خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیام ادیان: نقب زدن به عالم معنا
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل پیام ادیان: نقب زدن به عالم معنا قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مأخذ شناسی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
06ساعت
36دقیقه
28ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 47

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
4 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حکمت متعالی ادیان در گفت و گو با دکتر محمود بینا :

استاد دکتر محمود بینا مطلق، به سال ۱۳۰۷ در تهران متولد شد. در سال ۱۳۴۸ دکتری فلسفه را از دانشگاه گوتینگن آلمان گرفت، سپس در دانشگاه لوزان سوئیس به تحصیل و تدریس ریاضیات مشغول شد و از زمان تاسیس دانشگاه صنعتی اصفهان در مهر ۱۳۵۶ تا کنون در آن دانشگاه ریاضیات و فلسفه علم تدریس می کند. استادبینا به زبانهای عربی، انگلیسی، فرانسه، آلمانی، سانسکریت، یونانی و لاتین آشنایی دارد. از استاد که وقت گرانبهای خویش را در اختیار ما گذاشتند، صمیمانه تشکر می کنیم.

هفت آسمان: آیا پیام همه ادیان، علی الخصوص ادیان شرقی و ابراهیمی واحد است یا نه؟ اگرواحد است این پیام چیست؟ و اگر شی ء واحدی نیست چگونه می توان از پلورالیزم دینی دفاع کرد؟

استاد بینا: به نظر می رسد پلورالیزم معنایی عمیقتر از آنچه مطرح می کنند دارد; یعنی برای هر قومی وجهه ای از راه تقرب به خداوند نهاده شده است و هر کس باید از همان راهی که در پیش روی اوست، در نیکوکاری بر دیگری سبقت بگیرد; واین دستور خدا هم هست;می فرماید: و لکل وجهه هو مولیها فاستبقوا الخیرات (۱) .این آیه و آیه مکمل آن در سوره مائده که می فرماید: ولو شاء الله لجعلکم امه واحده ولکن لیبلوکم فی ما اتیکم فاستبقوا الخیرات (۲) بر این حقیقت دلالت دارند که اولا کثرت سفرا خواست الهی است چرا که کان الناس امه واحده ولیکن دور زمان اقتضا داشته است که کثرت محقق شود. دیگر این که در این میان سخن ازمسابقه است: فاستبقوا الخیرات. و در مسابقه هم، برای آن که عادلانه باشد، همه باید از شرایطیکسانی برخوردار باشند، چنان که در مسابقه دو همه در یک خط می ایستند و هیچ کس نباید یک قدم جلوتر یا عقبتر از دیگری باشد. پس، از آیه فاستبقوا الخیرات استنباط می شودکه هر یک از ادیان الهی راه رسیدن به خداست; زیرا خداوند فرموده: در آنچه به شما دادیم بکوشید و بر هم در نیکوکاری سبقت بگیرید، و این است پلورالیزم (در معنای عمیق آن). پلورالیزم باید یک دلیل معنوی و درون ذاتی داشته باشد. حقیقت اصلی، یعنی خداوند، یگانه است، ولی دریافت کنندگان این حقیقت در شرایط مختلف زمانی، زبانی، وقومی قرار دارند.اصل دین همان حقیقت واحد است. ما که می گوییم اصول دین سه تاست: توحید، نبوت،ومعاد، اینها نه اصول دین اسلام، بلکه اصول «الدین » است. یعنی همه ادیان الهی دارای این سه مؤلفه اند. همه ادیان الهی توحید، یعنی حقیقت الهی، را دارند; و بین انسان وخداوند هم رابط لازم است، چنان که هر دینی بنیانگذاری دارد، و این بنیانگذاران به اندازه کافی با هم شباهت دارند که بتوان آنها را به عنوان یک مقوله گرفت. و (در هیچ دین الهی) نیز زندگی فی نفسه هدف نیست; بلکه در پی آن مرگ و معاد است. پس توحید، نبوت و معاد اصول همه ادیان است، نه فقط اصول دین ما. این حقیقت در زبانها و زمانها و اقوام مختلف، صور بیان مختلف به خود می گیرد که متناسب با شرایط هر قوم و ملتی است و همه نیز از طرف خداوند است; همچون نقاطی که در پیرامون مرکز دایره و در فواصل مختلف قرار دارند ولی همگی با شعاعهایی به طرف مرکز دایره برمی گردند. این است که می بینیم درمیان عرفای بزرگ ادیان مختلف، با وجود فواصل زمانی و مکانی متفاوت، وحدت کلام وجود دارد.

