اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 78
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ترجمه متون علمی مسلمانان در اروپا :
رنسانس اروپا که ثمره فعالیت اندیشمندان اروپایی در چند سده پایانی قرون وسطی بود، به حدّ زیادی مرهون بهره مندی از فرهنگ و تمدن اسلامی بود. رویکرد اروپاییان به ترجمه متون علمی مسلمانان برای رهیابی به معارف بشری، اساس بسیاری از مطالعات علمی اروپا قرار گرفت. از این رو، بسیاری از آثار دانشمندان مسلمان، متون درسی دانشگاه های اروپا در عصر رنسانس و پس از آن در عصر انقلاب صنعتی شد. ترجمه این آثار تقریباً همزمان با نبردهای باز پس گیری در سده یازدهم میلادی در اندلس آغاز و در طی یک قرن به اوج خود رسید.
واژه های کلیدی:
علوم در اسلام، ترجمه و انتقال، مراکز ترجمه، مترجمان.
بررسی تاریخ علوم بشری این حقیقت را آشکار می سازد که این علوم، مجموعه پیوسته ای هستند که در طی قرن ها زندگی و تجربه بشر پدید آمده اند و به قوم یا تمدن خاصّی اختصاص ندارند، بلکه نتیجه تلاش و تجربیات اقوام و ملل مختلف در طی قرون و اعصارند. به این معنا که هر یک از جوامع متمدن در شرق یا غرب عالم، در برهه ای از زمان نقشی در پیشبرد و توسعه این علوم داشته اند و نتیجه کار هر یک مورد استفاده جوامع بعدی قرار گرفته است.
تلاش برخی از مورّخان اروپایی بر این بوده است که تاریخ علوم بشری را به دو دوره عصر یونانی و نهضت اروپایی (رنسانس) محدود سازند؛ اما همان گونه که نمی توان یونانیان را پایه گذاران علوم بشری دانست چرا که آنان نیز در دست یابی به مبانی علوم و تمدن ، مرهون تمدن های کهن تر از خویش، به ویژه تمدن های بین النهرین و سواحل شرقی مدیترانه بودند نهضت علمی اروپا در دوره رنسانس را هم نمی توان حرکتی منفرد برخاسته از جامعه قرون وسطایی اروپا برشمرد. از این رو، غربیان رویکرد اروپا به علم و دانش را در عصر رنسانس، ناشی از بازگشت آنان به علوم یونانی دانسته اند و بدین ترتیب، خود را وارثان علم و دانش یونان تلقی کرده اند.
البته آنان معمولاً نکته مهمی را مسکوت می گذارند و آن، نحوه دست یابی شان به مبادی علم و دانش یونانی و پر کردن خلأ علمی و فکری اروپاییان در طی قرون وسطی است؛ دورانی که تقریباً فعالیت های علمی در اروپا متوقف گردید و هرگونه نگارش و تألیف در زمینه های علوم غیردینی تعطیل شده بود و آثار باقی مانده از دانشمندان یونانی از بین رفته بود.
با نگاهی به تاریخ، علّت این سکوت را به آسانی می توان دریافت؛ زیرا حلقه اتصال اروپای متمدن به دانش کهن یونانی، تمدن بزرگ اسلامی (به عنوان نماینده تمدن شرق) بود. تاریخ نویسان غربی، در طی صدها سال به واسطه برداشت های نادرستی که در میان مسیحیان رایج بود، کارهای عظیم مسلمانان را کوچک جلوه می دادند و جعل و تحریف های بسیاری در آن وارد می کردند. «دکتر رایگرد هونکه» نویسنده کتاب فرهنگ اسلام در اروپا به نمونه ای از این موارد اشاره کرده است(۱) که حاکی از آن است که برخی نویسندگان غربی خواسته اند نقش تمدن اسلامی را در تاریخ علوم بشری ناچیز جلوه دهند و وامداری غرب به تمدن اسلامی را انکار کنند؛ در حالی که نقش اساسی تمدن اسلامی در رنسانس و تحولات علمی اروپا قابل انکار نیست و این را می توان از پیدایش نهضت ترجمه علوم اسلامی در اروپا، در اواخر قرون وسطی دریافت ؛ نهضتی که منجر به رنسانس علمی و فرهنگی در غرب گردید.
