خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظری به اصول و فلسفه هنر اسلامی(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظری به اصول و فلسفه هنر اسلامی(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه هنر از دیدگاه اسلام
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه هنر از دیدگاه اسلام قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
46دقیقه
11ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معنویت هنر خط :

اشاره: «حضرت آیه اللّه » چند سال پیش در افتتاحیه نمایشگاه آثار خوشنویسی خود مطالبی را بیان فرمودند که تقدیم شما خوانندگان ارجمند و هنر دوست می گردد.
«لِلّهِ ما فِی السَّمواتِ والأَرْضِ اِنَّ اللّه َ هُوالغَنَیُّ الْحَمیدُ.»
«ولَو اَنَّ ما فِی الأَرْضِ مَنْ شَجَرَهٍ اَقْلامٌ والَبْحرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ ابْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللّه ِ اِنَّ اللّه َ عَزیزٌ حَکیمٌ.»لقمان ۲۶ ۲۷.
حمد و سپاس بیحد و قیاس مر خداوندی را سزاست که زبان در کام و خامه در دست ما نهاد تا بیانگر احساسات و عواطف باطنی ما بوده و با آنها سوز و ساز و راز و نیاز درونی را با هنرمندی و جمال و زیبایی به گوش و چشم شیفتگان و سوختگان وادی عشق و شیدایی برسانیم.
درود بی پایان ما بر رسول خدا و اوصیای طاهرینش باد که مبدأ هر کمال و منشأ هر جمالند. و بر رهبر کبیر انقلاب و مرجع عالیقدر ما که با لطف و عنایت حضرت خداوندی چنین وحدت و الفتی را بوجود آورد که همگی چون برادران با صفا و وفا «اِخْوانْا عَلی سُرُرٍ مُتَقابِلینَ.» در کنار هم به کار و کوشش و خدمت و زحمت مشغولند و بدون چشمداشتی در حفظ ثغور و حدود و پیشبرد چرخهای سنگین انقلاب مقدّس قهرمانانه کوشا و جوشانند.
* * *

لطیفه ایست نهانی که عشق از او خیزد که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست
جمال شخص نه چشمست وزلف وعارض وخال هزار نکته درین کار و بار دلداریست
روندگان طریقت به نیم جو نخرند قبای اطلس آنکس که از هنر عاریست

از احادیث مشهور نبوی است که:
«اِنَّ اللّه َ جَمیلٌ یحبّ الجمالَ.» این حدیث شریف را خیلی از خطاطان و کاتبان بزرگ چنین نوشته اند ولی در نهج الفصاحه با مختصر ذیلی چنین است:
«اِنَّ اللّه َ جَمیلٌ یحبّ الجمالَ، سَخِیٌّ یُحِبُّ السَّخاءَ، نَظیفٌ یُحِبُّ النَّظافَهَ.» خداوند تعالی زیباست و زیبایی را دوست دارد، بخشنده است و بخشش را دوست دارد، پاکیزه است و پاکیزگی را دوست دارد.
حبّ جمال و زیبایی از صفات باری تعالی است که از لطف و عنایتش در تمام شؤون خلقت و مشاهد وجود به ودیعه نهاده و در هر جا بنگریم شهود و بروز این زیبایی ظاهری و باطنی برونی و درونی را یافته که هیچ موجودی نیست مگر آنکه مشهدی از مشاهد زیبایی و جمال است و چرا چنین نباشد که این حبّ و دوستی از صفات باری است و او تبارک و تعالی حق است و مطلق است و کمال است و سرچشمه همه حرکت ها و زیباییهاست و لطفش عام و بخلی در عموم فیضش و تخلّفی در صفاتش نیست. این زیبایی و جمال با مفهوم عام گستردگی در تمام شؤون خلقت هست امّا لطف زائد خداوندی بر انسان چیزی دیگر است. انسان خلیفه اللّه فی الأرض و گل سر سبد عالم شهود و به حقّ اعجوبه خلقت و وجود است. لطف و محبّت باری تعالی بر انسان مقتضی شد تا از کمالات بی نهایت و صفات جمالیه بی حدّ و مرز خود در وجود او به ودیعه نهد تا تجلیل گاه صفات باری و مشهد اخلاق اللّه باشد، «وتَخَلَّقُوا بِاخْلاقِ اللّه .» احساس زیبایی و کشش به سوی جمال مطلق ودیعه ملکوتی و الهی است که در نهاد او نهاده شده و از اصل خلقت و خداوند متعال سرچشمه می گیرد، سرآغاز و نهایت هر چیز اللّه است. همه چیز از او شروع و به او ختم می گردد. آدمی به حکم همین غریزه و فطرت کم و بیش ولی همیشه در مقام ابراز و اظهار این استعداد و جذّابیت است جوشش درونی و احساسات و تأثّرات باطنی را به زبان هنر که زبانی الهی و ناموسی خلقتی است و کاربردی عظیم دارد به بروز و ظهور می رساند. همانطورکه با بیان و استدلالش تفکّرات عقلی و فضایابی ذهنی را آشکار و ابراز می دارد این غریزه و استعداد، این فطرت و نهاد از لطف الهی سرچشمه گرفته و چون لطف خداوندی خود بیکرانه است باید حدّ و مرز زیبایی و جمال و حبّ آنها هم مرزی ثابت و حدّ توقّفی نداشته باشد. کشش این جمال است که انسان را در جاذبه قرب الهی و پیشگاه خداوندی دائما بسوی مطلوب و کمال می برد حتی در عالم بهشت و نعمت جاودانگی. و سرّ جاودانگی بهشت هم شاید همین بی مرزی و بی توقّفگاهی جمال و کمال محبوب و مطلوب است.
