اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 62
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آزادی بیان در آموزه های دینی و حقوق بشر :
«الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الإِْنْسانَ عَلَّمَهُ الْبَیانَ»
خدای رحمان، قرآن را آموزش داد. انسان را آفرید. به او بیان آموخت.(۲)
درآمد
آفریدگار جهان به مشیت حکیمانه خود انسان را موجودی آفرید که می اندیشد و سخن می گوید. نیروی تفکر و تکلم، دو فیض بزرگ خداوند است که به آدمیان بخشید و لوازم آن دو را به طور طبیعی در وجود آنان به ودیعه نهاد. در پرتو این دو نعمت گرانقدر، خداوند، نوع بشر را بر دیگر موجودات برتری داد و به وی امتیاز بخشید.
«وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنِی آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِیلاً»(۳)
یعنی: و به راستی فرزندان آدم را گرامی داشتیم، و آنان را در خشکی و دریا روانه داشتیم، و آنان را بر بسیاری از موجودات که خلق کردیم، برتری بخشیدیم.
«بشر سخن آفرین، با آفرینش کلام می تواند افکار و اندیشه های درونی خود را بیرون بریزد و دیگران را از مقصود خود آگاه سازد. می تواند منویات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و اعتقادی خویش را که کسی از آنها آگاه نیست به زبان یا قلم یا تصویر یا به گونه ای دیگر در اختیار دیگران قرار دهد. این همان نعمت بیان است که قرآن از آن یاد کرده است.»(۴)
اهمیت، تعریف و تعیین محدوده بحث
«حق آزادی بیان یکی از آزادیهای اساسی بشر است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی به رسمیت شناخته شده است. این حق در ردیف آزادیهای سیاسی مدنی و نسل اول حقوق بشر به شمار می رود و تعهدات دولتها درباره این دسته از حقوق از باب تعهدات به نتیجه(۵) است»؛ یعنی دولتهای عضو میثاقهای مربوط، متعهدند بدون ملاحظه امکانات موجود و یا شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر جامعه، این حقوق را تضمین و محترم بشمارند. ماده نوزده اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب سال ۱۹۴۸ می گوید:
«هر فردی حق آزادی عقیده و بیان دارد. این حق مستلزم آن است که کسی از داشتن عقاید خود بیم و نگرانی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و دریافت و انتشار آن به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد».
هر چند اعلامیه جهانی حقوق بشر، ماهیت یک «اعلامیه» را دارد؛ ولی تایید مفاد آن در اسناد متعدد بین المللی پس از آن و نیز در قطعنامه های صادره از مجمع عمومی سازمان ملل متحد، بیشتر مفاد این اعلامیه را به حقوق عرفی بین المللی بدل ساخته است. ماده نوزده بند دو میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب سال ۱۹۶۶ (که به سال ۱۳۴۷ به امضای دولت ایران و در سال ۱۳۵۴ به تصویب مجلس رسیده است) مقرر می دارد:
«هر کسی، بدون هیچ گونه ملاحظه ای، دارای حق آزادی عقیده و بیان است. این حق مشتمل بر آزادی جست وجو و دریافت و رساندن اطلاعات و اندیشه ها از هر نوع، خواه شفاهی، کتبی، چاپ یا به صورت هنری یا به هر وسیله دیگر فارغ از ملاحظات مرزی است.
با توجه به آن که دولت ایران عضو این میثاق است و با ملاحظه ماده نه قانون مدنی ایران که می گوید:
«مقررات عهودی که طبق قانون اساسی بین دولت ایران و سایر دول منعقد شده باشد در حکم قانون است»
مقررات میثاق مزبور در حکم قوانین عادی است و در کنار سایر قوانین، جزیی از حقوق موضوعی ایران محسوب می شود. از سویی دیگر، حقوق ایران حقوق مذهبی است و مطابق اصل چهارم قانون اساسی همه قوانین و مقررات باید بر اساس موازین اسلامی باشد. بر این اساس، بحث از حق آزادی بیان از زاویه آموزه های اسلام، بحثی مطابق با واقعیت علمی و حقوقی در نظام حقوقی ایران است. اکنون نوبت آن است تا آزادی بیان تعریف شود.
