خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کهکشان ارتباطی مکتب تهران
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل کهکشان ارتباطی مکتب تهران قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روزشمار زندگی علمی دکتر کاظم معتمدنژاد
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روزشمار زندگی علمی دکتر کاظم معتمدنژاد قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
17دقیقه
29ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگو :

سومین گفت و گوی بلند ما با استاد معتمدنژاد، همچون نخستین دیدارمان، در محل «مرکز پژوهش های ارتباطات» صورت گرفت. این بار نیز استاد با صبر و متانت به پرسش های جدید ما که بیشتر جنبه تخصصی داشت پاسخ گفت. بخشی از این گفت و گوی سه ساعته را برای این شماره کیهان فرهنگی برگزیده ایم و قسمت عمده آن را که بیشتر جنبه تاریخی دارد، به فرصت دیگری در آینده وا می گذاریم. در بخش حاضر، استاد معتمدنژاد، ضمن صحبت هایی روشنگرانه، با ما از «سیر مطالعات انتقادی درباره رسانه ها در ایران و جهان»، «همایش شیراز»، «ماهیت نظریات و اهداف لرنر در ایران»، «جهانی سازی و جهانی شدن»، «پروژه خصوصی سازی در جهان»، «آینده ارتباطات و آزادی رسانه ها» و… سخن گفته اند که می خوانید.

کیهان فرهنگی: استاد! این مصاحبه فایل پاورپوینت کامل سومین گفت وگویی است که در یک ماه اخیر با حضور حضرت عالی انجام می دهیم. بسیار خوشحالیم که فرصت دادید تا در حضورتان برخی از پرسش های تخصصی را هم مطرح کنیم. برای ورود به بحث، اجازه بدهید باز هم از دانشکده ارتباطات و علوم اجتماعی آغاز کنیم. در گفت وگوی پیش، به همکاری آقای دکتر حسین الهی قمشه ای با دانشکده ارتباطات اشاره ای فرمودید. لطفاً به صورتی مشروح تر از همکاری و نوع فعالیت ایشان در دانشکده ارتباطات بفرمایید.

استاد معتمدنژاد: همانطور که قبلاً هم عرض کردم، ما در دانشکده ارتباطات، رشته مترجمی هم داشتیم. یکبار که آقای دکتر حسین الهی قمشه ای برای تدرس به دانشکده تشریف آورده بودند، ما متوجه شدیم که ایشان نه تنها شایستگی خیلی خوبی در زمینه زبان انگلیسی و ترجمه دارند، بلکه به ادبیات فارسی هم مسلط هستند. به همین جهت، از ایشان به نحو مطلوبی در دانشکده استفاده می کردیم.

کیهان فرهنگی: از همان سال ۱۳۴۶

استاد معتمدنژاد: نخیر، حدود سال های ۵۰ یا ۵۱

کیهان فرهنگی: همکاری استاد الهی قمشه ای با دانشکده تا چه زمانی ادامه داشت؟

استاد معتمدنژاد: آقای دکتر الهی تا زمان انقلاب با ما همکاری داشتند. همانطور که قبلاً هم اشاره کردم، وقتی من در سال ۱۹۷۵ به دعوت دانشگاه هاوایی برای شرکت در سمیناری درباره رسانه های سنتی به آمریکا رفتم، آقای دکتر الهی قمشه ای نه تنها در ترجمه مقاله ام از زبان فرانسه به انگلیسی خیلی زحمت کشیدند، بلکه از نظر فکری هم در باره چگونگی رشد مراکز ارتباطات سنتی بسیار کمک کردند. مقاله من در کتاب یک نویسنده آمریکایی که دیدگاه منتقدانه ای نسبت به ارتباطات در غرب داشت، چاپ شد و به هر حال، همکاری آقای دکتر الهی با دانشکده تا اوایل انقلاب هم ادامه داشت و ایشان در سخنرانی هایی که برای دانشجویان داشتیم، صحبت می کردند و جوانان را راهنمایی می کردند و از این نظر هم خیلی مفید بودند. وقتی دانشکده ارتباطات تعطیل شد، ایشان دیگر به آنجا نیامدند که کار را شروع کنند، از طرفی، پس از پیروزی انقلاب، در بازگشایی دانشکده، رشته مترجمی ما را تعطیل کردند و آقای دکتر الهی قمشه ای هم دیگر نیامدند تا از وجودشان استفاده کنیم.