به طور قطع، رنسانس علمی و فرهنگی اروپا یکی از بزرگ ترین تحولات تاریخ بشری است که هنوز با وجود گذشت قرن ها، از آن به عظمت و بزرگی یاد می شود. اما حقیقت این است که همان گونه که شکل گیری و تکوین علوم بشری امری تدریجی و مستمر بوده، تحول فکری اروپا نیز نتیجه فعالیت و عملکرد اروپاییان در چند قرن بوده که طلیعه آن به نیمه قرون وسطی باز می گردد.
ابتدای قرون وسطی را غالباً با انقراض امپراتوری روم غربی و استیلای قبایل بدوی و بی تمدن شمالی بر سرزمین های اروپای غربی همزمان می دانند. سیطره «ژرمن ها»(۲) بر اروپای غربی، آغاز دوران انحطاط علمی و فرهنگی آن بود که به اصطلاح «قرون وسطی» نامیده شده است. ژرمن ها با پذیرش آیین رهبانیت مسیحی که صورت تغییر شکل یافته و تحریف شده تعالیم مسیح (ع) بود و تحت تأثیر آموزه های حکمای یونان و رواقیون و کاهنان مصری قرار داشت، راه هرگونه پیشرفت و توسعه علمی و فکری را مسدود ساختند.(۳) بدین ترتیب، تحت تأثیر دو عامل: «بربریت ژرمن ها» و «رهبانیت کلیسای ژرمنی»، از پایان سده ششم میلادی به بعد، به مدت پنج قرن فعالیت علمی ای در حوزه علوم طبیعی و تجربی در اروپای غربی صورت نگرفت و تنها مراکز علمی و فرهنگی آن سامان، کلیساها بودند که توجهشان همواره به پاره ای بحث های اسکولاستیک(۴) (
SCHOOLASTIC
) پیرامون فلسفه الهی معطوف بود.
در همین دوران که اروپا در تاریک ترین ادوار فرهنگی و تمدنی خویش به سر می برد، بزرگ ترین تمدن آن روزگار یعنی تمدن اسلامی در مرزهای مجاور اروپا مراحل رشد و شکوفایی خویش را می گذرانید. با این حال، اروپاییان بنا به علل گوناگون که علت عمده آن عدم آگاهی و شناخت از تمدن اسلامی بود رویکرد و توجّهی به این گنجینه ارزشمند علم و تمدن نداشتند؛ حتی در بسیاری از موارد آباء کلیسا که مردان علم و دین به شمار می رفتند، به تخطئه، تحقیر و بدگویی از آن اقدام می کردند!
البته این امر را تا حدّی می توان ناشی از تقابل فرهنگی غرب و شرق دانست. در واقع غربیان خود را برتر از مردم شرق می دانستند و شرق را فاقد اصالت و جزیی جدا افتاده از اروپا تصور می کردند.(۵) از این رو، فکر بهره مندی از یک تمدن شرقی هیچ گاه به ذهن آنان خطور نمی کرد! مسأله ی دیگر مربوط به دین اسلام بود؛ برخی از اربابان کلیسا اسلام را شاخه ای انحرافی از دین مسیح(ع) و فرقه ای همانند سایر فرق عیسوی می دانستند، در نظر آن ها پیامبر اکرم(ص) اصلاح گری مرتد و مسلمانان کافرانی بی دین و علوم اسلامی علومی مادی و دنیوی بودند که مانع رسیدن انسان ها به رستگاری می شدند. بر این اساس، آنان، دانشمندان مسلمان را همانند پیامبر اکرم(ص) مستحق دوزخ و عذاب الهی می دانستند، این تصور و برداشت اروپاییان از اسلام و مسلمانان را می توان در منظومه کمدی الهی دانته
DANTE (1321
1265 میلادی) به وضوح دید. او جایگاه پیامبر اسلام را در جهان آخرت در طبقه نهم جهنم می داند و دانشمندان مسلمانی چون «ابن سینا» و «ابن رشد» را در کنار کافران دوزخی قرار می دهد.(۶) همین نگرش قرن ها بر اذهان اروپاییان مستولی بود تا این که آشنایی تدریجی آنان با فرهنگ و تمدن اسلامی، تغییری در نوع تصور و برداشت آنان پدید آورد که گام نخست ایشان در رویکرد به علوم و تمدن اسلامی بود.
