خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت غزویان (۲) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
13دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 77

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دولت سلجوقیان (۱) :

در آغاز راه

زمانی که قراخانیان و غزنویان و خوارزمیان، خراسان و شمال شرق خراسان و ماوراء النهر را میان خویش قسمت کرده بودند، قومی تازه نفس از بیابانگردان از ترکستان به تدریج به ماوراء النهر آمدند.مهاجرت آنها بر اساس قاعده عمومی مهاجرت اقوام وحشی به سرزمین های متمدن است که در میان تمامی اقوام و در تمامی دوره ها امری معمول است.

درست است که سبکتگین نیز ترک بود، اما دولت سلجوقی به اعتبار آن که به تمام معنا در ادامه هجوم قبایل ترک صحرا گرد بود، دست کم باید نخستین دولت مهم ترکان در ایران خوانده شود.

تا پیش از غزنویان، دولت سامانی در ماوراء النهر و دولت خوارزمشاهیان در شمال خراسان و اندک اندک قراخانیان در ترکستان، اداره این سرزمین ها را در دست داشتند.سامانیان در میان دولت غزنوی و قراخانی از میان رفتند.بعدها، غزنویان، دولت خوارزم را نیز ساقط کردند و با قراخانیان برای مدتی صلح کردند.در این میان، صحرا گردان ترک که «به حکم انبوهی خانه و تنگی چراخوار، به ولایت ماوراء النهر آمدند، به زمستان، منزلگاههاشان نور بخارا بود و به تابستان سغد سمرقند.» زمانی که قراخانیان با محمود غزنوی صلح کردند، سخن از این بیابانگردان به میان آمد و ایلک خان از قدرت سلجوقیان سخن گفت و او را نسبت به قدرت آنان هشیار ساخت.

ترکان مزبور که به دلایلی از محل اصلی خود جدا شده و به سمت ماوراء النهرآمده بودند، تحت رهبری سلجوق زندگی می کردند.وی در ترکستان، از فرماندهان یبغو شاه آن ناحیه بود که پس از اختلاف نظر میان آنها به سوی شمال خراسان مهاجرت کرد.یبغو در سال ۳۹۳ به اسلام گروید و حتی به آخرین امیر سامانی، یعنی اسماعیل منتصر کمک کرد تا به تخت از دست رفته اش باز گردد، اما تلاش های او به جایی نرسید.

در این روزگار، اسلام تا اقصا نقاط ترکستان پیش رفته و بیش تر این اقوام مسلمان شده بودند.این احساس اسلامی که اکنون آنها را با مردم خراسان پیوند بیش تری می داد، سبب کشش بیش تر آنها به خراسان شد.راوندی در کتاب راحه الصدور در تاریخ آل سلجوق، با نظری هوادارانه، میل به «مجاورت دار اسلام نمودن و زیارت خانه کعبه و تقرب به ائمه دین پیشه گرفتن» را دلیل آمدن آنها به مرزهای خراسان عنوان می کند.

درباره اسلام آوردن ترکان، عاملی جز مهاجرت عالمان و صوفیان واعظ به آن دیار شناخته شده نیست.سرعت اسلام آوردن به گونه ای شگفت آور بود که به نوشته ابن اثیر تنها یک بار به سال ۴۳۵ ده ها هزار نفر در توابع بلاساغون و کاشغر مسلمان شدند و روز عید قربان قربانی کردند.

سه فرزند سلجوق با نام های موسی، میکائیل و ارسلان اسرائیل، رهبری این ترکان صحرا گرد را عهده دار بودند.آنها در پی چرای احشام خود به دنبال به دست آوردن همراهی شاهان و امیران محلی بودند تا بتوانند زندگی کنند.طبعا در آن زمان، اندیشه ای برای تصرف خراسان و ایران نداشتند.

