خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان]
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 57
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان]:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] :
و لقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکر لله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید (۱۲)و اذ قال لقمان
بسم الله الرحمن الرحیم لابنه و هو یعظه یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم (۱۳)و وصینا الانسان بوالدیه حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر (۱۴)و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما و صاحبهما فی الدنیا معروفا و اتبع سبیل من اناب الی ثم الی مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعملون (۱۵)یا بنی انها ان تک مثقال حبه من خردل فتکن فی صخره او فی السماوات او فی الارض یات بها الله ان الله لطیف خبیر (۱۶)یا بنی اقم الصلاه و امر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور (۱۷)و لا تصعر خدک للناس و لا تمش فی الارض مرحا ان الله لا یحب کل مختال فخور (۱۸)و اقصد فی مشیک و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر (۱۹)
ترجمه آیات
به تحقیق لقمان را حکمت دادیم، (و چون لازمه حکمت شکر منعم است، به او گفتیم: )خدا راسپاس بدار، و هر کس سپاس بدارد به نفع خود سپاس می دارد، و هر که کفران کند، (دود کفرانش به
صفحه : ۳۲۰
چشم خودش می رود، )چون خدا بی نیاز است، (از شکر نکردن خلق متضرر نمی شود)، و نیز ستوده است، (چه شکرش بگزارند و چه کفرانش کنند)(۱۲).
و آن دم که لقمان به پسر خویش که پندش می داد گفت: ای پسرک من!به خدا شرک میار، که شرک، ستمی است بزرگ(۱۳).
ما انسان را در مورد پدر و مادرش، و مخصوصا مادرش، که با ناتوانی روز افزون حامل وی بوده، و ازشیر بریدنش تا دو سال طول می کشد، سفارش کردیم، و گفتیم: مرا، و پدر و مادرت را سپاس بدار، که سرانجام به سوی من است(۱۴).
و اگر بکوشند تا چیزی را که در مورد آن علم نداری با من شریک کنی اطاعتشان مکن، و در این دنیا به نیکی همدمشان باش، طریق کسی را که سوی من بازگشته است پیروی کن، که در آخر بازگشت شما نیز نزد من است، و از اعمالی که می کرده اید خبرتان می دهیم(۱۵).
ای پسرک من!اگر عمل تو هم وزن دانه خردلی، آنهم پنهان در دل سنگی، یا در آسمان یا در زمین باشد، خدا آن را می آورد، که خدا دقیق و کاردان است(۱۶).
ای پسرک من!نماز به پا دار، و امر به معروف و از منکر نهی کن، و بر مصائب خویش صبرکن، که این از کارهای مطلوب است(۱۷).
ای پسرک من، از در کبر و نخوت از مردم روی بر مگردان و در زمین چون مردم فرحناک راه مرو، خدا خودپسندان گردن فراز را دوست نمی دارد(۱۸).
در راه رفتن خویش معتدل باش، و صوت خود ملایم کن، که نامطبوع ترین آوازها آواز خران است(۱۹).
بیان آیات
در این آیات اشاره شده به اینکه به لقمان حکمت داده شد، و چند حکمت نیز از اودر اندرز به فرزندش نقل شده، و در قرآن کریم جز در این سوره نامی از لقمان نیامده، و اگر دراین سوره آمده، به خاطر تناسبی است که داستان سراسر حکمت او با داستان خریدارلهو الحدیث داشته، چون این دو نفر در دو نقطه مقابل هم قرار دارند، یک فرد انسان آن قدر داناو حکیم است که کلماتش راهنمای همه می شود، و در مقابل، فرد دیگری یافت می شود که راه خدا را مسخره می کند، و برای گمراه کردن مردم این در و آن در می زند، تا لهو الحدیثی جمع آوری نماید.
صفحه : ۳۲۱
مقصود از شکر خدا که عبارت بود از حکمتی که خداوند به لقمان داد(و لقد آتینا لقمان الحکمه ان اشکر لله…””و لقد آتینا لقمن الحکمه ان اشکر لله…فان الله غنی حمید”کلمه”حکمت” – به طوری که از موارد استعمالش فهمیده می شود – به معنای معرفت علمی است در حدی که نافع باشد، پس حکمت حد وسط بین جهل و جربزه است (۱).
