خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جوانان کربلا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جوانان کربلا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زهیر بن قین بجلی رایت شجاعت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زهیر بن قین بجلی رایت شجاعت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
28دقیقه
39ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 55

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت با 28 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تازه عروس و داماد خوشبخت :

مادر، پسر و عروس در بیابان ثعلبیه به دامداری مشغول بودند. این سه نفر به نام های قمر، وهب و هانیه، زندگی آرام و ساده ای داشتند. وهب گوسفندان خود را برای چرا به دشت و صحرا می برد و شب باز می گشت. او تازه با هانیه عروسی کرده بود. هر سه مسیحی بودند. امام حسین علیه السلام با یاران خود در مسیر حرکت به سوی کربلا، چشمشان در صحرای ثعلبیه به خیمه سیاه سوخته ای افتاد. امام نزدیک آن خیمه رفت. دید پیرزن فقیری در آنجا زندگی می کند. او قمر مادر وهب بود. امام حال و روزگار او را پرسید. او گفت: روزگار می گذرد. ولی ما در مضیقه آب هستیم. اگر آب می داشتیم بسیار خوب بود. امام با او به کناری رفتند، تا به سنگی رسیدند، امام با نیزه خود آن سنگ را از جا کند. آب خوش گواری از زیر سنگ بیرون آمد. پیرزن بسیار شادمان شد و از امام علیه السلام تشکر کرد. هنگام خداحافظی، امام حسین علیه السلام هدف از هجرت و حرکت خود را گفت و به آن مادر پیر فرمود: ما نیازی به یار و یاور داریم. وقتی که پسرت وهب بازگشت، به او بگو به ما بپیوندد و ما را در راه دفاع از حق و مبارزه با ظلم کمک کند.

امام رفت. پیرزن در حیرت فرو رفته بود، عظمت و کرامت و ضعیف نوازی و مهربانی امام فکر و قلب او را قبضه کرده بود. دلش می خواست با امام حرکت کند. صبر کرد تا عروس و پسرش وهب آمدند. آنان آب گوارای چشمه در کنار خیمه خود را دیدند. از علت پرسیدند. قمر جریان را برای آنان تعریف کرد. و پیام امام را نیز به پسرش ابلاغ نمود. این سه نفر شیفته امام شدند. بار و بنه خود را برداشتند و به سوی کاروان امام حرکت کرده و به حضور امام رسیده و اسلام را پذیرفتند و با سپاه امام علیه السلام با کمال عشق و علاقه به راه خود ادامه داده تا به کربلا رسیدند. نه روز از عروسی وهب و هانیه می گذشت. آنان ماه عسل خود را در کربلا کنار حسین علیه السلام و خاندان ارجمند ایشان گذراندند. سرانجام روز عاشورا و در هفدهمین روز عروسی خود، وهب و هانیه به شهادت رسیدند. قمر با دلاوری های خود، حماسه ها آفرید و روسفیدی دو سرا را کسب کرد. اینک به چگونگی شهادت وهب و هانیه توجه کنید:

روز عاشورا فرا رسید. قمر به وهب گفت: پسرم برخیز و پسر دختر پیامبرصلی الله علیه وآله را یاری کن.

وهب گفت: مادرم حتما یاری می کنم و کوتاهی نخواهم کرد.

ام وهب آن چنان پسرش را عاشقانه به سوی میدان دعوت می کرد، که گویی می خواهد کبوترش را به سوی میدان به پرواز درآورد. او اشک شوق می ریخت که جوان تازه دامادش، در رکاب حسین علیه السلام شهد شهادت بنوشد.

هانیه همسر وهب به خاطر غربت و این که با وهب تازه عروسی کرده بود، در آغاز در مورد رفتن وهب به میدان بی میل بود. و تحمل فراق وهب برای او سخت و رنج آور بود. ولی قمر اصرار داشت که وهب به میدان برود و می گفت: پسرم از تو راضی نخواهم شد مگر این که به یاری پسر پیغمبر بروی. پسرم تو هرگز به شفاعت جد امام حسین علیه السلام نمی رسی مگر با رضایت امام و رضایت من.

سرانجام هانیه به وهب گفت: تو وقتی که کشته شوی وارد بهشت می گردی و همنشین حورالعین می شوی. آنگاه مرا فراموش می کنی. اگر می خواهی دلم را آرام کنی، نزد امام حسین علیه السلام برویم در محضر او با من عهد کن که مرا فراموش نکنی.

وهب و هانیه به حضور امام آمدند. هانیه به امام عرض کرد: من دو حاجت دارم:

۱. وقتی که وهب کشته شد، من بی سرپرست می شوم، مرا به اهل بیت خودت ملحق کن.

۲. وقتی که وهب کشته شد و با حورالعین محشور گردید، شاهد باش که او مرا فراموش نکند.

گفتار از دل برخاسته هانیه، امام حسین علیه السلام را منقلب کرد. قطرات اشک از چشمان حسین علیه السلام سرازیر شد. هانیه را آرام کرد و قول داد که به خواسته های او عمل شود.

وهب به میدان تاخت و رجز جانانه خواند و ایثارگرانه جنگید، و جماعتی را کشت و نزد مادر بازگشت و گفت: آیا از من راضی شدی؟

قمر گفت: از تو راضی نمی شوم تا در پیشگاه حسین علیه السلام کشته گردی. او به میدان بازگشت و همچنان با صولت عجیب می جنگید به طوری که نوزده سواره و بیست پیاده را کشت. سپس هر دو دست او را قطع کردند.

همسرش هانیه عمودی برداشت و کنار شوهرش آمد و گفت: پدر و مادرم به فدایت در رکاب پاکان، با دشمن جنگ کن، وهب لباس همسرش را گرفت تا او را به خیمه ها برگرداند. ولی او می گفت: برنمی گردم تا با تو کشته شوم.

امام حسین علیه السلام فرمود: از ناحیه ما بهت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.