اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 45
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شیوه مبارزه روحانیون با حکومت پهلوی :
برای دست یابی به مهمترین مرحله مبارزه روحانیون یعنی حرکت به سوی مبارزه ای متمرکز که مهمترین بخش آن یافتن رهبری واحد و آرمانهایی مشخص و قابل انتقال بود، موانع زیادی در برابر روحانیون وجود داشت که گذشتن از آنها خود نیازمند مبارزه ای متفاوت بود.
به نظر می رسد آن چه سبب ساز توفیق روحانیون در دست یابی به یک مبارزه متمرکز و منسجم شد از یک سو به کوشش های آنها در فراهم نمودن زمینه های درونی مبارزه و از سوی دیگر به استفاده از این زمینه ها در راه دست یابی به یک مبارزه شفاف باز می گردد.تا آنجا که به زمینه چینیهای درونی مبارزه مربوط می شود روحانیون طرفدار انقلاب با مشکلاتی روبرو بودند از جمله انتقال دیدگاههای سیاسی خود مبتنی بر آمیختگی دینداری و مملکت داری به جامعه مذهبی ایران، پس از آن روشن کردن مواضع خود در برابر روحانیون مخالف با دیدگاه یادشده که البته این کار باید بدون دامن زدن به اختلافاتی که می توانست اصل مبارزه را نابود کند، انجام می گرفت.درباره متن مبارزه نیز باید گفت روحانیون بناگزیر باید مبارزه سیاسی را از نقطه ای آغاز می کردند که برای توده های مذهبی جامعه ایران نقطه مشخص و قابل فهمی باشد.فقط از این راه بود که روحانیون قادر می شدند مبارزه ای را که می توانست در حالت زیر زمینی و چریکی به یک مبارزه طولانی و خسته کننده و با آینده ای نامشخص تبدیل شود به گونه ای شفاف به سطح جامعه بکشند، که در ادامه بحث بدان خواهیم پرداخت.
در فصل های پیشین به بحث نظری و دیدگاههای سیاسی روحانیون شیعه پرداخته ایم.نکته ای که با الهام از آن بحث باید در بخش تاریخی مبارزه روحانیون بدان اشاره نماییم موفقیت آنها در قبولاندن این نکته به جامعه مذهبی ایران بود که نه تنهامی توانند بدون آن که کوچکترین فاصله ای از اعتقادات مذهبی و سنت های ریشه دار خود بگیرند به مبارزه برای تغییر وضع سیاسی موجود وارد شوند بلکه اساسا اگر دین دارند باید به چنین جنبشی بگروند، یعنی مبارزه جنبه تکلیف دینی هم پیدا کرد به عبارتی: «اگر کسی بگوید من در این جور مسائل سیاسی دخالت نمی کنم، معنی اش این است که بعضی از مسائل اسلام را کناری می گذارم » . (۱)
ماندگاری چنین نگرشی که بازگوکننده مهمترین گرایش نسل جدید روحانیون بود را می توان وامدار تکیه گاهی دانست که امام خمینی در میان نهاد مرجعیت تقلید برای چنین گرایش متفاوتی فراهم نمود و سرانجام توانست پیشوایی حرکت را نیز در دست گیرد.بدین ترتیب جامعه مذهبی ایران شاهد نگرش تازه ای در میان عالی ترین سطوح مراجع تقلید شد که از همان اوایل دهه ۱۳۴۰ حتی نسبت به ورود به برخی از امور اجرایی نیز اظهار آمادگی می نمود این اظهار آمادگی نه تنها شامل ورود به امور فرهنگی می شد، (۲) بلکه شامل امور اقتصادی، (۳) تجارت، حتی جاده سازی (۴) و یا مثلا اداره بخشی از برنامه های رادیو هم بود. (۵)
این مواضع مستقیما رو در روی دیدگاههایی قرار داشت که پیش از این روحانیت شیعه را صرفا بر نوعی جایگاه حکیمانه و بدور از دخالت مستقیم در امور سیاسی و اجتماعی می نشاند.