هفت آسمان: پس به این ترتیب این که می گویند بودیسم به خداوند اعتقاد ندارد، مورد قبول شما نیست.

استاد بینا: این یک نگرش ظاهری به بودیسم است که می گوید بودیسم فلسفه است و دین نیست. مبحث «نیروانا» در واقع اصل یگانه و تعالی الهی را مطرح می کند. و چون بودا خود راتجلی خلا و برگرداننده به آن حالت معرفی می کند، می توان بر آن عنوان نبوت را منطبق دانست. توحید آن، به اصطلاح، متافیزیک محض را داراست، و نبوت آن در یک اسم مستتراست(بودا خود را

Shunyamurti

یعنی تجلی خلا می خواند). معاد نیز، که زندگی پس از مرگ است، لازمه اصل رهایی از چرخه زایش و میرش است، وگرنه انسان بعد از رهایی از چرخه زایش و میرش به کجا می رود! چیزی که هست اسمی برای آن نگذاشته است، چرا که مرحله مطلقه حقیقت الهی را با کلام نمی شود وصف کرد، بلکه فقط باید هر صفتی را از آن نفی نمود، زیرا توصیف تعریف است و تعریف تحدید; همانگونه که حضرت علی(ع) می فرمایند: «و کمال الاخلاص له نفی الصفات عنه ». قرآن می فرماید: سبحان ربک رب العزه عما یصفون (۳) .مفاد این آیه چیزی به جز آن است که در سبحان الله عما یشرکون (۴) فرمود. در این آیه می فرماید مشرکان چون نمی فهمند چیزهایی در توصیف خداوند می گویند که از آن منزه است، ولی آیه اول می گوید حتی اگر انبیا و مرسلین هم توصیف کننده باشند، در مرحله ذات هر نوع توصیفی ساقط می شود.

هفت آسمان: البته در جای دیگر استثنازده است.

استاد بینا: البته ما اصطلاح «تنزیه » و «تشبیه » را داریم ، که معادل فرنگی آنها، دوواژه”

transcendence

و”

Immanence

است . اصطلاح اول به «تعالی الهی » و این که او در هیچ حد و حصری گنجانده نمی شود اشاره دارد. اصطلاح دوم به حضور او در همه چیز، حتی کوچکترین ذره، اشاره می کند. دین تعادل بین این دو جنبه است. اگر شما فقطبر “

transcendence

تکیه کنید، رابطه انسان با پروردگار قطع می شود. به قول پروتاگوراس (۵) خدایان، اگر هم باشند، در عالم خودشان هستند و با ما هیچ ارتباطی ندارند. و اما اگر فقط جهت وجنبه “

immanence

مدنظر گرفته شود، خدا در آفرینش محدود می شود و مشبهه و مجسمه و آفرینش پرستی (فرشتگان را جای خداگرفتن ویا خدا را در مرتبه فرشتگان نازل کردن) پدید می آید. حقیقت تعادل بین این دوتاست. اسلام نیز یکی از بهترین فرمولها را داراست که همواره تعادل بین این دوجنبه را حفظ می کند; در بعد متافیزیکی که سخن می گوید می فرماید: لیس کمثله شی ء و این چون تنزیه است، بلافاصله پشت سرش یک تشبیه می آورد و می گوید: وهو السمیع البصیر. اصلا ما با دو شهادت مسلمان هستیم: اول می گوییم «لااله الا الله » که ماسوی الله را، به هر شکلش ، نفی می کند، و بعد می گوییم: «محمد رسول الله »، این کلام می آید تا ارتباط آفرینش با خداوند حفظ شود. چون محمد(ص) رسول الله است با «لا»ی لااله الا الله نفی نمی شود; یعنی دو جنبه «تنزیه »و «تشبیه » به طور هماهنگ حفظ می شود. در آیه سبحان ربک رب العزه عما یصفون “

transcendence

به شدیدترین وجه آمده، به طوری که بالاتر از این نمی شود گفت، مطلقا فرموده: عما یصفون. اما بلافاصله “

immanence

هم به جامعترین وصفی بیان شده است; پشت سرش می گوید: وسلام علی المرسلین که تعمیم محمد رسول الله است. به عبارتی «لااله الا الله و محمد رسول الله » خاص است و عام آن: سبحان ربک رب العزه عما یصفون وسلام علی المرسلین است.