تعاریف چندی از آزادی بیان به عمل آمده است:
۱ آزادی بیان(۶) عبارت است از «آزادی افراد در بیان عقیده و ایراد نطق و خطابه بدون ترس از دخالت دولت».(۷)
۲ آزادی بیان(۸) یعنی: اظهار مطلب، نظر، عقیده و احساس، به صورت شفاهی یا کتبی یا تصویری یا به هر طریق دیگر.(۹)
تعریف نخست، تعریفی خاص از آزادی بیان است که در آن آزادی سخن به عنوان نمونه روشن و غالب آزادی بیان، تعریف شده است، اما تعریف دوم، تعریف عام آزادی بیان است. که در تحقیق حاضر همین تعریف دوم مدّ نظر قرار گرفته است.
«در جامعه کنونی ما این آزادی در قالب نوشتن کتاب، مقاله، انتشار مجله و روزنامه، سخنرانی، کنفرانس، وبلاگ نویسی، تهیه برنامه های رادیو و تلویزیونی و مانند آن تحقق می یابد. اصل ۲۴ قانون اساسی که می گوید:
و نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند، مگر آن که مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند…، هر چند برخی از مصادیق آزادی بیان را اعلام می دارد؛ ولی به واقع می توان آن را اعلام اصل آزادی بیان به طور کلی دانست.»(۱۰) این حق در اصل ۱۷۵ قانون اساسی نیز آمده است آنجا که می گوید:
«در صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، آزادی بیان و نشر افکار با رعایت موازین اسلامی و مصالح کشور باید تامین گردد»
سخن درباره آزادی بیان بسیار است و زوایای مختلفی از آن می تواند محل بحث و مطالعه قرار گیرد. لیک هدف این مقاله آن است تا نشان دهد در آموزه های مکتب حیات بخش اسلام، حق آزادی بیان به گونه تحسین برانگیزی تشویق و تأیید شده است.
روی سخن در این تحقیق آن نیست که اصرار ورزد آنچه در اعلامیه جهانی بین المللی حقوق بشر آمده با شریعت اسلام سازگار است یا ناسازگار؛ بلکه هدف آن است که نشان دهد در اسلام، به عنوان یک دین و شریعت، قبل از آمدن اعلامیه ها و اسناد حقوق بشری، آزادی هایی از جمله آزادی بیان به نحو شایسته ای حمایت و تأیید شده است.
اصول و ضوابطی که فقیهان و حقوقدانان مسلمان با بهره گیری از منابع اسلام در اختیار گذاشتند، راهنمای بسیاری از مباحث از جمله آزادی بیان است. نباید فراموش کرد که زمینه های تاریخی بحث از آزادی بیان و عقیده در غرب بیشتر متأثر از شرایط و فضایی بود که کلیسا بر جوامع حاکم کرده بود و رهایی از آن جز در تعریف چنین آزادیهایی فراهم نمی گشت. اما در اسلام، اصول متعددی این حق و بلکه در مواردی این تکلیف را، استوار داشته است.گفتار، رفتار پیشوایان دین، تأییدی بر حق آزادی بیان است که مطلب را در این باره طی دو گفتار پی می گیریم.
گفتار اول: مبانی آزادی بیان در اسلام
در اسلام مؤیداتی چند بر استواری و استحکام آزادی بیان وجود دارد:
اول: دعوت به اندیشه، تدبر و تعقل
بی تردید اندیشه دارای جایگاه رفیعی در اسلام است. آیات فراوانی از قرآن کریم در مورد تعقل، تفقه، گفت وگو به طریق احسن وارد شده است که هر یک نمونه روشنی از آزادی بیان شمرده می شوند.
اندیشه زمانی شکوفا می شود که مجال طرح یابد. تدبر آنجا به بار می نشیند که افکار نو زمینه های آن را فراهم سازد. تفقه(جست وجوی در دین) بدون ابزار آن کی تواند که انجام گیرد! بی تردید خلق سخن و نیز آثار به جای مانده از منابع بشری و الهی در قالب کتاب، تالیف، حدیث و مانند آن از مهمترین ابزار تفقه اند.
