خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عاشورا پیامد تغییر ارزش ها
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عاشورا پیامد تغییر ارزش ها قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
27دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موجبات قیام امام حسین(ع) :

بسم اللّه الرحمن الرحیم

الحمد للّه رب العالمین باری ء الخلائق اجمعین و الصلوه و السلام علی خاتم النبین ابی القاسم محمد و آله الطاهرین.

اعوذ باللّه من الشیطان الرجیم

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل اللّه امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

موضوع سخنرانی امشب عبارت است از «موجباتی که امام حسین بن علی علیه السلام را به قیام وادار کرد» یعنی چه شد که حسین بن علی علیه السلام را چنان تشخیص داد که «اگر خاموش بنشیند گناه است». در مقدمه صحبت باید عرض کنم موجبات قیام حسین بن علی علیه السلام یکباره و دفعی فراهم نشد یعنی چنان نبود که بعد از مرگ معاویه بن ابی سفیان در ماه رجب ۶۰ از هجرت خاتم الانبیاء (ص) یکدفعه یک نوع خاصی برای جامعه اسلامی فراهم شود و پدید آید و پیدایش این وضع خاص حسین بن علی علیه السلام را وادار به قیام کند بی آنکه پیدایش این وضع خاص سابقه اش و مقدماتش و عواملش در سابق تاریخ اسلام فراهم شده باشد، این طور نیست. بلکه موجبات قیام حسین بن علی علیه السلام را حد اقل باید در ۳۰ سال پیش از این تاریخ جستجو کرد. اگر بخواهیم به علل غیر مستقیم قیام حسین بن علی علیه السلام هم توجه کنیم باید بیش از این به عقب برگردیم ولی نه مجالی است برای توجه کردن بعلل غیر مستقیم و نه مقصود تذکر و توجه بآنها است، اما ۳۰ سال قبل از سال ۶۰ یعنی از حدود سال ۲۹ و ۳۰ هجرت، مقدمات و موجبات این قیام مقدس در جامعه اسلامی داشت فراهم میشد، چنانکه میدانید عثمان بن عفان اموی در حدود ۱۲ سال بر مسلمین حکومت کرد و خلافت اسلامی را عهده دار بود و چنانکه در تاریخ اسلام خوانده اید در شش سال نیمه دوم خلافت عثمان وضع حکومت اسلامی تغییر کرد و در حقیقت حکومت اسلامی که باید فقط در حدود مراقبت اجرای قانون و مراقبت منحرف نشدن افراد از قانون، عملی باشد و انجام شود و همه مردم در همه امور آزاد باشند جز در عمل کردن بحق و رعایت قانون، و جز قید حق و جز حدود قانون برای مردم هیچ حدی و مرزی نباشد و هیچ فردی جز رعایت قانون بچیزی ملزم نباشد حتی برعایت و تأمین رضای خاطر شخصی خلیفه، این وضع حکومت تغییر کرد بصورت یک وضع دیگری که داشت مردم مسلمان را از همه امور منافع و مصالح و منویات خلیفه و دستگاه حکومت، بعبارت دیگر، داشت وضع حکومت اسلامی بصورتی میرسید که هرکس در حدود منویات و مصالح و مطامع دستگاه حکومت رفتار کند، حتی از رعایت قانون آزاد است و کسی که پا از حدود مصالح و منافع و مطامع و هواهای شخصی دستگاه خلافت قدمی فروتر گذارد و یا فراتر نهد اگرچه حق را بتمام مراتب رعایت کند مسؤول است و معاقب است. چنانکه میدانید در تاریخ خلافت عثمان عمار یاسر کتک میخورد ابوذر غفاری کتک میخورد و تبعید میشد و مردانی که نه تنها ملتزم بودند برعایت حق در تمام نواحی آن بلکه بزرگترین نگهداران و نگهبانان دین و حق و قانون و حلال حرام خدا بودند همان مردان چون خیلی پای بند حدود مطامع و منویات و منافع شخص خلیفه و دستگاه خلافت نبودند و احیانا برای رعایت حق رضای خلیفه را رعایت نمی کردند و احیانا برای اینکه قدمی بر خلاف حق بر ندارد قدمی بر خلاف رضای خلیفه بر میداشتند بانیان دین و مؤسسان دین و نگهبانان حق کتک میخوردند و بزندان میرفتند و در مقابل مردمی که طرفدار اهواء و امیال و تابع تمایلات دستگاه