خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان برائت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان برائت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صبر و شکیبایی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل صبر و شکیبایی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
07ساعت
36دقیقه
12ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 53

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدر :

و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرین (۷)لیحق الحق و یبطل الباطل ولو کره المجرمون (۸)اذ تستغیثون ربکم فاستجاب لکم انی ممدکم بالف من الملائکه مردفین (۹)و ما جعله الله الا بشری و لتطمئن به قلوبکم و ما النصر الا من عند الله ان الله عزیز حکیم (۱۰)اذ یغشیکم النعاس امنه منه و ینزل علیکم من السماء ماءلیطهرکم به و یذهب عنکم رجز الشیطان و لیربط علی قلوبکم و یثبت به الاقدام (۱۱)اذ یوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین آمنوا سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعب فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم کل بنان (۱۲)ذلک بانهم شاقواالله و رسوله و من یشاقق الله و رسوله فان الله شدید العقاب (۱۳)ذلکم فذوقوه و ان للکافرین عذاب النار (۱۴)

ترجمه آیات

بیاد آر آن هنگامی را که خداوند در باره یکی از دو طائفه(عیرو نفیر قریش)به شما وعده می دهد که بر آن دست یابید و شما دوست می داشتید بر آن طایفه که شوکتی همراه نداشت دست یابید، و خداوندمی خواست با مشیت خود حق را پا بر جا نموده و نسل کفار را براندازد(۷).

(و این وعده را از این جهت داد)تاحق را احقاق و باطل را ابطال کند هر چند مجرمین کراهت

صفحه : ۲۰

داشته باشند(۸).

آن هنگامی را که به پروردگارتان استغاثه می کردید، و خداونداستغاثه تان را مستجاب کرد(وفرمود: )من شما را به هزار نفر از ملائکه های منظم شده کمک خواهم کرد(۹).

و خداوند این وعده را نداد مگر برای اینکه بشارتی بر شما بوده و شما دلهایتان قوی و مطمئن شود، وهیچ یاریی جز از ناحیه خدا نیست که خدا مقتدری است شایسته کار(۱۰).

آن هنگام را که افکند بر شما خمار خواب را تا آرامشی باشد از ناحیه او، و او فرستاد بر شما ازآسمان آب را تا با آن تطهیرتان داده و از شما چرک شیطان را ببرد،و دلهایتان را محکم ساخته(و جا پایتان را سفت کند)و در نتیجه قدمها را استوار سازد(۱۱).

آن هنگام را که خداوند وحی کرد به ملائکه که من باشمایم پس استوار بدارید کسانی را که ایمان آوردند.بزودی در دلهای آنان که کافر شدند ترس و وحشت می افکنم، پس شما بالای گردنها را بزنید، و ازایشان هر سرانگشت را قطع کنید(۱۲).

این بخاطر آن بود که ایشان با خدا و رسولش مخالفت کردند،و هر که با خدا و فرستاده او مخالفت کند(باید بداند)که خدا شدید العقاب است(۱۳).

اینک بچشیدش، و همانا کافران را است عذاب آتش(۱۴).

بیان آیات بیان آیات مربوط به جنگ بدر و وضع و حال روحی مسلمین در آن جنگ که نخستین جنگ آنان بود

این آیات اشاره به داستان بدر می کند که اولین جنگ در اسلام است، و ظاهر سیاق آیات چنانچه به زودی روشن خواهد شد این است که بعد از پایان یافتن واقعه نازل شده باشد.

و اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکم و یرید الله ان یحق الحق بکلماته و یقطع دابر الکافرینیعنی بیاد آرید زمانی را که خداوند به شما وعده می دهد(غلبه بر یکی از دو طائفه عیرو نفیر را)، خداوند در این آیه نعمت ها و سنت های خود را برای ایشان برمی شمارد تا چنین بصیرتی بهم برسانند که خدای سبحان امری به ایشان نمی کند و حکمی بر ایشان نمی آوردمگربحق و در آن مصالح و سعادت ایشان و به نتیجه رسیدن مساعی ایشان را در نظر می گیرد، و وقتی دارای چنین بصیرتی شدند دیگر در میان خود اختلاف نکرده، و نسبت به آنچه که خداوند برای آنان مقدر کرده و پسندیده اظهار کراهت ننموده بلکه امر خود را به او محول نموده و او و رسول اورا اطاعت می کنند.

