اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن شامل 84 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی طبقات اجتماعی در قرآن :
پژوهش حاضر با تکیه بر قرآن به دنبال پاسخ به این پرسش ها است که آیا قرآن برای طبقات اجتماعی در جامعه مشروعیت قائل است؟ این طبقات چه ویژگی و چه تاثیری در جامعه دارد؟
این پژوهش، ضمن تعریف از طبقات اجتماعی و ارائه دسته بندی های مختلف معتقد است که قرآن نه تنها در صدد آن نیست که وجود طبقات اجتماعی و برخورداران از مزایای مادی را مشروعیت بخشد، بلکه در صدد بی ارزش نشان دادن تنعمات صرف مادی و بیان ثبوت ارزش برای تقرب به خدا و برخورداری از رحمت الهی است .
مقدمه
«طبقه » به گروهی از انسان ها اطلاق می شود که دارای منزلت اجتماعی معین و امتیازات مثبت یامنفی ومنافع مشترک و مشابهی هستند که برای دفاع ازاین منافع، واکنش گروهی یاعکس العمل واحدی نشان می دهند و می توان براساس ویژگی های آنان، این واکنش را از آنها پیش بینی کرد، مانند طبقه نجبا، شاهزادگان، تجار، روحانیان و کشاورزان .
گاهی این امتیازات، ویژگی ها و منافع مادی است واینان ازحیات اجتماعی واقتصادی بهره کلان وخاصی دارند . دراین صورت مسائل ومشکلات برای طبقه، به سرعت و از طریق روابط حل می شود; برای مثال خدمات بهداشتی، رفاهی و دیگر خدمات، به راحتی در اختیارشان قرار داده می شود، امکانات تحصیلی باکیفیت مطلوب در اختیار خود و فرزندانشان است، و این در حالی است که عموم مردم در تنگنای مادی و معیشتی قرار دارند .
در مقابل این طبقه، طبقه دیگری وجود دارد که از امتیازی برخوردار نیستند و به زحمت زندگی می کند، بارمشکلات جامعه رابه دوش می کشد، مصایب جنگ و دفاع از نظام سیاسی را بر عهده دارند . اینان معمولاابزاری برای اهداف سیاسی طبقات بالا محسوب می شوند و چه بسا در این راه، هستی خود را هم از دست بدهند . البته طبقات دیگری هم وجود دارند که بین این دو طبقه قرار گرفته اند و از منافع متوسطی برخوردار می شوند .
این مقاله درصدداست با نگاهی اجمالی، گونه شناسی طبقات در قرآن رامورد بررسی قرار دهد .
از دیدگاه پی یرلاروک طبقات اجتماعی (۲) عبارتند از «دسته هایی با ارزش های نامتساوی، حال این ارزش ها مادی باشندیامعنوی باشند» . (۳)
شهید مطهری در کتاب جامعه و تاریخ معتقد است طبقات «گروهایی هستند که باعث تبعیض می شوند . . .» . (۴)
عده ای طبقه اجتماعی را گروه نسبتاپایداری می دانند که اعضای آن در تولید و بهره برداری از ثروت اجتماعی پایگاه کم و بیش یکسانی دارند . نوع فعالیت اقتصادی، مقدار درآمد، نوع و سطح آموزش رسمی، نوع سکونت گاه و درآمد وموقعیت طبقه اجتماعی خانواده ای که شخص درآن متولد شده است، از عوامل مهم تعیین کننده طبقه اجتماعی شمرده می شوند . در ادبیات سیاسی چپ، گروه های بزرگی از افراد راگویند که از جهت مقامشان در نظام معین تولید اجتماعی و مناسباتشان با وسایل تولید و نیز نقش شان در سازمان اجتماعی کار و بنابراین از جهت شیوه دریافت و میزان آن ثروت اجتماعی که در دست دارند، از یکدیگر متمایزند . طبقات، گروه هایی از مردم هستند که از آنان یکی می تواند کار دیگری رابه علت تفاوتی که میان مقام آنها در شیوه معین اقتصاد وجود دارد، به خود اختصاص دهد . (۵)
طبقه اجتماعی ازدیدگاه قرآن
در این خصوص، سؤالی که مطرح می شود این است که آیا قرآن طبقه را به رسمیت می شناسد؟ و در این صورت، به چه طریقی آنها راتقسیم و طبقه بندی می کند؟
برخی با توجه به آیه ۳۱ تا ۳۵ سوره زخرف، تصور کرده اند که خداوند بعضی را برتر و متنعم قرار داده و گروهی را کار فرما و مسلط و گروه دیگری را فرودست! بنابراین وجود طبقات در جوامع انسانی امری جبری و مقتضای طبیعی جامعه و خواست حق تعالی است و از آن گریزی نیست; اما با دقت در آیه و شان نزول آن، روشن می شود که مضمون آن ظاهرا چنین است که مشرکان بنابر خصلت استکباری و معیار بهره وری از تنعمات مادی ، بر رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله – که اورایتیم عبد الله می گفتند – خرده می گرفتند و می گفتند رسالت که نحوه ای ریاست و سیادت است، چرا به محمد صلی الله علیه و آله که از نظر اجتماعی و مادی از طبقه ای پایین است و ثروتی ندارد، واگذار شده و چرا قرآن به مردان «دو قریه بزرگ » که دارای امکانات مادی و ازطبقات مرفه جامعه اند نازل نشده است؟ !
