اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 52
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه شامل 65 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه ولایت فقیه :
اعتماد، ۵ و ۶ و ۹ و ۱۰/ ۱۱/۸۱
چکیده: آقای دکتر حداد عادل در این گفت وگو دیدگاه خود را درباره ولایت فقیه و مفهوم مردم سالاری دینی بیان می کند.
امام قدس سره نظریه ای به نام جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم مطرح می کند. ۲۴ سال از آن حقیقت گذشته است. اما امروز، نه صرفا از منظر علمی، بلکه از دیدگاه نظری آیا شما معتقدید این تئوری به قدری پخته شده بود که بر اساس آن بتوان یک نظام سیاسی بنا نهاد یا خیر؟ در هر صورت نظر شخص شما چیست؟
حداد عادل: سؤال جناب عالی این است که آیا مفهوم جمهوری اسلامی در آغاز انقلاب به حد کافی پخته و پرورده شده بود که بتوان بر اساس آن حکومت تشکیل داد یا نه. مسلما در جامعه ما، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در زمینه فلسفه سیاسی به طور کلی کارِ کمی صورت گرفته بود. استبداد دوران پهلوی به خصوص در فلسفه سیاسی، اجازه نمی داد متفکران انواع حکومت را به درستی نقد کنند. یعنی رشد فلسفه سیاسی یک مانع بیرونی اضافی نیز داشت. در حوزه ها هم مفاهیم حکومت دینی و فلسفه سیاسی، طبعا نمی توانست رشد کافی کرده باشد. لکن گوهر اندیشه حکومت دینی از روز اول همواره در اسلام وجود داشته است، و اصولاً مسئله حکومت، ولایت، رهبری و امامت که اصطلاحات متعلق به حوزه فلسفه سیاسی اسلام و تشیع است، قدمتی دیرینه دارد. در همین دویست سال گذشته با آنکه حکومت شکل دینی نداشت و سلطنتی بود، توده مردم از مراجع دینی اطاعت می کردند و اگر در جایی میان حکم مراجع دینی و نظر حکومت اختلاف آشکاری پدید می آمد، مردم از مراجع دینی جانب داری می کردند. برای نمونه در قضیه تنباکو حکومت مایل بود که مردم از کمپانی رژی تبعیت کنند اما میرازی شیرازی نظری مخالف حکومت ناصرالدین شاه داشت، و مردم از مرجع دینی تبعیت کردند، نه از حکومت. در مشروطه نیز ترغیب علمای بزرگ باعث شد که مردم به صحنه بیایند و مشروطیت را به پیروزی برسانند. این بینش که در حقیقت به معنای پذیرفتن ولایت مراجع تقلید بود، همواره وجود داشته است. بنابراین گوهر تبعیت از مراجع دینی در میان مردم، به صورت مجمل و سربسته بوده است. امام که در سال ۴۱ مبارزه با رژیم شاه را آغاز کردند، بین سال های ۴۱ تا ۵۷ با درس های ولایت فقیه این نظریه سیاسی اسلامی را تا حدی پیش بردند و به تشخیص خودشان در سال ۵۷ این نظریه برای تأسیس جمهوری اسلامی کافی بود. اما این به معنای آن نیست که در سال ۵۷ ما صاحب یک فلسفه مدون و گسترده و جاافتاده یی بودیم که در آن پاسخ سؤالات امروز ما، پیش بینی شده باشد. بسیاری از مسائل در عمل پیش می آید و واقعیت های عملی در داخل کشور و نیز در روابط بین الملل سؤالات جدید ایجاد می کند و اذهان را به تلاش و تکاپو وا می دارد. اما پاسخ بنده به طور فشرده و خلاصه به سؤال جناب عالی این است که تا حد قابل قبولی موضوع حکومت اسلامی برای بنیان گذار این حکومت و آشنایان به اندیشه او معلوم بود؛ اما این اندیشه مانند هر تفکر دیگری که در طول زمان در بوته واقعیت گداخته می شود و شکل پیدا می کند و می بالد در مدت ۲۴ سال گذشته در معرض انواع چالش و سؤال قرار گرفته است و از این به بعد نیز این وضع ادامه خواهد داشت، و روزبه روز با طرح سؤالات جدید و اندیشه ها و تحقیقات تازه این مفهوم غنی تر و گسترده تر خواهد شد، و اساسا این مسئله به موضوع حکومت اسلامی اختصاص ندارد.
