خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی اصلاح شده (۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی اصلاح شده (۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی ؛ پیشینه و تعاریف
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل معرفت شناسی ؛ پیشینه و تعاریف قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
01ساعت
29دقیقه
23ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 62

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق، محتوای خود را در قالب 111 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تئوری های صدق :

صدق و کذب در زمره مهمترین مباحث معرفت شناسی به شمار آمده است و از دیرباز محل توجه بوده است. این بحث در ابتدا بیشتر درباره تعیین معیار صدق و کذب بود اما کم کم اندیشمندان با نگاهی دوباره به تامل درباره چیستی صدق و کذب پرداختند. قدیمی ترین نظریه ای که درباره چیستی صدق ارائه شده، «نظریه مطابقت » است. این نظریه باوجود طرفداران بسیار در سده های اخیر با چالشهایی روبرو شد که موجب گردید تا نظریه های دیگری در باب صدق ارائه شود. مهمترین این نظریه ها عبارتند از تلائم، پراگماتیسم، نسبیت و کاهشگرا. نوشتار حاضر به طور مختصر به ارائه نظریه های صدق می پردازد. در هر مورد پس از بیان نظریه، نقدهای فشرده آن از منظر صاحبنظران غربی ومسلمان بیان می شود.

مقدمه

ارزش شناخت که مشتمل بر ملاک تمییز حقایق از اوهام و شناخت حقیقی از غیرحقیقی است از شاخه های مهم معرفت شناسی به شمار می رود. آدمیان آنگاه که به خطای پاره ای ازاندیشه ها دست یافتند و اختلاف معرفتی را میان عالمان مشاهده کردند، به فکر چاره ای برای کشف حقیقت و صحیح از خطا و سقم شدند، ولی قبل از پی جویی معیار شناخت، تبیین چیستی صدق و تعریف حقیقت ضرورت دارد. تعریف صدق،

(

Definition

)

به تحلیل ماهوی و معنایی صدق می پردازد و جنبه ثبوتی دارد و معیار صدق،

(

Criterion

)

به ارائه ابزار و ملاکی برای تشخیص صدق از کذب و حقیقت از خطا می پردازد. تفکیک بین معیار و تعریف صدق نزد فیلسوفان اسلامی و غربی مورد توجه بوده است، برای نمونه پوپر در این زمینه می گوید:

«یک نکته دارای اهمیت قطعی است: اینکه بدانیم صدق به چه معناست – یا فلان گزاره تحت کدام شرایط راست است – غیر از این است و باید از این مسئله به وضوح فرق گذاشته شود که وسیله یا ملاکی در اختیار داشته باشیم که به طعیت بگوییم فلان گزاره آیا راست است یا دروغ… فی المثل ممکن است بدانیم مقصودمان از گوشت سالم و گوشت فاسد چیست اما شاید دست کم دربعضی موارد ندانیم که چگونه باید یکی را از دیگری تمییز داد… به همین وجه، هر پزشکی کمابیش می داند که غرض از سل چیست اما ممکن است همیشه موفق به تشخیص آن بیماری نشود.» (۳)

استاد مطهری و استاد جوادی آملی نیز دقیقا به این نکته عنایت داشته و قائل به تفکیک معیار ثبوتی و اثباتی شدند. (۴)

فصل اول: مبادی تئوریهای صدق

تئوریهای صدق همانند هر بحث دیگری به مبادی و پیش فرضها و اکسیوم های معینی وابستگی دارند، به همین دلیل در این نوشتار قبل از بیان رویکردهای مختلف اندیشمندان اسلامی و غربی در باب ماهیت صدق به بیان آن مقدمات می پردازیم:

۱. مسئله صدق و کذب و حقیقت و خطا، ناظر به ادراک حصولی است و اندیشه های حضوری تخصصا از محل بحث صدق خارجند زیرا در علوم حصولی، وساطت مفهومی میان عالم و معلوم خارجی تحقق دارد و به همین دلیل صدق و کذب و مطابقت و عدم مطابقت اندیشه با واقع معناپیدا می کند، ولی در علم حضوری، عالم مستقیما با معلوم خارجی تماس پیدا می کند و خطا درآن راه ندارد.

