خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان قوم عاد
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان قوم عاد قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان مسجد ضرار
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان مسجد ضرار قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
41دقیقه
52ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل داستان حضرت نوح(ع) :

نام نوح(ع)درچهل و چند جای قرآن کریم آمده و در آنها به قسمتی از داستان آن جناب اشاره شده، در بعضی مواردبطور اجمال و در برخی بطور تفصیل، لیکن درهیچ یک از آن موارد مانند داستان نویسان که نام، نسب، دودمان،محل تولد، مسکن، شؤون زندگی، شغل، مدت عمر، تاریخ وفات، مدفن و سایر خصوصیات مربوط به زندگی شخصی صاحب داستان را متعرض می شوند به جزئیات آن جناب پرداخته نشده علتش هم این است که قرآن کریم کتاب تاریخ نیست تا درآن به شرح زندگی فرد فرد مردم و اینکه چه کسی از نیکان و چه کسی از بدان بوده بپردازد.

بلکه قرآن کریم کتاب هدایت است و از امور گذشتگان آنچه مایه سعادت مردم است متعرض می شود، و برای مردم شرح می دهد که حق صریح کدام است تا مردم همان را برنامه زندگی خود کرده و در حیات دنیوی و اخروی رستگار گردند، و بسا می شود که به گوشه ای ازقصص انبیاءو امت های آنان اشاره می کند تا مردم بفهمند سنت و روش خدای تعالی در سایرامتها چه بوده، تا اگر کسی هست که مشمول عنایت و موفق به کرامت است عبرت بگیرد، و کسی هم که چنین نیست آن سرگذشتها را بشنود تا حجت بر او تمام شود.

و داستان نوح(ع)در شش سوره از سوره های قرآنی بطورتفصیل آمده، و آن سوره ها عبارتند از: ۱ – اعراف ۲ – هود ۳ – مؤمنون ۴ – شعراء ۵ – قمر ۶ – نوح، و ازهمه این مواردمفصل تر سوره هود متعرض آن شده، زیرا سرگذشت آن جناب در بیست و پنج آیه یعنی از آیه ۲۵ تا ۴۹ طول کشیده است.

۲ – داستان نوح(ع)در قرآن

انحراف تدریجی بشر از فطرت انسانی و پیدایش اختلاف طبقاتی بعد از حضرت آدم(ع)و بعثت و رسالت حضرت نوح(ع)

بعثت و رسالت نوح(ع)بشر بعد از حضرت آدم(ع)به صورت یک امت ساده و بسیط زندگی می کرد و فطرت انسانیت خود را راهنمای زندگی خود داشت، تاآنکه رفته رفته روح استکبار در او پیدا شد و گسترده گشت، و در آخر، کارش به استعبادیکدیگر انجامید، بعضی بعض دیگررا تحت فرمان خود گرفتند و زیر دستان، مافوق خود را رب خود پنداشتند و همین پندار، بذری بود که کاشته شد، بذری که هر زمان و در هر جا که کاشته شود و سپس جوانه بزند و سبز شود و رشد کند، چیزی به جز دین و ثنیت و اختلاف شدید طبقاتی یعنی استخدام ضعفا بوسیله اقویا و برده گرفتن و دوشیدن افراد ذلیل بوسیله قدرتمندان را به بارنمی آورد،آری همه اختلافها و کشمکشها و خونریزیهای بشر از آنجا آغاز گردید.

در زمان نوح(ع)فساددر زمین شایع گشت و مردم از دین توحید و از سنت

صفحه : ۳۷۲

عدالت اجتماعی رویگردان شده و به پرستش بت ها روی آوردند، و خدای سبحان نام چند بت آن روز را که عبارت بودند ازود، سواع،یغوث، یعوقونسردر سوره نوح ذکرکرده.

فاصله طبقاتی روز به روز بیشتر شد، و آنهایی که از نظر مال واولاد قوی تر بودند حقوق ضعفاء را پایمال کردند و جباران، زیر دستان را به ضعف بیشتر کشانیده و طبق دلخواه خودبرآنان حکومت کردند. (۱) در این زمان بود که خدای تعالی نوح(ع)را مبعوث کرده و او را با کتاب وشریعتی به سوی آنان گسیل داشت تا از راه بشارت و انذار، به دین توحید و ترک خدایان دروغین دعوتشان نموده مساوات را در بینشان برقرار سازد.(۲)

دین و شریعت نوح(ع)

بطوری که از تمامی آیات مربوط به داستان نوح(ع)برمی آید آن جناب همواره قوم خود را به توحید خدای سبحان و ترک شرک دعوت می کرد، و بطوری که از دوسوره نوح و یونس، و سوره آل عمران آیه ۱۹ بر می آید آنان را به اسلام می خواند، و بطوری که از سوره هود آیه ۲۸ استفاده می شود از آنان می خواسته تا امر به معروف و نهی از منکر کنند، و نیز همانطور که از آیه ۱۰۳ سوره نساء و آیه ۸ سوره شورا بر می آید نمازخواندن را نیز از آنان می خواسته و بطوری که از آیه ۱۵۱ و ۱۵۲ سوره انعام بر می آید رعایت مساوات و عدالت را نیز از آنان می خواسته، و دعوتشان می کرده به اینکه به فواحش و منکرات نزدیک نشوند، راستگو باشندو به عهد خود وفا کنند، و بطوری که از آیه ۴۱ سوره هود بر می آیدآن جناب اولین کسی بوده که مردم را دعوت می کرده به اینکه کارهای مهم خود را با نام خدای تعالی آغاز کنند.

تحمل زحمات طاقت فرسای نوح(ع)در کار دعوت

: از آیات سوره های نوح و قمر و مؤمنون بر می آید که آن جناب قوم خود را دائما دعوت می کرده به اینکه به خدای تعالی و آیات او ایمان بیاورند و در این دعوت منتهای جد و جهد را به خرج می داده و شب و روزو آشکارا و پنهان وادارشان می کرده به اینکه حق را بپذیرند، ولی قومش جزبه عناد و تکبر خودنمی افزودند، هر قدر او دعوت خود را بیشتر می کرده آنان سرکشی و کفرشان را بیشتر می کردند و به جز اهل و اولادش وعده اندکی که از غیر آنان ایمان نیاوردند، بطوری که دیگر از ایمان آوردن

…………………………………….. (۱)با استفاده از سوره های اعراف، هود و نوح. (۲)سوره بقره، آیه ۲۱.