و منظور ازطائفتیندوطایفه عیر و نفیر می باشند که مقصود ازعیرقافله چهل نفری قریش است که با مال التجاره و اموال خود از مکه به شام می رفت، و همچنین از شام به

صفحه : ۲۱

مکه باز می گشت،و ابو سفیان هم در میان ایشان بود، و مقصود ازنفیرلشکرقریش است که قریب به هزار نفر بودند(و لشکر اسلام پس از دست نیافتن به مال التجاره آنان در بدربا خودآنان روبرو شدند)، واحدی الطائفتینمفعول دوم یعدکموجملهانها لکمبدل از آن است، و جملهو تودوندرموضع حال است، و مقصود ازغیر ذات الشوکهآن طایفه بی شوکت است که عبارت است از همان چهل نفر حامل مال التجاره که قوا و نفراتشان از نفیرکمتر بود، وشوکتبه معنای تیزی و برندگی است، چون این کلمه استعاره ازشوکبه معنای خار است.

و اینکه فرمود: یرید الله ان یحق الحق بکلماتهنسبت به آیه شریفه،حال است، ومنظور ازاحقاق حقاظهار و تثبیت آن به ترتیب آثار آن است، وکلمات خداقضا وقدری است که رانده به اینکه انبیای خود را یاری نموده و دین حق خود را ظاهرسازد، همچنانکه در آیهو لقد سبقت کلمتنا لعبادنا المرسلین انهم لهم المنصورون و ان جندنا لهم الغالبون(۱) وهمچنین آیهیریدون لیطفؤا نور الله بافواههم و الله متم نوره و لو کره الکافرون، هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله و لو کره المشرکون(۲) اشاره به آن کرده است.

بعضی از قاریان قرآن آیه را بهبکلمتهقرائت کرده اند، و این قرائت موجه ترو به عقل نزدیک تر است.و کلمهدابربه معنای متعلقات هر چیز است که بعد از آن چیز بیاید و به آن بپیوندد،وقطع دابرکنایه از نابود کردن و منقرض ساختن چیزی است بطوری که بعد از آن اثری که متفرع بر آن و مربوط به آن باشد باقی نماند.

و معنای آیه این است که: بیاد آورید آن روزی را که خداوند به شما وعده داد که بایاری او بر یکی از دو طایفهعیرو یانفیر غالب شوید، و شما میل داشتید که آن طایفه،طایفه عیر(قافله تجارتی قریش)باشد، چون نفیر(لشکریان قریش) عده شان زیاد بود، و شماضعف و ناتوانی خودرا با شوکت و نیروی آنان مقایسه می کردید، و لیکن خداوند خلاف این رامی خواست، خداوند می خواست تا با لشکریان ایشان روبرو شوید، و او شما را با کمی عددتان بر ایشان غلبه دهد، و بدین وسیله قضای او مبنی بر ظهور حق و استیصال کفار و ریشه کن شدن

…………………………………….. (۱)و به تحقیق مشیت و قضای ما به نفع بندگان مرسل ما بر این رانده شده که آنان، آری هم ایشان منصور خواهند بود و بر اینکه لشکر ما ایشانند فیروزمندان.سوره صافات آیه ۱۷۳ (۲)می خواهند نور خدا را با دهنهاشان خاموش کنند(غافل از اینکه)خداوند نور خود را به حد تمام خواهد رسانید هر چند کافران کراهت داشته باشند، او کسی است که فرستاده خود را به هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان غلبه دهد هر چند مشرکین کراهت داشته باشند.سوره صف آیه ۹

صفحه : ۲۲

ایشان به کرسی بنشیند.

مرادازمردفبودن ملائکه ای که در جنگ بدر به یاری مسلمین نازل شدندلیحق الحق و یبطل الباطل و لو کره المجرمونازظاهر سیاق برمی آید کهلامدرلیحقبرای غایت است، و کلمه مذکور تاآخر آیه متعلق به جملهیعدکم الله باشد، و بنا بر این، معنای آیه چنین می شود:اگر خداوند به شما چنین وعده ای داد – و او هرگز خلف وعده نمی کند – برای این بود که بدین وسیله حق راتثبیت کرده،و باطل را باطل معرفی نماید هر چند کفار نخواسته باشند و بلکه کراهت داشته باشند.

و به این بیان روشن می گردد که جملهلیحق الحق…، تکرار جملهیریدالله ان یحق الحق بکلماتهنیست، هر چند همان معنا را افاده می کند(چون یکی مربوط به اصل وعده ای است که خدا داده، و دیگری مربوط است به مواجه نمودن مسلمین بر خلاف میل وانتظار آنان با لشکر کفار).