روشن بود که میان آنها و غزنویان درگیری پیش خواهد آمد، چرا که جمعیت گسترده آنها، هر امیری را به وحشت می انداخت.در یکی از این برخوردها یا دیدارها، اسرائیل فرزند سلجوق به دست محمود غزنوی افتاد و در زندان وی درگذشت.این واقعه می توانست، ذهنیت سلجوقیان را نسبت به غزنویان تیره و تار کند.

در سالهای بعد، علی تگین که از سوی قراخانیان در بخارا حکم می راند، سلجوقیان را به اتحاد با خود فرا خواند و در جنگ با التونتاش، امیر غزنوی، از آنها استفاده کرد.درگیری های فراوانی میان سپاه مسعود غزنوی و سلجوقیان رخ داد.در آغاز غزنویان پیروز می شدند، اما به مرور کار این ترکان صحرا گرد که از هر جهت آماده هجوم بودند و شهر و تختگاه ثابتی نداشتند تا تصرف شود، دشوارتر می شد.مقاومت و شجاعت این قبیل اقوام بدوی، همیشه از شهرنشینان بیش تر و پایدارتر است.دو فرزند میکائیل، یکی طغرل بگ و دیگر چغری بگ و نیز عمویشان موسی، عناصر فعال در رهبری این گروه بودند.

به موازت ضعف دولت غزنوی، سلجوقیان هر لحظه سرزمین های بیش تری را تصرف می کردند.مرو در سال ۴۲۹ به دست آنان افتاد.پس از آن هرات و سپس نیشابور.این شهرها که طی یک دوره طولانی، به شهرهای آبادی تبدیل شده بود، اکنون زیر پای ترکان صحرا گرد، گرفتار ویرانی و خرابی شده بود تا جایی که درباره نیشابور آمده است: «آن ولایت چون زلف بتان پریشان و مانند چشم خوبان خراب است و به علیق چهارپایان (ترکمن ها) فرومانده» .

آخرین جنگی که به صورت جنگی سرنوشت ساز در آمد، جنگ سلطان مسعود با سلجوقیان در بیابان های میانه مرو و سرخس بود.در این درگیری، سپاه غزنوی شکست خورد و مسعود به نیشابور گریخت .وی حتی حاضر به اقامت در غزنه نیز نشد و به هند رفت و چندی بعد به دست سربازانش کشته شد.

پس از این پیروزی، دو برادر با عمو نشستند و ضمن آن که دست اتحاد با یکدیگر دادند، طبق روالی که از امیران سابق می شناختند، مصمم شدند نامه ای به خلیفه عباسی بنویسند و از او بخواهند تا آنها را تأیید کنند.این نامه تحلیلی از اوضاع آن روزگار و موضع سلجوقیان دارد که مطالعه آن جالب است.به همین دلیل متن نامه را می آوریم:

ما بندگان آل سلجوق گروهی بودیم همواره مطیع و هواخواه دولت و حضرت مقدس نبوی و پیوسته به غزو و جهاد کوشیده ایم و بر زیارت کعبه معظم مداومت نموده.و ما را عمی بود در میان ما مقدم و محترم، اسرائیل بن سلجوق.یمین الدوله محمود بن سبکتگین او را بی جرمی و جنایتی بگرفت و به هندوستان به قلعه کالنجر فرستاد و هفت سال در بند داشت تا آن جایگه سپری شد.و بسیاری از پیوستگان و خویشان ما را به قلاع باز داشت.چون محمود درگذشت و پسرش مسعود بجای او بنشست، به مصالح ملک قیام نمی نمود و به لهو و تماشا مشغول بود…عاقبت بخت نیک روی نمود و دست باز پسین مسعود به نفس خویش با لشکری گران روی به ما نهاد…و مسعود شکسته و خاکسار و علم نگونسار پشت برگاشت و اقبال و دولت به ما گذاشت…شکر این موهبت و سپاس این نصرت را عدل و انصاف گستردیم و از راه بیداد و جور کرانه کردیم و می خواهیم که این کار بر نهج دین و فرمان امیر المؤمنین باشد.