صفحه : ۳۷۳

سایرین به کلی مایوس گردید در آن هنگام به درگاه پروردگار خود شکایت برده و از او طلب نصرت کرد.

مدت زیستن نوح(ع)در میان قومش

: از آیات سوره عنکبوت بر می آید که آن جناب نهصد و پنجاه سال مشغول دعوت قوم خود بوده، ولی قوم، او را جز به استهزاء و مسخره کردن و نسبت جنون به او دادن عکس العملی از خود نشان ندادند، آنها وی را متهم می کردند به اینکه منظورش این است که به آقایی و سروری برما دست یابد، تا آنکه در آخر از پروردگارخود یاری طلبید.و از آیات سوره هود استفاده می شود که بعد از این استنصار، خدای تعالی به وی وحی کرد که از قومش به جز آن چند نفری که ایمان آورده اند احدی ایمان نمی آورد، و آن جناب را درباره قومش تسلیت گفت و دلگرمی داد، و بطوری که از آیات سوره نوح استفاده می شود نوح(ع)قوم خود را به هلاکت ونابودی نفرین کرد، و از خدای تعالی خواست تا زمین را از لوث وجود همه آنان پاک کرده و احدی از آنان را زنده نگذارد،و بطوری که ازآیات سوره هود بر می آید خدای تعالی به آن جناب وحی کرد که زیر نظر ما و طبق وحی ماکشتی را بساز.

کشتی سازی نوح(ع)

از آیات سوره هود بر می آید که خدای تعالی به آن جناب دستور داد تا کشتی را با تاییدو تسدید او بسازد، و آن جناب شروع به ساختن آن کرد، که مردم دسته دسته از محل کار آن جناب گذشته و او را مسخره می کردند، چون کشتی آب می خواهد، و کشتی سازی باید در لب دریا باشد،و آن جناب این کار را در بیابانی بدون آب انجام می داد، و همین باعث می شد که مردم او را مسخره کنند، وآن جناب در پاسخشان می فرمود اگر امروز شما ما را مسخره می کنیدبه زودی خواهید دید که ما شما را مسخره می کنیم و به زودی خواهید فهمید که کسی که دچارعذاب گردد خوار و ذلیل و بیچاره می شود، و عذابی که می آید عذابی است مقیم و غیرقابل زوال و نیز از دو سوره هود و مؤمنون بر می آید که خدای عز و جل برای نزول آن عذاب، علامتی قرار داده بود و آن این بوده که آب از تنوری بالا می زند.

نزول عذاب و آمدن طوفان

: نوح(ع)همچنانکه از سوره هود و مؤمنون استفاده می شود مشغول ساختن کشتی بود تا اینکه آن را به اتمام رسانید و امر خدای تعالی مبنی بر نزول عذاب صادرشد، و آن تنور شروع به جوشیدن کرد، در این هنگام خداوند متعال به آن جناب

صفحه : ۳۷۴

وحی فرستاد که از هر حیوان یک جفت نر و ماده سوارکشتی کند و نیز اهل خود را به جزافرادی که مقدر شده بود هلاک شوند یعنی همسرش که خیانت کار بود و فرزندش که از سوارشدن امتناع ورزیده بود و نیز همه آنهایی که ایمان آورده بودند سوار کند.و از سوره قمر بر می آیدهمینکه آنها را سوار کرد خدای تعالی درهای آسمان را به آبی ریزان باز کرد، و زمین را به صورت چشمه هایی جوشان بشکافت، آب بالا و پایین برای تحقق دادن امری که مقدر شده بوددست به دست هم دادند.و نیز از سوره هود استفاده می شود که رفته رفته آب زمین را فرا گرفت و بالا آمد و کشتی را از زمین کند، کشتی در موجی چون کوههای بلند سیر می کرد، و طوفان همه مردم روی زمین را فرا گرفت و همه را در حالی که ستمگر بودند هلاک کرد، و خدای تعالی به آن جناب دستورداده بود همینکه در کشتی مستقر شدند خدا را در برابر این نعمت که از شر قوم ستمکار نجاتشان داد حمد بگویند و در پیاده شدن از او برکت بخواهند، و نوح(ع)گفت: الحمد لله الذی نجانا من القوم الظالمینو نیز گفت:رب انزلنی منزلا مبارکاو انت خیر المنزلین (۲).

پایان یافتن داستان و پیاده شدن نوح و همراهانش به زمین

: بعد از آنکه طوفان به دلیل آیه ۷۷ سوره صافات عالم گیرشده و مردم روی زمین همه غرق شدند، خدای تعالی به زمین فرمان داد تا آب خود را ببلعد، و به آسمان نیز فرمان داد تا از باریدن بایستد، آب از ظاهر زمین کاسته شد، و کشتی بر بالای کوه جودی قرار گرفت و فرمانو قیل بعدا للقوم الظالمین – دوری باد برعلیه ستمکارانصادر شد، آنگاه خدای تعالی به نوح وحی کرد که: ای نوح!از کشتی پایین آی و با سلامی از ناحیه ما و برکاتی بر تو و امت هایی که با تواند پیاده شو، که بعد از این طوفان، دیگر هیچگاه دچارطوفانی عالم گیر نخواهند شد چیزی که هست بعضی از این نجات یافتگان امت هایی هستند که خدا در دنیا ازمتاع های زندگی دنیا برخوردارشان می کند، و سپس عذابی دردناک آنان را فرا می گیرد، پس نوح و همراهان او از کشتی خارج شده و در زمین قرارگرفتند و خدا را به توحید و اسلام پرستیدند، و زمین را به ارث دست به دست به ذریه های خودسپردند، و خدای سبحان تنها ذریه نوح را باقی گذاشت.(۳)

داستان پسر غرق شده نوح

: نوح(ع)هنگامی که سوار کشتی می شد دید

…………………………………….. (۱ و ۲)سپاس خدای را که ما را از قوم ستمکارنجات داد، پروردگارا مرا در جایگاه با برکتی فرود آرکه تو بهترین فرود آورندگانی.سوره مؤمنون، آیه ۲۸ و ۲۹ (۳)با استفاده از سوره هود و صافات.

