اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 77
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بعد سیاسی و احیای عاشورا از منظر فقه :
قیام عاشورا اگر چه به عنوان یک حادثه در زمان و مکان خاصی به وقوع پیوسته و با شهادت عزیزترین کسان اسلام به پایان رسیده است اما در اندک زمانی با تدبیر سیاسی رهبر نهضت و پیام رسانان آگاه و بصیر آن به فرهنگی غنی، پررونق و ماندگار تبدیل شد که آثار و برکات آن پس از قرن ها همچنان در حال گسترش است . قطعا یکی از راههایی که باعث بقاء پرثمر این نهضت شده است ورود مباحث مربوط به آن در احکام اسلامی و زندگی روزمره مردم می باشد . نویسنده در این مقاله به منظور نشان دادن ابعاد مسائل فقهی عاشورا و نقش آن در تداوم و احیای نهضت، احکام فقهی مربوط به تربت امام حسین (ع)، عزاداری، زیارت، آب و زیر مجموعه آن ها را در فقه بررسی کرده و تفصیل تاکید فقه شیعه بر زنده ماندن قیام عاشورا و گسترش فرهنگ و پیام آن را نشان داده است .
در این مقاله اگر چه مستقیما به ابعاد سیاسی این امور پرداخته نشده است اما اصل تبیین اهتمام ائمه معصومین (ع) به حوادث و جریانات این نهضت با این دقت و گستردگی و پیوند زدن آن با زندگی دینی مردم به طوری که امام حسین (ع) و عاشورا از تولد تا مرگ یک انسان حضور داشته باشد گویای عمق درایت سیاسی و ابتکار بی بدیل تبلیغاتی آن بزرگواران در زنده نگه داشتن این قیام می باشد .
قیام عاشورا از مقولاتی است که در طول تاریخ، نه تنها برای شیعیان، که برای مسلمانان و بلکه برای همه انسان های آزادی خواه جهان، همانند گاندی (۱) الگو و الهام بخش بوده است .
این حماسه بزرگ از آغاز تا به کنون، آثار و برکات بی شماری داشته است تا آن جا که گفته شده است که علت حدوث دین اسلام، حضرت محمد (ص) و علت بقا و استمرار آن، امام حسین (ع) و یارانش بوده اند . (۲) در عصر حاضر، انقلاب شکوهمند مردم ایران، به رهبری فرزند خلف و صالح امام حسین (ع) یعنی امام خمینی رحمه الله علیه را می توان یکی از هزارها ثمره حرکت عاشورای حسینی به شمار آورد .
و از سوی دیگر، هم زمان با نهضت حسینی، فرهنگی غنی و پرشور پدید آمده است که در عمق جان و روان و باورهای عاشقان آن حضرت جریان دارد، تا آن جا که زندگی، با تبرک جستن به آب فراتش آغاز و با همراهی تربت پاکش پایان می پذیرد .
پر واضح است که هر چه درباره محتوا، اهداف، انگیزه ها، پیام ها، عبرت ها و عوامل زمینه ساز چنین حرکتی، کندوکاو و نوشته شود، باز ابعادی از آن، هم چنان مبهم و ناشناخته خواهد ماند . از موضوعاتی که کم تر بدان پرداخته شده است، تعامل میان قیام عاشورا و روند تکامل فقه است . به بیان دیگر، تاثیر قیام عاشورا در تکامل فقه، از سوی ائمه معصومین (ع) و فقها، و نقش فقه در حفظ، استمرار و احیای نهضت عاشورا مورد غفلت قرار گرفته است .
این مطلب، آن گاه اهمیت بیش تر می یابد که اولا توجه شود که شیعیان روحیه تکلیف مداری را از آن حضرت آموخته و تسلیم محض احکام شرعی (هر چند غیر الزامی) هستند . ثانیا انگیزه و جهت، در وضع احکام مربوط به عاشورا (اگر چه با عنوان مستحب) بیش تر سیاسی بوده است تا عبادی . از این رو، عمل به هر یک از این احکام، افزون بر پاداش و ثواب اخروی، بعد سیاسی نیز داشته است تا بدین وسیله، مردم به حفظ و احیای مراسم عاشورا بیش تر ترغیب شوند . این نوشته، نگاهی اجمالی دارد به بعد سیاسی و احیای نهضت حسینی از منظر فقه . پیش از آغاز بحث، یادآوری نکاتی ضروری است:
۱ . برای رعایت اختصار، از نقل روایات زیاد خودداری شده و برای تبیین اهمیت و فراوانی روایات وارده، به بیان عنوان ابواب، همراه با نقل یکی دو روایت، بسنده شده است .
۲ . با توجه به این که روایات نقل شده، در بسیاری موارد، اگر نگوییم در حد تواتر معنوی، دست کم مستفیض است و از سوی دیگر، با توجه به قاعده تسامح در ادله سنن، دیگر نیازی به بحث سندی روایات احساس نمی شود .
۳ . در این نوشته، تنها احکام فقهی، بررسی شده است که اولا ویژه حادثه عاشورا است و ثانیا بیان گر عمل و وظیفه ای برای مکلف است . از این رو، مباحثی مانند استحباب وقف، نذر و سیاه پوشی برای امام حسین (ع) مطرح نشده است; زیرا این امور، درباره معصومان دیگر نیز مطرح است . همچنین مباحثی مانند تقیه، القای در تهلکه و واجب نبودن امر به معروف و نهی از منکر، با عدم احتمال تاثیر احکام فقهی، در نبرد عاشورا نیز مطرح نشده است; زیرا پیامی عملی درباره حرکت عاشورا، برای مکلف در بر ندارد .
۴ . همه مطالب، جز مقدمه، ذیل چهار عنوان کلی تربت، عزاداری، زیارت و آب، با بیش از ۳۳ زیر مجموعه، به اختصار تهیه و تنظیم شده است .
۵ . از آن جا که بیش تر احکام موضوع این نوشته، از مستحبات است و روش بیش تر فقها در احکام غیر الزامی، بر اساس تسامح در ادله سنن است، ناچار به عنوان مقدمه و زیربنای بحث، این قاعده به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد تا مبنای فقهی مباحث روشن شود . تاکید می شود که بعضی از احکام استحبابی، در این نوشته، بر اساس قاعده تسامح در ادله سنن است .