کیهان فرهنگی: استاد! در چند سال اولیه انتشار نشریه رسانه، مصاحبه ها و مطالب انتقادی خوبی از شما و آقای دکتر محسنیان راد در آن نشریه به چاپ می رسید که بسیار رهگشا بود، اما این روند به تدریج تغییر کرد و مطالب ترجمه ای، جای مصاحبه های روشنگر و انتقادی را گرفت. این که سیاست فصلنامه رسانه تغییر کرده بود یا عوامل بیرونی و مسایل سیاسی در آن تغییر روند تأثیر داشت یا نه، بحث دیگری است، اما بسیار به جا بود که مقالات و مصاحبه های روشنگر شما و آقای دکتر محسنیان راد در زمینه مسایل انتقادی ارتباطات که در رسانه چاپ شده بود، یکجا به چاپ می رسید. جامعه ما هنوز هم ازنظر ادبیات اصیل ارتباطی، بویژه ادبیات انتقادی درباره رسانه ها با کمبود مواجه است.

استاد معتمدنژاد: من هم نظرم این است که مطالب فصلنامه رسانه بهتر است بیشتر تألیفی باشد، نه ترجمه ای. همانطور که می دانید اخیراً رسانه مثل نشریات دانشگاهی، در قطع وزیری منتشر می شود. شماره تابستان آن هم به مطالعات انتقادی در ارتباطات اختصاص یافته است. با این وجود، من از دوستانی که در «رسانه» هستند خواهش می کنم که شماره دیگری را هم به مطالعات انتقادی اختصاص بدهند.

کیهان فرهنگی: غالباً از زنده یاد جلال آل احمد به عنوان پیشگام انتقادگران رسانه ها و بویژه مطبوعات در ایران یاد می شود. البته پیش از جلال، مرحوم اقبال آشتیانی و دیگران هم دیدگاه انتقادی نسبت به مطبوعات داشتند، از نظر حضرت عالی مطالعات انتقادی، یا نگاه انتقادی نسبت به رسانه ها و بویژه مطبوعات، از چه زمانی و توسط چه کسی در ایران آغاز شد؟

استاد معتمدنژاد: من قبل از مرحوم اقبال آشتیانی و مرحوم جلال آل احمد، حضرت امام را در رأس منتقدین جدی رسانه ها قرار داده ام. ایشان اولین انتقادگر جدی مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی در ایران هستند و در آثارشان در جاهای مختلف به این موضوع اشاره دارند، این که رسانه ها در دوره رضاخان وضعی منفی داشتند. حضرت امام در باره خبرگزاری و رادیو هم از همان آغاز تأسیس و بعد از دوره رضاشاه هم نظری انتقادی داشتند. در جریان وقایع سال های ۴۲ و ۴۳ هم در سخنرانی هایشان از نقش منفی مطبوعات و رادیو و تلویزیون در جامعه انتقاد کرده اند.

کیهان فرهنگی: استاد! حضرت عالی این موضوع را به صورتی مشروح در جایی هم نوشته اید؟

استاد معتمدنژاد: من در مصاحبه هایم به این موضوع اشاره هایی کرده ام. اخیراً هم این موضوع عنوان رساله آقای مروی قرار گرفته است. ایشان در مؤسسه نشر آثار امام هستند و رساله دکتری شان درباره اندیشه های حضرت امام راجع به آزادی و محدودیت های مطبوعاتی است و حتماً اثر جالبی خواهد شد.

کیهان فرهنگی: استاد! چشم انداز تاریخی شما در موضوع مطالعات انتقادی درباره رسانه ها در ایران تا کجاست؟

استاد معتمدنژاد: من درس هایم معمولاً مطالعات انتقادی درباره مطبوعات کشورمان را از سیدجمال الدین اسدآبادی شروع می کنم و بعد، آن را تا زمان انقلاب ادامه می دهم.

