس بی پایه بوده و وجهی در قرآن و روایات اصیل اسلامی ندارد، گر چه برخی از آنها، برداشت های ذوقی زیبایی است.

یکی دیگر از آثار وی کتاب جامع الحکمتین است.این کتاب شرحی است از قصیده ای از احمد بن حسن جرجانی است که ناصر خسرو به درخواست علی بن اسد حاکم بدخشان آن را شرح کرده است .او از حاکم بدخشان با عنوان مردی «بیدار دل و هشیار مغز و روشن خاطر و تیز فکرت و دوربین و باریک اندیش و صایب رأی و قوی حفظ و پاک ذهن و پسندیده خو» یاد کرده است.کتاب جامع الحکمتین، کتابی فلسفی است، هم فلسفه الهی و هم فلسفه طبیعی.ابتدا قصیده که محتوای آن سؤالات فلسفی و علمی است آمده و در ادامه شرح مبسوط ناصر خسرو چاپ شده است.

فعالیت سیاسی اسماعیلیان

فعالیت پنهانی طرفداران دولت فاطمی مصر در شهرهای مختلف ایران، سبب شد تا آنان به آرامی در بسیاری از نقاط نفوذ کرده و به شناسانی مکان های امن بپردازند.این مکان ها در آن روزگار، قلعه هایی بود که به سادگی قابل دسترسی نبوده و هر امیر سرکشی، برای مقاومت در برابر دولت حاکم، با پناه بردن به این قلعه ها می توانست مدتی دوام آورد.قلعه های مزبور، به طور معمول برای پنهان کردن خزاین مالی حکومت ها و یا تبعید اشخاص مهم نیز استفاده می شد.اسماعیلیان این قلعه ها را شناسایی کرده و شماری از مهم ترین آنها را برای استقرار خود انتخاب کرده بودند.

آشفتگی اوضاع اصفهان پس از ملکشاه، سبب شد تا اسماعیلیان این شهر، در ظاهر نخستین کسانی باشد که فعالیت رسمی خود را آغاز کنند.یکی از قلعه هایی که ملکشاه در اصفهان ساخته بود، قلعه دژکوه بود که در دوران آشفتگی اوضاع اصفهان، به دست باطنیان افتاد.نوشته اند که آنها با استفاده از این فرصت، به قلع و قمع مخالفان خود در اصفهان پرداختند.

به محض آن که بر کیارق استقرار یافت، به تلافی، شروع به کشتن افراد متهم به باطنی گری در اصفهان کرد.ابن اثیر نوشته است: جهنمی از آتش آماده کردند و هر کسی را که متهم به این نحله مذهبی بود، در آتش انداختند.شگفت آن که بسیاری از بزرگان اصفهان متهم شدند که به این مذهب وابسته اند.یکی از آنها حاکم یزد، از خاندان کاکویه بود.حتی ابو ابراهیم اسد آبادی که به نمایندگی بر کیارق به بغداد رفته بود، متهم شد که از سران اسماعیلیه است.به همین دلیل، به بغداد خبر دادند تا او را دستگیر کنند.

یکی از چهره های اسماعیلی معروف اصفهان عبد الملک عطاش بود که شغل طبابت داشت.وی رهبری باطنیان این شهر را عهده دار شد و در قلعه دژکوه یاشاه دژ استقرار یافت.مردم سنی اصفهان و دولت سلجوقی برای تصرف این قلعه، نبردها و خسارت های فراوانی را تحمل کردند.

همزمان با رخدادهای اصفهان، باطنیان در بسیاری از نقاط دیگر آماده برای فعالیت سیاسی نظامی آشکارتری می شدند.

تأسیس دولت اسماعیلی در الموت

حسن صباح، مؤسس دولت اسماعیلی در قلعه الموت به معنای آشیانه عقاب در رودبار قزوین بود، دولتی که ۱۷۲ سال دوام آورد.در آنجا بر فراز کوه الموت، قلعه ای قرار داشت که رسیدن به آن بسیار دشوار بود.این قلعه از ابتدای استقرار اسماعیلیان تا آمدن مغولان، در اختیار این گروه ماند.در تمام این مدت، سلجوقیان، باوندیان و خوارزمشاهیان، حتی در گسترده ترین حملات نظامی نتوانستند آن را بگشایند.

