اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 76
فرمت فایل پاورپوینت
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اختناق سپید ؛ نقد و نوآوری و گفتمان مجدّد ؛ گفتگو با علی اکبر رشاد در باره نهضت های علمی و نقد و نو آوری :
تقابل یا تعامل میان سنت و مدرنیسم دغدغه انسان معاصر است؛ افراط و تفریط در قبال هر یک از آن دو قرن هاست که معرکه نزاع ها و جدال های بی حاصل گشته و در میان ماندن در مرداب تحجر و جمود و درافتادن در گرداب تجدد و انقطاع، راه سومی است که باید صراط مستقیمش نامید، مانداب عفن «سنت گرایی و جمود» از یک سو و گرداب سهمگین «مدرنیسم سیال و بی بنیاد» از سوی دیگر، سیر تکامل علمی و عملی انسان ها را دچار هزار گونه بطالت و مرارت نموده و می رود تا آمال بلند فرهیختگان تاریخ را هر چه بیشتر از دسترس تحقق و واقعیت دور کند.
با وجود شکوفا نمایی علم و معرفت، تولید دانش و اندیشه در چرخه حوادث روزگار، هماره رو به زوال و انزوا دارد و و در زمان و زمین ما نیز نگرش ها و گرایش های سیاست زده تنگ نظری ها و تندروی ها آن را به کُنج و گوشه می رانند، اما باید دانست که این مهم برای پدیده بزرگ انقلاب اسلامی در حکم ریشه و جانمایه است و براساس «الحکمه ضاله المومن» باید گفت که ایجاد جریان فراگیر مولّد فکر و اندیشه گمشده اصلی انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران است.
دل زمانه از اهمال و احالت به تنگ آمده بود که پاسخ «فرزانه رهبر انقلاب اسلامی» به جمعی از دانش آموختگان و فضلای کشورمان، نوید بسط و انشراح داد، روح امیدی در کالبد نخبگان دمید و مشتاقان مدینه العلم انقلاب اسلامی را مشعوف کرد. پاسخی سرشار از بلاغت و فصاحت و آکنده از رمزها و رازهای دانشی و ارزشی که می تواند منشور یک جنبش اصیل و فراگیر علمی فرهنگی قلمداد شود. به دنبال گفت وگو و نشست و برخاست با شخصی بودیم که این شعف و انشراح را برایمان بر سبیل حکمت و بینش و دانایی، بازبینی و توصیف کند و به احساس غرورانگیز و نشاط بخش ما، عمق عقلانی و وسعت بینایی ببخشد. از قضا آب در کوزه بود و…، به سراغ استاد علی اکبر رشاد آمدیم که خود از پیشگامان نواندیشی در عرصه دین پژوهی معاصر است.
بی هیچ گونه تکلف و تصنعی و با صفا و صمیمیت پذیرایمان شد و قریب سه ساعت از یک روز آفتابی رو به پنجره بهار را در سایه بحث های جاندار حِکمی و معرفتی گذراندیم. پس از بحث و گفت وگوهای نسبتا طولانی که حس اشتیاق علمی و تاریخی مان قدری فرو نشست، تازه شرح حال استاد و احوال پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی را جویا شدیم که با تواضعی عبرت آموز در نهایت اختصار و پیراستگی جواب های دلنشین و کوتاهی شنیدیم.
استاد در هنگامه تقارن بهار طبیعت و شریعت (رمضان ۱۳۷۷ ق/ اردیبهشت ۱۳۳۵ش) چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و مقدماتی را در تهران و مراحل عالی فقه و فلسفه اسلامی را نزد استادان برجسته حوزه های تهران و قم سپری کرد و هم اکنون سال هاست که به تحقیق و تدریس در فلسفه و کلام، فقه و اندیشه سیاسی مشغول است.
ایشان ریاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ریاست انجمن دوستی ایران و یونان، سرپرستی دانشنامه امام علی(ع)، و مسوولیت سه فصلنامه پژوهشی تحت عنوان های «قبسات» در زمینه دین پژوهی، «ذهن» در زمینه معرفت شناسی و «اقتصاد اسلامی» را به عهده دارند.
در این میان بنیانگذاری و مسوولیت «پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» که در زمینه های متنوعی چون: فلسفه، معرفت شناسی، اخلاق و عرفان، قرآن پژوهی، کلام، دین پژوهی، حقوق، سیاست، اقتصاد، غرب شناسی، انقلاب اسلامی، ادبیات، اندیشه و تاریخ و تمدن با رویکردی نو فعالیت دارد، از جمله اقدام های ارزنده و ثمربخش استاد است که در جریان نهضت علمی فرهنگی نوین امروز جایگاه ممتازی دارد.
از استاد علی اکبر رشاد آثار علمی ادبی زیر به چاپ رسیده است:
۱ میخانه عشق (شرح غزل عرفانی «چشم بیمار» حضرت امام خمینی(ره))
۲ دیوان اشعار امام خمینی(ره) (مقدمه، تعلیقات و ملحقات)
۳ گزیده غزل های حکیم فیاض لاهیجی
۴ دیوان اشعار (تحت عنوان قبسات)
۵ گزیده سرودها (از سلسه گزیده ادبیات معاصر)
۶ شهود و شیدایی (مقالات و گفتارهایی در باب مباحث حکمی و نظری هنر)
۷ شور اشراق (مقالات ادبی هنری)
۸ تحقیق و تصحیح «علم النفس اسفار» صدر متالهین شیرازی
۹ دمکراسی قدسی (مجموعه مقالات فلسفه و اندیشه سیاسی)
همچنین «مجموعه مقالات دین پژوهی» و «مجموعه مقالات فلسفی و معرفت شناسی» از جمله آثار در دست انتشار اوست.