کیهان فرهنگی: آیا جز مصاحبه ها و مقالاتی که در گذشته درباره مطالعات انتقادی داشتید، اثر جدیدی هم در این زمینه در دست انتشار دارید؟

استاد معتمدنژاد: من در نظر داشتم موضوع روزنامه نگاری و تجدد خواهی در ایران را تهیه کنم و تا حالا حدود ۱۵۰ صفحه آن را هم تهیه کرده ام. این موضوع همان «سراب تجددخواهی در وادی استبدادی و استعماری» است. آنجا به مصاحبه های آقای محسنیان راد هم اشاره کرده ام.

کیهان فرهنگی: لطفاً اجمالی هم از پیشینه مطالعات انتقادی در باره رسانه ها در جهان غرب بفرمایید. اصولاً مطالعات شما در این باب، چه آغازی را نشان می دهد؟

استاد معتمدنژاد: من دامنه مطالعات انتقادی درباره رسانه ها در غرب را خیلی وسیع گرفته ام و آن را به دوره انقلاب های دموکراتیک برده ام. آنجا که نخستین انتقادها علیه سانسور در مطبوعات است. در این باره رساله کوچک «جان میلتون» انگلیسی درباره آزادی بیان را می شود مطرح کرد. جالب این که نظریات و اندیشه های او بر مبنای حقوق انسانی مسیحیت استوار است. توجه به حقوقی که خداوند به انسان ها داده و در سرشت انسان نهفته است. او استدلال می کند و می گوید: همانطور که خداوند قتل نفس را گناه کبیره شناخته و هرکس انسانی را بکشد در پیشگاه خداوند مسؤول است. -برای این که مظهر خداوندی را از میان برده است- هر کس هم روزنامه ای را از میان بردارد، مثل این است که بشریت را از بین برده است! برای این که انسان از روزنامه استفاده می کند و روزنامه ها، انسان ها را بیدار می کنند. بنابراین، سانسور مطبوعات و از بین بردن آنها گناهی بسیار بسیار عظیم است چون به جای قتل یک نفره قتل افراد فراوان جامعه است. میلتون بر این اساس استدلال می کند، اما اندیشه او دیگر دنبال نشد.

کیهان فرهنگی: و این در چه سالی است؟

استاد معتمدنژاد: در سال ۱۶۴۴- من مطالعا انتقادی در غرب را از آنجا شروع کرده ام و جالب است که در غرب «جان لاک» را به عنوان کسی که اندیشه های انسانگرایی داشته معرفی می کنند ولی او از ۱۸ دلیلی که برای مجلس عوام انگلستان تهیه کرده بود که بر مبنای آنها، مجلس را از تمدید قانون مربوط به کسب مجوز و سانسور مطبوعات قبل از انتشار باز دارد، ۱۷ موردش بر این امر استوار بود که از طریق مطبوعات می توان فعالیت های تجارتی را توسعه داد! بنابراین، مطبوعات از نظر او، به پیشرفت جامعه کمک می کردند، او تنها یک مورد را مثل جان میلتون استثنا می کند و می گوید: این امر به کرامت انسانی لطمه می زند. این نشان می دهد که از آن موقع تا امروز، منابع مالی همواره در رسانه مورد توجه قرار داشته است.

در قرن نوزدهم: بنتام انگلیسی و جان استوارت میل، کار را دنبال می کنند و منفعت جویی مطرح می شود، یعنی آزادی مطبوعات سبب می شود که تجارت آزاد بشود و فعالیت ها گسترش پیدا کند و منافع همه تأمین شود.

کیهان فرهنگی: در این میان نقش سوسیالیست های تخیلی اروپایی را چگونه ارزیابی می کنید؟

