اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 41
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع)!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) شامل 98 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیشوای دوم حضرت امام حسن(ع) :
ولادت
بسم الله الرحمن الرحیم
نواده ی پیامبر عزیز اسلام (ص) ،و نخستین فرزند امیر مؤمنان علی و فاطمه علیهما السلام در نیمه ی ماه رمضان،در سال سوم هجری،چشم به جهان گشود. (۱) پیامبر (ص) برای گفتن تهنیت،به خانه ی علی آمد و نام او را،از سوی خدا«حسن »نهاد. (۲)
با پیامبر
حدود هفت سال از زندگی این نواده،با پیامبر عزیز اسلام (ص) گذشت (۳).پدر بزرگ مهربان،او را سخت دوست می داشت:
چه بسیار که او را بر شانه می نهاد و می گفت:خداوندا،من دوستش دارم،تو نیز او را وست بدار!» (۴)…«آنکه حسن و حسین را دوست بدارد،مرا دوست داشته است و آنکه با ایندو کینه ورزد و ایشان را دشمن بدارد،با من دشمنکامی کرده است…» (۵)
و هم می فرمود:«حسن و حسین،سرور جوانان بهشتند» (۶).
و نیز می فرمود:«این دو فرزند من،امامند،چه قیام کنند و چه نکنند (۷) ».
بزرگی منش و سترگی روح آن امام،چندان بود که پیامبر ارجمند اسلام (ص) او را با خردی سال و کمی سن،در برخی از عهدنامه ها،گواه می گرفت،واقدی آورده است که:پیامبر، برای «ثقیف »عهد ذمه بست،خالد بن سعید آنرا نوشت و امام حسن و امام حسین-درود خدا بر آنان-آنرا گواهی فرمودند (۸).
و هم،آنگاه که پیامبر به امر خدا،با اهل نجران،به «مباهله »برخاست،امام حسن و امام حسین و حضرت علی و فاطمه (ع) را نیز به فرمان خدای،همراه خویش برد و آیه ی تطهیر در پاکدامنی آن گرامیان فرود آمد (۹).
با امیر مؤمنان (ع)
امام حسن (ع) همراه و هماهنگ پدر بود و از بیدادگران انتقاد و از ستمدیدگان حمایت می کرد.
به هنگامی که ابو ذر به ربذه تبعید می شد، عثمان دستور داد هیچکس او را بدرقه نکند،اما امام حسن و برادر گرامیش،همراه با پدر بزرگوارشان،از آن آزاده ی آواره،به گرمی بدرقه کردند…و به هنگام بدرود،از حکومت عثمان ابراز بیزاری نمودند و ابو ذر را به شکیبایی و پایداری پند دادند (۱۰).
به سال ۳۶ هجری با پدر از مدینه به سوی بصره آمد تا آتش جنگ جمل را که عایشه و طلحه و زبیر بر افروخته بودند،فرو نشانند.
پیش از ورود به بصره به فرمان حضرت علی (ع) ،همراه عمار-صحابی بزرگ و پاک-به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند و آنگاه با مردم به یاری امام،به سوی بصره بازگشت (۱۱).
و با سخنرانیهای شیوا و محکم خویش،دروغ عبد الله بن زبیر را-که قتل عثمان را به حضرت علی (ع) ،نسبت می داد-،آشکارا ساخت و هم در جنگ همکاریها کرد تا پیروز باز گشتند (۱۲).
در جنگ صفین نیز،همراه پدر،پایمردیها کرد.
در این جنگ،معاویه،عبید الله بن عمر را نزد او فرستادکه:«از پیروی پدر دست بردار،ما خلافت را به تو وامی گذاریم،چرا که قریش،از پدر تو به سابقه ی پدر کشتگی ها،ناراحتند،اما ترا پذیرا توانند شد…»
امام حسن (ع) در پاسخ فرمود:«قریش بر آن بود که پرچم اسلام را بیفکند و در هم پیچد،اما پدرم،به خاطر خدا و اسلام،گردنکشان ایشان را کشت و آنان را پراکند،پس با پدرم دینجهت به دشمنی برخاستند و بدو کینه می ورزند (۱۳).