قرآن در برخورد با مخالفان، آنان را به بیان دلایل خود فرا می خواند: «قُلْ هاتُوا بُرْهانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ»(۱۱) آنان که از سخن بهتر پیروی می کنند مژده بندگی خداوند دریافت می دارند. این دسته افراد، کسانی هستند که خداوندآنان را هدایت نموده و راه درست را نشان آنان داده است. اینان صاحبان خرد و اندیشه اند.«… فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الأَْلْبابِ»(۱۲)
بشارت ده به آنان که سخن را می شنوند و از بهترین آن پیروی می نمایند. اینان کسانی هستند که خداوند هدایتشان فرموده و اینان همان خردمندانند.
واضح است که بحث روی خود «شنیدن» نیست؛ بلکه شنیدن راهی است برای پیروی و گزینش بهترین سخنان.
بندگان خداوند آنگاه قادر خواهند بود «قول احسن» را برگزینند که قول حسن و یا پایینتر، مجال طرح بیابد. فراهم ساختن چنین مجالی جز همان آزادی بیان نیست. این سخن مشهور علی علیه السلام : که فرمود «انظر الی ما قال و لا تنظر الی من قال» نیز ناظر بر انتخاب سخن درست از میان گفته های بسیار است نه آن که گوینده کیست و در چه موقعیتی است. چه بسا! موقعیت سیاسی، اجتماعی و کاریزمایی گوینده و دوستی و دشمنی نسبت به وی در ترجیح سخن و نظر او مؤثر افتد. به دیگر سخن، برای این جمله مشهور: «کلام الملوک، ملوک الکلام» جایی و مقامی نیست.
آثاری که با عنوان «احتجاج» اکنون در میان مسلمانان دیده می شود نمونه ای از بحثهای منطقی و علمی پیشوایان دین با مخالفان هم عصر خود است. طبرسی صاحب کتاب «الاحتجاج» که مباحثات علمی پیامبر صلی الله علیه و آله و پیشوایان شیعه را در اثر گران سنگ خود گرد آورده است، در مقدمه کتاب، انگیزه اش را در تدوین کتاب چنین بیان می دارد:
«آنچه مرا به تألیف این کتاب وادار نموده آن است که برخی از دانشمندان هم کیش ما از روش استدلال و مناظره روی برتافتند و چنین گویند که پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه هرگز مناظره ننموده و برای پیروان خود آن را روا نشمردند. مناسب دیدم کتابی را گردآوری کنم که در آن استدلالات و مناظرات و گفتگوهای به حق (مجادله) پیشوایان دین با مخالفان خود، در یک جا جمع شده باشد. و آنجا که ائمه علیهم السلام برخی را از ورود به این مناظرات منع نمودند مربوط به آنانی است که از علم بهره ای نداشته و در بیان مقاصد دین ناتوانند.»(۱۳)
بر این اساس اگر آثاری با نام احتجاج، که بیشتر در فرهنگ شیعی تدوین یافته است را مهمترین مدرک تاریخی حق آزادی بیان بدانیم، سخن به گزاف نگفته ایم؛ زیرا در آن مخالفان بی هیچ هراسی عقاید و ایده های خود را با صاحبان اندیشه مطرح و به گفت وگو می نشستند.
دوم: اصل امر به معروف و نهی از منکر
از اصول استوار نزد مسلمانان که آیات فراوانی از قرآن مجید بر آن تأکید دارد اصل امر به معروف و نهی از منکر است. قرآن، مسلمانان را جمعیتی می داند که یکدیگر را به نیکی فرا می خوانند و از نادرستی بر حذر می دارند.
«وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ»(۱۴)
یعنی: باید از شما برخی خلق را به خیر و صلاح دعوت کنند و مردم را به نیکوکاری امر و از نادرستی برحذر دارند.