شناخت جدید غربی ها از تمدن اسلامی، مرهون گسترش روابط چند جانبه آن ها (روابط تجاری، زیارتی، سیاحتی و نظامی) با جهان اسلام (در حدود قرن های دهم و یازدهم میلادی) بود. از قرن دهم میلادی با حضور «نورمان»ها (
NORMANS
) در آب های مدیترانه، تجارت دریایی در اروپا با جهان اسلام توسعه یافت. پیشترها، به جهت استیلای کامل مسلمانان بر دریای مدیترانه، فعالیت های تجاری اروپاییان به سواحل اروپا محدود می شد.(۷) بنادر ونیز (
VENEZIA
)، پیزا (
PIZEA
)، جنوا (
GENOVA
)، آمالفی (
AMALFEA
)، پالرمو (
PALERME
) و مسینی (
MESSINE
) مراکز مهم تجاری اروپا بودند که با بنادر اسلامی در شمال آفریقا و شرق مدیترانه (مانند مهدیه، طرابلس غرب، قیروان، اسکندریه، صور و صیدا) داد و ستد داشتند.(۸) در طی جنگ های صلیبی (۱۲۶۳ ۱۰۸۳ م) روابط تجاری اروپا (به خصوص ونیز) با دوک نشین های سواحل شرقی مدیترانه بسیار رونق یافت و شهرهای اسلامی صور، صیدا، حیفا و طرابلس مراکز عمده تجارت در سرزمین های اورشلیم شدند. بازرگانان اروپایی که به این شهرها سفر می کردند و به جهت شرایط خاصّ دریانوردی ناچار بودند چند ماه در این شهرها توقف کنند، به سرزمین های شرق اسلامی سفر می کردند تا مؤونه تجاری خویش را فراهم سازند.(۹) بی شک این روابط گسترده، سهم به سزایی در آشنایی اروپا با تمدن اسلامی داشت.
گذشته از روابط تجاری، اروپاییان در قالب سفرهای زیارتی و سیاحتی هم به سرزمین های اسلامی آمد و شد داشتند. مهم ترین مکان های مقدس مسیحیان یعنی زادگاه و موطن عیسی(ع) و آرامگاه مریم مقدس و «کلیسای قیامت» در شهرهای فلسطین واقع بودند که از اوایل فتوحات مسلمانان به سرزمین های اسلامی ملحق شده بودند. شهر «سانتیاگو دو کومپستلا»(۱۰) (
SANTIAGO DE COMPOSTELA
) در اسپانیا نیز که از سال ۷۱۱ م / ۹۲ ه به دست مسلمانان افتاده بود، یکی از این شهرها بود که زایران مسیحی بدان سفر می کردند. با توجه به تسامح دینی مسلمانان نسبت به اهل کتاب، زایران مسیحی، به جز در چند دوره کوتاه، برای زیارت این اماکن آزاد بودند. از این رو، آنان با مظاهر فرهنگ و تمدن مسلمانان از نزدیک آشنا می شدند و پس از بازگشت، به شرح و توصیف دیده ها و شنیده های خود می پرداختند. این گزارش ها گاه نیز در قالب «سفرنامه»ها و یا «راه نامه»ها به رشته تحریر در می آمد که قدیمی ترین آن ها مربوط به سال ۱۱۰۳ م است.(۱۱) علاوه بر زایران مسیحی، در قرن های دوازدهم و سیزدهم میلادی، سیّاحان اروپایی بسیاری نیز به سرزمین های اسلامی سفر می کردند. در قرن سیزدهم هم که سفرهای آسیایی رونق یافت، سیّاحان اروپایی برای رسیدن به سرزمین های شرق دور به ناچار از سرزمین های اسلامی عبور می کردند.(۱۲)
گسترش فعالیت های نظامی اروپاییان در مرزهای شرقی و غربی که با تصرف برخی سرزمین های اسلامی همراه بود، سومین عامل اساسی آشنایی بیشتر غرب با تمدن اسلامی بود. جنگ های مکرر و دایمی «بیزانس» با دولت «حمدانیان» و دیگر دولت های ثغور شام بیش از نیم قرن ادامه یافت که ضمن آن، گاه تا نواحی مرکزی شام هم پیش می آمدند.(۱۳)