خداوند در پاسخ به این ایراد می فرماید: نه تنها موهبت بزرگ رسالت که امری معنوی وعظیم است به دست خداست و ربطی به شما ندارد که برای او تعیین تکلیف کنید، بلکه حتی معیشت و زندگانی مادی و توزیع این نعمت ها نیز به دست اوست .
در قرآن ملاک برتری و ارزش در نزد خدا، همانا بعد معنوی است نه مادی، زیرا قرآن می فرماید: «ورحمت پروردگارت بهتراست ازاموالی که اینان جمع کرده اند» . (۶)
پس آیه، نه تنها در صدد مشروعیت بخشیدن به وجود طبقات اجتماعی و برخورداران از مزایای مادی نیست، بلکه متنعم بودن از مزایای مادی را بی ارزش نشان می دهد و تقرب به خدا و برخورداری از رحمت الهی را ارزش می شمارد، یعنی ارزش های مادی وطبقاتی جوامع رامردود و منفی اعلام کرده وارزش های معنوی و الهی را ارزش می شناسد .
عوامل قشر بندی و چند قطبی شدن جامعه
اسلام قشربندی و چند قطبی یا تک قطبی شدن جامعه را ناشی از عوامل مختلف و متضادی می داند . برخی از این عوامل مربوط به بعد جسمانی و مادی وجود انسان و برخی مربوط به بعد معنوی و روحانی وجود او هستند . نه می توان عوامل عقیدتی و فکری و فرهنگی را فاقد اصالت دانست و نه می توان شرایط اقتصادی وسیاسی چون ثروت، فقر و قدرت را کاملا بی تاثیر دانست; البته این عوامل هر چند مستقل از یکدیگرند، ولی در ارتباط با هم عمل می کنند .
قرآن از یک سو، تقسیم بندی های شرک – ایمان، فسق – تقوا و کفر – ایمان را مطرح می کند و معتقد است این عوامل عقیدتی و ارزشی تاثیر زیاد و پیامدهای اجتماعی مهمی در جامعه دارند . این عوامل در عظمت یا زوال و شکوه یا شکست اقوام و ملل تاثیر به سزایی داشته اند . براین اساس، در طول تاریخ همواره دو اردوگاه توحید و شرک، خدا پرستی و هوا پرستی، و قطب های قابیل و هابیل، ابراهیم و نمرود، موسی و فرعون، محمد صلی الله علیه و آله و ابولهب درمقابل هم قرارداشته ودرگیربوده اند . پس مفاهیمی که در قرآن به کار رفته، مثل مؤمن، کافر، مشرک، منافق، مجاهد، صدیق، شهید، متقی و صالح، همه بیانگر جهت گیری اعتقادی است، ولی از سوی دیگر، قرآن مفاهیم فقر، غنا، استکبار، استضعاف، ملا، مترف، مسرف، رهبان، احبار را مطرح می سازد که ناظر بروضع اجتماعی و اقتصادی است . از طرفی برخورداری های متفاوت و متمایز اجتماعی و وجود طبقات ممتاز در کنار طبقات عموم مردم، ستم بزرگ تاریخ بشری محسوب می شود . زیربنای اعتقادی این وضع ظالمانه، گاه به این صورت است که «خدایان مختلف که آفرینش و تدبیر طبقات مختلف را در دست دارند هر طبقه را با مزایا و حقوقی خاص پدید آورده اند» و گاه به این صورت که «خدای واحد، گروهی از بشر را با مزایایی در خلقت و طبیعت آفریده و آنان را از ویژگی های حقوقی برخوردار ساخته است » . (۷)
درگونه شناسی طبقات اجتماعی از قرآن، عده ای جامعه را به فرعون گرایی و غیرفرعون گرایی تقسیم کردند و گروه ها و دسته های فرعون گرا را چنین بر شمرده اند: ۱- ستمکاران مستضعف; ۲- پیرامونیان چاپلوس; ۳- آوارگان فرومایه; ۴- ستمدیدگان خاموش; ۵- فراریان ازصحنه . (۸)