بودند نه تنها از حقوق خود محروم نبودند، حقوق دیگران هم بجیب آنها سرازیر میشد این امر در تاریخ اسلام روشن و بدیهی است در شش سال نیمه دوم خلافت عثمان ابن عفان اموی آن مردمی که بعقیده مردمی بهشتیان مسلمانان بودند آنهمه ثروت و آنهمه مستغلات و آنهمه درآمدهای روزانه از مال یتیم و بیوه زن اندخته اند که راستی حساب آن در تاریخ اسلام حیرت انگیز است و اگر بهشتی ها اینطور باشند حساب دوزخیها معلوم است چنانکه میدانید غیر شیعه حدیثی نقل کرده اند که از رسول اکرم (ص) و شیعه آن حدیث را دروغ میداند و باور ندارد و بامبانی قطعی صحت آن حدیث را رد میکند منحول و ساخته میداند در آن حدیثی که بعقیده شیعه منحول است و دروغ است و بهتان است بر رسول اکرم پیغمبر ده نفر از صحابه خود را بشارت داده است که شما بهشتی هستید حالا شما را بخدا بیائید و در ۶ سال دوم خلافت عثمان ببینید این بهشتی ها چه بلائی بسر مسلماناها آوردند و این بهشتی ها چه کاخ ها و چه مستغلات و چه املاکی از مال مسلمین و عوائد مسلمین و بیت المال مردم بیچاره مسلمان فراهم کردند و اندوختند همان مالی که علی بن ابیطالب (ع) در زمان خلافتش تا آن حد مراقبت میکرد و پیش از عثمان خلفای دیگر و خود عثمان هم در اوایل خلافت خود، تا کجا در صرف آن و خرج آن و حاصل طرق بمصرف رساندن آن احتیاط را لازم می شمردند، من چند جمله ای از باب مثال از این بهشتی های زمان عثمان از یکی از مهمترین منابع تاریخ اسلامی را یادداشت کرده ام و برای شما میخوانم تا بدانید آنچه را میگویم راستی سخنی مبنی بر احساسات و تعصبات مذهبی خدا نکند نیست بلکه برای اینست که ما از سال ۲۹ و ۳۰ هجرت کم کم پیش بیائیم و اگر هم امشب نشد بضمیمه شب سیزدهم ماه محرم که باز در اینجا خدا بخواهد سخن خواهم گفت این موضوع را برسانیم بآنجائیکه تا حدی روشن شود که موجبات قیام حسین بن علی و آن عللی که این قیام را بر حسین بن علی واجب کرد و لازم ساخت و او چنان تشخیص داد که این موجبات و این تیره بختی ها و این انحرافهای شدید عنیف اجتماعی که از ۳۰ سال قبل برای مسلمین فراهم شده است جز با یک قیام تند، جز با یک قیام خونین، جز با یک شهادت با سرفرازی قابل علاج نیست بسا بامید خدا این مطلب تا حد مقتضی روشن شود همگی مسعودی را نیک میشناسند آنها که با تاریخ و مورخان و مدارک دست اول تاریخ اسلام آشنا هستند علی بن الحسین المسعودی صاحب کتاب «مروج الذهب» یکی از مورخان و جغرافی دانان معتمد و موثق اسلامی است که پنج مذهب اسلامی بر او اعتماد دارند و کتاب مروج الذهب او کتابی است ممتع و نفیس و مورد وثوق دانشمندان پنج مذهب کلامی او مینویسد در باب خلافت عثمان و میگوید که وقتی خود عثمان ابن عفان که یکی از خلفای اسلامی بود از دنیا رفت و کشته شد بآن تفصیلی که در آن تاریخ است از او ۱۵۰ هزار دینار طلا و یک میلیون درهم نقد باقی ماند این همان خلافتی است که علی بن ابیطالب بعد از عثمان خلافت میکند و از دنیا که میرود امام حسن(ع) بالای منبر فریاد کرد که از پدرم پول زردی یعنی پول طلا و پول سفیدی یعنی پول نقره ای باقی نماند جز ۷۰۰ درهم در حدود ۴۰ تومان پول نقره که این پول هم از سهم او و از حقوق و مقرری او زیاد آمد و خواست که برای خانه خود خادمی از این پول تهیه کند.(۱) بعد مسعودی مینویسد قیمت املاک جناب عثمان در وادی القری حنین و جز این دو جا ۱۰۰ هزار دینار طلا می شد با اسبها و شتران بسیاری که داشت(۲) این یکی از بهشتی های حدیث عشره مبشره و از این پست حساس حکومت اسلامی که پیغمبر نتوانست ده تومان از این پست تهیه کند و بیندوزد و نیز علی و نیز ابوبکر و نیز عمر از دنیا رفتند و از این پست استفاده مادی نکردند، عثمان این جور استفاده کرد.