او در این جنگ،هماره از پشتیبانی پدر،دست نکشید وتا پایان همراه و همدل بود،و چون،دو تن را از سوی سپاه (سپاه حضرت علی (ع) و معاویه) ،برگزیدند تا«حکم »شوند،و آنان به ناروا حکم کردند،امام حسن به فرمان پدر،در یک سخنرانی پر شور،توضیح داد که:
«اینان برگزیده شدند تا کتاب خداوند را بر خواهش دل،پیش دارند و مقدم شمارند اما، باژگونه رفتار کردند و چنین کسی،حکم نامیده نمی شود،بلکه «محکوم »است (۱۴) ».
حضرت امیر مؤمنان علی-که درود خداوند هماره بر اوبه هنگام رحلت بنا به فرمانی که از پیش از پیامبر اسلام (ص)داشت،امام حسن (ع) را جانشین خویش فرمود،و امام حسین و سایر فرزندان گرامی خویش و بزرگان شیعه را بر این امر،گواه گرفت. (۱۵)
خوی و منش (۱-پرهیزگاری:)
توجهی ویژه به خداوند داشت،آثار این توجه را گاه ازچهره ی او به هنگام وضو در می یافتند: چون وضو می گرفت،رنگ می باخت و به لرزه می افتاد،می پرسیدند که چرا چنین می شوی؟
می فرمود:آن را که در پیشگاه خدا می ایستد،جز این سزاوار نیست.
از امام ششم (ع) آورده اند که امام حسن (ع) عابدترین مردمان زمان خویش بود و هم با فضیلت ترین چون به یاد مرگ و…و رستخیز می افتاد،می گریست.و بی حال می شد (۱۶).
پیاده و گاه برهنه پا،۲۵ بار به خانه ی خدا رفت (۱۷)…
۲-بخشندگی
آن روز به خانه ی خدا رفته بود…همان هنگام می شنید که مردی با خدا به گفتگو نشسته است که:خداوندا،ده هزار درهم نصیبم کن…امام (ع) هماندم به خانه بازگشت و آن پول را برای او فرستاد.
یکروز،کنیزی از کنیزان او،دسته گلی خوشبوی به تحفه،پیشکش کرد،امام (ع) ،در مقابل او را آزاد فرمود و چون پرسیدند چرا چنین کردی؟،فرمود:
خدا ما را چنین تربیت کرده است و این آیه را باز خواندند:
«و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها»یعنی چون به شما هدیه ای دادند،به نیکوتر،پاسخ گویید (۱۸).
سه بار در زندگی،هر چه داشت،حتی کفش-و پای افزار-را به دو نیم تقسیم کرد و در راه خدا داد (۱۹).
۳-بردباری
مردی از شام،به تحریک معاویه،روزی امام را به دشنام گرفت.امام (ع) چیزی نفرمود تا ساکت شد،آنگاه با لبخندی شیرین او را سلام گفت و فرمود:پیر مرد!فکر می کنم غریب هستی، و گمان می برم در اشتباه افتاده ای،اگر از ما رضایت بخواهی،خواهیم داد و هم اگر چیزی بطلبی،و اگر راهنمایی می جویی،راهنماییت خواهیم کرد،و اگر باری بر دوش داری،بر می داریم و یا گرسنه یی سیرت می سازیم و اگر نیازمندی،نیازت بر می آوریم و باری،هر کاری داری،در انجام آن حاضریم.و هم اگر بر ما وارد شوی،راحت تر خواهی بود که وسایل پذیرایی از هر گونه ما را فراهم است.مرد،شرمسار شد و گریست و گفت:گواهی می دهم که تو جانشین خداوند بر زمینی،خدا بهتر می داند که رسالت خویش،کجا قرار دهد (۲۰).
تو و پدرت،نزد من،مبغوضترین بودید و اما اکنون محبوبترین هستید.
پیر مرد آنروز مهمان امام شد و چون از آنجا رفت به دوستی آن گرامی،گرویده بود (۲۱).