قرآن قبل از این که دیگران به فکر پلورالیزم و مساله کثرت ادیان الهی و راه حل آن باشند آن را مطرح کرده است. البته با ادیان ساختگی کاری نداریم، چون هر اصلی بدلی هم دارد. مدعیان مهدویت که در میان یهودیان چون «فرانکیم » و در میان مسلمانان چون «بهائیت » سر برآورده اند و… مورد نظر ما نیستند. قرآن از ادیان سخن می گوید; پس پلورالیزم، به معنای صحیح آن، نه با هم کنار آمدن است، که گاهی عنوان می کنند، ونه این که بگوییم هر یک ازصاحبان ادیان جنبه ای از حقیقت را دیده اند، وحقیقت تام و تمام را هیچ کس ندارد، پس به هم فخر نفروشید. این در حقیقت توهین به جمیع مرسلین است. چنین نگرشی مرتبت دین را خیلی پایین می آورد. بلکه این کثرتی که ما اکنون با آن مواجهیم در حقیقت راه های مختلفی است تعبیه شده از سوی خداوند و به سوی او، که خود فرمود: ولو شاء الله لجعلکم امه واحده، یعنی که شما اکنون امت واحده نیستید و صور مختلف دارید ولی فاستبقوا الخیرات. و چون این راه ها از سوی خداوند آمده است، همگی تام و تمام است و می تواند پیرو را به بالاترین حدی که برای انسان ممکن است، یا به قول عرفا، به «فناء فی الله و بقاء بالله » برساند. هر یک از این راه ها چون از طرف خداوند آمده است، به خداوندهم منتهی می شود. و این است معنای صحیح پلورالیزم.

لغت ها فی نفسه خوب یا بد نیستند; مهم برداشتی است که از لغات می شود. مثل کلمه «وحدت وجود». اگر بگوییم وحدت وجود یعنی این که هر پدیده ای تکه ای از وجود خداست، این یا کفر است یا شرک است یا انحراف; ولی اگر وحدت وجود به این معنا باشد که خداوند در قرآن می فرماید: الله نور السماوات والارض (۶) که منظور از نور وجود الهی است که در همه جا ساری است به این ترتیب هر وجودی پرتوی است از وجود الهی و این حق است. مساله این است که چه برداشتی ازلغات بشود.

هفت آسمان: بیانی هست که می گوید آینه ای بوده که تمام رخ یار را نشان می داده، بعدشکسته شده است و هر قطعه بخشی را نشان می دهد. حال باید همه را به هم وصل کرد تاحقیقت بتمامه آشکار شود، آیا این دیدگاه قابل قبول نیست؟

استاد بینا: این سخن نادرستی است. این توهین به جمیع مرسلین می شود. جور دیگری می توان گفت:

در سه آیینه شاهد ازلی پرده از روی ماه خود بفکند سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خوانی و حریر و پرند (۷)

ما آینه هایی داریم که در هر آینه رخ یگانه یار، به اکمل وجه متجلی می شود. البته آینه تمثیلی است برای آنچه ما را به اصل دین برمی گرداند. پس در واقع ادیان تجلیات معادل هستند، نه اسلام چیزی کم دارد و نه مسیحیت. این طور نیست که دین مسیحیت چیزی داشته باشد و ما نداشته باشیم، یا ما چیزی را داشته باشیم و مسیحیت نداشته باشد و بگوییم خودمان باید این دو را با هم جمع کنیم تا حقیقت کامل را کشف کنیم. اگر خودمان بر چنین کاری قادر بودیم که خداوند پیامبر نمی فرستاد. برخی مثال فیل را برای پلورالیسم زده اند که مناسبتی ندارد. اگر قرار باشد از مثنوی مثال بزنیم، مثال انگور و عنب و اوزوم مناسبتر است.