طغرل، تلاش برای تأسیس امپراطوری

طغرل مانند هر شاه دیگری که بنیاد گذار سلسله ای در ایران بوده، سالهای متمادی از عمرش را به جنگ پرداخت.زمانی که خوارزم و خراسان زیر سلطه سلجوقیان درآمد، آنها به سوی منطقه جبال حرکت کردند.پیش از آن، سرزمین خراسان میان چهره های برجسته این خاندان تقسیم شد .چغری در مرو، موسی یبغو در بست و هرات و سیستان و قاورد پسر بزرگ چغری به ولایت طبس و نواحی کرمان گماشته شدند.ابراهیم ینال، برادر مادری طغرل به ری و سپس همدان رفت.

طغرل به سال ۴۳۳ گرگان و طبرستان را به تصرف خود در آورد.پیش از آن، ابراهیم ینال، ری و همدان را مورد تهاجم قرار داده و سپاهیانش، در همدان ترکتازی فراوانی کرده بودند.زمانی که وی به ری بازگشت، طغرل بدانجا وارد شد و شهر را در اختیار خود گرفت.او بقایای اموال آل بویه و کاخ های آنها را تصرف کرد.سپس به سوی قزوین رفت.مردم این شهر با پرداخت هشتاد هزار دینار شهر را از تهاجم ترکان نجات دادند.

طغرل به ری بازگشت و مصمم شد تا اصفهان را از تصرف فرامرز فرزند علاء الدوله کاکویه به درآورد.ابتدا مهاجمانی را فرستاد که اطراف شهر را غارت کردند.زمانی که فرامرز شنید طغرل قصد اصفهان دارد، پیشاپیش، کسی را برای مصالحه فرستاد.این مصالحه با پذیرفتن پرداخت مبلغی پول به طور سالانه انجام گرفت.پس از آن طغرل به همدان تاخت و گرشاسپ پسر علاء الدوله را اسیر کرده شهر را به دست ناصر علوی از خاندان علویان همدان داد.حمله بعدی طغرل، در اعزام سپاه به کرمان بود.آن زمان کرمان زیر سلطه آل بویه قرار داشت.ترکان در جنگ شکست خورده بازگشتند.

در سال ۴۳۷ ترکان به فرماندهی ابراهیم ینال باز به همدان و دینور و کرمانشاه حمله کردند و تمامی این مناطق را در تسلط خود در آوردند که اندکی بعد باز از دست دادند.در اینجا بود که برای نخستین بار نیروهای بویهی بغداد با نیروهای ترک مواجه شدند.سال بعد، طغرل اصفهان را محاصره کرد.فرامرز که پیمان شکنی کرده بود، بار دیگر حاضر شد به نام طغرل خطبه خوانده و مالی به وی بپردازد.

در سال ۴۳۹ طغرل با ابو کالیجار امیر بویهی خوزستان و فارس مصالحه ای کرد و طبق آن قرار شد ابراهیم ینال، در همان محدوده جبال مانده و جلوتر نرود.روشن بود که این مصالحه، حتی با ازدواج پسر ابو کالیجار با یکی از شاهدخت های سجلوقی، راه به جایی نمی برد.حمله ابراهیم ینال بر نواحی عراق، قتل و غارتی را به همراه داشت.پس از آن ابراهیم ینال، به همراه سپاهی تازه نفس که از ماوراء النهر آمده بود، به رومیان تاخت و پیروزی هایی در آن نواحی به دست آورد.این اقدام، در ادامه حرکت هایی که ترکان به عنوان جهاد با کفار داشتند، انجام گرفت.

ترکتازی های ابراهیم ینال و عدم تسلیم همدان به برادر مادریش طغرل، سبب اختلاف میان آنها شد.در جنگی که میان آنان در گرفت، ینال شکست خورد و پس از تسلیم شدن، مورد عفو طغرل قرار گرفت.

