اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 66
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب شامل 88 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خاطرات سفر آیه اللّه سبحانی به کشور مغرب :
پاسخ به پرسش های علمی در آکادمی کشور مغرب
در شماره
گذشته، بحث علمی حضرت استاد آیت اللّه سبحانی، پیرامون ادوار فقه اسلامی و سه
پیشنهاد برای پویایی اجتهاد که در آکادمی کشور مغرب ایراد شده بود از نظر
خوانندگان گرامی گذشت.
اینک در
این شماره بخشی از پاسخ های استاد به پرسش های حاضران در نشست علمی یادشده ارائه
می گردد و بخش بعدی پرسش ها و پاسخ ها به شماره بعدی مجله، موکول می شود:
نقد مجری جلسه
من با
تشکر از سخنرانی سودمند آیت اللّه سبحانی، نقطه نظرهای خود را یادآور می شوم:
۱.
نکته ای که ایشان درباره به کارگیری واژه «حبل» یادآور شدند، نکته ارزشمندی است.
من در این قسمت با ایشان موافقم و ما باید به وحدت کلمه، ارزش بیشتری بدهیم و
همان طوری که ایشان مطرح کردند، گفتگو میان مذاهب فکری بسان تلاقی دو سیم مثبت و
منفی است که از آن برق و نور تولید می شود و برای احیای امّت، چاره ای جز تمسّک به
حبل وحدت و یگانگی نیست.
۲.
آیت اللّه سبحانی، بسته شدن باب اجتهاد در سال ۶۶۵ را نقصی در فقه سنّی دانستند و
پیشنهاد کردند که بار دیگر باب اجتهاد مطلق، گشوده شود، و فقیهان بدون اینکه خود
را در حصار مذهبی قرار دهند، در پرتو اجتهاد مطلق، رأی خود را اظهار کنند، هرچند
نظر این مجتهد، با امام مذاهب پیشین مخالف باشد.
به نظر
من، بسته شدن باب اجتهاد، هدف دیگری را تعقیب می کرد و آن حفاظت از ثروت فقهی بود
که تا آن قرون بر اثر اجتهاد، پدید آمده بود. اگر باب اجتهاد بسان گذشته مفتوح
می ماند، این ثروت بر اثر تشتّت آراء، از بین می رفت.
۳.
خوشبختانه اجتهاد مطلق، امروز در کشور ما در مسائل نوظهور، وجود دارد و فقیهان در
سایه یک رشته اصول، مانند سدّ ذرایع و مصالح مرسله، قیاس و استحسان و… به پاسخ
آنها می پردازند.
در پایان،
من به برخی از کاستی ها در فقه خودمان اعتراف می کنم و شاید پیوند ما با جمهوری
اسلامی این کاستی ها را برطرف کند.
پاسخ نظریات مجری
با عرض
تشکر از نقطه نظرهای استاد محترم، آقای عباس جرّاری، بنده نیز درباره نظریات ایشان
توضیحاتی دارم:
الف. از
این که نظر ما در به کار بردن واژه «حبل» مورد پذیرش ایشان قرار گرفته، خوشوقت و
مسرورم، زیرا وی اهل زبان است، تأیید ایشان، مایه دلگرمی ماست.
ب. ولی
نکته ای که ایشان در مورد بسته شدن باب اجتهاد یادآور شده اند، چندان روشن نیست،
زیرا هرگاه اجتهاد، تابع اصول و ضوابطی باشد، استمرار آن مایه حفاظت ثروت و رشد و
تکامل آن است، نه بستن باب آن، بلی اجتهادی که فارغ از ضوابط و قوانین پیش برود،
مسلّما سر از هرج و مرج درآورده و ثروت فکری را به باد می دهد، ولی ما فکر
نمی کنیم که گذشتگان ما در قرن هفتم دارای چنین راه و روشی بودند. اصولاً نمی شود
از درخت تلخ؛ میوه شیرین چید. بستن باب اجتهاد، بستن باب فکر و اندیشه است، و میوه
چنین درختی تلخ خواهد بود، نه شرین (حفظ ثروت). بستن باب اجتهاد، میراندن فکر و
اندیشه است نه حفظ ثروت فکری.
ج. حضرت
ایشان یادآور شدند که در مورد مسائل مستحدثه، چنین اجتهاد مطلقی وجود دارد، ولی
باید سؤال کرد که تلاش این گروه در چارچوب مذهب امام مالک است، یا جدا از آن؟ در
صورت نخست نام آن را نمی توان اجتهاد مطلق نهاد، بلکه اجتهاد در مذهب است. و در
صورت دوم هرچند گامی به پیش محسوب می شود، ولی نباید اجتهاد مطلق را به مسائل
نوظهور منحصر کرد، بلکه کلیه مسائل جهان اسلام را از طهارت تا دیات باید در بر
گیرد و ما نباید فتوای گذشتگان را لوح محفوظ تلقی کرده و تصور کنیم که نباید خراشی
به آن وارد شود.