در اسلام مسؤولیت افراد از مسؤولیت کارگزاران جدا نیست. اگر دولتها جامعه را اداره می کنند مردم نیز عضو همان جامعه اند. نظارت مردم بر کارگزاران از مواردی است که در سیره حکومتی پیشوایان مسلمان وجود داشته است و مسلمانان بویژه در صدر اسلام در مقابل حکومت، احساس مسؤولیت می کردند و نظارت بر اعمال و رفتار زمامداران را حق خود می دانستند. (کلکم راع و کلکم مسؤول عن رعیته)
«امام علی علیه السلام در وصیت خود به فرزندانش می فرماید: «لا تترکوا الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرارکم ثم تدعون فلا یستجاب لکم» یعنی: از امر به معروف و نهی از منکر دست بر مدارید. نتیجه آن خواهد بود که بدترین شما بر شما سلطه یابد، آنگاه دعا کنید و به اجابت نرسد.(۱۵)
آنچه در ربط میان امر به معروف و نهی از منکر با آزادی بیان گفتنی است تقابل حق و تکلیف است؛ یعنی آزادی بیان، حق شمرده می شود، اما امر به معروف و نهی ازمنکر تکلیف. بنابراین، چه ربطی وجود دارد که امر به معروف از مبانی آزادی بیان محسوب شود؟ در پاسخ باید دو رابطه مهم در این تکلیف را از یکدیگر تفکیک نمود. نخست رابطه میان اشخاصی است که در آن، نظارت بر اجرای قانون و حمایت از اخلاق و همبستگی اجتماعی و اعتقادی، هدف قرار می گیرد. دیگری رابطه دولت و مردم است که ثمره آن از سوی حکومت، ارشاد و رهبری و از سوی مردم، نظارت و بازدارندگی است.
در رابطه اخیر، زمانی ضرورت حق آزادی بیان بیشتر احساس می شود که شخصی بخواهد در برابر اندیشه رایج و متکی به قدرت سخن گوید و انتقاد کند. روشن است که تمجید از قدرت نیاز به حمایت ندارد؛ بلکه بیانی که با مانع قدرت روبه رو می گردد، نیازمند حمایت است. آزادی بیان در صورتی چهره خارجی می یابد که در برابر مانع قدرت اعمال شود. بر این اساس، لازمه تحقق آزادی بیان، احساس تکلیف و ضرورت بیان اندیشه (امر به معروف و نهی از منکر) است.»(۱۶)
مسلمان نه تنها حق آزادی بیان دارد؛ بلکه مکلف به اعمال این آزادی است. مسلمان باید در برابر ستم و تجاوز بایستد و عاملان آن را به تکالیف اجتماعی و انسانی و دینی خود ترغیب و وادار کند. بدیهی است مسلمان آنگاه می تواند حاکمان را از منکر نهی کند که در بیان اندیشه خود آزاد باشد. از این روست که اعلامیه اسلامی حقوق بشر مصوب وزیران خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی به سال ۱۹۹۰ (معروف به اعلامیه قاهره) در ماده ۲۲ خود در کنار حق آزادی بیان، «امر به معروف و نهی از منکر» را نیز جای داده است. این ماده چنین مقرر می دارد: الف) هر انسانی حق دارد نظر خود را به شکلی که مغایر با اصول شرعی نباشد، آزادانه بیان کند. ب) هر انسانی حق دارد برای خیر و نهی از منکر بر طبق ضوابط شریعت اسلامی دعوت کند.
«این قضیه مشهور است که خلیفه دوم با آن که به سخت گیری و ترس مردم از وی معروف است در آغاز خلافت، در لابه لای سخن خود با مردم چنین گفت: اگر من از صراط حق و عدالت منحرف شدم شما مرا راست کنید. یکی از افراد عادی، دست به شمشیر برد و فریاد زد: اگر تو راست نشدی با این شمشیر کج، راستت می کنیم. کسی در آن جمع بر این فرد مسلمان خرده نگرفت و عتابش نکرد. خلیفه نیز نه تنها بر او سخت نگرفت؛ بلکه گفت: «خدا را شکر می کنم که در میان مسلمانان کسی وجود دارد که او را به راه راست می برد.» چنین گفتگوی مستقیم و علنی بین رئیس دولت و افراد عادی یکی از زیباترین تصاویر دموکراسی و آزادی بیان است که آموزه های اسلام آن را با یک پیشینه طولانی به ارمغان آورده است.»(۱۷)
سوم: اصل مشورت
اصل مشورت نیز یکی دیگر از مهمترین اصول مورد توجه اسلام در امور فردی، اجتماعی و سیاسی است که لازمه منطقی و طبیعی آن وجود آزادی بیان است.
