خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 55
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 90 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با استادان، نخبگان و پژوهشگران دانشگاهها :
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین سیّما بقیّهالله فی الارضین
خیلی خوش آمدید. برای بنده بسیار جلسه شیرین و مفیدی بود؛ مطالب متنوّعی گفته شد درباره بخش های گوناگونِ مسئله علم و فنّاوری. من از بیانات برادران و خواهران بهره بردم، استفاده کردم. البتّه خیلی از این بحث ها قابل بررسی است؛ یعنی بایستی اینها در مجامعی بررسی بشود، هم پیشنهادهایی که می شود، هم ایرادهایی که گرفته میشود، لکن نفس این تحرّک ذهنی و علمی و روح انتقادی -و به یک معنا روح تهاجم- در اساتید دانشگاه کشور برای بنده بسیار مطلوب و شیرین است. من همین را اتّفاقاً در بحث هایی که امروز آماده کرده ام، خواسته ام از اساتید؛ یعنی همین روحیه را مطالبه کرده ام. این مطلبی[۱] هم که این خانم در آخر گفتند -مسئله تظلّمی که انجام گرفت- این را دوستان ما در دفتر حتماً دنبال کنند؛[چون] یک تظلّم است و ما باید رسیدگی کنیم؛ دنبال کنند ببینند مشکل چیست. البتّه شبیه این را من در موارد دیگر هم شنفته ام و به وزیر[۲]محترم هم تذکّر داده ام که البتّه باید به طورجدّی دنبال کنند.
برادران و خواهران! ما در روزهای پایانی ماه رمضان هستیم. از این ریاضت یک ماهه و لطافت و رقّتی که برای شما به طور طبیعی بر اثر روزه، بر اثر دعا و عبادت حاصل شده، حدّاکثر استفاده را بکنید. تحکیم رابطه با پروردگار، کمک کننده است، گره گشا است. این مطالبی که در اینجا ذکر شد، بخش های کوچکی از مشکلات ما و مشکلات کشور ما و مشکلات انقلاب ما و نظام ما است. خیلی مشکلات در بخشهای گوناگون وجود دارد که باید برطرف بشود با همّت من و شما، با تلاش من و شما؛ ارتباط ما با خدا به ما قدرت می دهد، به ما امید می دهد، به ما دل خوشی می دهد. علاوه بر اینکه همه این بحث های دنیایی، مقدّمه است؛ مقدّمه است برای تعالی روحی، برای عروج؛ قدر بدانید ماه رمضان را. این دعای «اَللّهُمَّ اِن لَم تَکُن رَضیتَ عَنّی فی ما مَضی مِن شَهرِ رَمَضان فَمِنَ الانَ فَاَرضَ عَنّی»[۳] دعای مهمّی است؛ اگر تاکنون نتوانسته ایم رضایت الهی را، خشنودی الهی را به دست بیاوریم، از خدا بخواهیم که از همین لحظه مشمول رضایت الهی بشویم یا مشمول مغفرت الهی بشویم.
بالاخره شماها که تربیت کننده جوان ها هستید، می توانید در مجموعه زیر ولایت علمی و فکری خودتان هم اثر بگذارید؛ شما که اهل توجّه و اهل تضرّع و اهل ارتباط قلبی با خدا باشید، جوان ها هم در زیر چتر تعلیم شما و ولایت علمی شما، به طور طبیعی به همین سمت حرکت می کنند. یکی از مشکلاتمان در مجموعه دانشگاه همین است؛ اگر اساتید ما در جنبه هایی که برای کشور مورد نیاز است، حرکت و پیشرفت داشته باشند، در زیرمجموعه -که مجموعه دانشجویی است- تأثیرات آشکاری خواهد گذاشت.
یک نکته دیگر هم در همین اوّل صحبتم عرض کنم؛ در آستانه روز قدسیم؛ روز قدس بسیار مهم است. صرفاً این نیست که ما از یک ملّت مظلومی که از میهن خود و از خانه خود رانده شده داریم دفاع می کنیم؛ ما در واقع داریم با این کارمان با یک نظام سیاسی ظالمانه و استکباری مبارزه می کنیم. امروز دفاع از فلسطین، دفاع از حقیقت است؛ حقیقتی بسیار گسترده تر از مسئله فلسطین. امروز مبارزه با رژیم صهیونیستی مبارزه با استکبار است، مبارزه با نظام سلطه است. همچنان که می بینید شما که علیه رژیم صهیونیستی حرف می زنید، آن مسئول و سیاست مدار آمریکایی، احساس دشمنی و خصومت با شما می کند؛ احساس می کند که به او ضربه زده اید؛ واقع قضیّه هم همین است. بنابراین روز قدس را باید بزرگ دانست، راهپیمایی روز قدس هم خیلی مهم است.