من اکنون
دو مسأله را مطرح می کنم که در حج، مشکلاتی را پدید آورده است: یکی مسأله سجده بر
فرش و موکت است، از نظر فقه امامی باید سجده گاه، زمین و یا چیزی روییده از زمین
باشد و در این صورت، نماز باطل است و گواه آن گفتار پیامبراکرم
صلی الله علیه و آله است که فرمود: «جُعلَتْ لی الأرضُ مَسْجدا و طَهورا(۱)»،
بنابراین باید بر زمین و یا روییدنی های آن به شرط آن که خوردنی و پوشیدنی نباشد،
سجده کرد. ولی فقیهان اهل سنت، سجده بر همه چیز را به شرط طهارت، جایز می شمارند و
مسجد نبوی سرتاسر مفروش بوده و نقطه ای که انسان در آنجا بر زمین سجده کند، کمتر
به چشم می خورد، و همین مسأله، مشکلی را میان شیعیان و متصدیان به وجود آورده است.
آیا نباید فقیهان اسلام، دور هم جمع شوند و این مسأله را بازشناسی کنند؟ و حدیث
بخاری را نادیده نگیرند؟ کتابی که از نظر اهل سنت، معتبرترین کتاب پس از قرآن است.
مسأله
دوم، در برخی از سالها، مسأله رمی جمره فاجعه می آفریند، و در همین سال جاری (۱۳۸۲
شمسی- ۱۴۲۴ قمری) دهها نفر جان سپردند. درست است که وسعت مسیر برای رمی جمره در
منی درخور زائران حالا نیست ولی مشکل مهم در جای دیگر است و آن این که فقیهان اهل
سنت بالأخص حنابله، رمی را در روز دهم از نظر وقت، محدود به طلوع آفتاب تا زوال آن
می دانند و در روز یازدهم و دوازدهم، وقت آن را محدود به زوال یا غروب آفتاب
می سازند، در این صورت یک جمعیت میلیونی می خواهد در این وقت کم، رمی جمره کند که
قطعا مشکل آفرین خواهد بود. آیا وقت آن نرسیده است که فقهای اهل سنت در کنار
فقیهان شیعه بنشینند و این مسأله را بررسی کنند تا روشن شود که در فقه اهل بیت
(علیهم السلام) وقت، وسیعتر از آن است که تصور شده است و در هر سه روز از طلوع
آفتاب تا غروب آن، وقت مشروع رمی جمره می باشد. حتی برای افرادی که معذورند، رمی
در شب نیز اجازه داده شده است.
د. در
ناموس خلقت، کمالات پدران به فرزندان می رسد، من در کشور مغرب اشراف حسنی را
فراوان دیده ام و بسیاری از آنها دارای مقامات علمی و سیاسی هستند، ولی آنچه در
مراکز و کتابخانه های اینجا به چشم نمی خورد، علوم اهل بیت (علیهم السلام) یعنی
دانش های پدران و نیاکان شماست. شایسته است که علما و دانشمندان مغرب، بالأخص در
مسائل فقهی به آثار بازمانده از آنان مراجعه کنند.
نقطه نظرهای دکتر سعید بن سعید العلوی
تا اینجا
بررسی سخنان آقای عباس جرّاری به پایان رسید، آنگاه ایشان از فرد دیگری به نام
دکتر سعید بن سعید العلوی، رئیس دانشکده ادبیات و علوم انسانی دعوت کرد و او را
دارای مقام خاصی در میان دانشمندان مغرب، معرفی کرد. سپس ایشان سخنان خود را
درباره سه پیشنهاد اینجانب چنین مطرح کرد:
اوّلاً:
من با تدریس فقه مقارن و استفاده از فقه امامی در دوره دکتری، کاملاً موافقم. و
همین طور که ایشان گفته اند، در این بخش، فقه به صورت گسترده با در نظر گرفتن آرای
فقهای اسلام، مطرح شود، و از نظر اجتهاد، حق، آن است که در چارچوب مذهب باشد ولی
بر روی مذاهب دیگر نیز منفتح باشد.
ثانیا: من
درباره دیگر سخنان ایشان در مورد تقلید از مجتهد حیّ در مقایسه با مجتهد میّت
ملاحظاتی دارم:
الف:
مجتهدان گذشته هرچند به ظاهر میّت و مرده هستند، ولی آنان به وسیله علم و دانشی که
به ارث نهاده اند، حیّ و زنده اند، بنابراین تقلید از میّت، در حقیقت، تقلید از
حیّ است.
