خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عباسیان و فاطمیان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عباسیان و فاطمیان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه های معرفی تشیع در گفتگو با پروفسور محمود ایوب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه های معرفی تشیع در گفتگو با پروفسور محمود ایوب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
05ساعت
18دقیقه
30ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 57

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عبادت در اندیشه شیعه و وهابیت :

چکیده

مهم ترین آموزه دینی پیامبران الهی، دعوت به یکتاپرستی است. در نوشتار حاضر، کوشش بر آن است که معنای عبادت را با توجه به دیدگاه قرآن مورد بررسی قرار دهیم و به نتیجه ای شایسته دست یابیم. از سوی دیگر، می کوشیم تا اندیشه های «ابن تیمیه» را نقد کنیم و خطای وهابیّت را در اعتماد صرف به قول لغویان و عدم رجوع به آیات قرآن برملا سازیم؛ شیوه نادرستی که به ستیزه جویی این فرقه با دیگر مسلمانان انجامیده است.

کلیدواژه ها: عبادت، اطاعت، توسل، زیارت، وهابیّت، ابن تیمیه.

مفهوم شناسی عبادت

اولین مرحله در هر پژوهشی، روشن کردن معنای لغوی موضوع پژوهش است. از این رو، ما نیز قبل از هر بحثی به معنای عبادت در لغت می پردازیم.

معنای لغوی

راغب اصفهانی در مفردات می نویسد:

عبودیت، اعلام کوچکی است. عبادت، در این معنا، از عبودیت رساتر است. (راغب اصفهانی، ۱۳۹۲ ق، ص ۳۳۰)

در صحاح اللغه آمده است:

اصل عبودیت، خضوع و مسکنت است. عبادت همان طاعت است. تعبید یعنی کوچک شمردن؛ مثلاً گفته می شود: راه مُعَبَّد و شتر معبّد؛ یعنی قطران قیر مالیده، نرم و هموار شده است. (جوهری،۱۳۹۹ ق، ج۲، ص ۵۰۳)

فیروزآبادی در معنای عبادت می نویسد:

عبدیت، عبودیت است و عبادت، فرمان برداری. (فیروزآبادی، ۱۴۱۲ ق، ج ۱، ص ۵۹۶)

ابن منظور در معنای عبادت می نویسد:

اساس عبادت، خضوع و تذلل است. (ابن منظور، ۱۴۰۸ ق، ج ۹، ص ۱۰)

در اقرب الموارد آمده است:

عبودیت، اطاعت کردن و خاضع شدن و خدمت کردن است. (شرتونی، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۴۶۱)

در مجموع، از سخنان زبان شناسان استفاده می شود که عبادت همان خضوع، فروتنی و اطاعت است.چنان که گذشت، عبادت در لغت به معنای رام شدن و تسلیم بودن است. پایبند بودن به معنای لغوی و توجه نکردن به «نقل» این کلمه از معنای لغوی به اصطلاح شرعی، موجب گمراهی بعضی شده است؛ زیرا یقین داریم که عبادت به معنای لغوی آن، یعنی «خضوع» و «فروتنی» و «تسلیم بودن»، موجب شرک و کفر نمی شود، وگرنه همه مردم کافر و مشرکند؛ زیرا هر فردی در مقابل فرد دیگر نوعی خضوع و فروتنی دارد. برای مثال، زن مطیع شوهر و فرزند در برابر پدر تسلیم است. رسولان الهی نیز از پدران خود اطاعت می کردند و در برابر آنان تسلیم و خاضع بودند. خداوند در قرآن، اطاعت از پدر و مادر را لازم و واجب دانسته و دستور داده است فرزندان در برابر آنان خاضع و فروتن باشند. بنابراین، واژه «عبادت» در شریعت اسلام به معنای ویژه ای به کار رفته و به معانی لغوی اختصاص ندارد؛ مانند کلمه های صلوه، زکوه و صیام که در اصطلاح شرع در معانی ویژه ای به کار رفته اند. خداوند به پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله دستور می دهد که نسبت به مؤمنان فروتن باشد و بال رحمت بر سر آنان بگسترد: «وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ.» (شعراء: ۲۱۵)