اذتستغیثون ربکم فاستجاب لکم انی ممدکم بالف من الملائکه مردفیناستغاثهبه معنای درخواست یاری است، همچنانکه در جای دیگر می فرماید: فاستغاثه الذی من شیعته علی الذی من عدوه(۱) معنایامدادمعروف است، ومردفیناز مادهاردافاست و ارداف به معنای این است که شخص سواره کسی را ردیف(ترک)خودسوار کند، وردف – بطوری که راغب گفته است به معنای تابع استو ردف المراهبه معنای سرین وکفل زن است و ترادف به معنای این است که دو چیز و یا دو کس یکدیگر رامتعاقب کنند، ورادفبه معنای متاخراست، ومردفآن کس است که جلو سوار شده وکسی را پشت سر خود سوار کند (۲).

و به این معناآیه مورد بحث با آیهو لقد نصرکم الله ببدر و انتم اذله فاتقواالله لعلکم تشکرون، اذ تقول للمؤمنین ا لن یکفیکم ان یمدکم ربکم بثلاثه الاف من الملائکه منزلین،بلی ان تصبروا و تتقوا و یاتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسه الاف من الملائکه مسومین، و ما جعله الله الا بشری لکم و لتطمئن قلوبکم به و ما النصر الا من عند الله العزیزالحکیم(۳) که آن نیز اشاره به همین داستان می کند سازگار می شود.

…………………………………….. (۱)پس آنکه از شیعیان او(موسی)بودوی را علیه آنکس که از دشمنانش بود به یاری طلبید.سوره قصص آیه ۱۵ (۲)مفردات راغب مادهردف. (۳)این خدا بود که شما را در واقعه بدر، یاری کرد در حالی که شما زبون بودید، پس، از خدا تقواداشته باشید شاید شکرش بجای آورید، بیاد آر آن زمان را که به مؤمنین می گفتی آیا این شما را بس نیست که پروردگارتان با سه هزار فرشته نازل شده کمکتان کند؟آری، اگر صبوری کنیدو تقوا پیشه سازید و دشمنان در همین شور و هیجان خویش بر شما بتازند پروردگارتان با پنج هزار فرشته نشان گذار مددمی کند، خداوند این(وعده)را نداد مگر اینکه بشارتی برای شما باشد، و اینکه دلهایتان آرامش یابد و(هر چند ملائکه شما رایاری کردند و لیکن)هیچ نصرتی جز از ناحیه خدای عزیز حکیم نیست.سوره آل عمران آیات ۱۲۳ – ۱۲۶.

صفحه : ۲۳

امداد مسلمین با فرستادن ملائکه به منظور بشارت مسلمین و آرامش دلهای آنان بوده نه برای کشتن کفارچون تطبیق آیات این سوره با آیات سورهآل عمراناین معنا را افاده می کند که منظوراز نزول هزار ملائکه ردیف شده نزول هزار نفر از ملائکه است، که عده دیگری را در پی دارند،بنا بر این هزار ملائکه ردیف شده با سه هزار ملائکه نازل شده منطبق می شود.

وبه همین بیان فساد این کلام ظاهر می گردد که گفته اند: منظوراز مردف بودن ملائکه این است که هزار نفر از ملائکه در پی هزار نفر دیگر باشد، چون اگر اینطور معنا کنیم لازمه اش این می شود که با هر یکنفر از ایشان یکنفر ردیف باشد و در نتیجه عده ملائکه دو هزارنفر باشد.

و همچنین فساد اینکه گفته اند: مراد از مردف بودن ملائکه این است که دنبال هم نازل شده باشند، و نیز اینکه گفته اند: مراد آمدن ایشان از پی مسلمین است، و در حقیقت مردف به معنای رادف است.و همچنین اینکه بعضی دیگر گفته اند: مراد این است که ملائکه مسلمین را ردیف خود قرار داده اند، یعنی در پیش روی مسلمین قرار گرفتند، تا در دلهای کفارایجاد رعب و وحشت بکنند.

و ما جعله الله الا بشری و لتطمئن به قلوبکم و ما النصر الا من عند الله ان الله عزیزحکیمدو ضمیری که درجعلهو در بهاست بطوری که سیاق دلالت می کند به امدادبرمی گردند، و معنای آیه این است که: امداد به فرستادن ملائکه به منظور بشارت شما و آرامش دلهای شما بود، نه برای اینکه کفار به دست آنان هلاک گردند، همچنانکه آیهاذ یوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین آمنوا سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعبنیزاشاره به آن دارد.