الف . قاعده تسامح در ادله سنن
روایات بسیاری دلالت دارد بر این که اگر از رسول خدا (ص) و یا ائمه علیهم السلام برای انجام دادن عملی، وعده و یا خبری از ثواب و پاداش برسد، خداوند این ثواب و پاداش را به کسی که آن عمل را به امید آن ثواب و پاداش انجام داده، خواهد داد، هر چند این وعده و خبر، از معصوم صادر نشده باشد; از جمله، صحیحه هشام بن سالم:
«عن ابی عبدالله (ع) قال: من بلغه عن النبی صلی الله علیه و آله شی ء من الثواب، فعمله، کان اجر ذلک له و ان کان رسول الله (ص) لم یقله » . (۳) یعنی امام صادق (ع) فرمود: هر کس بر اساس وعده ثوابی که از رسول خدا رسیده است، عملی را انجام دهد، این ثواب به او داده می شود، هر چند رسول خدا آن وعده را نداده باشد .
در این باره، احادیث دیگری، با عبارات و مضامین متفاوت رسیده است . صاحب وسائل الشیعه، بابی را با عنوان «استحباب الاتیان بکل عمل مشروع روی له ثواب منهم علیهم السلام » گشوده است و در آن، نه حدیث نقل کرده است . (۴)
بحث سندی
در میان این روایات، گرچه روایاتی که از نظر سند اعتبار ندارد، وجود دارد، اما بی گمان، اشکال سندی بر آن ها وارد نیست; زیرا:
اولا، برخی از روایات، از نظر سند صحیحه اند; از جمله، روایت هشام بن سالم .
ثانیا، برخی از بزرگان، این دسته از روایات را مستفیض، بلکه متواتر معنوی می دانند . شیخ انصاری در مقام استدلال بر قاعده تسامح در ادله سنن می نویسد:
«الثالث الاخبار المستفیضه التی لا یبعد دعوی تواترها معنی » ; (۵) یعنی دلیل سوم (بر قاعده تسامح در ادله سنن) روایات مستفیضه ای است که ادعای تواتر معنوی آن ها دور نیست .
ثالثا، مشهور فقها به این روایات عمل کرده و آن ها را تلقی به قبول کرده اند . شیخ انصاری در مقام پاسخ به اشکال سندی می نویسد:
«و هذه الاخبار مع صحه بعضها غنیه عن ملاحظه سندها لتعاضدها و تلقیها بالقبول بین الفحول » ; (۶) یعنی این دسته از روایات، صرف نظر از صحیح بودن برخی، از رسیدگی سند بی نیازند; زیرا فقهای بزرگ، آن ها را تلقی به صحت کرده اند .
مدلول روایات
پس از بحث سندی و اعتبار سند روایات، نوبت به بررسی دلالت آن ها می رسد، شایسته است برای روشن تر شدن این بخش، در دو مقام بحث ادامه پیدا کند .
مقام ثبوت
آن چه در مقام ثبوت، امکان دارد از روایات استفاده شود، عبارت است از:
الف . این دسته از احادیث، در مقام اخبار از ترتب ثواب بر عملی است که از سوی رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام وعده آن داده شده است، اعم از این که انجام دهنده، قصد دست یابی به پاداشی را داشته باشد و یا نداشته باشد .
ب . روایات در مقام اخبار از ترتب پاداش بر عملی است که بر انجام آن، وعده ثواب داده شده است، به شرط این که انجام دهنده، قصد رسیدن به آن ثواب را داشته باشد . فرق احتمال دوم با احتمال اول، در این است که در فرض اول، عمل رسیدن به ثواب مطلق است; ولی در فرض دوم، رسیدن به ثواب، مشروط است به این که عمل به قصد ثواب انجام داده شود .
اما وجه اشتراک این دو احتمال، عبارت است از ارشادی بودن روایات ترتب ثواب . در واقع، این بحث، بیش تر رنگ کلامی دارد تا فقهی یا اصولی .
ج . مدلول روایات، حجیت خبر ضعیف، درباره مستحبات است . بر اساس این احتمال، روایت در مقام تبیین یک قاعده اصولی است، یعنی نفی شرط عدالت، وثاقت، اسلام و همانند آن . بر اساس این احتمال، فقیه می تواند به استحباب فتوا دهد، هر چند شرایط اعتبار و حجیت را، که در اصول از آن بحث شده، نداشته باشد .
در این باره که این قاعده (تسامح در ادله سنن) درباره مکروهات نیز جاری است یا نه، میان فقها اختلاف نظم وجود دارد; اما بیش تر فقیهانی که این احتمال را در مقام اثبات پذیرفته اند، اعتقاد بر تعمیم دارند . توضیح بیش تر، در پی خواهد آمد .
د . مستفاد از احادیث، استحباب ذات عملی است که بر آن، وعده ثواب داده شده است . تفاوت احتمال سوم و چهارم در این است که در احتمال سوم، مدلول مطابقی احادیث، حجیت خبر ضعیف است، ولی در احتمال چهارم، مدلول التزامی آن، حجیت خبر ضعیف است .
ه . مدلول روایات، عبارت است از استحباب عملی که بر آن، وعده ثواب داده شده است، با قید بلوغ ثواب .
تفاوت این احتمال با احتمال چهارم، در اطلاق و تقیید است; یعنی عنوان عمل در این فرض، مقید به قید بلوغ ثواب است، در حالی که در فرض پیش، مطلق و بی قید است . در نتیجه، اگر کسی همان عمل را پیش از آگاهی بر ثواب انجام دهد، بر اساس احتمال چهارم پاداش دارد; ولی بر اساس احتمال پنجم، پاداش نخواهد داشت .
وجه اشتراک این دو احتمال، عبارت است از فقهی بودن این دو احتمال . به بیان دیگر، خبر ضعیف، موضوع استحباب است .
و) احتمال دیگری که درباره این روایات داده می شود، این است که انقیاد و انجام عمل (نه خود عمل، چه به گونه مطلق و چه به گونه مقید) به قصد دست یابی به پاداش، مستحب باشد . البته این احتمال، مبتنی است بر این که تعلق امر مولوی، بر این امر ممکن باشد و در غیر این صورت، باید بگوییم که امر در روایات «من بلغ » ارشاد به حسن عقلی انجام این عمل است .
آنچه بیان شد، مهم ترین احتمالاتی است که درباره روایات «من بلغ » داده می شود . مهم بررسی این احتمالات در مقام اثبات و اقامه دلیل است .
مقام اثبات
پس از بررسی احتمالات ممکن از نظر عقل، نوبت به مقام اثبات و اقامه دلیل، بر صحت و حجیت هر یک می رسد . نظر فقها در این باره، یک سان نیست .
