خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دو تصویر از یک واقعه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دو تصویر از یک واقعه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقد تاریخی گزارش ابن خلدون از سانحه عاشورا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
11ساعت
05دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 73

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا شامل 87 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل برداشت دنیاگرایانه از قیام عاشورا :

درآمد

از زمانی که واقعه جانگذار عاشورا روی داده است تا به امروز، اندیشمندان بسیاری از جهان اسلام، درباره انگیزه ها و چرایی این قیام، سخن ها گفته اند و نوشته ها نوشته اند. اما در این میان، برخی با توجه به گرایش ها و وابستگی هایی که به حاکمان معاصر خویش داشته اند، به برداشت های تحریف آلود و وارونه از قیام کربلا، دست یازیده اند که یکی از آن ها «نگاه دنیاگرایانه به نهضت عاشورا» است. این نوشتار در ابتدا به معرفی و نقد این دیدگاه پرداخته و در ادامه به اهداف قیام عاشورا از دیدگاه رهبر قیام پرداخته است.

یکی از دیدگاه های مهم اهل سنّت درباره فلسفه قیام عاشورا، برداشت دنیاگرایانه از نهضت اباعبداللّه علیه السلام است. این برداشت حتی از همان آغاز نهضت در برخوردهایی که امام علیه السلام با برخی از بزرگان و افراد سرشناس در مدینه و مکه داشتند، به روشنی نمایان است. آنان به این گمان که حسین بن علی علیه السلام برای دست یابی به ریاست و حکومت دنیوی قیام کرده، اما در ارزیابی خود برای دست یافتن به چنین هدفی، دچار اشتباه شده است، حرکت حضرت را تخطئه کرده و در لباس خیرخواهی، کوشش می کردند امام علیه السلام را به هرشکل ممکن، از این سفر بازدارند؛ چرا که می دانستند این حرکت به شکست نظامی منجر خواهد شد و دست یابی به حکومت، خیالی بیش نیست. عبدالله بن عمر با چنین نگاهی چندین بار کوشید تا حضرت را از هدف خود منصرف سازد.(۱) چنین اندیشه ای، محدود به عصر امام حسین علیه السلام نبود، بلکه در قرون بعدی نیز، برخی ازمورّخان واندیشمندان اهل سنّت ضمن تأیید و پذیرش و ترویج تفکر یادشده، به ارائه تفسیر سطحی و دنیاگرایانه از انگیزه قیام اباعبدالله علیه السلام و در نتیجه، ارائه چهره ای منحرف و دگرگون از نهضت کربلا پرداختند. این گروه در اثر چنین نگاهی، که برخاسته از محاسبات بشری است، بر این باورند که نهضت امام علیه السلام یک حرکت ابتدایی و نسنجیده در شرایط نامناسب زمانی صورت گرفته است؛ چون حسین علیه السلام آن چنان که باید در ارزیابی قدرت حکومت و سنجش توان و جایگاه خویش دقت لازم نکرد. ازاین رو، بر اقدام امام علیه السلام خرده گرفته، آن را موجب تفرقه بین مسلمانان و خلاف مصالح جامعه اسلامی پنداشتند. در این زمینه، برخی از آنان تا آن جا پیش رفته اند که حرکت امام را برای خود و اسلام و مسلمانان تا روز قیامت زیان بار دانسته اند.این نوشتار در ابتدا، به معرفی و نقد نمونه هایی از این اظهارنظرها می پردازد و در ادامه، با استناد به خطبه ها، نامه ها، وصیت نامه و دیگر بیانات امام حسین علیه السلام ، که در مقاطع و مکان های مختلف این واقعه نوشته یا ایراد فرموده اند، به فلسفه و اهداف قیام کربلا، از دیدگاه آن حضرت، اشاره می نماید.