باز مسعودی می نویسد: زبیر که بتعبیر من و مطابق آن حدیث یکی از بهشتی های دیگر است کاخ معروفی در بصره ساخت خانه های زیادی در بصره و کوفه و اسکندریه مصر ساخت، مال زبیر و دارائی او در حال مرگ وی ۵۰ هزار دینار طلا و ۱۰۰۰ اسب و ۱۰۰۰ کنیز و غلام و مستغلاتی فراوان در شهرهای مختلف بود، قطعی است که این ثروتها از مجرای طیب و طاهری فراهم نمیشد و بیشتر این ثروتها از حقوق محرومین و کسانیکه مورد بی مهری دستگاه حکومت بنام اسلامی بودند بدست می آمد، آنچه بآنها داده نمیشد باینها داده میشد و کار باینجا کشید.

باز مسعودی می نویسد: طلحه بن عبید اللّه تیمی که یکی از بهشتی های دیگر است کاخ معروفی در کوفه ساخت درست تأمل کنید، می گوید: درآمد طلحه بن عبد اللّه تیمی این مرد بهشتی تنها از املاک عراق او روزی به ۱۰۰۰ دینار طلا می رسید و بقولی بیش از ۱۰۰۰ دینار و در ناحیه شراه بیش از اینها داشت و خانه مدینه خود را با گچ و آجر و چوبهای قیمتی ساخت.

باز مسعودی مینویسد: عبد الرحمن بن عوف زهری که یکی از همان ده بهشتی است خانه وسیعی ساخت، ۱۰۰ اسب در اصطبل وی بسته میشد، ۱۰۰۰ شتر داشت، ۱۰۰۰۰ گوسفند داشت، بالاتر از این هنگامیکه عبد الرحمن بن عوف زهری بهشتی از دنیا رفت ۴ زن داشت می دانید یک هشتم مال مردی را که مرده است و فرزند دارد یک هشتم مال او را بزن او یا بزنان او میدهند یک زن باشد یک هشتم مال یک زن است ۴ زن هم باشد یک هشتم مال ۴ زن است. عبد الرحمن بن عوف مرد و ۴ زن داشت یعنی یک سی و دوم مال او بهر زنی می رسید یک سی و دوم مال او عبارت شد از ۸۴ هزار دینار طلا، این هم یک مرد بهشتی.

سعد بن ابی وقاص بهشتی دیگر، مسعودی می نویسد: کاخی آسمان خراش ساخت این آسمان خراش تعبیر ما است البته در ترجمه کاخی رفیع و مجلل.

زید بن ثابت البته این از آن بهشتی ها نیست از آن نیمه بهشتی ها است. زید بن ثابت هنگامیکه مرد آنقدر طلا و نقره از او بجای ماند که طلاها و نقره های او را با تبرها شکستند و بر ورثه او تقسیم کردند و قیمت بقیه دارائی و مستغلاتش ۱۰۰ هزار دینار شد.