پیش از بررسی نظریات فقها یادآوری این نکته شایسته است که بنا بر صحت احتمال اول و دوم، روایات هیچ گونه دلالتی بر استحباب ندارند و برای موضوع این نوشته، بی ارزشند; اما بر فرض صحت چهار احتمال دیگر، این دسته از روایات، با موضوع این نوشته ارتباط تنگاتنگی پیدا می کنند و در موارد فراوانی سودمند خواهند بود . همان گونه که بیان شد، هر چند آرای فقیهان در مقام اثبات، گوناگون است، اما مشهور فقها احتمال سوم (حجیت خبر ضعیف در مورد استحباب) را پذیرفته اند و بر اساس آن، عمل کرده اند . شیخ انصاری در این باره می نویسد:
«المشهور بین اصحابنا و العامه التسامح فی ادله السنن بمعنی عدم اعتبار ما ذکروه من الشروط للعمل باخبار الآحاد من الاسلام و العداله و الضبط فی الروایات الداله علی السنن فعلا او ترکا» ; (۷) یعنی مشهور میان فقهای شیعه و عامه، تسامح در ادله مستحباب است . به این معنا که شرایط مذکور در حجیت خبر واحد، همانند اسلام، عدالت، ضبط در روایاتی که بر سنن، چه بر انجام دادن (مستحبات) و چه بر ترک کردن (مکروهات) دلالت دارد، شرط نیست .
شهید اول در مبحث احکام میت در امر هجدهم، که در باره تلقین میت، پس از دفن است پس از نقل روایات و نظریات موافق و مخالف می نویسد:
«و الحدیث الوارد فیه ضعیف ولکن احادیث الفضائل یتسامح فیها عند اهل العلم » ; (۸) یعنی حدیثی که درباره تلقین وارد شده، ضعیف است; اما اهل علم (فقها) در احادیثی که درباره فضایل (مستحبات) وارد شده است، تسامح می کنند .
شهید ثانی در کتاب الرعایه فی علم الدرایه، در مبحث عمل به خبر ضعیف، پس از نقل اقوال فقها درباره قصص، مواعظ و فضایل اعمال، عمل به خبر ضعیف را جایز و درباره صفات خدا (اعتقادات) و حلال و حرام (فتوا به حرمت و یا وجوب) جایز نمی داند . وی می نویسد:
«لما اشتهر بین العلماء المحققین من التساهل بادله السنن » ; (۹) یعنی دلیل بر جواز عمل به خبر ضعیف (درباره مستحبات) عبارت است از شهرت میان علمای محقق، در تساهل در ادله سنن .
شیخ بهایی نیز از جمله فقهایی است که احتمال سوم (حجیت خبر ضعیف درباره مستحبات) را به مشهور نسبت داده است . ایشان در این باره می نویسد:
«و قد شاع العمل بالضعاف فی السنن و ان اشتد ضعفها و لم ینجبر … و قد بسطنا فیها الکلام فی شرح الحدیث الحادی و الثلاثین من کتاب الاربعین » ; (۱۰) یعنی عمل به اخبار ضعیف درباره مستحبات، میان فقها شایع است، هر چند جبران ضعف سند نشده باشد . تفصیل این مطلب، در شرح حدیث سی ویکم کتاب اربعین آمده است .
شیخ انصاری پس از نقد و بررسی اقوال و آرای مختلف، مدلول روایات را قاعده اصولی، با نام «تسامح در ادله سنن، که دلالت بر حجیت خبر ضعیف دارد» می داند و شش اشکال بر این مبنای مشهور فقها را بررسی می کند و به همه آن ها پاسخ می دهد . ایشان در این باره می نویسد:
«اذا عرفت ما ذکرنا ظهر لک ان قاعده التسامح مساله اصولیه …» ; (۱۱) یعنی اگر آن چه گفته شد، بشناسی، ظاهر می شود که قاعده تسامح، مساله اصولی است .
آخوند خراسانی نیز پس از مناقشه در صحت استدلال به اخبار «من بلغ » ، بر تعلق امر مولوی به احتیاط، احتمال چهارم (استحباب عمل) را تقویت کرده و می فرماید:
«ثم لا یبعد دلاله بعض تلک الاخبار علی استحباب ما بلغ علیه الثواب » ; (۱۲) یعنی دور نیست دلالت برخی از این روایات، بر استحباب عملی که وعده پاداش برآن داده شده است .
محقق نائینی نیز پس از نقد و بررسی احتمالات اخبار «من بلغ » و بیان این که احتمال سوم (حجیت خبر ضعیف) و احتمال چهارم (استحباب عملی که بر انجامش وعده پاداش داده شده است) در اصل این که آن عمل، مستحب خواهد بود، شریک بکند، قول مشهور را تقویت کرده و می نویسد:
«و لا یبعد ان یکون الوجه الثانی اقرب کما علیه المشهور حیث ان بنائهم فی الفقه علی التسامح فی ادله السنن و قد عرفت ان ظاهر العنوان لا ینطبق الا علی القول بالقاء شرائط الحجیه فی الخبر القائم علی استحباب » ; (۱۳) یعنی دور نیست که وجه دوم (حجیت خبر ضعیف) به واقع نزدیکتر باشد; همان گونه که مشهور پذیرفته اند; زیرا روش آنان در فقه، تسامح در ادله مستحبات است و دانستی که ظاهر عنوان (روایات) منطبق نخواهد بود جز بر القای شرایط حجیت، در خبری که بر مستحبات دلالت دارد .
محقق اصفهانی ضمن اشکال بر مبنای کسانی که روایات را ارشاد به تفضل الهی و دادن ثواب بر انقیاد دانسته اند، احتمال چهارم (استحباب و محبوبیت عملی که بر انجامش وعده ثواب داده شده است) را تقویت می کند و می نویسد:
«اما الوعد بالثواب الخاص فلیس من الشارع بما هو عاقل و الا لحکم به سائر العقلاء بل بما هو شارع ترغیبا فی فعل تعلق به غرض مولوی فیکشف عن محبوبیه مولویه و مطلوبیه شرعیه » ; (۱۴) یعنی اما وعده پاداش ویژه از سوی شارع، به عنوان این که شارع، عاقلی از عقلای عالم است، نیست، درغیر این صورت، همه عقلا باید چنین پاداشی را لازم بدانند، بلکه پاداش ویژه از سوی شارع، از باب ترغیب و تشویق به انجام دادن عملی است که غرض مولوی به آن تعلق گرفته است . بنابراین، از محبوبیت آن (امر)، مولوی بودن و مطلوب بودن پیش شارع کشف می شود .
آن چه ملاحظه شد، نظریات برخی از فقها بود که با تعابیر و بیانات مختلف، از روایات استفاده استحباب کرده اند .
