خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن شامل 60 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظمآهنگ واژگانی قرآن :
یکی از مهم ترین جنبه های اعجاز بیانی قرآن-که اخیرا بیش تر مورد توجه دانش مندان قرار گرفته-نظمآهنگ واژگانی آن است.این جنبه،چنان زیبا وشکوه مند است که عرب را ناچار ساخت،از همان روز نخست اقرار کنند که کلام قرآن از توانایی بشر خارج است و تنها می تواند سخن خداوند باشد.
نظمآهنگ واژگان قرآن،نغمه ای دل کش و نوایی دل پذیر پدید می آورد،نوایی که احساسات آدمی را بر می انگیزد و دل ها را شیفته خود می کند.نوای زیبای قرآن برای هر شنونده ای،هر چند غیر عرب محسوس است،چه رسد به این که شنونده عرب باشد.هنگام گوش جان سپردن به آوای قرآن،نخستین حالتی که اذهان راجلب می کند،نظام بدیع و شیوای صوتی آن است.در این نظام، حرکات و سکنات واژگان به شکلی آرایش شده است که به هنگام شنیدن،آوایی دل نشین به گوش می رسد،آوایی که شوری در دل ها می اندازد و نشاطی در جان ها می دمد.از جهتی،حروف «مد»و«غنه »در کلمات آن به شکلی حساب شده نشسته اند،به طوری که می توانند به پژواک صدا آهنگی ببخشند و به نفس کشیدن قاری کمک کنند تا به سر حد فاصله و آن جایی که استادان ترتیل به طور قرار دادی وضع کرده اند برسد ونفسی تازه کند. هرگاه کسی برای چند بار به یک شعر گوش می سپارد،لحن و آهنگ آن برای اوتکراری و ملال آور می شود،اما به هنگام نیوشیدن آوای گونه گون و هر دم تجدیدشونده قرآن که اسباب و اوتاد و فواصل (۱) آن پی در پی جای خود را عوض می کنند وهر کدام گوشه ای از قلب را به نوازش وا می دارند،نه تنها خسته و آزرده نمی شود،بلکه عطش او برای شنیدن،هم واره فزونی می گیرد.
عرب،پیش از نزول قرآن،گاهی در شعر خود از این تنوع صوت بهره می برد،امااغلب به دلیل اسراف و تکرار،تنوع آنان به ملال می انجامید.در نثر-چه مرسل وچه مسجع-نیز،چنین سلاست و روانی و حلاوتی که در قرآن مشهود است.سابقه نداشت و در بهترین نثرهای عرب عیب هایی یافت می شد که از سلاست و روانی ترکیب آن می کاست و امکان نداشت مثل قرآن قابل ترتیل باشد.اگر هم برای ترتیل آن پافشاری می شد،بوی تکلف از آن به مشام می رسید و از شان کلام نیز می کاست.
بر این اساس،هیچ جای شگفتی نیست که عرب،در گمان خود کم ترین لقبی که به قرآن داده بود این بود که این سخن شعر است و اگر شعر نباشد سحر است وافسون!و این گفتار خود حیرت زدگی عرب در قبال سخن شکوه مند و بدیع قرآن رانشان می دهد، سخنی که از جلال و شکوه نثر چیزی فراتر دارد و از جمال و حلاوت شعر مایه ای افزون تر.
استاد«دراز»گفته است:«وقتی آدمی می بیند که از این مخرج های سخت جوش،چنین گوهرهای تابناکی با این ترتیب حروف و چنان آذین بندی بیرون آمده،التذاذی بی حساب می برد و وجدی بی انتها به او دست می دهد.در این حروف گویی یکی می نوازد، دیگری طنین انداز،سومین نجواگر است و چهارمین بانگ بر آورنده،پنجمین نفس را می لغزاند و ششمین راه نفس را می بندد و شما زیبایی آهنگ را در دست رس خود می یابید،مجموعه ای گوناگون و هم ساز،نه تکرار مکرر و نه یاوه دار،نه سستی و نه غلظت،نه تنافری در حروف و آواها.بدین سان کلام قرآن نه به دش خواری سخن بدویان و نه به نرمی کلام شهریان است،بلکه آمیزه ای است از هر دو،صلابت اولی را دارد و لطافت دومی را،گویی شیره جان دو زبان است و نتیجه آمیختگی دو گویش.