الف) قاضی ابوبکربن عربی اندلسی مالکی (م ۵۴۳ ه.) مؤلف کتاب العواصم من القواصم ضمن آن که معتقد است امام حسین علیه السلام با قیام خود وحدت امت اسلامی را به هم زد و مردم به حکم فرمایش پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمود: «هرکس بخواهد امت متحد اسلام را به تفرقه بکشاند، باید کشته شود، هرکس که می خواهد باشد» او را کشتند، هرچند او فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله بود. بنابراین، حسین موافق شریعت جدش کشته شد! در این باره می گوید:

«اگر حسین بن علی، که بزرگ این امت و پسر بزرگ این امت و شریف ترین شخص و پسر شریف ترین شخص امت بود، در خانه خود می نشست یا به زراعت یا دامداری می پرداخت، مقرون به صلاح و صرفه بود. و اگر مردم از او درخواست قیام به حق می کردند، از آنان نمی پذیرفت و توجه به هشدار رسول خدا صلی الله علیه و آله می کرد، که از انگیزش فتنه بیم داده بود، و به خاطر می آورد که رسول خدا صلی الله علیه و آله از صلح حسن بن علی علیه السلام ستایش کرده و اگر او تنها به این نکته توجه می کرد که حسن بن علی علیه السلام با آن همه نیروی نظامی خود حکومت و خلافت را از دست داد، چگونه او می تواند به کمک اوباش و اراذل کوفه خلافت را به چنگ آورد؛ چنین حادثه تأسف باری هرگز رخ نمی داد.»(۲)

ب) ابن تیمیه (م ۷۲۸ ه.) نظریه جواز خروج حسین بن علی علیه السلام بر یزید را باطل می داند. وی بر این باور است که مفسده چنین خروجی از مصلحتش بیش تر بوده و در خروج و قیام حسین هیچ گونه مصلحت دنیایی و دینی وجود نداشته است؛ چرا که حسین علیه السلام آنچه را که از کسب خیر و دفع شر در نتیجه قیامش به دنبال آن بود، به دست نیاورد و حتی با قیام و کشته شدنش خوبی کاهش یافت و بدی فزونی گرفت، بلکه قتل حسین از کارهایی بود که فتنه های زیادی را دامن زد.(۳)

وی در جای دیگر، در بحث مقایسه ای میان قتل عثمان و شهادت امام حسین علیه السلام می نویسد:

«بی تردید اجر و ثواب عثمان نزد خدا بیش تر و گناه قتلش بیش تر از گناه کشتن کسی است که حاکم و زمامدار مسلمانان نبوده، اما برای دستیابی به حکومت خروج کرده است؛ چرا که عثمان از خود صبر پیشه کرد و برای حفظ جان خویش با قاتلانش نجنگید!…»(۴)

ج) ابن کثیر (م ۷۷۴ ه.) درکتاب البدایه و النهایه در فصلی با عنوان «قصه الحسین بن علی و سبب خروجه باهله من مکه الی العراق فی طلب الاماره و کیفیه مقتله»(۵) به جریان قیام کربلا پرداخته است. وی در عنوان یاد شده، هدف نهضت امام حسین علیه السلام را طلب حکومت و دستیابی به قدرت (طلب الاماره) بیان نموده و با این سخن، به این قیام ماهیتی سیاسی، دنیوی داده است.

د) ابن خلدون (م ۸۰۸ ه.) دیدگاه خویش را درباره قیام امام حسین علیه السلام چنین بیان می کند:

«… حسین دید که قیام بر ضد یزید به سبب فسق وی واجب و ضروری است، به ویژه بر کسی که توانایی چنین قیامی را داشته باشد. او گمان کرد خود به سبب شایستگی و داشتن شوکت و نیرومندی، بر این امر تواناست. اما درباره شایستگی، هم چنان که گمان کرد درست بود و بلکه بیش از آن هم لیاقت داشت، اما درباره شوکت اشتباه کرد!»(۶)

ه.) شیخ محمد طنطاوی مصری (م ۱۲۷۷ ه.) درباره نهضت امام حسین علیه السلام می نگارد:

«حسین بن علی علیه السلام از روی خوش گمانی به کسانی که گرد او جمع شده بودند و شدیدا او را برای قیام و قبضه کردن خلافت تحریک می کردند، اطمینان پیدا کرد. از این رو، قیام کرد، اما از طرفی قدرت و شوکت بنی امیه و شدت عمل دستگاه حاکم را به حساب نیاورد و از طرف دیگر، فریب کاری مردم عراق را که در گذشته پدر و برادرش را فریب داده بودند، از نظر دور داشت!»(۷)

