خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان راستان «بخش اول »
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل داستان راستان «بخش اول » قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احزاب
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل جنگ احزاب قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
28دقیقه
42ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات شامل 37 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل یوسف (ع) در روایات :

در معانی الاخبار به سند خود از امام سجاد(ع)روایت کرده که در ضمن حدیثی که صدر آن در بحث روایتی گذشته نقل شد فرمود: یوسف زیباترین مردم عصر خود بود،و چون به حد جوانی رسید، همسر پادشاه مصر عاشق او شد و او را به سوی خود خواند.او درپاسخش گفت: پناه بر خدا ما از اهل بیتی هستیم که زنا نمی کنند.همسر پادشاه همه درها را به روی او و خودش بست، و گفت: اینک دیگر ترس به خود راه مده، و خود را به روی او انداخت،یوسف برخاست و به سوی در فرار کرد و آن را باز نمود، و عزیزه مصر هم از دنبال تعقیبش نمود واز عقب پیراهنش را کشید و آن را پاره کرد و یوسف با همان پیراهن دریده از چنگ او رها شد.

آنگاه در چنین حالی هر دو به شوهر او برخورد نمودند، عزیزه مصر به همسرش فت سزای کسی که به ناموس تو تجاوز کند جز زندان و یا شکنجه ای دردناک چه چیز می تواند باشد.

پادشاه مصر(چون این صحنه را بدید و گفتار زلیخا را بشنید)تصمیم گرفت یوسف راشکنجه دهد.یوسف گفت: من قصد سوئی به همسر تو نکرده ام، او نسبت به من قصد سوءداشت، اینک از این طفل بپرس تا حقیقت حال را برایت بگوید، در همان لحظه خداوندکودکی را که یکی از بستگان زلیخا بود به منظور شهادت و فصل قضاء به زبان آورد و چنین گفت: ای ملک پیراهن یوسف را وارسی کن، اگر چنانچه از جلو پاره شده او گنهکار است و به ناموس تو طمع کرده، و در صدد تجاوز به او برآمده است، و اگر از پشت سر پاره شده همسرت گنهکار است و او می خواسته یوسف را به سوی خود بکشاند.

شاه چون این کلام را از طفل شنید، بسیار ناراحت شد و دستور داد پیراهن یوسف رابیاوردند، وقتی دید از پشت سر دریده شده به همسرش گفت: این از کید شما زنان است که کید شما زنان بسیار بزرگ است.و به یوسف گفت: از نقل این قضیه خودداری کن و زنهار که کسی آن را از تو نشنود و در کتمانش بکوش.

آنگاه امام فرمود: ولی یوسف کتمانش نکرد و در شهر انتشار داد، و قضیه دهن به دهن گشت تا آنکه زنانی(اشرافی)در باره زلیخا گفتند: همسر عزیز با غلام خود مراوده داشته.این حرف به گوش زلیخا رسید، همه را دعوت نموده، برای آنان سفره ای مهیا نمود، (و پس از غذا) دستور داد ترنج آورده تقسیم نمودند و به دست هر یک کاردی داد تا آن را پوست بکنند، آنگاه در چنین حالی دستور داد تا یوسف در میان آنان درآید، وقتی چشم زنان مصر به یوسف افتادآنقدر در نظرشان بزرگ و زیبا جلوه کرد که به جای ترنج دستهای خود را پاره کرده و گفتند،آنچه را که گفتند: زلیخا گفت این همان کسی است که مرا بر عشق او ملامت می کردید.زنان مصر از دربار بیرون آمده، بیدرنگ هر کدام بطور سری کسی نزد یوسف فرستاده، اظهار عشق و تقاضای ملاقات نمودند، یوسف هم دست رد به سینه همه آنان بزد و به درگاه خدا شکایت بردکه اگر مرا از کید اینان نجات ندهی و کیدشان را از من نگردانی(بیم آن دارم)که من نیز به آنان تمایل پیدا کنم، و از جاهلان شوم.خداوند هم دعایش را مستجاب نمود و کید زنان مصررا از او بگردانید.

وقتی داستان یوسف و همسر عزیز و زنان مصر شایع شد(و رسوائی عالم گیر گشت)عزیز با اینکه شهادت طفل را بر پاکی یوسف شنیده بود مع ذلک تصمیم گرفت یوسف را به زندان بیفکند، و همین کار را کرد.روزی که یوسف به زندان وارد شد، دو نفر دیگر هم با او وارد زندان شدند، و خداوند در قرآن کریم قصه آن دو و یوسف را بیان داشته است.ابو حمزه می گوید: در اینجا حدیث امام سجاد(ع)به پایان می رسد. (۱) مؤلف: در این معنا روایتی در تفسیر عیاشی (۲) از ابی حمزه آمده که با روایت قبلی مختصر اختلافی دارد.و اینکه امام(ع)در تفسیر کلمه”معاذ الله”فرموده: “ما ازاهل بیتی هستیم که زنا نمی کنند”تفسیر به قرینه مقابله است، چون کلمه”معاذ الله”در مقابل جمله”انه ربی احسن مثوای”قرار گرفته و این خود مؤید گفته ما است که در بیان معنای آیه گفتیم: ضمیر”ها”در کلمه”انه”به خدای سبحان برمی گردد نه به عزیز مصر، که بیشترمفسرین گفته اند – دقت فرمایید.

و اینکه فرمود: “یوسف دست رد به سینه همه آنان زد و به درگاه خدا شکایت برد که اگر مرا از کید اینان نجات ندهی…”ظهور در این دارد که امام(ع)جمله”رب السجن احب الی مما یدعوننی الیه”را جزء دعای یوسف ندانسته، و این نیز موافق با گفتارگذشته ما است که این جمله جزء دعای یوسف نیست.

و در عیون به سند خود از حمدان از علی بن محمد بن جهم روایت کرده که گفت: من در مجلس مامون بودم در حالی که حضرت رضا، علی بن موسی(ع)هم در نزد وی بود.مامون به او گفت: یا بن رسول الله!آیا نظر شما این نیست که انبیاء معصومند؟حضرت درپاسخش فرمود: چرا محمد بن جهم حدیث را همچنان ادامه می دهد تا آنجا که می گوید: مامون پرسید پس آیه”و لقد همت به و هم بها لو لا ان رءا برهان ربه”چه معنا دارد؟ حضرت فرمود: زلیخا قصد یوسف را کرد، و اگر این نبود که یوسف برهان پروردگار خود را دید او هم قصدزلیخا را می کرد، و لیکن از آنجایی که معصوم بود، و معصوم قصد گناه نمی کند و مرتکب آن نمی شود لذا یوسف قصد زلیخا را نکرد.

پدرم از پدرش امام صادق(ع)نقل کرد که فرمود: معنای آیه این است که:

زلیخا قصد یوسف را کرد که با وی عمل نامشروع را مرتکب شود و یوسف قصد او را کرد که چنین عملی با وی نکند.مامون گفت: خدا خیرت دهد ای ابا الحسن. (۳) مؤلف: هر چند در سابق در باره ابن جهم گفته ایم که روایتش خالی از ضعف نیست،ولی هر چه باشد صدر این روایتش موافق با بیانی است که ما برای آیه کردیم.و اما آنچه که اززبان امام رضا(ع)از جدش نقل کرده که فرموده: “او قصد کرد که مرتکب شود، ویوسف قصد کرد که مرتکب نشود”شاید مراد از آن، همان معنایی باشد که خود حضرت رضا(ع)بیان داشتند.چون قابل انطباق با آن هست.و ممکن است منظور از آن این باشدکه

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.