امّا درک این زیبایی و جمال نیز یکی دیگر از بزرگترین مواهب و الطاف الهی است به این ودیعه آسمانی به نظر عبرت و عشق بنگرید که سبحان اللّه خود این ودیعه سببی است که ما از این همه جمال و زیبایی آگاهی پیدا کنیم. «ولَوْلا اَنْتَ لَمْ اَدْرِ ما اَنْتَ.» زیبایی نعمتی و درکش نعمتی افزونتر. موجوداتی که از این لطف خاص محرومند فهم و درک زیبایی را ندارند. حیوانات از تمیز این زیباییها، هنرها، حدّ و اندازه جمال آنها عاجزند. خوب فکر کنیم اکنون که خداوند متعال به ما این لطف را فرمود و فهمیدیم که زیبایی چیست و چقدر ارزشمند و جان فزا و روح بخش است و فهمیدیم که حیوانات دون پایه ما از چه نعمت عظمایی محرومند. اکنون باید با دقت به خاطر بیاوریم که راستی ممکن است بسیار زیباییها باشد که ما هم از آن محروم باشیم و اگر محروم نبودیم که آنها را می شناختیم و درک می کردیم. آن زیباییها را از دل و دامن اولیای خداوند و صالحان درگاه خداوندی و در مشاهد بهشت و پهنه ابدیّت باید دریافت.
باری حسن زیباپسندی و زیباآوری عطشی است که در نهاد آدمی سرشته شده و از لطف و عنایت خداوندی سرچشمه می گیرد تاب مستوری ندارد و اگر در را برویش ببندند سر از روزن برآرد. این عطش باید بازدهی به نام هنر داشته باشد، هنری که پرده از استعدادها و عواطف و احساسات و عطش های درونی آن چنان برمی گیرد که هیچ چیز جای او را نمی گیرد.
مثلی معروف است که: «یک عکس به قدر یک کتاب گویاست.» این کشش هنری همیشه همراه آدمی بوده و هیچ وقت از انسان و انسان از او جدا نمی شود. و عجب آنکه همانطور که هنرمند به حکم غریزه و فطرت هنر خود را به منصّه بروز و ظهور می رساند به حکم همین جاذبیّت یعنی کشش به سوی جمال مطلق دیگران هم تحت تأثیر این هنر واقع می گردند.
اینجاست که این همنوایی و جاذبیّت و مجذوبیّت برای انسانی تعهّد و مسئولّیت می آورد. چون هر غریزه انسانی باید تحت کنترل مسئولّیتش باشد پای تعهّد و پایبندی به ایمان در میان می آید. و نقش رهبری مکتب و بالاخره اسلام آشکار می گردد. هنری که با تعهّد مکتب و اسلام بوجود آید به جاودانگی اسلام جاودانه و مقبولیّت او مقبول افتد، به شمول و عموم مکتب شامل و عام است. اسیر شخص و زمان و مکان نیست. هر که بیند و بفهمد لذت برد در هر مکان و زمان باشد یا که مسلمان هم نباشد. زیرا هنر متعهّد هنری مؤدّب و موقّر است؛ از شخصیت و ارزش انسانی برمی خیزد طبعا مقبول شخصیّات اصیل واقع گردد. انسانها به خاک رفته اند و آثار هزاره پیشینشان را می بینیم و لذّت می بریم. زمانها گذشته و هنر به سرزمین ها رفته و مکان ها و موزه ها عوض کرده است. امّا از قیمتش کاسته نشده چه به ارزش زمانی خاص و مکانی مخصوص به وجود نیامده است.
زهی سعادت انسانی مکتبی که هنر مخصوصا هنر نجیب خط را در رسیدن و رساندن، وصول و ایصال به پیشگاه ربوی وسیله می گیرد و به عطش کاذب و بازده کاذب هنر بی کنترل و لجام گسیخته اعتنایی نکرده بلکه همیشه استعداد و ذوق را در جهت اصالتهای مکتبی به کار گرفته و ارزش های اسلامی را در آثار هنری خود به وجود می آورد.
بحمداللّه و المنّه که ما شاگرد مکتبی و متدّین به دینی هستیم که خود مشوّق و معلّم عقل و فن و دانش و هنر است و حکم به ملازمه عقل و شرع فرموده است. این طرز برخورد با تلاش های عقلی را کدام مکتب و ایدئولوژی به طور گسترده و کامل مثل اسلام نشان داده است از ویژگی های این دین و مکتب سعه صدر او نسبت به هنر و فرهنگ است. اسلام نظام در بسته و محدودی نیست و به هر مقدار که استعداد والای انسانی و خدایی او بدو مجال دهد اسلام هم همپای او پویا و روان مشوّق و معلّم و مربّی است. همانطور که به عقل و علم و دانش ارزش و اهمیّت می دهد منتهی هنری که در راه سازندگی بوده موجب پیشرفت فکر انسانی و اجتماع و سبب اعتبار فرهنگی ما در مقابل شرق و غرب بوده باشد نه هنرهای مبتذل و پستی که با مردمان فرورفته در منجلاب بدبختی و فساد سر و کار داشته، باعث اتلاف وقت و پول و ارزش و حیثیت آنانست. امید آنکه وفاداری همه طبقات مختلف کشور با رژیم جمهوری اسلامی فرهنگ و هنر ما را به نقطه اوج برده و آنها را به همه صفات کمال آراسته گرداند انشاءللّه تعالی.