مجموعه این دیدگاهها که گذشته از بحث کلی آمیختگی دیانت و سیاست حتی وارد امور جزیی و اجرایی نیز می شد – آن هم در بیانات یک مرجع تقلید – سابقه نداشت و آغازگر ارائه نگرش تازه ای در مبارزه سیاسی روحانیون شد.دیدگاهی که به تدریج پایه های یک حکومت جایگزین – که خود مهمترین مرحله مقدماتی یک مبارزه تمام عیار بود – را می ریخت.ادامه این روند که در آغاز حاضر بود توانایی سیاسی و اداری در محدوده حاکمیت سیاسی موجود را به اثبات برساند، همان شد که در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی می توانست خطوط اصلی حکومت جایگزین مورد نظر خود را به جامعه انقلابی ایران بقبولاند.حکومتی که اسلامیت و جمهوریت را به هم آمیخته بود یعنی کوشید پیوندی میان مذهب ریشه دار جامعه ایران و دستاوردهای دموکراتیک مورد پذیرش جامعه جهانی، برقرار کند.حکومتی که رهبر آن خود را نماد آزادی می دانست و می گفت: «این فریادها برای من به معنی عشق به آزادی و دموکراسی است » (۶) از این رو توانست درباره حکومت آینده به مردم ایران و همچنین به مردم جهان صراحتا اعلام کند: «دولت اسلامی یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است و برای همه اقلیت های مذهبی آزادی به طور کلی هست و هر کس می تواند اظهار عقیده خودش را بکند و اسلام جواب همه عقاید را به عهده دارد و دولت اسلامی، تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد» . (۷)
این طرز فکر که در حقیقت در مسیر پی ریزی بنیادهای یک حاکمیت سیاسی جدید گام می نهاد مطمئنا گذشته از حکومت موجود بخش مهمی از روحانیون را نیز ناخرسند می کرد.زیرا این طرز فکر جدید به معنای وارد شدن به مناسباتی بود که ناگزیر باید روحانیون را نسبت به جزییات مسائل سیاسی پاسخگو می ساخت نکته ای که از نظر برخی از آنها با جایگاه روحانیشان مناسبتی نداشت و حتی می توانست به تدریج از میزان نفوذ معنوی آنها نیز بکاهد.چنین شد که رودرویی روحانیون انقلابی با این طرز تلقی به بخش مهمی از مقدمات مبارزه آنها تبدیل شد که در بحث نظری به طور مفصل تری بدان پرداختیم.در اینجا فراخور این تحلیل تاریخی می توان به نگرانیهایی اشاره کرد که در سال ۱۳۵۰ امام خمینی به ویژه نسبت به حوزه علمیه نجف اشرف ابراز نمود و در مقایسه ای میان فعالان دانشگاهی و حوزویان بی تفاوت و حتی برخی از مراجع گفت: «آنها دانشجویان علوم جدید هستند منتها دانشجوی مسلم بیدار، من وشما هم دانشجوی قدیم هستیم لکن خواب و گرفتار.اوضاع اینجا که نباید یک کلمه صحبت کرد! اصلا صحبت با مرجعیت منافات دارد! …صحبت با آخوند اصلا منافات دارد! آخوند نباید صحبت کند!» (۸) چنین فضایی گاهی نا امیدی را به جایی می رساند که گفته می شد: «در محیط خودمان هم نمی توانیم احکام اسلام را آن طوری که هست عرضه بداریم.ما مباحثمان از حدود کتاب طهارت…تجاوز نمی کند» (۹) و این گوشه ای از دشواری مبارزه ای بود که می خواست از پایگاه روحانیت یک ساختار چند هزار ساله را دگرگون کند.پایگاهی که مدتها بود اگر چه ابزار دست حکومت نبود اما با حکومت به گونه ای به سازگاری رسیده بود که البته در آن احترام همگان محفوظ بود به خصوص آن که کاری هم به کار همدیگر نداشته باشند یا آن گونه که امام خمینی معتقد بود یک چیزی شبیه احترام به امام زاده مرده. (۱۰)
در بررسی دقیق تر شرایط روحانیون انقلابی برای دستیابی به مبارزه ای متمرکز و منسجم باید توجه داشت که در دهه های ۴۰ و ۵۰ گذشته از اختلاف نظر روحانیون درباره چگونگی ورود به مسائل سیاسی زمینه های اختلاف در پاره ای از مسائل فرعی نیز به اندازه کافی وجود داشت تا جایی که حل این اختلافها را در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی می توان یکی از مهمترین موفقیت های روحانیون طرفدار انقلاب دانست.موفقیتی که شاید اصلی ترین دلیل آن را بتوان در این موضوع یافت که با وجود همه اختلاف نظرها تقریبا هیچ کدام از روحانیون، طرفدار وضع موجود در دوران حکومت پهلوی نبودند.با این اختلافات برای روحانیونی که هدف دراز مدت خود را براندازی حکومت می دانستند گاهی بسیار نگران کننده می شد و گاه مجموعه ای از مسائل گوناگون را در بر می گرفت که بدان اشاره ای خواهیم داشت.