طغرل در سال ۴۴۲ بار دیگر مجبور شد به اصفهان بتازد، زیرا فرامرز برای چندمین بار تعهدات خود را با وی زیر پا نهاده بود.یک سال تمام شهر در محصاره بود تا آن که تسلیم شد.این بار طغرل برای نگهداری شهر، مجبور شد تا مرکز امارت خود را از ری به اصفهان انتقال دهد .

این زمان قدرت طغرل تثبیت شده بود.خلیفه عباسی طبق معمول خلعت و حکم فرستاد و در عوض، طغرل، ده هزار دینار همراه با هدایای نفیس دیگری برای خلیفه و درباریان او فرستاد.

ترکان تا سال ۴۴۳، افزون بر خراسان، منطقه جبال، شامل ری، همدان و اصفهان را در تصرف داشتند.در سال ۴۴۴ به سوی فارس لشکر کشی کردند.ابتدا پیروزی هایی به دست آوردند.اما در نهایت در نزدیکی شیراز شکست خورده بازگشتند.از سوی دیگر، شماری از سپاهیان طغرل، عازم عراق شده، برخی از مناطق آن را غارت کردند و مردم بغداد را به وحشت انداختند.آنچه در پیروزی های ترکان اهمیت داشت، جدای از شهامت سپاه تازه نفس بدوی ترکان که سراسیمه به سوی غنائم می تاختند، اختلافات امرای محلی حاکم در ایران بود.تقریبا در همه بخش ها، افراد سرخورده از بویهیان و دیگران به طغرل می پیوستند و راهنمایان مناسبی برای پیروزی های بعدی وی بودند.طغرل نیز در برخورد با آنها راه اعتدال را پیشه کرده با خوش رویی از آنان استقبال می کرد.برای نمونه، ابو علی فرزند ابو کالیجار که سال ۴۴۰ درگذشت و حکومت بغداد و عراق به فرزند دیگرش الملک الرحیم رسیده بود حاکم بصره، پس از تصرف این شهر توسط الملک الرحیم، به طغرل پیوست.همین شخص با سپاهی از ترکان، بار دیگر به بصره حمله کرد.بدین وسیله راه خوزستان را برای آنان گشود.

برای طغرل، هنوز زمان حمله به بغداد فرا نرسیده بود.طغرل در اندیشه تصرف فارس و آذربایجان بود.در سال ۴۴۵ فولاد ستون برادر الملک الرحیم به نام طغرل خطبه خواند.در سال ۴۴۷ باز شهر به دست الملک الرحیم افتاد.دولت بویهیان در فارس تا سال ۴۵۴ به درازا کشید.

طغرل در سال ۴۴۷ به شمال عراق لشکر کشید و چندی به جنگ با رومیان رفت.در راه برخی از امیران محلی را نیز ساقط کرد و آن دیار را در اختیار ترکمانان سلجوقی گذشت.این زمان سپاه ترکان اندک اندک به عراق نزدیک تر می شد.

طغرل در بغداد

ما پیش از این، از اوضاع نابسامان بغداد در اواخر دولت بویهی سخن گفتیم.اختلافات داخلی میان ترکان و دیلمان، ظهور عیاران، اختلافات فرقه ای و مذهبی و نیز اختلاف میان خلیفه و امیر بویهی، سبب آشفتگی اوضاع در این شهر شده بود.در این زمان، یکی از فرماندهان ترک با نام بساسیری، با فاطمیان مصر مرتبط شده، کوشید تا زمینه تسلط آنها را در بغداد فراهم کند.ظهور این پدیده برای دولت عباسی بسیار خطرناک بود، زیرا فاطمیان، نزدیک به یک صد سال، رقیب بلامنازع عباسیان در خلافت بودند.اکنون ظهور بساسیری که خلعت از خلیفه فاطمی مصر دریافت کرده بود، می رفت تا بساط عباسیان را در بغداد جمع کند.