مروان حکم،-که هیچگاه از آزار آن گرامی فرو گذار نمی کرد-،به هنگام رحلت آن امام،در تشییع شرکت کرد.
حضرت امام حسین (ع) فرمود:تو به هنگام حیات برادرم،هر چه از دستت بر آمد،کردی،و اما اینک در تشییع او،حاضر آمده ای و می گریی؟!.
پاسخ داد:هر چه کردم،با کسی کردم که بردباریش از این کوه-اشاره به کوهی در مدینه-بیشتر بود (۲۲).
خلافت
شامگاه بیست و یکم رمضان سال چهلم از هجرت،حضرت علی علیه السلام،شهید شد.بامداد آنروز،مردم در مسجد جامع شهر،گرد آمدند،حضرت امام حسن (ع) که در آنوقت ۳۷ سال داشتند بر منبر فراز آمدند و فرمودند:
دیشب،مرد یگانه ای از جهان رخت بست که در میان گذشتگان و هم در بین آیندگان،به دانش و کردار،یکتا بود.همراه پیامبر،جنگها کرد و در نگاهبانی اسلام و پیامبر،مجاهدانه کوشید،و پیامبر در جنگها،او را به سپاهسالاری می فرستاد و او هماره پیروز باز می گشت…
از زرد و سفید-اشاره به زر و سیم-دنیا،بیش از ۷۰۰ درهم نگذاشت،آنهم سهمیه ی او و بر آن بود که با آن خدمتگاری برای خانواده ی خود فراهم آورد.
بدین هنگام،امام به سختی گریست و مردم نیز گریستند…
آنگاه بدانجهت که امامت از مسیر راستین خود،انحراف نیابد،جمله یی چند،از خویش گفت:
من پسر پیامبرم که مژده آور و بیم رسان بود و مردم را به سوی خدا می خواند.من شعله یی از آن چراغ فروزان پیامبری و از خاندانی هستم که خداوند،پلیدی و آلودگی را از آنان دور گردانیده است و هم از آنانم که در قرآن مجید،محبت ایشان به وجوب آمده است:
قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی (۲۳)…
«بگوی ای پیامبر،من از شمایان بر رسالتم،پاداشی،جز مهرورزی با خویشانم،نمی خواهم…»
آنگاه،امام نشست و عبد الله بن عباس برخاست و گفت:
مردم!،این-اشاره به امام حسن (ع) -فرزند پیامبر شما و جانشین علی (ع) و امام شماست،با او بیعت کنید!مردم،گروها گروه،بدو روی آوردند و بیعت کردند (۲۴).
چون معاویه،از آنچه گذشت آگاه شد،جاسوسانی به کوفه فرستاد و به بصره،تا هر چه می گذرد،گزارش دهند و در حکومت امام.از درون،دست به خرابکاری بزنند.
امام،فرمان داد آنانرا گرفتند و گشتند و نامه یی نیز به معاویه فرستاد که:جاسوس می فرستی؟ گویا جنگ را دوست می داری؟جنگ بسیار نزدیک است،منتظر باش!انشاء الله (۲۵).
از نامه هایی که امام به معاویه نوشت و ابن ابی الحدید آنرا نقل می کند،اینست:
«…جای شگفتی است که قریش پس از مرگ پیامبر،در جانشینی او به ستیزه برخاستند و خود را بر دیگران از عرب،بدین سبب که از قبیله ی پیامبرند،برتر دانستند.
عرب نیز تن در دادند،اما قریش خود در میانه ی خویش،زیر بار برتری ما نرفت ما را که از آنان به پیامبر نزدیکتر و خواستار حق خویش بودیم،کنار زدند و بر ما ستم کردند.ما از ستیزه کناره جستیم تا دشمنان و دورویان،از این راه،به تخریب اسلام برنخیزند.
امروز نیز از تو در شگفتیم که داوطلب امری هستی که به هیچ رو،سزاوار آن نیستی،نه در دین برتری داری و نه اثر خوبی از خویش باز گذارده ای،تو فرزند همان گروهی که باپیامبر جنگیدند و هم فرزند دشمنترین مردم قریش نسبت به پیامبر و اما بدان که پاداش کردارهای تو با خداوند است و خواهی دید که سرانجام،پیروزی از آن چه کسی است.