هفت آسمان: با توجه به این مطلب، تعدد ادیان و گفت و گوی بین ادیان چطور تصویرمی شود؟ به عبارتی گفت و گوی بین ادیان نمی تواند مصلحت جویانه باشد که چون می خواهیم با هم زندگی کنیم پس با هم به گفت و گو بنشینیم، بلکه حقیقت جویانه است.

استاد بینا: گفت و گوی بین ادیان در حالت ایده آلش همان است که تاکنون بین عرفا اتفاق افتاده است. مثلا هاتف در ترجیع بندش یک نوع گفت و گوی بین ادیان دارد. می گوید از نظرظاهری ادیان اعتقادات مختلفی را بیان کرده اند; مثلا در کتابی گفته می شود: تکاد السماوات یتفطرن … ان دعوا للرحمن ولدا (۸) و در یک کتاب دیگر هم می گویند: حضرت عیسی پسرخداست. در صورت ظاهری معتقداتشان با هم متفاوت است. ولی باید اصل را دید. اینهانحوه بیانهایی است از یک اصل واحد که هاتف در آن ترجیع بندش خیلی خوب مطرح کرده است:

در کلیسا به دل بر ترسا گفتم ای دل به روی تو دربند نام رب یگانه چون شاید که اب و ابن و روح قدس نهند

او هم جواب می دهد که:

تو که از سر وحدت آگاهی تهمت کافری به ما مپسند در سه آیینه شاهد ازلی پرده از روی ماه خود بفکند سه نگردد بریشم ار او را پرنیان خوانی و حریر و پرند ما دراین گفت و گو که از یک سو شد ز ناقوس این ترانه بلند که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو

بعد می گوید نزد یهودیان رفتم و در آخر بحث همین را شنیدم. نزد زردشتیان رفتم، پیر:

گفت جامی دهیدش از می ناب گرچه ناخوانده باشد این میهمان و خلاصه در آنجا هم می شنود:

که یکی هست و هیچ نیست جز او وحده لا اله الا هو

پس تصویر صحیح گفت و گوی بین ادیان این است. البته از جمیع پیروان ادیان نمی توان این انتظار را داشت که با هم به گفت و گو بنشینند، چون زمینه فکری می خواهد. از پیروان در سطح معمولی می توان توقع داشت که به همدیگر احترام بگذارند. ولی دین ورزان ومتفکران آنها می توانند همدیگر را درک کنند واین نکته را متوجه باشند که آن خیراتی که دردین ماست در دین شما هم هست و به این ترتیب، چون راهها از طرف خدا می آید ومانمی توانیم راه را بسازیم و چون در راهی هستیم که سرنوشت ما را در آن قرار داده است،پس باید به هم کمک کنیم تا در آن راهی که هستیم فاستبقوا الخیرات را محقق کنیم.گفت و گوی ادیان الان یک ضرورت اجتماعی شده است و امکان پذیر نیز می باشد، چنان که می بینیم عرفای بزرگ چگونه هماهنگ با هم صحبت می کنند. حتی ما برای فهم بهتر دین خود نیاز به این مقوله داریم، زیرا مثلا هر ملتی زبانی دارد، مثل زبان مادری که با آن صحبت می کنیم، ولی وقتی زبان دیگری را هم یاد می گیریم ، تازه به خصوصیات زبان خودمان بهتر آگاه می شویم. به این ترتیب که مثلامی گوییم برای بیان فلان مفهوم، سبک آن در زبان فارسی این است که اینطوری می گوید و در زبان عربی یا انگلیسی به سبک دیگری بیان می کند، و به این ترتیب تعمق بیشتری در زبان خودمان نیز صورت می گیرد.گفت و گوی بین ادیان می تواند به فهم بهتر پیروان هر دین از دین خودش و دینهای دیگرکمک کند.