ب: ما، در
تجربه خود در قرن بیستم دیدیم که فقهای گذشته ما آثار و افکاری به جا نهاده اند که
بالاتر از آن است که حقوقدانان غرب امروز به جهان عرضه می کنند، ما به هنگام
مقایسه، به این برتری دست می یابیم و آنان برای پیروی شایسته تر هستند تا
حقوقدانان قرن بیستم.
ضمن
احترام به نظر ایشان در مورد این که اگر کسی به مرتبه اجتهاد رسید، نباید از دیگری
تقلید کند، ولی در این مورد من سه نگرانی دارم:
۱. ممکن
است برخی از فقها، به خاطر شکستن حصار مذهب، در برخی از مسائل، فتاوایی بدهند که
مایه خروج از جماعت و برهم خوردن وحدت باشد.
۲. امروز
بر اثر گسترش علوم، اجتهاد فردی امکان پذیر نیست، بلکه راه و چاره این است که
فقیهان با صاحب نظران مسائل اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و علوم طبیعی دور هم جمع
بشوند و با سنجیدن افکار به نتیجه مثبت آن برسند.
۳. هرگاه
اجتهاد مطلق، فاقد ضوابطی باشد، چه بسا ممکن است پیامدهای ناگواری داشته باشد.
پاسخ سخنان آقای دکتر سعید بن سعید العلوی
با تشکر
از عنایات ایشان به سخنانم و این که فقه مقارن (تطبیقی) را با توجه به فقه امامی
پذیرفتند، درباره دیگر نظریات ایشان، تذکراتی به این صورت دارم:
۱. اینکه
فرمودند علمای گذشته حیّ و زنده اند جای شک و شبهه نیست، و امیرمؤمنان علی بن
ابیطالب علیه السلام می فرماید: «العلماء باقون ما بقی الدهر»، ولی زنده بودن آنان
به این معنی نیست که فقط به کوشش های آنان اکتفا کنیم و خود از سعی و کوشش باز
بمانیم. طبیبان گذشته نیز با آثار خود زنده اند، آیا این مجوز آن می شود که
دانشکده های پزشکی را ببندیم و فقط به نظرهای طبیبان پیشین بسنده کنیم. احترام به
گذشتگان و ارج نهادن به آثار ایشان چیزی است و بستن باب فکر و دست روی دست گذاردن
و از مانده دیگران، بهره گرفتن چیز دیگری است. مطلب نخست را می پذیریم ولی مطلب
دوم از نظر خرد، مردود است.
درباره
نگرانی های ایشان از اجتهاد مطلق، یادآور می شویم که معنی اجتهاد مطلق این نیست که
تمام اندیشه ها و ضوابط گذشتگان را نادیده بگیریم و روز از نو روزی از نو شروع
کنیم، بلکه با بهره گیری از این میراث ارزشمند، فقه را پویاتر و والاتر سازیم.
هرگز این مسأله، نگرانی ایجاد نمی کند. بله اگر اجتهاد مطلق، فاقد ضوابط باشد،
نگرانی های ایشان قابل توجه است.
۲. توسعه
علوم و دانش ها، ایجاب می کند که فقیهان در موضوعات مربوط به دیگر دانش ها و
تخصص ها از متخصصان این دانش ها، بهره بگیرند و لذا فقیه، پیوسته با طبیب و
اقتصاددان در ارتباط است، ولی این به آن معنا نیست که متخصص در پزشکی و علوم
اقتصادی، حکم شرعی تعیین کند، بلکه آنها موضوعات را برای فقیه تشریح می کنند.
(مثلاً جایگاه اسکناس در اقتصاد امروز)، آنگاه فقیه حکم شرعی را صادر می کند.
تذکرات دکتر عزالدین العراقی
مجری
جلسه، ایشان را به عنوان یکی از اساتید طب و از اعضای آکادمی مغرب و رییس سابق
سازمان کنفرانس اسلامی معرفی کرد. وی یادآور شد که تخصص من، در طب است نه در فقه،
ولی این را می خواهم بگویم که اجتهاد، خود هدف نیست، بلکه وسیله ای برای حل مشکلات
موجود است اما در کشورهای اسلامی نوعی چالش وجود دارد که مطرح می کنم:
برخی از
کشورها در قانونگذاری، قدرت را بیشتر به فقیهان می سپارند و برخی دیگر به
پارلمان ها و مجالس قانونگذاری در نظام دموکراسی. مسلّما این نوع اختلاف میان فقها
و نمایندگان پارلمان ها نوعی تحیّر و سرگردانی برای شهروندان مسلمان پیش می آورد.