تحقیق در مطلب
تحقیق در مطلب، از حوصله این نوشته خارج است . آنچه در این مختصر ممکن است به عنوان استدلال بر مطلب بیان شود، این است که اگر دلیلی دلالت کند بر این که فلان عمل، ثواب دارد، از دو صورت خارج نیست: یا آن عمل، در حد خود، اقتضای ترتب ثواب را دارد; مانند این که دلیل می گوید: «من سرح لحیته فله کذا» (هرکس ریشش را رها کند، برای او ثواب است) و یا این که عمل، در حد خود، مقتضی ثواب نیست . اگر از دسته اول باشد، ترتب ثواب، کاشف از تعلق امر است و استحباب عمل ثابت می شود و اگر از دسته دوم باشد، ترتب ثواب، کاشف از تعلق امر نیست و در نتیجه، استحباب نیز ثابت نمی شود .
بنابر این، کسانی که از روایات، استفاده استحباب کرده اند، بر این باورند که ثواب بر ذات عمل است . بنابراین، کاشف از تعلق امر است; زیرا ذات عمل، در حد خود، مقتضی ثواب نیست و کسانی که استحباب را استفاده نمی کنند، می گویند: ثواب بر عمل، مقید به احتمال امر و ثواب در این صورت، کاشف از امر نیست . و مهم ترین دلیل اینان عبارت است از حرف «فاء» در «فعمله » که در روایت آمده است . توضیح این که آنان می گویند: این فاء ظهور در تفریع دارد بنابراین، عمل، فرع بر ترتب ثواب و احتمال امر است بنابراین کاشف از امر نیست تا استحباب ثابت شود .
ولی ممکن است گفته شود که هر چند فاء ظهور در تفریع دارد، اما تفریع در این جا عبارت است از ترتیب عمل پس از عمل دیگر، نه تفریع به معنای علت و معلولی . بنابراین، منافاتی میان ظهور فاء و تفریع و ترتب ثواب بر ذات عمل نیست .
هم چنین ممکن است گفته شود فاء در «فعمله » عاطفه است . بنابراین، ترتب ثواب بر ذات عمل خواهد بود که مقتضی ثواب نیست و در نتیجه، کاشف از تعلق امر خواهد بود; همان گونه که شیخ انصاری بر این باور است . (۱۵)
بنابراین، همان گونه که عرف از ترتب عقاب بر عملی، که در حد خود، مقتضی عقاب نیست، مانند عمل ذاتا مبغوض کشف می کند که نهی به آن تعلق گرفته است، هم چنین در موردی که عمل، در حد خود، مقتضی ثواب نیست، اگر ثوابی به آن تعلق بگیرد، کاشف از امر است .
این مطلب، در امور دیگر نیز جاری است که با بیان لازم ملزوم نیز بیان می شود . به بیان دیگر، در این موارد، از طریق دلالت اقتضا می توان امر را کشف کرد، البته ممکن است بر این استدلال، اشکالاتی وارد شود که در جای خود باید بدان پرداخته شود .
ب . احکام فقهی تربت سیدالشهدا (ع)
مدفن شهید، با ارزش و خاک شهید، الهام بخش آزادگی، رادمردی، ایثار و از خودگذشتگی است . تربت شهید، به ویژه ربت سیدالشهدا (ع) آثار و برکات بی شماری دارد و در آن، رازها، ناگفتنی ها و پیام های گوناگونی نهفته است .
تربت سیدالشهدا (ع) در میان همه خاک ها از این امتیاز برخوردار است که با خون خدا (ثار الله) آمیخته و عجین شده است . از این رو، جای تعجب نخواهد بود که خداوند به آن، ارزش و عظمتی دهد که شفای درد درمندان، مسجد عاشقان و عارفان، سبب امان جان و مال مسافران، مایه آرامش و غفران مردگان و برکت زندگی نوزادان باشد .
به بیان دیگر، تربت سیدالشهدا (ع) تا آن جا احترام دارد که در آغاز زندگی، کام نوزاد با آن متبرک می شود و در پایان زندگی، مراسم کفن و دفن انسان با آن معنویت می یابد . تربت سیدالشهدا (ع) از نگاه فقهی، موضوع احکام مختلفی است که روح، پیام و فلسفه هر یک، حفظ تداوم و احیای نهضت و قیام عاشورا است .
در این بخش، با این نگاه، برخی از این احکام را بررسی می کنیم .
۱ . حرمت اهانت
یکی از احکام تربت سیدالشهدا (ع) حرمت توهین به آن است . در جامع احادیث شیعه، مؤلف عنوان بابی را «حرمه التوهین بتربه قبر الحسین و ما ورد فی عقوبه من وهنها» (۱۶) قرار داده و در آن، حدیثی طولانی را نقل کرده است مبنی بر این که شخصی به لت بی احترامی و اهانت به تربت سیدالشهدا (ع) گرفتار عذاب و آتش الهی شده است . (۱۷)
فقها نیز فتوا داده اند که بی احترامی به تربت سیدالشهدا (ع) حرام است .
صاحب عروه در این باره می فرماید:
«واجب است پاک کردن نجاست از تربت امام حسین … و حرام است نجس کردن آن و فرقی نیست میان این که تربت از قبر شریف برداشته شود و یا از خارج قبر» . (۱۸)
فقهایی که بر عروه حاشیه زده اند این مساله را تلقی به قبول کرده و بر آن، حاشیه نزده اند .
۲ . برداشتن کام نوزادان
در روایات فراوانی ائمه (ع) دستور داده اند که در آغاز زندگی نوزاد، کام او با تربت سیدالشهدا (ع) برداشته و متبرک شود; از جمله:
«عن الحسین بن ابی العلاء قال: سمعت اباعبدالله (ع) یقول: حنکوا اولادکم بتربه الحسین (ع) فانها امان . (۱۹) یعنی حسین، پسر ابی علا می گوید: شنیدم امام صادق (ع) می فرمود: کام فرزندانتان را با تربت سیدالشهدا بردارید . پس همانا امان در آن است .
روایات در این باره فراوان است . شیخ حر عاملی بابی را با نام «استحباب الاستشفاء بتربه الحسین (ع) و التبرک بها و تقبیلها و تحنیک الاولاد …» گشوده و در آن، چهارده روایت نقل کرده است . (۲۰)
فقها نیز بر اساس ا ین روایات، بر استحباب برداشتن کام نوزادان با تربت سیدالشهدا (ع) فتوا داده اند . محقق حلی در مقام شمارش مستحبات مربوط به اولاد می نویسد:
«و تحنیکه بماء الفرات و تربه الحسین » ; (۲۱) یعنی مستحب است کام نوزاد، با آب فرات و تربت سیدالشهدا (ع) برداشته شود .