۲. صدق و کذب در وادی تصورات و مفاهیم مفرده که خالی از نسبت و محمول و حکمندجریان ندارد زیرا مفاهیم و صور ذهنی مفرده از محکی خودشان حکایت دارند، اما از تحقق و عدم تحقق محکی حکایتی ندارند، به همین دلیل مفاهیم همیشه با محکی بالذات خود تطابق دارندو خطا در آن راه ندارد.

به تعبیر دکارت صورت علمی اگر در حد ذات خود و بدون ربط و نسبت آن به امر دیگرملاحظه شود نمی تواند خطا باشد. (۵)

۳. صدق و حقیقت در فلسفه، معرفت شناسی و منطق در معانی مختلف به کار رفته اند. فارابی حق را به معنای مطابقت گفتار با واقع، موجود محقق بالفعل و موجود غیرباطل گرفته است. (۶)

ابن سینا نیز در الهیات شفا به این سه معنا اشاره می کند. (۷)

مرحوم شیخ محمدتقی آملی درشرح منظومه به تفاوت صدق و حق پرداخته و خبر مطابق را صادق و مطابق را حق خوانده است. (۸)

پاره ای از فیلسوفان غربی نیز میان حق و صدق تفاوت قائلند، حقیقت را وصف چیزحقیقی و صدق را وصف گوینده حق دانسته اند (۹) و اما صدق و حقیقت در مبحث ارزش شناخت به معنای واحدی به کار می روند.

۴. صدق در علوم ادبی به دو معنا به کار رفته است: ۱.مطابقت خبر با اعتقاد مخبر ۲. مطابقت خبر با واقع (۱۰) ; یعنی صدق اخلاقی و صدق منطقی یا صدق مخبری و صدق خبری. صدق اخلاقی وصف گوینده است; بدین معنا که گوینده قضیه ای را بر زبان جاری می کند که خود به صدق آن و مطابقت آن با واقع و نفس الامر اعتقاد دارد ولی صدق منطقی و معرفت شناختی،وصف قضیه است و به معنای مطابقت قضیه با واقع و نفس الامر گرفته می شود. چنانکه اهل منطق گفته اند: «ان القضیه لقول محتمل الصدق ای مطابقه الواقع و الکذب عدمها.» (۱۱) صدق و کذب درمبحث ارزش شناخت، صدق و کذب خبری و منطقی است.

فصل دوم: رویکردهای چیستی صدق

مسئله چیستی صدق از آغاز حیات فلسفه مورد توجه حکیمان و اهل منطق بوده، ولی در دوقرن اخیر یعنی از نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی به پژوهش و چالش کشیده شده است. برخی ازمعرفت شناسان، تعریف سنتی یعنی نظریه مطابقت را پذیرفتند و گروههای دیگری به مناقشه در آن پرداخته و به تئوریهای جدیدی از قبیل: تلائم، عملگرا، نظریه معنایی، نسبیت گرا ونظریات کاهش گرا رو آوردند. البته امروز نظریه های مطابقت، تلائم و عملگرا را به عنوان نظریه های سنتی معرفی می کنند و ما اینک به توصیف و تبیین و نقد مهمترین نظریه های صدق می پردازیم:

الف. تئوری مطابقت،

(

Correspondence Theory

)

این رویکرد یکی از معروفترین تئوریهای صدق است که به عنوان نظریه کلاسیک، مقبول بسیاری از متفکران مشرق و مغرب زمین قرار گرفته است. افلاطون در رساله سوفیست، ارسطو درمتافیزیک، عموم فلاسفه مدرسی و منطق دانان قرون وسطایی و نو افلاطونیان و رواقیان و پاره ای از فیلسوفان معاصر غرب چون راسل و ویتگنشتاین، متقدم و معتقد به اتمیزم منطقی بودند وجورج ادوارد مور، استین، تارسکی، پوپر و… بر این دیدگاه تاکید داشتند (۱۲) و حتی شکاکان یونان باستان با پیش فرض تئوری صدق و نظریه مطابقت به ارائه سفسطه های خود پرداختند.

افلاطون در رساله سوفیست می گوید:

بیگانه: ولی پندار نادرست، پنداری است برخلاف آنچه هست. مگر غیر از این است؟

ته ئه تئوس: آری، برخلاف آنچه هست.