نبردهای بازپس گیری (
RECONQUEST
) که در اسپانیا آغاز شده بود و با تصرف شهر طُلیطله (تولدو
TOLEDO
) در سال ۴۷۸ ه / ۱۰۸۵ و سپس اشغال شهر سرقُسطه (ساراگوزا
SARAGOZA
) در ۵۱۳ ه / ۱۱۱۸م دنبال شد،(۱۴) تا استیلای مسیحیان بر بخش عمده «شبه جزیره ایبری» ادامه یافت. نورمان ها نیز در اوایل قرن یازدهم میلادی مسلمانان را از پایگاه هایشان در جنوب ایتالیا بیرون راندند و پیش از اتمام این قرن، بر جزیره سیسیل استیلا یافتند. در همین ایام، بیزانسی ها نیز جزیره ساردنی (سردانیه
SARDENIA
) را از مسلمانان باز پس گرفتند.(۱۵) اما از همه مهم تر جنگ های صلیبی بود که به دو قرن حضور فعال مسیحیان در قلب سرزمین های اسلامی منتهی شد و نقش اساسی در آشنایی مسیحیان با فرهنگ و تمدن مسلمانان داشت.
به هر حال، این شناخت جدید غرب از جهان اسلام و فرهنگ و تمدن آن که تحت علل و اسباب فوق الذکر صورت گرفت با انتقال جنبه هایی از فرهنگ و تمدن اسلامی به اروپا همراه بود که بارزترین آن ترجمه علوم اسلامی در اروپا برای دستیابی به معارف بشری بود.
آغاز نهضت ترجمه
وجود مراکز علمی و پژوهشی بزرگ در شهرهای اسلامی و کتابخانه هایی که انباشته از هزاران جلد کتاب بودند موجب شگفتی اروپاییان می شد و روح خفته تحقیق را در آنان بیدار می ساخت. اما مشکل اساسی در وهله اول به دست آوردن این کتاب ها و سپس تحصیل آن ها در اروپا بود، زیرا قسمت اعظم این کتاب ها در طی قرون وسطی از بین رفته بود، به طوری که تقریباً هیچ یک از آثار یونانیان در اروپای غربی یافت نمی شد.(۱۶) از این رو، آنان به سرزمین های اسلامی روی آوردند، زیرا ترجمه های متون یونانی به زبان عربی در آن جا قابل دسترس تر بود. با این حال، فراهم کردن کتاب های عربی نیز چندان آسان نبود. تصور می رفت که صلیبیان متون اصلی کتب یونانیان یا حداقل ترجمه های عربی آن ها را همراه خود به اروپا بیاورند، اما آن ها فقط به قتل و غارت شهرها اکتفا کردند؛ لذا دانشمندان اروپایی که در تعامل فرهنگی با سرزمین های اسلامی بودند، خود به انتقال این متون عربی به اروپا و ترجمه آن ها به زبان های اروپایی دست زدند. سرانجام، از این طریق آثار مؤلفان یونانی نخست از راه ترجمه های عربی آن ها و سپس به طور مستقیم از برخی متون یونانیِ باقی مانده، به اروپا انتقال یافت.(۱۷)
بدین ترتیب، در سده های یازدهم و دوازدهم میلادی، نهضت بزرگی در ترجمه کتاب های عربی آغاز شد؛ در ابتدا کار مترجمان اروپایی فقط باز گرداندن متون یونانی از زبان عربی به زبان های اروپایی بود، لیکن پس از چندی ترجمه مشروح و تفاسیر مسلمانان بر این متون و تألیفات اصیل اسلامی نیز آغاز شد. شاید علت اصلی رویکرد اروپاییان به تألیفات مسلمانان را بتوان در عدم توانایی و استطاعت آنان در درک مطالب موجود در کتب یونانیان و در نتیجه نیازشان به شرح و تفسیر گسترده و قابل فهم مطالب مذکور دانست.