شیخ انصاری نیز یکی از مستحبات را تحنیک شمرده و می نویسد:
«مستحب است شستن نوزاد، گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ و برداشتن کام او با آب فرات و تربت سیدالشهدا (ع) . (۲۲)
۳ . سجده بر تربت
مستحب است سجده نماز، بر تربت سیدالشهدا (ع) باشد . روایات بسیاری بر این مطلب دلالت دارد و بسیاری از محدثان، باب هایی را به این عنوان اختصاص داده اند; از جمله، شیخ حر عاملی بابی را با نام «استحباب السجود علی تربه الحسین …» گشوده و چهار حدیث در آن آورده است; از جمله، مرسله صدوق:
«محمد بن علی بن الحسین قال: قال الصادق (ع) السجود علی طین قبر الحسین ینور الی الارضین السبعه » ; (۲۳) یعنی شیخ صدوق می گوید: امام صادق (ع) فرموده است: سجده بر تربت حسین، تا زمین هفتم را نورانی می کند .
فقها بر اساس همین روایات، بلکه طبق مضمون آن ها فتوا داده اند; از جمله، محقق یزدی می نویسد: «سجده بر زمین افضل است از سجده بر نباتات و کاغذ . و دور نیست که سجده بر زمین، افضل باشد از سجده بر سنگ . و افضل بر همه آن چه سجده صحیح است، سجده بر تربت امام حسین (ع) است . پس سجده بر آن، حجاب های هفت گانه را می درد و تا زمین هفتم را نورانی می کند» . (۲۴)
فقهایی که بر عروه حاشیه زده اند، بر این مساله، حاشیه ای ندارند و آن را تلقی به قبول کرده اند .
۴ . تهیه تسبیح
مستحب است از تربت سیدالشهدا (ع) تسبیح تهیه شود . در کتاب جامع احادیث الشیعه بابی را بانام «استحباب اتخاذ السبحه خصوصا من تربه الحسین و التسبیح بها وادارتها» (۲۵) گشوده و بیش از شش روایت در این باره نقل کرده است; از جمله:
«محمد بن علی بن الحسین قال: قال الصادق: … و من کانت معه سبحه من طین قبر الحسین (ع) کتب مسبحا و ان لم یسبح بها» ; (۲۶) یعنی شیخ صدوق می گوید: امام صادق (ع) فرموده است: … هر کس تسبیحی از تربت قبر امام حسین (ع) با او باشد، جزو تسبیح گویان نوشته می شود، هر چند با آن، تسبیح نگوید .
صاحب جواهر پس از تبیین کیفیت تسبیح می نویسد:
«مستحب است تسبیح موصوف، بلکه هر تسبیحی از خاک قبر امام حسین باشد» . (۲۷)
۵ . استشفا
روایات بسیازی درباره شفابخش بودن تربت سیدالشهدا (ع) وارد شده است . بسیاری از محدثان عالی مقام، ابواب و روایات گوناگونی را در باره استشفا به تربت و آداب آن گزارش کرده اند از باب نمونه:
در کتاب جامع احادیث الشیعه بابی با عنوان «باب الاستشفاء بتربه الحسین (ع) و التبرک بها و تقبیلها و جواز اکلها للاستشفاء» (۲۸) گشود . و در آن، بیش از ۲۶ روایت را در این باره نقل کرده است; از جمله:
«عن محمد بن سلیمان البصری، عن ابیه، عن ابی عبدالله (ع) قال: فی طین قبر الحسین (ع) الشفاء من کل داء و هو الدواء الاکبر» ; (۲۹) یعنی محمد، پسر سلیمان بصری از پدرش نقل می کند امام صادق (ع) فرموده است: در تربت قبر حسین (ع) شفای هر دردی نهفته و بزرگ ترین دارو همان است .
روایات درباره شفابخش بودن تربت امام حسین (ع) فراوان است . افزون بر روایات، فقها نیز تصریح کرده اند که خوردن خاک، هر چند اندک حرام است، مگر تربت سیدالشهدا (ع) . محقق حلی در کتاب شرایع می نویسد:
«خوردن حتی اندکی از خاک حلال نیست، مگر تربت سیدالشهدا . پس همانا خوردن آن به قصد استشفا جایز است » . (۳۰)
صاحب جواهر پس از نقل کلام محقق حلی می فرماید:
«بی اختلاف، بلکه اجماع به هر دو قسم (منقول و محصل) بر آن قائم است، بلکه روایات در این باره، مستفیض و یا متواتر است » . (۳۱)
حضرت امام خمینی (ره) نیز در تحریرالوسیله می نویسد:
«خاک قبر سیدالشهدا از دیگر خاک ها (از حرمت خوردن) استثنا شده است » . (۳۲)
۶ . مخلوط کردن با حنوط
از جمله آداب و احکام مراسم به خاک سپاری میت، این است که مقداری از تربت سیدالشهدا (ع) با حنوط مخلوط شود و سپس در مواضعی که قرار است مالیده شود، مانند مواضع سجده، مورد استفاده قرار گیرد .
شیخ حر عاملی بابی را تحت عنوان «استحباب وضع التربه الحسینیه مع المیت فی الحنوط …» گشوده و در آن روایاتی را نقل کرده; است از جمله:
«محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیری قال: کتبت الی الفقیه (ع) اساله عن طین القبر یوضع مع المیت فی قبره هل یجوز ذلک ام لافاجاب (و قرات التوقیع و منه نسخت): توضع مع المیت فی قبره و یخلط بحنوط، ان شاءالله » ; یعنی جعفر حمیری می گوید: طی نامه ای از فقیه (امام زمان) (ع) پرسیدم: خاک قبر (امام حسین) را همراه مرده در قبر می گذارند، آیا جایز است؟ آن حضرت پاسخ داد (و من خودم پاسخ را با مهر شریف خواندم و از آن نسخه برداری کردم): با میت در قبر بگذارند و آن را با حنوط مخلوط کنند، ان شاءالله .
فقها نیز از جمله مستحبات مراسم به خاک سپاری میت را مخلوط کردن اندکی از تربت سیدالشهدا (ع) با کافور بیان کرده اند صاحب عروه می نویسد:
«مستحب است مخلوط کردن مقداری از تربت قبر امام حسین (ع) با کافور ولیکن نباید باآن، جاهایی از بدن میت، که با رعایت احترام تربت منافات دارد، مسح شود» . (۳۳)
در این مساله، فقیهانی که بر عروه حاشیه دارند، جز آیه الله مرعشی، که حاشیه توضیحی دارد، کسی حاشیه ای به عنوان رد نزده است .