بنابراین، واژه عبادت به سه معنا آمده است:

۱. اطاعت و فرمان برداری؛ چنان که در قرآن آمده است: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ.» (یس: ۶۰)

۲. خضوع و تذلل؛ مانند: «فَقالوا اَنُؤمِنُ لِبَشَرَینِ مِثلِنا و قَومُهُما لَنا عبِدون» (مؤمنون: ۴۷)

۳. پرستش؛ مانند: «قُل اِنَّما اُمِرتُ اَن اَعبُدَ اللّهَ و لا اُشرِکَ بِهِ.» (رعد: ۳۶)

کلمه عبادت اگر بدون قرینه ذکر شود، همین معنا را از آن می فهمند.

فرق عبادت و اطاعت

با بررسی معنای لغوی این دو واژه، بهتر می توانیم آن دو را از یکدیگر بازشناسیم. واژه «اطاعت» در لغت به معنای «منقاد بودن» و «انجام دادن اوامر مطاع» آمده است. «طاع» یعنی: نرم شد و پیروی کرد. «اطاع» و «انطاع» هم به همین معناست. (ابن منظور، ۱۴۰۸ ق، ج ۸، ص ۲۱۹)

در فروق اللغه، تفاوت این دو واژه چنین بیان شده است:

عبادت، آخرین مرتبه کرنش است و کسی سزاوار چنین تعظیمی نیست، مگر آنکه همه نعمت ها به او باز می گردد. از این رو، عبادتِ غیر خدا جایز نیست و عبادت باید همراه با شناخت معبود باشد. اطاعت، کاری است که طبق اراده مطاع انجام گیرد و می تواند برای خدا یا بندگان صورت بگیرد، ولی پرستش جز برای ذات خدا جایز نیست. می توان کسی را مطیع دیگری نامید، هر چند در اطاعت خود قصد اطاعت نکرده باشد؛ مانند کسی که خواسته های شیطان را انجام می دهد که او را مطیع شیطان می نامیم، هر چند قصد اطاعت شیطان نکند؛ اما پرستش حتما نیت می خواهد. (عسکری، ۱۳۵۳، ص ۱۸۲)

در تفسیر تبیان آمده است:

طاعت، گاهی برای غیر خدا واجب می شود. بنابراین، عبادت دو نفر شرک است، ولی اطاعت دو نفر شرک نیست؛ همان گونه که شکر بر نعمت برای دو نفر اگر به گونه عبادت واقع نشود، شرک نیست. (طوسی، بی تا، ج ۴، ص ۴۹۱)

در تفسیر المنیر آمده است:

عبادت، خضوع است و کسی که گمان کرده عبادت همان اطاعت است، اشتباه کرده؛ زیرا گروهی، ملائکه و مسیح و بت ها را کرنش و تعظیم می کردند بدون آنکه از آنان اطاعتی نمایند. (زحیلی،۱۴۱۱ق،ج۳۰،ص ۳۴۶)

به باور نگارنده، تفاوت این دو واژه را این گونه نیز می توان بیان کرد: ممکن است اطاعت اصلی و تبعی داشته باشیم؛ به این معنا که اطاعت از خدا بالاصاله واجب باشد، ولی اطاعت از رسول صلی الله علیه و آله یا پدر و مادر بالتبع واجب باشد.

در برخی آیات، اطاعت بی چون و چرا عبادت نامیده شده است؛ مانند: «أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ» (جاثیه:۲۳)؛ آیا کسی را که هوای نفس خود را معبود خودش قرار داد، دیدی؟

از آیه بالا استفاده می شود که اگر کسی فرمان خدا را رها کند و به دنبال هوای نفس برود و اطاعت آن را بر اطاعت حق مقدم شمرد، هوای نفس را پرستیده است؛ زیرا یکی از معانی معروف عبادت و پرستش، «اطاعت» است. (ر.ک: مکارم، ۱۳۶۴، ج ۲۱، ص ۲۶۲)

در آیه ای دیگر آمده است: «اِتَّخَذوا اَحبارَهُم و رُهبنَهُم اَربابًا مِن دونِ اللّهِ»؛ (توبه:۳۱)؛ آنان دانشمندان و راهبان را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند.

