خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعلیقات الاسفار الاربعه(۳)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تعلیقات الاسفار الاربعه(۳) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر کلام اسلامی بر فلسفه اسلامی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تاثیر کلام اسلامی بر فلسفه اسلامی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
15ساعت
12دقیقه
19ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 42

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انحصارگرایی ادیان را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.

یکی از مباحث مهم دین پژوهی، بحث انحصارگرایی و حق انگاری ادیان و مکاتب است. یعنی هر دینی حق و رستگاری و نجات را محدود و محصور به خود می داند. مساله ای که مطرح است این است که با چه دلیل و برهانی می توان ثابت نمود که دین واحدی مثل دین اسلام، ضامن سعادت و کمال بشری است در حالیکه صاحبان ادیان دیگر هم ادعای انحصارگرایی دارند.گفته می شود که هیچ شریعتی در مقام ثبوت، هستی و موجودیت خود را اعلام نکرده است مگر با همین ادعا که تنها راه نجات، در پیروی و اطاعت از تعالیم و دستورات من است. تاکید براین نکته چنان بوده است که شاید بتوان آن را یک سنت برای همه ادیان – الهی و غیر الهی – شمار آورد با نگاهی اجمالی به تاریخ ادیان و پیدایش آن به وضوح آشکار است که هیچ دینی بدون چنین داعیه ای در اجتماع بشری ظهور و بروز پیدا نکرده است.
بر اساس همین سیره و سنت است که مسیحیان به مسیح نسبت داده اند که: «هیچ کس به پدر راه نمی یابد مگر از طریق من.» و یا اینکه گفته است «در بیرون کلیساء;ا رستگاری و نجاتی وجود ندارد.» (۱)
دانشمندان مسیحی در حصرگرایی از دین خویش دست به تبلیغات وسیعی زده و از هیچ کوششی در این راه دریغ نکرده اند. در الهیات کاتولیک آمده است که:
«رستگاری انسان به کلی وابسته به مرگ ایثارگرانه و فدیه وار عیسی مسیح علیه السلام است. همه انسانه به نحوی با مسیح پیوند دارند و می توانند از برکات عمل فدیه وار او برخوردار گردند. پس همه کسانی که صادقانه خداجو هستند ولو از ادیان دیگر باشند مسیحیان بی نام نامیده می شوند.» (۲)
شبیه همین مطالب را عالمان و دانشمندان یهود نیز در آثار نوشته های خویش آورده اند. مفسرین تورات (خاخامها) در تفسیر تورات گفته اند:
«ارواح یهود از ارواح دیگران افضل است زیرا ارواح یهود جزء خداوند است. همچنانکه فرزند جزء پدرش می باشد و روحهای یهود نزد خدا عزیزتر است زیرا ارواح دیگر شیطانی و مانند ارواح حیوانات است. بهشت مخصوص یهود است ولی جهنم جایگاه مسیحیان و مسلمانان است.» (۳)
هندومسلکان معتقدند که متون مقدس آنها «ریگ ودا» قبل از جهان موجود بوده و در طول این مدت از هرگونه تعرض تحریف گران مصون مانده و خالی از هرگونه اشتباه است. (۴) در این دین ادعا شده که:
«انسانها هرگونه که به من تقرت جویند باز هم آنان را می پزیرم، هرکه از هرسو هر راهی را برگزیند راه من است.» (۵)
درباره دین اسلام هم گفته شد که قرآن، کتاب مقدس مسلمانان این انحصارگرایی را در موارد متعدد بیان کرده است.
«همانا دین نزد خداوند دین اسلام است.» (۶) « کسی که غیر از اسلام دین دیگری را برگزیند از او پذیرفته نیست.» (۷)
اگر همه ادیان و شرایع، وصف و سنت واحدی را واجدند و کلمه حق را شعار خویش قرار داده اند پس چگونه می توان به صدق ادعای آنها پی برد و یا چگونه می توان با صراحت به این نکته اذعان و اعتراف کرد که در میان همه ادیان، فقط یک دین در ادعای خود، حق و صادق بوده و سایر شرایع برای قیامها و نهضتهای اجتماعی علیه حاکمیت موجود و یا انگیزه های دیگر دست به تبلیغات وسیع و دامنه دار زده و مدعی حقانیت خویش و بطلان سایر مکاتب می باشند.