و) عبدالوهاب نجار (م ۱۳۶۰ ه.ق) استاد دانشگاه الازهر مصر نیز درباره قیام اباعبدالله علیه السلام نظری شبیه دیدگاه طنطاوی دارد. وی می نویسد: «ظلم است که گفته شود، یزید حسین بن علی را اجبارا به سوی عراق فرستاد؛ زیرا حسین با اختیار خود به عراق رفت. او به دو سبب فریب خورد: یکی آن که، خیال کرد عراقیان که دعوتش کردند او را یاری خواهند داد و دیگر آن که، تصور کرد خویشاوندی با رسول خدا صلی الله علیه و آله چنان مقام اجتماعی به او داده است که می تواند در این مبارزه پیروز شود.»(۸)

ز) محب الدین خطیب مصری (م ۱۳۸۹ ه.) در حواشی خود بر کتاب العواصم من القواصم ابن عربی، پس از بیان نظر و کوشش های برخی از کسانی که می خواستند امام حسین علیه السلام را از سفر به عراق منصرف کنند، می نویسد:

«این همه کوششی که افراد خیرخواه برای ممانعت از سفر حسین بن علی به کوفه کردند، بی نتیجه ماند. سفری که برای خود و اسلام و امت اسلامی تا امروز و تا روز قیامت نامیمون و زیان آور بوده و تمام این زیان ها به سبب جنایتی بود که شیعیانش مرتکب شدند؛ زیرا آنان بودند که از روی نادانی و غرور و حس فتنه انگیزی و ایجاد شر و اختلاف، حسین بن علی را برای قیام و سفر به عراق برانگیختند!»(۹)

نقد و بررسی

این ها نمونه هایی از نگاه دنیاگرایانه برخی از مورّخان و اندیشمندان اهل سنت درباره فلسفه قیام عاشوراست. این نگرش از چند جهت قابل خدشه و نقد است:

اول این که، این گروه مسأله تجاوز حاکمان یزیدی و بیعت خواهی اجباری آنان از حضرت را از نظر دور داشته و توجه نداشته اند که عاملان یزید در هر فرصتی که پیش می آمد در پی قتل آن بزرگوار بودند؛ چه زمانی که حضرت در مدینه بودند و به سبب عدم پذیرش بیعت اجباری، مجبور به کوچ شبانه و مخفیانه از مدینه شدند و چه در ایام اقامت در مکه که به سبب احتمال ترور شدن، نتوانستند اعمال حج را به پایان برسانند و به سرعت از مکه خارج شدند. و این تهدید جانی هنگام خروج حضرت از مکه که مورد تعقیب نظامیان مسلح حکومت قرار گرفتند و نیز زمانی که سپاهیان عبیدالله بن زیاد تحت فرماندهی حُرّ برای محاصره و جلب امام علیه السلام آمدند و از حرکت ایشان به سوی کوفه یا بازگشت حضرت به حجاز ممانعت به عمل آوردند، همچنان ادامه داشت. سرانجام نیز علی رغم میل باطنی امام علیه السلام وی را در بیابانی خشک و بی پناهگاه فرود آوردند. چنان که روز عاشورا هم هر چه حضرت برای جلوگیری از برخورد نظامی تلاش کردند، سودی نبخشید و سرانجام با آن تهاجم وحشیانه به امام علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام و اصحاب حضرتش، آن فاجعه و تراژدی تاریخ را آفریدند.

بنابراین، این دسته از مورّخان و صاحب نظران اهل سنت چون تهاجم حاکمان یزیدی را به حساب نیاورده اند یا نخواسته اند به حساب بیاورند، در درک و تحلیل انگیزه و ماهیت قیام آن حضرت دچار اشتباه شده و نتوانسته یا نخواسته اند تشخیص دهند که عامل اصلی این فاجعه، حکومت متجاوز و زیاده خواه یزید بوده است، نه حسین بن علی علیه السلام .

دوم این که، از نگاه این نویسندگان، اساس قیام حسین بن علی علیه السلام برای به دست گرفتن حکومت بود و شکست آن هم مستند به سه چیز:

۱. اشتباه در ارزیابی نیروی کوفیان و میزان مساعدت آنان؛ ۲. عدم توجه به عمق دشمنی بنی امیه با بنی هاشم؛ ۳. غفلت از توان نظامی و قدرت تشکیلاتی سپاه یزید.

