خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقدمه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مقدمه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پروژه بازگشت به عصر استبداد مدرن
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پروژه بازگشت به عصر استبداد مدرن قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
13ساعت
31دقیقه
03ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی شامل 70 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرآن و علم آفرینی :

چشم انداز ایران، ش ۲۷، مهر ۱۳۸۳

چکیده: آقای میثمی در این سخنرانی قرآن را کتاب علم آفرین معرفی می کند. به نظر ایشان، علم آفرینی قرآن در ارائه روش شناخت است. وی دیدگاه روشن فکران دینی را که تلاش کرده اند قرآن و علم را سازگار نشان دهند، ناکافی و بی فایده می داند و معتقد است باید پیشگامی قرآن را در آفرینش علم به عنوان یک اصل در نظر داشت. آن چه روشن فکران دینی مطرح کرده اند، پیشگامی علم بوده است و به دنبال آن تلاش شد تا نشان دهند که قرآن نیز همان حرف های علمی را زده است

.

قرآن کتاب بهینه ای است علم آفرین، که متدلوژی و روش شناخت خاصی معرفی می کند و این خود بانی و باعث آفرینش علوم می شود. در میان روشن فکران دینی و سکولار، یک نوع خودکم بینی در مقابل علم وجود دارد. جریان «روشن فکری دینی» یا به عبارتی «نواندیشی دینی» بر این باور است که علم و دین با هم سازگارند؛ همان کاری که مهندس بازرگان و دیگر نواندیشان مانند اقبال و پروفسور عبدالسلام کرده اند. این گزاره ها ما را قانع نمی کنند، به این معنا که علم قوانینی کشف کند و ما بعد از سال ها بگوییم که این در قرآن هم وجود داشته است. به فرض که وجود داشته ولی در این صورت ما باید تابع علم باشیم. اگر علم پیشتاز است و چیزهایی کشف می کند، این پرسش پیش می آید که وجود قرآن چه ضرورتی دارد

.

این نقدی است که بر این گزاره ها وارد می شود. سازگاری علم و دین چه مشکلی را حل می کند. پیشتازی دین کجا رفته. قرآن چه مزیتی نسبت به علم دارد. مزیت قرآن این است که اصولاً علم آفرین است و این مطلب را هم در تاریخ و هم در متدلوژی نشان خواهیم داد. در وجه اول، اگر به تاریخ نگاه کنیم و زندگی انبیا و امامان را بررسی نماییم که اینها حاملان قرآن و پیام آوران دین بودند و تاریخ علم و صنعت را هم از نظر بگذرانیم، می بینیم که انبیا در زمان خودشان اولاً، انسان های صالح و پیشتازی بوده اند و ثانیا، در زمینه علمی و صنعتی هم یک حرکت پیشتازانه داشته اند. مثلاً در زمان نوح، نخستین کشتی بزرگ تاریخ ساخته می شود. چنان چه در تاریخ و متن قرآن آمده همه او را مسخره می کردند، میخ نیز در زمان نوح ساخته می شود و در زمان داوود سلیمان علیه السلام ذوب فلزات و ساختن زره یک نوآوری بوده است. انبیا به لحاظ علمی هم پیشتاز بوده اند

.

شخصیتی مثل خلیل ملکی که از جامعه سوسیالیست های نیروی سوم بود، در دیباچه کتاب «نقش شخصیت ها در تاریخ» نوشته پلخانوف که خود آن را ترجمه کرده است، شگفت زده مانده و می نویسد: «من نمی دانم در زمان پیامبر که مسلمانان به سرنوشت معتقد بوده اند و اراده خدا را بر زندگی خودشان حاکم می دانسته اند، چرا تمدن آنها تا این اندازه و در تمام وجوه شکوفا شد

».

در ابتدا یادآوری این نکته ضروری می نماید که در صدر اسلام به هیچ وجه خدا را اثبات نمی کردند؛ به نظر من ریشه عقب افتادگی ما این است که اصلی ترین جهاد را اثبات خدا می دانیم و می خواهیم به مردم خدا بدهیم تا از این طریق آنها را زیر سلطه خود بگیریم و بردگان تشکیلات خود نماییم. درحالی که انبیا آمدند تا این ویژگی پایدار انسان، یعنی خداجویی انسان ها را «تقویت» کنند

.

عنصر اساسی و درونی شکوفایی، ایمان به خدای واحد بوده است، عنصر دوم شکوفایی، ایمان به نظم واحد جهان بوده است. عنصر سوم شکوفایی، ایمان به امت واحد در تاریخ بوده است و عنصر چهارم شکوفایی، ایمان به قانون واحد به شمار می رفته است. توجه شود که خدای واحد، نظم واحد، امت واحد و قانون واحد همه در طول هم و در یک راستا می باشند و هیچ تعارضی با هم ندارند هر کدامشان علم آفرین هستند

.