مساله فوق، مناقشه ای جدی است که پاسخ مستدلی را می طلبد. در پاسخ و جواب به اشکال مزبور، دو طریق وجود دارد که هر یک از آن دو، حایز اهمیت اند. یکی طریق نقل است و دیگری راه عقل. در طریق نخست، آنچه مورد دقت و توجه است متون دینی ادیان و مکاتب می باشد که در واقع منبع آن دین به شمار می آید. بنابراین در مطالعه متون دینی باید توجه کافی را مبذول داشت و در آن، جهان بینی و مرامنامه ای را که مطرح شده شناخت. چه اینکه اگر نوع نگرش هر دین به انسان و جهان مورد معرفت و شناخت قرارگیرد می توان به حقانیت ادعای آن به سایر جنبه ها پی برد.
اینکه پایه و اساس هر مکتبی بر جهان بینی و نوع نگرش آن برجهان هستی و انسان شناختی استوار است تردیدی نیست و اگر گفته شود که منشا اختلاف همه ادیان در همین نکته نهفته است کلامی ناصواب و باطل گفته نشده. چنانچه مدعای اهل نظر و صاحب رای نیز همین است.
شهید مطهری «ره » که سهم بسزایی در دین پژوهی دارد در این زمینه چنین می فرماید:
«اینکه گروهها جهان بینی شان متعدد است و به تبع آن ایدئولوژی هم مختلف می شود خاطر این است که تکیه گاه ایدئولوژی (بایدها و نبایدها) جهان بینی (هستها و نیستها) می باشد. ایدئولوژی به اموری مثل چگونه باید بود، چگونه باید زیست، چگونه باید خود را بسازیم، چگونه جامعه خود را بسازیم و چگونه سعادت به دست می آید و پاسخ می دهد و می گوید این چنین بساز و این چنین بشو. اگر گفته شود که چرا این چنین باشم و چنان زندگی کنم و این چنین جامعه را بسازیم، این چراها را جهان بینی پاسخ دهد و می گوید وقتی من می گویم این چنین باشی چون هستی این چنین هست ساختمان جهان این چنین است. انسان چنین موجودی است حقیقت جامعه این است. روان انسان این است یعنی جهان بینی به ما خبر می دهد که چه هست و چه نیست. چه قانونی بر انسان و جامعه حاکم است. حرکتها به سوی چه جهتی است. پس ایدئولوژی بر گرفته از نوع جهان بینی است یعنی ممکن نیست که انسان، جهان را ماده محض بداند و در عین حال به جهان جاوید هم فکر کند. اگر سئوال شود که چرا جهان بینیها مختلف است جواب این است که او جهان را به گونه ای می شناسد و این، گونه دیگر نمی شود هر دو شناخت صحیح باشد. لااقل یکی صحیح است و یکی غلط.» (۸)
با توجه به این، از مطالعه در متون مقدس ادیان و شرایع درباره نظام و هستی و نوع نگرش آنها درباره انسان و جهان می توان تا حدود زیادی به صدق ادعایشان پی برد که آیا انحصار انگاری، شعاری برای اغوای دیگران است یا حقیقی است موجود در متن آن مکتب؟
در تحقیق و بررسی مطلب مزبور، قبل از هر چیز لازم است این نکته را متذکر شویم که چون بطلان ادیان و مکاتب غیر الهی، پرواضح است، سخنی به میان نمی آوریم علاوه بر آنکه بحث آن در گنجایش این مقال نیست. اما به ادیان الهی مشهور، که امروزه در جهان چنین شعاری را مشخصه دین خود ساخته و این امتیاز را در انحصار خود گرفته اند، نظری می اندازیم تاادعای آنها در حقانیتشان بیشتر و بهتر مشخص گردد. آنچه در این میان، به نظر مهمتر می رسد دو دین معروف زمان صدر الاسلام یعنی مسیحیت و یهود می باشد که بعد از سیر اجمالی در این دو مکتب، دین اسلام را مورد تحقیق و بررسی قرار خواهیم داد. پس با این تعلیل که بزرگترین امت قبل از اسلام، از اهل کتاب امت یهود و نصاری بودند که خود را متعهد و متلزم به احکام تورات و انجیل دانسته و داعیه حقانیت داشته و در مقابل پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم موضع می گرفتند، متون دینی شان را بررسی می کنیم تا شاید پاره ای از حقایق روشن گردد.