از آنجا که یقین داریم اهل کتاب برای راهبان خود سجده و عبادت نمی کردند، معلوم می شود که خداوند همان اطاعت بدون قیدوشرط آنان را عبادت نامیده است.

این از آن روست که قانون گذاری برای اطاعت دیگران، تنها حق خداست و کار انسان ها کشف قوانین الهی و اطاعت از آنهاست. بنابراین، اگر کسی به قانون گذاری بر خلاف قوانین الهی اقدام کند و دیگری آن را به رسمیت بشناسد و بدون چون و چرا بپذیرد، مقام خدا را برای غیر خدا قایل شده است و این شرک عملی و پرستش غیر خداست.

در پاسخ به این پرسش که اگر همه اطاعت ها از آنِ خداست، پس اطاعت رسول صلی الله علیه و آله چیست، می گوییم: خداوند، خود به اطاعت از رسولش صلی الله علیه و آله دستور داده است: «مَن یُطِعِ الرَّسولَ فَقَد اَطاعَ اللّهَ» (نساء:۸۰)؛ آنکه رسول صلی الله علیه و آله را پیروی کند، خدا را پیروی کرده است. پس اطاعت از رسول خدا صلی الله علیه و آله ، اطاعت از خداست. نیز فرموده است: «و ما اَرسَلنا مِن رَسولٍ اِلاّ لِیُطاعَ بِاِذنِ اللّهِ» (نساء:۶۴)؛ هیچ پیامبری را نفرستادیم، مگر اینکه مردم به فرمان خدا از او اطاعت کنند.

دومین گروهی که اطاعت آنان لازم گردیده، اولی الامرند: «اَطیعُوا اللّهَ و اَطیعُوا الرَّسولَ و اُولِی الاَمرِ مِنکُم» (نساء:۵۹)؛ خدا و رسول و صاحبان امر را فرمان ببرید.در پاسخ این پرسش که چرا باید از جانشینان رسول خدا صلی الله علیه و آله پیروی کرد، می گوییم: اگر کسی به حق دارای چنین منصبی است، یعنی صاحب امر و نهی است، بی تردید باید از او اطاعت کرد؛ زیرا معنا ندارد خداوند فردی را «اولی الامر» معرفی کند و از سوی دیگر، بگوید اطاعت او لازم و واجب نیست! (سبحانی، ۱۳۶۸، ج ۲، ص ۳۴۲)

سومین گروهی که در قرآن مجید، اطاعت از آنان لازم شمرده شده، پدران و مادرانند. فرمان برداری از آنان تا آنجا جایز است که به شرک ربوبی و خروج از عبودیت نینجامد: «و اِن جهَداکَ عَلی اَن تُشرِکَ بی ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ فَلاتُطِعهُما» (لقمان:۱۵)؛ اگر بکوشند چیزی را که به آن علم نداری شریک من قرار دهی، اطاعت از آنان مکن.

چکیده سخن:

دو واژه «عبادت» و «اطاعت»، از نظر معنا و در اصطلاح قرآن، متفاوتند. برای مثال، عبادت نیت می خواهد، ولی اطاعت بدون نیت نیز محقق می شود. تفاوت دیگر این است که عبادت جز برای خدا درست نیست، ولی اطاعت از غیر خدا تحت شرایطی اشکال ندارد. نیز اطاعت را می توان به اطاعت بالاصاله و تبعی تقسیم کرد، ولی عبادت چنین نیست.