ارکان شناخت، مقدم بر پروسه شناخت است و سه مولفه دارد: رکن اول، به جهان خارج ایمان داریم و این مطلب «باورکردنی» است و نمی توان به هیچ وجه جهان خارج را اثبات کرد؛ رکن دوم، واقعیت جهان خارج قابل شناخت است و قوانین آن را باید کشف کرد. رکن سوم، همان ایمان به نظم واحد کل جهان است

.

پس از ایمان به خدای واحد و نظم واحد، ایمان به امت واحد است. مرحوم طالقانی می فرماید: «اصلی ترین حکم در قرآن یعنی حکم اولیه همین رشد و گسترش امت واحد است». امت واحد به عنوان یک دانش اولیه مطرح بوده است، این در حالی است که هنوز علمای ما نمی توانند جایگاه احزاب را در قرآن توجیه کنند و صرفا به یک آیه استناد می کنند که احزاب هم در قرآن هست. ولی وقتی شما به رشد و گسترش امت واحد ایمان داشته باشید از گروه شروع و به سازمان می رسد بعد هم به یک حزب، آن گاه به حاکمیت سرتاسری و در آخر به یک وفاق جهانی منتهی می شود. این آموزه قرآنی اصولاً دانش تشکل و سازماندهی را از بدیهیات می داند. ولی امروزه ما متأسفانه در تلاش هستیم که ثابت کنیم آیا تشکل در اسلام هست یا نه؟ آیا احزاب در اسلام معنا دارد یا ندارد؟ ما آیات زیادی داریم که واژه «کیف» [چگونه] در آنها به کار رفته است

.

مثلاً «أفَلا یَنْظُرُونَ إلَی اْلإِبِلِ کَیْفَ خُلِقَتْ

»(۱)]

آیا نظری دقیق نمی افکنند به شتر که چگونه خلق شده است [«کیف» در اینجا مکانیزم را نشان می دهد. وقتی ما بخواهیم علم را تعریف کنیم می بینیم که علم بر سر مکانیزم ها و چگونگی ها بحث می کند درحالی که فلسفه از چرایی ها صحبت می کند و ادعای مکانیزم ندارد. علمای ما از این آیه به اثبات خدا می رسند و می گویند: «از این پدیده خدا را درمی یابیم که شتر را ببینید چه نظمی دارد، پس خدا هست

اگر مابه ازای «کیف» دستور حرکت آفرین خداوند را در نظر می گرفتیم، باید علم بیولوژی، آناتومی و جانورشناسی را کشف می کردیم، اگر این رهنمودها راهنمای ما بود باید پیشتاز می شدیم. در آیه بعدی می فرماید: «وَ إلَی الْجِبالِ کَیْفَ نُصِبَتْ

»(۲) [

آیا نگاه نمی کنند به کوه ها که چگونه بلند مرتبه شدند [اگر ما بر اساس این رهنمود قرآنی کوه ها را شناسایی می کردیم و این که چگونه سر به افلاک کشیده اند، دانش زمین شناسی بر ما روشن می شد. در آیه بعدی به مسطح بودن زمین توجه می دهد و می فرماید: «وَ إلَی اْلأَرْضِ کَیْفَ سُطِحَتْ

»(۳) [

آیا به زمین نگاه نمی کنند که چگونه گسترده شده است] این پرسش ها بی تردید پاسخ دارد. خدا می پرسد و ما باید پاسخ آن را بیابیم، اینها همه، علم آفرین است. اگرچه این متدلوژی به طور شفاف و صریح در قرآن وجود دارد اما به دلیل بینش های بازدارنده جاری، از این نگرش محروم شدیم و توان و وقت خود را صرف اثبات خدا کردیم و رسالت دین دار کردن مردم، با این فرض که مردم، بی دین و بی خدا و در خسران محض به سر می برند. این ادعا که ما حق مطلقیم و می خواهیم بقیه را دین دار کنیم و هدایت نماییم ما را از کشف حقیقت بازداشته است

.

آقای نیکسون در کتاب لحظه را دریاب، که به فارسی هم ترجمه شده است، بخشی دارد به نام «دنیای اسلام». ایشان می نویسد «این واقعیت را باید پذیرفت که رنسانس در واقع چیزی جز سرازیر شدن علوم اسلامی به غرب نبود». به نظر من آن چه باعث رنسانس شد، متدلوژی قرآن بود، چرا که قرآن همیشه ما را به صحنه واقعیت پرتاب می کند. رنسانس صرفا دانایی نبود، بلکه یک متد و روش برخورد بود. متدی که می گوید ما باید از قیاس خارج شویم و از این که قوانین طبیعت را اسیر ذهن کنیم، بیرون بیاییم

.