بدون تردید، ماهیت و حقیقت هر دینی را باید از متون موجود آن جستجو کرد. چون که متون دینی هر شریعتی، شاهد زنده و گویایی بر حقانیت آن به حساب می آید. شریعت یهود و کتابت تورات
بنی اسراییل، فرزندان اولاد یعقوب پیغمبرعلیه السلام می باشند که نخست زندگی چادر نشینی داشته، سپس فراعنه مصر آنها را به سرزمین مصر برده و مثل اسیران با آنها رفتار می کردند تا اینکه خداوند به وسیله حضرت موسی علیه السلام آنان را از آن وضع نجات بخشید و برای سامان دادن به اوضاع ناهنجارشان کتاب تورات را بر موسی نازل کرد.
صاحب کتاب ملل و نحل می نویسد: «یهود امت موسی را گویند که کتابشان تورات است و این اولین کتابی است که از آسمان نازل شد یعنی اختصاصا نام کتاب بر او برده شد چون بر انبیای گذشته مثل ابراهیم، آنچه را که نازل می شد صحف می نامیدند نه کتاب، و موسی آن را به یوشح بن نون که وصی او بود سپرد. (۹) »
در زمان حضرت موسی علیه السلام و عصر یوشح پیامبرعلیه السلام با پیشوا و امام خود مثل سایر مردم زندگی کرد. و ادامه حیات دادند اما بعد از آن امور زندگیشان به دست قضاتی چون «ایهود» و «جدعون » افتاد. سپس در دوران پادشاهان، بخت نصر پادشاه بابل، به سرزمین آنها لشکرکشی نمود. پس از گشودن بلاد یهودیان و تخریب شهرها، فرمان داد، تمام نشانه ها و علایم دینی آنها را از بین برده و مسجدالاقصی را به خاک تبدیل نمودند. در این گیرو دار جنگ و نزاع، کتاب مقدس آنها «تورات » و تابوتی که جایگاه آن بود ناپدید شد. حدود پنجاه سال آنها در بابل زندگی می کردند در حالی که از کتاب دینی شان خبری نبود. تا اینکه کوروش پادشاه ایران بابل را فتح و اسیران بنی اسراییل را آزاد کرد.
کوروش «عزرا» را که از نزدیکانش بود بر آنان حاکم نمود و دستور داد توراتی نوشته و مسجدالاقصی را دوباره بنا کند. عزرا در سال ۴۵۷ قبل از میلاد بنی اسراییل را به بیت المقدس آورد و بعد در آن کتب عهد عتیق را (تورات امروزی) جمع آوری و تصحیح نمود. همین قضیه موجب شد که برخی از مورخان اروپایی در وجود حضرت موسی شک کنند و او را مثل حضرت عیسی علیه السلام یک شخص افسانه ای بپندارند. (۱۰)
با بیان این نکته تاریخی و مطالعه در متن تورات و تناقضهایی که در آن به چشم می خورد معلوم می شود که تورات فعلی (کتاب مقدس یهودیها) همان متن نازل شده بر حضرت موسی نبوده بلکه مقطوع السنه می باشد. یهودیان کتابهای مقدسی که فعلا در دست دارند ۳۵ کتاب است. (۱۱) قرآن کریم به این نکته اشاره دارد که برخی از مطالب تورات حقیقی در کتابهای مقدس آنها موجود است. ولی اغلب مطالب آن جعلی است به عنوان مثال اگر خواسته باشیم مصادیقی را بیان کنیم می توان نکاتی را در باب موضوع مورد بحث ارایه داد که مرحوم شهرستانی به آن اشاره دارد:
«با توجه به اینکه در تورات، آمدن دو پیامبر صاحب شریعت را بشارت داده اما یهود مدعی است که شریعت، واحد است و آن هم به دست موسی علیه السلام شروع و ختم گردید و قبل از موسی شریعتی نبود مگر حدود عقلی و احکام اصلاحی. نسخ نیز جایز نیست که بعدا شریعتی بیاید و شریعت یهود را از بین ببرد چون نسخ در امور، بدا است و بدا هم بر خدا جایز نیست. در عین حال در تورات، دلالات و نشانه هایی است بر اینکه شریعت پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم حق است و صاحب شریعت صادق.» (۱۲)
مطالبی که بیان شد بخوبی بر انحصارگرایی و حصر انگاری یهود نسبت به شریعتش دلالت دارد. جالت این است که با همین عقیده و مبنای باطل با سایر اقوام در طول تاریخ روبرو می شدند و الان نیز با افراد جوامع دیگر با همین دید تعامل دارند. چنین داعیه ای در حقانیت، آنقدر تزلزلش آشکار است که نیازی به اقامه دلیل در رد آن به نظر نمی رسد؟ شریعت نصاری (مسیح) و انجیل
نصاری امت مسیح عیسی بن مریم را گویند که بعد از موسی علیه السلام مبعوث و تورات آمدن او را بشارت داده بود. او نیز آیات روشنی بر پیامبری و رسالت خود داشت. مردم را به توحید دعوت می کرد و به بنی اسراییل می گفت من آمده ام تا اختلافات را در میان شما رفع کنم. بنی اسراییل با او به دشمنی برخاسته، و عده محدودی به او ایمان آورده که «حواریون » نامیده شدند.