شیعه شناسی » شماره ۱۵ (صفحه ۹۱)

معنای عبادت از دیدگاه ابن تیمیه

ابن تیمیه می نویسد:

عبادت های شرعی چیزی است که نزدیک کننده به خدا باشد و آن عبادت هایی که در بین متأخّران رواج یافته، مانند «جلسات خلوت نشینی»، بدعت و حرام است، گرچه آن را به اعتکاف شبیه بدانند و اگر بگویید رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پیش از بعثت به غار حرا می رفت، و خلوت نشینی به آن شبیه است، پاسخ این است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از آغاز بعثت و شنیدن ندای جبرئیل به آنجا نرفت و خلفای پس از او هم چنین نکردند. (ابن تیمیه، ۱۹۸۳ م، ج ۵، ص ۲۴۷)

بر پایه این تعریف، وی ملاکی کلی برای عبادت بودن اعمال به دست نمی دهد و تنها جمود فهم خود را میزان صحیح و شرعی بودن عبادت قرار می دهد و غیر از آن را بدعت می داند.

ابن تیمیه می گوید:

گفتن اسم «اللّه » به تنهایی، چه اسم ظاهر (اللّه ) و چه ضمیر (هو هو)، بدعت در شرع است و خطای در گفتار و لغت؛ زیرا اسم به تنهایی، کلام نیست؛ نه نشان دهنده ایمان است و نه نشان دهنده کفر. (همان، ص ۲۴۹)

این سخن، نقطه آغاز اختلاف ابن تیمیه با دیگر مسلمانان است؛ زیرا او نمی پذیرد که ما می توانیم با به دست آوردن ملاک کلی برای عبادی شدن اعمالمان از گفتار رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، حتی اعمال مباح را به نیت عبادت خدای متعال انجام دهیم.

وی درباره مسجد و مشاعر مقدس می گوید:

خداوند برای نماز، مکانی را جز مسجد قرار نداده، مگر مشاعر حج، مانند عرفه و مشعرالحرام، و آنها هم تنها برای ذکر و دعاست، نه نماز. تنها مساجدند که هدف از بنای آنها نماز است و دیگر مکان ها مستحب نیست که برای نماز و دعا و ذکر آماده شود، هر چند محل سکونت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله یا منزل یا گذرگاه عبور او باشد.(همان، ص ۲۶۳)

ممکن است این جمله ها لحنی آرام داشته و با ظاهری متین به طرفداری از مساجد پرداخته باشد، ولی باطن و پیامدی خشن دارد. همین جمله ها سرآغازی شد تا مکان هایی که مردم برای عبادت ساخته بودند و نام مسجد نداشت، به تلّی از خاک تبدیل شود و به جرم اینکه بدعت است، تخریب شود. اگر این مطلب روشن شود که عبادت به مکانی خاص اختصاص ندارد، و می توان بنایی را (غیر از مسجد) برای عبادت خداوند ساخت، دیگر اینچنین آشوب هایی ایجاد نمی شود. اگر چنین بنایی ساخته شده باشد، با کدام دلیل اثبات می شود که غیر شرعی است. وی و همفکرانش نمی توانند دلیلی شرعی ارائه کنند که از این کار نهی کرده باشد.

ابن قیم، ناخودآگاه به این حقیقت اعتراف کرده است:

سرانجام، بردباری هاجر و فرزند او بر دوری و تنهایی و غربت، و آمادگی مادر برای ذبح فرزند، به اینجا منتهی شد که اثر پای مادر و فرزند، مرکز عبادت مردان و زنان مؤمن قرار گرفت؛ این سنت خداست درباره کسی که بخواهد به او رفعت بخشد. (ابن قیم، ۱۴۲۰ ق، ص ۱۰)

حقیقت عبادت از نظر ابن تیمیه

ابن تیمیه درباره حقیقت عبادت می نویسد:

هر چیزی که خدا آن را دوست بدارد و از آن خشنود گردد، از اقوال و اعمال باطنی و ظاهری، عبادت است؛ مانند: نماز، زکات، نیکی به والدین و صله رحم. (ابن تیمیه، ۱۴۰۱ ق، ص ۴)

آیه اللّه سبحانی در اعتراض به این تعریف می گوید:

این نویسنده، میان تعبّد و تقرّب فرق نگذاشته و تصور کرده که هر چیزی که مایه نزدیکی به خداست، موجب پرستش اوست؛ در صورتی که چنین نیست، بلکه اموری که مورد رضایت و خشنودی اوست و دارای اجر و پاداش است، گاهی مایه تقرّب است، بدون آنکه عبادت او به شمار رود؛ مانند نیکی به پدر و مادر یا دادن زکات و خمس و…؛ همه این امور مایه تقرّب است، در حالی که تعبّد و پرستش او نیست و به اصطلاح، اطاعت خدا است ولی هر اطاعت، پرستش نیست. (سبحانی، ۱۳۶۰، ج ۱، ص ۶۵)

نقد و بررسی پاسخ: استاد سبحانی در پاسخ ابن تیمیه می فرماید: «کارهایی مانند نیکی به پدر و مادر و صله رحم، اطاعت است؛ اما عبادت نیست.» اگر مقصود ایشان عبادت به معنای خاص است، یعنی پرستش و خضوع به عنوان رب و اله، پاسخ صحیح است؛ ولی اگر منظور، عبادت به معنای اعم باشد که شامل آنچه دارای ثواب است، پاسخ کامل نیست. پس اشکالی را که می توان بر این تعریف ابن تیمیه وارد دانست این است که وی تعریفی برای عبادت، به معنای خاص آن، ارائه نکرده، و کلید حلّ اختلاف، تفسیر صحیح از لفظ «عبادت» است؛ زیرا آنچه باعث اختلاف شده، تفسیر صحیح از لفظ عبادت است؛ در حالی که او تنها به مصادیق شرک در عبادت از دیدگاه خود پرداخته است.

ملاک توحید و شرک

برخی به سبب برداشت های نادرست از آموزه های دینی، میلیون ها مسلمان را متهم به شرک ورزی کرده اند. از این رو، تعیین مرزهای توحید و شرک اهمیت فراوانی دارد. بعضی در تعریف عبادت و تعیین مصادیق آن دچار چنان انحرافی شده اند که به امامیه، به علت داشتن فرهنگ شفاعت و توسل، نسبت شرک می دهند. شماری از فرقه های اسلامی در تشخیص مصادیق شرک، گرفتار افراط یا تفریط شده اند. از خوارج نقل شده است که ارتکاب گناه کبیره، موجب کفر می شود. در مقابل، از مرجئه نقل شده است که با داشتن عقیده صحیح توحیدی، هیچ عملی به ایمان لطمه نمی زند.

در اصطلاح، شرک، همتا قرار دادن برای خداست. شرک ممکن است در صفات، افعال، یا ذات خدا باشد، ولی آنچه بیش از همه در قرآن طرح و نقد شده شرک در عبادت است؛ بدان دلیل که در عصر نزول قرآن بیشتر مردم گرفتار این نوع شرک بودند و نوعا یگانگی ذات و وحدت خالق و تا حدی توحید ربوبیت را قبول داشتند. در عصر کنونی نیز گرفتاری بسیاری از مردم، شرک در پرستش است.

شرک ذاتی بدین معناست که کسی بپندارد در عالم هستی، دو واجب الوجود و غنیّ بالذات وجود دارد. شرک در صفات یعنی کسی معتقد باشد صفات ذاتی خدا جدای از ذات و همچون خود ذات، قدیم است. شرک در صفات فعلی نیز در مقابل توحید افعالی است. شرک در عبادت بدین معناست که برخی آشکارا بت و مجسمه می پرستند و برخی در مقابل غیر خدا به خاک می افتند و برخی با ریا در عبادت، غیر خدا را در نظر دارند و عبادت غیر خدا از مصادیق روشن شرک عملی است. (جوادی آملی، ۱۳۸۴، ص ۵۷۸ ۵۹۵)

نقد دیدگاه ابن تیمیه

۱. ادعای بی دلیل

از منظر قرآن، ملاک شرک، اعتقاد به دوگانه یا چندگانه پرستی است. اینکه تعمیر قبور اولیای الهی یا زیارت قبور آنان برای رضای خدا نیز شرک باشد، بی تردید در آیات قرآن نیامده است.