حسن صباح حسن بن علی بن محمد بن جعفر رهبر و مؤسس این دولت، شرح حال خود نوشتی داشته که شرح زندگی خویش در آن باز گفته است.این شرح حال در کتابخانه الموت بوده و بعد از فتح آن توسط مغولان، به دست عطاملک جوینی افتاده است.وی متن آن را در کتاب تاریخ جهانگشای جوینی آورده است.

حسن از نژاد عرب و از قبیله حمیر بوده است.پدرانش از کوفه به قم و از آنجا به ری آمده و در آنجا مقیم شده اند.بنابر این او مذهب امامیه را داشته است.در ری با یکی از اسماعیلیان گفتگوی مذهبی داشته و اندک اندک مرام وی را پذیرفته است.در سال ۴۶۴ در همان شهر با عبد الملک عطاش که داعی عراق عجم بوده دیدار کرده است.حسن می نویسد که عطاش «مرا پسندیده داشت و نیابت دعوت به من فرمود و اشارت کرد که به حضرت مصر باید شد» .

این سیاستی بود که پیش از این درباره بسیاری از نخبگانی که به این مذهب می گرویدند مانند ناصر خسرو اجرا شده بود.حسن از آنجا به اصفهان و سپس به آذربایجان رفت و آنگاه در سال ۴۷۱ به قاهره وارد شد.

در آن زمان، مستنصر عباسی خلیفه فاطمی بود و به نوشته حسن، با این که او دیداری با مستنصر نداشته، خلیفه فاطمی از احوال وی خبر داشته و چند بار از او ستایش کرده است.

درباره جانشینی مستنصر، اختلافی در زمان حیات او در میان طرفدارانش، نسبت به دو فرزندش پیش آمد.برخی مستعلی و برخی نزار را امام دانستند.حسن صباح طرفدار نزار بود که ابتدا به ولایت عهدی انتخاب شده بود.از آنجا که امیر الجیوش مصر طرفدار مستعلی بود، پس از یک سال و نیم که از اقامت حسن گذشت او را از مصر بیرون کرد.وی از آنجا به شام و حلب رفت، سپس به بغداد و از آنجا اصفهان آمده سه سال در دامغان به سر برد.از آنجا کسانی را به این سوی و آن سوی می فرستاد تا دعوت اسماعیلی را نشر دهند.در این وقت، وی یک اسماعیلی نزاری بود.

خبر تبلیغات او به گوش نظام الملک رسید.وی به ابو مسلم رازی، حاکم ری، دستور دستگیری حسن صباح را داد.به همین دلیل حسن نتوانست به ری باز گردد.اندکی بعد، به سال ۴۸۳ به الموت وارد شد.تا این زمان «از غایت زهد، بسیاری مردم، صید او شده بودند و دعوت او قبول کرده بودند.»

حسن صباح تغییرات مختصری در آیین اسماعیلی داد.به همین دلیل مرام او را در آیین اسماعیلی دعوت جدیده نامیدند.این مرام تا پیش از آن به مقدار زیادی عقلی و تأویلی شده و معتقد بود که هر آیه یا حدیث، یک ظاهر و یک باطن دارد.این بار، صباح، باب عقل را بست و همه چیز را به تعلیم و تعلم امام دانست.به همین دلیل از آن پس نام جدید آنها فرقه تعلیمی شد.باور حسن چنین بود که شناخت هیچ چیز، حتی شناخت خداوند، بدون آن که از طریق امام باشد، ممکن نیست:

سیدنا به کلی در تعلیم دربست و گفت خدای شناسی به عقل و نظر نیست، به تعلیم امامست، چه بیش تر اهل عالم عقلااند و هر کسی را در راه دین نظر است، اگر در معرفت حق تعالی نظر عقل کافی بودی، اهل هیچ مذهبی را بر خصم خود انکار و اعتراض نرسیدی و همگنان متساوی بودندی، چه همه کس به نظر عقل مزین اند.

حسن صباح با استقرار در الموت، کوشید تا نواحی اطراف الموت را به تصرف خود در آورد و دولت خویش را همانجا مستقر سازد.هدف مهم وی، تصرف قلعه های نفوذ ناپذیری بود که در اطراف الموت و نقاط دیگر ایران وجود داشت.