استاد به منظور شرکت و سخنرانی در مجامع فرهنگی علمی کشورهایی چون آلمان، فرانسه، امریکا، اتریش، اسپانیا، انگلستان، یونان، ایتالیا، سوئیس، پاکستان، ترکیه، قبرس، الجزایر، سریلانکا، هند، واتیکان، سوریه، لبنان و عربستان حضور یافته است. اینک متن مصاحبه با ایشان را تقدیم شما عزیزان می کنیم.
ضمن تشکر از جناب عالی به خاطر وقتی که به ماهنامه زمانه اختصاص دادید، به عنوان اولین سوال بفرمایید ویژگی ها و شاخصه های یک نهضت علمی چیست؟
نهضت علمی دارای دو رکن عمده است: «نقد» و «نوآوری». نقد بدون نوآوری منفی بافی است و نوآوری بدون نقد، تکاپویی است در معرض زوال و انزوا؛ زیرا فکر نو بدون بازگویی نواقص و نقایص فکر کهن، زمینه پذیرش پیدا نمی کند و چه بسا با مزاحمت اندیشه های مندرس، دچار وقفه و زوال می شود.
نقد و نوآوری با مجموعه ای از لوازم و مختصاتش باید اتفاق بیفتد. شجاعت مهاجمانه و مواجهه فعال با افکار و آرا و آثار رقیبان علمی فکری، اول شرط نقد سازنده است؛ همچنین نقد باید از پایگاه علمی فکری مشخص و تعریف شده و شفافی صورت بندد؛ یعنی نقاد می بایست با مبانی مشخص و از پایگاه فکری معینی به ارزیابی و رد و قبول فکر مقابل بپرازد. ویژگی سوم یک نقد فعال و سازنده، التزام به ادب نقد است و از جمله آداب نقد رعایت انصاف است. منفی بافی، برخورد شعاری، انفعالی، آوازه گری، مواجهه حربه انگارانه با اندیشه رقیب، و یا پریشان گویی و آنارشیسم، افراط و تفریط در نقد از جمله آسیب هایی است که می تواند یک نقد فعال سازنده را به یک برخورد انتقادی غیرسازنده تبدیل کند.
نوآوری نیز که بال دیگر نهضت علمی است، می باید از مختصات و ویژگی های مشخصی برخوردار باشد. نوآوری، مراتب و وجوه گوناگونی دارد: از نازل ترین مراتب آن مانند برگزیدن زبانی تازه برای بازگویی یک سخن کهن، انتخاب نثری جدید برای بازنوشت یک فکر، ارائه یک اندیشه مطرح با ساختاری نو، تا طرح یک نکته بی پیشینه، پیرامون یک مطلب، و پرداختن به موضوعاتی جدید تا ارائه آرای جدید دیگران، همه و همه نوعی نوآوری است، ولی نوآوری و ابداعی که رکن نهضت علمی محسوب می شود مراتب عالی نوآوری، است که از جمله آنهاست نظریه پردازی به معنای دقیق و درست کلمه، طراحی و تاسیس دانش و یا دانش های جدید و بالاتر و کاراتر از همه، تاسیس یک دستگاه معرفتی است؛ مصداق حقیقی نوآوری اینهاست. آنچه در یک نهضت علمی کارساز است این است که بنیادهای معرفت و حکمت مورد بازنگری و دگرگونی قرار بگیرد و بدین سان مرزهای معرفت گسترش پیدا کند. البته این نباید به قیمت انقطاع تاریخی و علمی تمام شود. مواریث و ذخائر بازمانده از پیشینیان نیز باید مورد نقادی و بازپژوهی قرار بگیرد، و با ارزیابی و شناخت سره از ناسره، عناصر زنده و حیاتی و ارزشمند معارف بازمانده از سلف، اصطیاد و حفظ شود. نقد لزوما به معنای نفی هرآنچه هست و نوآوری به معنای طرد و ترک هرآنچه از گذشتگان بازمانده است، نیست. اصولا بخشی از نوآوری این است که داشته ها و ذخائر علمی پیشینیان را بازنگری کنیم و دیگر بار به زبان زمان عرضه کنیم و یا با یافته های جدید تلفیق و از آنها در جای خود، بهره برداری کنیم.
شاید بزرگترین خطر و آفت و آسیبی که ممکن است در جریان کار نقد و نوآوری متوجه یک حرکت علمی شود، افراط در نقد و تفریط در حق معارف پیشین و در نتیجه انقطاع تاریخی است که عملاً رفته رفته نقد و نوآوری را به ضد خودش بدل کند.
نهضت علمی یک پدیده خودجوش است یا یک حرکت سازمان یافته و هدایت شونده؟ مشاهده می کنیم که نهضت های علمی با ظهور یک شخصیت بزرگ یا یک تحول اجتماعی و… شکل می گیرند و رشد پیدا می کنند. آیا ایجاد نهضت علمی به نحو ارادی و تدبیر شده است یا باید منتظر ظهور فرد یا افرادی خاص یا یک واقعه اجتماعی باشیم؟
نهضت علمی چندان قابل تحدید به حدود نیست و ما نمی توانیم تمام مختصات خورد آن را تعیین و ارائه بدهیم، زیرا تحول و جنبش علمی فکری انواع متکثری دارد و هر نوع می تواند تحت تاثیر عوامل شناخته و ناشناخته بی شماری رخ دهد و از ضرب انواع بی شمار نوآوری بر عوامل موثر متکثر آن، عدد بسیار شگفت آوری به دست می آید، از این رو نمی توان چندان درباره شاخصه ها و پایه ها نهضت تبیین مشخص و قاطعی ارائه کرد، به همین جهت بود که من هم با اشاره تنها به دو رکن نقد و نوآوری تعریف بسیار عام و کلی از ویژگی های اساسی انقلاب علمی فکری سخن گفتم، اصولاً نهضت قالب بردار نیست، در ذات نهضت، شالوده شکنی نهفته است، به همین دلیل نظریه های مختلفی که در فلسفه علم، درخصوص ساز کار و فرایند تحول علم داده اند همه دچار مشکل شده است و هیچ یک نتوانسته است پیدایش نظریه ها و مکتب ها و ادوار و تحولات علمی را به نحو عام و استثناناپذیر توجیه کند. جهتش هم همین است که آنها یا از زوایه محدودی به مساله نگاه کرده اند و بعضی مختصات و بعضی عوامل ظهور یک نهضت علمی و احیانا پیدایش یک دوره علمی و دستگاه معرفتی را شناخته و طرح کرده اند و یا با رجوع به تاریخ، بعضی مصداق ها و بعضی مقاطع را ملاک و مبنا قرار داده و آن را تئوریزه کرده اند. مشکل اساسی نظریه هایی مثل نظریه پارادایم های کوهن که در حوزه علم (
science
)یعنی علوم طبیعی تجربی، طراحی و ارائه کرده ساختاری است محدرد و محدود که پیش خود فرض کرده، آنگاه سعی می کند ادوار و انقلابات علمی را در ظرف تنگ آن توجیه کند. بنابراین بر همه تحولات و ادوار صدق نمی کند، همین گونه بود سرگذشت نظریه مارکسیستی ظهور و زوال نظریه ها که بر مبنای تز و آنتی تز هگل طراحی شده بود و مارکسیست ها می خواستند همه چیز از جمله تحول علم را در چارچوب آن توجیه کنند و موفق نمی شدند.