هنر نزد مسلمانان از مفهوم عام و جهانی اللّه جمیل یحبّ الجمال زیبایی عمومی که در سراسر جهان هستی و در همه شؤون آن تجلّی کرده سرچشمه گرفته است. ما در جامعه پهناور اسلامی هنرهای زیبا را ملاحظه می کنیم که در همه جنبه های زندگی آنها در خانه و مساجد و بقاع متبرّکه در بازارها و معابر عمومی، کتابها و جلدهای آنها و حتی در شمشیرها و غلاف آنها به طور وسیعی جلوه نموده، آن چنان که اختصاصی به طبقه ممتازی پیدا نکرده و سبب رفاه و تعیّش دسته معدودی نشده است.
کمترین مطالعه در آثار و بناهای تاریخی و مساجد و بازارها و خانه های قدیمی که در شام و اشبیلیه و فاس و قیروان و قاهره مصر و ترکیه و هند و ایران عزیز ما وجود دارد به هنرنمایی مسلمانان پی خواهیم برد.
مسلمانان با الهام از همین مفهوم عام جمال و زیبایی چنان چیره دستی و ابتکار در ذوق و هنر و صنعت از خود نشان داده اند که دنیا متعجّب شده و به راستی این هنر نمایی ها را معجزه ای می شمرند.
این ذوق را در همه جا و همه شؤون حیات و زندگی نشان داده اند. از در و دیوار و درون و ریز و درشت کشورهای اسلامی در همه جا حتی در قاشق های چوبی دوغ خوری مجموعه چستربیتی در لندن که از خانه فقیران و مستمندان ده نشین های عالم اسلام بدانجا برده شده است این ذوق و هنر نمایانست، ذوق و هنری که مجموعه های نفیس موزه های بزرگ دنیا را تشکیل می دهد.
همانطور که عرض شد اسلام خود مربّی و مشوّق و معلّم این هنرها بوده است. البته اسلام نسبت به بعضی از هنرها چندان علاقه ای نشان نداده بلکه نفی هم کرده است. فلسفه و علّت این امر باید جداگانه بحث شود امّا نسبت به بعضی دیگر رغبت و تمایل نشان داده بلکه اشتغال به او را خود عبادتی دانسته که ثواب اخروی هم دارد. این هنر اصیل و نجیب هنر خطّ است که در هیچ دینی چون اسلام به او اهتمام داده نشده است. در ادیان دیگر شاید تشویق و ترغیبی نسبت به هنرهای زیبا نشده باشد به خلاف دین مقدّس اسلام که اصل جمال را در همه شؤون مرعی داشته و به خصوص به هنر زیبا و جمیل خط عنایتی بیشتر داشته که خط را موهبتی الهی و آسمانی دانسته و انصافا که ارزش انسانی که خود منتخب و مصطفای عالم وجود است به خط و بیان قلم و زبان آشکار گردد. عنایت اسلام به قلم و خط سبب شد که هیچ امت و ملت مثل امت و مملکت مسلمانان توجه خاص و عنایتی مخصوص نسبت به خط پیدا نکرد و خط هم این مکان و منزلت را در هیچ امّت و ملّتی پیدا نکرد.
خداوند متعال در کتاب کریم خود به قلم و آنچه که می نویسند سوگند یاد فرموده است. «بِسمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ، ن وَالقَلَمِ وما یسطُروُنَ» قسم قرآنی به جهت گرامیداشت و احترام و ارزشمندی است و او سبحانه خود اول معلّم انسان است که به او فن قلم و خط آموخته است «اِقْرَءْ ورَبُّکَ الأکْرمُ الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الأِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ.»
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: هر که «بِسمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» را به خطی خوش بنویسد به بهشت داخل شود «مَنْ کَتَبَ بِحُسْنِ الخَطِّ بِسمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ دَخَلَ الجَنَّهَ ومَنْ حَسَّنَ کِتابَهَ بِسمِ اللّه ِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ دَخَلَ الجَنَّهَ امیرالمُؤْمنین صلوات اللّه وسلامه علیه فرمود: عَلَیْکُمْ بِحُسْنِ الْخَطِّ فَاِنَّهُ مِنْ مَفاتیحِ الرِّزْقِ.» بر شما باد. به خوش خطی که از کلیدهای روزی است.
احادیث دیگری چون: «اَکْرِمُوا الخَطاطینَ فَاِنَّهُمْ یَأکُلُونَ مِنْ اَعْماقِ عُیوُنِهِمْ یا اِنَّمَا الخَطّاطُونَ واَلخیاطوُنَ یَأکُلُونَ مِنْ اَعْماقِ عُیُونِهِمْ.» هست که محتاج به بررسی سند آنهاست.
کلمات بزرگان در این باب بسیار زیاد و در پهنه کتب پخش است. قلم و بیان و کتابت در اسلام آن قدر مکانی ارجمند و مقامی والا، مؤثّر و ارزشمند دارد که در احادیث مکرره بر خونهای شهدا ترجیح داده شده است و حدیث مشهور «مِداد العلماء اَفضلُ مِنْ دماء الشّهداء.» گواهی صادق بر این گفتار و عجبی نیست به رسلات علماء اسلام در طول قرنها بنگرید که با بهره گیری از قلم چگونه معارف عالیه و اصیل الهی و تمدّن فرهنگی اسلام را به امانت و خوبی حفظ نموده و به نسل های خداجو و حق طلب اسلام رساندند.
و اکنون بر سر گفتار اصلی یعنی بعد معنوی هنر خط رویم.