من حرف عمده ام امروز -که البتّه وقت زیاد نیست؛ بنده هم حالا تا آنجایی که بتوانم و حال و حوصله کمک کند عرض می کنم- توجّه به مسئولیّت معلّمی و مسئولیّت استادی است؛ این عرض عمده ما است. بالاخره استاد در محیط دانشگاه یک نقش آفرینی منحصربه فردی دارد. گمان نشود که حالا این جوان ها هر کدام یک حرفی دارند، یک فکری دارند؛ نه، شما اثرگذارید در روح جوان، در دل جوان، در فکر جوان؛ او را وادار به فکر می کنید، وادار به حرکت می کنید؛ خیلی می توانید اثر بگذارید. نقش استاد دانشگاه و معلّمِ جوانان دانشجو، یک نقش کم نظیر و بی بدیلی است. اگر استاد احساس مسئولیّت داشته باشد، متعهّد باشد، مثبت اندیش باشد، امیدوار باشد، عزم و نیّت قاطع برای اقدام در کشور داشته باشد، این در دانشجو اثر می گذارد. اگر استاد معتقد به اصالت های میهنی خودش، اصالت های سرزمینی خودش باشد، معتقد به مبانی دینی خودش باشد، معتقد به مبانی انقلابی خودش باشد، در دانشجو اثر می گذارد. عکسش هم همین جور[است]؛ استادی که نگاهش به بیرون از مرزها است، هیچ اعتقادی به محدوده ی کشور و مفاهیم رایج کشور و مفاهیم معتبر هویّت قومی خودش ندارد و بی اعتنا است، طبعاً همان جور دانشجویی را تربیت می کند. این را ما در یک دوره ای مشاهده کردیم؛ حالا دیگر نمی خواهم وارد بحث بشوم؛ در یک دوره بسیار تلخی -در اوایل دوره پهلوی- این را در کشور دیدیم که چه جور اساتیدی، چه جور شاگردانی تربیت کردند، چه نسلی به وجود آمد که اگر انقلاب نمی شد، خدا می داند که آن نسلِ به کلّی تهیدست از همه اصالت ها –اصالت های دینی و وطنی و ملّی و همه چیز- و آنهایی که داشتند رو می آمدند، چه بر سر این کشور می آوردند. انقلاب واقعاً نجات داد کشور را، از این بُعد که آن تربیت شده ها، آن نسلی که در آن مجموعه و در آن دانشگاه و در آن محیط تربیت شده بودند، خدا می داند که چه می کردند با این کشور اگر می خواستند سرِ کار بیایند. خب، بنابراین حرف ما این است؛ ما راجع به استاد می خواهیم صحبت بکنیم.
ببینید، برادران و خواهران عزیز! دانشگاه، به شکل غربی دانشگاه یعنی همین که امروز ما داریم -البتّه ما از گذشته خودمان خیلی خبر نداریم؛ نمی دانیم آن دانشگاه ها یا مدارسی که امثال خواجه نصیرها و ابن سیناها و خوارزمی ها و خیّام ها و میردامادها و شیخ بهائی ها را تربیت کرد، چه جوری بوده؛ متأسّفانه اطّلاع درستی از آن نظام های آموزشی و به یک معنا[نظام های] دانشگاهی قرن های گذشته خودمان نداریم؛ جزو کم کاری های ما، یکی این است- که به وسیله غرب ابداع شد و به همه کشورهای دنیا از جمله به کشور ما هم صادر شد.
سه جنبه ی مهم در این دانشگاهِ به این شکل، وجود دارد: یک جنبه، این است که مرکز علم است؛ یک جنبه، این است که مرکز نوآوری و نگاه نو به مسائل است، چون مجموعه جوانند، نگاه نوآور به مسائل، نوطلبی، نوآوری[وجود دارد]، دانشگاه مرکز این است؛ یک جنبه دیگر جنبه اثرگذاری در محیط کشور و محیط جامعه است. دانشگاه جزو اثرگذارترینِ مراکز در مجموعه ی کشورها[است]؛ در همه جوامع این جور است و مخصوص کشور ما هم نیست که اثرگذار است؛ حالا این اثرگذاری، یا به وسیله کارهای فرهنگی و نوشتن و تولید فرهنگی است، یا به وسیله کارهای سیاسی است، یا به وسیله کارهای مبارزاتی است؛ انواع و اقسامی دارد این اثرگذاری. این سه جنبه دانشگاه است.
