خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با آیت الله سید عز الدین زنجانی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با آیت الله سید عز الدین زنجانی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در حاشیه کنگره جهانی هزاره شیخ مفید (ره)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل در حاشیه کنگره جهانی هزاره شیخ مفید (ره) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
58دقیقه
46ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دیدار با حضرت آیت الله بجنوردی (۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 41

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

اشاره: آنچه خواهید خواند حاصل دیداری است با حضرت آیت الله سید محمد موسوی بجنوردی که در تاریخ ۲۹/۱/۷۹ با حضور سرکار خانم دکتر فاطمه طباطبایی (قائم مقام سردبیر پژوهشنامه متین و مدیر گروه عرفان پژوهشکده امام خمینی(س)) و آقای محمد مهدی مجاهدی (مدیر داخلی و دبیر تحریریه پژوهشنامه متین) صورت پذیرفته است. از آنجا که آیت الله بجنوردی از قدیمی ترین شاگردان و یاران حضرت امام در دوران مبارزه به شمار می روند و به مدت چهارده سال در درسهای رسمی حضرت امام تلمذ کرده اند، این دیدار حاوی نکات بدیعی درباره تاریخ انقلاب اسلامی و پاره ای مباحث فقهی و اصولی مرتبط با شخصیت و اندیشه امام خمینی(س) است.

متین: اجازه بدهید این گفتگو را با شرح چگونگی و زمان آشنایی تان با امام آغاز کنیم.

موسوی بجنوردی: سال ۴۲ بود که من از نجف به ایران آمده بودم و به قم مشرف شدم. امام تازه از زندان آزاد شده بودند و به قم آمده بودند. من در منزل یکی از دوستان و بستگان وارد شدم. بعد از نماز مغرب و عشا بود که امام و مرحوم حاج آقا مصطفی و مرحوم آقای اشراقی آمدند برای دیدن بنده. این برای اولین بار بود که امام را دیدم; البته ما از بچگی، در خانواده، برجستگیهای شخصیتی امام را شنیده بودیم و ایشان را می شناختیم، چه از نظر مقام علمی، چه از نظر مقام تقوایی، چه در بعد انقلابی و چه در بعد شجاعت و نترسیدن در مقابل ظلم و دشمنان اسلام. آن دیدار خیلی برای بنده جالب بود. ایشان مقداری از وضع حوزه نجف از بنده پرسیدند. بنده جریانات نجف را از بعد درسی و از نظر جریانهای سیاسی توضیح دادم. در نجف عده ای مسیر ایشان را پی گیری می کردند و عده ای هم به تحریک ساواک و دربار تخریب می کردند. اما آشنایی ما با مرحوم حاج آقا مصطفی به قبل از اینها برمی گردد، چون ایشان پیشتر به نجف آمده بودند. تا اینکه امام به ترکیه تبعید شدند و بنده آن ایام در تهران بودم. اعتراضهای مردمی شروع شد. بازار تهران تعطیل شد و ماجراهایی که در جریان آن هستید اتفاق افتاد.

ما پس از مدتی به نجف برگشتیم. یک روز عصر بود که از کاظمین به ما خبر دادند امام وارد کاظمین شده اند. تحقیق کردیم دیدیم خبر صحت دارد.

