اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 50
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ شامل 87 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پدیده مرگ :
یکی از اندیشه هایی که همواره بشر را رنج داده است اندیشه مرگ و پایان یافتن زندگی است . آدمی از خود می پرسد چرا به دنیا آمده ایم و چرا می میریم ؟ منظور از این ساختن و خراب کردن چیست ؟ آیا این کار لغو و بیهوده نیست ؟
منسوب به خیام است :
ترکیب پیاله ای که در هم پیوست
بشکستن آن روا نمی دارد مست
چندین قد سرو نازنین و سر و دست
از بهر چه ساخت وز برای چه شکست ؟
جامی است که عقل آفرین می زندش
صد بوسه ز مهر بر جبین می زندش
این کوزه گرد هر چنین جام لطیف
می سازد و باز بر زمین می زندش
دارنده که ترکیب طبایع آراست
از بهر چه افکند و را در کم و کاست ؟
گر نیک آمد ، شکستن از بهر چه بود ؟
ور نیک نیامد این صور ، عیب که راست ؟
ناراحتی از مرگ یکی از علل پیدایش بدبینی فلسفی است . فلاسفه بدبین ، حیات و هستی را بی هدف و بیهوده و عاری از هر گونه حکمت تصور می کنند . این تصور ، آنان را دچار سرگشتگی و حیرت ساخته و احیانا فکر خودکشی را به آنها القاء کرده و می کند ، با خود می اندیشند اگر بنابر رفتن و مردن است نمی بایست می آمدیم ، حالا که بدون اختیار آمده ایم این اندازه لااقل از ما ساخته هست که نگذاریم این بیهودگی ادامه یابد ، پایان دادن به بیهودگی خود عملی خردمندانه است .
و نیز منسوب به خیام است :
گر آمدنم به خود بدی نامدمی
ور نیز شدن به من بدی کی شدمی
به زآن نبدی که اندرین دیر خراب
نه آمدمی نه شدمی نه بدمی
چون حاصل آدمی در این شورستان
جز خوردن غصه نیست تا کندن جان
خرم دل آنکه زین جهان زود برفت
و آسوده کسی که خود نیامد به جهان
بر شاخ امید اگر بری یافتمی
هم رشته خویش را سری یافتمی
تا چند به تنگنای زندان وجود
ای کاش سوی عدم رهی یافتمی
نگرانی از مرگ
پیش از اینکه مسأله مرگ و اشکالی را که از این ناحیه بر نظامات جهان ایراد می گردد بررسی کنیم ، لازم است به این نکته توجه کنیم که ترس از مرگ و نگرانی از آن ، مخصوص انسان است . حیوانات درباره مرگ ، فکر نمی کنند . آنچه در حیوانات وجود دارد غریزه فرار از خطر و میل به حفظ حیات حاضر است . البته میل به بقاء به معنای حفظ حیات موجود ، لازمه مطلق حیات
است، ولی در انسان، علاوه بر این، توجه به آینده و بقاء در آینده نیز وجود دارد. به عبارت دیگر در انسان آرزوی خلود و جاویدان ماندن وجود دارد و این آرزو مخصوص انسان است. آرزو فرع بر تصور آینده، و آرزوی جاویدان ماندن، فرع بر اندیشه و تصور ابدیت است و چنین اندیشه و تصوری از مختصات انسان است. علیهذا ترس و خوف انسان از مرگ که همواره
اندیشه او را به خود مشغول می دارد چیزی جدا از غریزه فرار از خطر است که عکس العملی است آنی و مبهم در هر حیوانی در مقابل خطرها . کودک انسان نیز پیش از آنکه آرزوی بقاء به صورت یک اندیشه در او رشد کند به حکم غریزه فرار از خطر ، از خطرات پرهیز می کند .