قوم یهود با همان عقیده انحصار انگاری که گفته شد، ادعای او را منکر شده و به او هجوم و قصد جانش را کردند. خداوند او را از دست یهودیان، نجات داده و به آسمان بالا برد.
«اذ قال الله یا عیسی انی متوفیک و رافعک الی و مطهرک من الذین کفروا….» (آل عمران/ ۵۵) «به یاد آور هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: من تو را برمی گیرم و به سوی خود می برم و از کسانی که کافر شدند پاک می سازم.» (۱۳)
وقتی خداوند او را به آسمان بالا برد حواریون در آن اختلاف کردند و اختلافشان در دو امر بود. الف – کیفیت نزول و پایین آمدن او در میان امت خود. ب – چگونگی صعود و بالابردن او به واسطه ملائکه.
در میان مسیحیت درباره این دو مساله (صعود و نزول) هم اتفاق رای وجود ندارد که آیاتی از قرآن کریم بدان اشاره دارد.
بعد از حضرت عیسی علیه السلام چهار نفر از پیروان او جمع شده،مطالبی را جمع آوری نمودند و نام آن را انجیل نهادند. به نام انجیل متی، لوقا، مرقس و یوحنا. که این اناجیل چهارگانه در حال حاضر میان مسیحیان رواج دارد.
بسیار روشن است که این اناجیل اربعه آن انجیلی نیست که از جانب خداوند بر عیسی علیه السلام وحی شده است و این امری است که پیروان مسیح هم به آن اذعان و اعتراف دارند ولی می گویند که مطالب و محتوای اناجیل اربعه نیز بر حواریون و پیروان حضرتش الهام شده است. این سخن و اعتقاد در حالی است که اختلافهای گوناگونی در آنها به چشم می خورد و خالی از شرک و تثلیث و تشویق نیست.
شهرستانی در ملل و نحل می گوید: «در پایان انجیل متی آمده است که: همانا من شما را به سوی امتها ارسال کردم، چنانکه پدرم مرا به سوی شما فرستاد. پس بروید امتها را به اسم اب و ابن و روح القدس دعوت کنید. در بقیه انجیلها مطالب متناقض زیاد بوده و تشویش در محتوای آنها موجب شد که نصاری به هفتادو دو فرقه تقسیم شوند.» (۱۴)
قبل از پرداختن به تاریخ تدوین متون مقدس مسیحیت و محتوای آنها، شاید مناسب باشد که قدری در باب دیدگاه قرآن و نظرگاه مسلمانان درباره شخصیت حضرت عیسی مطالبی را بیان نموده تا شاید گوشه ای از شخصیت آن رسول الهی را نمایان سازیم. قرآن و شخصیت مسیح علیه السلام
قرآن در معرفی شخصیت انبیا و پیامبران تلاش وافری را مبذول داشته و در آیات زیادی، از رسولان الهی خصوصا پیامبران اولوالعزم و صاحب شریعت سخن به میان آورده است. به طوری که اگر تاکیدات و تاییدات متعدد قرآن نبود فراموشی شخصیت والای آنها در طول تاریخ بسیار متحمل بوده است.