متین: پس انتقال امام از ترکیه به عراق با اطلاع و هماهنگی قبلی نبود؟

موسوی بجنوردی: من آنچه از خود ایشان و از مرحوم حاج آقا مصطفی شنیدم این بود که می گفتند ایشان را سوار هواپیما کردند در حالی که اصلا نمی دانستند کجا می روند. ناگهان در فرودگاه گفتند که اینجا فرودگاه بغداد است. امام حتی پول نداشتند سوار تاکسی بشوند و به کاظمین بیایند که مرحوم حاج آقا مصطفی ساعتش را گرو داده بود به راننده تاکسی تا پول برایش قرض کنند و در حرم از یکی از دوستانشان کرایه تاکسی را قرض کرده بودند. بعد هم یکی از علمای آنجا ایشان را دیده بود که همان هم سبب شد که تلفن زدند به نجف و مردم مطلع شدند. صبح فردای آن روز بود که بنده و برادرم به اتفاق هیاتی که مرحوم پدرم برای استقبال از ایشان تعیین کرده بودند به کاظمین رفتیم. امام در منزل یکی از علمای آنجا بودند، به دیدنشان رفتیم تا بعدازظهر هم آنجا بودیم و بعد برگشتیم به نجف. ایشان حرم کاظمین را زیارت کردند و به سامرا و بعد به کربلا مشرف شدند که در کربلا از ایشان استقبال بسیار مفصلی شد. در کربلا، ایشان نماز جماعت را هم در همان صحن حرم حضرت سیدالشهداء می خواندند که تقریبا همه صحن به ایشان اقتدا می کرد. چند روزی در کربلا بودند که ما مجددا به خدمت ایشان رسیدیم تا اینکه بنا شد به نجف بیایند.

متین: فرمودید ایشان در کربلا نماز جماعت می خواندند. آن وقت آنجا چه کسی امام جماعت صحن سید الشهداء بود که جای خود را به امام داده بود؟

موسوی بجنوردی: سید محمد شیرازی. او جزء پرچمداران استقبال بود و جایش را به ایشان داد و خودش هم می آمد و اقتدا می کرد و بعد هم وقتی که امام خواستند به نجف بیایند خود همان آقا سید محمد شیرازی همراه ایشان به نجف آمدند. در مسیر حرکت ایشان به سوی نجف مراسم استقبال بسیار مجللی تشکیل شد. استقبال کنندگان تا نیمه راه که جایی است چهل کیلومتری کربلا و چهل کیلومتری نجف به پیشواز آمدند. امام آنجا پیاده شدند و با مردم دیداری کردند و مجددا به سوی نجف ادامه مسیر دادند. در نجف استقبال عظیمی از ایشان شد. چه از سوی حوزه علمیه چه از سوی مردم. ایشان یکسره به حرم مشرف شدند سپس به همان خانه ای که برایشان کرایه کرده بودند، رفتند. خانه ای شصت متری که تا آخر هم در همان خانه بودند. بعد از نماز مغرب و عشا دید و بازدیدها شروع شد و تمام مراجع تقلید و همه طلاب حوزه علمیه به دیدار ایشان آمدند. ایشان شب اول و شب دوم مقداری صحبت کردند. دو روز بعد از ورودشان بود که فرمودند که می خواهند درس بگویند.

متین: فرمودید که جریانهایی در حوزه نجف بودند که با نوع حرکت امام مخالف بودند، مبنای مخالفت ایشان با حرکت امام چه بود؟

موسوی بجنوردی: من الآن نمی خواهم اسم بیاورم چون اینها در اسناد محفوظ است که چه افرادی کارشکنی می کردند، به اطرافیان امام و انقلابیون تهمت می زدند. حتی طوری شده بود که اطرافیان امام مجبور بودند هر شب به حرم مشرف می شوند و نمازشان را در حرم بخوانند. چون در مردم وسوسه کرده بودند که اطرافیان امام نماز نمی خوانند و اینها کمونیستند. حضرت آیت الله حکیم که فوت کردند، خوب ایشان مرجع تقلید عراق بودند، مردم آنجا آماده بود که از یک مرجع انقلابی تقلید کنند، چون آقای حکیم با صدام و بعثیها درافتاده بودند. این جالب بود برای مردم که یک مرجع انقلابی داشته باشند و آن ایام هم مصادف شد با انتشار کتاب حکومت اسلامی امام و درس ولایت فقیه که به عربی ترجمه شده بود که ما سعی می کردیم آن را به شهرستانها بفرستیم. گروههایی در نجف بودند که می رفتند همه این کتابها را جمع می کردند و آن روحانیونی را که در آنجا بودند تهدید می کردند که شما نباید این کتاب را پخش کنید.