طغرل فرشته نجات دولت عباسی بود که بغداد را از دست دولت فاطمی نجات داد.اختلاف میان بساسیری و خلیفه و به دنبال آن آشفتگی وضع بغداد، مهم ترین عامل روی آوردن طغرل به بغداد بود.وی در ری، نیروهای فراوانی را فراهم آورد و به عاملان خود تا کرمانشاه دستور داد تا نیروهای بیش تری را با تدارکات کافی آماده کنند.نمایندگانی نیز به خلیفه فرستاد و اظهار اطاعت کرد.

آنچه در اینجا اهمیت داشت این که، افزون بر گستردگی حضور شیعیان امامی در بغداد، رخنه شیعیان فاطمی به این شهر، خلافت عباسی را در معرض تهدید جدی قرار داده بود، و از سوی دیگر، ترکان، سنیان متعصبی بودند و به همین دلیل، آمدن طغرل، برای خلافت سنی بغداد، راه حل نجات آن از دست شیعیان بود.طبعا این حرکت سخت مورد رضایت طوایف سنی بغداد بود و از ناحیه آنها و نیز خلیفه دامن زده می شد.

ترکان بغداد که سالها با دیلمیان دشمنی داشتند، از سوی طغرل دلگرم شدند.این نیز عامل دیگری برای حضور هر چه سریع تر طغرل در بغداد بود.با این حال، روشن بود که حملات ترکان به نواحی دیگر، ذهنیت بدی را برای مردم بغداد ایجاد کرده و کمابیش وحشت آنها را گرفته بود.

طغرل از ری به سوی همدان و از آنجا به سوی حلوان رفت.زمانی که احساس شد مقاومت در برابر طغرل بیهوده است، همه پذیرفتند تا خطبه به نام طغرل خوانده شده زمینه برای تسلیم فراهم شود.طغرل با اجازه خلیفه به بغداد در آمد.

پس از ورود وی به بغداد در سال ۴۴۷، اتفاق شگرفی افتاد.یک حادثه کوچک، سبب شد تا مردم گمان کنند نیروهای الملک الرحیم آخرین سلطان بویهی بر ضد طغرل وارد جنگ شده اند .مردم نیز دست بکار شده و هر ترک غزی را در هر محله یافتند، کشتند.تنها محله شیعه نشین کرخ به آنها پناه داده و از آنها محافظت کرد! این سبب شد تا طغرل، عدنان پسر سید رضی را که نقیب علویان بود خواست و از وی سپاسگزاری کرد.

از سوی دیگر میان سپاه طغرل با سایر محلات درگیری پیش آمد که شمار فراوانی کشته شدند و شهر نیز به تمام معنا غارت شد.پس از آرام شدن اوضاع، الملک الرحیم که به حضور طغرل آمده بود دستگیر و در قلعه ای در شروان برده شد.طغرل، در طول سیزده ماه اقامت خود در بغداد با خلیفه دیداری نداشت.تنهانمایندگانی بین آنها در رفت و شد بود.

طغرل نواحی عراق و خوزستان را میان یارانش تقسیم کرد.برای نشان دادن تعصب سنی گری خود، دستور داد تا مردم شیعه محله کرخ نیز ندای الصلاه خیر من النوم را در اذان صبح بگویند .

سکونت ده ها هزار نفر از ترکان غز در بغداد، سبب سخت شدن زندگی بر مردم شد.به تدریج، فریاد اعتراض آنان بر ضد طغرل برخاست.در این هنگام القائم عباسی به دنبال عمید الملک کندری، وزیر طغرل فرستاد و اعتراض مردم را به او گوشزد کرد.پس از آن بود که طغرل تصمیم گرفت تا به سوی موصل حرکت کند.وی در راه موصل، شهرهای زیادی را به تصرف خود در آورد و در برخی از آنها، از جمله سنجار، شماری از مردمان را به قتل رساند.وی برادرش ابراهیم ینال را حاکم موصل کرد و در سال ۴۴۹ به بغداد بازگشت.طغرل این بار به حضور خلیفه رفت و پنجاه هزار دینار همراه هدایای فراوان به او تقدیم کرد.خلیفه نیز وی را شاه عرب و عجم خواند.