بیگانه: پس پندار نادرست این است که آدمی نباشنده را در نظر بیاورد و تصور کند.

ته ئه تئوس: بی گمان. (۱۳)

ارسطو نیز در متافیزیک به تفسیر صدق و نظریه مطابقت می پردازد و چنین می نگارد: اما درواقع وجود هیچ چیز «میانی » در بین دو نقیض نیز امکان ندارد، بلکه درباره یک چیز، باید یک چیز را – هرچه باشد – یا ایجاب کرد یا سلب، این نیز هنگامی روشن می شود که ما تعریف کنیم که صدق و کذب چیست؟ زیرا گفتن اینکه «موجود» نیست یا «ناموجود» هست، دروغ است اما اینکه «موجود» هست و «ناموجود» نیست، راست است. (۱۴)

حکما، متکلمان و اهل منطق اسلامی نیز همین دیدگاه را گسترش دادند و صدق را به معنای مطابقت با واقع و کذب را به معنای عدم مطابقت با واقع تفسیر کرده اند. (۱۵)

اشکالات نظریه تطابق

تئوری مطابقت علی رغم مدافعان فراوان در فلسفه اسلامی و اروپایی از سوی پاره ای ازنویسندگان مورد اعتراض قرار گرفت. این اشکالات منشاء گرایش برخی از مکاتب فلسفی ومعرفت شناسی به تئوریهای دیگر صدق شد. اینک به پاره ای از نقدهای این نظریه می پردازیم:

اشکال ۱. یکی از مهمترین اشکالات نظریه مطابقت، ابهام در مفهوم تطابق و مطابقت است.مفسران تئوری مطابقت از این واژه تفسیرهای گوناگون عرضه کرده اند. این تفاسیر منشاءابهام زایی در آن شده است، برای نمونه ارسطو، پیوند مداوم قضیه با واقع و نفس الامر را پیشنهادمی دهد. (۱۶)

لایب نیتس از طریق جواهر فرد و منادها به تفسیر مطابقت اقدام می کند. (۱۷)

آژدو کیویچ نیز در باب ابهام مفهوم مطابقت می نویسد: «البته مراد این نیست که خود فکر باواقعیتی که وصف می کند عینا یکی است، شاید مقصود این باشد که فکر با واقع شباهت دارد وانعکاسی از آن است ولی حتی این تعبیر از مطابقت فکر با واقع هم در نظر بعضی از فیلسوفان باطل است. اینها می پرسند چگونه فکر شبیه چیزی می شود که بالکل با آن مغایر است و چگونه فکر که فقط دارای بعد زمانی است و بعد دیگری ندارد شبیه چیزی است که مقید به مکان ست یاچگونه فکر شبیه به مکعب یا آبشار نیاگارا می شود.

مدافعان تعریف متعارف در پاسخ این انتقاد تذکر می دهند که جریانی که عمل تفکر است بامضمون تفکر دو تاست و تاکید می کنند که برای حقیقت داشتن فکر، لازم نیست که جریان عمل تفکر شبیه واقعیت باشد بلکه مضمون فکر باید با آن شباهت داشته باشد. ولی معترضان می گویند. مفهوم شباهت مفهوم واضحی نیست زیرا معین نمی کند که شباهت بین مضمون فکرو واقعیت چه اندازه باید باشد تا بتوان آن را فکر حقیقی خواند. همین امر سبب شد تا این تعریف فاقد معنی محصل باشد.» (۱۸)

جنجالهایی که فیلسوفان اسلامی در باب وجود ذهنی داشتند به تئوری مطابقت و تفسیر آن برگشت دارند، زیرا عموم حکما، مطابقت را به رابطه ماهوی معلوم بالذات با معلوم بالعرض تفسیرمی کردند و صدرالمتالهین اشکال اندراج ماهیت ذهنیه در بیش از یک مقوله را با تفاوت حمل اولی و شایع حل کردند. (۱۹)