مسلم این است که یک جنبش علمی بر دو رکن نقد و نوآوری مبتنی است. و این که جنبش علمی چندان قالب بردار نیست و به تعبیر دقیق تر گونه واحد و محدودی ندارد، زیرا متغیرها و عوامل موثر در پیدایش نهضت ها، دوره های علمی، نظریه ها و دستگاه های معرفتی بس فراوانند، چندان که قابل احصا و استقرا و تنسیق و تنظیم نیستند. نمی خواهم به طور کلی و علی الاطلاق منکر امکان هدایت و تاثیرگذاری بر یک جنبش علمی شوم، ولی آنچنان نیست که یک حرکت علمی به صورت فرمایشی و از پیش تنظیم شده اتفاق بیفتد.
از شاخص های دیگر یک جنبش و نهضت علمی فراگیرشدن آن است؛ یعنی یک حرکت علمی وقتی می تواند نهضت قلمداد شود که فراگیر شده باشد. اگر یک فرد یا یک طیف و تیم کار کنند و به مجموعه ای معارف دست یابند اما معارف حاصله، شمول و شیوع پیدا نکند، نهضت تلقی نمی شود. ما در تاریخ اسلام امثال اخوان الصفا را داریم که جمعی بودند، متمرکز کار کردند، هرچند به یک سلسله دیدگاه هایی رسیدند اما دیدگاه های آنها نتوانست جهانگیر شود. لذا یک جنبش دوره علمی قلمداد نشدند؛ اما برعکس گاه حتی یک فرد به تنهایی توانست جنبش علمی ایجاد کند و پیکره معرفتی را بنا نهد و از مصادیق چنین کسانی ملاصدرا است که به تنهایی یک دستگاه معرفتی و حکمی عظیمی را تنسیق و تاسیس کرد و هنوز که هنوز است در جهان اسلام برجسته ترین مکتب فلسفی، مکتب اوست؛ یعنی مکتب او حدود چهار قرن دوام آورده و مشخصه فراگیر شدن را هم دارد، یعنی اهل فلسفه جهان اسلام در این چند صد سال همه یا اکثرا گرایش به تفکر فلسفی صدرایی داشته و دارند. در هر حال نهضت علمی فکری، چون خودجوش و شالوده شکن است، نمی توان گفت آیا گروهی باید کار را شروع کنند یا یک فرد، و آیا می تواند کار انقلاب علمی به صورت از پیش طراحی شده روی دهد یا بغطتا و دفعتا؟ همه شیوه ها و گونه ها ممکن است، ممکن است دستی از آستین یک فرد یا یک گروه برون آید و کاری کارستان کند، ممکن است حتی یک واقعه تاریخی، یک جنگ، یک هجرت دسته جمعی مبدا ظهور یک جنبش علمی و فکری شود و بعد هم بسط و گسترش پیدا کند.
آیا در صدساله اخیر، نهضت و جنبش علمی فکری مشخصی سراغ دارید که جایگاه ویژه ای در تاریخ معاصر پیدا کرده باشد؟
طی سده اخیر، جنبش های فکری با گرایش های نسبتا متنوع و متفاوتی در دنیای اسلام اتفاق افتاده است، اما جنبش علمی به معنای دقیق آن کمتر. طی حدود صد سال اخیر در ایران، مصر، شبه قاره و عراق اتفاقاتی رخ داده که بیشتر ماهیت سیاسی، فکری داشته اند تا علمی، فکری. درنتیجه ما اگر یک مطالعه جامعه شناختی درباره حرکت هایی که در سده اخیر در جهان اسلام اتفاق افتاده کنیم، می توانیم جنبش ها و جریان های سیاسی اجتماعی مختلفی را شناسایی و تعریف کنیم، اما جنبش علمی چندان معتنابهی در حوزه علوم طبیعی و علوم انسانی و حوزه علوم دینی نمی شناسیم. در قلمرو دین پژوهی، در بعضی از مناطق جهان اسلام تنها پاره ای از حرکت های منفرد و محدود را می شناسیم، اما در ایران حدود نیم قرن اخیر خوشبختانه تحرکات و نوآوری های ارزنده ای را در حوزه مطالعات فلسفی دینی سراغ داریم.