در همین سال که سنیان در بغداد قدرت زیادی به دست آورده بودند، بر محلات شیعه نشین تاختند .از جمله خانه شیخ ابو جعفر طوسی عالم بزرگ شیعه، در معرض تهاجم واقع شده، کتابخانه اش غارت شد.

در سال ۴۵۰ بساسیری، موصل را به تصرف خود در آورد.طغرل که سپاهیانش را در زمان نوروز پراکنده کرده بود، با شمار اندکی به آن سوی آمد، اما بساسیری موصل را رها کرد و رفت .ابراهیم ینال، برادر طغرل نیز از وی جدا شد و در همدان سر به شورش برداشت.طغرل در پی ابراهیم آمد، زیرا خطر او بیش از بساسیری بود، چرا که ممکن بود ابراهیم رهبری ترکان را به عهده گرفته و طغرل را از میان ببرد.خروج طغرل از بغداد، سبب حمله بساسیری به این شهر و تصرف آن شد.به دنبال ورود بساسیری، خلیفه از شهر خارج شد و برای یک سال در بغداد، خطبه به نام خلیفه فاطمی خوانده می شد.وی دستور داد تا حی علی خیر العمل در اذان مساجد بغداد گفته شود.ابن اثیر نوشته است که او با مردم برخورد مناسبی داشت و هیچ گونه تعصب مذهبی به خرج نداد.به همین دلیل، توده مردم هوای بساسیری را داشته و نیروهای وفادار به طغرل، نتوانستند کاری از پیش ببرند.آنان در انتظار بازگشت طغرل باقی ماندند.

از سوی دیگر، نیروهای اندک طغرل مجبور شدند با نیروهای فراوان ابراهیم ینال روبرو شوند .بیش تر ترکان از ابراهیم دفاع کردند، زیرا او قول داده بود ترکان را به عراق باز نگرداند .ترکان از ماندن طولانی در عراق، با دشواری هایی که داشت خسته شده بودند.رسیدن نیروهای کمکی آلپ ارسلان فرزند چغری داود برادر طغرل و جنگ آنها با ابراهیم، سبب شکست او شد.این بار، بر خلاف نوبت پیش، وقتی طغرل به ابراهیم دست یافت، وی را کشت و خیالش را برای همیشه از بابت او آسوده کرد.

طغرل به عراق بازگشت و بساسیری که در ششم ذی قعده سال ۴۵۰ وارد بغداد شده بود، درست در همان روز، در سال ۴۵۱ از بغداد خارج شد.با رفتن وی، مردمان سنی ساکن باب البصره بغداد، به محله شیعه نشین کرخ حمله کرده آن را غارت کردند.طغرل، بار دیگر خلیفه عباسی را به بغداد آورد و به این ترتیب دولت سلجوقی سبب حفظ خلافت عباسی از سقوط شد.طغرل، سپاهی هم در پی بساسیری فرستاد که وی را به دست آورده به قتل رساند.در سال ۴۵۱، چغری داود برادر طغرل درگذشت و فرزندش آلپ ارسلان، که چند سال بعد به جای طغرل نشست، به امارت خراسان رسید.چغری طی سالها امارت، سلجوقیان را در خراسان استوار کرده بود.