پس از درگذشت آیت ا…بروجردی در اوایل دهه چهل پیامدهای از دست رفتن مرجع اعلم به گونه ای طبیعی بر جامعه روحانیت ایران اثر گذاشت زیرا هیچ کدام از مراجع موجود در مرتبه ای نبودند که مانند آیت ا… بروجردی نسبت به اعلمیت آنها اتفاق نظری وجود داشته باشد.از این رو نهاد مرجعیت شیعه به سمتی رفت که تحلیل نگران از آن با نام «عدم تمرکز» (۱۱) یاد کرده اند.این عدم تمرکز از یک سو می توانست اختلاف برانگیز باشد اما از سوی دیگر عرصه مناسب تری برای ابراز عقاید متفاوت نیز بود.برای مثال امام خمینی در زیر سایه مرجعیت آیت ا…بروجردی هیچ گاه دیدگاه های سیاسی انتقادآمیز خود را مطرح نکرد زیرا صلاحدید آیت ا…بروجردی در دوران زندگی ایشان به اندازه کافی برای امام خمینی اطمینان بخش بود.اما در گذشت آیت ا…بروجردی و از پی آن تغییراتی که در شرایط سیاسی مملکت پدید آمد عرصه مناسبی برای مطرح شدن دیدگاههای متفاوت امام خمینی را نیز فراهم نمود و این در حالی بود که دیدگاههای متفاوت و گاه متضاد با ایشان نیز به همان نسبت می توانست مطرح شود.
به عنوان یک نمونه در مسائل اعتقادی، بحث مهدویت می توانست هم برانگیزاننده شود و هم به یک انتظار محض و از پی آن دوری گزیدن از درک مسائل سیاسی روز بیانجامد و یا چنان درگیر مبارزه با بهاییت شود که به گونه ای سنتی از مسائل سیاسی دوری گزیند. (۱۲)
یعنی چیزی که برای دیدگاههای انقلابی نگران کننده بود از این رو اختلاف برانگیز نیز بود.
گاهی این اختلافات با آن که به نظر می رسید در محدوده مسائل علمی و حوزوی است اما می توانست برای طرفداران نهضت نگران کننده باشد برای مثال گرایشات فلسفی امام خمینی که منجر به انزوای ایشان از حوزه قم شد.یا آن گونه که یکی از شاگردان مشهور ایشان می گوید: «در حدود سال ۲۵ به بعد شرایطی پیش آمد که در حوزه قم ایشان [یعنی امام خمینی] منزوی شدند، خانه نشین شدند سالها، که یکی از ادله اختفای بعد فلسفی ایشان همین حالت بود. (۱۳)
این موضوع حتی توجه روشنفکرانی که مسائل سیاسی جامعه را به دقت زیر نظر داشتند نیز جلب می کرد، البته دلایل آن را از زوایه ای صرفا سیاسی مورد تحلیل قرار می دادند برای مثال آل احمد انزوای امام خمینی را بدین علت می دانست که واکنش های سیاسی ایشان در مقایسه با بی حرکتی موجود در میان روحانیون بیش از حد لازم شدت داشت.آل احمد می نویسد: «آن واقعه اسف آور ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و این حرکت چنان شدید بود که نه تنها به آنارشیسم انجامید، حتی شرایط وجودی را برای خود نفی کرد. عین همین قضیه است در مورد حضرت خمینی رهبر روحانی وقت که در مقابل بی حرکتی عظمای روحانیت…چنان شدید بود که حتی جامعه اصلی روحانیت از دلبستگی به او سرباز زد» . (۱۴)
در اینجا باید توجه داشت که این واکنش های شدید چیزی نبوده مگر برداشته شدن مهر سکوت سالیان دراز، سکوتی که برخی از طلاب جوان آن روزگار از آن با نام «سکوت مرگبار حوزه علمیه قم و نجف » (۱۵) یاد می کردند و حتی برخی از روحانیون ناگزیر می شدند برای جلب واکنش برخی از مراجع نامدار نسبت به رخدادهایی حتی مانند حمله حکومت به مدرسه فیضیه قم دست به نامه نگاریهایی بزنند و به گوش آنها برساند که: «سکوت آن جناب مزید بر تالم مؤمنین » (۱۶) است.
