اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند شامل 74 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اجداد پیامبر همگی موحد بودند :
ملا محمد باقر مجلسی(ره)در بحار الانوار فرموده:
«اتفقت الامامیه رضوان الله علیهم علی ان والدی الرسول و کل اجداده الی آدم علیه السلام کانوا مسلمین بل کانوا من الصدیقین،اما انبیاء مرسلین او اوصیاء معصومین،و لعل بعضهم لم یظهر الاسلام لتقیه او لمصلحه دینیه » (۱)
یعنی-شیعه امامیه متفقا گفته اند که پدر و مادر رسولخدا و همه اجداد آن بزرگوار تا به آدم ابو البشر همگی مسلمان(و معتقدبخدای یکتا)بوده و بلکه از«صدیقین »بوده اند که یا پیامبرمرسل و یا از اوصیاء معصومین بوده اند،و شاید برخی از ایشان بخاطر تقیه یا مصالح دینی دیگری اسلام خود را اظهارنکرده اند.
و شیخ طبرسی(ره)در مجمع البیان در مورد«آزر»که درقرآن بعنوان پدر ابراهیم نامش ذکر گردیده گوید:
«ان آزر کان جد ابراهیم علیه السلام لامه،او کان عمه من حیث صح عندهم ان آباء النبی-صلی الله علیه و آله-الی آدم کلهم کانواموحدین،و اجمعت الطائفه علی ذلک…» (۲)
یعنی-اصحاب ما-علماء شیعه-گفته اند که «آزر»جدمادری ابراهیم علیه السلام و یا عموی آنحضرت بوده چون این مطلب نزد آنها ثابت شده که پدران رسول خدا-صلی الله علیه و آله-تا آدم همه شان موحد بوده اند،و طائفه شیعه بر اینمطلب اجماع دارند…
و چنانچه مشاهده می کنید در گفتار این دو عالم بزرگوار شیعه ادعای اجماع و اتفاق بر اینمطلب شده و بلکه اینمطلب نزددانشمندان اهل سنت نیز معروف بوده که فخر رازی در تفسیر خودگوید:
«…و قالت الشیعه:ان احدا من آباء الرسول-صلی الله علیه و آله و اجداده ما کان کافرا…» (۳)
یعنی-شیعه گفته اند که احدی از پدران رسول خدا و اجدادآنحضرت کافر نبوده اند…
و از اینکه بطور عموم اینمطلب را به شیعه نسبت میدهد چنین استفاده میشود،که این مطلب از مسائل مورد اتفاق و اجماع شیعه بوده همانگونه که از مرحوم مجلسی و شیخ طبرسی نقل کردیم.
و اما دانشمندان اهل سنت
ولی در میان علماء اهل سنت در این باره اختلاف زیادی است،و جمعی از آنها مانند سیوطی و برخی دیگر همانند شیعه عقیده دارند که پدر و مادر رسولخدا و اجداد آنحضرت همگی موحد بوده اند،و بخصوص سیوطی در اینباره بطور تفصیل سخن گفته و این مطلب را از نظر عقل و نقل به اثبات رسانده (۴) ،و جمعی نیز آنها را و حتی عبد الله پدر آنحضرت را کافر و مشرک دانسته اند (۵)
برخی از دلیلهای نقلی بر این مطلب
و گاهی دیده می شود که برای اینمطلب به این آیه شریفه نیزاستدلال شده که خدای تعالی فرموده:
«و توکل علی العزیز الرحیم،الذی یراک حین تقوم،و تقلبک فی الساجدین…» (۶)
و بر خدای مقتدر و مهربان توکل کن،آن خدائی که تو رادر هنگامی که به نماز می ایستی می بیند،و به کشتنت در میان سجده کنندگان،که بر طبق پاره ای روایات و استدلال برخی ازاهل تفسیر آمده که منظور از«تقلب در میان ساجدان »دوران تحول رسول خدا از صلبهای شامخ و رحمهای پاک است،و از این آیه استفاده میشود که اجداد آنبزرگوار همگی موحد و ساجد درپیشگاه خدای تعالی بوده اند.
و روایتی هم در اینباره از رسول خدا-صلی الله علیه و آله-نقل شده که فرمود:
«لم ازل انقل من اصلاب الطاهرین الی ارحام الطاهرات » (۷)
یعنی پیوسته من منتقل شدم از صلبهای مردان پاک به رحمهای زنان پاک…
و در روایتی نیز که در مجمع البیان طبرسی(ره)پس ازعبارتی که قبلا ذکر شد آمده اینگونه است که رسول خدا(ص)
فرمود:
«…لم یزل ینقلنی الله من اصلاب الطاهرین الی ارحام المطهرات،حتی اخرجنی فی عالمکم هذا،لم یدنسنی بدنس الجاهلیه ».
یعنی پیوسته خداوند مرا از صلبهای مردان پاک به رحمهای زنان پاک منتقل کرد تا وقتی که در این عالم شما وارد کرد و به چرکیهای جاهلیت آلوده ام نکرد.