جدای از الموت، حسن صباح یکی از داعیان خود با نام حسین قائنی را به قهستان در جنوب خراسان، در نواحی قاینات فرستاد.وی موفق به تسخیر برخی از قلعه های آن ناحیه شد و آن مرکز، پس از الموت، دومین مرکز اسماعیلیان در ایران گردید.

تبلیغات اسماعیلی به سرعت در حال گسترش بود و داعیان در قزوین، ری، طالقان و بسیاری از نقاط دیگر توانستند طرفداران بسیاری را جلب کرده و به الموت بفرستند.

نخستین حمله سپاه ملکشاه به فرماندهی ارسلانتاش به الموت، با شکست مواجه شد.سپاه دیگر وی در قهستان، بدون آن که بتواند قلعه های اسماعیلیه را تصرف کند، با شنیدن خبر درگذشت ملکشاه، از محاصره دست برداشت و به اصفهان بازگشت.در سال ۴۹۵ قلعه لمسر که در رودبار بود، به تصرف اسماعیلیان در آمد و مواضع آنها در آن دیار استحکام بیش تری یافت.

سیاست ترور

روشن بود که حسن صباح نمی توانست به مناطق اطراف لشکر کشی کند، زیرا نیروی لازم را در اختیار نداشت.وی مصمم شد با استفاده از نیروهای زبده از جان گذشته ای که داشت، و به آنها فدائی می گفتند، به جان کارگزاران دولت سلجوقی افتاده، آنها را نابود کند.

نخستین هدف می توانست نظام الملک باشد که در سالهای پایانی عمر تلاش زیادی در قلع و قمع اسماعیلیان کرده بود.این مطلب از فصل های پایانی کتاب سیاست نامه که پیش از این شرح دادیم، به دست می آید.جوینی می نویسد:

حسن صباح مصاید مکاید بگسترد تا صیدی شگرف چون نظام الملک به اول وهلت در دام اهلاک آورد…شخصی بو طاهر ارانی نام و نسب…شب آدینه دوازدهم رمضان سنه ۴۸۵ به حدود نهاوند در منزلی که آن را صحنه خوانند به شکل صوفی پیش محفه نظام الملک رفت که بعد الافطار در محفه از بارگاه با خرگاه حرم می شد، کاردی بر او زد…اول کسی که فدائیان کشتند نظام الملک بود.

تردیدهایی در این که قتل نظام الملک از سوی اسماعیلیان باشد، شده است.برخی قتل او را به تحریک تاج الملک می دانند.آنچه مسلم است این که این قبیل کشتن، از آن پس، آن چنان توسط فدائیان اسماعیلی شایع شد، که کمتر تردیدی در آن می توان کرد.پس از آن ترورها دامنه وسیعی به خود گرفت و موجی از وحشت در دل امرای ترک و نیز عالمان وابسته به دربار سلجوقی از جمله قاضیان و خطیبان و فقیهان افتاد.جوینی نوشته است:

بعد از نظام الملک به مدتی، در دو نوبت دو پسر او را کارد زدند.یکی را که نام احمد بود به بغداد مفلوج گشت و فخر الملک را در نشابور کارد زدند.و بعد از آن امرا و اسفهسالاران و معارف را به حیله فدائی متواتر و متوالی می کشت و هر که با او تعصبی می کرد، بدین بازی از دست می گرفت.

تنها در سال ۴۹۱ عبد الرحمان سمیرمی وزیر مادر سلطان برکیارق و نیز برسق از امیران دربار طغرل ترور شدند.در سال ۴۹۳ یکی دیگر از امرای معروف ترک با نام بلکابک در اصفهان توسط باطنیان ترور شد.در رخدادهای سالهای بعد، مرتب به نام افراد ترور شده برخورد می کنیم .به طور معمول افراد ترور شده یا خلیفه بودند، یا سلطان، یا سپهسالار جنگ یا وزیر و یا عالمانی که به قتل باطنیان فتوا داده بودند.

در سال ۴۹۸ ابو جعفر مشاط از فقهای شافعی ری به دست باطنیان ترور شد.زمانی که وی از منبر وعظ خویش پایین آمد، یکی از باطنیان جلو آمده با کارد او را به قتل رساند.