در ادامه بحث اختلافات موجود میان روحانیون در دهه های ۴۰ و ۵۰، یکی از آن چیزهایی که برای آینده حرکت بسیار خطرناک می شد، گاهی خود را در نوع روابط برخی از مجتهدین بلند پایه نشان می داد و گاهی در قالب اعلامیه ها و حرکات توهین آمیزی که مثلا پیروان یک مرجع نسبت به مرجعی دیگر ابراز می کردند نمایان می شد.برای نمونه یکی از شاگردان امام خمینی از تشدید اختلافاتی سخن می گوید که درست همان زمانی که مراجع و روحانیون برای آزادی امام خمینی به تهران مهاجرت کرده بودند بین آیت ا…بنی صدر و آیت ا…شریعتمداری و همچنین آیت ا…میلانی که آن زمان در مشهد بودند به وجود آمد. (۱۷)
گذشته از این گونه اختلافات که می توانست برای کسانی که به اتحاد روحانیون امید بسته بودند بسیار نگران کننده باشد حرکتهای تند برخی از مریدان مراجع می توانست بر این نگرانیها بیافزاید.برای مثال می توان به اعلامیه ای اشاره کرد که پس از ۱۵ خرداد در قم منتشر شد و آن را به آیت ا…زاده سید حسن حجت و یا جمعی از مریدان ایشان نسبت می دادند که در آن به امام خمینی و آیت ا…شریعتمداری و همه مراجعی که در نهضت ۱۵ خرداد دخالت داشتند اهانت شده بود. (۱۸)
نمونه ای دیگر اعلامیه ای بود که در سال ۱۳۵۰ در اسناد ساواک موجود است و در آن به آیات شریعتمداری، کمره ای و کفایی توهین شد و از آنها با عنوان کسانی که می خواهند حوزه علمیه قم را از بین ببرند یاد شده است. (۱۹)
در این میان گاهی حوادثی رخ می داد که ناخواسته بر شدت اختلافات می افزود، برای مثال انتشار کتاب شهید جاوید که مورد تایید بسیاری از طرفداران امام خمینی نیز قرار داشت واکنش هایی را از سوی آیت ا…گلپایگانی برانگیخت که گوشه ای از این اختلافات در اسناد این گونه بازتاب یافته است: «متعاقب انتشار کتاب فوق آیت ا…گلپایگانی تبلیغات را علیه کتاب مذکور آغاز [کرد] که در نتیجه عده ای از طرفداران خمینی در منزل وی اجتماع و نسبت به او اعتراض و شعارهایی علیه او داده اند و از همان زمان این دو جناح فعالیت هایی علیه یکدیگر انجام [داده اند]» . (۲۰)
یکی دیگر از دشواریهایی که برای طرفداران اتحاد روحانیت نگران کننده بود گرم شدن بازار اتهامهایی از قبیل وهابیگری در دعواهای درون حوزه های علمیه بود که تصویر گویای آن در سال ۱۳۵۲ در برخی از اعلامیه ها بازتاب یافته است از جمله اینکه: «در داخل حوزه ها کار منازعه و مشاجره و لعن و طرد گاهی به زد و خورد منجر می شود.چنانچه اخیرا در قم و تهران و مشهد و اصفهان و برخی نقاط دیگر اتهام سنیگری و وهابیگری نسبت به عده ای از علما و فضلای بی گناه بر سر زبانها افتاده و کار به جایی رسیده که حتی دایه های مهربان تر از مادر هم گاهی به اسم دفاع از ولایت و تشیع حرفهایی می زنند و کارهایی انجام می دهند» . (۲۱)
این اتهامات به ویژه در زمانهایی بیشترشدت می گرفت که دیدگاههایی از قبیل اتحاد ملل اسلامی مطرح می شد و برخی از روحانیون طرفدار این افکار همواره ناگزیر می شدند ضمن دفاع از خود یاد آوری نمایند: «اگر کسی گفت ما شیعه امامیه با اینکه با اهل سنت راجع به مساله امامت و خلافت اختلاف نظر داریم ولی در شرایط فعلی که مسلمین گرفتار کفار و یهود می باشند لازم است همه مسلمین از شیعه و سنی با هم در مبارزه علیه کفار متحد شوند، ما حق نداریم گوینده این جمله را به سنیگری متهم کنیم » . (۲۲)