سوگند به خدا،چیزی نخواهد گذشت که عمرت پایان می یابد و به دیدار خدا می شتابی و او تو را به کیفر کردارهایی که از پیش فرستادی،می رساند و خدا به بندگانش ستم نمی کند،علی (ع) رفت،مسلمانان با من بیعت کردند،از خدا خواستارم که در دنیا چیزی مرا ندهد که از آن کمبودی در امر دنیای دیگرم،به هم رسد:
آنچه مرا بر آن داشت تا این نامه را به تو،بنویسم،این است که بین خود و خداوند.عذری داشته باشم،اگر تو نیز،چون دیگر مسلمانان،این امر را بپذیری به مصلحت اسلام است و تو خود نیز بهره یی بیشتر خواهی داشت،باطل را دنبال مکن،تو نیز چون دیگران با من،بیعت کن!
تو خود می دانی من سزاوارترم،از خدا بترس و ستمکار مباش و خون مسلمانان را محترم شمار و اگر حاضر نباشی،من همراه مسلمانان،به سوی تو خواهم شتافت و ترا به محاکمه خواهم کشانید تا خداوند که بهترین داورانست،بین ما حاکم گردد….»
معاویه در پاسخ نوشت:
«…حال من و تو،همانند حال پیشین شما خاندان با ابو بکر است،یعنی به همانگونه که ابو بکر، به بهانه ی تجربه ی بیشتر،مقام خلافت را از علی (ع) گرفت،من نیز، خود را از تو سزاوارتر می بینم،و اگر می دانستم که تو بهتر از من به امور مردم می رسی و با دشمن رویارویی می کنی، بیعت می کردم اما می دانی که من از تو سابقه یی بیشتر دارم پس بهتر آنکه تو پیرو من باشی، من نیز قول می دهم که خلافت مسلمانان پس از من با تو باشد و هم هر چه بیت المال عراق است از آن تو و نیز خراج و درآمد،هر ناحیه از عراق را که بخواهی،در اختیار تو خواهم گذارد… و السلام » (۲۶)
معاویه به همان بهانه یی که قریش به وسیله ی آن از حضرت علی (ع) رو گرداندند،از بیعت با امام حسن (ع) سر باز زد،او در دل می دانست که امام از او سزاوارتر است اما ریاستخواهی،او را از پیروی واقعیت باز می داشت،چرا که او می دانست کمی سن در پیامبرانی چون حضرت عیسی و یحیی،مانع پیامبری نبوده است،در امام نیز که جانشین پیامبر است،همین گونه است.
معاویه،نه تنها از بیعت سر باز زد،بلکه در صدد از میان برداشتن امام بر آمد.برخی را به پنهانی فرمان داد تا آن گرامی را بکشند،از این رو،امام،در زیر پیراهن،زره می پوشید و بی زره به نماز نمی رفت،به همین جهت یکروز که یکی از این ماموران مخفی معاویه،به سوی امام تیر افکند،به آن گرامی صدمه یی وارد نیامد (۲۷).
همین معاویه،که کمی سن را در امام بهانه می آورد و ازبیعت با او تن می زد،به هنگام ولایتعهدی یزید،این بهانه را فراموش و فرزند جوان خود را،جانشین خویش کرد و از مردم برای او بیعت گرفت.
معاویه،به بهانه ی ایجاد وحدت اسلامی و پیشگیری از اختلاف و اغتشاش،به عمال خود نوشت که:با لشگر به سوی من آیید و آنان همان کردند که او گفت.
معاویه آنان را بسیج کرد و به جنگ با امام به عراق فرستاد.
امام نیز،به حجر بن عدی کندی،فرمان داد تا فرمانداران و هم مردم را برای جنگ آماده سازد.
منادی به آیین آن زمان،در کوچه های کوفه،فریاد«الصلاه »برداشت و مردم به مسجد ریختند. امام بر منبر فراز آمد و فرمود:
معاویه به جنگ سوی شما آمده است،شما نیز به اردوگاه نخیله بروید…!همه،ساکت ماندند.