روشن است چنین برداشتی از نهضت عاشورا، ریشه در نگاه دنیاگرایانه به قیام عاشورا دارد. این گروه با چنین نگاهی، چون به بررسی گزاره های تاریخی درباره این نهضت پرداخته و به این نتیجه رسیده اند که اوضاع و شرایط برای قیام حسین بن علی علیه السلام مناسب نبوده است، زبان به اعتراض گشوده، گاهی مردم کوفه را مقصر قلمداد نموده اند که به امام علیه السلام وعده های فریبنده دادند و به آن عمل نکردند و زمانی حرکت حسین علیه السلام را اشتباه پنداشته اند که از یک سو، به وعده های پوچ کوفیان، با آن سوابق خیانت پیشگی و بی وفایی که داشتند، اعتماد کرد و از سوی دیگر، توان بالا و قدرت سهمگین سپاه یزید را نادیده گرفت.

روح این منطق و چنین اندیشه ای آن است که قدرت مادی، که تجسم امکانات و قوای زمینی است و با جسم انسان سروکار دارد، اصل به حساب آورده شده، اما احساس وظیفه و تکلیف و دغدغه مصلحت دین، فرع و حتی نادیده انگاشته شده است. از این رو، در مقوله نهضت کربلا چون امکانات و قوای مادی امام علیه السلام را اندک می بینند و هدف حضرت را نیز دستیابی به قدرت و حکومت می پندارند، حرکت حضرت را، حرکتی نسنجیده و عجولانه قلمداد نموده و بر این باورند که در صورتی قیام حضرت معقول بود که وی نیروی نظامی کافی و امکانات مادی فراوان در اختیار داشت! غافل از آن که، امام علیه السلام از قدرت مادی و نظامی بنی امیه کاملاً آگاه بود و قساوت قلب و سوابق دشمنی این خاندان را با دودمان رسالت از یاد نبرده بود و سابقه بی وفایی مردم کوفه هم زبان زد همه بود. هم چنان که حضرت نه تنها آرا و نظریات بزرگان و ناصحان را نیز رد نمی کرد، بلکه گاهی حتی به صراحت نظر آنان را تأیید می نمود؛ چون می دانست آنان به خاطر علاقه و محبتی که نسبت به وی دارند، او را از سفر به عراق که زندگی و مصالح دنیوی وی را به خطر می انداخت، بازمی دارند. اما حسین بن علی علیه السلام مصلحت دین و جامعه اسلامی را بر مصالح دنیوی خویش ترجیح داد و مسؤولیت حفظ دین نزد وی بسیار خطیر بود، از این رو، نمی توانست برای حفظ مصالح دنیوی خود، اهل بیت علیهم السلام و یارانش، از مصالح دینی و اخروی چشم پوشی کند. به همین سبب بود که نهضت حضرت از این بُعد مورد تحسین همگان قرار گرفت.(۱۰) بنابراین، برداشت دنیایی از نهضت عاشورا، با تفکر حسینی، که اصل را حتی با وجود خطر جانی انجام تکلیف می داند، ناسازگاری و تفاوت ماهوی دارد.

سوم این که، چگونه می توان پذیرفت که امام حسین علیه السلام برای طلب دنیا و ریاست طلبی قیام کرد، در حالی که آن بزرگوار طبق آیه شریفه «اِنّما یُرِیدُ اللهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا» (احزاب: ۳۳)؛ همانا خداوند می خواهد از شما خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله پلیدی را ببرد و به شما پاکی کامل ارزانی دارد؛ مانند جد، پدر، مادر و برادرش، مبرّا از هرگونه پلیدی است. آیه یاد شده، که بنا به اعتقاد شیعه و روایات بسیار متعدد اهل سنت درباره پیامبر صلی الله علیه و آله ، علی علیه السلام ، فاطمه علیهاالسلام ، حسن و حسین علیهماالسلام نازل شده است، بهترین دلیل بر عصمت این پنج تن از هرگونه پلیدی است که از مهم ترین آن ها دنیادوستی و ریاست طلبی است. افزون بر این، اگر انگیزه حضرت از قیام مسلحانه، دستیابی به حکومت چند روزه این دنیا بود، رسول خدا صلی الله علیه و آله امر به یاری او نمی کردند، در حالی که روایاتی حتی از طرق اهل سنت وارد شده است که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمان به یاری حضرت داده است. از جم

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.