در جمله”ان اشکر لله”بعضی (۲) گفته اند: کلمه”قلنا”در تقدیر است، و معنایش این است که: بدو گفتیم ما را شکر بگزار، ولی ظاهرا احتیاجی به این تقدیر نیست، و جمله مذکور تفسیر حکمت دادن به لقمان است و می خواهد بفرماید حکمتی که به لقمان دادیم این بود که: “خدا را شکر بگزار”چون شکر عبارت است از به کار بردن هر نعمتی در جای خودش، به طوری که نعمت ولی نعمت را بهتر وانمود کند، و به کار بردن نعمت به این نحومحتاج است به اینکه اول منعم، و سپس نعمتهایش، بدان جهت که نعمت اوست شناخته شود، سپس کیفیت به کار بردن در محلش، آن طور که لطف و انعام او را بهتر وانمود کندشناخته گردد، پس حکمت دادن به لقمان، لقمان را وادار کرد تا این مراحل را در شکر طی کند، و در حقیقت حکمت دادن به او مستلزم امر به شکر نیز هست.
در جمله”ان اشکر لله”التفاتی از تکلم به غیبت به کار رفته، چون قبلا سیاق، سیاق تکلم با غیر بود، و می فرمود: “آتینا”این جا هم باید فرموده باشد”ان اشکر لنا”و اگر اینطورنفرمود، بدان جهت است که تعبیر به”نا – ما”در جمله”آتینا”از گوینده برای اظهارعظمت از قبال خودش و خدمه اش صحیح است، ولی در مساله شکر صحیح نبود، چون باتوحید در شکر تناسب نداشت.
“و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید”این آیه بی نیازی خدا را خاطرنشان می سازد، و می فرماید فایده شکر تنها به خود شاکرعاید می شود، همچنان که ضرر کفران هم به خود کفران کننده عاید می گردد، نه به خدا، چون خدا غنی مطلق است، و احتیاج به شکر کسی ندارد، و چون حمید و محمود است، چه شکرش بگزارند و چه نگزارند، پس کفران هم به او ضرر نمی رساند.
و اگر در شکر تعبیر به مضارع کرده، که دلالت بر استمرار دارد، و در کفر تعبیر به
…………………………………….. (۱)چون، جربزه عبارت است از افراط از حد لایق در مساله تفکر، و خلاصه نداشتن مرز و حدی برای فکر، و این خود یکی از بلاهای خطرناک است، چون چنین کسی از حق تجاوز می کند، بلکه اموردقیق و غیر مطابق با واقع را استخراج می کند، و چه بسا سرانجام کارش در مسائل عقلی به الحاد و فسادعقیده، و احیانا جنون سوفسطائی بکشد، و در مسائل شرعی به وسواس بیانجامد.(مترجم). (۲)مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۱۶.
صفحه : ۳۲۲
اشاره به علت اینکه شرک به خدا ظلم عظیم است ماضی کرده، که تنها یک بار را می رساند، برای این است که شکر وقتی نافع است که استمرار داشته باشد، ولی کفر با یک بار هم ضررش خواهد رسید.
“و اذ قال لقمن لابنه و هو یعظه یا بنی لا تشرک بالله ان الشرک لظلم عظیم”عظمت هر عملی به عظمت اثر آن است، و عظمت معصیت به عظمت کسی است که نافرمانی اش می شود، چون که مؤاخذه عظیم نیز عظیم است، بنابر این بزرگترین گناهان ونافرمانی ها نافرمانی خدا است، چون عظمت کبریایی همه از او است، و فوق هر عظمت وکبریایی است، چون خدایی است بی شریک، و بزرگترین نافرمانیهای او این است که برایش شریک قائل شوی.
“ان الشرک لظلم عظیم” – در این جمله عظمت شرک را مقید به قیدی با مقایسه باسایر گناهان نکرد، تا بفهماند که عظمت ظلم شرک آن قدر است که با هیچ گناه دیگری قابل قیاس نیست.
“و وصینا الانسان بوالدیه…الی المصیر”این آیه، جمله معترضه ای است که در وسط کلمات لقمان قرار گرفته، و از کلمات اونیست، و اگر در اینجا واقع شده، برای این است که دلالت کند بر وجوب شکر والدین، مانندشکر خدا، بلکه شکر والدین، شکر خدا است، چون منتهی به سفارش و امر خدای تعالی است، پس شکر پدر و مادر عبادت خدا و شکر اوست.
“حملته امه وهنا علی وهن و فصاله فی عامین” – در این جمله پاره ای از مشقات واذیت ها که مادر در حمل فرزند، و تربیت او تحمل می کند، ذکر شده تا شنونده را به شکر پدر ومادر و بخصوص مادر وا بدارد.