استاد معتمدنژاد: بدون تردید اندیشه هایی که مردم گراها در دوران انقلاب کبیر فرانسه داشتند، از آنجا سرچشمه می گرفت. ژان ژاک روسو را شاید بتوانیم در رأس همه آنها قرار بدهیم. او در کتاب «قراردادهای اجتماعی» و رسایل دیگرش، بر این نکته تأکید دارد که انسان ها برابر متولد می شوند و این شرایط زندگی است که باعث می شود بین انسان ها تبعیض به وجود بیاید. یعنی عده زیادی فقیر باشند و اقلیت کوچکی ثروتمند. پس باید شرایط را از بین برد و اوضاع و احوالی به وجود آورد که اسمش «دموکراسی» خواهد بود. منتها این جامعه دموکراسی مستلزم این است که مردمش، مردمی با تقوا باشند، وچون مردم با تقوا مردمی هستند که تنها در یک حاکمیت الهی می توانند وجود داشته باشند، پس انسان های با تقوا، انسان های آسمانی هستند و تا زمانی که انسان های آسمانی و جود ندارند، نمی شود دمکراسی را ایجاد کرد. روسو می گوید: برای ایجاد دموکراسی باید جوامع کوچک تشکیل داد. چون در داخل جوامع کوچک می شود افراد را تربیت کرد. به همین جهت، روسو در کتابش «امیل» بر تربیت انسان تکیه می کند و تأکید او بر پرورش انسان متعالی بود. او عقیده داشت برای ایجاد دموکراسی، باید انسان متعالی وجود داشته باشد. انتقادهای او براین مبنا شکل گرفت. منتها روسو در همین اظهارنظرهایش، راه را نشان نمی دهد که چه کار باید کرد؟ تا این که اندیشه های سوسیالیستی مطرح می شود و به دنبال آن، آرمانشهرها و ناکجاآبادها مطرح می شوند. هنگامی که مارکس می آید می گوید: در جامعه سرمایه داری مطبوعات و دیگر امکانات ارتباطی در اختیار اقلیت سرمایه دار است که با استثمار کارگران به انباشت سرمایه رسیده اند. مارکس آزادی ظاهری مطبوعات را از آزادی واقعی آن تفکیک می کند. البته بعد که لنین قدرت را به دست می گیرد، آزادی را رعایت نمی کند و عدم رعایت آزادی، منجر به این می شود که حکومت شوروی پایه مردمی پیدا نکند و یک اقلیتی بر آن حاکم شود که بعد هم به سقوط منتهی شد. در جهان سرمایه داری هم که وضع معلوم است. آنها در لوای آزادی و رقابت آزاد و حرف هایی از این قبیل، شرایطی را ایجاد می کنند که در آن شرایط، برابری تأمین نمی شود. به همین جهت، متأسفانه این دو تجربه جهانی بشر را به توسعه و خوشبختی نرساندند. پس باید در جست و جوی راههای دیگری بود.

کیهان فرهنگی: بنابراین، از یک دیدگاه می توانیم مارکسیسم را به عنوان یک مکتب فکری سیاسی و اقتصادی، قبل از مکتب فرانکفورت و جریان های انتقادی دیگر، دارای اندیشه های انتقادی بدانیم.

استاد معتمدنژاد: البته همانطور که گفتم قبل از مارکس هم اندیشه های آزادی گرا و انتقادگرا درباره مطبوعات وجود داشت.

کیهان فرهنگی: درست است. منظور این است که اندیشه انتقادی از رسانه ها و بویژه مطبوعات تا قبل از مارکس، در یک چارچوب فکری و یک مکتب تحلیل نشده بود.

استاد معتمدنژاد: بله، به این صورت می شود گفت که مطالعات انتقادی درباره مطبوعات و رسانه های دیگر، از مارکس شروع می شود. بعد در شوروی، در زمان لنین و استالین تعبیر خاصی از اندیشه های مارکس شکل می گیرد که در جریان آن، مارکسیسم ارتودکس شکل می گیرد. بنابراین، می توان مکتب فرانکفورت را سومین مکتب انتقادی دانست. به موازات مکتب فرانکفورت، نظریه «گرامشی» هم هست که مکتب مطالعات فرهنگی انگلستان از آنجا بهره برداری می کند.

کیهان فرهنگی: استاد! حتماً به خاطر دارید که در سال ۵۴ نشستی یک هفته ای پیرامون ساخت و نقش رسانه ها با کوشش دکتر مجید تهرانیان در شیراز برگزار شد که بعداً به «همایش شیراز» معروف شد. سخنرانان آن همایش ۶۲ نفر از دست اندرکاران مسایل فرهنگی هنری و رسانه ای و همین طور جمعی از روشنفکران چپ سابق و متمایل به رژیم پهلوی بودند. آنجا نامی از شما نیست. آیا آن زمان شما در ایران نبودید یااصلاً دعوت نشده بودید؟

استاد معتمدنژاد:آن زمان من در ایران بودم، اما به آن همایش دعوت نشدم، و خوشحالم که دعوتم نکردند.