قرآن کریم، پیامبر صلی الله علیه و آله را به مشورت با یاران و اصحاب فرمان می دهد و می فرماید:
«و شاورهم فی الامر»
یعنی: با آنان مشورت کن!(۱۸)
به نظر برخی از فقیهان معاصر در این آیه نکات برجسته ای وجود دارد:
۱ شخص پیامبر صلی الله علیه و آله در مقام رهبر سیاسی امت مخاطب این دستور است؛ زیرا شخصیت پیامبر سه جنبه دارد.
اول: شخص حقیقی و در مقام یکی از افراد برجسته جامعه بدون در نظر گرفتن سمت ایشان.
دوم: صاحب مقام نبوت و تشریع.
سوم: رهبری جامعه سیاسی.
در این آیه، جنبه سوم شخصیت آن حضرت مورد خطاب است و او وظیفه دارد با مردم مشورت کند.
۲ مرجع ضمیر در «شاورهم» مردم اند که بایستی طرف مشورت قرار گیرند. مردم نیز بی واسطه و یا به واسطه نمایندگان خود طرف مشورت قرار می گیرند.
۳ «مقصود از «أمر» به قرینه سیاق، سیاست گذاری در زمینه عمومی است؛ زیرا وقتی مخاطب، شخصیت سیاسی پیامبر صلی الله علیه و آله است موضوع تکلیف نیز مسائل مربوط به سیاست گذاری خواهد بود.»(۱۹)
روشن است چنانچه مردم، به طور مستقیم یا از طریق نمایندگان خود، نتوانند نظرات خویش را ابراز کنند، مشورت موضوع و هدف خود را از دست خواهد داد. مشورت زمانی واقعی است که بدون ترس از قدرت حاکم، بیان شود. بر این اساس اجرای اصل قرآنی مشورت با به رسمیت شناختن حق آزادی بیان تضمین خواهد شد.
چهارم: حق انتقاد و نصیحت به زمامداران مسلمان
حق انتقاد یکی از نمونه های بارز حق آزادی بیان است. این حق برای یکایک شهروندان محفوظ است و هر کس می تواند دستگاه های مختلف سیاسی کشور را مورد انتقاد قرار دهد. به رسمیت شناختن این حق در عمل، زمامداران را وادار می کند تا در پرهیز از نگاه تیز بین توده مردم و خردمندان جامعه، چنان عمل کنند که کمتر هدف انتقاد قرار گیرند.
آورده اند که پیامبر در واپسین روزهای عمر شریف خود در مسجد حاضر شد و در آخرین سخنرانی خود، ضمن سخنانی به والی پس از خود، چنین گوشزد فرمود:«…و لم یغلق بابه فیأکل قویهم ضعیفهم…» در را به روی مردم نبندد (راه حضور آنان را باز گزارد) تا زورمندان ضعیفان را لقمه نکنند.(۲۰)
امام علی علیه السلام در مورد زمامداری خود می فرماید:
«ای مردم مرا بر شما و شما را بر من حقی است. حق شما بر من آن است که از خیرخواهی شما دریغ نورزم… و حق من بر شما این است که در بیعت وفادار بوده و در آشکار و نهان خیرخواهی و نصیحت را از دست ندهید.»(۲۱)
امام صادق علیه السلام نیز بهترین هدیه را بیان عیبها از سوی دوستان می شمارد و می فرماید:
«احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی»
محبوبترین برادرانم نزد من کسی است که عیبهایم را به من هدیه کند.(۲۲)
«به رسمیت شناختن حق انتقاد از سوی حاکمیت به سود اوست؛ زیرا در این صورت علاوه بر آن که پایبندی خود را به قانون نشان می دهد، حکومت خود را نیز از آفات دراز مدت قانون شکنی حفظ می کند.