باز مسعودی مینویسد: یعلی بن امیه که او را یعلی بن منبه هم میگویند منبه اسم مادرش است، و امیه اسم پدرش و از کار گردانان و رجال سیاسی مهم دستگاه خلافت عثمان و بتعبیر امروز وزیر دارائی او است، این تعبیرها مال من بود، مسعودی مینویسد: یعلی ابن امیه در وقت مردن ۵۰۰ هزار دینار طلا بجای گذاشت و از مردم هم مطالبات زیادی داشت و ارزش ترکه او از املاک و جز آن ۳۰۰ هزار دینار می شد، بعد خود مسعودی میگوید: «و لم یکن مثل ذلک فی عصر عمر بن الخطاب، بل کانت جاده واضحه و طریقه بینه» یعنی در زمان خلافت عمر هرگز اینطور نبود اینها را عمر مجال نمی داد که از مال مسلمانان این همه پول ها و ثروت ها و خانه ها بیاندوزند «بل کانت جاده واضحه و طریقه بینه» با اینکه میدانید من و شما شیعه هستیم ولی حق همین است و از این جهت مسعودی درست می گوید این گشادبازی و بی بندو باری و چنانکه عرض کردم آزاد شدن مردم در حقیقت از طرفداری حق بشرط طرفداری دستگاه حکومت، این از مشکلاتی است که برای مسلمین تا این حد در زمان عثمان پایه گذاری شد که اگر مردم بتوانند رضایت دستگاه خلافت را جلب کنند دیگر خلاف حق کردن و قانون شکنی و از مرز قانون تجاوز کردن برای آنها ایجاد خطری نمی کند غرض، مسعودی می گوید: در زمان عمر هرگز اینطور نبوده «بل کانت جاده واضحه و طریقه بینه» در زمان عمر یک راه روشنی بود یک طریق بین و آشکاری یعنی از نظر طرز حکومت و جمع آوری اموال و تقسیم اموال هرگز طلحه و زبیر و سعد بن ابی وقاص و دیگران مجال اندوختن این همه ذخائر مالی از اموال مسلمین پیدا نمی کردند.(۳)

بعد از زمان عثمان و چنانکه می دانید بعد از کشته شدن وی امیر المؤمنین علی علیه السلام بخلافت رسید، کار مشکل علی این بود که جلو این طمع ها را و این شکمها را و این عادتهائی را که پیدا شده است بگیرد، و سر همین مشکل، علی علیه السلام در حدود ۴ سال و ۶ ماه خلافت خود را گرفتار مبارزه با همان مردمی بود که میخواستند در ۴ سال و چندماه خلافت علی هم مانند آن ثروتها را اندوخته کنند، و علی می گفت این کار امکان پذیر نیست بلکه آنچه را که قبلا هم بناروا اندوخته اید از شما پس میگیرم و به بیت المال مسلمانها باز میگردانم و سرهمین حساب علی بن ابی طالب بالاخره کشته شد.