زبان اصلی ترجمه در اروپا، زبان لاتین بود که کلیه آثار ترجمه شده، در نهایت به آن برگردانده می شد. با این حال، ترجمه به زبان های محلی نیز انجام می شد. این زبان ها در واقع نوعی واسطه و زبان فرعی محسوب می شدند. زبان های «کاستیلی» و «سِلتی» به ویژه در اسپانیا کاربرد داشتند و توسط مترجمان نخستین اسپانیا به کار می رفتند. ترجمه به زبان فرانسوی نیز در حدّ بسیار محدودی انجام می شد. اما مهم ترین زبان فرعی ترجمه، زبان «عبری» بود که یهودیان پرچمدارش بودند.(۱۸)
در آن دوران، شمار یهودیان در سرزمین های اسلامی زیاد بود و از میان آن ها دانشمندان بزرگی ظهور کردند که با علوم اسلامی آشنایی کامل داشتند و علاوه بر تألیف آثار ارزشمند علمی که عمدتاً به زبان عربی بود(۱۹) به ترجمه متون عربی اسلامی به عبری و گاه لاتینی هم اقدام می کردند. با این حال، ترجمه های عبری آثار اسلامی عربی دیرتر از ترجمه های لاتینی آغاز شد؛ برای مثال ترجمه عبری کتاب قانون ابن سینا، یک قرن پس از ترجمه آن به لاتینی، یعنی در ۱۲۷۹ میلادی صورت گرفت. کتاب الحاوی محمد بن زکریای رازی و التصریف ابوالقاسم زهراوی(۲۰) نیز چنین بود. علّت این امر، آشنایی کامل یهودیان با زبان عربی و امکان استفاده آن ها از کتاب های عربی اسلامی بود، لذا ضرورتی برای ترجمه این آثار به زبان عبری پدید نمی آورد.(۲۱) با این وجود، در نیمه دوم قرن دوازدهم میلادی، چند تن از مترجمان بزرگ یهودی در اسپانیا ظهور کردند که در جای خود درباره آن ها سخن خواهیم گفت.
زمینه های فعالیت مترجمان
در آغاز رنسانس فکری اروپا و ظهور اندیشه اومانیستی، به جهت پیدایش نوعی بدبینی در میان اندیشمندان غربی نسبت به علوم دینی که ناشی از عملکرد نادرست اربابان کلیسا بود و نیز نیاز جوامع اروپایی، توجّه دانشمندان اروپا بیشتر به علوم طبیعی و تجربی (پزشکی، نجوم، فیزیک، شیمی و …) و علوم نظری (چون حساب و هندسه) معطوف گردید. لذا اولین آثاری که از عربی ترجمه شد، در همین زمینه ها بود.
در این میان، تفوّق و برتری با علوم پزشکی بود. علت آن نیز پیدایش حرکت جدیدی در زمینه پزشکی اخیر در اروپای غربی بود که بی شک «مدرسه طبّ سالرنو» (
SALERNO
) که بزرگترین مرکز درمانی و پزشکی اروپای غربی در آن زمان محسوب می شد را باید طلیعه دار آن بدانیم. پس از آن، مدارس پزشکی دیگری نیز در مون پلیه (
MONT POLIER
) و شارتر (
CHARTRES
) تأسیس شد. از این رو، کتاب های طبّ اولین آثار عربی بودند که در مدرسه سالرنو به وسیله «کنستانتین افریقایی» (
CONSTANTIN OF AFRICA
) در گذشته ۱۰۸۹ ه. ترجمه شدند(۲۲) و تأثیر به سزایی در شکوفایی علوم پزشکی در این مرکز داشتند.