عدی،فرزند حاتم طائی معروف،از جای برخاست که:من پسر حاتم هستم،سبحان الله،این سکوت مرگبار چیست که جانتان را فرا گرفته است؟
چرا به امام و پسر پیامبرتان پاسخ نمی دهید…از خشم خدا بیم کنید،مگر شما از ننگ،باک ندارید…؟
آنگاه،رو به امام کرد و گفت:گفتار شما را شنیدیم و با جان و دل به فرمانیم،و افزود که:
من،هم اکنون به اردوگاه می روم،هر که مایل است به من به پیوندد.
قیس بن سعد بن عباده و معقل بن قیس ریاحی و زیاد بن صعصعه ی تیمی نیز با سخنرانیهای شور انگیز،مردمان را به جنگ راغب ساختند و به تجهیز سپاه از مردم پرداختند و آنگاه همه به اردوگاه رفتند (۲۸).
انبوه جمعیت در اردوگاه،به جز شیعیان،از این چند دسته نیز فراهم آمده بود:
۱-خوارج،که تنها برای جنگ با معاویه آمده بودند نه به جانبداری از امام.
۲-آزمندانی که دنبال غنائم جنگی بودند.
۳-آنان که به پیروی از روسای قبیله ها،شرکت کرده بودند و انگیزه ی دینی نداشتند (۲۹).
امام (ع) ،گروهی از این سپاهیان را،به سپهسالاری حکم به شهر انبار فرستاد،اما حکم با معاویه ساخت،-همچنانکه سرپرست بعدی-امام خود به ساباط مدائن رفت و از آنجا ۱۲ هزار نفر را به عنوان پیشاهنگ جنگ به سالاری عبید الله بن عباس،به رزم با معاویه گسیل داشت و قیس بن سعد بن عباده ی انصاری را هم معاون کرد که اگر عبید الله از میان رفت،او سپهسالار گردد.
معاویه در صدد بر آمد که قیس را بفریبد و یک میلیون درهم نزد قیس فرستاد تا با او همدست شود یا دست کم ازامام دست بردارد،قیس پاسخ داد که:به نیرنگ،دین مرا نمی توانی از دستم بگیری. (۳۰) برو این دام بر مرغ دگر نه،که عنقا را بلند است آشیانه.
و اما سپهسالار اصلی لشکر،یعنی عبید الله بن عباس،تنها به وعده ی همان پول،فریفته شد و شبانه با گروهی از خاصان خویش،به سوی معاویه گریخت.بامداد آن روز،سپاه،بی سر پرست ماند،پس قیس با مردم نماز گزارد و سپهسالار شد و جریان را به امام گزارش داد (۳۱).
قیس دلیرانه می جنگید،معاویه چون راه فریب او را مسدود یافت جاسوسانی به میان لشگر امام فرستاد که به دروغ جریان صلح قیس با معاویه را بپراکنند و نیز گروه دیگری را در میان لشگر قیس که بگویند:
امام حسن با معاویه صلح کرده است (۳۲).
بدینترتیب،خوارج و آنانکه با صلح موافق نبودند،از این خدعه،فریفته شدند و ناگهان به حالت عصیانی به خیمه ی امام ریختند و به غارت پرداختند و حتی فرش زیر پای امام را ربودند و ضربه ای به ران آن حضرت وارد آوردند که از خونریزی شدید،امام به حالت وخیمی در افتادند. .. (۳۳)
یاران امام،آن گرامی را به مدائن،به سرای سعد بن مسعودثقفی-فرماندار مدائن،که از طرف حضرت علی (ع) منصوب شده بود-بردند.امام (ع) مدتی در خانه ی ثقفی به معالجه پرداخت. در این بین به او گفتند،برخی از روسای قبائل-که انگیزه ی دینی نداشتند و یا با امام به دشمنکامی می زیستند-به معاویه در پنهان نوشته اند که:اگر به عراق آیی،پیمان می بندیم ک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