متین: شما فکر می کنید که دولت عراق چقدر در این القائات مؤثر بود؟

موسوی بجنوردی: آنها در زیر پرده از این القائات راضی بودند. آنها مایل نبودند که امام مرجع شود، چون آنها امام را به خوبی می شناختند. در اینجا بی مناسبت نیست که خاطره ای برایتان نقل کنم. وقتی که بر سر اروند رود میان ایران و عراق درگیری پیش آمد، چند تا از وزرای دولت عراق به نجف خدمت امام آمدند که شما مطلبی بر علیه شاه بنویسید. امام تشر محکمی به اینها زدند و گفتند که من با شاه که دشمنی دارم به خاطر دشمنی او با اسلام است نه بر سر استقلال و تمامیت ارضی ایران. حالا شما می خواهید بروید یک قطعه از ایران را بگیرید و از من می خواهید بر علیه او و به نفع شما برای نفی تمامیت ارضی ایران اطلاعیه بدهم. خوب این بسیار برای آنها گران بود و با اوقات تلخی و بدون خداحافظی رفتند. امام موضعش این بود. آنها می دانستند که امام چنین آدمی است، وقتی که تشخیص داد، مقابل هر کس که باشد می ایستد. بنابراین هیچ وقت حکومت بعث مایل نبود که امام مرجع تقلید مردم عراق بشود، بنابراین زیر پرده دولت عراق هم از آن عده مخالف مرجعیت امام حمایت می کردند. به هر حال بعد از آقای حکیم اینها حتی جلو مرجعیت آیت الله شاهرودی را هم گرفتند، البته آقای شاهرودی که فوت کردند، عده زیادی از ایرانیها مقلد امام شدند.

متین: در دورانی که شما در عراق شاهد موضع گیریهای امام بودید، دیدگاه امام را درباره اصل مبارزه مسلحانه با رژیم شاه و گروههایی که مشی مبارزه مسلحانه داشتند، چگونه یافتید؟

موسوی بجنوردی: امام با ترور و اقدام مسلحانه بشدت مخالف بودند. من می دیدم که ایشان موافق ترور و حرکت مسلحانه نیستند و هدف ایشان این بود که باید از راه حرکت مردمی و اکثریت آراء، مبارزه را پیش برد. از ابتدا امام همین حرفها را می زدند. یعنی از همان اول دو رکن را برای حکومت اسلامی همیشه در کنار هم بیان می کردند و می گفتند که حکومت اسلامی بر دو رکن استوار است: یکی احکام اسلام و دیگری مردم. طبیعتا مبارزه مسلحانه با این طرز تفکر جمع نمی شود. بعدا حرکت حزب ملل اسلامی شروع شد که رهبرشان برادر ما بود. خوب اینها قیام مسلحانه کردند. برادر ما که محکوم به اعدام شد، امام راحل جز کسانی بود که خیلی فعالیت کردند تا اعدام نشود. امام راحل اقداماتی کردند که من الآن نمی توانم بگویم و بیانی جداگانه می طلبد. جالب این است که این مساله را حتی مرحوم پدرم هم نمی دانستند و بعد از فوت ایشان حاج آقا مصطفی به من گفت که امام چه کار عظیمی کرده بودند، در عین اینکه به قیام مسلحانه ترغیب نمی کرد. اما از افرادی که قیام مسلحانه شان رنگ اسلامی صرف داشت در مواقع حساس حمایت می کردند; مثلا اگر محکوم به اعدام می شدند از آنها حمایت می کردند، اگر به زندان می رفتند به اینها کمک می کردند. اما گروههایی از مجاهدین خلق آمدند خدمت امام تا اجازه ای بگیرند و از حمایت مالی ایشان هم بهره مند شوند، حتی برخی از روحانیان مبارز ایران هم از ایران دائما سفارش این گروه را به امام می کردند، اما اینها آمدند و حرفهایشان را زدند، ولی امام قدر سر سوزنی به اینها اعتقاد نداشتند و اعتماد نکردند و آنها از همان راهی که آمده بودند، ست خالی برگشتند.