بعد از امیر المؤمنین علی(ع) باز می دانید که خلافت به امام حسن(ع) منتقل شد و حسن بن علی جای پدر را گرفت اما چنانکه در سخنرانی دو سال قبل از این عرض کردم و بعد هم اصرار میشد که چاپ شود اما من توفیق پیدا نکردم که یادداشتها را فراهم کنم و ضبط هم نشده بود و حاصل آنکه آن سخنرانی از بین رفت و ضبط نشد، برای خودم جای تأسف است چون باز مشکل است تجدید و تکرار آن بآن صورت، با فرض آنکه مطلب روشن بیان شد بشهادت مستمعین دانشمند با توجه، در زمان امام حسن بعد از شهدات امیر المؤمنین(ع) وضع اجتماعی و سیاسی مسلمین بصورت خاصی در آمد که در آن موقع پافشاری حسن بن علی در جنگ کردن با معاویه بن ابی سفیان، در آن تاریخ که دو جبهه و دو جهت نیروی اسلامی تقریبا متعادل و متقابل بودند و امید شکستی باین زودیها و امید پیروزی برای هیچ طرفی نمی رفت حسن بن علی(ع) با وضع خاصی روبرو شد که راهی نداشت جز کنار آمدن و خون مسلمانان را بی جهت نریختن و موجب کشتارهای دسته جمعی بیثمر بی نتیجه ای که فقط نتیجه ای را دولت روم شرقی و در داخل هم خوارج میبردند نشدن، و اگر این ۴۰۰ هزار و یا ۵۰۰ هزار مسلمان آنروز به جان هم ریخته بودند و اصرار میشد در جنگ با معاویه بن ابی سفیان خدا می داند که بعد از آن جنگ دولت روم شرقی با مسلمین چه می کرد و خطر خوارج بکجا می کشید، و تاریخ اسلام بکجا منتهی میشد اینها مطالبی است که آنجا گفته شد غرض حسن بن علی کنار آمد تعبیر من اینست و روی این تعبیر تأمل کنید با اینکه موضوع سخن من این بحث نیست و باید زود بگذرم حسن بن علی کنار آمد و حاصل آنکه حساب تسلیم شدن و معاویه را بخلافت و بعنوان امیر المؤمنین شناختن در کار نیست، یکی از مواد قرارداد صلح نامه حسن بن علی با معاویه این بود که حسن بن علی با معاویه صلح می کند و کنار میرود مشروط باینکه حسن بن علی هرگز بمعاویه امیر المؤمنین نگوید یعنی هرگز او را خلیفه مسلمین و امیرالمؤمنین نشناسد و حتی این قضیه را اینجا عرض می کنم و از این بحث میگذرم و بنظرم این قضیه یک سند فوق العاده قاطعی است برای آن مردمی که گمان می کنند بلکه علیه آن مردمی که گمان می کنند که حسن بن علی(ع) با کنار رفتن تسلیم اراده معاویه شد و خلیفه مسلمین و حسن بن علی هم یکی از رعایای مطیع گوش بفرمان معاویه بن ابی سفیان، هرگز اینطور نبود، این قضیه را که باز یادداشت کرده ام از کامل التواریخ ابن اثیر بشنوید ابن اثیر جزری صاحب کامل در تاریخ و صاحب اسد الغابه در معرفت صحابه پیغمبر که هر دو از کتابهای بسیار نفیس اسلامی است مینویسد: بعد از اینکه حسن بن علی کنار رفت و معاویه خلیفه شد و زمام امور را بدست گرفت فروه بن نوفل اشجعی خارجی که پیش از این با ۵۰۰ نفر از خوارج کناره گیری کرده و به «شهررور» رفته بودند گفتند اکنون شکی باقی نماند که باید با دستگاه حکومت جنگید حال که معاویه روی کار آمد و خلیفه شد برای ما جنگ کردن با او لازم و واجب است و لذا آمدند و رو به عراق نهادند و به نخیله کوفه رسیدند، در این موضع امام حسن بار سفر مدینه را بسته بود و از کوفه و عراق بیرون می رفت، از کوفه بیرون رفته بود و از عراق بیرون میرفت، وقتیکه خبر بمعاویه رسید که این مرد خارجی مذهب با ۵۰۰ نفر در مقام طغیان و سرکشی است، معاویه میخواست بتعبیر ما پایه صلح حسن بن علی را محکمتر کند، فرمانی نوشت (بتعبیر خودش و بعقیده خودش) به امام حسن، نامه ای نوشت بامام حسن که در راه است و از عراق به حجاز میرود و در آن نامه دستور داد بحسن بن علی که فروه بن نوفل خارجی با ۵۰۰ نفر رو به کوفه آمده اند شما مأموریت دارید که بروید و با او بجنگید و او را دفع کنید آنوقت که با او جنگیدید و او را دفع کردید آنوقت راه مدینه را در پیش گیرید و بمدینه بروید مانعی ندارد وقتی که نامه معاویه بامام حسن رسید و امام حسن در قادسیه بود یا نزدیک قادسیه امام حسن در جواب نامه جسارت آمیز معاویه بن ابی سفیان نوشت راستی عجیب است این تعبیر «لو آثرت ان اقاتل احدا من اهل القبله لبدأت بقتالک فانی ترکتک لصلاح الامه و حقن دمائها».