از حدود دهه بیست شمسی (۱۳۲۰) به این طرف و شاید اندکی پیش تر از آن مثلا از زمان تاسیس و به تعبیر دقیق تر بازگشایی حوزه علمیه قم، نشاط علمی جدیدی بروز کرد که مبدا یک مقطع علمی در تاریخ جهان اسلام شد؛ قم از گذشته های دور و از دوران ائمه(ع) کانون علم و اجتهاد و محل حضور و حیات راویان بزرگ و شخصیت های علمی و تاریخی برجسته ای بوده، اما دوره های فطور فراوانی را هم به خود دیده با هجرت مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری به قم و بازتاسیس حوزه علمیه قم یک مقطع جدیدی در تاریخ علم و مطالعات دینی، اجتهاد و نظام آموزشی دینی و حوزوی آغاز شد. او خود در طراز و در ردیف مجتهدان و فقیهان نام آور و برجسته تاریخ شیعه بود، هرچند ممکن است از شخص مرحوم حاج شیخ مطالب ابداعی فوق العاده ای سراغ نداشته باشیم، اما او شاگردانی پرورش داد که بارز آنها حضرت امام خمینی(ره) بود. بعد از حاج شیخ، علاوه بر امام، کسانی از نجف و سایر نقاط وارد قم شدند که این حوزه را به یک کانون متحرک و متحول و تاثیرگذار در حوزه مباحث علمی اسلامی تبدیل کردند.
به طور مشخص از دهه بیست که مرحوم علامه طباطبایی دروس خود را در قم آغاز کرد و جمعی از فضلای آن زمان که برجسته ترین آنها مرحوم استاد مطهری بود به حلقه دروس ایشان پیوستند و سپس ایشان مراوداتی با وجوه روشنفکری زمان خود آغاز کرد و بعضی روابط با بعضی متفکران غربی و غیرایرانی مانند هنری کربن فرانسوی آغاز شد. دستاورد علمی ارزشمندی فراهم آورد، با انگیزه مقابله با جریان فلسفی، سیاسی، اجتماعی مارکسیسم، نخست در حوزه مباحث فلسفی مطالب جدیدی را طرح کرد و رفته رفته به مباحث اجتماعی هم پرداخت. او با تالیف دو سه اثر فلسفی و پاره ای مقالات علمی ارزشمند، و تشکیل جلسات و حلقه های درسی تخصصی و اختصاصی، جزو پی گذاران یک جنبش فلسفی و فکری تازه شد. با تالیف المیزان توسط او، تحولی در تفسیرنگاری اتفاق افتاد؛ تفاسیر در طول تاریخ پیوسته نوشته می شوند، امّا هر از چندی یک تفسیر به مثابه یک قله در سلسله جبال معرفت دینی خودنمایی می کند؛ شاید بتوانیم بگوییم قرن ها بود که ما در سلسله جبال تفسیر کلام خدا قله ای نمی دیدیم و المیزان توانست چنین منزلت و جایگاهی را احراز کند.
حضرت امام(ره) نیز شخصیت دیگری بود که در حوزه دیگری به نقد و نوآوری پرداخت؛ ایشان در حوزه فقه و اندیشه سیاسی و یا شاید بتوان گفت فقه و اندیشه های اجتماعی، علی الاطلاق به نقد و نوآوری پرداختند و با پیوندخوردن تلاش ها و تعالیم این دو بزرگوار جنبش و تحرکی ایجاد شد؛ شاگردان مشترک آنها از جمله مرحوم استاد مطهری که کارهای جدیدی در حوزه کلام و تا حدی فلسفه آغاز کرد) فعالیت هایی کردند که مکمل حرکت آنها بود و مجموعا استعداد و قوه یک دوره علمی تازه را فراهم آورد.
حرکت امام(ره) یک جنبش سیاسی اجتماعی قلمداد می شود، اما شما برای امام جایگاه بارزی در نهضت علمی معاصر ایران ترسیم کردید. باتوجه به ویژگی هایی که شما از یک جنبش علمی ارائه کردید، آیا می توان گفت که امام(ره) یک جنبش علمی گسترده ای ایجاد کردند. البته ایشان با طرح و بسط نظریه ولایت فقیه، اندیشه سیاسی جدیدی را پایه ریزی کردند که می توان آن را از مصادیق جنبش علمی یا دست کم به عنوان نهضت در یک حوزه خاص علمی قلمداد کرد؟
من از مجموع حرکت های فکری ابداعی ایران معاصر روی هم رفته یک جنبش علمی تعبیر می کنم؛ مرحوم علامه طباطبایی موفق شد در فلسفه و فهم قرآن مکتب جدیدی تاسیس کند که ما از فلسفه او به مکتب نوصدرایی تعبیر می کنیم، و کارکردش شکست مارکسیسم بود؛ یعنی با حرکت او شاگردانش ماتریالیسم دیالکتیک به لحاظ نظری در ایران شکست خورد. در تفسیر هم المیزان نقطه عطفی در تفسیرنگاری شد، در علم کلام استاد شهید مطهری بنیانگذاز کلام جدید ایرانی شیعی شد و عملاً یورش پروتستان لیبرال وارداتی، با آنچه که مرحوم آقای مطهری شروع کرد و فضلای جوان دیگری امروز پی می گیرند، زمین گیر شده است. یعنی کارکرد کلام جدید ایرانی شیعی هم این بود که امروز یک جبهه قوی و غنی و کارآمدی در مقابل هجمه پروتستان لیبرال غربی به وجود آمده است.