آری قرآن چنین جامه تازه و زیبایی به تن دارد و این پیوسته نیز در حکم صدفی است که در جان خود گوهرهای گران بها نهفته است و مرواریدهای ارزش مند را درآغوش می گیرد.پس اگر زیبایی پوسته تو را از گنجینه پنهان درونش باز ندارد و تازگی و شادابی، پرده راز نهفته در ماورای خود را بر تو حایل نشود و تو پوسته را از مغزکنار بزنی و صدف را از مروارید جدا بنهی و از نظم و آرایش الفاظ به شکوه معانی برسی،مایه ای شگفت تر و شکوه مندتر بر تو متجلی می شود و معنایی بدیع ترمی یابی.آن جا،روح و کنه قرآن است،شعله ای است که موسی را به درخت آتش در بقعه مبارکه در کرانه وادی ایمن کشانید و آن جاست که نسیم روح قدسی می فرماید: انی انا الله رب العالمین (۲).
سید قطب درباره نظمآهنگ قرآن می گوید:«چنین نوایی در نتیجه نظام مندی ویژه و هماهنگی حروف در یک کلمه و نیز هم سازی الفاظ در یک فاصله پدید آمده و از این جهت قرآن،هم ویژگی نثر و هم خصوصیات شعر را تواما دارد،با این برتری که معانی و بیان در قرآن،آن را از قید و بندهای قافیه و افاعیل بی نیاز ساخته وآزادی کامل بیان را میسر ساخته است.در همین حال از خصوصیات شعر،موسیقی درونی آن را گرفته و فاصله هایی که نوعی وزن را پدید می آورند.این خصوصیات،قرآن را از افاعیل و قوافی بی نیاز ساخته و در عین حال شؤون نظم و نثر،هر دو راداراست.
در هنگام تلاوت قرآن،آهنگ درونی آن کاملا حس می شود.این آهنگ درسوره های کوتاه،با فاصله های نزدیکش و به طور کلی در تصویرها و ترسیم ها بیش ترنمایان است و در سوره های بلند کمتر اما هم واره نظام آهنگ آن ملحوظ است.برای مثال در سوره نجم می خوانیم:
و النجم اذا هوی ما ضل صاحبکم و ما غوی.و ما ینطق عن الهوی.ان هو الا وحی یوحی.علمه شدید القوی.ذو مره فاستوی.و هو بالافق الاعلی.ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی.فاوحی الی عبده ما اوحی.ما کذب الفؤاد ما رای.افتمارونه علی ما یری.ولقد رآه نزله اخری.عند سدره المنتهی.عندها جنه الماوی.اذ یغشی السدره ما یغشی.ما زاغ البصر و ما طغی.لقد رای من آیات ربه الکبری. افرایتم اللات و العزی،و مناه الثالثه الاخری.الکم الذکر و له الانثی.تلک اذن قسمه ضیزی (۳).
این فاصله ها تقریبا وزنی مساوی دارند-اما نه بر اساس نظام عروض عرب-وقافیه نیز در آن رعایت شده است و این هر دو به علاوه ویژگی دیگری است که مانندوزن و قافیه ظاهر نیست و از هم سازی حروف واژگان و هماهنگی کلمات در درون جمله ها یک ریتم موسیقیایی پدید آورده است.ویژگی اخیر به دلیل حس داخلی وادراک موسیقیایی باعث می شود که میان یک ریتم و ریتم دیگری-هر چند که فاصله ها و وزن یکی باشد-تفاوت باشد.
نظمآهنگ در این جا به پیروزی از نظام موسیقیایی جمله نه کوتاه است و نه بلند وطولی میانه دارد و با تکیه بر حرف «روی » (۴) فضایی سلسله وار و داستان گونه یافته است.تمام این ویژگی ها لمس شدنی است و در برخی فاصله ها بسیار نمایان تر،مانند:«افرایتم اللات و العزی و مناه الثالثه الاخری؟»پس اگر بگوییم:«افرایتم اللات والعزی و مناه الثالثه ».قافیه از دست می رود و به آهنگ لطمه می خورد و اگر بگوییم:
«افرایتم اللات و العزی و مناه الاخری »وزن مختل می شود.هم چنین در فرموده خداوند: ا لکم الذکر و له الانثی؟تلک اذن قسمه ضیزی »اگر گفته شود ا لکم الذکر و له الانثی،تلک قسمه ضیزی آهنگ کلام که با کلمه «اذن »قوام یافته مختل می شود.