۲. تناقض آشکار

صنعانی، که مقام اولیای الهی را باور ندارد و حتی برای آنان قدرتی به اذن الهی به اندازه پیراهن یوسف قایل نیست که شفابخش چشم نابینای یعقوب بود، درباره قدرت ساحران می نویسد:

سحر، امری واقعی است و تأثیر بزرگی در کارها دارد. در هندوستان مردی بوده که تمام اعضای کودکی را می بریده و هر یک را به سویی می انداخته، سپس اعضا را جمع نموده و کودک را زنده می کرده است. در عراق نیز مردی وجود داشته که سر انسان را از بدنش جدا می کرده و آن را دوباره به جسد برمی گردانده است.(صنعانی، بی تا، ص ۵۲)

وی در جای دیگر در این باره آورده است:

سحر را اثری بس شگرف است و ساحران به واسطه آن ماهیت اشیا را عوض می کنند. (همان، ص ۴۸ و ۵۱)

او معتقد است ساحر می تواند دست، سر و پا را از بدن جدا کند و بعد هم آنها را به بدن وصل نماید و بالاتر، قدرت دارد ماهیت اشیا را عوض کند. آیا چنین اعتقادی شرک نیست؟ تبدیل ماهیت اشیا، کاری خدایی است که صنعانی برای ساحر قایل است. چگونه این عقیده اشکال ندارد و با توحید مخالف نیست، اما این باور که اهل بیت رسول خدا علیهم السلام و شخص رسول خدا صلی الله علیه و آله همان وسیله ای هستند که در آیه قرآن بدان اشاره شده است: «وابْتغُوا الیه الوسیله»، با روح توحید مخالف است؟!

مگر نه این است که بخاری نقل می کند:

هنگام خشکسالی، عمر به عباس، عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله ، توسل جست و گفت: «اللهم کُنّا نتوسَل الیک بنبیّنا فتُسْقینا و انا نتوسل الیک بعمّ نبینا فَاَسْقِنا. قالَ فَیُسْقَون.» (بخاری، ۱۹۹۳ م، ص ۴۸)

اگر بتوان به شخص زنده توسل کرد تا او از خدا بخواهد، می توان از ارواح پاک اولیای الهی نیز خواست تا آنان از خدا بخواهند؛ زیرا ملاک شرک بودن چیز دیگری است نه حیات و ممات.

۳. قشری گری و انحراف فکری ابن تیمیه

ابن تیمیه تا آنجا در تکفیر مسلمانان افراط کرد که آلوسی از علمای عامه بر او خرده گرفت و او را به ظاهربینی متهم کرد:

او در بخشی از احکام، شدت عمل به خرج داد و درباره برخی اعمال مسلمانان با دیدی ظاهربینانه قضاوت کرد و آنان را به شرک متهم ساخت، در حالی که اسلام آیین سهل و آسان است نه آیین سخت؛ آنچنان که علمای نجد اندیشیده اند و پیوسته بر مسلمانان منطقه یورش برده، اموال آنان را با نام جهاد فی سبیل اللّه ، غارت می کنند. (جبل عاملی، ۱۹۵۲ م، ص ۱۳۴)آیا این ظاهربینی نیست که «موت» و «حیات» را در معنای شرک دخالت می دهند؟! می گویند: اگر در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله از او حاجتی بخواهی، عین توحید است؛ اما پس از رحلت او این کار شرک است!

۴. ابهام در تعریف عبادت

کژاندیشان می دانند اگر معنای عبادت روشن شود، نمی توانند دیگر فرقه های مسلمانان را به شرک متهم کنند. از این رو، آنان در کتاب های خود بابی در تعریف عبادت باز نکرده اند یا تنها به کلی گویی پرداخته و بی درنگ مصادیق خروج از عبودیت را نام برده اند.

از دیدگاه قرآن، شرک آن است که در کنار خدا به خدای دیگری نیز معتقد باشی یا آن را همسان خدا بدانی. قرآن، علت گمراهی مشرکان را همین امر دانسته است: «تَاللّهِ اِن کُنّا لَفی ضَللٍ مُبین اِذ نُسَوّیکُم بِرَبِّ العلَمین» (شعرا:۹۷۹۸)؛ به خدا سوگند، ما در گمراهی آشکاری بودیم که شما خدایان دروغین را با خدا یکسان قرار می دادیم.