” نگرانی از مرگ ” زاییده میل به خلود است ، و از آنجا که در نظامات طبیعت هیچ میلی گزاف و بیهوده نیست ، می توان این میل را دلیلی بر بقاء بشر پس از مرگ دانست . این که ما از فکر نیست شدن رنج می بریم خود دلیل است بر اینکه ما نیست نمی شویم . اگر ما مانند گلها و گیاهان ، زندگی موقت و محدود می داشتیم ، آرزوی خلود به صورت یک میل اصیل در ما بوجود نمی آمد . وجود عطش دلیل وجود آب است . وجود هر میل و استعداد اصیل دیگر هم دلیل وجود کمالی است که استعداد و میل به سوی آن متوجه است . گویی هر استعداد ، سابقه ای ذهنی و خاطره ای است از کمالی که باید به سوی آن شتافت . آرزو و نگرانی درباره خلود و جاودانگی که همواره انسان را به خود مشغول می دارد ، تجلیات و تظاهرات نهاد و واقعیت نیستی ناپذیر انسان است . نمود این آرزوها و نگرانیها عینا مانند نمود رؤیاهاست که تجلی ملکات و مشهودات انسان در عالم بیداری است . آنچه در عالم رؤیا ظهور می کند تجلی حالتی است که قبلا در عالم بیداری در روح ما وارد شده و احیانا رسوخ کرده است ، و آنچه در عالم بیداری به صورت آرزوی خلود و جاودانگی در روح ما تجلی می کند که به هیچ وجه با زندگی موقت این جهان متجانس نیست ، تجلی و تظاهر واقعیت جاودانی ماست که خواه ناخواه از ” وحشت زندان سکندر ” رهایی خواهد یافت و ” رخت بر خواهد بست و تا ملک سلیمان خواهد رفت ” . مولوی این حقیقت را بسیار جالب بیان کرده آنجا که می گوید :
پیل باید تا چو خسبد اوستان
خواب بیند خطه هندوستان
خر نبیند هیچ هندستان به خواب
خر زهندستان نکرده است اغتراب
ذکر هندستان کند پیل از طلب
پس مصور گردد آن ذکرش به شب
این گونه تصورات و اندیشه ها و آرزوها نشاندهنده آن حقیقتی است که حکما و عرفا آن را ” غربت ” یا ” عدم تجانس ” انسان در این جهان خاکی خوانده اند .
مرگ ، نسبی است
اشکال مرگ از اینجا پیدا شده که آن را نیستی پنداشته اند و حال آنکه مرگ برای انسان نیستی نیست ، تحول و تطور است ، غروب از یک نشئه و طلوع در نشئه دیگر است ، به تعبیر دیگر ، مرگ نیستی است ولی نه نیستی مطلق بلکه نیستی نسبی ، یعنی نیستی در یک نشئه و هستی در نشئه دیگر .
انسان مرگ مطلق ندارد . مرگ ، از دست دادن یک حالت و بدست آوردن یک حالت دیگر است و مانند هر تحول دیگری فناء نسبی است . وقتی خاک تبدیل به گیاه می شود ، مرگ او رخ می دهد ولی مرگ مطلق نیست ، خاک ، شکل سابق و خواص پیشین خود را از دست داده و دیگر آن تجلی و ظهوری را که در صورت جمادی داشت ندارد ، ولی اگر از یک حالت و وضع مرده است ، در وضع و حالت دیگری زندگی یافته است .
از جمادی مردم و نامی شدم
وز نما مردم به حیوان سر زدم
مردم از حیوانی و آدم شدم
پس چه ترسم کی زمردن کم شدم ؟
حمله دیگر بمیرم از بشر
تا بر آرم از ملائک بال و پر
وز ملک هم بایدم جستن ز جو
کل شی ء هالک الا وجهه
دنیا ، رحم جان
انتقال از این جهان به جهان دیگر ، به تولد طفل از رحم مادر بی شباهت نیست . این تشبیه ، از جهتی نارسا و از جهتی دیگر رساست . از این جهت نارساست که تفاوت دنیا و آخرت ، عمیق تر و جوهری تر از تفاوت عالم رحم و بیرون رحم است . رحم و بیرون رحم ، هر دو ، قسمتهایی از جهان طبیعت و زندگی دنیا می باشند ، اما جهان دنیا و جهان آخرت دو نشئه و دو زندگی اند با تفاوتهای اساسی ، ولی این تشبیه از جهتی دیگر رساست ، از این جهت که اختلاف شرایط را نشان می دهد . طفل در رحم مادر به وسیله جفت و از راه ناف ، تغذیه می کند ، ولی وقتی پا به این جهان گذاشت ، آن راه مسدود می گردد و از طریق دهان و لوله هاضمه ، تغذیه می کند . در رحم ، ششها ساخته می شود اما بکار نمی افتد و زمانی که طفل به خارج رحم منتقل شود ، ششها مورد استفاده او قرار می گیرد .