به دنبال کار کنستانتین، مترجمان دیگر، آثار بسیاری از پزشکان مسلمان را ترجمه کردند که برخی از آن ها کتاب های درسی مدارس مذکور قرار گرفتند. از جمله این مترجمان «یوهان افلاسیوس» (
JOHAN PLASSIUS
) متوفی ۱۱۰۳ م را می توان نام برد که هم عصر کنستانتین بود.(۲۳)
در سده دوازدهم میلادی، کار مترجمان علوم پزشکی از اهمیت بیشتری برخوردار بود. گرچه پزشکان اروپایی فعالیت هایی را آغاز کرده بودند، ولی هنوز پزشکی اروپا روی پای خود نایستاده بود و کاملاً وابسته به تجربه های پزشکی مسلمانان بود. آثار ارزشمندی از پزشکان اسلامی در این قرن ترجمه شد که از مهم ترین آن ها ترجمه های متعددی از کتاب الطبّ الملکی علی بن عباس اهوازی بود که بسیاری از نسخه های آن ها هم اکنون در دسترس است.(۲۴) پس از آن، کتاب قانون ابن سینا مهم ترین کتاب پزشکی بود که به لاتینی و سپس به عبری ترجمه شد و ترجمه آن بارها تکرار گردید. پس از پیدایش صنعت چاپ نیز، قانون از اولین کتاب هایی بود که به چاپ رسید؛ این کتاب نخست در فوریه ۱۴۷۳ م در ایتالیا منتشر گردید و پس از دو سال تجدید چاپ شد. حتی سومین چاپ آن نیز پیش از انتشار کتاب کوچک جالینوس صورت گرفت(۲۵) (تا سال ۱۵۰۰ میلادی، ترجمه لاتین این کتاب پانزده بار به چاپ رسید، در حالی که کتاب جالینوس فقط دو بار چاپ شد).(۲۶)
ترجمه آثار رازی هم، از کارهای ارزشمند مترجمان اروپایی بود. طب منصوری او به وسیله «ژرارد کریمونایی» (
JERHARD OF KERIMONA
) به لاتین و یک قرن بعد از عربی به عبری ترجمه شد. کتاب الحاوی او که دایره المعارفی بزرگ در طبّ بود، توسط «فرج بن سالم» یهودی اسپانیایی به عبری و سپس به لاتینی ترجمه گردید. ترجمه این آثار شهرت بسیاری را برای رازی به همراه داشت و اروپاییان او را به نام
Rasis
شناختند.(۲۷) آثار رازی، پس از چاپ قانون ابن سینا، نخستین آثار اسلامیِ به چاپ رسیده بودند.(۲۸)
بزرگ ترین رساله جرّاحی اسلامی یعنی کتاب التصریف ابوالقاسم زهراوی که در اروپا به
AVENZOER
معروف بود در همین قرن به لاتین و سپس به عبری ترجمه شد. هم چنین بسیاری از کتاب های ترجمه شده به وسیله کنستانتین آفریقایی در قرن یازدهم، پس از او مجدداً ترجمه شد؛ مانند کتاب های زادالمسافر ابن جزّار و رسایل حنین بن اسحاق.(۲۹)
بسیاری از آثار پزشکان مسلمان در سده های دوازدهم و سیزدهم نیز، همزمان با تألیف آن ها، به زبان های لاتینی و عبری ترجمه می شدند. از این قبیل است کتاب کلیّات طبّ ابن رشد و کتاب التیسیر ابن زُهر، که نخست به عبری و سپس به لاتین ترجمه شدند.(۳۰) علاوه بر این ها آثاری از «ابن نفیس» در علم تشریح و «ابن هیثم» در چشم پزشکی و «ابن میمون» در طبّ عمومی، و کتاب های بسیاری در داروشناسی و گیاه شناسی و دامپزشکی، در طی این دوران ترجمه شدند.
پس از پزشکی، کتاب های ریاضی بیش از همه مورد توجه مترجمان بودند. اولین آثار ترجمه شده در این زمینه، کتاب های بازمانده از یونانیان مانند چهار رساله و پانزده مقاله اصولی اقلیدس و نیز کتاب الاربعه بطلمیوس بودند که از عربی ترجمه شدند. اما در میان تألیفات مسلمانان از همه مهم تر ترجمه کتاب جبر و مقابله خوارزمی بود که آغازگر علم جبر در اروپا محسوب می شود. این کتاب دو بار تحت نام های
ALGEBRA
و
LIBER ALGURISMY
(یا کتاب الخوارزمی)ترجمه شد که هم اکنون بعضی نسخه های آن ها موجود است.(۳۱) هم چنین ترجمه رساله هایی از «سهل بن بشر» و «ابومعشر بلخی» و نیز آثاری از «ثابت بن قُرّه حرّانی»، «محمد بن موسی بن شاکر»، «فرغانی» و… از کارهای ارزشمند در زمینه ریاضیات بود.