حضرت علی(ع) که فرمود: «العلم علمان، علم الابدان و علم الادیان »، نفرمود علم دین خود، بلکه فرموده اند «علم الادیان » یعنی شناخت دین های دیگر; چون دین تجلی حقیقت الهی است برای بازگرداندن به سوی خداوند، و انسان اگر با صور دیگر این تجلی آشنا شود،تعمق بیشتری حاصل می کند. البته از طرفی نمی توان از هر مؤمنی یک عارف ساخت ولی می توان به امت گفت که به همسایه خود احترام بگذارید، و این را نیز می توان توجه داد که ماالان دشمن واحد داریم; شرک و کفر با تمام قوا تجهیز شده اند ، دست به دست هم داده اند وبه اسم علم، تکنولوژی و … با تمام قوا وارد صحنه شده اند و دارند با تمام ادیان مبارزه می کنند. البته الان ظاهر آراسته ای دارند و به طور مستقیم برخورد نمی کنند.

در گفت و گوی بین ادیان باید صمیمیت باشد، نه مصلحت اندیشی. الان رسم است که دعوت می کنند و محافلی تشکیل می دهند که من هم در سه تا ازاین جلسات که در تهران برگزار شد شرکت داشته ام. ارتودکس ها و کاتولیک ها آمده بودند. در ظاهر مسلمان و مسیحی با هم گفت و گو کردند، ولی در باطن نظر هر کس این بود که بگوید من حق هستم. این نه گفت و گوی بین ادیان است و نه فایده ای دارد. ولی اگر، آنطور که شما فرمودید، واقعا تحقیق باشد، باید اینگونه باشد که بگوییم او بنده خداست من هم بنده خدا هستم و چون خداوندبه زبانهای مختلف سخن می گوید، می خواهم به هر زبانی که سخن گفته سخنش را بشنوم تااو را بهتر بشناسم. این کار عملا یک انشراح صدر و باز بودن نظر وعمق فکری زیادی نیازدارد، لذا تحقق کامل گفت و گوی ادیان را از همه افراد نمی توان خواست. ولی علما می تواننداین کار را بکنند. به مقلدین می توان گفت که با احترام متقابل زندگی کنند و هر کسی کارخود را بکند. به آنها حداقل می توان فهماند که مطابق آیه فاستبقوا الخیرات سعی کنند دردین خود نمونه باشند. ولی از هر کس نمی توان توقع داشت که بفهمد که مثلا آن مسیحی یاسرخ پوست که عمل و منسک دین خود را انجام می دهد معادل است با تو که در دین خودعمل می کنی.

هفت آسمان: معمولا گفت و گویی که بین دین شناسان مطرح است به این صورت است که به دیگری بفهمانند که شما این دین را داشته اید و فلان کجروی را پیدا کرده اید، یعنی مثلا اول بارمسیحیت را مسیح(ع) تبلیغ کرد، ولی بعد فلان شخص آمد و این انحراف را ایجاد کرد.

استاد بینا: مساله را متکلمان خراب می کنند. اگر می گذاشتند عرفا با هم صحبت کنند،بحثی پیش نمی آمد.

هفت آسمان: خوب در اینجا این سؤال پیش می آید که معمولا قائلین به وحدت متعالیه ادیان،هرکدام به دین خاصی متشرعند. چرا به این دین متشرع هستند نه به دین دیگر؟

استاد بینا: اگر قائل به وحدت متعالیه باشیم این دین یا آن دین فرق نمی کند; مثلا من مسلمانم ولی هندوئیسم را هم بسیار دوست دارم وکتابهایش را هم می خوانم; ولی وقتی که نگاه می کنم لزومی نمی بینم که اگر دین من شریعتی داشت که بتوان درون آن شریعت به سیر و سلوک پرداخت به دین دیگری بگروم; مثلا من مسلمانم و اسلام هم چیزی کم ندارد، پس لزومی ندارد هندو شوم. اگر دوست من هم «هندو» است، او هم شریعت خود را دارد و لزومی نمی بینم که او را به اسلام بخوانم. ما با هم سر مسایل معنوی، خوب کنار می آییم و در عمل هم باید راهی را پیش گرفت و باید مناسکی را برای تقرب به خداوند به جای آورد. من نماز می خوانم و او هم به شیوه خود عبادت می کند و ما با هم فرقی نداریم; پس به طور کلی اینها کشمکش تبلیغاتی نخواهند داشت. مثل شیخ علی همدانی که با للا یوگشوری (۹) در کنار هم زندگی می کردند و به همدیگر هم خیلی علاقه داشتند و ملاقات هم می کردند; یکی عارف بزرگ مسلمان و دیگری عارف بزرگ هندو. نه این به او گفت که بیا مسلمان شو و نه او به این گفت هندو شو. البته بعضی وقتها می بینیم شخصی که قائل به وحدت متعالیه ادیان است دین و شریعت خود را عوض کرده است. این بر می گردد به آن امکاناتی که در هر زمان خاص در هر دینی قرار داده شده است. مثلا در مسیحیت فعلی تقریبا می شود گفت که راه عرفان بسته است. حال کسی که با وجود اعتقاد به وحدت متعالیه ادیان از مسیحیت برگشته و مسلمان شده است، نه به خاطر این است که مسیحیت به عنوان شریعت چیزی از اسلام کم دارد، بلکه از آن رو است که سیر و سلوک معنوی الان امکانش در مسیحیت