شگفت آور است که جنین تا در رحم است کوچک ترین استفاده ای از مجرای تنفس و ریه ها نمی کند ، و اگر فرضا در آن وقت این دستگاه لحظه ای بکار افتد ، منجر به مرگ او می گردد ، این وضع تا آخرین لحظه ای که در رحم است ادامه دارد ، ولی همینکه پا به بیرون رحم گذاشت ناگهان دستگاه تنفس بکار می افتد و از این ساعت اگر لحظه ای این دستگاه تعطیل شود خطر مرگ است .
اینچنین ، نظام حیات قبل از تولد با نظام حیات بعد از تولد تغییر می کند ، کودک قبل از تولد در یک نظام حیاتی ، و بعد از تولد در نظام حیاتی دیگر زیست می نماید .
اساسا جهاز تنفس با اینکه در مدت توقف در رحم ساخته می شود ، برای آن زندگی یعنی برای مدت توقف در رحم نیست ، یک پیش بینی و آمادگی قبلی است برای دوره بعد از رحم . جهاز باصره و سامعه و ذائقه و شامه نیز با آنهمه وسعت و پیچیدگی ، هیچکدام برای آن زندگی نیست ، برای زندگی در مرحله بعد است .
دنیا نسبت به جهان دیگر مانند رحمی است که در آن اندامها و جهازهای روانی انسان ساخته می شود و او را برای زندگی دیگر آماده می سازد . استعدادهای روانی انسان ، بساطت و تجرد ، تقسیم ناپذیری و ثبات نسبی ” من ” انسان ، آرزوهای بی پایان ، اندیشه های وسیع و نامتناهی او ، همه ، ساز و برگهایی است که متناسب با یک زندگی وسیع تر و طویل و عریض تر و بلکه جاودانی و ابدی است . آنچه انسان را ” غریب ” و ” نامتجانس ” با این جهان فانی و خاکی می کند همینهاست . آنچه سبب شده که انسان در این جهان حالت ” نیی ” داشته باشد که او را از ” نیستان ” بریده اند ، ” از نفیرش مرد و زن بنالند ” و همواره جویای ” سینه ای شرحه شرحه از فراق ” باشد تا ” شرح درد اشتیاق ” را بازگو نماید همین است . آنچه سبب شده انسان خود را ” بلند نظر پادشاه سدره نشین ” بداند و جهان را نسبت به خود ” کنج محنت آباد ” بخواند و یا خود را ” طایر گلشن قدس ” و جهان را ” دامگه حادثه ” ببیند همین است .
قرآن کریم می فرماید :
« افحسبتم انما خلقناکم عبثا و انکم الینا لا ترجعون » ( ۱ ) .
” آیا گمان بردید که ما شما را ( با اینهمه تجهیزات و ساز و برگها ) عبث آفریدیم و غایت و هدفی متناسب با این خلقت و این ساز و برگ ها در کار نیست و شما به سوی ما بازگردانده نمی شوید ؟ ” .
اگر انسان با اینهمه تجهیزات و ساز و برگ ها بازگشتی به سوی خدا ، به سوی جهانی که میدان وسیع و مناسبی است برای این موجود مجهز ، نداشته باشد درست مثل این است که پس از عالم رحم ، عالم دنیایی نباشد و تمام جنینها پس از پایان دوره رحم فانی گردند ، اینهمه جهازات باصره و سامعه و شامه و مغز و اعصاب و ریه و معده که به کار رحم نمی خورد و برای زندگی گیاهی رحم زائد است لغو و عبث آفریده شود و بدون استفاده از آنها رهسپار عدم گردد .
آری ، مرگ ، پایان بخشی از زندگی انسان و آغاز مرحله ای نوین از زندگی او است .
مرگ ، نسبت به دنیا مرگ است و نسبت به جهان پس از دنیا تولد است ، همچنانکه تولد یک نوزاد نیز نسبت به دنیا تولد ، و نسبت به زندگی پیشین او مرگ است .
دنیا ، مدرسه انسان
دنیا برای بشر نسبت به آخرت مرحله تهیؤ و تکمیل و آمادگی است . دنیا نسبت به آخرت نظیر دوره مدرسه و دانشگاه است برای یک جوان ، دنیا حقیقتا مدرسه و دار التربیه است .