صفحه : ۳۷۵

که یکی از پسرانش سوار نشده، و علتش این بوده که به وعده پدرش مبنی بر اینکه هر کس ازسوار شدن تخلف کند غرق خواهد شد ایمان نداشته، وقتی چشم نوح به او افتاد که در کناری ایستاده، صدا زد که ای پسرم بیا با ما سوار شو و با کافران مباش.پسر دعوت پدر را اینطور ردکرد که من به زودی به یکی از کوهها پناه می برم تا مرا از خطر آب حفظ کند. نوح(ع)گفت: امروز هیچ چیزی نمی تواند احدی را از عذاب الهی حفظ کند مگر کسی را که خدا به او رحم کرده باشد، که منظورش همان کسانی است که سوار کشتی بودند – پسرنوح به این پاسخ پدر توجهی نکرد، و چیزی نگذشت که موج، بین پدر و پسر حائل شده و پسرجزء غرق شدگان گردید.

نوح(ع)هیچ احتمال نمی داد که پسر در باطن دلش کفر پنهان کرده باشد وتاکنون اگر اظهار اسلام می کرده از باب نفاق بوده باشد، بر خلاف همسرش که نوح از کفراوخبر داشته، و بطور قطع اگر پسرش را نیز مانند همسرش کافر می دانسته هرگز تقاضای نجات اورا نمی کرده، برای اینکه این خود نوح(ع)بود که از خدای عز و جل درخواست کرد تادیاری از کفار را زنده نگذارد، و بنا بر حکایت قرآن کریم گفته بود: رب لا تذر علی الارض من الکافرین دیارا انک ان تذرهم یضلوا عبادک و لا یلدواالا فاجرا کفارا(۱) و نیز خود او بوده که به حکایت قرآن در دعایش گفته بود: فافتح بینی و بینهم و نجنی و من معی من المؤمنین(۲) و چگونه ممکن است خود او با آگاهی از کفر باطنی پسرش مع ذلک نجات اورا از خدا بخواهد؟با اینکه قبلا فرمان خدای تعالی را شنیده بود که فرمود:و لا تخاطبنی فی الذین ظلموا انهم مغرقون (۳).

نوح(ع)با حائل شدن موج بین او و فرزندش و در حالی که بی خبر از کفر باطنی پسرش بود دچار اندوهی شدید شد، و پروردگار خود را چنین نداء کرد که: رب ان ابنی من اهلی و ان وعدک الحقپروردگارا این پسر من از اهل من است و وعده تو، به اینکه اهل مرانجات دهی حق است و تو احکم الحاکمینی یعنی حکمت از حکم هر حاکم دیگری متقن تر

…………………………………….. (۱)پروردگارا این قوم کافر را هلاک کن و دیاری از ایشان را بر روی زمین باقی مگذار، که اگرایشان را باقی بگذاری بندگان پاک و با ایمانت را گمراه می کنند و فرزندی هم جزبدکار و کافر از آنان به ظهور نمی رسد.سوره نوح، آیه ۲۶ و ۲۷. (۲)بارالها!بین من و قوم، حکم فرما و به ما گشایشی عطا کن و من و مؤمنانی که با من همراهند ازشر قوم نجات ده. سوره شعراء، آیه ۱۱۸ (۳)سوره هود، آیه ۳۷.

صفحه : ۳۷۶

است، و تو در قضایی که می رانی جور و ستم نمی کنی و حکمت ناشی از جهل به مصالح واقعی نیست، بنا بر این لطف کن و به من خبر ده که واقعیت فرزند من چیست و با اینکه او اهل من است چرا مستوجب عقاب شده است؟در اینجا عنایت الهی شامل حال نوح شد، و نگذاشت بطورصریح درخواست نجات فرزند خود را کند، – و یا به عبارت دیگر درخواستی کند که به واقعیت آن علمی ندارد – خدای تعالی در پاسخش به وی وحی فرستاد که ای نوح پسر تو اهل تونیست، او عمل غیر صالحی است، پس زنهار که مبادا بامن در باره نجات او روبرو شوی ودرخواست نجات او را بکنی، که اگر چنین درخواستی کنی درخواستی کرده ای که به واقعیت آن آگاهی نداری و من تو را پند می دهم که مبادا از جاهلان باشی.

بعد از این وحی، نوح(ع)از واقع امر آگاه شد و به پروردگارش ملتجی گشت که: پروردگارا من پناه می برم به تو از اینکه از تو چیزی بخواهم که علمی به واقعیت آن ندارم،و از تو درخواست می کنم که عنایت شامل حالم بشود و با مغفرتت مرا بپوشانی، و بارحمتت بر من عطوفت کنی، که اگر غیر این کنی از زیانکاران خواهم شد.

۳ – خصائص نوح(ع)اولین پیامبر اولواالعزم، پدر دوم نسل حاضر بشر و…

حضرت نوح(ع)اولین پیغمبر اولوا العزم و از بزرگان انبیاء(ع)است،که خدای عز و جل او و سایر انبیاء اولوا العزم را بر تمامی بشر مبعوث کرده و با کتاب وشریعت فرستاده است، بنا بر این، کتاب او اولین کتاب آسمانی است که مشتمل بر شرایع الهی است، و شریعت او نیز اولین شریعت خدایی می باشد.

و آن جناب پدر دوم نسل حاضر بشر است، چون تمامی افرادبشر امروز از طرف پدر و مادربه آن جناب منتهی می شوند و همه ذریه آن حضرتند، که قرآن کریم در باره اش فرمود: و جعلناذریته هم الباقین(۱) و آن جناب پدر بزرگ همه انبیاء است، غیر آدم و ادریس(ع)، و خدای تعالی در این باب فرموده: و ترکنا علیه فی الاخرین (۲).

و آن جناب اولین پیغمبری بوده که باب تشریع احکام و کتاب و شریعت را گشوده و فتح نمود، و علاوه بر طریق وحی، با منطق عقل و طریق احتجاج با مردم صحبت کرد،بنا بر این آن جناب ریشه و منشا دین توحید در عالم است، و بر تمامی افراد موحد عالم که تاکنون آمده و تا

…………………………………….. (۱)ونژاد و اولاد او را در روی زمین باقی گذاشتیم.سوره صافات، آیه ۷۷ (۲)و در میان آیندگان برای او نام نیکویی قرار دادیم.سوره صافات، آیه ۷۸

صفحه : ۳۷۷

قیامت خواهند آمد منت داشته و همه مرهون اویند،و به همین جهت است که خدای عز و جل اورا به سلامی عام اختصاص داده و هیچ کس دیگر را در آن سلام شریک وی نساخت و فرمود: سلام علی نوح فی العالمین (۱).