سخن و خط دریچه به سوی معانی و مفاهیم است برای نشان دادن و تفهیم درک ها، شناخت ها، مفاهیم جزیی و ادراکات کلّی عقلی که در مغز انسانی جولان دارد. هیچ راهی بهتر و کاملتر از بیان و قلم نیست. اشارات و دلالات ممکن است قدری تکفّل این وظیفه را بنماید ولی خیلی مختصر. زیرا با چه اشارت و دلالتی آن مفاهیم گوناگون عقلیه و تمایز دقیق عقلی معقولات ثانویه را ما بیان کنیم. آن قدر سخن و خط بیانگر معانی خودند که به قول علما اصول فقه ما غرق و فانی در معانی خودند که خود اویند یعنی لفظ قالب معنی و آلت توسّل به اوست نظر به لفظ آلی و حرفی است و نظر به معنی استقلالی و اسمی است. حسن و قبح و خوبی و زشتی معانی به الفاظ و کلمات سرایت کرده به طوری که آدمی از ذکر و رسم معانی قبیحه و زشت ابا دارد. از همین جا می بینیم که سر و کار نویسندگان و کاتبان همه با مفاهیم عالیه و مضامین راقیهِ جمیع ادراکات انسانی است. و آنان در چه بُعد معنوی و جوّی از همه زیبایی ها و جمال ها، حسن ها، خوبی ها، عشق ها و شیفتگی ها زندگی می کنند. خط برای آنان گذرگاهی وسیع و درگاهی وسیع و درگاهی بلندمرتبه برای دخول و ورود به عالم معنی از هر جهت: فلسفه، علوم، ادبیات و شعر، هنر و فنّ، عرفان و اخلاق، احکام و شرایع ادیان و عقائد می باشد. اگر این نعمت مربوط به مطلق خط باشد، خط خوب و زیبا راهی به سوی حظوظ و لذّات معنوی آن مفاهیم سابق الذّکر است.
* * *
خط واقعا زبانی در انگشتان و تابشی از روان و پیک عقل باطنی و نمایانگر فکر و معرفت درونی و نشاندهنده شناخت نفسی و مایه انس و الفت حضور و ارتباط و اتصال از راه دور، پناهگاه رازها و خزینه وقایع و حوادث و مخزن تواریخ و معارف بشری است. هیچ خاطره ای از خاطر نمی گذرد و هیچ شناخت و ادراکی از عقلی تحقق نمی پذیرد و هیچ ره آوردی از فهم و هیچ خیالی از وهم بدست نمی آید، هیچ محسوسی که حواس او را درک کند نیست مگر آنکه با خط و کتابت و نوشتن محفوظ و به دیگران منتقل می گردد.
امّا تمام اینها یک طرف و لذّت و معنویّت و هنرمندی و والایی کاتبان بزرگ یک طرف. بی شک و بدون اغراق خط اسلامی در زیبایی و جمال، سلامت و معنویّت در میان هنرهای اسلامی سرآمد و پیشرو و در رتبه اوّل است. هیچ گاه هنر جلف و مبتذل نبوده و نشده است. هیچ گاه به خدمت طاغوت در نیامده و طاغوت را به خدمت آورده است چنانکه بعدا عرض خواهیم کرد.
چه برای خطّاطان بهتر از آن است که حضرت حق سبحانه به قلم که آلت کتابت آنانست قسم فرموده و گفتیم که قسم قرآنی به جهت گرامیداشت و ارزشمندی و احترام است. اگر خطاط ببیند که خدای سبحانه اوّلین معلّمی است که به انسان فن قلم و خط آموخته، «اِقْرَأ ورَبُّکَ الأکْرَمُ الَّذی عَلَّمَ بِالقَلَمِ عَلَّمَ الإنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ.» البته سر بر آسمان می ساید.
به همین جهت بود تا خط را هنری مقدّس و برتر از همه هنرهای جمیله و زیبا ببینند و خط خود در عالم اسلامی از سایر فنون جمیله بالاترین مرتبه را حائز شده است مخصوصا اگر خطاط کار خود را کتابت کلام اللّه شریف و احادیث پیغمبر اکرم و ائمه معصومین و کلمات بزرگان ببیند. کتابتی که علّت مبقیه، و موجب پایداری این ذخائر معنوی است ذخائری که به ارزش خلقت می ارزد. آنقدر این هنر نجیب را گرامی و مقدّس دانستند که بعضی از آنان بی طهارت و وضو به نوشتن نمی نشستند مخصوصا اگر می خواستند به کتابت کلام اللّه مجید بپردازند.
بُعد معنوی هنر خط چنان کاتبان کلام اللّه را در بر می گرفت که بعضی از آنان تراشه های قلمش را جمع آوری نموده، وصیّت کرد که آب غسلش را با سوزاندن آن تراشه ها گرم نمایند (کتاب الفنون الزخرفیه الإسلامیّه فی العصر العُثمانی و جاهای دیگر) یا بعضی از علما و بزرگان ما به احترام کتابت حدیث و معارف الهی وصیّت نمودند که قلم هایش را در کفنش بگذارند چون مرحوم حاج سیّد محسن امین عاملی مؤلّف گرانقدر اعیان الشّیعه (رجوع شود به جلد چهلم اعیان).
خطاطینی که به مقام عالی از خط و هنر می رسند از آنجا که سر و کارشان غالبا با کلام خداوندی و آیات الهی و احادیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و ائمّه معصومین علیهم السلام و کلمات بزرگان می باشد. یک ارتباط روحی و معنوی بین شخص کاتب و آن مفاهیم والای معنوی پیدا می شود که تأثیر مشهود به سزایی در روحیه نویسنده دارد. کاتبان و خطاطان بزرگ و نابغه ای که شیفته و غرق در هنر خط و معنویت اویند غالبا اشخاصی آراسته، بلند همت، بی اعتنا به مال و منال گویی که عمری را با انبیا و اولیا و بزرگان محشورند «واَلَمْرءُ یُعْرَفُ بِجَلیسِهِ.» انسان از همنشین شناخته شود، رنگ نبوغ و برجستگی در آنان تجلّی پیدا می کند. حالات میرعماد و میرزا محمد رضای کلهر گواهی صادق بر این مطلب است. بلی گهگاه استادانی بزرگ از چنین حالاتی محرومند زیرا با نفسیات و همنشینانی پرورش می یابند که چون ابری ضخیم مانع رسیدن انوار این معانی عالی انسانی به دل آنهاست. اتفاقا اینها هم با همه تلاش به پای آن استادان نابغه نمی رسند.