بدین ترتیب، قسمت اعظم دانش ریاضیات لاتینی از منابع عربی اخذ شد. در آثار قدیمی لاتینی یا ترجمه های عبری، تنها قسمت کوچکی از معلومات ریاضی را می توان یافت، ولی بخش اصلی آن مستقیماً از متون عربی اسلامی گرفته شده است.(۳۲)
فعالیت مترجمان اروپایی در زمینه نجوم و ستاره شناسی که بخش اعظم علم مثلثات و هندسه را نیز در بر می گرفت بسیار گسترده بود. در این زمینه نیز، قسمت اعظم دانسته های اروپاییان از منابع عربی تأمین شد. آن ها ابتدا با ترجمه آثار یونانی نظیر کتاب های اقلیدس و بطلمیوس که به زبان عربی موجود بود شروع کردند و پس از آن کتاب های دانشمندان مسلمان را آثار نجومی و آثاری که در شرح و تهذیب تألیفات یونانی نوشته شده بود به لاتین ترجمه کردند. در قرن دوازدهم، تعداد بسیاری از این کتاب ها ترجمه شد، زیرا تصادفاً فعال ترین مترجمان این دوره: «یوحنای اشبیلی» (
JOAN DE SEVILLA
) از علاقمندان به نجوم و ریاضیات بود. به جهت آن که ذکر همه آثار ترجمه شده در این زمینه در این جا میسّر نیست، فقط به نام برخی از آن ها اشاره می کنیم:
کتاب زیج خوارزمی و شرح فرغانی بر آن.
کتاب تهذیب مَسلَمه مجریطی بر المَجَسطی بطلمیوس و نیز شرح او بر زیج خوارزمی.
کتاب نجوم بَتّانی و شرح بیرونی بر آن.
آثار بنی شاکر و رسایل آن ها در باب اشتباهات نجومی بطلمیوس.
زیج زَرقانی که در اروپا به
ARZECHEL
معروف بود که مبنای زیجهای طلیطله و لندن قرار گرفت.
تصحیح البطروجی معروف به
ALPETRAGIOS
بر کتاب مجسطی، و آثار بسیار دیگری از «جابر بن افلح اشبیلی»، «ثابت بن قرّه»، «الکندی»، «ماشاء اللّه منجّم» و سایر منجمان و ستاره شناسان مسلمان.(۳۳)
ترجمه این آثار، علم نجوم را که به مدت چندین قرن به دست فراموشی سپرده شده بود در اروپا زنده کرد. فعالیت های ستاره شناسان بزرگ اروپایی در عهد رنسانس و شکوفایی علمی اروپا، بر اساس این آثار صورت گرفت. کارهای دانشمندانی چون «کوپرنیک»
COPERNIC (1473
1543 م) «کپلر»
KEPLER (1571
1630 م) و…، برگرفته از دانش مسلمانان بود. در واقع، هنگامی که منجمان مسلمان به اصلاح مجسطی بطلمیوس و رفع اشتباهات آن سرگرم بودند، دنیای لاتینی تازه مطالعه آن را آغاز کرده بود و زمانی که مسلمانان به تخریب آن پرداختند، مردم اروپا تازه آن را کشف کردند.(۳۴)
در زمینه علوم شیمی و فیزیک نیز آثار پراکنده ای از دانشمندان مسلمان ترجمه شد. از مترجمان فعال در این زمینه «آرتفیوس» (
ARTEPHIUS
) بود که کتاب «خالد بن یزید اموی» در کیمیا را ترجمه کرد. در قرن سیزدهم نیز کتاب لوح زبرجد از نویسنده ای ناشناس و چند کتاب دیگر در کیمیا ترجمه شد.(۳۵)
در فیزیک، ترجمه کتاب البصایر بطلمیوس از عربی که توسط «ایوگنیوس» (
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