و باز به همین جهت است که خدای عز و جل او را از همه عالمیان برگزیدو ازنیکوکارانش شمرد (۲) ، و او را عبدی شکور خواند (۳) ، و او را از بندگان مؤمن خود دانست (۴) ، و او راعبدی صالح خواند (۵).

و آخرین دعایی که خدای تعالی از آن جناب نقل فرموده این است که به درگاه پروردگارش عرضه داشت: رب اغفر لی و لوالدی و لمن دخل بیتی مؤمنا وللمؤمنین و المؤمنات و لا تزد الظالمین الا تبارا (۶).

…………………………………….. (۱)سلام بر نوح در همه ادوار عالم بشریت تا روز قیامت.سوره صافات، آیه ۷۹ (۲)سوره انعام، آیه ۸۴ و سوره صافات، آیه ۸۰. (۳)سوره اسری آیه ۳. (۴)سوره صافات، آیه ۸۱. (۵)سوره تحریم، آیه ۱۰. (۶)بارالها مرا و پدر و مادرم را و عموم کسانی که با داشتن ایمان به خانه من در می آیند و عموم مؤمنین و مؤمنات را بیامرز،و در باره ستمگران به جز تبار و هلاکت میفزا.سوره نوح، آیه ۲۸

۴ –

داستان نوح(ع)در تورات فعلی

در تورات دراصحاح ششم از سفر تکویندر باره آن جناب چنین آمده که وقتی مردم در روی زمین زاد و ولد را شروع کردند و دخترانی برایشان پیدا شد، پسران خدا – که منظورپیغمبران هستند – دیدند دختران مردم زیبایند لا جرم از آن دختران هر چه را اختیار می کردندهمسرخود می ساختند.رب – یعنی خدای تعالی – گفت روح من در انسان دائما داوری نخواهدکرد زیرا که او نیز بشر است -آزاد است و اراده دارد – و روزگار او به صد و بیست سال رسیده بود، و در زمین طاغوتها در آن ایام بودند – همچنانکه بعداز آن نیز بوده اند – چون فرزندان خدا(انبیاء)داخل بر دختران مردم شدند و دختران برای آنان اولادآوردند، و جبارانی پدید آمد که از همان روزگاران نخستین اسم داشتند.

و چون رب دید شر انسان در زمین زیاد شد و تمامی خاطرات فکری قلب بشر همه روزه

صفحه : ۳۷۸

شر شد، رب غصه دار شد که دید عمل انسان در زمین اینطورشده، و در قلب خود تاسف خورد، به ناچار فرمان داد که جنس این بشر را که من آفریده ام از روی زمین محوکنید، هم انسان را وهم همه چهارپایان و جنبندگان و مرغان هوا را، برای اینکه من ازاعمالی که آنها کردند محزون شدم، و اما نوح، نعمت را در چشم رب بدید.

اینها همه فرزندان نوحند، و نوح مردی نیکوکار و در میان اقران و نزدیکان خود مردی کامل بود و با خدا سیر می کرد، و برای او سه فرزند متولد شد به نامهایسام، حام، ویافث، و زمین در پیش روی خدا فاسد شده و پر از ظلم گردید، و خدا زمین را دید که فاسدشده، زیرا هر فردی از افراد بشر طریقه اش در زمین فاسد شد.

آنگاه خدا به نوح فرمود که عمر کل بشریت بسر آمده و دارم می بینم که به زودی نابودمی شوند، برای اینکه زمین از رفتار آنان پر از ظلم شده، و من نابود کننده آنان ونابود کننده زمینم، تو برای خودت از چوبجفرسفینه ای بساز و در آن کشتی خانه هایی جدا جدا بساز، و از داخل وخارج، آن را قیرمالی کن، و آن را بدین منوال می سازی که طولش سیصد ذراع، عرضش پنجاه ذراع و بلندیش سی ذراع باشد، و برای آن پنجره ای به بلندی یک ذراع قرارمی دهی، و درب ورودی آن را که می سازی در دو سمت آن مسکن هایی روی هم، یعنی به صورت سه طبقه بالا و پایین و متوسط درست می کنی، که اینک من دارم طوفان آب بر روی زمین رامی آورم، تا تمامی اهل زمین و هر جسد دارای روح و حیات را که در زیر آسمان است هلاک کنم، همه جانداران روی زمین می میرند، ولی من عهدم را با تو استوار می دارم، تو و فرزندان و همسرت و همسر فرزندانت داخل کشتی می شوید، و از هر جاندار صاحب جسد یک جفت داخل کشتی می کنی تا نسل آنها از بین نرود، و باید این یک جفت نرو ماده باشند، از مرغان ماده اش از جنس نرش باشد، از چهارپایان نیز همجنس باشد، از تمامی جنبندگان زمین همه همجنس باشند،خود این جنبندگان نزد تو می آیند تا نسلشان باقی بماند، و تو نیز برای خودت ازهر طعام خوردنی فراهم بیاورو در کشتی نزد خود جمع کن تا هم طعام تو باشد و هم طعام آن جانداران، نوح بر حسب دستوری که خدای تعالی داده بود عمل کرد.

و در اصحاح هفتم از سفر تکوین می گوید، رب به نوح گفت: توو همه فرزندانت داخل کشتی شوید، زیرا من تو را از میان نسل موجود بشر مردی نیکوکار دیدم، و از همه چهارپایانی که پاک هستند را هفت تا هفت تا به صورت نر و ماده نزد خود نگه دار، و از آنهایی که ناپاکندتنها دو به دو نگه دار،که آنها نیز باید نر و ماده باشند، از مرغان نیز هفت تا هفت تا به صورت نرو ماده پیش خود ببر تا نسل آنها در روی زمین باقی بماند زیرا که من نیز بعد از هفت روز دیگر،

صفحه : ۳۷۹

چهل روز و چهل شب بر زمین می بارانم، و در روی زمین هر موجود استواری که ساخته ام را محومی کنم، نوح بر حسب آنچه خدا امر کرده بود عمل کرد.