عده ای دیگر، جامعه را به افرادی که موافق و مخالف با انبیا هستند، تقسیم بندی کردند . گروه های مخالف با انبیا را گروه های ذیل دانسته اند: ۱- جباران (قدرت های حاکم) ; ۲- ملا (اشراف) ; ۳- مترفین; ۴- عالمان فاسد; ۵- مستضعفان . (۹)
از طرفی قرآن در یک جا با لحنی عام از وجود معارضان «دعوت انبیا» یاد می کند و در جای دیگرسه نام راکه مشخص کننده سه طبقه است در کنار یکدیگر می آورد: فرعون، هامان، قارون . فرعون سمبل طبقه فرمانروایان، هامان سمبل رجال و سران و قارون سمبل اشراف و ثروت اندوزان . در جای دیگر از این سه طبقه به اضافه طبقه دیگر که همان رجال مذهبی و روحانیانند، تک تک نام می برد . این چهار عنوان، مبین چهار طبقه در جبهه بندی های ستیزه گرانه ضد انبیا در قرآن به شمار می آیند که عبارتند از: طاغوت، ملا، مترفین، احبار و رهبان .
در این مقاله، براساس تعریف پی یرلاروک از طبقه، طبقات اجتماعی از دیدگاه قرآن را طبقه بندی می کنیم .
گونه شناسی طبقات اجتماعی از بعد مادی
۱ . ثروتمندان (مترفین)
از دیدگاه قرآن ثروتمندان و قدرتمندان اقتصادی عبارتند از: مترفین، قارون و اشراف و ثروت اندوزان که سنبل آنهامترفین هستند .
«مترف » ازترف وترفه گرفته شده به معنای ایستادگی در نعمت و عادت کردن به نعمت; مترف کسی است که دارای نعمت وثروت زیادی است و دربهره وری از ثروت همان گونه که خودش می خواهد رفتار می کند; به عبارت دیگر، مترف به کسی می گویند که فزونی نعمت و زندگی مرفه و امکانات گسترده مادی و دنیوی او را مغرور و غافل ساخته و به طغیانگری وا داشته است . (۱۰)
بنابراین مترفین یعنی متنعمان و ثروتمندان از خدا بی خبر و آلوده به فسق و فجور .
این دسته را قرآن کریم به شکل طبقه ای متشکل و توانا مطرح می کند . ملاک طبقه ای آنان، مال (ثروت) و اولاد و فرزندان، یعنی ابزار به دست آوردن ثروت و عوامل ایجاد و حفاظت از ثروت و وسیله تفاخر است .
از ویژگی های گروه ثروتمندان (مترفین) می توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:
۱- فخر می ورزند: «نحن اکثر اموالا و اولادا; (۱۱) ما دارای بیشترین مال و اولاد هستیم » .
۲- مخالف حق و عدل هستند:
ما ارسلنا فی قریه من نذیر الا قال مترفوها انا بما ارسلتم به کافرون; در هیچ جامعه ای با نظام حاکمش، نذیری نفرستادیم مگر این که قدرتمندان اقتصادی آن جامعه مخالفت خود را ابراز داشتند و گفتند ما با آنچه که شما برایش فرستاده شده اید (با حق و عدل) مخالفیم . (۱۲)
۳- اعتقادی به معاد و حیات پس از مرگ ندارند:
انهم کانوا قبل ذلک مترفین و کانوا یصرون علی الحنث العظیم . . . ; آنها قبلا مترف بودند و بر گناه بزرگ (شرک) اصرار می کردند و (از روی استهزا) می گفتند: آیا هنگامی که مردیم و استخوان ما خاک شد باز هم زنده خواهیم شد؟ (۱۳)
۴- ارتکاب فسق و فجور .