کلمه”وهن”به معنای ضعف است، و در آیه شریفه حال و به معنای صاحب وهن است، ممکن هم هست مفعول مطلق باشد، و تقدیر کلام”تهن وهنا علی وهن”بوده باشد.وکلمه”فصال”، به معنای از شیر جدا شدن، و شیر ندادن به بچه است، و معنای اینکه فرمود: “از شیر گرفتنش در دو سال است”، یعنی بعد از تحقق دو سال، آن نیز محقق می شود، و درنتیجه مدت شیر دادن دو سال می شود، و چون با آیه”و حمله و فصاله ثلاثون شهرا – حملش واز شیر گرفتنش سی ماه است” (۱) ضمیمه شود، این نکته به دست می آید که کمترین مدت حاملگی زن شش ماه است، که در بحث روایتی آینده، باز به این نکته اشاره خواهد شد
…………………………………….. (۱)سوره احقاف، آیه ۱۵.
صفحه : ۳۲۳
ان شاء الله.
توضیحی در مورد اینکه فرمود: اگر والدین خواستند برای من چیزی را که بدان علم نداری شریک بگیری اطاعتشان مکن”ان اشکر لی و لوالدیک الی المصیر” – این جمله تفسیر”وصینا…”است، ومعنایش این است که وصیت ما همانا امر به شکر پدر و مادر بود، همچنان که امر به شکر خدانیز کردیم، و جمله”الی المصیر”انذار و تاکید امر به شکر است.
در این جمله نیز التفاتی نظیر التفات در جمله”ان اشکر لله”بکار رفته، که نکته اش نیز همان نکته است.
“و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما…کنتم تعملون”یعنی اگر پدر و مادر به تو اصرار کردند که چیزی را که علم بدان نداری و یا حقیقت آن را نمی شناسی شریک من بگیری، اطاعتشان مکن، و برای من شریکی مگیر، و مراد ازاینکه شریک مفروض حقیقتش نامعلوم است، این است که چنین چیزی اصلا وجود ندارد، ومجهول مطلقی است که علم بدان تعلق نمی گیرد، پس برگشت معنا به این می شود که چیزی راکه چیزی نیست شریک من مگیر، این حاصل ، و چه بسا آیه”ا تنبئون الله بما لا یعلم فی السموات و لا فی الارض” (۲) این معنا را تاکیدمی کند، یعنی به شریکی که در همه این عوالم وجود ندارد.
ولی بعضی (۳) دیگر از مفسرین گفته اند کلمه”تشرک”در اینجا به معنای”تکفر”وکلمه”ما”به معنای”الذی”است، و معنای آیه این است که هر چه پدر و مادر به تو اصرارکردند که به من کفر بورزی، کفری که هیچ دلیل و حجتی بر آن نداشته باشی، اطاعتشان مکن، مؤید این احتمال این است که خدای تعالی در کلام مجیدش مکرر سلطان یعنی برهان بر شرک را نفی کرده، از آن جمله مثلا فرموده: “ما تعبدون من دونه الا اسماء سمیتموها انتم و آباؤکم ما انزل الله بها من سلطان” (۴) و آیات دیگری نظیر آن.
“و صاحبهما فی الدنیا معروفا و اتبع سبیل من اناب الی” – این دو جمله به منزله
…………………………………….. (۱)تفسیر کشاف، ج ۳، ص ۴۹۴. (۲)آیا خدا را به چیزی اطلاع می دهید که خودش در همه آسمانها و زمین از وجود آن بی خبراست؟.سوره یونس، آیه ۱۸. (۳)تفسیر روح المعانی، ج ۲۱، ص ۸۷. (۴)نمی پرستید بجای خدا مگر نامهایی را که خود شما و پدرانتان خدایشان خوانده اید، و گر نه خدا هیچ سلطانی بر آن نازل نکرده.سوره یوسف، آیه ۴۰.
صفحه : ۳۲۴
خلاصه و توضیحی است از مطالب دو آیه قبل، که سفارش والدین را می کرد، و از اطاعت آنان در مورد شرک به خدا نهی می کرد.
می فرماید: بر انسان واجب است که در امور دنیوی نه در احکام شرعی که راه خدااست، با پدر و مادر خود به طور پسندیده و متعارف مصاحبت کند، نه به طور ناشایست، ورعایت حال آن دو را نموده، با رفق و نرمی رفتار نماید، و جفا و خشونت در حقشان روا ندارد، مشقاتی که از ناحیه آنان می بیند تحمل نماید، چون دنیا بیش از چند روزی گذرا نیست، ومحرومیتهایی که از ناحیه آن دو می بیند قابل تحمل است، بخلاف دین، که نباید به خاطر پدرو مادر از آن چشم پوشید، چون راه سعادت ابدی است، پس اگر پدر و مادر از آنهایی باشند که به خدا رجوع دارند، باید راه آن دو را پیروی کند، و گر نه راه غیر آن دو را، که با خدا انابه دارند.