بعد از آنکه نوح به سن ششصد سالگی رسید طوفان زمین را فرا گرفت و نوه و فرزندان و همسر خودش و همسران پسرانش از روی آب طوفان داخل کشتی شدند،هر جنبنده ای هم که در زمین بود – چه پاکش و چه ناپاکش – همانطور که خدابه نوح فرمان داده بود به صورت نرو ماده و دوتا دوتا داخل کشتی شدند.

و بعد از هفت روز چنین شد که آبهای طوفان، زمین رافرا گرفت، و این حادثه درششصدمین سال عمر نوح و در روز هفدهم ماه دوم بود و در آن روز همه چشمه های وسیع و بزرگ جوشیدن گرفت و طاقهای آسمان باز شد، و چهل روز و چهل شب باران ببارید، و درهمان روز،نوح و همسرش و فرزندانشساموحامویافثباهمسرانشان داخل درکشتی شدند، و تمامی مرغان با ماده های همجنس خود، و همه پرندگان کوچک دارای بال داخل بر نوح در درون کشتی شدند، و از هر جاندار دارای جسد جفت جفت به درون کشتی درآمدند، و از هر جنبنده دارای جسد که وارد می شدند نر و ماده وارد می شدند،همانطور که خدادستور داده بود، آنگاه خدا درب کشتی را بر نوح بست.

و طوفان چهل روز در زمین ادامه داشت، آب بی اندازه زیاد شد،کشتی آنقدر بالا رفت که بر بالای همه زمین قرار گرفت و روی آبها حرکت می کرد، آب جدا زیاد و عظیم بود حتی تمامی کوههای بلندی که در زیر آسمان بود پانزده ذراع زیر آب فرو رفتند، باز آب رو به فزونی داشت، بطوری که دیگر اثری از کوهها باقی نماند، در نتیجه تمامی جانداران صاحب جسد ازمرغان و چهار پایان و وحشی ها و تمامی خزندگانی که روی زمین می خزیدند و تمامی مردم وتمامی موجوداتی که بوئی از روح حیات را در دماغ داشتند همه مردند، البته آنهایی که درخشکی زندگی می کردند، و خدا تمامی موجوداتی که بر روی زمین استوار بود از بین برد، چه انسانهاو چه چهار پایان و چه حشرات و چه مرغان، همگی از روی زمین محو شدند تنها نوح وهمراهانش در کشتی باقی ماندند، و باز آب همچنان تا مدت صد و پنجاه روز رو به فزونی داشت.

تورات، سپس دراصحاح هشتم از سفر تکوینمی گوید: خدابه یاد نوح و همه وحوش و چهار پایانی که در کشتی با او بودند افتاد، و بادی را بر زمین عبور داد که در نتیجه آبها آرام گرفتند و جلو چشمه های زمین و درهای آسمان گرفته شد، آسمان دیگر نبارید و آبهایی که اززمین جوشیده بود به تدریج به زمین برگشت، و بعد از صد و پنجاه روز آب کاهش یافت و کشتی

صفحه : ۳۸۰

در روز هفدهم در ماه هفتم بر بالای جبال آرارات مستقر گردید،و آب تا ماه دهم، همه روزه فرو می نشست تا اینکه در دهه اول آن ماه قله های کوهها سر از آب در آورد.

و بعد از چهل روز چنین شد که نوح پنجره ای را که برای کشتی درست کرده بود بازکرد، و کلاغ را از درون کشتی رها ساخت، کلاغ همه جا سرگردان بال می زد و به نزد نوح برنگشت تا آنکه زمین به کلی خشک شد و آب در آن فرو رفت بعد از کلاغ کبوتر را رها ساخت تا ببیند آیا آب درروی زمین کم شده یا نه، و چون کبوتر جای خشکی نیافت تا منزل کند به ناچار به نزد نوح و به کشتی برگشت چون آب هنوز همه روی زمین را پوشانده بود، نوح دست خود را دراز کرد و کبوتر را گرفته به نزد خود در داخل کشتی برد.وباز هفت روز دیگر درکشتی درنگ کرده مجددا کبوتر را از داخل کشتی رها ساخت، کبوتر هنگام عصر نزد نوح برگشت،در حالی که یک برگ سبز زیتون به منقار داشت، نوح فهمید که آب از روی زمین فروکش کرده و کم شده است هفت روزدیگر مکث کرد، باز کبوتر را رها ساخت این دفعه دیگربه نزد نوح برنگشت.

و در اول ماه ششصد و یکمین سال از عمر نوح بود که آب به کلی فرو رفته و نوح پرده کشتی را برداشت و چشمش به زمین افتاد و دید که آب به کلی فرو رفته، و در روز بیست و هفتم ماه دوم بود که زمین خشک شد.

آنگاه خدای تعالی با نوح چنین گفتگو کرد که ای نوح!توو همسر و فرزندانت و همسران ایشان از کشتی خارج شوید و همه حیواناتی که صاحب جسد هستند و در کشتی با توبودند و همه جنبندگانی که در زمین حرکت می کنند را از کشتی خارج کن، و در زمین توالدو تناسل را براه بینداز،و عده انسانها را زیاد کن، نوح و فرزندانش و همسر خود و همسر فرزندانش و همه حیوانات و جنبندگان و همه مرغان با همجنس و همنوع خود از کشتی خارج شدند.

و نوح قربانگاهی برای رب بنا کرد، و از هر چهار پا و پرنده پاک یکی بگرفت، آنگاه سوختنی ها، یعنی هیزمها را به بالای قربانگاه برد، رب چون این را دید نسیم رضایت را وزانیددر قلب خودش با خود گفت دیگر هرگز زمین را به خاطر انسان لعنت نمی کنم و به صرف تصوراینکه قلب انسان از روزی که پدید آمده شریر بوده تمامی جانداران زمین را مانند این دفعه هلاک نمی کنم و مقرر می دارم مادامی که زمین برجا است در زمین زراعت باشد و در آن سرماو گرما، تابستان و زمستان، و روز و شب باشد و هرگز این نظام را بر هم نمی زنم.