۷ . نوشتن آیات و شهادت (توحید، نبوت و امامت) بر کفن
بسیاری از فقها تصریح کرده اند که مستحب است بر کفن میت، شهادت بر توحید، نبوت و امامت و همانند آن نوشته شود و نیز تصریح کرده اند که این کتابت، با تربت سیدالشهدا (ع) باشد شیخ حر عاملی بابی را با نام «استحباب کتابه اسم المیت علی الکفن و انه یشهدان لااله الا الله و یکون ذلک بطین قبر الحسین (ع)» گشوده است و از جمله روایاتی که در آن نقل کرده است، این روایت است:
«محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیری عن صاحب الزمان (ع) انه کتب الیه: قد روی لنا عن الصادق (ع) انه کتب علی ازار اسماعیل، ابنه: اسماعیل یشهد ان لا اله الا الله . فهل یجوز لنا ان نکتب مثل ذلک بطین القبر ام غیره؟ فاجاب: یجوز ذلک و الحمدلله » ; یعنی عبدالله، پسر حمیری، از امام زمان (ع) می پرسد: روایت شده است که امام صادق (ع) بر کفن (لنگ) فرزندش نوشت: اسماعیل شهادت می دهد که لا اله الا الله . آیا جایز است ما نیز این گونه با خاک قبر (امام حسین) یاغیر قبر بنویسیم؟ آن حضرت پاسخ داد: جایز است .
فقها نیز فتوا داده اند که مستحب است نام ائمه، آیات و دعای جوشن، با تربت سیدالشهدا (ع) بر کفن مرده نوشته شود از جمله، صاحب جواهر در مقام توضیح کلام محقق حلی، مبنی بر استحباب نوشتن آیات و ادعیه با تربت، می نویسد:
«از آن چه گفته شد، دلیل آن چه را بسیاری از فقها فرموده اند، روشن می شود، بلکه در جامع المقاصد و کشف اللثام به فقها نسبت داده اند استحباب نوشتن (نام ائمه، آیات و شهادت بر توحید، نوبت و امامت) با تربت سیدالشهدا را به علت رعایت وظیفه نوشتن و (احترام) تربت » .
صاحب عروه نیز در مقام بیان مستحبات تکفین میت می فرماید:
«بهتر این است که دعاهای مذکور (قرآن، جوشن کبیر و حدیث سلسله الذهب) با تربت قبر سیدالشهدا باشد» . (۳۴)
۸ . همراهی با مرده در قبر
از کارهایی که مستحب است برای میت انجام داده شود، همراهی مقداری از تربت سیدالشهدا (ع) با میت، در حنوط و کفن و قبر است .
شیخ حر عاملی بابی را با نام «استحباب وضع التربه الحسینیه مع المیت فی الحنوط و الکفن و فی القبر» گشوده است و در آن، سه روایت را نقل کرده است; از جمله:
«علامه حلی در منتهی المطلب نقل کرده زنی که زنا می کرد و فرزندانش را از ترس خانواده می سوزاند، مرد . پس از دفن، زمین او را نپذیرفت . او را در جای دیگر دفن کردند دوباره زمین گشوده شد . خانواده او به حضور امام صادق (ع) آمده و داستان را گزارش کردند . حضرت از اعمال زن پرسید . مادر گناه او را بازگو کرد .
امام صادق (ع) فرمود: زمین این زن را نمی پذیرد; زیرا وی بندگان خدا را به عذاب الهی (آتش) عذاب می کرد . در قبر او مقداری از تربت امام حسین (ع) بگذارید . چون این کار را کردند، خداوند آن زن را (به وسیله خاک) پوشاند» .
گفتنی است که آن چه از این روایت استفاده می شود، گذاشتن تربت در داخل قبر است و این غیر از استحباب مخلوط کردن تربت با حنوط است .
۹ . استحباب خوردن تربت سیدالشهدا (ع) به قصد تبرک، در عصر عاشورا
از جمله احکام و آداب روز عاشورا، زیارت امام حسین (ع) و خودداری از خوردن غذا و آب تا بعدازظهر و سپس خوردن مقداری از تربت سیدالشهدا (ع) است . شیخ طوسی می نویسد:
«و یستحب صیام هذا العشر فاذا کان یوم عاشورا امسک عن الطعام و الشراب الی بعد العصر ثم یتناول شیئا من التربه » ; (۳۵)
یعنی مستحب است که ده روز اول محرم (دهه عاشورا) روزه گرفته شود و چون روز عاشورا فرا رسید، از خوردن و آشامیدن خودداری کن تا بعد از عصر . سپس مقداری از تربت سیدالشهدا را بخور .
از این مطلب و همانند آن استفاده می شود که افزون بر این که خوردن مقداری از تربت سیدالشهدا (ع) به قصد استشفا جایز است، در عصر روز عاشورا خوردن مقداری از تربت، پس از امساک (نه نیت روزه) نیز جایز است . صاحب جواهر در این باره می نویسد:
«به هر حال، خوردن خاک قبر امام حسین برای غیر استشفا، از جمله، به قصد تبرک در عصر روز عاشورا جایز نیست … این مطلب، درکلام بعضی از فقها تصریح شده است و کلام بعضی دیگر، در این مطلب ظهور دارد، در حالی که شیخ طوسی با آن مخالفت کرده و خوردن خاک قبر سیدالشهدا را به قصد تبرک، در عصر عاشورا جایز دانسته است » . (۳۶)
۱۰ . افطار در عید فطر باتربت
در عید فطر مستحب است روزه با مقداری از تربت سیدالشهدا (ع) افطار شود . شیخ حر عاملی بابی را با نام «استحباب الافطار یوم الفطر علی تمر وتربه حسینیه …» گشوده و از جمله احادیثی که در آن نقل کرده، عبارت است از:
«علی بن محمد النوفلی قال: قلت لابی الحسن (ع): انی افطرت یوم الفطر علی طین و تمر . فقال لی: جمعت برکه و سنه » ; (۳۷) یعنی علی، پسر محمد نوفلی می گوید: به امام رضا (ع) عرض کردم: من روز عیدفطر با تربت و خرما افطار کردم حضرت فرمود: میان برکت و سنت جمع کرده ای .