این معناکلام بعضی از تذکره نویسان را تایید می کند که گفته اندملائکه برای کشتن کفار نازل نشده بودند، و احدی از ایشان را نکشتند، برای اینکه نصف و یا ثلث کشتگان راعلی بن ابیطالب(صلوات الله علیه)کشته بود و ما بقی یعنی نصف و یا دو ثلث دیگر را ما بقی مسلمین به قتل رسانیده بودند،و منظور از نزول ملائکه تنها و تنها سیاهی لشکر و در آمیختن با

صفحه : ۲۴

امداد مسلمین در جنگ بدر با فرو فرستادن باران ایشان بوده، تا بدین وسیله مسلمانان افراد خود را زیاد یافته دلهایشان محکم شود و در مقابل دل های مشرکین مرعوب گردد- و به زودی گفتاری در این باره خواهد آمد و اینکه فرمود: و ما النصر الا من عند الله ان الله عزیز حکیمبیان انحصار حقیقت یاری در خدای تعالی است، و اینکه اگر پیشرفت و غلبه به کثرت نفرات و داشتن نیرو و شوکت بود، می بایستی مشرکین بر مسلمانان غلبه پیدا کنند که هم عده شان بیشتر بود، و هم مجهزتر ازمسلمین بودند.

جملهان الله عزیز حکیمتمامی مضمون آیه و متعلقات آن را که در آیه قبلی بود تعلیل می کند، و می فرماید: به عزت خود ایشان رایاری داده و به حکمتش یاریش را به این شکل و به اینصورت اعمال کرد.

اذ یغشیکم النعاس امنه منه…نعاسابتدای خواب را گویند که عبارت است از خواب سبک، وتغشیهبه معنای احاطه است، وامنهبه معنای امان است، و ضمیرمنهبه خدای تعالی برمی گردد، و بعضی گفته اند بهعدوبرمی گردد، ورجزبه معنای پلیدی و نجاست است، و در اینجامقصودازرجز شیطانآن وسوسه های پلیدی است که در قلب راه می یابد.

و معنای آیه این است که: این نصرت و مددکاری خدا به وسیله بشارت و آرامش دادن به دلها همان موقعی بود که در اثر آرامش یافتن دلها همه تان به خواب رفتید ومعلوم است که اگر ترس و رعب شما از بین نرفته بود معقول نبود که در میدان جنگ خواب بر شما مسلط شود، خداوندباران را هم بر شما نازل کرد تا شما را پاکیزه کند و وسوسه شیطان را از دلهایتان بزداید،تا دلهایتان را قوی و نیرومند سازد – جملهلیربط علی قلوبکمکنایه از تشجیع است – ونیز تا با فرستادن باران قدم های شما را بر روی ریگ های بیابان استوار نموده و یا بدین وسیله دلهایتان را محکم سازد.

این آیه شریفه مؤید روایاتی است که می گوید: کفار قبل از مسلمین به لب چاه رسیدندو مسلمین وقتی پیاده شدند که کفار آب را گرفته بودند و بناچار در زمین خشک و ریگزار پیاده شدند.بعد از مدتی که مسلمانان محدث و جنب شده، و همه دچار تشنگی گشتند شیطان دردلهایشان وسوسه کرد و گفت دشمنان شما آب را گرفتند و اینک شما با جنابت و نجاست نماز می خوانید و پاهایتان در ریگ ها فرومی رود، لذا خدای تعالی باران را برایشان بارانید و باآن هم غسل جنابت کرده و خود را از حدث تطهیر نمودند، و نیز اردوگاه آنان که ریگزار بودسفت و محکم و اردوگاه کفار گل و لغزنده گشت.

صفحه : ۲۵

اذیوحی ربک الی الملائکه انی معکم فثبتوا الذین امنوا سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعب…ظرفی که در اول آیه ست حالش حال ظرفی است که در جملهاذ تستغیثون ربکمواذیغشیکم النعاساست، و معنای آیه احتیاج به توضیح ندارد.

فاضربوا فوق الاعناق و اضربوا منهم کل بنانمراد از اینکه فرمودبالای گردن ها رابزنیداین است که سرها را بزنید، و مراد ازکل بنانجمیع اطراف بدن است، یعنی دودست و دو پا و یا انگشتان دست هایشان را بزنید تا قادر به حمل سلاح و به دست گرفتن آن نباشند.