کیهان فرهنگی: از همکاران دانشکده ارتباطات، مرحوم دکتر اسدی هم در آن همایش سخنرانی داشت و…

استاد معتمدنژاد:درست است، آن زمان دکتر اسدی به طور تمام وقت با آنها کار می کرد و در رادیوتلویزیون هم فعالیت داشت. اما من آن زمان خودم را از این گونه مسایل کنار می کشیدم و سعی می کردم در آن گونه همایش ها شرکت نکنم. آن زمان در دانشکده درس مسایل روز هم داشتیم، اما من همیشه چیزی را بهانه می کردم و پنهان می شدم؛ فقط روزی که هویدا برای بازدید به دانشکده آمده بود، چون می خواستم نتیجه تلخ یک گزارش تحقیقی انتقادی را به او بدهم، در دانشکده ماندم. به همین جهت، من بعد از انقلاب، جزو معدود مدیرانی بودم که توسط دانشجویان و کارمندان دانشکده، در سمت قبلی خودم ابقا شدم. آن زمان کسانی رفتند و همه چیز را دیدند و هیچ جا از من نامه ای دال بر کمک به رژیم سابق به دست نیاوردند.

کیهان فرهنگی: استاد! آیا همایش شیراز اولین نشست آنها درباره ساخت و نقش رسانه ها بود؟

استاد معتمدنژاد:نخیر، همایش شیراز در حقیقت دومین همایش بود. اولین سمینار در مشهد تشکیل شد. اما من در آنجا هم شرکت نکردم.

کیهان فرهنگی: گویا سازمان دهنده و مباشر چاپ کتاب همایش شیراز هم دکتر تهرانیان بود. به نظر می رسد ایشان در دوره گذشته، هماهنگ کننده سیاست های ارتباطی- رسانه ای داخلی رژیم پهلوی و البته با نظر و خواست های سرمایه داری جهانی و بویژه آمریکا بود. یعنی همان طرح و برنامه ای که لرنر برای توسعه و نوسازی ایران و چند کشور اسلامی خاورمیانه داشت. مواضع فعلی آقای دکتر مجید تهرانیان چگونه است؟

استاد معتمدنژاد:حالا اندیشه های آقای دکتر تهرانیان خیلی تغییر کرده و برخلاف بسیاری که در آغاز اندیشه های انتقادی داشتند، او در پایان عوض شده و گرایش به چپ پیدا کرده و دارای نگرش انتقادی و انقلابی شده است!

کیهان فرهنگی: در حال حاضر کجا فعالیت دارند؟

استاد معتمدنژاد:ایشان در همان دانشگاه هاوایی هستند و خیلی شدید علیه سرمایه داری مطلب می نویسد و مکتب پاس کاپیتالیسم را خیلی قاطع مطرح می کنند!

کیهان فرهنگی: استاد! غالباً از لرنر به عنوان نظریه پرداز توسعه و نوسازی یاد می شود، لطفاً مختصری درباره چگونگی نظریات لرنر درباره ایران و طرح نوسازی او بفرمایید. آیا لرنر از آغاز نظریه مدونی درباره نوسازی داشت یا در ارتباط و تعاملی با روشنفکران ایرانی و به تدریج به نظریه اش شکل داد؟

استاد معتمدنژاد:من در مقاله ام «جهان سوم در برابر سلطه ارتباطی غرب» مشخص کرده ام که نظر لرنر چه بود، این مطلب در مجله رسانه چاپ شده و قابل مراجعه است.

کیهان فرهنگی: اگر ممکن است اجمالی از نظریه توسعه و نوسازی او را در روند تاریخی خودش توضیح بفرمایید.