در نهج البلاغه ، بخش کلمات قصار ، آمده است که شخصی آمد خدمت امیرالمؤمنین علی ( ع ) و زبان به ذم دنیا گشود که دنیا چنین است و دنیا چنان ، دنیا انسان را فریب می دهد ، دنیا انسان را فاسد می کند ، دنیا دغلباز و جنایتکار است ، و از این قبیل سخنان . این مرد شنیده بود که بزرگان ، دنیا را مذمت می کنند ، خیال کرده بود مقصود از مذمت دنیا مذمت واقعیت این جهان است ، مقصود این است که جهان فی حد ذاته بد است ، نمی دانست که آنچه بد است دنیا پرستی است ، آنچه بد است دید کوتاه و خواست محدود است که با انسان و سعادت انسان ناسازگار است . علی ( ع ) به او فرمود : تو فریب دنیا می خوری ، دنیا تو را فریب نمی دهد ، تو بر دنیا جنایت وارد آورده ای ، دنیا بر تو جنایت نکرده است . . . تا آنجا که فرمود : دنیا با کسی که با صداقت رفتار کند صدیق است و برای کسی که آن را درک کند مایه عافیت است ، دنیا معبد دوستان خدا ، مصلای فرشتگان خدا ، فرودگاه وحی خدا ، تجارتخانه اولیاء خداست . . .
شیخ فریدالدین عطار این داستان را به نظم آورده می گوید :
آن یکی در پیش شیر دادگر
ذم دنیا کرد بسیاری مگر
حیدرش گفتا که دنیا نیست بد
بد تویی، زیرا که دوری از خرد
هست دنیا بر مثال کشتزار
هم شب و هم روز باید کشت و کار
زانکه عزّ و دولت دین سر به سر
جمله از دنیا توان برد ای پسر
تخم امروزینه فردا بر دهد
ور نکاری ای دریغا بر دهد
گر ز دنیا بر نخواهی برد تو
زندگی نادیده خواهی مرد تو
دائما در غصّه خواهی ماند باز
کار، سخت و مرد، سست و ره دراز
ناصر خسرو خطاب به جهان می گوید:
جهان چه در خورد و بایسته ای
اگر چند با کس نپایسته ای
به ظاهر چو در دیده خس، ناخوشی
به باطن چو دو دیده بایسته ای
اگر بسته ای را گهی بشکنی
شکسته بسی نیز هم بسته ای
چو آلوده بیندت آلوده ای
ولیکن سوی شستگان، شسته ای
کسی کو تو را می نکوهش کند
بگویش: هنوزم ندانسته ای
ز من رسته ای تو اگر بخردی
چه بنکوهی آن را گزان رسته ای
به من بر، گذر داد ایزد تو را
تو در رهگذر، پسته چه نشسته ای
ز بهر تو ایزد درختی بکشت
که تو شاخی از بیخ او جسته ای
اگر کژ بر او رسته ای سوختی
و گر راست بر رسته ای رسته ای
بسوزد بلی، هر کسی چوب گژ
نپرسد که بادام یا پسته ای
تو تیر خدایی سوی دشمنش
به تیرش چرا خویشتن خسته ای
قرآن کریم می فرماید:
الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایّکم احسن عملا(۱)
«خدا مرگ و زندگی را آفریده تا بیازماید که کدامیک از شما درست کارترید.»
یعنی دنیا که تلفیق و ترکیبی از موت وحیات است آزمایشگاه نیکوکاری بشر است.
باید توجه داشت که «آزمایش» خدا برای نمایان ساختن استعدادها و قابلیّتها است. نمایان ساختن یک استعداد همان رشد دادن و تکامل دادن آن است. این آزمایش برای پرده برداشتن از رازهای موجود نیست، بلکه برای فعلیّت دادن به استعدادهای نهفته چون راز است. در اینجا پرده برداشتن، به ایجاد کردن است. آزمایش الهی، صفات انسانی را از نهانگاه قوّه و استعداد به صفحه فعلیّت و کمال بیرون می آورد. آزمایش خدا تعیین وزن نیست، افزایش دادن وزن است.
با این توضیح روشن می گردد که آیه یادشه مبیّن همین حقیقت است که دنیا، پرورشگاه استعدادها و دار التربیه انسانهاست.
ریشه اعتراض
با تفسیری که از ماهیّت مرگ نمودیم، بی پایه بودن اعتراضها بر ملا می گردد. در حقیقت، این اعتراضها از نشناختن انسان و جهان، به عبارت دیگر از یک جهان بینی ابتر و ناقص پیدا می شود.
الحق اگر مرگ پایان زندگی با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