ممکن هم هست خطاب درفاضربوا…به ملائکه باشد واتفاقا همین مطلب هم به ذهن می رسد، و آن وقت زدن بالای گردن ها و زدن همه بنان همان معنای ظاهریش مقصودباشد،و یا کنایه است از ذلیل کردن ایشان و اینکه با ارعاب، قوه و نیروی امساک را ازدست های ایشان سلب کنند،و نیز ممکن است خطاب به مؤمنین باشد و غرض تشجیع ایشان علیه دشمنان باشد و خواسته است قدم های ایشان را ثابت ترو دلهایشان را محکم تر نموده وایشان را بر علیه مشرکین تحریک کنند.

ذلک بانهم شاقوا الله و رسوله و من یشاقق الله و رسوله فان الله شدید العقابمشاقهبه معنای مخالفت است و اصل آن شقبه معنای بعض است، و گویامخالفت را از این جهتمشاقهگفته اندکه مخالفت، آن بعض و آن ناحیه ای را می گیرد که غیر از ناحیه طرف مقابل است، و معنای آیه این است که: این عذاب را خداوند به این خاطر برسر مشرکین آورد که خدا و رسول را مخالفت می کردند و بر مخالفتشان اصرار می ورزیدند وکسی که با خدا و رسول مخالفت کند خداوند شدید العقاب است.

ذلکم فذوقوه و ان للکافرین عذاب النارخطاب تشدیدی است بر کفار و عذابی را که نازل شده به ایشان نشان داده ومی فرماید: این عذاب را بچشید، وعلاوه خاطرنشان می سازد که به دنبال این عذاب، عذاب آتش را در پی دارید.

بحث روایتی(روایاتی در باره جنگ بدر و شان نزول آیات مربوطه)

در مجمع البیان از ابن عباس نقل کرده که گفته است: در روز بدر بعد از آنکه هر دو

صفحه : ۲۶

لشکر روبرو شده و صف آرایی کردند و آماده جنگ شدند ابو جهل گفت: بار الها!هر کدام ازما دو فریق سزاوارتر به نصرتیم آن فریق را نصرت ده، مسلمین هم استغاثه کردند و درنتیجه ملائکه فرود آمدند و آیهاذ تستغیثون ربکم…نازل شد.

و بعضی گفته اند: رسول خدا(ص)وقتی کثرت نفرات مشرکین و کمی نفرات مسلمین را بدید رو به قبله کرد و گفت: بارالها!وفا کن به آنچه مرا وعده دادی، پروردگارا!اگراین گروه(اصحاب من)را به دست این دشمنان هلاک سازی دیگر در روی زمین عبادت نمی شوی، رسول خدا(ص)همچنان خدای خود را می خواند و دستها رارو به آسمان بلند کرد تا حدی که ردایش از شانه اش افتاد، در این موقع بود که خداوند آیهاذتستغیثون ربکمرا نازل کرد، صاحبان این قول گفتار خود را به عمر بن خطاب و سدی و ابی صالح نسبت داده اند، و از حضرت ابی جعفر(ع)نیز روایت شده است.

صاحب مجمع البیان سپس اضافه کرده که: وقتی عصر شد،و رفته رفته تاریکی شب رسول خدا(ص)و یارانش را فرا گرفت، خداوند خواب را بر یاران او مسلط کرد،وهمه به حالت چرت درآمدند، و چون زمینی که ایشان در آنجا اطراق کرده بودند ریگزار بود، وقدمهایشان می لغزید(و ازاین ناحیه ناراحت بودند)، خداوند باران را برایشان نرم نرم نازل کردتا زمین نمناک و سفت گردید، و قدم ها استوار گشت،و همین باران در ناحیه لشکرگاه قریش مانند دهانه مشگ می ریخت، علاوه بر این خداوند دلهای کفار را پر از وحشت نمود، همچنانکه فرموده: سالقی فی قلوب الذین کفروا الرعب (۱).

مؤلف: لفظاذ تستغیثون ربکمبا نازل شدن آن در روز بدر ودر پی استغاثه مسلمین سازگار نیست، بلکه سیاق آیه دلالت می کند بر اینکه با آیهیسئلونک عن الانفالوآیات بعداز آن نازل شده، و این آیات دلالت دارد بر یک حکایتی که قبلا رخ داده است، و خداوند درآن داستان بر مسلمین منت نهاده که آیات نصرت را برایشان فرو فرستاده و نعمت هایی به ایشان ارزانی داشته است، و این نعمت ها را به رخ ایشان می کشد تا شکرش را به جا آورده، و در اوامرو نواهیش اطاعتش کنند.