۵- تقلید کورکورانه از آیین گذشتگان خود:
ما قبل از تو هیچ انذارگری را به سوی جامعه نفرستادیم، مگر آن که مترفین آن گفتند: ما پدرانمان را پیرو آیینی یافتیم و خودمان نیزپیروهمان آیین هستیم . (۱۴)
تاثیرات مترفین برجامعه به قرار زیر است:
مترفین باعث تبعیض نژادی و برتری در جامعه می شوند، چرا که خود را برتر و عالی تر می دانند:
قال انما اوتیته علی علم عندی; قارون گفت: به خاطر علمی که خود دارم به این ثروت رسیدم . (۱۵)
قرآن در جای دیگر از زبان اینها می فرماید:
قارون ها گفتند که ما دارای بیشترین مال و اولاد هستیم و هرگز دچار عذاب نخواهیم شد . (۱۶)
با امعان نظر در آیات فوق، می توان گفت که طبقه مترف از علل اصلی انحراف جوامع هستند، زیرا هر کفران و عصیان، هر گناه و فساد و هر ظلمی که در این جوامع جان می گیرد و گسترش می یابد، از ناحیه اینان وبه رهبری این قشراست . (۱۷)
این قشر برای تثبیت موقعیت مالی و اجتماعی و سلطه خود بر «ناس » حتی با عقاید مردم بازی می کنند و برای آنان «عقیده » می آفرینند تا تشنگی فطرت خدا جویانه آنان را با اعتقادی انحرافی سیراب کنند; برای آنهابت و خدا می تراشند و معتقدات خرافی مردم را در جهت حفظ منافع خود و تخدیر افکار مردم جهت می دهند .
نتیجه آن که طبقه مترف چون به شکمبارگی و شهوترانی خوگرفته و فطرت ثانوی آنها شده است، همان ارزاق کم را با حیله های گوناگون به خود اختصاص می دهند و با ترفندهای اقتصادی و ایجاد بازار سیاه و تورم و احتکار و بالا بردن کاذب قیمت ها موقعیت اقتصادی خود را تثبیت و فقرا را فقیرتر می کنند; از این رو طبقه مترف، جامعه را به سوی فساد و تباهی سوق می دهد .
۲ . گروه های درون حاکمیت سیاسی (ملا)
«ملا» به گفته راغب، گروهی را می گویند که بر فکر خاص اتفاق نظر دارند و منظر و دیدارشان چشم ها را پر می کند و شخصیت ظاهری شان مردم را به خود متوجه می سازد . قرآن کریم از این طبقه سی بار یاد کرده است . ملا در واقع همان اشراف هستند که وضع ظاهری شان نظر افراد محروم رابه خود جلب می کند . اینان سیاست مدارانی خودکامه اند که در تضعیف روحیه مستضعفان نقش فعالی دارند .
به طورکلی، گروه ملا افرادی هستند که در راس قدرت قرار دارند و پیوسته هم رای و پشتیبان یکدیگرند و به عبارت دیگر، گروه برگزیدگان سیاسی هستند که رتق وفتق امور را در دست دارند .
ویژگی های ملا
۱- قرآن کریم این طبقه را افرادی سرمایه دارو اسیر زینت های دنیا معرفی می کند:
پروردگارا، به فرعون و ملا زینت و مال در زندگی دنیا دادی تا (به وسیله آن) مردم را از مسیر تو گمراه کنند . (۱۸)
۲- افرادی خودخواه وبرتری جوهستندکه دربه بندکشیدن توده های محروم نقش به سزایی دارند . قرآن در این باره می فرماید:
اشراف متکبر قوم او گفتند: ای شعیب، سوگند یاد می کنیم که تو را (ازشهر) بیرون خواهیم کرد . (۱۹)
۳- به هنگام تزلزل قدرت باهم بسیج می شوند:
قال للملا حوله ان هذا لساحر علیم، یرید ان یخرجکم من ارضکم; (۲۰) فرعون به برگزیدگان سیاسی دوروبرش گفت که این مرد (موسی) جادوگری بس داناست که می خواهدشمارا از جامعه تان وسرزمینتان بیرون کند، چه فرمان می دهید .
۴- از کافران و مشرکانی بودند که همواره در برابر انبیا موضعگیری خصمانه داشتند: «اشراف کافر قومش گفتند ما تو را جز بشری مثل خودمان نمی بینیم » . (۲۱)
۵- در صدد کشتن انبیا بر می آمدند، چنان که قصد کشتن موسی را داشتند: «(آن مرد) گفت: ای موسی ، اشراف برای کشتن توبه مشورت پرداختند» . (۲۲)