در حوزه فقه، مخصوصا فقه سیاسی و فقه اجتماعی، امام حرکت جدیدی را آغاز کردند، با احیا و بسط و تبیین و تشریح نظریه ولایت فقیه، عملاً موسس فقه سیاسی اجتماعی جدیدی شد. هر چند او چندان کار علمی گسترده ای نتوانست بکند به خاطر اشتغالات سیاسی اما یک تحول علمی را پی ریزی کرد و عملا نقش موسس را ایفا کردند. کارکرد تحولی که ایشان در نگرش به فقه و مخصوصا فقه سیاسی، اجتماعی پدید آوردند و آرایی که در حوزه اندیشه سیاسی مطرح کردند، براندازی سکولاردیکتاتوری سنتی شاه و همچنین طرد مارکسیسم سیاسی و ارائه نظریه مردم سالاری دینی بود. در قلمرو معرفت شناسی و منطق معرفت و منطق فهم دین هم طی دهه اخیر خوشبختانه در شرف یک تحول و در معرض یک سلسله نوآوری هایی هستیم که امید می رود در یک فاصله زمانی کوتاهی در این بخش هم یک اتفاقات جدیدی بیفتد؛ من عرض می کنم مجموع این اجزاء نقد و نوآوری هایی که تاکنون در حوزه های فلسفه، فلسفه دین، کلام، تفسیر فقه و اندیشه های سیاسی اجتماعی و منطق معرفت رخ داده است سرآغاز یک جنبش علمی می تواند قلمداد شود و مجموع عناصر موثر این جنبش در یک مساله اشتراک دیدگاه دارند و آن نگاه تازه ای به فلسفه دین است بی آن که نامی از فلسفه دین برده باشند. و احیانا بدون این که خود این شخصیت ها به صورت معرفت درجه دو خودآگاهانه به آنچه در کار ساخته و پرداخته آنند التفات داشته باشند، ولی گذار چنین پدیده ای ارزشمند است و منشا دین یک تحول خاصی که در نگاه فلسفه دینی این متفکران اتفاق افتاد و پیرو آن سایر زوایا و دانش ها و حوزه ها هم متاثر شد. اگر کسی در قالب یک تحقیق جامع به نگاه فلسفه دینی این متفکران بپردازد (فلسفه دینی به معنای فلسفه ای که موصوف به دینی است مرادم نیست. فلسفه دین به نحو مضاف و مضاف الیه را با یای نسبت منظور من است) می شود که یک سنخ از تحول در منظر فلسفه دینی آنان رخ داده است. سپس سایر دگرگونی های بینشی و کنشی در فکر و فعل آنها صورت بسته است. اگر فلسفه دینِ امام، فلسفه دین علامه طباطبایی، فلسفه دین استاد مطهری، فلسفه دین شاگردان مشترک امام و علامه مورد مطالعه و بازنگری قرار بگیرد، یک نتیجه بسیار ارزشمندی به دست می آید و احیانا مبانی تعریف شده ای برای این حرکت علمی که الان ما شاهد آن هستیم در دسترس قرار می گیرد.
براساس نظر جناب عالی ما الان در بستر یک جنبش علمی زنده و فعال قرار داریم که توسط حضرت امام و مرحوم علامه طباطبایی و شهید استاد مطهری بنیانگذاری شده و از سوی شاگردانشان ادامه دارد. باتوجه به این که در حال حاضر بسیاری از اهل فکر به این نتیجه رسیده اند که باید یک جنبش علمی و فکری بزرگ ایجاد شود؟ آیا باید گفت که آن جنبش دچار رکود و بی رونقی یا آفت شده و یا برعکس جنبشی زنده است و دچار هیچ رکود و افولی نیز نیست، اما از سویی شناخته نیست و از سوی دیگر انتظارات و نیازهای جدیدی به وجود آمده که این جنبش را در مقابل یک بازبینی و بازسازی قرار داده است؟
آنچه عرض شد از حدود دهه بیست در ایران شروع شده، همواره از یک سلسله آفات رنج می برده و همچنان این آفات رو به تزاید است. اولین آفت و مشکله ای که این جنبش علمی، فکری با آن مواجه بود، افت وخیزها و انقطاع های مکرری بود که تحت تاثیر شرایط سیاسی، اجتماعی کشور بر آن تحمیل می شده، یک بار اوج می گرفت، بار دیگر دچار فطور می شد؛ یک بار یک زاویه در آن برجسته و فعال می شد و زاویه دیگر آن دچار افت و افول می شد.
آفت و کاستی دیگر این جنبش علمی، فقدان خودآگاهی در سلسله جنبانان آن است. همه عناصری که موثر و احیانا حتی موسس و دست کم در این جنبش سهیم هستند، از خودآگاهی برخوردار نبوده اند. توجه نداشته اند که چه می کنند، البته این طبیعت تحولات علمی است که نوعا خودآگاهانه نیست، بدین گونه نیست که یک متفکر یا یک طیف که منشا و موسس یک جنبش و دوره علمی جدیدی می شوند با برنامه از پیش تنظیم شده و براساس یک سلسله تدابیر هدایت شده با خودآگاهی کار را شروع کنند و پیش ببرند و این فقدان خودآگاهی و عدم توجه به رسالت و جایگاهی که آنها در تاریخ ایران، جهان اسلام و عرصه دانش و بینش دارند، یک سلسله مشکلاتی را فراهم کرده؛ از جمله این که کار آنچنان که در خور است جدی گرفته نشود، یا این که پاره ای از کارهای شروع شده استمرار پیدا نکند، و اینکه مجموعه عناصر موثر با هم ارتباط پیدا نکنند.
آفت دیگری که این جریان مبتلا بدان است، عدم انسجام معرفتی دستگاه واره میان نظرات و نظریه های تشکیل دهنده است. و این از پیامدهای عدم خودآگاهی است. در مجموع می توان برای اجرای آن ترجیع بندی پیدا کرد و رشته تنسیقی برای این حرکت شناسایی کرد که من به آن اشاره کردم. لااقل یکی از عناصری که این مجموعه را به هم مربوط می کند، اشتراک در نظر و نگاه به فلسفه دین و عناصر موثر در آن است.
عدم خودآگاهی تاریخی موجب آفت دیگری هم شده و آن نداشتن ارزیابی از دست آوردهاست. در متن خود این جنبش نقادی نیست و حتی عاملان این حرکت، از یافته های خود و دست آوردهای حرکت برآورد منسجمی ندارند و تا کسی از بیرون به این حرکت و دست آوردهای آن نگاه نکند، متوجه نمی شود چقدر با گذشته فاصله گرفته ایم و اگر کسی چنین کاری بکند و به عناصر سازنده و زنده این حرکت (که متاسفانه شاخص ها و برجستگان آن از دست رفته اند و البته نسل دومی که جوان ترنداز راه می رسند) عرضه کند، امید و اعتماد به نفس در عناصر و عوامل آن ارتقا پیدا خواهد کرد.