در سال ۵۰۰ فخر الملک فرزند نظام الملک به دست یکی از باطنیان ترور شد.زمانی که قاتل را نزد سلطان سنجر آوردند، گفت که برخی از عمال حکومتی خود وی، او را تحریک به قتل فخر الملک کرده اند.سنجر آن افراد و خود این شخص را کشت.شاید این نیز حیله ای از سوی باطنیان برای کشتن افراد دیگری از عمال حکومتی بوده باشد.از این رخداد می توان عمق کینه باطنیان را از نظام الملک به دست آورد.

در سال ۵۰۲ قاضی القضاه عبید الله بن علی خطیبی در همدان و ابو العلاء صاعد بن محمد در اصفهان، در روز عید فطر به دست باطنیان کشته شدند.

در سال ۵۱۶ ابو طالب سمیرمی، وزیر سلطان محمود سلجوقی توسط چند تن از باطنیان درست مثل گوسفند ذبح شد.در سال ۵۲۱ معین الملک وزیر سلطان سنجر به دست یکی از باطنیان به قتل رسید.

شگفت ترین ترور آنها پس از نظام الملک، ترور المسترشد بالله، خلیفه عباسی بود که در سال ۵۲۹ انجام شد و به قتل وی انجامید.الراشد فرزند وی نیز که خلیفه بعدی بود در سال ۵۳۲ به قتل رسید.در سال ۵۳۴ مقرب جوهر از خادمان نزدیک سلطان سنجر ترور شد.

حافظ ابرو در ضمن اقدامات محمد فرزند بزرگ امید، فهرستی از ترورهایی که در زمان او انجام شده به دست داده است.از آن جمله است: قتل قاضی قهستان در آموی که در لشکر گاه سلطان سنجر به فتوای او رفیقان را می کشتند.قتل قاضی تفلیس که به فتوای او کشتن رفیقان واجب بود.قتل قاضی همدان به دست اسماعیل خوارزمی که چند رفیق را کشته و سوخته بود.و عده ای دیگر.

شگفت آن که در سالهای بعد، زمانی که مناسبات اسماعیلیان با برخی از سلاطین حسنه شد، آنها نیز برای قلع و قمع دشمنان خود از فدائیان اسماعیلی استفاده می کردند.یک بار سنجر متهم شد که در کشتن خلیفه عباسی به فدائیان متوسل شده است.بار دیگر همو متهم شد که برای کشتن گردباز و فرزند شاه غازی مازندران، از باطنیان استمداد کرده است.حتی ناصر خلیفه عباسی نیز برای کشتن شریف مکه از اسماعیلیان کمک خواست که آنها به خطا، برادر شریف مکه را کشتند.

حسن صباح و دیگر مسلمانان

سلجوقی ها و عالمان طرفدار آنان، اسماعیلیان را ملاحده می گفتند و آنها را کافر می خواندند .چنان که سرزمین آنها را نیز ملحدستان می نامیدند.با این حال، حتی دشمنان آنها، تأیید می کردند که حسن صباح از نظر دینی، سخت به احکام دینی احترام می نهاده است.جوینی که در کتاب تاریخ جهانگشای خود سخت به ملاحده می تازد، درباره حسن نوشته است:

و چون حسن صباح بنیاد کار و ناموس بر زهد و ورع و امر معروف و نهی منکر نهاده بود، در مدت سی و پنج سال که در الموت ساکن بود، هیچ کس در ملک او آشکارا شراب نخورد و در خم نریخت.

این در حالی بود که شرابخواری در دولت مردان سلجوقی رواج کامل داشت.بنداری اصفهانی درباره عز الملک وزیر بر کیارق نوشته است: عز الملک مردی به افراط شرابخواره بود و همواره مست می نمود.

حسن صباح از لحاظ مالی نیز فوق العاده سخت گیر بود.جوینی می نویسد که حسن صباح، در وقت محاصره الموت، زن و دو دخترش را به گرد کوه نزد امیر مظفر که از اسماعیلیان بود فرستاد و «به رئیس مظفر نوشت که چون به جهت دعوت این عورات دوک ریسند، به اجرت آن ما لابد ایشان بدهد.» یعنی آنها خود باید از دوک ریسی مخارج خویش را تأمین کنند.

در همین حال، سلجوقیان لشکر کشی خود ر

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.