متین: امام شهریه نجف را از چه زمانی شروع کردند؟

موسوی بجنوردی: از ماه دوم که به نجف آمدند ایشان پولی برایشان آمد و آن را تقسیم کردند. بعد دو یا سه ماه شهریه ندادند. بعضی به ایشان گفتند که قرض کنید و شهریه بدهید. ایشان در جواب گفتند که اهل قرض نیستم، اگر پولی رسید شهریه می دهم. دو ماه یا سه ماه شهریه ندادند. بعد از دو، سه ماه که مساله در ایران جا افتاد، شهریه دوباره شروع شد و تا آخر استمرار پیدا کرد. نکته ای را هم بد نیست که درباره شهریه شان بگویم. در نجف رسم بود مراجع به ایرانیها دو برابر سایر طوایف شهریه می دادند. به افغانیها و عربها نصف ایرانیها می دادند. امام راحل که آمدند گفتند که این مبنا درست نیست. ایرانی، افغانی، عرب، هندی و پاکستانی همه به یک میزان از ایشان شهریه دریافت کردند و به همین سبب شد که سایر مراجع هم همین روش را در پیش گرفتند.

متین: فرمودید که امام دو روز پس از ورودشان به نجف، تصمیم به تدریس گرفتند. در این باره توضیح بیشتری بفرمایید.

موسوی بجنوردی: گروهی به ایشان اصرار داشتند که ایشان باب «اجاره » را شروع کنند، گروهی اصرار داشتند که باب «صلوه » را تدریس کنند، چون ایشان باب «طهارت » را در قم تدریس کرده بودند و درسهایشان را هم نوشته بودند. این یکی از خصوصیات امام – رحمه الله علیه – بود که هرچه را درس می دادند، می نوشتند. بالاخره خود ایشان فرمودند که «مکاسب محرمه » را هم نوشته اند و هم درس گفته اند و می خواهند از اول مکاسب، «کتاب البیع » را شروع کنند و بدین ترتیب تدریس را شروع کردند. این دوره درس بیع در حدود دوازده سال طول کشید، که در این دوره مجموع بیع و خیارات را درس گفتند و نوشتند که در پنج مجلد به نام کتاب البیع منتشر شده است. بنده اینجا لازم می دانم مطلبی را در خصوص درس بیع ایشان بیان کنم. علمای بسیاری به عناوین گوناگون درباره کتاب بیع و خیارات کتاب نوشته اند یا درس گفته اند و بعدا به صورت کتاب منتشر شده است و همه ایشان از بزرگان هستند و تحقیقاتی دارند، لکن به نظر بنده و بلکه نه فقط از نظر بنده که از نظر اکثر فضلا، درس بیع امام در فقه معاملات شیعه از نظر نوآوری و دقت نظر بی سابقه و کم نظیر یا بی نظیر است. یعنی ایشان مبانی ای در معاملات دارد که منحصر به خود ایشان است. به هر حال ایشان با این گستردگی درس را شروع کرد. فضلا همه به درس ایشان می آمدند و از همان روز اول شروع به نوشتن کردند و بتدریج این مجلدات چاپ می شد; یعنی هر مجلدی که تمام می شد آن را چاپ می کردند، و حتی در تابستان هم که درسها تعطیل بود و همه برای استراحت می رفتند، ایشان مجددا همان نوشته ها را بررسی می کردند. یعنی همیشه در تابستان هر وقت خدمت ایشان می رسیدم ایشان مشغول مطالعه و نوشتن بودند. هیچ وقت ما ندیدیم که به عنوان استراحت دست از کار بکشند، تا اینکه ایشان درس بیع و خیارات مکاسب را تمام کردند و چاپ شد. گروهی از طلبه ها، از بنده خواستند که خدمت ایشان بروم و از ایشان خواهش کنم که شما صلوه را شروع کنید. ایشان به بنده فرمودند که بعید می دانم که عمر من کفایت کند که صلوه را اینجا بگویم. بنده خدمتشان عرض کردم که ما اشتیاق داریم که شما بحثی را که جای صناعت و طرح مبناست در اینجا بفرمایید. اگر حضرت عالی صلاح بدانید بحث خلل صلوه را بر «قاعده لاتعاد» تطبیق بکنید. این یکی از مهمترین و مشکلترین مباحث فقهی است که نقل می کنند. مرحوم میرزا نائینی اگر می خواست به کسی اجازه اجتهاد بدهد، از این بخش از او امتحان می گرفت. حضرت امام فرمودند که اشکالی ندارد، ما هم به طلبه ها این بشارت را دادیم که امام از فردا از اول «خلل » شروع می کند. امام مبحث خلل را در تطبیق بر «قاعده لاتعاد» به دقیق ترین نحوی که ما تصور می کردیم شروع کردند و نوشتند. مراحل پایانی این بحث بود که ایشان را یک هفته محصور کردند و نمی گذاشتند که کسی به خدمتشان برود یا خودشان از منزل بیرون بیایند. حتی ایشان در آن یک هفته نتوانستند به حرم مشرف بشوند، در حالی که در مدت اقامتشان در نجف شبی نبود که تشرفشان به حرم ترک شود. تا اینکه بنابر این شد که ایشان از عراق خارج شوند. آخرین شبی که در نجف بودند به حرم مشرف شدند و زیارت کردند و صبح فردای آن روز به کویت رفتند و دنباله ماجرا را می دانید. بعد از پیروزی انقلاب که حضرت امام به قم آمدند، ما خدمتشان که رسیدیم ایشان فرمودند که ما می خواهیم که این بحث را چاپ کنیم اما باید یک نگاه دوم به آن بشود. با نظر ایشان بنا شد حضرت آیت الله فاضل لنکرانی – حفظه الله – هم در جریان باشند. به این ترتیب درس «خلل صلوه » ایشان دقیقا مورد بررسی قرار گرفت و تحقیق کامل شد و چاپ شد که یکی از بهترین کتابهایی است که در این زمینه موجود است.