هر چند بر اساس روایات «من بلغ » می توان استحباب افطار روزه عید فطر و قربان را پذیرفت، اما برخی از فقها، از جمله، محقق نراقی تنها با قصد استشفا خوردن تربت را جایز دانسته است و درغیر این صورت، مرجع، همان ادله حرمت اکل خاک است . (۳۸)
در هر صورت، فقها درباره استحباب این مورد اختلاف نظر دارند . بعضی از فقها استحباب را پذیرفته اند . صاحب جواهر می نویسد:
«در هر صورت، خوردن خاک قبر سیدالشهدا تنها برای استشفا جایز است، نه غیر آن، هر چند برای تبرک در عصر عاشورا و روز عیدفطر و عید قربان باشد . این مطلب، صریح کلام بعضی و ظهور کلام دیگران است، در حالی که شیخ طوسی با آن مخالفت کرده است . او در کتاب مصباح، خوردن خاک سیدالشهدا را در عصر عاشورا و عید فطر و عید قربان جایز دانسته است » . (۳۹)
محدث عالی مقام، شیخ عباس قمی، در آداب روز عید فطر می نویسد:
«شیخ مفید فرموده: مستحب است تناول کردن مقدارکمی از تربت سیدالشهدا علیه السلام که شفا است از برای هر دردی » . (۴۰)
۱۱ . همراهی تربت برای امان
روایاتی دلالت دارد بر این که همراه داشتن تربت سیدالشهدا برای امان و دوری از ترس، مستحب است . در جامع احادیث الشیعه بابی را با عنوان «استحباب استصحاب تربه الحسین للامان و دفع الخوف » گشوده شده و از جمله روایاتی که در آن نقل شده، این روایت است:
«عن الصادق (ع) … اذا اراد احدکم ان یکون آمنا من کل خوف فلیاخذ السبحه من تربته … ثم یضعها فی جیبه فان فعل ذالک فی الغداه فلایزال فی امان الله حتی العشاء و ان فعل ذلک فی العشاء فلا یزال فی امان الله حتی الغداه » ; (۴۱)
صاحب جواهر در مقام بیان آن چه مستحب است با مسافر باشد، می نویسد:
«سزاوار است برای مسافر و غیرمسافر، همراهی مقداری از تربت امام حسین (ع) زیرا این تربت، موجب امان از هرگونه ترس و موجب شفای هرگونه دردی است » . (۴۲)
۱۲ . همراهی با اثاثیه
مستحب است از خاک قبر امام حسین (ع) در میان اثاثیه گذاشته شود . در این باره نیز روایاتی نقل شده است . در جامع احادیث الشیعه، در بابی با نام «باب استحباب وضع الطین من قبر الحسین (ع)، فیما بین المتاع » روایاتی نقل شده است; از جمله:
«محمد بن عیسی الیقطینی قال: بعث الی ابی الحسن الرضا (ع) … رایت فی اصفاف الثیاب طینا فقلت للرسول: ما هذا؟ فقال: لیس یوجه بمتاع الاجعل فیه طینا من قبر الحسین (ع) ثم قال الرسول: قال ابوالحسن (ع) هو امان باذن الله » ; یعنی محمد بن عیسی یقطینی می گوید: امام رضا (ع) برایم مقداری لباس فرستاد … در میان لباس ها مقداری خاک دیدم . از مامور پرسیدم: این خاک ها چیست؟ پاسخ داد: امام رضا هیچ گاه اساسی را به جایی نمی فرستد، مگر این که در آن، مقداری از خاک قبر امام حسین قرار می دهد . سپس فرستاده گفت: امام رضا می فرماید: این خاک، موجب حفظ اثاثیه است به خواست خدا .
۱۳ . بوییدن و بوسیدن تربت سیدالشهدا (ع)
در روایات، افزون بر استشفا با تربت سیدالشهدا (ع) بوسیدن و مالیدن آن بر اعضای بدن نیز توصیه شده است . در جامع احادیث الشیعه، در بابی با نام «باب استشفاء بتربه الحسین … و تقبلیها …» بیش از هشت روایت نقل شده است; از جمله:
«عن زید بن ابی اسامه قال: کنت فی جماعه من عصابتنا بحضره سیدنا الصادق (ع) فاقبل علینا ابوعبدالله (ع) فقال: ان الله تعالی جعل تربه جدی الحسین (ع) شفاء من کل داء و امانا من کل خوف فاذا تناولها احدکم فلیقبلها و لیضعها علی عینیه و لیمرها علی سایر جسده …» ; (۴۳) یعنی زید، پسر اسامه می گوید: با گروهی در محضر امام صادق بودیم . پس آن حضرت رو به ما آورد و فرمود: خداوند متعال تربت جدم حسین را شفای هر درد و امان از هر ترس قرار داده است . پس اگر یکی از شما خواست آن را تناول کند، آن را ببوسد و بر چشمانش قرار دهد و بر دیگر اعضای بدن بکشد .
۱۴ . غسل کردن برای برداشتن تربت
صاحب عروه الوثقی در مقام بیان غسل های مستحب، غسل برای برداشتن از تربت سیدالشهدا (ع) را مستحب دانسته است . وی می نویسد:
«الثانی عشر للاخذ تربه قبر الحسین (ع)» ; (۴۴) یعنی دوازدهم، غسل کردن برای برداشتن از تربت قبر امام حسین (ع) مستحب است .
فقهای صاحب حاشیه بر عروه بر این مساله حاشیه نزده و آن را تلقی به قبول کرده اند . محقق آملی، شارح عروه الوثقی در مقام استدلال کلام سید می نویسد:
«ففی مصباح السید روی فی اخذ التربه انک اذا اردت اخذها فقم فی آخر اللیل و اغتسل و البس اطهر ثیابک (و فی البحار) عن المزار الکبیر عن الباقر (ع) اذا اردت ان تاخذ التربه فتعمد لها آخر اللیل و اغتسل لها بماء الفرات …» ;
یعنی در مصباح سید روایت کرده است که هرگاه خواستی تربت را برداری، پس در آخر شب به پا خیز و غسل کن و بهترین لباس هایت را بپوش … و در کتاب بحار از مزار کبیر از امام باقر (ع) نقل شده هرگاه خواستی تربت را برداری، در آخر شب، با آب فرات غسل کن . (۴۵)
۱۵ . استحباب تبرک به کربلا
روایاتی در باره فضیلت و احترام کربلا نقل شده است . در برخی از آن ها به تبرک جستن به کربلا نیز اشاره شده است . محدث عالی مقام شیخ حر عاملی بابی را با نام «باب استحباب التبرک بکربلاء» گشوده و در آن هفت روایت را نقل کرده است; از جمله:
«عن صفوان الجمال قال: سمعت ابا عبدالله (ع) یقول: ان الله فضل الارضین و المیاه بعضها علی بعض … و ان کربلاء و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله و بارک علیه فقال لها تکلمی بما فضلک الله فقالت: انا ارض الله المقدسه المبارکه، الشفاء فی تربتی و مائی » ; یعنی صفوان جمال می گوید: شنیدم که امام صادق (ع) می فرمود خداوند برخی از زمین ها و آب ها را بر برخی دیگر ترجیح و فضیلت داده … و همانا کربلا و آب فرات، اول زمین و آبی هستند که خداوند آن ها را مقدس ساخته و در آن ها برکت قرار داده است . پس خداوند به کربلا خطاب کرد به آن چه خداوند تو را فضیلت داده، سخن بگو . پس کربلا گفت: من زمین مقدس و مبارک الهی هستم و تربت و آب من شفا است .