سرانجام نکته ای که باید به عنوان مشکلی بر سر راه هماهنگی مواضع روحانیون در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی از آن یاد کرد، دیدگاههای متفاوت مراجع تقلید نسبت به تشکیل یک حکومت اسلامی می باشد، در میان مراجع شاخص تشیع تنها مرجعی که به تدوین یک نظریه سیاسی در مورد حکومت پرداخت امام خمینی بود.افزون بر آن امام خمینی بر نظریه ولایت فقیه به عنوان یک ولایت سیاسی تاکید داشت.با این حال طرفداران امام خمینی نظریه حکومت اسلامی و ولایت فقیه را چیزی جدای از اسلام نمی دانستند به قولی: «مردم خیال می کنند که این حکومت اسلامی را آقای خمینی اختراع کرده، [و حال آن که چنین نیست زیرا حکومت] جزء مسائل اسلام است و آیات و روایات بر این معنا دلالت دارد» . (۲۳)
اما واقعیات در اواخر حکومت شاهنشاهی نشان داد که چنین استنباطی تفاوتهای آشکاری با دیدگاههای برخی از مراجع نامدار آن روزگار دارد برای مثال چهارچوبی که آیت ا…سید ابو القاسم خویی در مورد ولایت شرعیه ترسیم می نمود به هیچ وجه شامل حال امور سیاسی و حکومتی نمی شد و یا اینکه آیت ا…شریعتمداری بیشتر خواهان اجرای همان قانون اساسی مشروطیت بود تا براندازی حکومت موجود.چنین دیدگاههایی مطمئنا برای ایجاد یک حرکت هماهنگ براندازانه که خواست روحانیون طرفدار انقلاب بود، نمی توانست دشواریهایی به همراه نداشته باشد.
به موازات مجموعه این مشکلاتی که می توانست مبارزه روحانیون را تحت تاثیر خودقرار دهد باید از حرکت تدریجی حکومت برای از بین بردن استقلال نهاد روحانیت نیز یاد کرد با این تفاوت که چون حرکت حکومت بر خلاف مشکلات داخلی روحانیون یک هجوم از بیرون به حساب می آمد در مجموع به سود انسجام روحانیون تمام شد و کار به جایی کشید که به قولی «همه علمای شیعه استقلال اقتصادی سیاسی و حرفه ای خود را در خطر می دیدند» . (۲۴)
نمونه آن کوششی بود که پس از اصلاحات ارضی در قالب اداره اوقاف انجام گرفت که مراجع وقت یک صدا اعلام کردند حکومت در نظر دارد امور جامعه روحانیت را به خود اختصاص دهد. (۲۵)
و یا اینکه حکومت می خواهد: «روحانیت را تحت وزارتخانه ببرد، این خواب را به گور می برید» . (۲۶)
حتی گفتند: «شرکت در آنجا [یعنی اوقاف] …حرام است و هیچ عذری پذیرفته نخواهد شد» . (۲۷)
در راستای چنین اقداماتی حکومت تصمیم گرفت در قالب عناوینی مانند «سپاه دین » بخشی از روحانیون را زیر پوشش قرار دهد که پیامد آن نفوذ حکومت در تبلیغات دینی بود و البته واکنش مشخص روحانیون را به همراه داشت یعنی هشدار به «ملبس نمودن افراد نالایق و نا اهل به لباس روحانیت به اسم سپاه دین » . (۲۸)
با این حال حکومت تا سالهای پایانی حیات خود از کوشش برای حکومتی کردن نهاد روحانیت باز نایستاد و حتی به فکر ایجاد تغییراتی در مواد درسی حوزه های علمیه نیز افتاد یا آن گونه که در یکی از اسناد ساواک در سال ۱۳۵۴ آمده است: «نکته دیگری که در وضعیت و فعالیتهای جامعه روحانیت ایران از اهمیت ویژه ای برخوردار است نبودن ضوابط و مقرراتی است که برنامه تحصیلی طلاب علوم دینی و جهت این نیروها را بامصالح و منافع مملکتی تطبیق دهد» . (۲۹)
از مجموعه آن چه در قالب مشکلات درونی و بیرونی روحانیون بدان اشاره شد در می یابیم که راه اتحاد روحانیون و اتفاق نظر آنها برای ایجاد یک حرکت هماهنگی در برابر حاکمیت سیاسی موجود راهی دشوار بود که به هر حال طی شد.این همنوایی به ویژه در واپسین سال حکومت پهلوی به روشنی خود را نشان داد.
