اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 46
فرمت فایل پاورپوینت
با فایل فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی شامل 96 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ظرفیت شناسی کشورها ؛ تأثیر تجددگرایی در کشورهای آفریقایی :
پیش گفتار
روی کرد من در این مسأله، روی کرد دانش جوی فلسفه ی آفریقایی است. با این حال فلسفه چه سخنی برای ارائه در مقاله ای، که موضوعش ارزیابی الهیاتی تجددگرایی است، دارد؟ به نظر می رسد که این مسأله بیش تر به الهیات و علوم دینی مربوط می شود تا فلسفه. پرسش دیگر آن است که آیا با چشم انداز فلسفی می توان از «تأثیر تجدّد گرایی در کشورهای غیرغربی» سخن گفت؟
از فیلسوف می خواهند که فی نفسه پدیده ای را تفسیر کند تا سرانجام، معنایی فراتر یافته و «جایگزینی محتمل» یا امکان «شناخت آن پدیده را به شیوه ای متفاوت» بیان نماید، ولی در ظاهر برای فیلسوفی که دراین باره یا در هر علم دیگر، به گونه ای جبران ناپذیر، غیرحرفه ای است، گستاخانه می باشد. فلسفه، با این که به تعبیر هگل، همواره از همه دیرتر، از گرد راه می رسد، چیزی برای عرضه دراین باره که جهان چگونه باشد، دارد. وظیفه ی فلسفه آن است که این مسایل را، که معمولا ً در قالب الفاظ و مفاهیم علوم اجتماعی بیان می شوند، در چارچوبی به مراتب بحث انگیزتر که بیش تر انسانی و حتی ماورای طبیعی است، جای دهد. با این توصیف ما، در آفریقا، در صدد برآمدیم تا معنای واقعی را تنها در قالب مفاهیم دینی لمس کنیم. فلسفه، طراحی کلّی فراهم میآورد تا علوم دینی بتوانند به تفسیر، شرح و بسط استدلا ل های فلسفی و علمی بپردازند. به نظر من، در پرداختن به این مسأله اخلا قی باید سخن آخر را در ادیان جست وجو کرد، زیرا برای پرده برداشتن از ژرف ترین معنای موقعیت کنونی و گشودن راه های نوین به سوی آینده ای بهتر، یا دست کمآیندهای با رنج کم تر برای مونتو(muntu) ادیان، در مقایسه با فلسفه، از موقعیت بهتری برخوردارند. ما دراین تحلیل به دو نکته ی اساسی خواهیم پرداخت؛ در ابتدا و از همه مهم تر، در نگاهی کلّی، تحوّلا ت شگرفی را، که در آفریقا در جریان است، و چالش های اخلا قی ای را، که این تحوّلا ت برای مردم آفریقا ایجاد می کنند، مورد بررسی قرار می دهیم. در مرحله ی بعد، خواهیم کوشید تا الگویی «بدیل» از سنّت ارتباطات آزادی بخش را به عنوان اخلا ق ارتباطات برای مونتو معرفی کنیم. هم اکنون این الگوی بدیل چیزی فراتر از پیش نهاد برای کشف واکتشاف نیست.
درآمدی به موقعیت کنونی(تحوّلا ت شگرف و مونتوها)
یکی از برجسته ترین جنبه های اساسی، که آفریقای امروزی را توصیف می کند، دگرگونی ژرف تاریخی ای است که هم اینک در جریان می باشد. این دگرگونی، که آشکارا پدیده ای بسیار مهم است، در حقیقت تمامی ابعاد حیات مردم آفریقا را مورد تهاجم قرار داده و بی وقفه نگرش آنها و از همه مهم تر، شیوه ی سامان بخشی زندگی شان را دگرگون ساخته است. بنابراین تأمل درباره ی تأثیر بزرگ تجدّدگرایی، در آفریقای معاصر، نمی تواند از تحلیل عمیق استحاله ی فرهنگی، که در عمل بر زندگی تمامی مردم آفریقا تأثیر گذارده، دور بماند. با تحلیل همین تحوّلا ت تاریخی آدمی می تواند «بیماری اخلا قی»ای را که هم اکنون در آفریقا شیوع یافته، ریشه یابی کند.
مسایل بنیادین را در قالب این دو موضوع خلا صه می کنند: یکی مبارزه برای حفظ میراث فرهنگی سنتی «مونتو» و دیگری تجدّدگرایی؛ یعنی دشمنی به مراتب خطرناک تر که در جای جای آفریقا و در روح و روان «مونتو» نفوذ کرده است. روشن است که میان این دو موضوع، ارتباطی دایمی و منطقی وجود دارد که تا اندازه ای در تصدیق به فرهنگ مونتو سودمند می افتد. از سوی دیگر، این ارتباط منطقی به ویژگی ای از خود جامعه مبدّل گشته است؛ از جمله جوامعی که از امتیاز «لا یه ی دوم طبیعت» (جوامع دارای فنآوری) برخوردارند.