از روزی که دانشگاه در کشور ما به وجود آمده است، عوامل سلطه گر -که بر سیاست های کشور مسلّط بودند، کاملاً تسلّط داشتند بر همه ابعاد کشور و زوایای کشور؛ هم اطّلاع داشتند، هم نفوذ داشتند، هم هر کار می خواستند می کردند- در مورد جنبه اوّل از سه جنبه دانشگاه، کارشان عبارت از این بود که نگذارند در جنبه علمی، ما به یک حرکت طبیعی متناسب با استعداد ایرانی برسیم؛ دست پیدا نکنیم. اینها شواهد دارد، اینها حرف هایی است که سند دارد، شاهد دارد که بعداً، مختصراً عرض خواهم کرد. در مورد جنبه دوّم که جنبه نوآوری است، آن را بکلّی در اختیار گرفتند؛ یعنی کاملاً تسلّط بر آن جنبه پیدا کردند. در مورد جنبه سوّم، سعی کردند اثرگذاری دانشگاه بر محیط خارج را مدیریّت کنند؛ حالا انواع و اقسام شکل های مدیریّت؛ چه از طریق دستگاه های فرهنگی وابسته ی به خودشان، چه حتّی از طریق دستگاه های امنیّتی، سعی کردند مدیریّت کنند؛ یعنی در واقع یک سلطه همیشگی، دائمی، به طور نامحسوس -و در مواردی هم محسوس- بر دانشگاه ما وجود داشته از همه این سه جهتی که مورد نظر است.
امّا در آن جنبه اوّل، که گفتیم جنبه ی علمی است و سعی کردند[آن را] تضعیف کنند، معنایش این است که متاع علمی ای که به دانشگاه های ما داده شد، متاع دستدوّم بود، علم کهنه و از کار افتاده بود؛ یعنی غربی ها، پیشرفت های مهمّ علمی را هرگز منتقل نکردند؛ حالا ما کشور خودمان را خبر داریم؛ قاعدتاً کشورهای شبیه کشور ما -که تحت نفوذ و زیر سلطه بودند- همه از همین قبیلند. فرض بفرمایید علوم جدید، دانش های جدید، دانش های نو را که با پیشرفت های علمی به آنها می رسیدند، هرگز به دانشگاه های کشوری مثل کشور ما منتقل نکردند،[بلکه] چیزهایی را که از آن طراوت و نویی خارج شده بود منتقل کردند. این هم البتّه دلایلی داشت؛ این امر که همین علوم کهنه را یا همین فنّاوریهای قدیمی را چرا وارد این کشور و کشورهای شبیه ما کردند، دلایلی داشت. آن وقتی که رقیب برای استعمار غربی پیدا شد، اثر «پیدا شدن رقیب» در کشورهایی که با آن رقیب ها ارتباط داشتند ظاهر شد. فرض بفرمایید حکومت کمونیستی که رقیب نظام سلطه مستقرّ تا آن زمان بود -یعنی رقیب انگلیس و آمریکا و بقیّه- وقتی سرِ کار آمد، برای اینکه حوزه نفوذ خودش را توسعه بدهد، کشوری مثل هند را و دانشگاه هند را مجهّز کرد به برخی از علومی که غربی ها هرگز تا آخر حاضر نبودند بدهند؛ یا واضح تر، کشوری مثل چین را مجهّز کرد به دانش هایی و به فنّاوری هایی که امکان نداشت از طریق غربی ها به آنها دست پیدا کنند؛ برای اینکه رقابت سیاسی بود، توسعه نفوذ بود. چینی ها مسئله هسته ای را از روسها فراگرفتند؛ هندی ها مسئله هسته ای را از روسها -از شوروی سابق- فراگرفتند. اینها چیزهایی نبود که امکان داشته باشد نظام دانشگاهی و علمی غرب، اینها را به کشورهایی مثل چین یا مثل هند و بهطریقِاولی مثل ما منتقل کند. بنابراین از لحاظ علمی، هرگز این جور نبود که اجازه بدهند یا کمک کنند یا تسهیل کنند که دانشگاه کشورهایی مثل کشور ما که زیر نفوذ بود و زیر سلطه بود به یک معنا، پیشرفت علمی بکند، بلکه حتّی ضربه هم زدند؛ یعنی اگر استعداد برجسته ای را در این دانشگاه ها پیدا کردند، جذب کردند، بردند در خدمت خودشان قرار دادند. و این وضعیّت وجود داشت؛ سال های متمادی در دوران پهلوی این وضعیّت وجود داشت.