و بعید نیست اینکه در روایت مجمع البیان نزول آیه را بعداز استغاثه مسلمین در روزبدر دانسته، از باب انطباق مضمون آیه با واقعه بدر باشد(نه اینکه آیه در بدر نازل شده باشد)واین قبیل از مضمون ها در روایات مربوط به شان نزول آیات زیاد است.

…………………………………….. (۱)مجمع البیان ج ۳ – ۴ ص ۵۲۵

صفحه : ۲۷

فایل پاورپوینت کامل داستان جنگ بدرو در تفسیر برهان از ابن شهراشوب روایت کرده که رسول خدا(ص)درعریش فرمود: بارالها!اگر تو امروز این گروه(مسلمین)را هلاک کنی بعد از این روز، دیگرپرستش نخواهی شد، در این موقع بود که آیهاذ تستغیثوننازل گردید، رسول خدا(ص)بیرون آمد در حالی که می فرمود: بزودی جمع مشرکین شکست خورده و پا به فرار می گذارند، خداوند هم او را با پنج هزار ملک سواره کمک نمود و عدد ایشان را در چشم مشرکین بسیار وانمود کرد، و در عوض عدد مشرکین را در نظر مسلمین اندک جلوه داد، و این آیه نازل شد: و هم بالعدوه القصوی، آنان در دورترین نقطه مرتفع وادی و پشت ریگزاری وسیع قرار گرفته بودندو رسول خدا(ص)در نقطه مرتفع نزدیک یک چاه قرار داشت (۱).

مؤلف: دراین روایت نیز همان حرفی است که در روایت قبل گفتیم.

و در مجمع البیان می گوید: بلخی از حسن نقل کرده که گفته است آیهواذ یعدکم الله…قبل از آیهکما اخرجک ربک من بیتک بالحقنازل شده و لیکن در تنظیم قرآن بعداز آن نوشته شده است (۲).

مؤلف: تقدم مدلول یک آیه بر مدلول آن دیگری از نظر وقوع در خارج ملازم این نیست که جلوتر هم نازل شده باشد، و از سیاق آیه هیچ دلیلی بر گفتار حسن نمی توان یافت.

و در تفسیر عیاشی از محمد بن یحیی خثعمی از امام صادق(ع)روایت کرده که در ذیل آیهو اذ یعدکم الله احدی الطائفتین انها لکم و تودون ان غیر ذات الشوکه تکون لکمفرموده:شوکت آن برخوردی بود که در آن قتال بود (۳).

مؤلف: نظیر این روایت را قمی نیز در تفسیر خود نقل کرده است (۴).

و در مجمع البیان می گوید: سیره نویسان و نیز ابو حمزه و علی بن ابراهیم در کتب تفسیرشان نقل کرده اند که: ابو سفیان با قافله قریش از شام می آمد با اموالی که در آنهاعطریات بود و در آن قافله چهل سوار از قریش بودند، پیغمبر اکرم(صلوات الله علیه)چنین رای داد که اصحابش بیرون روند و راه را بر ایشان گرفته و اموال را بگیرند، لذا فرمود: امید است خداوند این اموال را عاید شما کند.اصحاب نیز پسندیدند، بعضی به عجله حرکت کردند، وبعضی دیگر به کندی، چون باور نمی کردند که رسول خدا(ص)از رموز جنگی

…………………………………….. (۱)تفسیر برهان ج ۲ ص ۶۹ (۲)مجمع البیان ج ۴ ص ۵۲۱ ط تهران (۳)تفسیر عیاشی ج ۲ ص ۴۹ ح ۲۳ (۴)تفسیر قمی ج ۱ ص ۲۷۰

صفحه : ۲۸

آگاهی داشته باشد، لذا فقط قافله ابو سفیان و گرفتن غنیمت را هدف خود قرار دادند.

وقتی ابو سفیان شنید که رسول خدا(ص)حرکت کرده ضمضم بن عمروغفاری را خبر داد تا خود را به مکه رسانیده، به قریش برساند که محمد(ص)بااصحابش متعرض قافله ایشان شده، و به هر نحو شده قریش را حرکت دهد.