استاد معتمدنژاد:به دنبال تشدید جنگ سرد بین آمریکا و شوروی و اجرای برنامه آمریکایی اصل چهار ترومن در کشورهای خاورمیانه، آمریکایی ها تصمیم گرفتند که نفوذ فرهنگی و ارتباطی خودشان را در منطقه گسترش بدهند. در سال ۱۹۵۱ میلادی در دوره حکومت دکتر مصدق، اداره اصل چهار در ایران شروع به کار کرد و فعالیت داشت. آن زمان آمریکایی ها هیأتی از استادان دانشگاه کلمبیا را مأمور کردند در این زمینه- برایشان تحقیق کنند. آقای لوکاس و آقای لرنر هم آنجا بودند. ابتدا قرار بود آن هیأت درباره نفوذ برنامه های صدای آمریکا و رادیو مسکو در خاورمیانه بررسی کنند. یعنی بحث پایه براین مبنا بود. به همین منظور آنها هیأت هایی را به شش کشور اسلامی خاورمیانه یعنی ایران، ترکیه، مصر، اردن، سوریه و لبنان فرستادند که تحقیق کنند و ببینند مخاطبان این رادیوها چه کسانی هستند و چه نظری دارند. پرسش نامه هایی هم در این زمینه تهیه شد. آنها در زمان دکتر مصدق نتوانستند پرسشنامه هایشان را تکمیل کنند، اما بعد از کودتای ۲۸ مرداد و در سال ۱۹۵۴ آمریکایی ها دوباره آن هیأت را فرستادند که بررسی کنند. گزارش این هیأت در سال ۱۹۵۸ منتشر شد.

کیهان فرهنگی: این گزارش عنوان خاصی هم داشت؟

استاد معتمدنژاد:عنوانش «گذر از جامعه سنتی: نوسازی کشورهای خاورمیانه» بود، در حالی که ابتدا نظر این بود که ببینند چگونه با رادیوآمریکا و رادیو مسکو در ایران برخورد می شود.

کیهان فرهنگی: علت تغییر دیدگاه آمریکایی ها چه بود؟

استاد معتمدنژاد: این تغییر ناشی از شرایط زمان بود. آمریکایی ها می خواستند نظریه نوسازی را در دنیا به اجرا بگذارند، به همین دلیل، نظریه نوسازی را مطرح کردند و لرنر هم آن را انجام داد.

کیهان فرهنگی: استاد! همانطور که مستحضرید از زمان چاپ کتاب لرنر در آمریکا «گذر از جامعه سنتی: نوسازی خاورمیانه»، ۴۷سال می گذرد، چرا تا امروز این کتاب یا کتابی که شامل تمام نظریات لرنر به صورت مستقل باشد، به زبان فارسی ترجمه نشده است؟

استاد معتمدنژاد: کتاب لرنر را ما چند سال پیش به دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه علامه دادیم و ترجمه کردند، منتها شخصی که ویراستاری آن کتاب را به عهده داشت، به آلمان رفت و تازگی ها برگشته است. به هرحال، ما درصدد هستیم که این کتاب را چاپ کنیم.

کیهان فرهنگی: ماهیت واقعی نظریه لرنر چه بود و خودش آن را چگونه مطرح می کرد؟

استاد معتمدنژاد: لرنر نظرش را به این ترتیب مطرح کرد که اگر کشورهای درحال توسعه و از جمله شش کشور خاورمیانه بخواهند پیشرفت کنند، باید راه پانصدساله کشورهای اروپایی و آمریکا را تعقیب کنند. منتها درگذشته، از ترقی و تجدد صحبت می شد. از مدرنیته )