پاسخ: حق مطلب آن است که مفهوم مطابقت آن گونه که مخالفان قصه هایی را سروده اند،مبهم نیست و معنای مطابقت گزاره یا عقیده و یا حکم با واقع و نفس الامر این است که آنچه گوینده ابراز داشته است یا در ذهن سپرده، همان چیزی است که در عالم واقع تحقق یافته است.به تعبیر دیگر، حکایت تام از محکی خارجی و نفس الامری دارد و واقع را همان گونه که هست،نشان می دهد. محقق دوانی در این باره می نویسد: «المطابقه مع ذی الصوره بمعنی ان الصوره تکون ماخوذه منه و کاشفه منه » (۲۰) و نیز می نویسد: «ان کل صوره مطابق لذیها و مبدء لانکشافه و هما متحدان ذاتا ومتغایران اعتبارا بناءا علی الاتحاد الذاتی بین العلم و المعلوم » شایان ذکر است که همه صور ذهنی اعم ازتصوری و تصدیقی و قضیه ای، صادقه و کاذبه مطابقت حکایی به معنای عام دارند و صرف نظر ازتحقق و عدم تحقق محکی، نشان دهنده محکی هستند، ولی مطابقت حکایی به معنای خاص یعنی حکایت از تحقق و عدم تحقق محکی، مخصوص قضایا و تصدیقات است. این مطلب موردتوجه و تاکید عموم علمای منطق قرار گرفته است. (۲۱)

اشکال ۲. برخی دیگر از متفکران در مقام رد تعریف متعارف حقیقت بر این باورند که اصلاممکن نیست بتوان معلوم کرد که اندیشه های ما مطابق با واقع است یا نه، بنابراین مفهوم حقیقت به عنوان مطابقت فکر با واقع، مطلوبی غیرقابل حصول است، این عقیده مبتنی بر دلایل شکاکان قدیم است. (۲۲)

به عقیده کسنوفانس، آدمی هرگز نمی تواند به حقیقت کلی برسد و آنچه وی می پندارد که همه حقیقت است در واقع جز سایه ای از آن در پندار و اندیشه آدمی نیست،معرفت برای انسان بتدریج دست می دهد. (۲۳)

پاسخ: این اشکال با دفع شبهات شکاکان قابل دفع است، زیرا اولا ارائه استدلال جهت نفی اعتبار، ملاک صحت و سقم گزاره ها با پیش فرض پذیرش ملاک استدلال انجام شده است. ثانیا دردرون استدلالی که شکاکان قدیم به کار می برند، استحاله دور و تسلسل مورد استناد قرار گرفته است. ثالثا در معیار شناخت با اثبات تصدیقات ضروری الصدق و اثبات مطابقت بدیهیات اولیه باواقع، بسیاری از شبهات دفع می شود.

اشکال ۳. تعریف حقیقت به مطابقت با واقع و خارج، جامع افراد نیست زیرا قضایای ریاضی،ذهنی، تاریخی و نفسانی را شامل نمی شود. چرا که حقایق ریاضی و نفسانی، وجود خارجی ندارند و موضوع قضایای تاریخی نیز زایل شده است، به همین جهت تطابق و عدم تطابق بر این دسته از قضایا صادق نخواهد بود. (۲۴)

این شبهه از دیرباز ذهن حکمای اسلامی را مشغول ساخته و منشاء طرح نظریه نفس الامر وبسط آن شده است و بر این اساس گستره وسیعی برای نفس الامر مطرح ساختند و آن را اعم ازذهن و خارج، حال و گذشته و آینده دانسته اند. درنتیجه برای قضایای ریاضی، ذهنی، تاریخی ونفسانی می توان نفس الامر فرض کرد.

اشکال ۴. مهمترین شبهه ای که گریبانگیر نظریه مطابقت شده پارادوکس دروغگوست.رگه های این پارادوکس که تقریرهای گوناگون دارد در آثار فارابی و ابن سینا یافت می شود، ولی به صورت جدیتر در آثار فخررازی، اثیرالدین ابهری، خواجه طوسی، کاتبی، تفتازانی، میرسیدشریف جرجانی، دشتکی و دوانی مطرح شده است. طبق نظریه مطابقت، اقرار «همه حرفهای من دروغ است » تناقص آمیز است زیرا از صدق آن، کذب و از کذب آن، صدقش لازم می آید. اثیرالدین ابهری در تنزیل الافکار فی تعدیل الاسرار می نویسد: «ان قول القائل: کل کلامی کاذب فی هذه الساعه اما ان یکون صادقا اوکاذبا، فان کان صادقا لزم کذبه و صدقه و ان لم یکن صادقا لزم ان یکون بعض افراد کلامه فی هذه الساعه صادقا ضروره وجود کلامه فی الخارج و ذلک القول لیس غیر هذاالکلام اذ لاوجود لغیره فی هذه الساعه، فتعین صدق هذا الکلام، فلزم صدقه و کذبه.» (۲۵) اثیر الدین ابهری به این شبهه پاسخ می دهد ولی پاسخ وی مورد نقد خواجه طوسی قرار گرفته و در مقام تحقیق به پاسخ دیگری می پردازد. (۲۶)