و در اصحاح نهم از سفر تکوین آمده که خدا نوح و فرزندانش را مبارک کرد، و به نسل آنان برکت داد، و به آنان فرمود: توالد کنید وعده نفرات بشر را زیاد کنید و زمین را از انسانها پر

صفحه : ۳۸۱

سازید، و باید که ترس و وحشت شما – تنها بر جان خودتان نباشد بلکه – حیوانات زمین و کل مرغان آسمان با کل جنبندگان بر روی زمین و کل ماهیان دریا باشد چون من کل جنبندگان زنده را به دست شما سپرده ام تا برای شما طعامی باشد، همچنانکه همه گیاهان سبزرا به شماسپرده ام تنها از هر حیوانی خون آن و جنابتش را نخورید، و من، تنها برای شماخونخواهی می کنم – نه برای سایرجانداران – خون شما را طلب می کنم، چه از حیوانی که خونتان را ریخته باشند و چه از انسانی که چنین کرده باشد،خون انسان را از کسی که خون برادرش راریخته طلب می کنم، آری ریزنده خون انسان خونش ریخته می شود، چون خدا انسان را به شکل خود درست کرده، به همین جهت باید که از راه توالد و تناسل عدد انسانها را در زمین بسیارکنید.

خدا با نوح و فرزندانش سخن گفت، و در سخنش چنین فرمود:اینک من میثاق خود رابا شما می بندم، هم با شما و هم با نسل شما که بعد از شما می آید، و هم با هرنفس زنده ای که با شما – در کشتی – بودند چه مرغان و چه چهار پایان، و همچنین کل وحوش زمین که با شمابودندو با شما از کشتی خارج شدند حتی همه جنبندگان زمین، میثاق خود را با شما محکم کردم که هیچ یک از شما جانداران دارای جسد، نسلش به وسیله طوفان منقرض نشود، و اینکه از این به بعد دیگر طوفانی که زمین را ویران سازد پیش نیاورم،و اما علامت این میثاق که من بین خود و شما بسته و استوار کرده ام – که کل صاحبان نفس زنده که با شما هستند تا قرنهای آینده از طوفان ویرانگر ایمن باشند – این است که من قوس خودم را در ابرها نهادم، تا علامت میثاقی باشدکه بین من و بین زمین بسته شد، و در نتیجه از این پس هرگاه ابری را بر زمین بگسترانم قوس خود را در ابر می بینم و به یاد میثاقی که بین خود و شما و هر صاحب نفس زنده ودارای جسد بسته ام می افتم، و همین باعث می شودکه طوفان ویرانگر بپا نکنم و هر حیوان صاحب جسد را هلاک نسازم.

پس هر زمان که قوس در ابر باشد من آن را می بینم تا به یادمیثاقی بیفتم که تا ابد بین خدا و بین هر صاحب نفس زنده در کل جسدهای ساکن در زمین بسته شده و خدابه نوح گفت این است آن علامتی که مرا به یاد میثاقی می اندازد که من بین خود و بین هر صاحب جسدی برروی زمین بسته ام.

آن پسران نوح که با نوح از کشتی خارج شدند عبارت بودنداز سام و حام و یافث، و حام پدر کنعان است، و این سه نفر، پسران نوح بودند که تمامی انسانهای روی زمین از این سه تن شعبه شعبه شدند.

صفحه : ۳۸۲

موارد مخالفت و تفاوت داستان نوح(ع)در تورات با آنچه در قرآن آمده است و نوح در ابتداء، کشاورز بود و درخت انگور می کاشت، وقتی شراب خورد ومست شدو در حال مستی لخت و عریان داخل خیمه اش شد، حام که پدر کنعان باشد عورت پدرش رادید و به دو برادرش که در خارج خیمه بودند خبر داد، پس سام و یافث ردائی(پوششی)را به دوش خود گرفته از پشت سر به روی پدرانداختند، و عورت پدر خود را پوشاندند، در حالی که صورت خود را به طرف پشت برگردانده بودند که عورت پدر را نبینند.

همینکه پدر ازمستی به هوش آمد و ملتفت شد که پسر کوچکش چه کرده، گفت: کنعان ملعون باد، بنده بندگان برادران خود باشد و گفت: مبارک بادیهوهخدای سام، و کنعان بنده او باشد، تا خدایافث را وسعت دهد و در خیمه های سام، مسکن گزیند و کنعان عبد اوباشد.

نوح بعد از ماجرای طوفان، سیصد و پنجاه سال زندگی کرد و مجموعاعمر نوح نهصد وپنجاه سال بود، و بعد از آن از دنیا رفت.این بود آنچه که از تورات مورد حاجت ما بود.

و این بیان – بطوری که ملاحظه می کنید – از چند جهت مخالف با بیان قرآن است: ۱ – در تورات هیچ نامی از غرق شدن همسرنوح نیامده بلکه تصریح کرده به اینکه او باشوهرش داخل کشتی شد، و بعضی اینطور توجیه کرده اندکه شاید نوح دو همسر داشته، یکی غرق شده و دیگری نجات یافته.

۲ – در تورات نامی از پسر نوح که غرق شد نیامده در حالی که قرآن کریم سرگذشت اورا آورده است.

۳ – در تورات سخنی از مؤمنین به نوح در میان نیامده و تنهانام نوح و خانواده اش، وفرزندان و همسر فرزندانش آمده است.

۴ – در تورات، مجموعا عمر نوح را نهصد و پنجاه سال ذکرکرده، در حالی که از ظاهرقرآن عزیز بر می آید که نهصد و پنجاه سال آن مدتی است که نوح(ع)قبل از حادثه طوفان در بین مردمش به کار دعوت پرداخته، و در این زمینه فرموده: و لقد ارسلنا نوحا الی قومه فلبث فیهم الف سنه الا خمسین عاما فاخذهم الطوفان و هم ظالمون (۱).

۵ – مساله قوس قزحی که تورات آن را وسیله یاد آوری خداذکر کرده، و مساله فرستادن کلاغ و کبوتر که به عنوان خبرگیری از فروکش شدن آب آورده، و نیز خصوصیاتی که برای

…………………………………….. (۱)و همانا ما نوح را به سوی قومش گسیل داشتیم و او مدت نهصد و پنجاه سال در بین آنان بود، پس از آن، طوفان ایشان را در حالی که همچنان ظالم بودند -و به نوح ایمان نیاورده بودند – بگرفت.سوره عنکبوت، آیه ۱۴

صفحه : ۳۸۳

کشتی ذکر کرده، از عرض و طول و ارتفاع و سه طبقه بودن آن،و مدت طوفان و بلندی آب طوفان و غیره، قرآن کریم از ذکر آنها ساکت است، و بعضی از آنها مطالبی است که بعید به نظرمی رسد، نظیر مساله قوس قزح، که خدای تعالی با آن میثاق ببندد، و امثال این معانی در قصه سرائی های صحابه و تابعین در داستان نوح(ع)زیاد است که بیشتر آن سخنان به جعلیات اسرائیلی شبیه تر است.