معاویه تو حسن بن علی را مأمور میکنی که مانند افسری از افسران تو برود و یک مرد خارجی سرکشی را دفع کند، من که حسن بن علی هستم و از خلافت بنفع مسلمانان کنار آمده ام، اگر میخواستم که با کسی از اهل قبله و بتعبیر ظاهری هم شده «مسلمان» جنگ کنم «لبدأت بقتالک» اول با تو جنگ میکردم حاصل، تو از همه نامسلمان تری «فانی ترکتک لصلاح الامه و حقن دمائها» تعبیر «ترکتک» را درست توجه کنید، فرمود: «فانی ترکتک لصلاح الامه حقن دمائها» من دست از تو برداشتم و با تو جنگ نکردم و حاصل بتعبیری که عرض کردم و بنظرم بهترین تعبیر است در این جا، کنار آمدم و تو را واگذاشتم «لصلاح الامه و حقن دمائها»

برای صلاح امت اسلامی و برای حفظ خون مسلمانان آنهم بآن بیانی که عرض شده است یعنی بی نتیجه دیدم که این قوی و نیروهای باهم برابر اسلامی از طرفین بجان هم بیفتند و یکدیگر را بشکند و ضعیف کنند و نابود بشوند و دشمن از این، موقعیت سوء استفاده بکند، این را امام حسن سلام اللّه علیه بمعاویه نوشت.(۴)