از این بیان روشن می شود که در جمله”و اتبع سبیل من اناب الی”اختصاری لطیف بکار رفته، چون در عین کوتاهیش می فهماند اگر پدر و مادر با خدا بودند، باید راهشان راپیروی کنی، و گر نه اطاعتشان بر تو واجب نیست، و باید راه غیر آن دو را، یعنی راه کسانی را که با خدا هستند پیروی نمایی.
“ثم الی مرجعکم فانبئکم بما کنتم تعملون” – یعنی این مطلبی که گفته شدتکلیف و وظیفه دنیایی شما است، و سپس چیزی نمی گذرد که به سوی من بر می گردید، آن وقت شما را به حقیقت آنچه می کردید آگاه می کنم، و بر حسب کرده هایتان چه خیر و چه شرحکم خواهم کرد.
از آنچه گذشت این معنا روشن شد که جمله”فی الدنیا”سه نکته را در بر دارد، اول اینکه مصاحبت به نیکی و معروف را منحصر می کند در امور مادی و دنیایی، نه امور دینی ومعنوی، دوم اینکه تکلیف را سبک می کند، و می فهماند تکلیف مذکور هر چه هم دشوار باشد، در چند روزی انگشت شمار، و مدتی اندک به دوش شما است، پس تحمل بار خدمت به آنان شما را خیلی به ستوه نیاورد، سوم اینکه می فهماند این کلمه در مقابل جمله”ثم الی مرجعکم”قرار دارد، و در نتیجه سفارش می شود به اینکه آخرت را در نظر داشته باشند.
که ضمیر (۱) در”انها”به خصلت – که یا خیر است یا شر – ، بر می گردد، چون
…………………………………….. (۱)مجمع البیان، ج ۸، ص ۳۱۹.
صفحه : ۳۲۵
معنای اینکه لقمان بعد از امر فرزند به صبر بر مصائب، صبر را از”عزم الامور”خوانداز سیاق چنین بر می آید، و در عین حال همین ضمیر اسم”کان”، و جمله”مثقال حبه”خبر آن است.و مراد از بودن آن در صخره، پنهان بودن و جایگیر بودنش در شکم صخره محکم است، یا در جوف آسمانها یا در دل زمین، و مراد از آوردن آن، حاضر کردنش برای حساب وجزاست.
فصل سابق از کلام لقمان که نقل شد راجع به توحید و نفی شریک بود، و مضمون آیه مورد بحث فصل دیگری از کلام اوست، که مربوط به معاد و حساب اعمال است، ومعنایش این است که ای پسرم!اگر آن خصلتی که انجام داده ای، چه خیر و چه شر، ازخردی و کوچکی همسنگ یک دانه خردل باشد، و همان عمل خرد و کوچک در شکم صخره ای، و یا در هر مکانی از آسمانها و زمین باشد، خدا آن را برای حساب حاضر خواهدکرد، تا بر طبقش جزاء دهد، چون خدا لطیف است، و چیزی در اوج آسمانها و جوف زمین واعماق دریا از علم او پنهان نیست و علم او به تمامی پنهان ها احاطه دارد، خبیری است که ازکنه موجودات با خبر است.
“یا بنی اقم الصلوه و امر بالمعروف و انه عن المنکر و اصبر علی ما اصابک ان ذلک من عزم الامور”این آیه و آیه بعدش جزو گفتار لقمان و مربوط به پاره ای از دستورات راجع به عمل و اخلاق پسندیده است.
از جمله اعمال، نماز است، که عمود دین است، و دنبال آن امر به معروف و نهی ازمنکر است، و از جمله اخلاق پسندیده صبر در برابر مصائبی است که به آدمی می رسد.
و کلمه”ذلک”در جمله”ان ذلک من عزم الامور”اشاره است به صبر، و اگر اشاره را به لفظ”ذلک”آورده، که برای دور است، نه” هذا”که برای نزدیک است، برای این است که به اهمیت آن اشاره کرده باشد، و بلندی مرتبه صبر را رسانده باشد.