و در زیارت وارث در باره امام حسین علیه السلام نوه رسولخدا(ص)نظیر همین عبارت را میخوانیم:
«اشهد انک کنت نورا فی الاصلاب الشامخه و الارحام المطهره،لم تنجسک الجاهلیه بانجاسها و لم تلبسک من مدلهمات ثیابها»
ولی باید گفت:اثبات این مطلب از روی این تفسیرو روایت کار دشواری است زیرا این اثبات،فرع بر صحت روایاتی است که در تفسیر این آیات وارد شده و هم چنین فرع برصحت این روایت نبوی است که اثبات آن نیز مشکل و قابل خدشه است چنانچه منظور از صلبهای طاهر و رحمهای مطهره نیزممکن است پاکی و طهارت مولد در برابر ازدواجهای ناصحیح و شبهه ناک و سفاح زمان جاهلیت باشد،و از تعبیر«دنس جاهلیت »نیز ظاهرا همین معنی استفاده می شود (۸) ،و بنابر این مهم برای ما در اینجا،همان اجماع و اتفاقی است که در گفتارعلمای اعلام و دانشمندان بزرگوار ما آمده است.
پاره ای اشکالات بر این مطلب
یکی از اشکالهائی که بر اینمطلب شده این اشکال است که چگونه مردان موحدی مانند عبد المطلب و قصی بن کلاب نام فرزندان خود را عبد مناف،و عبد العزی گذارده اند… (۹)
و چنانچه میدانیم «مناف »و«عزی »نام دو بت بوده است؟
ولی با توجه به اینکه مسئله نامگذاری در گذشته و بلکه هم اکنون نیز غالبا بدست مادران و یا مادر بزرگان و یا بزرگ قبیله و یا دیگران انجام میشده و در بسیاری از موارد پدران چندان دخالتی نداشته اند،و یا زیاد دیده شده که پدر و مادر برای فرزندنامی انتخاب کرده اند ولی همان فرزند در میان مردم به نام دیگری مشهور شده و همان نام مشهور روی او مانده است،چنانچه در باره خود عبد المطلب آمده است که نامش «شیبه الحمد»بود (۱۰) ولی چون در وقت ورود به مکه پشت سر عمویش مطلب بر شتر سوار بود مردم خیال کردند او بنده مطلب است که او را از یثرب خریداری کرده و به مکه آورده است-بشرحی که در زندگانی رسولخدا(ص)نوشته ایم- (۱۱)
و یا در باره خود عبد مناف در تاریخ آمده که نام اصلی او«مغیره »بوده ولی مادر و یا کسان او نامش را«عبد مناف »گذارده اند.
و ما هم اکنون پس از گذشت قرنها از ظهور اسلام،و با همه سفارشهائی که در باره نام گذاری و اهمیت آن از طریق ائمه بزرگوار و رهبران الهی شده است می بینیم هنوز در مسئله نام گذاری دقت نمی شود،و روی چشم و هم چشمی و رسوم و سنتهای محلی،و به تعبیر ساده نامهای «من درآوری »نامهای بی معنی و غلطی مثل «شمس علی »و«چراغعلی »و«زلفعلی »و امثال آنها روی فرزندان خود می گذارند که بدون توجه به معنی آنها این نامها را روی بچه ها نهاده اند…
اشکالی دیگر
باری این سئوال و اشکال چندان مهم نیست که ما وقت خودو شما را روی جواب آن زیاد بگیریم،و در اینجا اشکال دیگری است که لازم است قدری روی آن بحث و تحقیق شود و آن این اشکال است که ظاهر قرآن کریم مخالف با این اجماع و اتفاق است.زیرا در قرآن نام پدر ابراهیم-که یکی از اجدادرسولخدا(ص)است-«آزر»ذکر شده و او به صریح آیات قرآنی مرد بت پرستی بوده که ابراهیم پیوسته با او در اینباره محاجه میکرد.