Opportunist

(۱۰)

است. گنون از این مساله بحث کرده و می گوید فرض کنید کسی پیرو شریعتی است ولی برای سیر و سلوک راهنما ندارد. او شریعت خود را عوض می کند و به شریعتی رو می آورد که در آنجا مرشد ایده آل او هست. بعضی از اروپاییها به هند رفته اند و آنجا مانده اند. البته برای اروپا راه اسلام نسبت به هندوئیسم راه آسان تری است; ولی نه به خاطر این که اسلام بهتر از هندوئیسم است; بلکه مساله این است که اروپاییها میراث ابراهیمی دارند و چه بخواهند چه نخواهند، اکثریت اروپا مسیحی و اقلیت آن یهودی اند و این هر دو همچون اسلام میراث ابراهیمی هستند; از این نظر برای اروپاییها مسلمان شدن آسان تر است تا این که بیایند اسطوره های بودایی را با آن سبکی که برای آن قسمت از جهان است، درک کنند. این تنوع صور که از طرف خداوند صورت گرفته از روی حکمت است و نه به عبث و گزاف. سر آن تطابق بهتر این قوم یا آن ملت و یا این دوره و آن عصر با ادیان مختلف است.

هفت آسمان: معروف این است که گرایش غربی ها به عرفان و معنویت شرقی بیشتر است،نظر شما در این باره چیست؟

استاد بینا: باید سؤال کرد آیا گرایش احساساتی منظور است یا واقعی و عملی. اگر کسی بخواهد واقعا هندو باشد، هندوئیسم ساختارش طوری است که باید به هند رفت و در هند بود; زیرا هندوئیسم وابسته به سیستم «کاست » است (البته راههایی هم دارند که از کاستها بیرون می آیند و لباس زرد می پوشند و هر کس می تواند از هر کاستی وارد آن شود). و کمتر کسی است که به این الزامات تن در دهد. این گرایشها بیشتر جنبه های احساسی دارد و تعهد عملی کم است. البته در خصوص فرقه «هری کریشنا» که یک مقدار گسترش بیشتری دارد، تا اندازه ای هم می شود پذیرفت که امکان انطباق بیشتر است; زیرا آن فرقه بیشتر بر اساس راه محبت مشی می کند و عارف بدان معنا نیستند. هری کریشنایی ها واقعا فکر می کنند حضرت کریشنا بالاتر از حضرت عیسی است. بدین ترتیب، هری کریشنایی می شوند، نه از آن باب که گنون می گفت، یعنی به نوعی مایل به شریعتند. بنیانگذار هری کریشنا که دو سه سال است فوت کرده است، نگرش ابن عربی و امثال اورا ندارد. او تا حدودی مبلغ دینی است. و اما عده ای نیز که از بودیسم خوششان می آید در واقع ازآن برداشتهایی دارند که تصور می کنند بودیسم یک مکتب فکری است و کاری به خدا ندارد، و برای گریز از خدا می روند و بودیست می شوند، که اشتباه می کنند. ولی اگر بخواهند واقعا و در عمل وارد شوند، آن کاری که «گنون »کرده درست است. البته چنان نیست که همه کسانی که از غرب به ادیان شرقی تمایل پیدامی کنند، تا بدین حد سطحی باشند; استثناء پیدا می شود; ولی آن ازا ین باب است که مثلایک اصفهانی روحیاتش بیشتر به شیرازی ها بخورد که این یک استثناء است. حالا در اروپاهم ممکن است یک اقلیتی باشند که از زبان بودیسم بیشتر خوششان بیاید; این استثنائات همیشه هست.