آن جنبه ی دوّم را که گفتیم جنبه نوآوری است، کاملاً قبضه کردند؛ یعنی دانشگاه شد محلّ انتقال ارزش های غربی به جامعه؛ یعنی در زمینه های گوناگون، مظهر ارزش های غربی و معتقد به ارزش های غربی شد؛ یعنی روی این کار کردند، این بخش را به معنای واقعی کلمه در دانشگاه ها قبضه کردند.
در آن جنبه سوّم هم عرض کردیم که مدیریّت کردند؛ سعی کردند مدیریّت کنند؛ یک جاهایی با زبان، یک جاهایی با پول و با رشوه، با دادن سِمت های مختلف، یک جاهایی هم با زور. ساواک ایران به وسیله نیروهای آمریکایی و اسرائیلی تجهیز شد برای اینکه دانشجوی معترض را از اعتراض خودش منصرف بکنند؛ و کردند، این کار را انجام هم می دادند. خب، پس دانشگاه وضعش این بود؛ یعنی این جوری دانشگاه در کشور ما پیش رفت.
امّا با همه اینها دانشگاه جزو مهم ترین مراکزی بود که به نهضت اسلامی و نهضت امام لبّیک گفت. هیچ نظام دانشگاهی مستقرّی این را ایجاب نمی کرد، اقتضا نمی کرد، امّا درعین حال شما دیدید دانشگاه وارد شد. خب حالا اغلب شماها آن دوره را درک نکردید، اهمّیّت این لبّیک دانشگاه به نهضت امام برای اغلب شما برادران و خواهران جوان که اینجا حضور دارید معلوم نیست، امّا برای ما که آن زمان را از نزدیک دیدیم، اهمّیّتش مشخّص است. این لبّیک در حالی بود که فکر چپ -افکار مارکسیستی- در دانشگاه ترویج مشد. این را من به شما عرض بکنم؛ افکار مارکسیستی در دانشگاه ترویج می شد، این جور نبود که به طورعادی[رایج شود]؛ نه، کمک می کردند؛ کمک می کردند برای مقابله با افکار اسلامی در دانشگاه. همان وقتی که یک جزوه ی چند صفحه ای اسلامی اگر دست کسی دیده می شد، مورد تعقیب و اشکال بود، همان وقت نوشته های مارکسیستی، راحت در دانشگاه تولید می شد و فروش می رفت؛ دست دانشجوها بود و هیچ اهمّیّتی هم نداشت؛ استاد چپ هم می آمد حرف هایش را می زد. یعنی تفکّر اسلامی با یک رقیب عمده ای که همان تفکّر چپ مارکسیستی بود، در دانشگاه مواجه بود که فشار می آوردند. هم از این طرف تفکّر چپ بود، از آن طرف هم تبلیغات فاسدکننده اخلاق، یعنی گرایش های فسادآور جوانی، که آن هم باز عمداً در دانشگاه ها ترویج می شد که جوان را از راه مبارزه و راه ایستادگی و راه مقاومت و راه اسلام و آنچه امام به آن دعوت می کرد، دور می کرد؛ امّا درعین حال با وجود این دو عامل اساسی مزاحم معارض، دانشگاه به نهضت اسلامی لبّیک گفت و به او پیوست و برای او تلاش کرد و کار کرد، هم در دوران مبارزات، هم بعد از مبارزات. بعد از مبارزات اگر جوان های دانشجوی ما نبودند، جهاد سازندگی شکل نمی گرفت، سپاه هم شکل نمی گرفت. عمده بچّه های اصلی سپاه، بچّه های دانشجو بودند؛ عمده بچّه های اصلی جهاد سازندگی، بچّه های دانشگاه بودند؛ آمدند، وارد میدان شدند. این نشان دهنده زمینه های مساعدی است که دانشگاه ما دارد. البتّه این از لحاظ جنبه های جامعه شناختی و مانند اینها جای بحث دارد که علّت چیست. خب، کسانی که در این زمینه ها واردند، بحث می کنند؛ ما هم یک برداشتی داریم که حالا وارد آن مسائل نمی خواهیم بشویم. ولی واقعیّت این است که زمینه گرایش به اسلام و انقلاب در دانشگاه و جوان دانشجو و مانند اینها فراوان بود.
خب، این یک فرصت بسیار مهمّی است. البتّه انقلاب هم به دانشگاه خیلی کمک کرد
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