نتیجه بستن راه انتقاد، پرداختن تاوان سنگین بی عدالتی و قانون شکنی در دراز مدت است. بزرگترین ثمره انتقاد، اطلاع رسانی است. هیچ حاکمیتی از داشتن اطلاعات بی نیاز نیست. برای مثال اگر در سطح جامعه نارضایتی هایی بروز کند و گزارش آن را به مقامات نرسانند و یا ناقص برسانند، نتیجه چنین سیاستی در دراز مدت، بی خبری سطح بالای حاکمیت از حقایق جامعه است. انتقاد هر چند تلخ مفید است. اگر حاکمیتی به هر دلیل خود را بی نیاز از اطلاعات برآمده از انتقادهای مردم بداند، باز نمی تواند کارکرد انتقاد را نادیده بگیرد. وقتی فردی به هر دلیل حق یا ناحق از کسی انتقادی دارد و آن را به زبان می آورد، حس می کند که سبک شده است؛ اما اگر نتواند آنچه در دل دارد بگوید، تبدیل به عقده ای می شود و به شکل دیگری که غالبا خشنتر است، بروز پیدا می کند.»(۲۳)
«نصیحت به زمامداران مسلمان» نیز بابی است که در فقه سیاسی اسلام گشوده شده است.(۲۴) کتاب شریف اصول کافی در بابی با عنوان «النصیحه لائمه المسلمین» می آورد پیامبر اسلام در مسجد «خیف» سرزمین منا و در مراسم حج در میان مردم فرمود: «خدای یاری دهد آن که سخنم را بشنود و آن را حفظ کند و نگه دارد و به آن که نشنیده است، برساند… دل مرد مسلمان در سه چیز کینه و خیانت نمی کند. عمل خالص برای خدا، نصیحت به زمامداران مسلمان و تحکیم جامعه اسلامی»(۲۵)
بدیهی است نصیحت در اینجا، موعظه نیست. این کار از دست هر مرد و زن سالخورده ای به آسانی بر می آید؛ بلکه نصیحت یعنی: خیرخواهی و نمایاندن راه درست به زمامدار. هدف در «نصیحت» آن است آنچه را که واقعیت حیات سیاسی و اجتماعی و زندگی ملتی ایجاب می کند بی واهمه بتوان به صاحبان قدرت منتقل ساخت. در زبان تازی معنی نصیحت آن است که فردی را به چیزی که صلاح است، بخوانند و از آنچه فساد است، دور سازند.(۲۶)
«حاکم یا عادل است و مشروع یا ستمگر است و نا مشروع. در فرض اخیر دفاع از حقوق دیگران و فریادرسی ستمدیدگان، مشمول و افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر،(۲۷) می شود که در آن هر مسلمانی از باب امر به معروف و نهی از منکر و در حد توان خود، زمامدار را به رعایت حقوق دیگران وادار می سازد و آنجا که حاکم عادل است و مشروع، مشمول النصیحه لائمه المسلمین می شود. هر چند برخی عقیده دارند که چنین خیرخواهی هر دو زمامدار عدل و جائر را شامل می شود.»(۲۸)
«اکنون در جامعه بین المللی، بشر به این حد از مطالبات خود رسیده است که اعلام دارد: هر کس حق دارد به صورت فردی یا جمعی از سیاستها و اعمال مقامات و نهادهای حکومتی در ارتباط با نقض حقوق بشر و آزادیهای سیاسی با ارائه دادخواست یا سایر روشهای مناسب به مقامات قضایی، اجرایی، قانون گذاری یا هر مرجع صالح در نظام حقوقی کشورش، شکایت نماید و مراجع مزبور می بایست حکم خود را در مورد این شکایتها بدون تأخیر بی مورد صادر نمایند»(۲۹)
هر چند این حق در قالب اعلامیه بیان شده است و اعلامیه برای دولتها الزام آور نیست؛ ولی از سوی دیگر از وجود چنین مطالباتی در رابطه میان دولت و مردم خبر می دهد. این در حالی است که مسلمانان، قرنها پیش در سایه آموزه های اسلام و رفتار پیشوایان دین آموخته اند که آنان حق و در مواردی تکلیف دارند که درباره عملکرد زمامداران خود، بی هیچ هراسی انتقاد کنند. این یکی از شاخصهای حکومت اسلامی به شمار می آید. اکنون نوبت آن است که به ارائه نمونه هایی از سیره پیشوایان دین در این مورد بپردازیم.