Modernity

( اما او از «نوسازی» صحبت می کرد. لرنر معتقد بود که با اجرای برنامه های او، راه پانصدساله غرب، پنجاه ساله طی خواهد شد و این کشورها به تجدد، پیشرفت، جامعه مشارکت جو و دمکراسی خواهند رسید. اما این کار زمینه می خواست. به همین جهت لرنر می گفت: زمینه های این کار را باید آماده کرد و چون این زمینه در این شش کشور آماده نیست، باید تجدد را به این کشورها «تزریق» کرد. او دقیقا همین واژه تزریق را به انگلیسی به کار برده است.لرنر در مقدمه کتابش، به تفصیل از دیدگاه خودش توضیح داده که متفکران کشورهای اسلامی خاورمیانه هم متوجه شده اند که از طریق اسلام نمی شود به نتیجه رسید و آنها هم معتقدند که باید تجدد را به جامعه تزریق کرد! همانطور که گفتم، لرنر معتقد بود که برای رسیدن به تجدد، پیشرفت و جامعه مشارکت جو، باید شرایط را فراهم کرد و به این نتیجه رسیده بود که شرایط فراهم نیست، چرا که در این جوامع تحرک لازم وجود ندارد. لرنر بعد به تشریح واژه «تحرک» می پردازد و توضیح می دهد که تحرک و پویایی چیست. می گوید: پویایی بر سه نوع است، یا سه مرحله دارد، اول پویایی یا تحرک جغرافیایی پیش می آید، یعنی روستاییان تا در روستا هستند، متجدد نمی شوند، باید به شهر بیایند تا کم کم مقدمات تجددشان فراهم بشود. وقتی به شهر بیایند، اینجا «تحرک جغرافیایی» تبدیل به «تحرک اجتماعی» می شود؛ باز تحرک اجتماعی کافی نیست چون روستایی به شهر آمده اگر بخواهد مثل افراد پیشرفته زندگی کند، باید باسواد باشد. باید از وسایل ارتباطجمعی استفاده کند. اینجاست که لرنر از ارتباطات سنتی انتقاد می کند و جدول درست می کند. من اینها را در مقدمه کتاب آقای دکتر فرقانی «درآمدی بر ارتباطات سنتی در ایران» نوشته ام. به هرحال، لرنر به قول خودش جنبه های منفی ارتباطات سنتی و جنبه های مثبت ارتباطات جدید را بیان می کند و می گوید: ارتباطات جدید می توانند تفسیرکننده تجدد باشند و باید شرایطی فراهم شود که مردم از رادیو و تلویزیون و سینما و مطبوعات استفاده کنند. عجیب است که سیاست های یونسکو هم در این مورد همراه با نظریات لرنر بوده است! سال ۱۹۶۱ که آقای ویلبرشرام کتاب «ارتباطات جمعی و توسعه ملی» را می نویسد، نظریه لرنر را نقل می کند و مثل لرنر، ارتباطات سنتی را نقد می کند. لرنر معتقد بود که باید ارتباطات جدید را توسعه داد و بر این مبنا، این توجیه را مطرح می کرد که در شهر سوادآموزی هست و از زمانی که درصدی از مردم باسواد شوند، روند نوسازی آغاز می شود. به ۲۰درصد که برسد، معنادار می شود و به این ترتیب، از طریق «شهرنشینی»، «سوادآموزی»، «در معرض وسایل ارتباطجمعی قرارگرفتن»، رشد مشارکت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی زیاد می شود، کسی که از روستا به شهر آمده و در شهر کار می کند، چون مزد کارش را به صورت پول می گیرد، نه جنس و کالا، یک قسمت از پولش را در فروشگاههایی که قیمت ها در آنجا آزاد است، خرج می کند و قسمتی را هم پس انداز می کند- لرنر اینجا هم منافع سرمایه داری را مطرح می کند- می گوید: مشارکت اقتصادی این است که کسی قدری از پولش را خرج کند و قدری از آن را ذخیره کند. اگر کسی پول به دست آورد و خرج کرد، قدر پول را می داند و آن وقت، مشارکت سیاسی برایش اهمیت پیدا می کند. او معتقد بود کسانی که اقتصاد را می شناسند، قدر سیاست را می دانند و در انتخابات شرکت می کنند. بنابراین، سه شرط اول «شهرسازی»، «سوادآموزی» و «رسانه ای شدن» اگر تامین شود، انسان ها می توانند به مشارکت سیاسی- اقتصادی برسند.

کیهان فرهنگی: ظاهراً طرح لرنر صورت جدیدی از پروژه ای بود که نزدیک به نیم قرن پیش از آن، همراه با واژه هایی مثل «ترقی» و «پیشرفت» به کشورمان آمد و در چند دهه اخیر، در گستره ای وسیع تر، به نظم نوین جهانی و سپس «جهانی سازی» منتهی شد. اصطلاحاتی که در چند ساله اخیر بسیار به کار می رود. استاد! برخی معتقدند که «جهانی سازی»، اسم دیگر غربی سازی به مفهوم آمریکایی سازی جهان است و در پی حذف فرهنگهای بومی و هویت زدایی از مردم و فرهنگ آنهاست، بعضی هم نظرشان این است که جهانی سازی یک ضرورت اجتناب ناپذیر و نتیجه توسع

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.