سه شب قبل از اینکه ضمضم وارد مکه شود عاتکه دخترعبد المطلب در خواب دیده بودکه مرد شترسواری وارد شده و فریاد می زند ای آل غالب رهسپار به سوی قتلگاه خود شوید، آنگاه با شتر خود بر بالای کوه ابو قبیس رفته سنگی را از بالای کوه غلطانید، و این سنگ همچنان که سرازیر می شد پاره پاره شده و هیچ خانه ای از خانه های قریش نبود مگر اینکه پاره ای از آن سنگ در آن بیفتاد، عاتکه از وحشت از خواب پرید و داستان رؤیایش را با عباس در میان نهاد، عباس قضیه را به عتبه بن ربیعه گفت، عتبه در تعبیرآن گفت: این مصیبتی است که به قریش رو می آورد، آهسته آهسته، خواب عاتکه دهن به دهن منتشر شد و به گوش ابوجهل رسید، وی گفت: اینهم یک پیغمبر دیگر در خاندان عبد المطلب، به لات و عزی سوگند من سه روز صبر می کنم، اگرخواب او حق بود که هیچ، و گر نه همه قریش را وادار می کنم نامه ای دربین خود بنویسیم که هیچ اهل بیت و دودمانی دروغگوتر از بنی هاشم نیست چه مردهایشان وچه زنهایشان.

وقتی روز سوم رسید ضمضم وارد شد، در حالی که به صدای هر چه بلندتر فریاد می زد: ای آل غالب، ای آل غالب!مال التجاره، مال التجاره،قافله، قافله، دریابید و گمان نمی کنم که بتوانید دریابید.محمد و مشتی بی دینان از اهل یثرب، حرکت کردندو متعرض قافله شما شدند، آماده حرکت شوید، قریش وقتی این را شنیدند احدی از ایشان نماند مگر اینکه دست به جیب کرده و پولی جهت تجهیز قشون بداد، و گفتند: هر کس حرکت نکند خانه اش را ویران می کنیم، عباس بن عبدالمطلب و نوفل بن حارث بن عبد المطلب و عقیل بن ابی طالب نیزحرکت کردند، قریش کنیزان خود را نیز در حالی که دف می زدند حرکت دادند.

از آنسو رسول خدا(ص)با سیصد و سیزده نفر بیرون رفت و درنزدیکیهای بدر یک نفر را مامور دیدبانی کرد، تا وی را از قریش خبر دهد.و در حدیث ابی حمزه داردکه رسول خدا(ص)مردی را بنام عدی فرستاد تا برود و از قافله قریش خبری به دست بیاورد، وی برگشت و به عرض رسانید که در فلان موضع قافله را دیدم، جبرئیل در این موقع نازل شد و رسول خدا(ص)را خبر داد که مشرکین قریش تجهیز لشکر کرده و از مکه حرکت کرده اند، رسول خدا(ص)قضیه را با اصحاب خود در میان نهاد.و در اینکه

صفحه : ۲۹

به دنبال قافله و اموال آن به راه بیفتند، و یا با لشکر قریش مصاف دهند مشورت کرد.

ابو بکر برخاست و عرض کرد: یا رسول الله این لشکر، لشکر قریش است،همان قریش متکبر که تا بوده کافر بوده اند، و تا بوده با عزت و قدرت زندگی کرده اند، علاوه، ما از مدینه که بیرون شدیم برای جنگ بیرون نشدیم، و از نظر قوا و اسلحه آمادگی نداریم.و در حدیث ابی حمزه دارد که وی گفت: من این راه را بلدم، عدی(بطوری که می گوید)در فلان جا قافله قریش را دیده، اگر این قافله راه خودرا پیش گیرند ما نیز راه خود راپیش گیریم درست بر سر چاه بدر به یکدیگر می رسیم.حضرت فرمود: بنشین، ابو بکر نشست.

عمر برخاست، او نیز کلام ابو بکر را تکرار کرد وهمان نظریه را داد، به او نیز فرمود بنشین، عمرنشست.

بعد از او، مقداد برخاست و عرض کرد: یا رسول الله این لشکر، لشکرقریش متکبر است، و لیکن ما به تو ایمان آورده و تو را تصدیق نموده ایم، و شهادت داده ایم بر اینکه آنچه که تو آورده ای حق است، به خدا سوگند اگر بفرمایی تا در زبانه های آتش پر دوام چوب درخت غضا برویم و یا در انبوه تیغ هراس درآییم درمی آییم و تو را تنهانمی گذاریم، و ما آنچه را که بنی اسرائیل در جواب موسی گفتند که: تو و پروردگارت بروید مااینجا نشسته ایمدر جوابت بر زبان نمی آوریم، بلکه می گوییم: آنجا که پروردگارت امر کرده بروما نیز همراه تو می آییم، و در رکابت می جنگیم، رسول خدا(ص)در مقابل این گفتارش جزای خیرش داد.