و اینکه بعضی (۱) از مفسرین گفته اند اشاره است به همه مطالب قبلی، که عبارت است از نماز، امر به معروف، و نهی از منکر، و صبر، صحیح نیست، چون تنها در این آیه نیست که صبر به عنوان عزم الامور ستوده شده، بلکه این مطلب مکرر در کلام خدای تعالی آمده، از آن جمله فرموده: “و لمن صبر و غفر ان ذلک لمن عزم الامور” (۲) و نیز فرموده: “ان
…………………………………….. (۱)روح المعانی، ج ۲۱، ص ۸۹. (۲)و هر آینه آن کس که صبر کند و ببخشاید این عمل از عزم الامور است.سوره شوری، آیه ۴۳.
صفحه : ۳۲۶
توضیح سفارشات دیگر لقمان به فرزند: “و لا تصعر خدک للناس…”تصبروا و تتقوا فان ذلک من عزم الامور” (۱).
کلمه”عزم”به طوری که راغب گفته عبارت است از تصمیم قلبی بر گذراندن وفیصله دادن به کاری، و اگر صبر را که همان حبس نفس از انجام امری است، از عزم دانسته، از این جهت است که عقد قلبی مادام که سست نشده، و این گره دل باز نگشته، انسان بر آن امری که بر انجامش تصمیم گرفته، و در دل گره زده است، پا بر جا و بر تصمیم خود باقی است، پس کسی که بر امری صبر می کند، حتما در عقد قلبی اش و محافظت بر آن جدیت دارد، و نمی خواهد که از آن صرفنظر کند، و این خود از قدرت و شهامت نفس است (۲).
و اینکه بعضی (۳) گفته اند: “معنایش این است که این از عزیمت خدا، و ایجاب او درامور است، صحیح نیست، و از لفظ آیه دور است.و همچنین گفتار بعضی (۴) دیگر که گفته اندکه عزم در لغت”هذیل”عبارت است از جزم.
“و لا تصعر خدک للناس و لا تمش فی الارض مرحا ان الله لا یحب کل مختال فخور”راغب گفته کلمه”صعر”به معنای کج بودن گردن، و کلمه”تصعیر”به معنای گرداندن گردن از نظرها از روی تکبر است، همچنان که خدای تعالی فرمود: “و لا ، و نیز گفته: کلمه”مرح”به معنای شدت خوشحالی، و زیاده روی در آن است (۶).
و بنا به گفته وی معنا چنین می شود که: روی خود از در تکبر از مردم برمگردان، و نیز در زمین چون آنان که بسیار خوشحالند راه مرو، که خدا دوست نمی داردکسانی را که دستخوش خیلاء و کبرند، و اگر کبر را خیلاء خوانده اند، بدین جهت است که آدم متکبر خود را بزرگ خیال می کند، و چون فضیلت برای خود خیال می کند، زیاد فخرمی فروشد.بعضی دیگر در معنای آیه گفته اند: معنای”لا تصعر خدک للناس”این است که در وقت حاجت، گردن خود را از در تذلل و احساس خواری برای مردم کج مکن، و در مقابل
…………………………………….. (۱)اگر صبر کنید و تقوی به خرج دهید، این خود از عزم الامور است.سوره آل عمران، آیه ۱۸۶. (۲)مفردات راغب، ماده”عزم”. (۳)تفسیر کشاف، ص ۴۹۷.و روح المعانی، ج ۲۱، ص ۹۰. (۴)روح المعانی، ج ۲۱، ص ۹۰. (۵)مفردات راغب، ماده”صعر”. (۶)مفردات راغب، ماده”مرح”.
صفحه : ۳۲۷
هنگام بی نیازی هم غرور و خیلاء تو را نگیرد (۱) لیکن این معنا با ذیل آیه نمی سازد، چون درذیل آیه می فرماید خدا متکبران را دوست نمی دارد.
“و اقصد فی مشیک و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر”کلمه”قصد”در هر چیز به معنای حد اعتدال در آن است (۲) ، و کلمه”غض”به طوری که راغب گفته به معنای نقصان در نگاه کردن و صدا کردن است، و بنا به گفته وی غض صوت به معنای آهسته و کوتاه صدا کردن است، و معنای آیه این است که در راه رفتنت میانه روی را پیش گیر، و در صدایت کوتاه و ناقص آن را پیشه ساز، که ناخوش ترین صوت هاصوت خران است، که در نهایت بلندی است (۳).
…………………………………….. (۱)روح المعانی، ج ۲۱، ص ۹۰. (۲)مفردات راغب، ماده”قصد”. (۳)مفردات راغب، ماده”غض”.