من این مسأله را مطرح می کنم تا چاره ای برای آن پیدا شود.
پاسخ سخنان جناب دکتر عراقی
با عرض
تشکر از مقام محترم آقای عراقی، یادآور می شوم که بحث ما روی نظام اسلامی است. در
نظام اسلامی برای قانون سه مرحله داریم:
۱. مرحله
تشریع و تقنین که از آنِ خداست و غیر از او کسی حق قانونگذاری ندارد. چنانکه
می فرماید:
«إنِ
الحُکْمُ إلّا للّه أَمَرَ أَنْ تَعْبُدوا الّا إیّاه(۲)»: «حکومت از
هر نظر از آنِ خداست، فرمان داده که غیراو را نپرستید».
نکته این
انحصار، روشن است، زیرا قانونگذاری، نیاز به ولایت و سرپرستی دارد و هیچ فردی بر
فرد دیگری سلطه و ولایت ندارد جز خدا که ولیّ تمام انسان هاست و ولایت پیامبر
علیه السلام نیز پرتوی از ولایت خداست.
۲. مرحله
تبیین و تشریح، که این مرحله از آنِ فقیهان است که در پرتو کتاب و سنّت و دیگر
قواعد فقهی، حکم مشروع را بیان می کنند، بدون اینکه در احکام الهی، دخل و تصرف
کنند.
۳. مرحله
تخطیط و برنامه ریزی که از آنِ پالمان هاست. وظیفه مجلس شورای ملی یا اسلامی،
قانونگذاری نیست و حقی در آن ندارد، بلکه در چارچوب قوانین اسلامی، برنامه ریزی
می کند و حتی بر برنامه ریزی آنان شورای دیگر از فقها نظارت می کند که مبادا از
حدود شرع بیرون بروند.
در جمهوری
اسلامی، در کنار مجلس شورای اسلامی، گروهی به نام شورای نگهبان قرار دارد که این
وظیفه را بر عهده گرفته است. اگر کشورهای اسلامی از برنامه و نظام اسلامی پیروی
کنند، هیچ نوع چالشی میان تشریع الهی و برنامه ریزی پارلمان، پیش نمی آید.
نظریات دکتر فاروق حماده
آقای دکتر
حماده از اساتید آکادمی و متخصص در سنت و سیره نبوی است. وی پس از تقدیر از
سخنرانی اینجانب، تذکراتی را به شرح زیر داد:
۱. علت
بقای چهار مذهب آن است که توانسته اند روش و شیوه مدوّنی را برای استنباط احکام،
عرضه کنند که در دیگر مذاهب، این شیوه وجود نداشته است و از این جهت، خدا خواست که
این مذاهب باقی بماند.
۲. علت
رکود فقه از قرن ششم تا دوازدهم، دو چیز است:
الف. در
قرن های پیشین، مردم به خاطر نزدیکی به اسلام، در همه چیز به فقها مراجعه
می کردند. قطعا فقه، حالت شکوفایی داشت، ولی از آن قرن تا قرن دوازدهم، این نگرش،
کمرنگ شده است و لذا فقه، دچار رکود شده است.
ب. از این
گذشته در این دوره، مجتهدان قوی و نیرومندی که دارای صلاحیّت های بالایی باشند،
کمتر در اجتماع پدید آمدند و لذا بار فقه به منزل نرسید.
۳. من
موافقم که در دوره دکترا، همان طور که آقای سعید بن سعید گفتند، فقه مقارن تدریس
شود و اجتهاد مطلق به میدان بیاید و دانشجویان، از دیگر مذاهب و ادلّه آنان آگاه
شوند، ولی اگر فقه مقارن در دوره لیسانس پیاده شود، جز هرج و مرج و طغیان، نتیجه
دیگری نخواهد داشت و افرادی پیدا می شوند که از هر مذهب رأی ضعیف تر و از هر
اندیشه، ناپایدارترین آن را گزینش می کنند.
پاسخ نقد و نظر آقای دکتر حماده
با عرض
تشکر از بیانات جناب آقای دکتر حماده که رشته دوستی ما با ایشان به ربع قرن
برمی گردد، یادآور می شوم:
اوّلاً:
این که می گویند صاحبان این چهار مذهب، روش محکم و استواری را عرضه کردند، از این
جهت سرنوشت آنان بقای در جامعه بود، با برخی از مذاهب تطبیق نمی کند. مثلاً احمد
بن حنبل در درجه نخست، محدّث بود و کسی که توانست فقهی برای او تنظیم کند، شاگرد
او خلّال است. او بر اثر گردآوری فتاوای احمد بن حنبل توانست آن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