گفتار دوم سیره پیشوایان دین و آزادی بیان
با مراجعه به تاریخ زندگی پیشوایان دین می توان دریافت که آنان نه در گفتار؛ بلکه در عمل هم، تا آنجا که به نظم عمومی و اخلاق جامعه آسیب نرساند در برابر افکار مخالف، اصل آزادی بیان را رعایت و ترغیب نموده اند.
سیره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ، نخستین بنیان گذار حکومت اسلامی در مدینه، این بود که اجازه می دادند صاحبان حق، سخن خود را بدون ترس بیان کنند. انتقاد و اعتراض خود را بر زبان آورند و در برابر حاکم چشم و گوش بسته عمل نکنند.
خداوند، پیامبرش را شخصیتی مهربان، خوش قلب و مردم دار معرفی می کند و می فرماید:
«لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»
یعنی: چنانچه سخت دل و تند خو بودی مردم از اطراف تو پراکنده می شدند.(۳۰) سعه صدر، گشاده رویی و اخلاق کریمانه از مهمترین عوامل موفقیت آن پیام آور وحی بود. در اینجا به نمونه هایی از تاریخ زندگی پیامبر در مدینه اشاره می کنیم؛ چرا که حضرت در این شهر، حکومت تشکیل داده و علاوه بر مقام نبوت، صاحب قدرت و حکومت نیز بود.
«تاریخ نویسان اسلام می نویسند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سه روز پیش از وفات خود، به مسجد آمد به مردم گفت: هر کسی حقی بر گردن من دارد برخیزد و اعلام دارد؛ زیرا قصاص در این جهان آسانتر از قصاص در روز رستاخیز است.
در این موقع،فردی به نام سواده بن قیس برخاست و گفت: موقع بازگشت از نبرد «طائف» در حالی که بر شتری سوار بودید، تازیانه خود را بلند کردید که بر مرکب خود زنید، اتفاقا تازیانه بر شکم من اصابت کرد و من اکنون آماده گرفتن قصاصم.
درخواست پیامبر صلی الله علیه و آله یک تعارف اخلاقی نبود؛ بلکه جدا مایل بود حتی یک چنین حقوقی را که هرگز مورد توجه مردم قرار نمی گیرد، جبران نماید. پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد بروند همان تازیانه را از خانه بیاورند. سپس پیراهن خود را بالا زد تا سواده قصاص کند. یاران رسول خدا با دلی پرغم و دیدگانی اشکبار منتظرند که جریان به کجا می انجامد. ناگهان دیدند سواده، پیامبر صلی الله علیه و آله را در آغوش محبت گرفته و می بوسد. در این لحظه، پیامبر صلی الله علیه و آله او را دعا کرد. گفت: خدایا! از سواده بگذر همان طور که او از پیامبر اسلام درگذشت.»(۳۱)
در این واقعه گزارش نشده است که کسی از حاضران در آن مجلس سواده را مورد سرزنش قرار داده باشد و این نیست جز آن که پیامبر در سایه آموزه های زندگی ساز اسلام، مسلمانان را به گونه ای تربیت کرده است که از هیچ مقامی نهراسند و آنان نیز آموخته اند که دیگری را در دفاع از حق خود مانع نگردند.
«در جنگ «حنین» وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله سهمی از غنایم را به اقتضای مصلحت به تازه مسلمانان داد برخی از انصار اعتراض کردند و انتقاد خود را به وسیله سعد بن عباده به اطلاع پیامبر صلی الله علیه و آله رساندند. در این میان مردی بنام ذو الخویصره با تندی رو به پیامبر کرد و گفت: من امروز کارهای شما را دقیقا مورد بررسی قرار دادم و دیدم در تقسیم غنایم راه عدالت در پیش نگرفتید! پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: اگر عدالت و انصاف نز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