سپس فرمود: مردم شما رای خود را بگویید، و منظورش از مردم انصار(اهل مدینه)بود، چون عده انصار بیشتر بود، علاوه، انصار در بیعت عقبه(ما بین مکه و منا)گفته بودند: ما در باره تو هیچ تعهدی نداریم تا به شهر ما(مدینه)درآیی، وقتی بر ما وارد شدی البته در ذمه ما خواهی بود،و از تو دفاع خواهیم کرد، همچنانکه از زنان و فرزندان خود دفاع می کنیم.

رسول خدا(ص)فکر می کرد منظور ایشان در آن بیعت این بوده باشد که ماتنها در شهرمان از تو دفاع می کنیم، و اما اگر در خارج مدینه دشمنی به تو حمله ور شد ما در آن باره تعهدی نداریم.

چون چنین احتمالی را می داد خواست تا ببیند آیا در مثل چنین روزی هم او را یاری می کنند یا خیر، لذا از میان انصار سعد بن معاذ برخاست وعرض کرد: پدر و مادرم فدایت بادای رسول خدا!گویا منظورت ما انصار است.

فرمود: آری.

صفحه : ۳۰

عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت ای رسول خدا!ما به تو ایمان آوردیم، و تو را تصدیق کردیم، و شهادت دادیم بر اینکه آنچه بیاوری حق و از ناحیه خدا است، بنا بر این به آنچه که می خواهی امر کن(تا با دل و جان امتثال کنیم)و آنچه که می خواهی از اموال بگیر و هر قدر می خواهی برای ما بگذار، به خدا سوگند اگر دستور دهی تا در این دریا فرو شویم امتثال نموده و تنهایت نمی گذاریم، و از خدا امیدواریم که از ما به تو رفتاری نشان دهد که مایه روشنی دیدگانت باشد، پس بی درنگ ما را حرکت بده که برکت خدا همراه ما است.

رسول خدا(ص)از گفتار وی خوشحال گشت و فرمود: حرکت کنیدببرکت خدا، که خدای تعالی مرا وعده داده بر یکی از دو طایفه(عیر و نفیر)غلبه یابم و خداونداز وعده خود تخلف نمی کند، به خدا سوگند گویا همین الساعه قتلگاه ابی جهل بن هشام و عتبه بن ربیعه و شیبه بن ربیعه و فلانی و فلانی را می بینم. (۱) رسول خدا(ص)دستور حرکت داد و بسوی بدر که نام چاهی بود روانه شد، و در حدیث ابی حمزه ثمالی دارد که: بدر اسم مردی از قبیله جهنیه بود که صاحب آن چاه بود و بعدا آن چاه را به اسم وی نامیدند، بهر حال قریش نیز از آنسو به حرکت درآمده و غلامان خود را پیشاپیش فرستادند تا به چاه رسیده و آب را برگیرند،اصحاب رسول خدا(ص)ایشان را گرفته دستگیر نمودند، پرسیدند شما چه کسانی هستید؟گفتند: ما غلامان و بردگان قریشیم، پرسیدند:قافله عیر را کجا دیدید؟گفتند: ما از قافله هیچ اطلاعی نداریم، اصحاب رسول خدا آنها را تحت فشار قرار دادندبلکه بدین وسیله اطلاعاتی کسب نمایند، در این موقع رسول خدا(ص)، مشغول نماز بود، از نماز خود منصرف گشت و فرمود: اگر این(بیچاره ها)واقعا به شما راست می گویند شما همچنان ایشان را خواهید زد، و اگر یک دروغ بگوینددست از آنان برمی دارید(پس کتک زدن فائده ندارد)ناچار اصحاب غلامان را نزدرسول خدا(ص)بردند حضرت پرسید:شما چه کسانی هستید؟عرض کردند: مابردگان قریشیم، فرمود: قریش چند نفرند؟عرض کردند ما از عدد ایشان اطلاعی نداریم، فرموددر شبانه روز چند شتر می کشند؟گفتند نه الی ده عدد، فرمود: عدد ایشان نهصد تا هزار نفراست آنگاه دستور داد غلامان را بازداشت کنند.این خبر به گوش قریش رسید، بسیار وحشت کرده و از حرکت کردن خود پشیمان شدند، عتبه بن ربیعه، ابو البختری پسر هشام را دید

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.