بحث روایتی روایاتی در باره حقوق والدین و حد اطاعت از ایشان
در کافی به سند خود از عبد الله بن سنان روایت کرده که گفت از امام صادق(ع)شنیدم می فرمود: یکی از گناهان کبیره عقوق والدین، و یکی دیگر نومیدی ازرحمت خدا، و یکی ایمنی از مکر اوست، و روایت شده که از هر گناهی بزرگتر شرک به خدااست (۴).
و در کتاب فقیه در حقوقی که از امام زین العابدین(ع)روایت کرده فرموده: بزرگترین حق خدا بر تو این است که او را بپرستی، و چیزی شریکش نسازی که اگر اینکار رابه اخلاص کردی خداوند حقی برای تو بر خود واجب می کند، و آن این است که امور دنیا وآخرتت را کفایت می کند.
و نیز فرمود: و اما حق مادرت این است که بدانی او تو را طوری حمل کرد که احدی، احدی را آن طور حمل نمی کند، آری او تو را در داخل شکم خود حمل کرد، و از میوه قلبش چیزی به تو داد، که احدی به احدی نمی دهد، و او با تمامی اعضای بدنش تو را محافظت نمود، و باک نداشت از اینکه گرسنه و تشنه بماند، بلکه پروایش همه از گرسنگی و تشنگی توبود، او باک نداشت از اینکه برهنه بماند، همه پروایش از برهنگی تو بود، او هیچ پروایی
…………………………………….. (۴)اصول کافی، ج ۲، ص ۲۷۸، ح ۴.
صفحه : ۳۲۸
نداشت از گرما، ولی سعیش این بود که بر سر تو سایه بیفکند، او به خاطر تو از خواب خوش صرفنظر کرد، و تو را از گرما و سرما حفظ نمود، همه این تلاشها برای این است که تو مال اوباشی، و تو نمی توانی از عهده شکر او برآیی، مگر با یاری و توفیق خدا.
و اما حق پدرت این است که بدانی او ریشه تو است، چون اگر او نبود تو نبودی، پس هروقت از خودت چیزی دیدی که خوشت آمد، بدان که اصل آن نعمت پدر تو است، پس حمدخدا گوی، و شکر پدر بجای آر، آن قدر که با این نعمت برابری کند، و هیچ نیرویی نیست جزبه وسیله خدا (۱).
و در کافی به سند خود از هشام بن سالم، از امام صادق(ع)روایت کرده که فرمود: مردی نزد رسول اکرم(ص)رفت و گفت: یا رسول الله به چه کس نیکی کنم؟فرمود به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه کس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه کس؟فرمود: به مادرت، عرضه داشت: سپس به چه کس؟فرمودبه پدرت (۲).
و در مناقب آمده که روزی حسین بن علی(ع)به عبد الرحمان بن عمرو بن عاص گذشت، پس عبد الرحمان گفت: هر که می خواهد به مردی نظر کند که محبوبترین اهل زمین است نزد اهل آسمان، به این شخص نظر کند، که دارد می گذرد، هر چند که من بعد ازجنگ صفین تاکنون با او همکلام نشده ام.
پس ابو سعید خدری او را نزد آن جناب آورد، حسین(ع)به او فرمود: آیامی دانستی که من محبوبترین اهل زمین نزد اهل آسمانم، و با این حال در صفین شمشیر به روی من و پدرم کشیدی؟به خدا سوگند پدر من بهتر از من بود، پس عبد الرحمان عذر خواهی کرد و گفت: آخر چه کنم رسول خدا(ص)به خود من سفارش فرمودکه پدرت را اطاعت کن، حضرت فرمود: مگر کلام خدای را نشنیدی که فرمود: “و ان جاهداک علی ان تشرک بی ما لیس لک به علم فلا تطعهما”و نیز مگر از رسول خدا(ص)نشنیده ای که فرمود: اطاعت(پدر و مادر و یا هر کس که اطاعتش واجب است)باید که معروف باشد، و اطاعتی که نافرمانی خدا است معروف و پسندیده نیست، و نیزمگر نشنیده ای که هیچ مخلوقی در نافرمانی خدا نباید اطاعت شود (۳).
………………………..
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
![powerpoint mikibook خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان لقمان و سخنان حکمت آمیز آن جناب [همراه تفسیر آیات ۱۲ – ۱۹ سوره لقمان] - تصویر 1](https://mikibook.ir/wp-content/uploads/2025/11/powerpoint-mikibook.webp)