آن کسی که کتاب ذن در هنر کمان کشی را نوشته، واقعا کسی است که به ژاپن رفت ویک پیرو کامل مکتب «ذن » شد. ولی در اکثر آنها جنبه احساسات و سرگرمی غلبه دارد وعمق ندارد.

هفت آسمان: تحلیل شما در مورد گرایشهایی که به اینگونه حلقات در ایران هست چیست؟

استاد بینا: در ایران هم خیلی چیزها رایج شده است. البته من زیاد اطلاع ندارم. وقتی به ایران آمدم همین اندازه متوجه شدم که گویی هر فرقه ای در اروپا هست در ایران نیز حداقل یکی دو سه نفر پیرو دارد و اطلاع پیدا کرده ام که انواع و اقسام فرق انحرافی خصوصا از سنخ احضار ارواح در ایران رایج شده است. حتی از یکی از دانشجوها شنیدم که در خوابگاه ها هم ازاین کارها می کرده اند. البته حق و باطل همه جا هست. گرایش به باطل هم همیشه بیشتراز حق بوده است. یک نکته مهم این است “

tolerance

یا «تسامح » و این که همدیگر را قبول داشته باشیم و با هم کنار بیاییم بدون ملاک هم نیست تا شامل هر کیش و آیینی بشود. یک وقت می گوییم «تسامح » و مراد ما این است که هیچ کس حقیقت تام و تمام ندارد، پس با هم کنار بیاییم، این تسامح در حقیقت از روی بی اعتقادی است; اما یک وقت مراد ما از تسامح این است که همسایه من هم حقیقت را که من دارم داراست ولی به زبان و طریقی دیگر; پس او هم همین ارزش را دارد و ما با هم کنار می آییم، بر پایه این معنا از تسامح، ما قبول می کنیم صور معادل حقیقت وجود دارد که از طرف خدا آمده است، و این را هم می دانیم که در کنار هر صورت حقیقی ده ها صورت باطل هم هست; ملای رومی می گوید:

چون بسی ابلیس آدم روی هست پس به هر دستی نشاید داد دست

حالا که ۶۰۰ – ۷۰۰ سال از آن زمان گذشته و شلوغ تر هم شده است، پس قبول داشتن تام و تمام ادیان دیگر، فقط شاخه های ارتودکس آنها را شامل می شود، نه این که بگوییم انحرافاتی که در این دین یا آن دین پدید می آید و یا فرقه هایی که انحرافی اند نیز صورمختلف حقیقت اند و شامل اصل تسامح می شوند. وقتی ما ادله الهی را قبول می کنیم می بینیم نمی توانیم بهائیت را بپذیریم، و یا فرض کنید درون هر دینی مذاهب مشروع وجوددارد، چون هیچ دینی یافت نمی شود که چند مذهب نداشته باشد. پس مذاهب مشروعه ای هستند و آن هم باز فلسفه ای دارد. در اسلام چهار مکتب وجود دارد. مکتب اهل تسنن ومکتب شیعه مکاتب مشروعه هستند، در مسیحیت کاتولیک ها و ارتودکس ها مشروع اند و ازاول هم بودند; پروتستانها چون متاخرند خیلی روی مشروعیت شان نمی شود تکیه کرد، ولی به هر حال در کادری هستند که می شود هسته اصلی آن را پذیرفت. ولی این دلیل نمی شودکه «مورمونها» و این همه فرقه های عجیب و غریبی را که در مسیحیت هستند مشروع بدانیم و یا بگوییم همانقدر مشروعیت دارند که کاتولیکها و ارتودکس ها. گنون با پروتستانها کاملامخالف است، ولی آقای «شوآن » از یک جنبه ای به آنها بها می دهد. می توان برای پروتستانهااز حیث تاکیدی که بر روی بازگشت به کتاب دارند مشروعیتی قائل شد. در توضیح این مطلب (وجود مذاهب مشروعه) از یک تمثیل می توان کمک گرفت; مذاهب، صور متبلورشده نورند. اصل نور، که حقیقت مطلق است، خیره کننده است و اصلا نمی شود آن را به طورمستقیم دید; پس خدا از اول باید فیلتر یا حجابی را به صورت دین بر روی آن می زد که یک مقدار از خیره کنندگی آن کم شود تا بشر بتواند به آن نگاه بکند.و لیکن این هم هنوز برای بشر زیاد است. روی آن حجاب مذهب هم می گذارند تا کمی بیشتر در دسترس قرار گیرد.تازه در درون حجاب مذهب هم یک کمی باریکتر می شوند و در جوی مکتبش می آورند تااین که برای بشر قابل تحمل شود. حالا از اینجا بشر باید به اصل برگردد. این صور مختلفه که در بیرون هستند که بیرونی ترین قسمت آن همین صورت مذهب، مثلا کاتولیسیسم یاپروتستانتیسم است، در عالم صور قرار دارند و عالم صورت هم عالم تزاحم است. پس شماوقتی بخواهید چیزی را بیان کنید باید در قبال آن چیز دیگری را نفی کنید. از این روست که می بینیم کاتولیسیسم جنبه پاپ مرکزی را غلبه می دهد و در مقابل، پروتستانتیسم بازگشت به خود کتاب را. و با این دید هر دو مشروعیت دارند اما شیوع مکاتب متعددپروتستانتیسم ناشی از تفسیر به رای است، دیگر مشروعیت ندارد.