اگر مدعی باشیم بر اینکه معرفت و شناخت همه نحله ها با صاحبان شرایع (پیامبران) خویش مرهون بیانات کلام الهی در قرآن (متن مقدس اسلام) می باشد ادعای بدون برهان نکرده ایم. چنانچه مرحوم کاشف الغطا می فرمایند: اگر اسلام نبود نامی از یهودیت و مسیحیت باقی نمی ماند. قرآن در شرح کیفیت تولد حضرت عیسی مسیح علیه السلام چنین می فرماید:
«عیسی زمانی که بچه بود قوم بنی اسراییل، اتهامی به مریم می زدند به سخن آمد و گفت: من بنده خدایم که مرا کتاب آسمانی نبوت عطا کرد هر کجا که باشم مرا مبارک گردانید و تا زنده ام مرا به نماز و زکات سفارش نمود و مرا به نیکویی با مادر توصیه فرمود و مرا ستمکار و شقی قرار نداد. روز ولادت و مرگ نیز روزی که برانگیخته شوم سلام و درود حق بر من است.» (۱۵)
آنچه قرآن در عظمت مقام حضرت عیسی علیه السلام متذکر می شود این است که او بنده خدا و فرستاده اوست و به مردم غیر از رسالت خود و دعوت به خدا و قیامت چیزی نفرموده است. او خود را بنده مطیع خدا می دانست.
خداوند در قرآن کریم خطاب به رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم چنین می فرماید:
«بیاد آر زمانی که خدا به عیسی گفت آیا تو مردم را گفتی که من و مادرم را دو خدای دیگر غیر از خدای عالم اختیار کنید؟ عیسی گفت خدایا تو از شبیه و نظیر منزهی. هرگز مرا نرسد که چنین سخنی به ناحق گویم. چنانکه من اگر گفته بودم تو خود می دانستی. زیرا تو از اسرار من آگاهی و من از اسرار تو آگاه نیستم. همانا تویی که به همه اسرار جهانیان آگاهی. به مردم چیزی نگفتم جز آنچه تو مرا به آن فرمان دادی. من تا در میان آنان زندگی می کردم گواه اعمالشان بودم. ولی پس از آنکه مرا قبض روح کردی تنها تو خود نگهبان و ناظر احوال آنان بودی زیرا تو بر هر چیزی گواهی.» (۱۶)
خلاصه اینکه قرآن مجید شخصیت والای حضرت عیسی علیه السلام را با اوصافی چون، بنده خدا و پیغمبر الهی (۱۷) ، پیامبر اولوالعزم و صاحب شریعت (۱۸) ،کلمه الله و روح الله (۱۹) شاهد و گواه اعمال (۲۰) مقربین تزد خدا (۲۱) مصطفی و برگزیده خداوند (۲۲) و اوصاف پسندیده دیگر ستوده است که همه آن دلالت بر عبودیت و خلوص بندگی او دارد. نه علامت و نشانه ای بر الوهیت او باشد که برخی از پیروان کج اندیش او پنداشته اند و این پندار و خیال باطل نیست مگر از برخی افراد جاهل که در واقع ایشان با دو وصف افراط و تفریط متشخص اند. لا تری الجاهل الا مفرطا او مفوطا «جاهل و نادان را نبینی جز این چنین که در کارها یا زیاده روی کند یا کوتاهی ورزد.» (۲۳)
ترویج همین افکار جاهلی درباره شخصیت حضرتش باعث پیدایش عقاید خرافی دیگر چون شهادت فدیه وار، و فاعت بلاشرط او گردید که هرگز با عقل و منطق قابل توجیه نیست. عقایدی که نه عوام نصاری چیزی از آن می فهمند و نه خواصشان قادر به تبیین و اقامه استدلال بر آن می باشند.
علامه طباطبایی صاحب تفسیر ارزشمند المیزان درباره شفاعت و فدا شدن حضرت عیسی علیه السلام که پیروان او یعنی مسیحیان قایلند چنین می فرماید:
«قرآن شریف صریحا شفاعت آن حضرت را ثابت می کند چون شفاعت با دو قید برای برخی ثابت می شود. که آن دو قید با استشهاد به آیه ۸۶ زحزف که می فرماید: «کسانی که غیر خدا را می خوانند مالک شفاعتی نیستند تنها شفاعت برای کسانی ثابت است که گواه بر حق و نیز عالم به توحید باشند که این دو قید در حضرت عیسی ثابت است زیرا او هم بر اعمال امت خود گواه و شاهد است (نساء/۱۵۹) و هم عالم به علم توحید و تورات و انجیل است (مائده/۱۱۰)»
پس شفیع بودن حضرتش مسلم است اما شفاعت او غیر از قضیه فدا شدنی است که نصاری درباره او عقیده دارند.