روزمرگی و انفعال در قبال جریان سنتی و متحجر، انفعال و روزمرگی در قبال جریان متجدد و وارداتی، آسیب دیگری است که متوجه این جنبش است. این دو گونه انفعال که به صورت روزمره خود را بر این جنبش جوان تحمیل می کند آن را دچار روزمرگی کرده است.
عدم وصول به یک مدل معرفتی تعریف و تثبیت شده که ما بتوانیم مکتب واره این جنبش علمی را عرضه کنیم و زیرساخت ها و ساختار و ساختمان مشخصی طرح و تبیین کنیم. این جنبش هنوز به این نقطه نرسیده است.
آفت دیگر این حرکت آن که عدم ارزیابی، نداشتن برآورد، فقدان اعتماد به نفس و نیز عدم درک رسالت تاریخی نوعا موجب حزمت و احتیاط مفرط می شود و نوعی خودسانسوری را بر این جریان تحمیل می کند؛ این خودسانسوری، جرات شالوده شکنی به خصوص در قبال گفتمان سنتی را از این جریان بازستانده و همین موجب کندی حرکت او می شود؛ چنان که ملاحظه می فرمایید بعضی آفات، آفات دیگری را می زایند، کندی حرکت ناشی از خودسانسوری است، خودسانسوری ناشی از نداشتن یک ارزیابی خوب از دستاوردهاست و روزمرگی و فقدان خودآگاهی نسبت به رسالت و جایگاه تاریخی موجب فتور، عدم استمرار و عدم پیوستگی در تولید و تفکر و انقطاع های موردی و گسست طولی می شود.
آفت دیگری که گاه این جنبش در ورطه آن در غلطید، آن است که به خاطر مسوولیتی که عناصر متعلق بدان در قبال دفاع از حقیقت، دین و به ویژه طی دو دهه اخیر در مورد انقلاب و دست آوردهای آن و از جمله حکومت اسلامی در خود احساس می کنند، گاه دچار توجیه گری می شوند و توجیه گری وضع موجود به وجهه علمی این جنبش لطمه می زند و این احساس نیز گاه او را دچار خودسانسوری می کند؛ در عملکرد مثلاً مدیران نظام اگر خطا و خلافی هست قهری و طبیعی است و گناه آن هم بر ذمه عناصر این جنش نیست و نباید خود را خرج آن کنند.
در مجموع من نسبت به این جنبش علمی فکری امیدوار هستم، تاکید هم می کنم که این حرکت، یک جنبش علمی محض نیست، یک جنبش علمی فکری است؛ یعنی دارای یک روح و رویکردی خاص است، از این رو همان طوری که نتایج دینی و فلسفی و کلامی دارد دست آوردهای سیاسی و اجتماعی هم دارد.
براساس فرمایش جناب عالی آفت زدایی این جنبش مستلزم این است که نهادینه شود، چه بسا که نهادینه شدن با خودجوش بودن سازگاری نداشته باشد؟
از دیگر سو تا یک حرکت نهادینه نشود، خودآگاهی و امکان ارزیابی آن هم به وجود نمی آید. بدون خودآگاهی و ارزیابی نیز آفت زدایی ممکن نمی شود. نظر جناب عالی چیست؟
نهادینه شدن به معنای نهادمند شدن نیست، یعنی ما یک جنبش علمی را نمی توانیم در قالب نهادهای مشخصی که تاسیس می کنیم هدایت کنیم و پیش ببریم. نهادینه شدن دو وجه دارد: اول مضبوط و منطق مند شدن و دوّم پدید آمدن یک فرهنگ که کار تحرک علمی را پشتیبانی کند و جهت دهد. یعنی ما از طرفی باید به مثابه یک حرکت معقول برای یک جنبش علمی فی الجمله قانونمندی هایی را ایجاد کنیم (البته در حد محدود و نسبی)؛ چون عرض کردیم که نهضت علمی، خود شالوده شکن است و قالب نمی پذیرد، طبعا قانون های از پیش تعیین شده را هم نمی پذیرد. برای این که هرج ومرج و آنارشیسم از سویی، بدعت گذاری از دیگر سو، تفاوت حاصل آید باید در حدی حرکت ها مضبوط شود، برای این که جنبش دچار دگردیسی، تقلید، زمانه زدگی و روزمرگی، و سطحی نگری و ژورنال زدگی، شاذگرایی و احیانا قداست شکنی از مقدسات جامعه نشود، جامعه علمی باید به یک سلسله اصول و آداب پایبند باشد و از طرف دیگر هم می بایست در جامعه روح پذیرش، اقبال و تکریم نسبت به علم و معرفت و ارباب علم و معرفت به وجود بیاید. تا زمانی که استعدادها و عناصر دارای شایستگی و صلاحیت برای تولید فکر و علم احساس منزلت نکنند و احساس عزت نکنند و در شرایط لازم امکانات و لوازم درخور در دسترس آنها نباشد، نمی توان امید داشت که یک جنبش علمی دارای سرانجام و فرجام روشن و مناسبی اتفاق بیفتد. لهذا توجه بکنیم اولاً به این که نهادینه شدن غیر از نهاد داشتن است. کار و تولید علمی نیازمند موسسات و مراکز و دستگاهی هست که بخش هایی از آن را انجام بدهند، کمک کنند؛ حمایت کنند و نظارت کنند، اما این طور نیست که در چارچوب یک نهاد و چند نهاد بشود کار تحول و دگرگونی علمی و معرفتی را سامان داد و هدایت کرد، ولی باید نهادینه شود و یک آداب و اصولی پیدا بکند، همچنین باید فرهنگ پذیرنده ای و فرهنگ محرکی، فرهنگ انگیزه بخشی در جامعه به وجود بیاید که ارباب فکر و اصحاب علم و معرفت را تشویق و مدد کند تا آنها بتوانند به رسالت تاریخی خودشان بپردازند.