البته،این سخن بدان معنا نیست که کلمه «الاخری »یا«الثالثه »یا«اذن »حشو و زایداست و فقط برای پر کردن وزن و قافیه آمده،نه، وظیفه مهم تر این کلمات،مساعدت برای رساندن معانی است،و این یکی دیگر از ویژگی های فنی قرآن است که کلمه هم برای رساندن معنا ضروری است و هم آهنگ را قوام می بخشد و هر دوی این وظایف در یک سطح انجام می گیرند و هیچ کدام بر دیگری برتری نمی یابند.
همان گونه که گفتیم نظمآهنگ در آیه ها و فاصله ها،(یا چیزی شبیه به آن)درجای جای کلام قرآن آشکار است.دلیل سخن ما هم این است که اگر کلمه ای را که به شکلی خاص به کار رفته به صورت قیاسی دیگر کلمه برگردانیم یا واژه ای را حذف یا پس و پیش کنیم،در این نظم آهنگ اختلال به وجود می آید.
نمونه نوع اول،ماجرای حضرت ابراهیم علیه السلام است:
قال:افرایتم ما کنتم تعبدون،انتم و آباؤکم الاقدمون،فانهم عدو لی الا رب العالمین،الذی خلقنی فهو یهدین،و الذی هو یطعمنی و یسقین،و اذا مرضت فهو یشفین،و الذی یمیتنی ثم یحیین،و الذی اطمع ان یغفر لی خطیئتی یوم الدین… (۵).
«یاء متکلم »در کلمات یهدین،یسقین،یشفین و یحیین،به خاطر حفظ قافیه باکلماتی مانند«تعبدون،الاقدمون،الدین…»بر گرفته شده است.
مثال دیگر در این آیه هاست: و الفجر و لیال عشر،و الشفع و الوتر،و اللیل اذا یسر،هل فی ذلک قسم لذی حجر؟ (۶) در این جا یاء اصلی کلمه «یسر»به خاطر هماهنگی بافجر و عشر و الوتر و حجر…حذف شده است.
مثال دیگر: یوم یدع الداع الی شی ء نکر،خشعا ابصارهم یخرجون من الاجداث کانهم جراد منتشر،مهطعین الی الداع یقول الکافرون هذا یوم عسر (۷) که اگر یاء«الداع »حذف نشده بود به نظر می رسید وزن شکسته است.
مثال دیگر: ذلک ما کنانبغ فارتدا علی آثارهما قصصا (۸) که اگر یاء«نبغی »را طبق قیاس امتداد دهیم،وزن به نوعی مختل می شود. همین اتفاق،به هنگام افزودن هاءساکن بر یاء کلمه یا یاء متکلم در این مثال ها خواهد افتاد: و اما من خفت موازینه فامه هاویه،و ما ادراک ماهیه،نار حامیه (۹) یا: فاما من اوتی کتابه بیمینه،فیقول هاؤم اقراواکتابیه،انی ظننت انی ملاق حسابیه،فهو فی عیشه راضیه.. . (۱۰).
نمونه برای حالت دوم:در این نوع هیچ گونه تغییری در صورت قیاسی کلمه به وجود نمی آید،اما اگر نظام ترکیب کلمات تغییر کند، اختلالی در موسیقی نهفته در این ترکیب به وجود می آید،مثلا:
ذکر رحمه ربک عبده زکریا،اذ نادی ربه نداء خفیا،قال:رب انی وهن العظم منی واشتعل الراس شیبا،و لم اکن بدعائک رب شقیا (۱۱). که اگر-مثلا-کلمه «منی »پیش از«العظم »آورده شود و عبارت به این شکل در بیاید:«قال ربی انی وهن منی العظم »
احساس می شود وزن شکسته است و«انی »فقط باید پیش از«العظم »بیاید تا آهنگ حفظ شود: قال:رب انی وه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