با توجه به همه اختلافاتی که پیروان حضرت عیسی بعد از او پیدا کرده اند، قرآن بیشتر روی نکات اشتراک آنها تاکید دارد و آن فرزند خدا بودن حضرت عیسی و اینکه او را از سنخ وجود خدای متعال دانستن و موضوع تثلیث است. جالب توجه اینکه از طرفی تورات و انجیل تصریح به یگانگی خدا دارند و از طرف دیگر انجیل حضرت عیسی را پسر خدا می داند و اینکه اب است نه غیر از آن. (۲۴)
گرایشات مزبور همه از محتوی و متن اناجیل بر می آید و این شاهد و قرینه خوبی بر جعلی بودن انجیل موجود است. غالب مسیحیان معتقدند که انجیلهای موجود را کسانی تدوین نموده اند که جزء حواریون حضرت عیسی (ره) بوده اند. با این وصف، منشا عقاید و افکار آنها همین کتب مقدس (اناجیل اربعه) می باشد که به نحو اختصار و اجمال درباره آنها توضیحاتی داده می شود. تاریخ تدوین و محتوای اناجیل اربعه
۱ – انجیل متی: قدیمی ترین انجیل است که تاریخ تدوین آن را ۳۸ میلادی و به احتمالی ۵۰ تا ۶۰ میلادی دانسته اند. این کتاب مقدس ابتدا به لغت عبری بوده سپس به زبان یونانی ترجمه شد. نسخه اصلی آن مفقود و مترجم آن نیز ناشناخته و مجهول است. (۲۵) انجیل مذکور برای اثبات اینکه عیسی علیه السلام تاریخ اسراییل را به انجام می رساند نوشته شده است. بدین جهت متی همواره می کوشد تا نشان دهد که حضر عیسی علیه السلام مانند ناجی مورد انتظار یهودیان رفتار می کند. این انجیل با نسب نامه عیسی آغاز می گردد و متی او را از طریق داودعلیه السلام به ابراهیم می رساند. شخصیت متی (لوی) را امروزه مسیحیان به عنوان صحابی عیسی علیه السلام قبول ندارند. شاید در میان اناجیل اربعه فقط انجیل متی باشد که بارزترین و آشکارترین، دوری از حقیقت را در دهان حضرت عیسی می نهد. کذبهای زیادی در آن موجود است که شارحان و مفسران با سکوت از آن می گذرند. (۲۶)
۲ – انجیل مرقس: مرقس شاگرد پطرس است که این انجیل را در سال ۶۱ میلادی تدوین و تالیف نمود. گفته می شود که او از حواریون نبوده و انجیل خود را با اشاره و دستور پطرس نوشته و عقیده ای به خدایی مسیح نداشت. برخی از دانشمندان مسیحی به انجیل او چندان اهمیتی نمی دهند و می گویند که او انجیل خود را برای عشایر و چادرنشینان نوشت.کولمان از مفسران و شارحان معروف می گوید مصنف این انجیل، یهودی الاصل بوده و مطالب غیر واقعی نیز در این انجیل بسیار است. (۲۷)
۳ – انجیل لوقا: لوقا که خود نه از حواریون بوده و نه مسیح را دیده این کتاب را در سال ۸۰ الی ۹۰ میلادی تدوین نمود و گفته می شود که او نصرانیت را از پولس گرفته است. پولس یهودی متعصبی بوده که علیه پیروان عیسی علیه السلام سختگیری می کرد. وی ادعا کرد که یک بار در عالم بی هوشی مسیح او را لمس نموده و او را از آزار مسیحیان منع کرده است. سپس به او ایمان آوردم و او مرا به انجیل خود فرمان و بشارت داد. او کسی است که ارکان مسیحیت امروزی را محکم ساخت و در تعلیم خود ایمان به مسیح را برای نجات کافی دانست و خوردن مردار و گوشت خوک را مباح دانست. از بسیاری از احکام که در تورات بود نهی کرد و با اینکه انجیل برای تصدیق تورات بود.