شاید هم همین نفسیّات وامانده مانع آن باشد که دل های شیفته مکارم و فضائل به آنان توجهی نکنند همانطورکه در طرف عکس به واسطه فضائل و مآثر آن استادان تربیت شده توجهی خاص به آنان مبذول می گردد. این دو گونه استاد شاید در عالم خط و کتابت به پای هم برسند امّا فضائل معنوی یکی ضمیمه هنرش شده او را به صعود می برد و زشتی های نفسی دیگری هنرش را رو به هبوط می کشاند. نمی خواهم جسارت و بی ادبی کرده مقایسه ای بین مرحوم میرزا محمّدرضای کلهر و معاصرینش نمایم امّا انصافا میرزایی که نماز جماعت و غسل جمعه اش ترک نمی شود و گرد نان دیوانی که با خون مستمندان و فقرا عجین است نمی گردد؛ «اِتَّقُوا طَعامَ الأُمَراءِ فَاَّنِهُ مَعْجُونٌ بِدَمِ الضُّعَفاءِ؛» با آن کسانی که هزار فن و فوت به کار می بردند. معاشر با فلان الممالک ها و سلطنه ها و دوله ها می بودند و آن قدر فیس و افاده و پز و کبریا و حیل و تزویر می فروختند که آدمی را بیزار می نمودند، آیا این دو در یک کفه اند؟ هرگز.
هنر واقعی از آنجا که بیانگر احساسات و عواطف درونی است به شرط آنکه بر پایه واقعیت های دینی و مذهبی و سیاسی و اجتماعی بوده باشد چه هنری بهتر از آنکه بیانگر بالاترین معنویات و ارزش های اصیل انسانی بوده باشد و آن خط زیبا و جمیل است. خطّاطان بزرگ خود متوّجه بوده اند که سر و کارشان با چه معانی و مفاهیم عالیه ایست و لذا خطی را که نمایانگر آن لطائف و معارف است چنان زیبا و مناسب نگاشته اند که توافق و تجانس بین دالّ و مدلول آدمی را به وجد و تحسین درآورده خط زیبا را هم آغوش معنای زشت و خط نازیبا را با معنای جمیل و زیبا هم آغوش نبیند.
قالبیّت و آلیّت و فناء لفظ در معنی سبب است که غالبا خطّاطان بزرگ در انتخاب مضمون قطعه توجه خاصّی به مضمون مکتوب خود دارند. اگر ثلث نویسند آیاتی را که به عنوان قطعه انتخاب می کنند حتما دارای، خصوصیات و میزان برتری است. البته آنچه به عنوان قطعه نوشته شود نه آنچه را که بعدها مرقّع سازان و مُجلّدان و قطّاعان جمع آوری نموده، قطعه سازند و اگر نستعلیق نویس یا غیر هستند می بینیم در قطعه های چلیپا یا غیر آن مضامین خوب را انتخاب می کنند. همه اینها شواهدی است که خوشنویسان هنرمند در جوّی معنوی زندگی می کنند که خط خوش را به عنوان پل و صراط و وسیله و آلت ربط گرفته اند. بعد معنوی هنر خط آنان را فرا گرفته و در حقیقت خط را گذرگاه و درگاهی بلند مرتبه برای ورود به عالم معنی و حظوظ و لذات معنوی گرفته اند.
گاه آن قدر غرق لذّت این بُعد معنوی و هنری می گردند که دستان خود را می بوسند که ماییم با چنین دستان و انگشتان چنین زیبایی و جمال می آفرینیم؟ این ذوق و لذت مخصوص به کاتب و خطّاط نیست. خط و لذّت بیننده گاه از خود نویسنده کمتر نبوده، شاید به مراتب بیشتر باشد. زیرا می داند که روزگار دست بخشش و دهش چنین هنرمندانی را به آسانی و زیادی ندارد. لذا هنر را ارج نهاده، گهگاه علاقه بیننده و نویسنده به مرید و مرادی و عاشق و معشوقی رسیده است. گاه همین تماشاگران و لذّت بران به کمک شتافته و صحنه را گرم می سازند در تعریف و تمجید خط به همه در زده حساب و ابجد را هم به میدان می آورند.
گرچه در مقام بیان این نکات تطبیقی و توافقی نیستیم و ادّعا نمی کنیم که حتما در این تطبیقات نکات و لطائفی است ولی از باب لطیفه گفته اند که اعداد ابجدی کلمتین شهادت «لااِلهَ اِلاَّ اللّه ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه ِ.» (بدون واو عطف بین دو جمله) را حساب کنیم ۶۱۹ و مطابق با لفظ (خطّاط) و ارقام حروف «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه ِ» ۴۵۴ و مطابق با لفظ (الکاتب) و حروف (القلم) ۲۰۱ و مطابق با کلمه (نَفّاع) یعنی بسیار بهره دهنده، اینها استدلالی نیستند ولی برای نمک کلام و صحبت بد نیست عرضه شود که آن قدر در مقام خط و قلم و کاتب و خطّاط کوشیده اند که کار را بدین دقت های حساب سازی و ابجد بازی رسانده اند ولی حاجتی به این حرف ها نیست. زیرا:

کَفی قَلَمَ الکُتّاب فَخْرَا ورَفْعَهً مَدَی الَّدْهِر اَنَّ اللّه َ اَقْسَمَ بِالْقَلَمِ

علاقه به آیات کریمه قرآنی و زیبایی هنر خط و حسن تزیین و تمایل به تجمیل و زیباسازی سبب شد که از آیات قرآنی چه قطعاتی برای زینت اطاق ها، مساجد، دیوارهای بناهای تاریخی و غیره به وجود بیاید که انسان واقعا حظّ می کند. کمال معنی و جمال خط با هم چنان در آمیخته که آدمی را به ملکوتی روحانی پرواز می دهد که قابل توصیف نیست. به همین علّت است که عاشقان هنر ذخائر فانی و گذران دنیای خود را هر قدر هم گران بها باشد حاضرند بدهند و این قطعات را که همیشه جاودان و پایدار و زنده و گویاست بخرند و خرسند از آنکه جسمی بی جان را داده اند و جانی شاداب را گرفته اند.