سؤال مشخص من که به خصوص در بخش آخر فرمایش شما هم وجود داشت، این است که ما برای تشکیل جمهوری اسلامی باید تصویر روشنی داشته باشیم. برای نمونه امام قدس سره در همان مجموعه سخنرانی هایشان نجف اشرف که بعدها به صورت کتاب جهاد اکبر درآمد، تصویری که از حکومت دارد با آنچه بعدها پس از انقلاب شکل گرفت متفاوت است. بنده نیز می پذیرم که در عالم نظر می توان طرح جامعی داشت ولی در مقام اجرا و اِعمال این طرح، عامل زمان خود را تحمیل می کند و موجب تغییراتی می شود. مثلاً در نوشتن قانون اساسی، ولایت فقیه که یکی از مهم ترین ارکان جمهوری اسلامی است وجود ندارد، ولی وقتی این قانون به مجلس خبرگان می رسد، در مجلس خبرگانی که طیف های مختلفی همچون ملی گراها، اساتید دانشگاه، روشن فکران هستند، به عنوان یک رکن رأی می آورد و در دل جمهوری اسلامی قرار می گیرد. به نظر حضرت عالی آیا این مدل منطقی، آن قدر به پختگی رسیده بود که خطرپذیری تشکیل یک حکومت را پذیرا شود؟
حداد عادل: به عقیده بنده برای شروع کفایت می کرد؛ ولی وظیفه از دوش کسانی که قدم در راه انقلاب نهادند برداشته نمی شود که آن جرقه اولیه را به یک روشنایی گسترده تبدیل کنند.
مفهوم دولت در دنیای جدید، مفهوم تازه ای است، و معنای حکومت در دنیای جدید با معنای آن در پانصد یا هزار سال پیش، تحول بسیار یافته است. پانصد سال پیش وظایف حکومت ها بسیار محدود بود. حکومت ها، عمدتا عهده دار تأمین امنیت مردم بودند و حفظ شهرها و مرزها از تهاجم را بر عهده داشتند. حکومت ها در زندگی روزمره چندان دخالت نمی کردند. حتی اقتصاد چندان تحت تأثیر دخالت حکومت ها نبود و بیشتر تحت تأثیر عوامل طبیعی بود. حکومت ها پانصد سال پیش خود را موظف نمی دیدند که در آموزش و پرورش یا فرهنگ یا تبلیغات دخالت کنند؛ اما وقتی دولت به معنای جدید آن پدید آمد، حکومت ها در همه امور مردم، از بهداشت و آموزش و پرورش گرفته تا حل و فصل دعاوی و فرهنگ و علم دخالت کردند. مفهوم جدید دولت سبب شد که مردم در دین داری دچار تعارض شوند که آیا باید دنباله رو مراجع دینی باشند یا دنباله رو دولت هایی که می خواهند فرهنگ و اقتصاد و نحوه زندگی را به آنان دیکته کنند. امام قدس سره بذر فلسفه سیاسی اسلام را با نظریه ولایت فقیه در خاک جامعه ما کاشت. این بذر هم ریشه داد و هم ساقه. اما این به معنای آن نیست که این شاخه رشد نمی کند، شاخه های جدیدی نمی دهد و آن ریشه گسترش نمی یابد. مهم این است که این درخت، هویت خود را حفظ کند. اینکه اشاره کردید، ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی نبوده و بعدا در مجلس خبرگان به آن اضافه شده است، مسئله قابل ملاحظه ایی است. من از جناب عالی سؤال می کنم آیا امام قدس سره که سال ها قبل از پیروزی انقلاب، در نجف مفهوم ولایت فقیه را از کتب فقهی استخراج کرده، آن را پرورش داده، تدریس کرده و به صورت یک کتاب درآورده و عرضه کرده است، برای جایگاه این مفهوم در قانون اساسی نظامی که به رهبری خود او در یک انقلاب به پیروزی رسیده، طرح و اندیشه ای نداشته است؟ اگر در پیش نویس قانون اساسی، پیش بینی نشده یک نقطه ضعف بوده است. این بدان معنا نیست که امام قدس سره بر نبود ولایت فقیه در پیش نویس قانون اساسی، صحه گذارده باشد.