فیلسوفان آفریقایی با وجود تلا ش های متفاوتی که برای حل این معضل دارند، این دو پرسش را پیش می کشند:
۱. عرصه نوین تا چه میزان به مردم آفریقا این امکان را می دهد که برای همیشه به حفظ هویت خویش پرداخته، جدا از سایر شهروندان این جهان، از بیگانگی از خویش در امان مانده و به صورت نمادی از گذشته ی از یاد رفته، باقی بمانند؟
۲. میراث فرهنگی مونتو تا چه حد می تواند در قارّه ای که پیوسته طعمه ی تجدّد گرایی است، به حیات خود ادامه دهد؟
این دو پرسش را بسیاری «اصل وحدت بخشی» می دانند که در پشت جریان های مختلف فکری در فلسفه ی آفریقایی قرار دارد. دراین روزگار، از خود بیگانگی مادّی و معنوی مردم آفریقا و مونتو، باید در کانون مباحثات جای گیرند. آفریقا خود را در محاصره می بیند؛ سیطره و بندگی در برابر غرب. زمانی طی دوران استعماری، که جهان و سنت های فرهنگی ما ریشه کن شده تلّقی می گشتند، به شکلی آشکارتر و وحشیانه تر بر ما تحمیل شد. امروزه این سیطره به شکلی دیگر تجربه می شود و حیات مادّی و معنوی ما را دست خوش وضعیّتی ساخته که میان دو جهان متعارض فرو می ریزد: یکی جهان و وفاداری و پای بندی به پدران آفریقایی و روح آفریقا و دیگری جهان تجدّدگرایی. در واقع، هر روز که می گذرد ما بیش تر به این امر آگاه می شویم که تجدّدگرایی غرب رفته رفته جهان سنّتی معمول مونتو را تحلیل می برد، به طوری که از دست دادن سنت ها، به مرور، امری عادی تلقی خواهدشد. این امر شاید تا حدی احساس تقصیری را که وجدان آفریقاییان را میآزارد، توجیه کند. ما، خود و فرهنگمان را رویاروی فرهنگ جدیدی از غرب می یابیم. گویی که با سرنوشتی مواجه ایم که هردو گروه را به دام می افکند؛ کسانی را که در برابر آن مقاومت می کنند و نیز کسانی که می کوشند پیروانی وفادار برای آن شوند. این ها همه بدان معناست که ما به اشکال مختلف بردگان غرب وتابع سرنوشتی ناشناخته هستیم که ما را دم به دم از سازمان اجتماعی سنّتی و فرهنگ سنتی مان دور می سازد. ما خود را در کانون برخوردی تاریخی و اندوهناک میان دو جامعه و دوگونه فرهنگ می یابیم. در این دگرگونی تاریخی بحث ما این است که آیا ما می توانیم با آزادی یا بردگی، حیات خود را به سوی آینده ای، که توان انتخابش را نداریم، ادامه دهیم؟ خطری که در این وضعیت از تعارض و مبارزه ی درونی وجود دارد این است که انتخاب آزادی و بردگی، به معنای انتخاب حیات و مرگ ارزش های سیاهان و هویت مردم آفریقاست.
همین وضعیت شبه احتضار وجدان ما را واژگون ساخته و انگیزه ی ما را برای این که بتوانیم آفریقایی کامل باشیم، از ما ربوده است. با این حال، چالشی که تجدّدگرایی متوجه ما ساخته، اهمّیّت حیاتی دارد. جالب تر آن که، فایق آمدن بر آن، در تاریخ مونتو، آسان می نماید. جریان های مختلفی، که در اندیشه ی فلسفی آفریقایی مشاهده می شود، جملگی به این چالش پاسخ می گویند و هر یک راه حل های ویژه ی خود را ارائه می کنند.
یکی از جریان های فکری، فلسفه ی قومی یا به تعبیر دقیق تر، جریان فلسفی با تکیه بر ویژگی های نژادی است که گاهی به نظر می رسد نوعی فرار یا جَست زدن به درون سنّت و پناه بردن به جوامع آفریقایی گذشته های دور به شمار میآید. چنین می نماید که تنها راه حلّ منطقی، رویارویی بااین برخورد و تنازع آن است که آدمی به این تنازع پشت کرده و به آثار برجای مانده از سنّت ها و فرهنگ هایی که یادآور گذشته ی بسی انسانی ترند، پناه جوید. این جریان فلسفه ی آفریقایی، از ما نمی خواهد که اصلی نوین و جهت بخش ارائه کنیم یا کوشش نماییم دلیلی تازه برای آزادی خود بیابیم، بلکه بیش تر می خواهد دگربار، خرسندی جامعه ای منسجم و آرام را، که در آن اسطوره هایمان می توانند نقشی ماندگار در شکل دادن به تصوّرمان از زندگی فردی و اجتماعی ایفا کنند، بازیابیم.