همین هم سبب بود که کار خطّاطان و کاتبان بسیار مورد توجه اهل دل و عاشقان معارف الهی و فضائل انسانی و علاقمندان این هنر بود و برای به دست آوردن دست نوشته های آنان حاضر بودند هر گونه قیمتی بپردازند. آن چنان که به مرحوم میرزا احمد نیریزی، خطّاط معروف خطّ نسخ در مدت عمرش شصت هزار تومان صفوی اجرت کتابت رسید، شصت هزار تومانی که پانصد تومانش خراج سالانه شهری بوده است. باز هم هنرمند این پول را در مقابل هنر ناچیز می داند و به بیش از اینها هم دلش نمی آید که یک اثر هنری را بدهد. میرزا اسماعیل توحید پنجمین فرزند وصال شیرازی درباره مثنویی که به خطّ زیبای خود نوشته است به فرزندان و برادران چنین سفارش می کند:

قیمت این مثنوی جان است جان حیف باشد در بهایش غیر آن

باری گاهی که انسان نظرش به این قطعات زیبا مخصوصا آیات کریمه ثلثی می افتد چنان جذب می شود که گویی تازه به معنای آیه بر می خورد. یادم نمی رود که از حامد آمدی خطاط معاصر ترک قطعه ای دیدم که به خطّ ثلث عالیش این آیه را نوشته بود: «اِقْرَءْ کِتابَکَ کَفی بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسیبا.» به قدری این جانب را شیفته کرد که دائما مضمون و خط آیه کریمه در دل و دیده ام جلوه گر است نه اینکه بخواهم نسبت به خط ثلث این خصوصیت را بیشتر به خرج دهم.قطعات خطهای دیگر هم چنینند مگر آنکه قطعات ثلثی بیشتر آیات و احادیث است و از این جهت سر آمد قطعات است. علاّمه محمّدتقی جعفری وقتی در باختران منزل بنده تشریف آوردند حدیثی از امیرالمؤمنین علیه السلام با خط زرّین بدین مضمون نوشته بودم: «زَخارِفُ الدنیا تُفْسِدُ العُقوُلَ الضَّعیفَهَ.» زینت ها و زخارف دنیا عقل های ضعیف و ناتوان را فاسد می کند. دیدم دیدن این احادیث بسیار در استاد اثر کرد. جمال معنی و زیبایی خط و سابقه ذهنی استاد بود که ایشان را گرفت. زیرا در چند هفته قبلش دو سخنرانی مفصّل از ایشان در سروش به چاپ رسیده بود یکی حیات معقول و یکی فلسفه هنر از نظر اسلام و هر دو بحث با این حدیث مربوط می شد و ایشان افسوس می خورند که کاش این حدیث را قبلاً دیده بودم تا در آن دو بحث مورد استفاده و استناد واقع می گردید.
صحبت در معنویت این قطعات خطیّ بود گاهی اوقات خط را چنان شکل و ترکیب داده اند که هیئت قطعه هم اشعاری بر آن حالت و معنا داشته باشد، مثلاً مکرّر به طور متنوّع این دو شعر معروف توسّل به آقا امیرالمؤمنین علیه الصّلاه و السّلام را:

نادِ عَلِّیا مَظهر العجائب تجده عونا لک فی النوائب
کُلَّ هَمٍّ وغَمٍّ سَیَنْجَلی بِوِلایَتِکَ یا عَلِّیُ یا عَلِّیُ یا عَلِّیُ

این دو شعر را به صورت شیر نوشته اند گاهی بطور ایستاده و شرزه و پرقوّت و گاهی آرام و نشسته، یا آیه کریمه «قُلْ اِنَّ صَلاتی ونُسُکی ومَحْیایَ ومَماتی للّه ِ رَبِّ العالَمیِن.» یا عبارت تشهد «اَشْهَدُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللّه ُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهْ واَشْهَدُ اَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ ورَسَوُلُهُ.» را به صورت مردی که در حال تشهد نماز است نوشته اند تا تطابق کامل بین ظاهر و معنی بوده باشد. یا آنکه حدیث معروف نبوی «مَثَلُ اَهْلِ بَیْتی کَمَثَلِ سَفینَهِ نُوحٍ مَنْ رَکِبَها نَجی ومَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرقَ.» را به صورت سفینهِ شناورِ در اقیانوس نوشته اند تا علاوه بر آنکه با الفاظ معانی را به ذهن خواننده بیاورند با نقش و تصویر و شکل هم آن موقعیّت و مکانت قدسی را هم به نمایش بگذارند به قول ابونواس «اَلا فَاسْقِنی خَمْرًا فَقُلْ لی هِیَ الخَمْرُ.»