لوقا انجیلش را بعد از انجیل مرقس نوشت و بعد از مرگ پطرس و پولس انتشار داد. بسیاری از علمای مسیح از محتوای سست و موهون لوقا چنین برداشت می کنند که این کتاب از جنبه الهامی برخوردار نیست. بررسی زندگی کودکی مسیح علیه السلام از ویژگیهای این انجیل است. متی کودکی حضرت عیسی علیه السلام را به نحو دیگری بررسی میکند و مرقس هیچ سخنی در این باب ندارد. تشریع عشای ربانی که برای مسیحیان واقعه ای بسیار با اهمیت می باشد از ویژگیهای این انجیل بوده که با دو انجیل قبلی متفاوت است. درباره صعود حضرت عیسی علیه السلام مطالبی دارد که با اعمال رسولان مخالف و متضاد است. همچنین تناقضهای دیگر در این انجیل آمده که شارحان «ترجمه جهانی کتاب مقدس » را با مشکل مواجه ساخته است. اکثریت شارحان لوقا را یک رمان نویس ماهر می دانند تا یک واقعیت پرداز. (۲۸)
۴- انجیل یوحنا: تاریخ تالیف آن را ۶۵ و برخی ۹۶ و بعضی دیگر ۹۸ میلادی احتمال داده اند.
این انجیل با سه انجیل دیگر متفاوت است و نقل شده است که بسیاری از علمای نصاری آن را نوشته اند. یوحنا یکی از شاگردان دوازده گانه حواریون است. در تدوین و نیز مصنف آن اختلاف شده: عده ای گفته اند یوحنا پسر زبدی با استفاده از اناجیل سه گانه آن را نوشته.
برخی دیگر معتقدند که آن را یکی از شاگردان مدرسه اسکندریه تدوین نموده که صاحبان قصص و مورخان به این قول گرایش دارند.
قول دیگر این است که این انجیل را برخی از دانشمندان مسیحی نوشته و به خاطر مقبولیت عامه یوحنا به او نسبت داده اند.
قابل ذکر است که انجیل های چهارگانه مدت رسالت مسیح را مختلف می دانند. مرقس و متی و لوقا آن را یک سال و یوحنا بیش از دو سال می داند یعنی از سی سالگی تا ۳۱ یا ۳۲ سالگی.
این بود خلاصه ای از تاریخ تصنیف و تدوین اناجیل اربعه که قدر متیقن آن به هفت نفر (متی – مرقس – لوقا – یوحنا – پطرس – پولس و یهودا) منتهی می شود.
جالب این است که تمام عقاید و اعتقادات و معارف مسیحیان به همین چهار متن مقدس برگشت می کند که اصلی ترین آنها، همان متی است چون دارای سابقه و قدمت بیشتری نسبت به بقیه می باشد. که آن هم به مترجمش مشخص است و نه متن اصلی آن موجود.
صاحب کتاب تاریخ جامع ادیان می گوید: «عموم مورخان متفق اند که بعد از مرگ عیسی بعضی از شاگردان وی کلمات و اقوال او را به رشته تحریر درآوردند و بر آن نکات تاریخی افزودند.» (۲۹)
در این اناجیل، داستان و قصص حضرت مسیح چنان سست و متزلزل است که کثیری از نویسندگان و دانشمندان اروپایی قایل به اسطوره ای بودن آن می باشند و معتقدند که ذکر این داستانها واقعیت عینی و خارجی نداشته بلکه بیشتر برای آثار تربیتی و اخلاقی بیان شده است، چنانچه برخی از نویسندگان مسلمان بیان آن را اسطوره ای و نمادین پنداشته اند.
همچنین بیان و ذکر مساله تثلیث و موارد خرافی دیگر که همه آنها نامعقول بودن اصول مسلم آنها را به اثبات می رساند. طوری که خود اذعان و اعتراف بدان دارند. هرگاه توجیه عقلانی بر آن موارد نداشته باشند مساله تعبد را به رخ می کشند.
بیان زیبای علامه طباطبایی(ره) در این مورد این است که بسیاری از مسیحیان اطلاع درستی از این مطالب ندارند و علمای آنها که چیزی می فهمند چون از اقامه دلیل عاجز می مانند می گویند به خاطر اینکه اینها از مسایل دینی هستند باید تعبدانه پذیرفت، چنانکه در ادیان دیگر از این مسایل تعبدی غیر معقول فراوان به چشم می خورد. این توجیه عذری بدتر از گناه است چون چگونه می شود دین حقی دارای مسایل غیر عقلی باشد با اینکه ما حق بودن آن را به وسیله عقل تشخیص دادیم. ممکن است دینی مشتمل بر مسایل خارق عادت یا خلاف سنت جاری باشد اما این غیر از محال ذاتی است.