من معتقدم که به جای گفته نیکسون که «محصولات علم به غرب سرازیر شد» باید گفت که متدلوژی و گوهر گرانبهای قرآن بود که به بشر نیازمند و کنجکاو معرفت طلب مغرب زمین پیوند خورد و آن کشفیات به وجود آمد

.

نشانه دیگری که قرآن به ما می دهد و به علم آفرینی کمک می کند این است که جهان غرب اگر از یونان شروع کنیم به دوگانگی فلسفی ماده و معنا معتقدند و می گویند که کار عملی پست و کار فکری ارجمند است. مدینه فاضله افلاطون نیز بر اساس جدایی ماده و معنا به وجود آمد و به این ترتیب طبقات را تأیید کرد

.

قرآن می گوید که ماده «شی» است. ناشی از شاء (اراده خدا) است پس تقدس دارد

.

ماده «اسم اللّه » است و اسم خدا مقدس است. در سوره آل عمران آمده که «إنَّ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ اْلأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ َلآیاتٍ ِلأُولی اْلأَلْبابِ

»(۴)

بعضی از روشن فکران مسلمان از این آیه نتیجه گرفته اند که قیاس غلط است و استقار درست است. این همه فنومن و پدیده هست و این همه پدیده ها یعنی استقرا! درحالی که در این آیه قرآن به پدیده ها اصالت نمی دهد، بلکه می گوید این آسمان و زمین همه آیه هستند

.

متدلوژی قرآن «آیه» بودن پدیده هاست اما پدیده از خودش استقلالی ندارد و آن را در ارتباط با خدا باید دید این نظام آیه گراست، این اساس متدلوژی قرآن است. آیه یعنی اسم اللّه ، شی عین ربط خدا و وقتی شی پست منحط و غیرقابل نزدیک شدن، به اسم اللّه تبدیل شود، ارزش مطالعه و تحقیق می یابد

.

دانشمندان حوزه قبول دارند اثبات خدا کار ذهن است، بنابراین، خدایی که اثبات می کنیم اسیر ذهن می شود. از یک طرف به طور فطری، ما خداجو هستیم و از سوی دیگر خدا را در ذهن خود اسیر کرده ایم. نتیجه این معادله، «خودخدابینی» خواهد بود

.

وقتی خود خدابین شدیم، خود را مطلق می یابیم. وقتی خودمان را مطلق کردیم ادعا می کنیم که این است و جز این نیست. شکنجه، حذف و خشونت به لحاظ معرفتی ناشی از همین دیدگاه بوده است. به لحاظ معرفتی حتی یک آدم صادق وقتی خدا را اثبات می کند خود خدابین می شود و در نهایت شکنجه گر می گردد، آن هم از طریق دین

.

یک نشانه و سیگنال دیگر، به نظر من این است که قرآن «دنیا» را در دو مؤلفه معرفی می کند: «نزدیک بینی» و «ظاهربینی». منافع نزدیک ما یکی از دو مؤلفه دنیاست. در برابر این دو مؤلفه دنیا، «آینده نگری» و «ژرف اندیشی» دو مؤلفه آخرت محسوب می شوند

.

البته وقتی قرآن می گوید: «وَ اْلآخِرَهُ خَیْرٌ وَ أبْقی

»(۵)

نمی خواهد دینا را رد بکند، بلکه منافع نزدیک و ظاهری دنیا هم در حد خودش اعتبار دارد. شی هم ظاهر دارد و هم باطن. خداوند هیچ وقت ظاهر را رد نمی کند، ولی اصالت را به باطن می دهد. اصالت دادن به آخرت هم به معنای نفی دنیا نیست. همین متدلوژی در قرآن، ما را از سطح به عمق و از ظاهر به باطن می برد. قرآن می گوید: «یَعْلَمُونَ ظاهِرًا مِنَ الْحَیاهِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ اْلآخِرَهِ هُمْ غافِلُونَ

»(۶)

مردم ظاهری، از حیات دنیا را می بینند و سطحش را می نگرند و از باطن آن غفلت می ورزند. این همان مزیت نسبی قرآن بر مکاتب دیگر است. هیچ مکتبی در دنیا تا آن جا که من مطالعه کرده ام به شما مجوز نمی دهد که از ظاهر به باطن و از سطح به عمق بروید. فلاسفه غرب از تصور شروع می کنند تا به تصدیق برسند و اصالت تصور هم نمادی از ظاهربینی در اشیا است و مجوزی برای عمق اندیشی و ژرف نگری ندارند

.

مؤلفه دیگر آخرت، آینده نگری است. امروزه روند علم به گونه ای است که از متدلوژی و نگرش ارسطویی جدا شده و به دو عنصر توجه دارد؛ یکی آینده نگری و دیگری ژرف اندیشی. این دو عنصر آینده و ژرفا در علم کلاسیک وجود ندارند. مثلاً بیشتر دانشمندان معتقدن

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.