بعد از آنیکه امام حسن مجتبی بشهادت رسید باز نباید تصور کرد که حسین بن علی سلام اللّه علیه در زمان معاویه یعنی در ده سالی که بعد از برادرش امام حسن با حکومت معاویه معاصر بود یعنی از سال ۴۹ یا ۵۰ هجرت تا سال ۶۰ که معاویه مرد در این ده سال درست که حسین بن علی(ع) باین معنی قیام نکرد که در مقابل معاویه شمشیر بکشد و حاصل آن قیامی را که در خلافت یزید لازم دانست انجام بدهد ولی سید الشهداء سلام اللّه علیه پیوسته معاویه را تخطئه می کرد و توبیخ میکرد و چنانکه برادرش حسن بن علی با آن جمله هائی که استماع فرمودید ابطال کرد حقانیت معاویه را در خلافت اسلامی بلکه ابطال کرد اسلام معاویه بن ابی سفیان را، سید الشهداء هم این کار را میکرد، الان یکی دو جمله باز برای شما بگویم از آنچه ابن قتیبه دینوری که یکی از اعلام و بزرگان علمای اسلام و قطعا سنی مذهب است و شیعه نیست در کتاب معروف خود الامامه و السیاسه مینویسد: این نامه ایست که امام حسین بمعاویه نوشته است تمام نامه را نخواهم و نتوانم عرض کنم ولی چند جمله ای تا روشن شود که وضع رفتار حسین بن علی علیه الاسلام با معاویه چه بود، واقعا امام حسین معاویه را یک خلیفه، یک سلطان، یک زمامدار اسلامی قابل احترامی میشناخت و در این ده سال راستی خلافت و حکومت او را و زمامداری او را خدا نکند امضاء کرده بود؟ یا سخن اینست که ابن قتیبه مینویسد، اکنون چند جمله ای از این نامه را عرض میکنم: حسین بن علی بمعاویه می نویسد : «الست قاتل حجر و اصحابه العابدین المخبتین الذین کانوا یستفظعون البدع و یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر»(۵)«معاویه مگر تو آن مردی نیستی که حجر بن عدی کندی را بناروا کشتی و یاران او را شهید کردی آن بندگان خداپرست آن بندگان عبادت کن بندگانی که بدعتها را، ناروا میشمردند، بندگان خدا که امر بمعروف می کردند و نهی از منکر میکردند، آنان را بظلم و ستم کشتی پس از آنی که با آنها پیمانهائی دادی و عهدهائی نهادی و تأکید کردی، و محکم کردی عهدها و میثاقها را، حاصل آنها را امان دادی و آنها را خاطر جمع کردی و این کار تو جرأتی است بر خدا، و این کار تو استخفافی است بعهد پروردگار، مگر تو نیستی ای معاویه که عمرو ابن حمق خزاعی یکی از بزرگان صحابه خاتم الانبیاء را کشتی؟ آن مردیکه روی او را عبادت کهنه کرده بود و بدن او را عبادت لاغر کرده بود او را کشتی پس از آنکه باو پیمانها و امانها دادی که اگر آن امانها را بآهوان بیابان داده بودی از سرکوهها فرود می آمدند و مطمئن میشدند و نزد تو می آمدند، مگر تو نیستی که زیاد بی پدر را در اسلام بپدرت ابوسفیان نسبت دادی و گمان کردی که او پسر ابوسفیان است و حال اینکه پیغمبر گفته بود: فرزند مال کسی است که صاحب فراش است و زن صاحب فرزند در عقد اوست، و برای زناکار همان سنگی است که خدا گفته است» بعد هم زیاد بی پدر را بر مسلمین مسلط کردی تا آنها را بکشد و دستهاشان و پاهاشان را ببرد و آنها را بر شاخه های درخت خرما بدار بزند، سبحان اللّه ای معاویه گویا تو از این مسلمانها نیستی و گویا مسلمانها با تو رابطه ای ندارند، ای معاویه از خدا بترس و بدان که خدا را نوشته ای است و نامه ای است که هیچ کوچک و بزرگی را فرو گذار نمی کند جز اینکه آنرا بشمار میآورد، معاویه بدان که خدا این کارها را فراموش نمی کند، مردم را بگمانهای سیاسی میکشی مردم را متهم میکنی و آنگاه بالاتر از اینها نوشت معاویه تو در مقامی که کودکی را بر مسلمانها امیرکنی مراد یزید پسر معاویه است کودکی که شراب مینوشد، و با سگها بازی می کند، معاویه می بینم تو را که خود را هلاک کرده ای و دین خود را تباه کرده ای و امت اسلامی را بیچاره کرده ای» این طرز سخن گفتن و نامه نوشتن و حساب بردن حسن بن علی است و حسین بن علی دو ریحانه پیغمبر از حکومت و زمامداری معاویه بن ابی سفیان، اکنون برای اینکه بیشتر دانسته شود که این جمله که سید الشهداء در آخر نامه اش راجع به یزید نوشت چقدر در اسلام و تاریخ اسلام ریشه دار است و مسلم، این جمله را هم باز از علی بن الحسین المسعودی بشنوید، وی در شأن یزید میگوید: و کان یزید صاحب طرب و جوارح و کلاب و قرود و فهود و منادمه علی الشراب، و جلس ذات یوم علی شرابه و عن یمینه ابن زیاد و ذلک بعد قتل الحسین، فاقبل علی ساقیه فقال:

یزید مردی بود خوش گذران و عیاش، یزید مردی بود که حیوانات شکاری داشت، سگها داشت، میمونها داشت، یوزها داشت، پیوسته مجالس شرب خمر داشت، روزی در مجلس شراب خود نشست و پسر زیاد هم در طرف راست او بود و این بعد از آن بود که حسین بن علی را کشته بود پس بساقی مجلس خود رو کرد و باو گفت:

اسقنی شربه تروی مشاشی

ثم مل فاسق مثلها ابن زیاد

صاحب السر و الامانه عندی

و لتسدید مغنمی و جهادی

یعنی ای ساقی محضر، بمن جام شرابی بده سپس برگرد و ابن زیاد را شاداب و سیراب کن آن کسی که رازدار من است، آن کسی که امین کار من است، آن کسی که محکمی کار من و مبنای خلافت من با دست او محکم شد، و حسین بن علی را کشت. سپس مسعودی بعد از جمله هائی که راجع به یزید و مظالم و ستمکاری های او می نویسد(۶)

و می گوید که او مانند فرعون بود در میان رعیت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.