کلیساها برای حفظ وحدت مجبور شدند که هرگونه سخن جدید را بدعت دانسته و صاحبان آن را تکفیر یا تسفیق و در نهایت به قتل رسانند. نمونه بارز آن، کشف خورشید مرکزی توسط گالیله و همفکران اوست و نحوه برخورد غیر منطقی صاحبان کلیسا با آنهاست.
آنچه روحانیون مسیحی را به انحصار انگاری دین مسیح سوق داد و موجب شد که بزرگانی چون «کارل بارت » و یا «کارل رینر» بگویند که بیرون از کلیسا هیچ گونه رستگاری و نجاتی وجود ندارد بلکه تنها ره رستگاری در دین مسیح است و یا پاپ اعلان نماید که فیض عیسای مسیح عام است. همان تعبد کاذب و دروغین به متون مقدسشان است که این ادعای بی دلیل هرگز نمی تواند نمایانگر حقانیت دینشان باشد.
مسیحیان همه همت خویش را به کار بسته تا با همین مبنای اعتقادی متزلزل و باطل بر بسیاری از جوامع اروپایی تسلط یافته و مذهب و شریعت مسیح را که هیچ گونه سنخیت و شباهتی با تعالیم و دستورات حضرت مسیح ندارد با برنامه ریزی و ترفند خاصی در سایر بلاد و کشورها تبلیغ و ترویج نمایند و با همان شیوه کهنه و قدیمی تا حدود زیادی در مقام عمل توفیق یابند. امروزه در عصر جدید با شیوه مدرنتری دست به تبلیغ برده اند و در جوامع عقب مانده و در میان افراد متوسط از حیثیت فرهنگی دست آوردهایی تحصیل نموده اند. دیدگاه علامه طباطبایی (ره)
در زمینه موضوع مورد بحث، مطالب زیادی از طرف اندیشمندان و صاحب نظران ابراز گردید که در مقام و محل خود قابل توجه است. اما در میان مطالب گفته شده، گفتاری که صائب باشد و قولش نافذتر از همه اقوال، کلام عرشی حکیم متاله و مفسر نامی، علامه طباطبایی است. ایشان بیانی مسبوط در این زمینه دارند که ملخص آن چنین است:
کلیسا برای حفظ وحدت و یگانگی مجبور شد که هر گونه سخن بر خلاف اناجیل موجود را نوعی بدعت دانسته و گروهی از روحانیون را شکل داده و انجمنهایی را به وجود آوردند. اولین انجمن که در این باره تشکیل شد انجمن «ینقیه » است که در اثر سخن «اریوس » که گفته بود اقنوم ابن، مساوی با اقنوم اب، نیست یعنی خدا قدیم و مسیح مخلوق است برپا شد. (۳۰) در این انجمن حدود ۳۱۳ نفر از شخصیتها برای تبری جستن از سخن اریوس جمع شدند و بر حقانیت این مطلب اتفاق کردند. «ما به خدای واحدی که پدر و مالک و صانع هر چیزی است ایمان داریم همچنین به پسر واحد (عیسی مسیح) که فرزند خدای واحد است و اول تمام خلایق می باشد معتقدیم. آن فرزند مصنوع مخلوق نیست بلکه خدای حقی است که از خدای حق یعنی از جوهر پدرش که تمام عوالم و اشیا را محکم کرده است. او برای ما و به خاطر نجات دادن ما از آسمان نازل شد و از روح القدس صورت جسدی پیدا کرده و از مریم بتول متولد شد. او را در ایام «پیلاطوس » دار زدند و دفنش کردند لیکن پس از سه روز بلند شده به آسمان صعود کرد و در طرف راست پدرش نشست. او آماده است تا بار دیگر برای قضاوت و داوری بین مردگان و زندگانی به زمین برگردد. علت اصلی تشکیل اولین انجمن همین بود.
سپس در برابر عقاید جدید انجمن های دیگر شکل گرفت، با اینکه عقاید و مذاهب جدید جلوی دعوت مسیح را می گرفت، کلیسا در تبلیغ خود سستی نمی کرد و روز به روز بر قدرت او افزوده می شد. تا بالاخره در اواخر قرن پنجم میلادی موفق شدند سایر ممالک اروپا مثل فرانسه، انگلستان، اسپانیا، پرتقال، بلژیک، هلند و … را به آیین نصرانیت وارد سازد. کلیسا پیوسته در حال ترقی بود و سلطنت قیصری در حال تضعیف. اقوام شمالی روم و عشایر بیابان نشین به قی