آیا بین مسلمانان کسی هست که رسول خدا صلی الله علیه و آله یا اولیای الهی را همسان خداوند قرار دهد؟! به دیگر سخن، مشرکان عصر رسالت، برای خدایانشان در انجام اموری مانند مغفرت و شفاعت، نوعی استقلال قایل بودند؛ اما مسلمانان چنین باوری ندارند، بلکه معتقدند: «مَن ذَا الَّذی یَشفَعُ عِندَهُ اِلاّ بِاِذنِهِ.» (بقره:۲۵۵)

چکیده بحث:

ابن تیمیه به دیدگاه قرآن در معنای عبادت توجه نکرده، وگرنه اساسا نزاعی رخ نمی داد. مصادیقی که وی و پیروانش به عنوان شرک در عبادت برشمرده اند نه تنها شرک در عبادت نیست، بلکه عین بندگی خداست. آنان با اینکه محبت رسول خدا صلی الله علیه و آله را قبول دارند، چگونه زیارت را راهکاری برای ابراز محبت نمی دانند؟! ابن تیمیه می گوید: «حق رسول خدا صلی الله علیه و آله بر ما این است که او را دوست بداریم.» (ابن تیمیه، ۱۴۰۵ ق، ص ۵۷) این تناقض در گفتار و کردار است.

وی در پاسخ این پرسش که آیا جایز است برای زیارت رسولان و صالحان، از جمله پیامبر اسلام، قصد سفر کرد، می گوید: «قصد حرکت برای زیارت قبور رسولان و صالحان جایز نبوده و بدعت است.» (بن باز، ۱۴۱۹ ق، ص ۳۳۰)وی می گوید: پیامبر فرمود در مدح من تنها بگویید: «او عبداللّه و رسول اللّه است»؛ این کجا و توصیفی که برخی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می کنند کجا! (ابن تیمیه، ۱۴۰۱ ق، ص ۳۰)وی در ادامه، به خیال خود، توصیف نابجای مسلمانان را با تأسف نقل می کند که چرا مسلمانان جبرئیل را خادم رسول می دانند! (همان)

مصادیق شرک در عبادت از دیدگاه ابن تیمیه

۱. توسل به اولیای الهی

وهابی ها توسل به اولیای الهی را موجب خروج از عبودیت و رفتن به سوی شرک می دانند.

توسل به مرده، اگرچه پیامبر اسلام باشد، شرک است؛ زیرا او مرده و نابود شده است؛ چون قرآن می فرماید: «اِنَّکَ مَیِّتٌ و اِنَّهُم مَیِّتون» (زمر:۳۰)؛ تو [ای پیامبر [می میری و آنان هم خواهند مرد. استغاثه به اموات و گفتن کلمه هایی مانند: «یا سیدی»، «یا رسول اللّه اُنْصُرنی»، «یا سیدی علیبن اَبیطالب اَغِثنی» و مانند آنها، شرک است. (عبدالرحمن، ۱۳۹۱ ق، ص ۱۷۲)توسل به چیزی، به عنوان علل مستقل در تأثیر و تأثر است یا به عنوان واسطه در رساندن متوسلان به خدای سبحان؛ با اعتقاد به این که خود آنان مظهر و آیت حق اند، نه بیش از این. موحّد هرگز به گونه نخست به کسی متوسل نمی شود و از خودِ واسطه حاجت نمی طلبد؛ چون هم شرک است و با توحید منافات دارد و هم با معنای اصطلاحی توسل که تقرّب جستن به خداست سازگار نیست.

معتقدان به توسل نیز حاجت خواستن از غیر خدا و مستقل پنداشتن واسطه را شرک می دانند، ولی اگر طلب حاجت فقط از خدا باشد، لیکن از راه واسطه های مقدسی که مراتب معنوی والایی را کسب کرده اند و می توانند به اذن خدا ما را به رحمت و مغفرت و توجه الهی نزدیک کنند، هیچ منافاتی با توحید ندارد و عقل و نقل به جواز آن حکم می کنند.