۵ – در تواریخ و اسطوره های سایر ملل در باره طوفان چه آمده است؟

صاحب المنار در تفسیر خود می گوید در تواریخ امت های قدیم نیز جسته و گریخته ذکری از مساله طوفان آمده، بعضی از آن سخنان با مختصر اختلافی مطابق با خبری است که در سفر تکوین تورات آمده و بعضی دیگر با مختصر توافقی مخالف آن است.

و از همه اخبار نزدیک تر به خبر سفر تکوین، اخبار کلدانیان است، و اینان همان قومی هستند که حادثه نوح در سرزمینشان رخ دادبرهوشعویوسیفوساز این قوم نقل کرده اندکه زمانیکهزیزستروسبعد از اینکه پدرشاوتیرتاز دنیا رفت، در عالم رؤیا دید که – به اوگفتند – به زودی آبها طغیان می کند، و تمام افراد بشر غرق می شوند، و به او دستور دادند که سفینه ای بسازد تا به وسیله آن خودش و اهل بیت و خواص و دوستانش را از غرق شدن حفظکند، او نیز چنین کرد، و این روایت بدین جهت که طوفان رامخصوص دوران جبارانی دانسته که فساد را در زمین گسترش دادند و خدا آنان را با عذاب طوفان عقاب کرد، مطابق روایت سفرتکوین است.

بعضی از انگلیسی ها به الواحی از آجر دست یافتند که در آن این روایت با حروف میخی نوشته شده و متعلق به دورهآشور بانیپالبود، یعنی حدود ششصد و شصت سال قبل ازمیلاد مسیح بوده و خود آن از نوشته ای متعلق به قرن هفتم قبل از میلاد نقل شده بود، در نتیجه نمی توانداز سفر تکوین تورات گرفته شده باشد چون قدیمی تر از آن بوده است.

یونانیهانیز خبری از طوفان، روایت کرده اند و این خبر را افلاطون در کتابش به این مضمون آورده که: کاهنان مصری به سولون – حکیم یونانی – گفتند: آسمان، طوفانی درزمین بپا کرد که وضع زمین را به کلی تغییر داد و چند نوبت و به طرق مختلف بشر روی زمین هلاک گردید، و این امر باعث شد که انسانهای عصر جدید هیچ اثر و معارفی از آثار انسانهای

صفحه : ۳۸۴

قبل از خود را در دست نداشته باشندمانیتونداستان طوفان را آورده وتاریخ آن را بعد ازهرمس اولکه بعد ازمیناس اولبوده ذکر کرده است، و به حسب این نقل نیز،تاریخ طوفان قدیم تر از تاریخی است که تورات برای آنان ذکر کرده.و از قدمای یونان روایت شده که در قدیم طوفانی عالم گیر حادث شدو همه روی زمین را فرا گرفت، تنهادوکالیونو همسرش بیرااز آن نجات یافتند.

و از قدمای فرس – ایرانیان – نیز روایت شده که گفته اند خداطوفانی بپا کرد و زمین راکه به دست اهریمن – خدای شرور – مالامال از فساد و شر شده بود غرق کرد، و گفته اندکه این طوفان نخست از داخل تنوری آغاز گردید، تنوری که در خانه عجوزه(زول کوفه)واقع بود و این عجوزه همیشه نان خود را در این تنور می پخت، و لیکن مجوسیان منکر طوفانی عالم گیر بوده و گفته اند که طوفان موردبحث تنها در سرزمین عراق بوده و دامنه اش تا به حدود کردستان نیزکشیده شده بود.

قدمای هند نیز وقوع طوفان را ثبت کرده و آن را به شکلی خرافی روایت کرده و هفت بار دانسته اند، و در باره آخرین طوفان گفته اند: پادشاه هندیان و همسرش در یک کشتی عظیم که آن را به امر الله خودفشنوساخته و با میخ و لیف خرما محکم کرده بود نشستند و از غرق نجات یافتند،و این کشتی بعد از طوفان و فروکش شدن آب بر کوهجیمافات – هیمالیا – به زمین نشست.ولیبرهمی هامانندمجوسیان منکر طوفانی عمومی هستند که همه سرزمین هند را گرفته باشد، و مساله تعدد وقوع طوفان از ژاپنی ها و چینی هاو برزیلی ها و مکزیکی ها، و اقوامی دیگر نیز روایت شده، و همه این روایات متفقند در اینکه سبب پیدایش این طوفان ظلم و شرور انسانها بوده، که خدای تعالی آنان را به این وسیله عقاب کرده است. (۱) در کتاباوستاکه کتاب مقدس مجوسیان است در نسخه ای که به زبان فرانسه ترجمه و در پاریس چاپ شده آمده است کهاهورامزدابهایما(که به اعتقادمجوسیان همان جمشید پادشاه است)وحی کرد که به زودی طوفانی واقع خواهد شد و همه زمین غرق خواهدگشت، و به او دستور داد تا چهاردیواری بسیار بلندی بسازد بطوری که هر کس داخل آن قرار بگیرد از غرق شدن محفوظ بماند.ونیز به او دستور داد تا از زنان و مردانی که صالح برای نسل باشند جماعتی را برگزیده و در آن چهار دیواری جای دهد، و همچنین از هر جنسی اجناس

…………………………………….. (۱)المنار، ج ۱۱، ص ۱۰۱ – ۱۰۵.

صفحه : ۳۸۵

مختلف حیوانات یک نر و ماده داخل چهار دیواری کند، ودر داخل چهار دیواری اطاقها وسالن هایی در چند طبقه بسازد تا انسانهایی که در آنجا جمع می شوند در آن اطاقهامنزل کنند، و همچنین حیوانات و جانوران و مرغان نیز در آن جای داشته باشند، و نیز به وی دستور دادتا درداخل آن چهار دیواری، درختان میوه ای که مورد حاجت مردم باشد بکارد و حبوباتی که مایه ارتزاق جانداران است کشت وزرع کند تا در نتیجه زندگی به کلی از روی زمین قطع نشودو کسانی باشند که در آینده زمین را آباد کنند.