در هر صورت اگر بخواهیم این نمونه ها را ذکر کنیم بسیار طولانی و خود کتابی مفصّل خواهد شد. بد نیست عرض کنم: وقتی از خیابانی در کربلای معلّی می گذشتم دو منظره ای از مسجدالحرام و حرم نبوی شریف که کم رنگ بطور سیاه و سفید به چاپ رسیده بود در دکان شخصی قابساز نظرم را جلب کرد جلو رفته دقت کردم دیدم همه منظره از آیات قرآنی و هر کدام گویا هفت جزو و نیم از قرآن بود و با دو منظره دیگر که منظره ای از بوستان و نخل ها بود جمعا همه یک قرآن کامل را شامل می شدند. آنچه را که عرض کردیم نه آنکه مخصوص قطعات خطی بود بلکه کمال معنوی کلام الهی و جمال ظاهری و جذّابیّت و زیبایی و گیرندگی خط سبب شد که اغلب زینت های عالم اسلام مشهدی از مشاهد هنری خط و نموداری از هنری باشد که حامل معانی عالیه کلام الهی است چون تزیینات نماهای ابنیه متبرکّه و بقاع و مساجد و مدارس و رباطات و خانقاه ها و حتّی پل ها و سردرخانه ها و کتاب ها و جلدهای آن، قلمدان ها، کاسه بشقاب ها و غیر اینها و بحمداللّه این نمودها در پهنه کشورهای اسلامی گسترده و هر کسی کم و بیش نمونه آنها را دیده است با این تفاوت که بعضی جاها کمتر از اهمیّت و ارزش برخوردار است و بعضی جاها واقعا دیدنی و لذت بخش و ارزشمند است یا از جهت کتیبه هایی که به خطوط اساتید درجه اوّل نوشته شده است مثل بعضی از مساجد ترکیه که به خطوط راقم، زهدی، عزّت شفیق، حاج احمد کامل و غیر هم است. و مسجد بُنَیَّه و شهداء در بغداد که بخط هاشم محمّد است و مسجد النبی که کتیبه اش به خط عبداللّه زهدی استاد بزرگ است. و بعضی از کتابات محمّد مؤنس در قاهره مصر و مسجد گوهرشاد ما در مشهد که کتیبه اش به خط بایسنقر میرزا پسر شاهرخ و نوه تیمور گورکانی است و بعضی از ابنیه دیگر که به خطوط علاء الدین تبریزی، علیرضا عباسی و محمّد رضای امامی است و یا از جهت نفاست هنری بنّایی که در گچکاری و گچبری با حروف و خطوط است چون کتیبه های بناهای اسلامی اسپانیا، فاسِ مراکش، قیروانِ لیبی. بعضی از ابنیه در ایران، ترکیه، مصر و غیر اینها.
پوشیده نماند که اصل زینت های بنّایی اسلامی از اول به صورت نقشهای هندسی که در حقیقت یک نوع بازی هندسی در شبکه بندی های حجّاری شده پنجره های مساجد و کاخ ها مثل مسجد امویان در دمشق یا کاخ «خَرَبَهُ المَفْجَرْ.» پیدا شد؛ کم کم و به مرور زمان توجّه به معانی کلمات قرآن و حدیث و کشش روحی هنرمندان سبب شد که خط اسلامی برای زینت بخشیدن به این زیبایی و هنرمندی پا در میان گذاشت تا زینت بندیهای غرناطه، اشبیلیه، طلیطله و فاس را می بینیم که همگی تشکیل شده از مکررّات «لا غالِبَ اِلاّ اللّه ُ یا المُلْکُ للّه ِ وَحْدَهُ.» یا غیر اینهاست. و «کَمْ کَمَکْ» می بینیم که زبان و خط قرآن در دنیای اسلام هم همپای هنر در همه جا حضور دارد چه در خانه ها، کاسه بشقاب ها و چه در میدان های نبرد، شمشیرها و غلاف ها، و چه در مساجد و اماکنِ عبادت. کتبیه ها، منبرها، قرآن ها و کتب ادعیه. زینت بندی ابنیه اسلامی آن چنان شد که هر گاه صحبتی از مسجدی، مدرسه ای، خانقاهی، رباطی شود کارشناسان هنری خط و کتیبه متوجه کتیبه ها و نوشته هایش می شوند گاه برای ارزش های هنری و گاه هم برای ارزش های تاریخی و شناسنامه زمانی بنا.
زیبایی و گیرایی خط اسلامی و زینت بندی و تجمیل با آن مایه تمجید و تحسین بلکه حسد و رشک مسیحیان اروپای قرن دوّم و سوّم و بعد بوده است و کم کم آنان به تقلید و نمونه سازی از این خط برای خود پرداختند بدون آنکه معنای آن را بدانند. به چند قصه ای اشاره کنیم:
از احمدبن خالد معروف بالأحول المحرّر یگانه خوشنویس دربار مأمون نقل شده که از طرف الوثیق به قسطنطنیه رفته و در یکی از جشن های آنان شرکت جسته و دیده که طومارهای طولانی به خط خوش او بر در کنیسه هایشان آویخته اند، علّت را پرسیده گفته اند اینها نامه های مأمون به خط احول است که از نظر زیبایی و موزونی به نمایش گذارده اند بدون آنکه مضمونش را بتوانند بخوانند.
در حکایتی دیگر چنین می خوانیم که در زمان المعتمد نامه ای به امپراطور بیزانس نوشته شد. امپراطور گفت: من از تمامی آنچه از اَعْراب دیده ام هیچ چیز را به زیبایی این شکل نیافته ام و در هیچ چیز به اندازه این خط به آنان حسد نمی ورزم او خط عربی را نمی توانست بخواند ولی آنرا به خاطر تقسیم بندی، هندسه، زیبایی، طرز قرار گرفتن و درجه بندی حروف تحسین و تمجید می نمود.