تفتازانی نیز در شرح المقاصد ضمن بیان تقریر دیگری از پارادوکس دروغگو و به تعبیر او مغالطه جذر اصم، پاسخ آن را ارائه می کند و درپایان بحث می نویسد: «لکن الصواب عندی فی هذه القضیه ترک الجواب والاعتراف بالعجز عن حل الاشکال.» (۲۷) میرصدرالدین دشتکی و محقق دوانی نیز در رساله فی شبهه جذر الاصم (۲۸) ونهایت الکلام فی حل شبهه کل کلامی کاذب به تحقیق این مسئله پرداخته اند. حق مطلب در پاسخ به این است که اولا پارادوکس دروغگو (۲۹) متناقض است و جملات متناقص باطلند و قضایای باطل همانند قضایای کاذب تنها حکایت بالمعنی الاعم دارند اما با واقع مطابقت ندارند. ثانیا ظهورکلام و قضیه کل کلامی کاذب این است که مشمول خود نگردد زیرا وقتی گوینده موضوع یعنی کل کلامی را تلفظ می کند تمام گزاره هایی را که تاکنون گفته است، شامل می شود.

اشکالات دیگری در نظریه مطابقت مطرح شده که در جزوه معرفت شناسی فلسفی، اخلاقی و دینی پاسخ داده شده است. (۳۰)

ب. تئوری تلائم،

(

Coherence Theory

)

تئوری تلائم یکی از نظریه های معروف سنتی در باب صدق است که پاره ای از فیلسوفان عقل گرا همچون: لایپ نیتس، اسپینوزا، هگل و برخی از فیلسوفان تجربی گرا و مدافعان اصالت تحقق منطقی نظیر: نویراث و همپل به جهت دشواریهای نظریه تطابق بدان رو آورده اند. البته عده ای از فیلسوفان معاصر چون برادلی، رشر و دائر نیز از اصل انسجام گرایی دفاع کرده وتقریرهای جدیدی از آن ارائه نموده اند. تئوری تلائم و توافق با قرائتهای گوناگونی عرضه شده است، که مهمترین آنها از سوی جامعه شناسان و ایدئالیست ها مطرح گردیده است، طبق تقریر جامعه شناختی، صدق و حقیقت آن است که مقبولیت، تلائم همگانی و هویت جمعی داشته باشد. این تعریف از سوی اگوست کنت جامعه شناس فرانسوی و مؤسس فلسفه پوزیتویسم مطرح شده و با نظریه اجماع اهل سنت شباهت بسیار دارد. (۳۱)

فیلیسین شاله نیز در کتاب فلسفه علمی همین مطلب را مورد تاکید قرار می دهد و می نویسد: وصف بارز حقیقت این است که وفاق تمام افکار را در ذهن فرد و توافق تمام اذهان افراد جامعه انسانی را در یک زمان به حصول می آورد و وحدت معنوی ایجاد می کند. (۳۲)