جناب عالی در سال های اخیر جریان ها و جهت گیری های علمی فکری کشور را به سه گروه دسته بندی کرده اید: جریان های فکری علمی که دچار جمود و تحجرند و جریان هایی که دچار خودباختگی و تقلیدند و جریان سومی که جز این دو جریان است. لطفا کمی درباره جریان سوم و رابطه اش با نهضت علمی و فکری جاری توضیح بفرمایید؟
همان طور که می فرمایید بنده با یک نگاه جامعه شناختی به جریان های علمی و فکری، مجموعه جریان ها و جهت گیری ها را در چارچوب سه طیف ارزیابی و تبیین کرده ام. این که عرض می کنم «طیف» به این جهت است که هر سه جریان را بسیط و یک دست نمی بینم، اما در مجموع و با تکیه بر مختصات عمومی عناصر تشکیل دهنده هر طیف، هر مجموعه را می شود یک طیف و یک جریان قلمداد کرد.
ما در ایران یک جریان غرب باور و مقلِد فراورده ها و فکرهای غربی می شناسیم که در فضای تفکرات شایع و مسلط غربی تنفس می کند. در قلمرو فلسفه و معرفت شناسی دلبستگی خاصی به فلسفه های جدید با رویکرد نسبیت گرا و شکاکانه دارد. در قلمرو سیاسی دل در گرو لیبرال دمکراسی سپرده، در حوزه کلامی و الهیاتی نیز یک نوع دنباله روی از پروتستان لیبرالیسم و مسیحیت مدرن شده و مسیحیت پس از رنسانس دارد، و کوشش می کند در تفکر و تاملات دین شناختی اش از پروتستان لیبرالیسم غربی الگوگیری و گرته برداری کند. در حوزه علوم سیاسی، علوم اجتماعی و انسانی به یک نوع اصالت دادن و مطلق انگاشتن نظریه های جدید در این حوزه مبتنی بر سکولار اومانیسم رسیده و در واقع یک رویکرد ترجمه ای در ذیل فرهنگ غرب، ذهن و ضمیر آنها را اشغال کرده است. این جریان را گفتمان متجدد می نامیم.
جریان دومی هم که ریشه و پیشینه طولانی در جهان و جامعه علمی ما دارد سراغ داریم. جریان سنتی متحجری است که التزام به دین را با جمود پیوند زده و عملاً در قبال هرگونه ابداع و نوآوری از خود مقاومت نشان می دهد و از هر نوع نقد و ارزیابی پرهیز دارد. این جریان را گفتمان متجدد یا متحجر می نامیم. این دو جریان در یک حیث با هم مشترکند و آن این است که هردو مقلدند؛ اولی مقلد فکرهای بیرون مرزهاست، دومی مقلد پیشینیان و اسلاف خودی.
در این میان، جریان سومی ظهور کرده که من اینها را به یک معنا توصیف کرده ام. چنان که اشاره کردم، مبدا ظهور این جریان همان جنبش و حرکتی است که از حدود دهه بیست در ایران شروع شده. این گفتمان که می تواند گفتمان مجدد نامیده شود، با سه ویژگی یک رسالت تاریخی را هرچند نه چندان آگاهانه بر دوش می کشد. اوّلین ویژگی این گفتمان، اعتنا به مواریث و ذخایر خودی و التزام به ارزش میراث قویم و غنی خلف است ولی نه التزام دگم و کورکورانه، بلکه وفاداری مجتهدانه و نقادانه و پیش برنده و پیش رونده، به شدت از رخ دادن یک انقطاع تاریخی در بستر معرفت و حکمت پرهیز دارد. دوّمین ویژگی این جریان، مواجهه فعال با تفکر معاصر جهانی است، مواجهه فعال با دو رویکرد: رویکرد نقادانه، عالمانه و اصول گرایانه، رویکرد اخذ و اصطیاد گوهرها و عناصر زنده و سازنده و ارزشمندی که اندیشه بشر معاصر و دیگر ملل، آنها را در معرض دید و داوری اهل فضل و فکر قرار داده است. یعنی هم یافته ها و داشته های دیگران را نقد می کند و هم گوهرهای نابی را که در اقیانوس حکمت و معرفت فراهم آمده از قطره قطره تلاش بشریت در دسترس قرار می گیرد، اصطیاد و اخذ می کند. به مقتضای «الحکمه ضاله المؤمن» او درواقع مرید و محتاج حکمت است و حکمت گمشده اوست و کوشش می کند گمشده خویش را هرچند از لسان دیگران بیابد.
سوّمین ویژگی این جریان مجدد، نوآوری و ابداع و کوشش برای سهم گذاری در خزانه حکمت و معرفت بشری بخصوص در قلمرو معرفت دینی است. از نوآوری نگران نیست، بلکه طالب و شیفته ابداع و نظریه پردازی و نوآوری است. این سه مولفه، (وفاداری مجتهدانه به میراث خودی، مواجهه فعال با تفکر معاصر جهانی و کوشش برای نوآوری و نظریه پردازی) جریان و گفتمان سوم را (که من از آنها به جریان مجدِّد تعبیر می کنم) تشکیل می دهد و همان طور که از این مولفه ها پیداست، تفاوت های آشکاری با دو جریان مقلد یعنی جریان متجدد و متحجر دارد. البته همان طور که توضیح دادم این جریان دچار یک سلسله آفات و دشواری هایی هست، اشکالات و آفاتی را که و در ابتدای صحبت متذکر آن شدم، عمدتا معطوف به همین جریان سوّم است.