در فرهنگ امامیه، هیچ گاه برای واسطه های مقدس، استقلال در تأثیر وساطت و شفاعت ادعا نشده است. شیعیان ضمن اقرار به بنده خاص الهی بودن پیشوایان معصوم و اولیای دین، به آنان متوسل می شوند.قرآن کریم بر جواز توسل دلالت دارد و همگان را به رفتن به حضور پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و طلب مغفرت از خداوند و مشمول استغفارِ پیامبر قرار گرفتن ترغیب می کند: «وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوکَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِیًما»(نساء:۶۴)

نظیر توسل به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله درباره پیراهن حضرت یوسف علیه السلام آمده است که امکان و اثر توسل به واسطه های مقدس را بیان می کند. حضرت یوسف علیه السلام به برادران خود گفت: این پیراهن را ببرید و بر روی پدرم افکنید تا بینا شود: «اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَی وَجْهِ أَبِی یَأْتِ بَصِیرًا…» (یوسف:۹۳) و چون مژده رسان آمد و آن را بر روی پدر افکند، وی بینا شد: «فَلَمَّا أَن جَاء الْبَشِیرُ أَلْقَاهُ عَلَی وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِیرًا»(یوسف:۹۶) (ر. ک: جوادی آملی، ۱۳۸۴، ص ۵۹۶۶۰۰)تقاضا از مرده، خطاب به معدوم نیست؛ زیرا مرده، مانند زمان حیاتش دارای درک و شعور و توجه است: «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُون» (آل عمران:۱۶۹)؛ هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده اند مرده مپندارید، بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند.

اگر مرگ، عدم را به دنبال داشته باشد، پس این حیات چیست؟!

آیاتی از قرآن، از سلام خدا بر رسولانی حکایت دارد که سال ها از درگذشت آنان می گذرد؛ مانند: «سَلَامٌ عَلَی نُوحٍ فِی الْعَالَمِینَ» (صافات:۷۹)؛«سَلَامٌ عَلَی إِبْرَاهِیمَ»(صافات:۱۰۹)؛ «سَلَامٌ عَلَی مُوسَی وَ هَارُونَ»(صافات:۱۲۰)؛ «سَلَامٌ عَلَی الْمُرْسَلِینَ»(صافات:۱۸۱) اگر مرگ، نیستی است، سلام خداوند چه وجهی دارد؟ چگونه «توسل» شرک است، در حالی که ما آنان را بندگان خدا می دانیم و تنها بر این باور هستیم که آنان مصداق روشن «وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن یَشَاء اللَّه»(انسان:۳۰) هستند؟!

حلبی نقل می کند: ابوبکر پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله صورت او را بوسید و گفت: «پدر و مادرم فدای تو باد! در حال حیات و ممات، پاک و پاکیزه هستی و از ما نزد خدای خود یاد کن و ما را به خاطر داشته باش.» (حلبی، ۱۳۹۰ ق، ج ۳، ص ۳۵۴) امام علی علیه السلام نیز فرمود: «پدر و مادرم فدای تو باد! از ما نزد پروردگارت یاد کن.» (نهج البلاغه، خطبه ۲۲۷) بنابراین، توسل به ارواح پاک اولیای الهی، سیره مستمره مسلمانان بوده است.

۲. زیارت و تبرک جستن به قبور

ابن تیمیه بر این باور است که زیارت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و وصیّ او موجب خروج از عبودیت و ورود در دایره شرک است. او در این باره می نویسد:

شیطان، افراد بسیاری را از راه توحید منحرف کرده و به انواع شرک وادار ساخته است. آنان برای خشنودی غیر خدا عازم زیارت قبری می شوند و به سوی غیر خدا می روند؛ حتی از مسافت های طولانی به زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله یا صحابه یا مرد صالحی حرکت می کنند. (ابن ت

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.