امام قدس سره ولایت فقیه را در دوره جدید بیان کرد. شاید ملا احمد نراقی نخستین کسی است که به
این موضوع در فقه ما به طور جدی پرداخت. اما امام قدس سره این مسئله را در دوره جدید به گونه ای کلاسیک مطرح ساخت. براین اساس، چرا امام قدس سره در پاریس این مسئله را به منزله مبانی انقلاب بیان نمی کند؟
پاسخ من به شما این است که زمان حضور امام قدس سره در پاریس، فرصت مناسبی برای طرح مباحث نظری و فقهی و فلسفی نبود. شما اگر مجموعه مصاحبه هایی که با امام قدس سره در پاریس صورت گرفته، پیش چشم داشته باشید، تصدیق می کنید که امام قدس سره خارج از ایران در یک فضای تب آلود، رهبری انقلاب را در مراحل حساس قبل از پیروزی، از نظر خارجی بر عهده داشت. نوع سؤالاتی که از امام قدس سره پرسیده می شد، این بود که شما مثلاً درباره نفت چه تصمیمی دارید؟ یا مثلاً با مسئله بی حجابی چه خواهید کرد؟ یا مثلاً خبرنگار لوموند وقتی در نجف خدمت امام قدس سره رسیده بود، اندکی قبل از خروج امام قدس سره از عراق، سؤال کرده بود که شما با مخالفان خود چه می کنید.
امام قدس سره از گروهی افراد مورد اعتماد خود خواسته بودند که پیش نویسی برای قانون اساسی تهیه کنند. حالا من جزییات این امر را نمی دانم ولی این پیش نویس مثل هر نمونه دیگری صرفا یک پیش نویس است، و وقتی در مجلس خبرگان موضوع ولایت فقیه مطرح شد، امام قدس سره شاهد و ناظر بود و به دقت مذاکرات و مسیر تصمیمات آن مجلس را می گرفت. بنده به یاد می آورم در همان زمان کسانی از اعضای مجلس خبرگان با ولایت فقیه مخالفت کردند. امام قدس سره مخالفت آنان را هم می شنیدند، و اینکه ولایت فقیه در مجلس خبرگان به این صورت به پیش نویس اضافه شد، امری بود که صددرصد مورد تأیید امام قدس سره بود، و در واقع تحقق همان اندیشه ای بود که امام قدس سره به فرموده خودشان احیاگر آن بودند. پس این امری طبیعی است و در واقع نبودن آن در پیش نویس تعجب آور است نه بودنش در مجلس خبرگان.
اما نظر به اینکه انقلاب اسلامی سریع به پیروزی رسید، به قدر کافی برای اداره کشوری مانند ایران در شرایط فعلی جهان، نیرو و مدیر تربیت نکرده بود و اینها مشکلاتی بود که به ذهن خود ما هم می رسید. بنده چون مختصری قبل از انقلاب کار مدیریتی و اجرایی انجام داده بودم، به خوبی این خطر را احساس می کردم. اما اگر شما به جای امام قدس سره بودید، آیا حاضر می شدید که این فرصت طلایی را که قرن ها مردم ایران منتظر آن بودند، از دست بدهید؟
آقای دکتر شما چه تعریفی از جمهوری اسلامی دارید؟ بین جمهوری و اسلامی چه رابطه ای برقرار است؟
سؤال خوبی مطرح کردید. ابتدا باید یک بحث مقدماتی مطرح کنیم و ببینیم ترکیب جمهوری اسلامی چگونه ترکیبی است. آیا به قول شیمی دان ها از گونه مخلوط است یا
ترکیب. آیا جمهوری اسلامی، امری مرکب است، یعنی پدیده یی است حاصل از کنار هم گذاشتن جمهوریت به معنای اروپایی آن و اسلام، یا اینکه این جمهوری اسلامی یک واقعیت مستقل است؟ و ترکیبی است که وحدت دارد؟
اعتقاد ما این است که جمهوری اسلامی یک واقعیت مرکب مستقل است، و حاصل کنار هم قرار گرفتن جمهوریت و اسلام نیست، که حال سؤال کنیم غلبه با کدام است، آیا پنجاه پنجاه است، یا مثلاً «جمهوری» آن را درشت تر بنویسیم یا «اسلامی» آن را. مقام معظم رهبری نیز در یکی از سخنرانی هایشان اشاره کردند که مردم سالاری دینی البته بنده نقل به مضمون می کنم حاصل کنار هم نهادن دین و مردم سالاری نیست؛ بلکه مردم سالاری دینی یک حقیقت است. اما بنده جمهوری اسلامی را نوع حکومت جامعه ای می دانم که اکثر مردم آن به اسلام معتقد هستند و می خواهند اسلام بر جامعه آنان حکومت کند. چنین حکومتی جمهوری اسلامی نام دارد. جمهوری، از آن جهت که اکثر مردم این نوع حکومت را می خواهند. و اسلامی نیز از آن روی که این جمهورِ مردم نوع حکومت خود را حکومت اسلام می خواهند. با چنین تصوری بنده گمان نمی کنم که ما دچار یک تناقض و تعارض بشویم.