۱۶ . بطلان فروش تربت به کافر
در فقه، این مساله مطرح است که آیا فروش عبد مسلمان به مشتری غیرمسلمان جایز است یا نه؟ در این مساله، فقها اختلاف نظر دارند . محقق حلی در مقام تبیین شروط خریدار و فروشنده می فرماید:
«اگر مبیع عبد مسلمان باشد، باید مشتری مسلمان باشد، هر چند گفته شده است که اگر مشتری کافر باشد، معامله صحیح است ولیکن مجبور می شود بر فروش و اما قول اول (عدم جواز) اشبه است » . (۴۶)
صاحب جواهر پس از استدلال بر قول اول، می فرماید:
«فاضل و فقهای پس از او ملحق کرده اند به عبد مسلم، مصحف … و کتاب های حدیث و تفسیر و مزارات و خطب و مواعظ و دعا و تربت حسینی را …» . (۴۷)
در هر صورت، طبق نظر این فقها فروش تربت امام حسین (ع) به مشتری کافر جایز نیست . تفصیل این مساله، از حوصله و موضوع این نوشته خارج است .
۱۷ . تخییر میان قصر و اتمام در حائر حسینی
از جمله احکام مربوط به کربلا و تربت حسینی، از تخییر مسافر میان قصر و تمام خواندن نماز است . صاحب عروه الوثقی در این باره می نویسد:
«اقوا این است که مسافر، میان قصر و تمام، در چهار مکان مخیر است و این چهار مکان عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد کوفه و حائر حسینی; ولی تمام خواندن افضل و قصر احوط است …» . (۴۸)
بر این بخش از مساله، فقهای صاحب حاشیه بر عروه نظری بر خلاف نداده اند و آن را پذیرفته اند . آیه الله حکیم در مقام تبیین مساله می نویسد: «این مطلب، میان فقها مشهور است در حد نزدیک به اجماع، هر چند در سرائر و مفتاح الکرامه ادعای اجماع شده است; به علت وجود اخبار فراوان، که در میان آن ها خبر صحیح و موثق هست و در فهرست وسایل، تعداد آن ها ۳۴ حدیث است » . (۴۹)
در اصل این مساله، اختلافی نیست، هر چند در محدوده آن اختلاف وجود دارد .
حضرت امام خمینی می فرماید:
«اقوا این است که همه روضه شریفه، داخل در عنوان حائر است . پس از طرف سر مبارک تا پنجره متصل به رواق و از طرف پا تا در متصل به رواق و از پشت تا مسجد و الحاق رواق شریف، خالی از قوت نیست، هر چند احتیاط واجب، قصر است » .
مباحث دیگر
مباحث دیگری درباره تربت سیدالشهدا (ع) در کتاب های فقهی مطرح شده است که از حوصله این نوشته خارج است; از جمله:
الف . روایات درباره به وسعت مکانی که خاک آن موضوع احکام یاد شده است، مختلف است . (۵۰) صاحب کامل الزیارات بابی را با عنوان «من این یؤخذ طین قبر الحسین (ع) و کیف یؤخذ» گشوده و روایات مختلفی را نقل کرده است . در بعضی قبر شریف و در بعض دیگر، شعاع یک فرسخ در یک فرسخ … آمده است . حضرت امام خمینی در این باره می نویسد:
«قدر متیقن، خاک قبر شریف و جاهایی که عرفا به آن ملحق است، محکوم به احکام تربت است و احوط عبارت است از اکتفا به قبر شریف » . (۵۱)
ب . درباره مقدار نیز اختلاف است . امام خمینی در این باره می فرماید:
«جایز نیست خوردن بیش تر از اندازه یک نخود متوسط » . (۵۲)
ج . درباره خوردن نیز اختلاف شده است . امام خمینی می فرماید:
«خوردن تربت به سه شکل جایز است: ۱ . خوردن خاک . ۲ . مخلوط کردن با آب . ۳ . مخلوط کردن با شربت » . (۵۳)
ج . احکام عزاداری سیدالشهدا (ع)
بزرگ داشتن یاد و خاطره امامان، به ویژه حضرت سیدالشهدا (ع) مورد سفارش اکید ائمه (ع) بوده است . آنان خود نیز در برپایی مجالس عزا نهایت اهتمام را داشته اند امام رضا (ع) می فرماید:
«کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابه تغلب علیه حتی یمضی منه عشره ایام فاذا کان یوم العاشر کان ذالک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه » . (۵۴) یعنی هنگامی که ماه محرم فرا می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید و غم و اندوه بر او چیره می شد تا روز عاشورا و روز عاشورا روز مصیبت، اندوه و گریه او بود .
عاشورا و زنده نگه داشتن خاطرات آن، امروز در متن زندگی شیعه رسوخ و در عمق باورهای او جریان یافته است . تشکیل مجالس عزاداری و سوگواری، فرهنگی است برخوردار از همه ارزش های الهی و انسانی . شرکت در مجالس ماتم و عزا، اعتراض و جبهه گیری علیه همه زشتی ها و پلیدی ها و حمایت از مظلومان تاریخ است . مجالس عزاداری، در طول تاریخ شیعه، آثار و برکات بی شماری داشته است; از جمله، تداوم و احیای نهضت عاشورا . امام خمینی (ره) در این باره می فرماید:
«الان هزار و چهار صد سال است که با این منبرها، با این روضه ها و با این مصیبت ها با این سینه زنی ها ما را حفظ کرده اند … هر مکتبی تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کن نباشد، تا پایش سر و سینه زن نباشد، حفظ نمی شود» . (۵۵)
تاریخ عزاداری برای سیدالشهدا (ع) به درازای تاریخ تولد بشر (حضرت آدم) است . برای سیدالشهدا (ع) نه تنها آدم و انبیا (۵۶) و رسول الله (۵۷) و علی و فاطمه (۵۸) مجلس عزاداری به پا کرده اند بلکه فرشتگان الهی در سوگ آن حضرت، اقامه ماتم کرده اند . (۵۹)
امروز بسیاری از متفکران ادیان الهی، برای امام حسین (ع) و مراسم او احترام قائلند . یک کشیش مسیحی می نویسد:
«اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی برمی افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری برپا می کردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم » . (۶۰)
ژوزف فرانسوی درباره اهمیت و آثار و برکات عزاداری، مطالب بسیاری دارد; از جمله:
«خود شیعه هم به این فایده ای که در کارهایشان وجود دارد، متوجه نیستند و گمان می کنند ک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