آیا جریان مجدد، یک جریان جدید است، یا این که در واقع ادامه همان نهضتی است که فرمودید از چند دهه پیش آغاز شده است؟
اینجا دو نکته قابل طرح است: یکی از آفاتی که عرض کردم جنبش و جریان جدید علمی فکری ایرانی مبتلا به آن است، کندی حرکت است و این کندی به حدی است که موجب شده سوال کنیم: آنچه الان رخ می دهد، استمرار و تکامل همان جریانی است که از دهه بیست شروع شد یا جز آن است؟ از بس که این حرکت بطئی و طولانی صورت می بندد و تصور می کنیم جنبش قبلی تاریخی شده بوده، و درنتیجه تحرکات فعلی احیای آن به حساب می آید. نه، استمرار آن ولی به نظر من به دلیل افت وخیزهایی که این حرکت بدان مبتلا بوده سیر تکاملی آن طولانی شده است.
نکته دومی که در خور تذکر است، این که اصولا یک تحول علمی ذاتا بطئی و کند است و پیدایش یک عهد جدید حکمی، یک مقطع تازه علمی و معرفتی زمان بر است. این جور نیست که ظرف دو سال و پنج سال و ده سال یک دوره جدید علمی آغاز شود. عمر دوره های علمی و ادوار علمی و انقلابات علمی، طولانی است و گاه به چندصدسال بالغ می شود، هرچند عمر نظریه ها و مکتب های علمی در روزگار ما بسیار کوتاه شده. در گذشته های دور گاه یک مکتب فکری و علمی چند هزار سال عمر می کرده، چنان که ما هنوز هم در متن تفکر علمی که در یونان توسط چند فیلسوف آغاز شد زندگی می کنیم؛ یعنی مجموعه ای از تفکرات و دست آوردهای علمی و ابداعات فکری که امثال افلاطون و ارسطو بنیان نهادند هنوز و همچنان استمرار دارد. در غرب که طی دو یا سه سده اخیر یک نوع تاریخ گریزی در فلسفه های جدید یک اصل است و جریان های جدید برجسته غربی در این نکته که تاریخ گریزند با هم مشترکند، گفتمان های نوی فلسفی چندان مایل نیستند به پیشینه اعتنا کنند و ملتزم باشند. اما بدون آن که اعتراف بلکه توجه داشته باشند، ناچار همچنان بر سر سفره افلاطون و ارسطو نشسته اند. در هر حال وضع کنونی استمرار همین جنبش علمی دهه بیست است، گرچه آنچه دارد رخ می دهد راضی کننده نیست و من فکر می کنم به جهاتی طی یکی دو دهه اخیر به؟؟؟ این بر شتاب و کمیت آن افزوده شده و از ژرفای آن کاسته شده است. یک حیث آن هم این است که عناصر برجسته و شاخصی که در گذشته سلسله جنبان این حرکت بوده اند از دست رفته اند. حضور حضرت امام، علامه طباطبایی، استاد مطهری، شهید صدر و بعضی دیگر از متفکران از دست رفته، در آغاز و عمق بخشیدن به این جنبش و جریان بسیار نقش داشت که دریغا هم اکنون همه از دست رفته اند. نسل دوم این جنبش و حرکت که بحمدالله بسی بانشاط و سرزنده و مسوولانه عمل می کند، مبتلا به خامی های نوسفری است و انتظار می رود یک دهه که بر عمر ارزشمند عناصر نسل دوم این جنبش بگذرد، این توسعه به لحاظ کمی و تنوعی به تعمق و تعمیق بدل شود ان شاءالله.
علاقه مندیم تفاوت اصول گرایی را با تحجر بیان فرمایید؛ چون بعضی اصول گرایی را مساوی یا ملازم با تحجر قلمداد می کنند!
مرز میان «اصول گرایی» و «تحجّر»، همان صراطی است که از مو باریک تر و از تیغ برنده تر است! بسیار بحث ظریف و پیچیده ای است و باید در فرصتی مناسب به تبیین آن پرداخت. من به اختصار به پاره ای از تفاوت ها و تمایزها اشاره می کنم، اما با اشتیاق وعده می کنم در مصاحبه ای جداگانه، به تفصیل آن را شرح دهم؛ اصول گرایی به معنی التزام به مبانی و مسلمات علمی و عقیدتی، اصول گزاره ها و آموزه های دینی را نقطع عزیمت برای کشف فروع قراردادن، خرد را یکی از مصادر دین دانستن، عقل و دین را ناسازگار نپنداشتن، و خردورزی را سنت دینی انگاشتن و بالاخره در دین فهمی ابن الدلیل و منطق مدار بودن و روشمند اندیشیدن است؛ اما تحجر عبارت است از احتیاط گرایی و تصلب به ظواهر دین و متون دینی و تک ساحتی اندیشی در مصادر استنباط، اصول را با فروع برابر نشاندن و فروع را اصول انگاشتن، جرات نوآوری نداشتن و سنت و مشهورات عرفی را با دیانت یگانه کردن، و بالاخره به تقلید در اجتهاد و عملاً به انعطال اجتهادگری تن در دادن!
آیا می شود گفت که جریان متحجّر بزرگترین مانع پیشروی جریان مجدّد قلمداد می شود اما جریان متجدد رقیب جریان مجدّد؟
من هرچه فکر می کنم نمی توانم تشخیص بدهم که گفتمان مجدِد از کدامیک از دو جریان دیگر بیشتر رنج می برد؟ از آن جهت که جریان سنتی سیطره ای بر تفکر دینی دارد و پایگاه گسترده ای بین توده ها داراست و نیز به اقتضای تصلب در آرای خود برخورد سخت گیرانه ای با هر چه مغایر با فکر اوست می کند، و از سوی دیگر جریان مجدِد، حریم عرفی برای گفتمان و جریان سنتی قائل است؛ زیرا اهل غوغا و دعوا نیست، اهل شهرت طلبی و آوازه گری نیست و به همین دلیل مایل نیست که چندان با جریان سنتی چهره به چهره قرار بگی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