گوستاولوبون فرانسوی در تاریخ تمدّن اسلام ترجمه مرحوم آقا سیّد محمّدتقی فخرداعی گیلانی صفحه ۶۶۲ چاپ اول چنین می گوید: خط عربی (مقصود اسلامی است) به خودی خود چندان زیبا و بدیع است که معماران عیسوی قرون وسطی و تجدّد غالبا قطعاتی از کتیبه های عربی را که اتفاقا به دست می آورده اند عینا در عمارات و ابنیه ای که می ساخته اند تقلید کرده و بدون آنکه از معنی آن با خبر باشند آن عبارات را فقط نمونه نقش و طرح می پنداشته اند. مسیو لُنگْ پِرْیَه و مسیو لاوْوا به خصوص در ایتالیا مکرّر از این قبیل استعمالات را معاینه کرده و مسیو لاوْوا به خصوص در ایتالیا مکرّر از این قبیل استعمالات را معاینه کرده و مسیو لاوْوا در رخت کن یا مخزن کلیسای بزرگ میلان درگاه جناغی دیده که دور آن کتیبه ای از سنگ بیرون آورده و زینت داخل کتیبه عبارت از یک کلمه یا عبارت عربی بوده است که مکرّر در مکرّر در سنگ حجّاری شده، همچنین بر روی درهای کلیسای سِن پِیِر که به حکم پاپ او ژن هفتم تعمیر شده عبارت عربی به شکل هاله و تُتُق نور در اطراف صورت حضرت عیسی علیه السلام نقش کرده و دور ردای دو نفر از حواریّون سِن پِیِر و سن پُوْل که مجسّمه آنها در همان کلیساست دو حاشیه طولانی مشحون به خطوط عربی مشاهده کرده است. جای تأسّف است که مصنّف ترجمه عبارات کتیبه و حاشیه را به دست نداده. بی مزه نیست عبارتی که دور سر حضرت عیسی علیه السلام نقش بسته است عین کلمه شهادت مسلمانان باشد. یعنی «لااِلهَ اِلاَّ اللّه ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّه ِ.» پایان کلام گوستاولوبون.
شاید اشاره به این قضیه باشد که در مجلّه تماشای دوره مقبور کسی چنین ادّعا می کند. در قرن ششم و هفتم هجری و حتی پیش از آن خط فارسی و زودتر از آن خط کوفی الگوی خیلی دلپذیری بوده برای هنرمندان غربی بدین ترتیب می بینیم که در دامن قبای بسیاری از روحانیون بزرگ مسیحی آن زمان «لااِلهَ اِلاَّ اللّه » کوفی بدون اینکه حتی معنی و مفهومش را بدانند بافته شده. این نشان می دهد که غربی ها جلب زیبایی و خوش ترکیبی این هنر نجیب گردیده بودند.
این گیرایی خط اسلامی است نسبت به آنان که جزء ملّت اسلام نبوده و اعتقادی بدان ندارند از زیبایی و جمال آن لذّت و بهره می برد بدون آنکه معنایش را بفهمد حتی در آن هنگامی که منافی با اصل دینش باشد. امّا قضیّه این جمال و دلپسندی نزد ملّت اسلام و پیش آنان که عاشق و شیفته اش می باشند هنگامه ای قابل وصف کردن نیست. در هر گوشه و کنار قرن ها و سرزمین ها هزاران دلدار و وامق و عذرا و لیلی و مجنون بینی که عاشق و شیدا نشسته اند و به شیفتگی خط واله اند. اگر بخواهیم حقّ مطلب را ادا کنیم باید دو مورد دیگر بحث یعنی زیباییهای معنوی در خطوط اسلامی و اهمیّت موضوع در ساختن قطعات هنری را کاملاً و مُسْتوفی گفتگو کرد تا انسان ببیند که چه جمال و زیبایی هایی که به وجود نیامده و چه هنرمندی هایی که بکار نرفته، نسخه های خطّی کتب اسلامی به راستی گیج کننده است. افسوس که مجالی نیست تا در میان نسخه های گرانقدر اسلامی دنیا و خط و تذهیب آنها گفتاری داشته باشیم، فرصتی نیست که درباره پاره ای قرآن های خطی که به قول بعضی از نویسندگان کتابت است یا معجزه صحبتی شود، اکنون نمی خواهم از نسخه های عجیب قرآن های نفیس و کتاب ها و مرقعات و قطعات زیبای خطی اسلامی که در مجموعه های شخصی، یا در موزه ها و کتابخانه های بزرگ دنیا چون آستان قدس رضوی «علی مشرّفه الصّلاه و السّلام.» یا کتابخانه جمهوری اسلامی (سلطنتی سابق) یا مترو پولیتان نیویورک، یا طوب قاپوسرای استانبول و سایر کتابخانه های ترکیه یا کتابخانه قاهره و نسخ عهد مملوکی یا موزه بریتانیا و کتابخانه های لندن مخصوصا مجموعه چستربیتی یا کتابخانه ملّی فرانسه یا کتابخانه بزرگ و موزه ارمیتاژ لنین گراد و کتابخانه پاپ در واتیکان یا موزه بوستون نام ببرم. بحث مستوفای این مطلب در پهنه کتب متعدّد فهرستی پخش و تحقیق کافی در این مورد خود محتاج به کتابخانه ایست نه گفتاری و بحثی. بلی آنچه که از دیدن و زیارت کردن آنها استفاده می شود: آنکه هنر خطّ در میان هنرهای زیبای عالم اسلام بدون شک بالاترین مقام را احراز نموده و بر مسند دینی هم تکیه زده است. کاش مجالی بود تا درباره انواع خطوط بحث های کافی می شد و بیش از پیش به عظمت خط و هنرمندی در آن واقف ش

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.