هفت آسمان: البته گنون خلاف این را معتقد است و می گوید پروتستانها رابطه آسمان و زمین را تضعیف کردند. در مقابل کربن جمله ای دارد که می گوید رابطه آسمان و زمین را همه تفکرهای غیر شیعی قطع کرده اند; آن وقت آن تفکری که به شیعه نسبت می هدبا اندیشه عرفای خودمان، مثل مولانا، کاملا سازگار است «پس به هر دوری ولیی قائم است ».

استاد بینا: کربن می آید جنبه ای را اثبات کند، اما یک جنبه دیگر را از ریشه نفی می کند.قوام هر دینی بر دوش بنیانگذار آن است و پیروان دین هر مدارجی که طی می کنند وفضایلی که کسب می کنند از برکت بنیانگذار است. این که حضرت عیسی در انجیل گفته اند،تا روز قیامت با شما هستم، منحصر به ایشان نیست; پیغمبر ما هم همین گونه اند. کربن می خواهد حضرت قائم(عج) را اثبات کند، اما این را به گونه ای طرح می کند که حیات مستدام پیامبر(ص) را نفی می کند. در نزد کربن حضرت پیامبر(ص) مرده است. وای به حال کربن با این حرفش. حضرت پیامبر(ص) نمرده است; از برکت حضرت پیامبر است که مازنده ایم، چه شیعه چه سنی. جای تعجب نیست که کربن مقداری گرایشهای اسماعیلیه هم دارد، به هر حال خیلی علاقمند به جنبه اسماعیلیه است. اما آیا می توان گفت آقاخان محلاتی نایب خداوند روی زمین است که اگر او نباشد برکت اسلام پخش نمی شود؟ برکت اسلام به پیامبر(ص) بوده و هست، از آن روز اول تا آن روز آخر، و اصولا هر بنیانگذار دینی چنین است. کربن به طور کلی از نظر متافیزیکی ضعیف است. در توضیح باید بگویم که ماحضرات خمسه الهی را که در نظر بگیریم، عالم صور کثیف و عالم صور لطیف که صور ثانیه آنجا هستند همه عالم صور است و بعد از آن عالم فوق صوری است که عالم روح است و بعداز آن هم که دیگر از عالم آفرینش خارج می شویم. حقیقت هر چه به طرف بی صورتی تر برودمتعالی تر است و اغلب این که کربن خیلی به مکاتب خاص داخل ایران علاقه دارد این است که از عالم مثال زیاد صحبت می کند. از ایماژیناسیون (۱۱) خیلی زیاد صحبت می کند. این عالم صور است. کربن، متافیزیسین نیست.

هفت آسمان: ما اگر معتقد شویم که همه ادیان صور مختلف حقیقت هستند و تجلیات آنند ویا، اگر از پایین در نظر بگیریم، ادیان سبل یا راههای رسیدن به خدا هستند، آیا در این صورت مجالی برای ارزش داوری بین ادیان از دیدگاه برون دینی باقی می ماند؟

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.