طغرل در برابر خدمتی که به عباسیان کرد، با جسارت تمام دختر خلیفه را خواستگاری کرد .خلیفه، با همه کراهتی که از این کار داشت، پس از اصرار زیاد سلطان و وزیرش، بدان تن داد.این جسارت تا آن زمان برای هیچ یک از بویهیان بغداد در ارتباط با خلیفه عباسی پیش نیامده بود.پیوند ازدواج، در سال ۴۵۵ انجام شد.همسر سلطان به ری آمد، اما سلطان ماه ها بعد عازم ری شد.وی اندکی پس از ورود به ری، در همان سال درگذشت! اکنون مدفن او در نزدیکی ری قرار دارد، جایی که برج طغرل نام گرفته است.

ابن اثیر نوشته است: طغرل مردی بود که مراقب نمازش بود و دوشنبه و پنج شنبه را روزه داشت.در عین حال، ظالم و سخت دل بود و سپاهش شبانه روز، آزادانه اموال مردم را غصب می کردند ! بنابر این، می شود کسی هم نماز بخواند، هم ظالم باشد و هم سپاهیانش اموال مردم را غصب کنند.

فرمانروایی آلپ ارسلان

با مرگ طغرل، عمید الملک کندری وزیر وی، سلیمان بن چغری داود را که به قول راوندی کودک بود، به شاهی نشاند.این کار مورد قبول امرا قرار نگرفت.آنان از آلپ ارسلان فرزند دیگر داود که امیر خراسان بود، خواستند تا به ری آمده سلطنت را عهده دار شود.بدین ترتیب، دومین شاه سلجوقی در سال ۴۵۵ قدرت را در ری به دست گرفت.

نخستین اقدام سلطان جدید آن بود که عمید الملک، وزیر برجسته طغرل را دستگیر کرد.عمید که خود دریافته بود دیگر پایگاهی ندارد، کار را به نظام الملک وزیر آلپ ارسلان واگذاشت و کناره گیری کرد.هواداری مردم از وی، سبب ترس آلپ ارسلان شده، عمید الملک را دستگیر کرد.به یقین، تحریکات مخالفان عمید الملک در خراسان، به ویژه نظام الملک، در این اقدام مؤثر بوده است.عمید به مدت یک سال در مرو الروذ زندانی گردید.پس از آن در سال ۴۵۶ به دستور سلطان کشته شد.راوندی نوشته است: و نظام الملک در آن ساعی و راضی بود.

عمید الملک کندری، وزیر طغرل، یکی از چهره های برجسته در میان وزرای ایرانی است.او حنفی متعصبی بود و به شدت بر ضد شافعیان فعالیت می کرد.این امر سبب تحریک برخی از عالمان شافعی مذهب خراسان شد.وی از طغرل اجازه گرفت تا در منابر خراسان بر رافضیان لعنت کنند .پس از آن دستور داد تا اشعریان را نیز لعن کنند.این زمان، مذهب اشعری در میان بسیاری از سنیان شافعی خراسان گسترش یافته و عالمانی چون ابو القاسم قشیری و ابو المعالی جوینی طرفدار آن بودند.

پس از آن که لعن اشعریان شایع شد، آنان به عنوان اعتراض از خراسان بیرون رفتند.جوینی به مکه رفت و به امام الحرمین شهرت یافت.زمانی که نظام الملک شافعی به قدرت رسید، وی را به خراسان بازگرداند.اقدام ناپسند کندری یکی از علل مهم گسترش اختلافات مذهبی در ایران آن روزگار است.

اکنون آلپ ارسلان وارث سرزمینی وسیع و گسترده بود.در بسیاری از مناطق، امیران محلی با قبول سلطه سلجوقیان، پرداخت مبلغی پول، و خواندن خطبه به نام سلطان سلجوقی، امارت موروثی خود را نگاه داشتند.در بغداد نیز به نام آلپ ارسلان خطبه خوانده می شد.در دوران امارت آل بویه نیز، هیچ گاه سرزمینی با این وسعت در اختیار یک سلطان نشین وجود نداشت.

از سوی دیگر، ترکان که هنوز دو دهه از بیابانگردی شان نگذشته بود، به سرعت خود را

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.