برخی از محققان غربی برای مستدل ساختن این تئوری به مثال ذیل تمسک می کند: «مثلااگر من در سکوت شب، صدای ارتعاش مداومی را بشنوم و بخواهم بدانم که این صدا واقعی است یا دچار توهم شده ام، از دیگران که با من هستند می پرسم که آیا آنها هم می شنوند یا نه. اگردیگران هم آن را بشنوند، حکم گوشهای خود را باور خواهم کرد. این مطلب و نظایر آن بعضی را برآن داشته است که بگویند ملاک قطعی و تردیدناپذیر “اجماع و موافقت عام” است پس تعریف قول صادق عبارت خواهد بود از اجماع و قبول آن درباره آن.» (۳۳) ایدئالیست ها در تبیین تئوری تلائم، قضیه ای را حقیقی و صادق می دانند که با قضایای قبلی که مورد پذیرش آنها واقع شده اندتوافق داشته باشد و اگر اندیشه ای با سایر اندیشه ها ناسازگار باشد غلط شمرده می شود. بنابراین پذیرش باورهای نو بر پایه نحوه هماهنگی آن باورها با شناختی که پیشتر داشته ایم بستگی داردو اگر بخشی از شناخت را هنگام پذیرفتن باوری نو وابگذاریم، به سبب آن است که باور نو با بخش اعظم تجربه و شناخت ما بهتر از بخش وانهاده هماهنگ درمی آید. بدین سان، گفته می شود که در تاریخ علم، نظریه ها از آن رو به مثابه نظریه های «راست » برگزیده شده اند که بهتر از همه مکمل تنه اصلی شناخت علمی بودند، و نه از آن سبب که به مدد «امرواقع » تحقق پذیر بوده اند.بدین ترتیب، نظریه بطلمیوس درباره منظومه شمسی نه به این جهت به سود نظریه کوپرنیکی وانهاده شد که از سازگاری با امور واقع در می ماند زیرا که به قدر نظریه کوپرنیکی تبیین می کرد، بلکه از آن رو که دومی، همان گونه که خود کوپرنیک گفت «ساده تر» بود یعنی از اولی ظرافت ریاضی بیشتری داشت و افزوده هماهنگ تری بر مجموع علم بود. (۳۴)

پاره ای از متفکران مغرب زمین از جمله کواین در تحلیل ماهیت صدق به نظریه مطابقت اعتقاد دارند ولکن تئوری تلائم و سازگاری را به عنوان ملاک احراز صدق معرفی می کنند. (۳۵)

اشکالات تئوری تلائم

تقریر جامعه شناسانه از تئوری تلائم گرفتار اشکالات فراوانی است که به اختصار اشاره می شود: اولا توافق همگانی و عمومیت، گاه نشانه و علامت صحت و صدق است اما عین حقیقت نیست، همچنان که اختلاف اندیشه ها دلیل بر بطلان آنها نیست. ثانیا حقیقت داشتن یک عقیده، اگر به دست عموم افراد قرار گیرد منشاء عمومیت می شود نه اینکه عمومیت، علت حقیقت داشتن آن. ثالثا در مواردی، پذیرش نظریه توافق مستلزم اجتماع نقضین است، برای نمونه زمین مرکزی هیئت بطلمیوس و خورشید مرکزی هیئت کوپرنیک مقبولیت عمومی داشتند و صدق هر دو گزاره حقیقی که بر زمان مشخصی دلالت ندارد مستلزم اجتماع نقیضین است. نقد تقریر ایدئالیست ها از تئوری تلائم به شرح ذیل است: اولا تئوری تلائم توان تشخیص وترجیح یک سیستم فکری بر سیستم دیگر را که از نوعی هماهنگی و توافق داخلی برخوردارند،ندارد. ثانیا اصل توافق، مبتنی بر اصول منطقی است که پذیرش و حقانیت آن اصول به نظریه تلائم بستگی ندارد. (۳۶)

ثالثا چه بسا دستگاهی از باورهای کاملا همساز تشکیل شود درحالی که هرکدام از باورها با خیال پروری و دروغ سازی تحقق یافته اند.

ج: نظریه پراگماتیسم،

(

Pragmatic Theory

)

اصطلاح پراگماتیسم از واژه یونانی پراگما به معنی عمل،

(

Action

)

مشتق شده و به عنوان یکی از تئوریهای سنتی صدق نزد فیلسوفان و روان شناسانی چون چارلز پیرس، ویلیام جیمز و جان دیوئی مقبولیت یافته است. جیمز در کتاب پراگماتیسم در توضیح این رویکرد می نویسد: روش پراگماتیکی قبل از هرچیز، روشی است برای حل نزاعهای متافیزیکی که در غیر این صورت می توانند پایان ناپذیر باشند. برای نمونه آیا جهان واحد است یا کثیر؟ مقدر است یا آزاد؟ مادی است یا روحی؟ اینها مفاهیمی هستند که هرکدام ممکن است درباره جهان صادق باشند یانباشند، و نزاع بر سر چنین

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.