متین: آیا امام اصول فقه هم تدریس می کردند؟

موسوی بجنوردی: نه، درس اصول نمی گفتند. اما ما از ایشان خواهش کرده بودیم که در ضمن بحثهای فقهی مبنای اصولیشان را هم بیان کنند که ایشان مفصلا مبانی اصولیشان را در ضمن بحثهای فقهی طرح می کردند.

متین: جنابعالی یکی از خصوصیات درس فقه حضرت امام را طرح مبناهای اصولی در ضمن درس دانستید. آیا سبک تدریس ایشان ویژگیهای دیگری هم داشت، یعنی سبک ویژه ای را در تدریس فقه می توان به این ایشان نسبت داد؟

موسوی بجنوردی: تدریس ایشان چند خصوصیت داشت که به سهم خود تحولی در حوزه نجف به وجود آورد. در حوزه نجف ایج بود که وقتی یک بحث فقهی را طرح می کردند، ابتدا می گفتند که در صورت شک چه باید بکنیم. لذا بحث شک را ابتدا طرح می کردند و بعد به بحث فقهی می پرداختند. حضرت امام این روش را عوض کردند، یعنی اول بحث فقهی را طرح می کردند و روایات، آیات و اجماعات، همه را کاملا بررسی می کردند و بعد هم نظر خودشان را می دادند و بعد می رفتند مقتضای شک را بررسی می کردند. این یک تغییر روشی بود که در فقه نجف ایجاد شد.

دیگر اینکه حوزه ها خیلی حسن ظن به سابقین دارند، یعنی وقتی بزرگان قبلا چیزهایی گفته اند روی آنها بسیار حساسند و تا می توانند کمتر به آنها تعرض می کنند، به خصوص بر اساتید خودشان که صاحب مبنا هستند. اما امام به عکس رفتار می کردند و اصلا کاری به این نداشتند که گذشتگان چه چیزی گفته اند. ایشان اتکای عظیم به فهم خودشان می کردند. این عامل مهم نوآوری در فقه است. یعنی یکی از رمزهای موفقیت امام در نوآوری فقهی شان این بود که هیچ وقت مرعوب گذشتگان، بزرگان و اساتید نمی شدند. حرفهای آنها را نقل می کرد، شدیدا هم رد می کرد و بعد حرف خودشان را آزادانه می زدند. فقه شیعه وقتی می تواند پویا باشد و رشد بکند که این طرز تفکر بر آن حاکم بشود، اما اگر بخواهیم بنشینیم و بگوییم که این سخن را تا به حال کسی نگفته،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.