و در تاریخ ادب هند بطوری کهعبد الوهاب نجاردر قصص الانبیای خود آورده، درباره داستان نوح آمده: در هنگامی که مانو(پسر اله به اعتقاد وثنی مسلک ها)داشت دست خود را می شست، ناگهان یک ماهی به دستش آمد که مایه دهشت وی شد، چون ماهی سخن می گفت و از او می خواست که وی را از هلاکت نجات دهد و به او وعده می داد که اگر چنین کند او نیزمانورا در آینده از خطری عظیم نجات می دهد،و آن خطر عظیم و عالم گیر که ماهی از آن خبر می داد عبارت بود از طوفانی که به زودی همه مخلوقات را هلاک می کند، وبنا بر این شرط، مانو آن ماهی را در مرتبان حفظ کرد.

وقتی ماهی بزرگ شد بهمانواز سالی خبر داد که در آن سال طوفان واقع می شود، وسپس راه نجات را نیز به او آموخت و آن این بود که کشتی بزرگی درست کند وهنگام بپا شدن طوفان داخل آن کشتی گردد، و می گفت من تو را از طوفان نجات می دهم، در نتیجه مانو دست به کارساختن کشتی شد، و ماهی آنقدر بزرگ شد که دیگر در مرتبان جای نگرفت و به ناچارمانو آن را به دریا افکند.

چیزی نگذشت که طوفان همانطور که ماهی گفته بود آمدو وقتی مانو داخل کشتی می شد دوباره ماهی نزد او آمد و کشتی مانو را به شاخی که بر سر خود داشت بست و آن را به طرف کوههای شمالی کشید و در آنجا مانو کشتی را به درختی بست و چون آب فروکش نمود وزمین خشک شد مانو تنها ماند.

۶ – آیا نبوت نوح(ع)، جهانی و برای همه بشر بوده؟

در این مساله آراء و نظریه علماء با هم اختلاف دارد، آنچه در نزد شیعه معروف است این است که رسالت آن جناب عمومیت داشته و آن جناب بر کل بشر مبعوث بوده، و از طرق اهل بیت(ع)نیز روایاتی دال بر این نظریه وارد شده، روایاتی که آن جناب را از

صفحه : ۳۸۶

شرحی در مورد نبوت و بعثت انبیاء و جواب به بعض اهل سنت که منکر عمومیت رسالت نوح(ع)هستندانبیاء اولوا العزم شمرده، و اولوا العزم در نظرشیعه عبارتند از: نوح، ابراهیم، موسی،عیسی، ومحمد(ص)که بر عموم بشر مبعوث بودند.

و اما بعضی از اهل سنت معتقدند به عمومیت رسالت آن جناب و اعتقاد خود را مستندکرده اند به ظاهر آیاتی همانند رب لا تذر علی الارض من الکافرین دیارا(۱) و: لا عاصم الیوم من امر الله الا من رحم(۲) و: و جعلنا ذریته هم الباقین(۳) که دلالت دارند بر اینکه طوفان تمامی روی زمین(۴) را فرا گرفت.و نیز به روایات صحیحی در مساله شفاعت استنادکرده اند که می گوید: نوح اولین رسولی است که خدای تعالی به سوی اهل زمین گسیل داشته است، و لازمه این حدیث آن است که آن جناب بر همه اهل زمین مبعوث شده باشد.

بعضی دیگر از اهل سنت منکر این معنا شده و به روایت صحیحی از رسول خدا(ص)استدلال کرده اند که فرموده است هر پیغمبری تنها بر قوم خود مبعوث شده ولی من بر همه بشر مبعوث شده ام، و از آیاتی که دسته اول به آنها استدلال کرده اند پاسخ داده اند به اینکه آن آیات قابل توجیه و تاویل است، مثلا ممکن است که منظور از کلمهارض – زمینهمان سرزمینی باشد که قوم نوح در آن سکونت داشته و وطن آنان بوده است همچنانکه فرعون در خطابش به موسی و هارون گفت: و تکون لکما الکبریاءفی الارض (۵).

پس معنای آیه اول این می شود که: پروردگارا!دیاری از کافران قوم مرا در این سرزمین زنده نگذار.و همچنین مراد از آیه دوم این می شود که: امروز برای قوم من هیچ حافظی از عذاب خدا نیست.و مراد از آیه سوم این می شود که: ما تنها ذریه نوح را باقیمانده از قوم اوقرار دادیم.

و لیکن حق مطلب این است که در کلام اهل سنت آنطورکه باید حق بحث ادا نشده وآنچه سزاوار است گفته شود این است که: پدیده نبوت اگر در مجتمع بشری ظهورپیدا کرده است به خاطر نیازی واقعی بوده که بشر به آن داشته و به خاطر رابطه ای حقیقی بوده که بین

…………………………………….. (۱)تفسیر قرآن العظیم، ج ۴، ص ۴۲۷. (۲)پروردگارااز کافران دیاری بر روی زمین باقی مگذارد.سوره نوح، آیه ۲۶ (۳)سوره هود، آیه ۴۳. (۴)تنها ذریه نوح را باقی گذاشتیم.سوره صافات، آیه ۷۷ (۵)منظور شما این است که کبریایی در زمین را از ما بگیرید و به خود اختصاص دهید.سوره یونس، آیه ۷۸

صفحه : ۳۸۷

انسان در مسیر کمالی خود(به طبع ثانوی)ناچار از حیات اجتماعی و تعاونی است مردم و پروردگارشان برقرار بوده است و اساس و منشا این رابطه یک حقیقت تکوینی بوده نه یک اعتبار خرافی، برای اینکه یکی از قوانینی که در نظام عالم هستی حکم فرما است قانون وناموس تکمیل انواع است، ناموسی که هر نوع از موجودات را به سوی غایت و هدف هستیش هدایت می کند همچنانکه قرآن کریم هم فرمود: الذی خلق فسوی و الذی قدر فهدی(۱) و نیزفرمود: الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی (۲).

پس هر نوع از انواع موجودات عالم از آغاز تکون و وجودش به سوی کمالش حرکت می کند و رو به سوی آن هدفی دارد که منظور از خلقتش آن هدف بوده، هدفی که خیرو سعادآن موجود در آن است، نوع انسانی نیز یکی از این انواع است و از این ناموس کلی مستثناءنیست، اونیز کمال و سعادتی دارد که به سوی رسیدن به آن در حرکت است و افرادش به صورت انفرادی و اجتماعی متوجه آن هدفند.

و به نظر ما این معنا ضروری

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.