در اینجا دشواریهای حرکت روحانیون از این نظر مورد توجه قرار گرفت که بتواند گویای زمینه ناهموار حرکتی باشد که آنها در مسیر مبارزه خود برای دست یابی به یک وحدت نظر پیمودند و سرانجام رهبری نهضت را به دست کسی دادند که به تدریج خود به نمادی از وحدت در حرکت علمای شیعه تبدیل شد و این چهره را حتی پیش از درگذشت آیت ا…بروجردی با مقاومت در برابر طلابی که گاهی نسبت به نوع واکنش آیت ا…بروجردی در برابر حکومت معترض بودند، نشان داد. (۳۰)
پس از آغاز نهضت در دهه چهل نیز همواره پیروان جوان خود را از دست زدن به حرکتهای تند و احساسی در برابر علمایی که دیدگاه آنها را نمی پسندیدند بر حذر می داشت و معتقد بود که باید: «جوانهای متعصب و طلاب تازه کار از زبان و قلم خود جلوگیری کنند و در راه اسلام و هدف مقدس قرآن از اموری که موجب تشتت و تفرقه است خودداری نمایند» . (۳۱)
از این رو نه تنها آنها را از دخالت در اختلافات میان مراجع تقلید که عمدتا اختلاف در اجتهاد بود بر حذر می داشت، (۳۲) بلکه کوچکترین برخورد تندی را نسبت به مراجعی که با او هم عقیده نبودند به عنوان توهین به یک جامعه اسلامی بر نمی تافت. (۳۳)
از این رو حتی کسانی را که از پایگاه دفاع از او گرفتار تندروی می شدند از انقطاع ولایت بین آنها وخداوند نگران می ساخت. (۳۴)
و می گفت: «اگر کسی به من اهانت کرد، سیلی به صورت من زد، سیلی به صورت اولاد من زد و ا…تعالی راضی نیستم در مقابل او کسی بایستد دفاع کند، راضی نیستم » . (۳۵)
از یک زاویه دیگر چنین نگرشی در جایگاه رهبری حرکت و از پی چنین مواضعی خواهان مبارزه با بسیاری از سنتهای نفاق افکنانه دیگری هم بود که برای نمونه در قالبهایی مانند مرید و مراد بازیهای رایج، عملا امکان هر حرکت هماهنگ را از روحانیون گرفته بود یعنی همان چیزی که این دیدگاه درباره آن می گفت: «این جبهه بندیها خیانت است، مگر شما از دو دین هستید؟ مگر مذهب شما شعب مختلفه دارد؟ مگر ملاهای شما هر کدام به یک دین دعوت می کنند؟ جبهه بندی یعنی چه؟ این دنبال آن ملا و آن دنبال آن ملا» . (۳۶)
بیان چنین دیدگاههایی که به تدریج جایگاه رهبری حرکت را شفاف تر می کرد کوششی بود برای جلوگیری از تبدیل شدن اختلاف نظرها موجود به عناد و همچنین ترسیم مشخص تر هدف مشترکی که باید همه اختلاف را برای دست یابی به آن کنار گذاشت. توفیق در چنین حرکتی بود که در آستانه پیروزی انقلاب، گذشته از روحانیونی که با یکدیگر اختلاف نظر داشتند، مجموعه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