بحث در باره «آزر»و ارتباط او با ابراهیم خلیل علیه السلام
این اشکال را با توضیح بیشتری اینگونه طرح کرده اند که در قرآن کریم در چند جا نام «آزر»بت پرست و طرفدار ت بعنوان پدر ابراهیم،و در برخی از جاها نام پدر ابراهیم بعنوان شخص بت پرست و مدافع بت پرستی که ابراهیم را در مبارزه اش با این مرام مورد تهدید و مؤاخذه قرار داده است آمده مانند این آیات:
«و اذ قال ابراهیم لابیه آزر اتتخذ اصناما آلهه،انی اراک و قومک فی ضلال مبین » (۱۲)
«و اذکر فی الکتاب ابراهیم انه کان صدیقا نبیا،اذ قال لابیه یا ابت لم تعبد ما لا یسمع و لا یبصر و لا یغنی عنک شیئا» (۱۳)
«و اتل علیهم نبا ابراهیم،اذ قال لابیه و قومه ما تعبدون،قالوا نعبداصناما فنظل لها عاکفین…» (۱۴)
و آیات دیگری نظیر آیات فوق (۱۵) که پدر ابراهیم علیه السلام را-که در یکجا یعنی در همان سوره انعام نامش را«آزر»ذکر کرده است-بعنوان مردی بت پرست،و طرفدار بت نام برده،و بلکه در سوره مریم بدنبال آیات فوق از زبان پدر ابراهیم نقل شده که با او بمحاجه پرداخته و در پایان ابراهیم علیه السلام را سرزنش و تهدید کرده و میگوید:
«…قال اراغب انت عن الهتی یا ابراهیم.لئن لم تنته لارجمنک و اهجرنی ملیا» (۱۶) اکنون گفته میشود با توجه به اینکه ابراهیم علیه السلام ازاجداد رسول خدا است و پدرش آزر بت پرست و حامی بت پرستی بوده چگونه پاسخ میدهید؟
جواب این اشکال هم آنست که در لغت عرب و بلکه زبانهای دیگر که یکی از آنها هم زبان فارسی خودمان است لفظ «اب »و«پدر»همانگونه که به پدر صلبی گفته میشود،به سر پرست و عمو و پدر مادر و معلم و شوهر مادر انسان و بهر کس که نوعی حق تربیت و سرپرستی انسان را داشته باشد اطلاق می شود،چنانچه از آنطرف لفظ «ابن »و«پسر»نیز هم بر پسرصلبی گفته می شود،و هم بر پسر دختر و شاگرد و هر کس که بنوعی تحت تکفل و تربیت انسان باشد.
در قرآن کریم در سوره بقره آنجا که حضرت یعقوب در وقت مرگ به پسرانش وصیت میکند آمده است که به آنها گفت:
پس از من چه چیز را می پرستید؟
«قالوا نعبد الهک و اله آبائک ابراهیم و اسماعیل و اسحق…» (۱۷)
گفتند:ما معبود تو و معبود پدرانت ابراهیم و اسماعیل و اسحاق را می پرستیم که اطلاق پدر بر اسماعیل شده در صورتیکه اسماعیل عموی یعقوب بود و پدرش اسحاق بوده.
و از آنطرف نیز در سوره انعام عیسی علیه السلام را از ذریه و پسران ابراهیم علیه السلام شمرده در صورتیکه نسبت آنحضرت از طرف مادرش مریم به ابراهیم میرسد،آنجا که فرماید:
«و من ذریته داود و سلیمان…»تا آنجا که فرماید«…و زکریاو یحیی و عیسی و الیاس » (۱۸)
و بدانچه گفته شد باید اینمطلب را نیز اضافه کرد که بنابگفته اهل تاریخ میان اهل انساب اختلافی نیست در اینکه نام پدر ابراهیم «تارخ »به خاء معجمه،و یا«تارح »به حاء مهمله بوده است (۱۹) ،چنانچه از تورات نیز نقل شده که نام پدر ابراهیم را«تارخ »ذکر کرده (۲۰) و از اثبات الوصیه مسعودی نقل شده که گفته است:
آزر جد مادری ابراهیم و منجم نمرود بود،و پدر ابراهیم نامش تارخ بود که در هنگام کودکی ابراهیم،وی از دنیا رفت و ابراهیم تحت سرپرستی «آزر»جد مادری خود قرار گرفت (۲۱).
و مرحوم استاد علامه طباطبائی در این باره استدلال جالبی ازروی خود آیات کریمه قرآن آورده و از آنها استفاده کرده است که طبق آیات قرآن کریم «آزر»پدر صلبی ابراهیم نبوده و پدرصلبی او شخص دیگری بوده که از او تعبیر به «والد»شده است،و خلاصه گفتار ایشان در تفسیر آیه ۷۴ سوره انعام اینگونه است که فرموده:
دقت و تدبر در آیات کریمه ای که در باره حضرت ابراهیم علیه السلام و داستانهای آنحضرت در قرآن آمده انسانرا به اینمطلب راهنمائی می کند که ابراهیم علیه السلام در آغاز با مردی روبرومیشود که قرآن میگوید وی پدر ابراهیم و نامش آزر بوده و اصرارداشته که او دست از بت پرستی بردارد و از مرام توحید پیروی کند،و آن مرد نیز ابراهیم را تهدید کرده و طرد نموده و بدو دستورهجرت و دوری از وی را داده است. (۲۲)
ابراهیم علیه السلام که چنان می بیند به او درود فرستاده و وعده آمرزشخواهی و استغفار از درگاه حق را بدو میدهد،و بدنبال آن از آزر و قوم او اعتزال جسته و دوری می گزیند،زیرا که بدنبال همان آیات فوق(سوره مریم)است که میفرماید:
…قال سلام علیک ساستغفر لک ربی انه کان بی حفیا،و اعتزلکم و ما تدعون من دون الله و ادعو ربی عسی ان لا اکون بدعاء ربی شقیا (۲۳)
و آیه دوم بهترین شاهد و قرینه است بر اینکه این وعده استغفاردر دنیا بوده نه وعده شفاعت در قیامت اگر چه بحال کفر از دنیابرودآنگاه خدای تعالی در سوره شعراء(آیه ۸۹)حکایت میکندکه ابراهیم علیه السلام به این وعده خود عمل کرده و برای آزراستغفار کرده آنجا که در مقام دعای
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