از سوی دیگر، این جریان ایدئولوژیک ضرورت مبارزه برای آزادی را می پذیرد و جست وجوی نجات از طریق بازگشت آسان به گذشته ی دور را فرو می نهد. شواهد ارزش داشتن این راه حل در ارتباط تنگاتنگی است که این جریان فکری میان سیاست و مبارزه برای آزادی، در کشورهای مختلف، می بینند. این اندیشه به آرزوهایی از شرایط سلطه وستم دل بسته است. از همه مهم تر، جست وجو برای شیوه های مناسب دست یابی به آزادی و کمک به تجدّدگرایی، برای فایق آمدن بر مشکلا ت، می باشد. با این حال هنگامی که به سطحی و گذرا بودن مزایای ادّعای تجدّدگرایی پی ببرند، مخفیانه از اسطوره ی سنّت روی گردان شده، فرار از ایدئولوژی را، به عنوان کشف اسطوره ها، پنهان می دارند. ازدیدگاه جریان فلسفه ی انتقادی آفریقایی، دقیقاً همین بازگشت به اسطوره هاست که موضوع نقد قرار می گیرد و با قدرت و توانی یکسان به مبارزه با جریان فکری متّکی بر فلسفه ی نژادی می پردازد.
جریان فلسفه ی انتقادی در آفریقا، در مجموع سمت گیری فیلسوفان جریان فکری ایدئولوژیک آفریقا را می پذیرد، ولی مشکل آنها در تحقّق بخشیدن به این پروژه است. فیلسوفان سنّت انتقادی، تنها راه حل و روی کردی را که فرد می تواند در جست وجوی آزادی و بناکردن واقعیّت تاریخی مونتو دنبال کند، توسّل به استدلا ل منطقی می دانند. به نظراینان، باید دواصل فلسفی را در نظر داشت:
۱. استقلا ل بحث وگفت وگو (منطق)
۲. وظهور فرد به عنوان بازیگر اصلی درمیدان بحث و منطق. لا زمه ی این امر، بیش ازهرچیز، آن است که نه تنها اسطوره ها را کنار نهیم، بلکه نقشی را که تاکنون در شکل دادن به جوامع آفریقایی داشته اند، به نقد کشیم.
سنّت انتقادی فلسفه ی آفریقایی بر این امر نیز احتجاج میآورد که استدلا ل منطقی باید توسعه وگسترش یابد. مشکل این جاست که تنها راه مناسب را، برای این توسعه، شیوه ی جذب علوم و فنآوری غرب می دانند. تنها با مهارت یافتن در دانش و فنآوری غرب می توان شالوده ی صنعتی جوامع آفریقایی را پی ریزی کرد. از همه بالا تر، جوامع آفریقایی باید به «روحیه ی علمی» دست یابند. از نظر فلسفه ی انتقادی، سخن فوق به این معناست که هیچ جنبه ی مهمی از دانش و هیچ نهاد مهمی را نمی توان خارج از منطق علمی و فنی، از جمله سازمان عقلا نی غرب صنعتی، جای داد. باید همه ی امور را از طریق بحث آزاد، آزمایش و اثبات تجربی به انجام رساند. بنابراین، در جست وجوی حیات آفریقا، از همه مهم تر آن است که برای حصول اطمینان به آموزش علمی و فنّی کامل، تأثیر اسطوره را کنار نهیم.
بدین سان، اقوام مختلف آفریقایی برای حلّ مشکلا ت هویت و توسعه، منطق مشترکی خواهند یافت. اگر بخواهیم معیاری از حقیقت به دست آوریم، باید مطالب مبتنی بر اسطوره ها را از زبان، روابط اجتماعی و مباحث عمومی – نظری و علمی – بزداییم. تنها از طریق بحث آزاد می توانیم به توافقی عام در میان اقوام مختلف آفریقا، درباره ی طرح بنیادین خود، یعنی کشف و تحقّق فاعلیت انسانی، دست یابیم و تعریفی از «م» به دست دهیم که بیان کننده ی توانایی درک هویّت ما سیاهان و مردم آفریقا باشد؛ هرچند مشکلا ت بزرگی دراین راه وجود دارد که باید آنها را از سر راه برداشت. به نظر من، تأمل اخلا قی باید دقیقاً درراستای تحقّق بخشیدن به هویّت جمعی ما سیاهان و آفریقاییان قرار گیرد.
دربسیاری از بافت های آفریقایی، هنگامی که سخن ازاخلا ق به میان میآید، معنایی که از همه بیش تر به ذهن متبادر می شود، همان نظام سنّتی است. درون آفریقا میراث فرهنگی دین، سیاست و نهادهای اجتماعی همچنان پابرجاست؛ هرچند تعیین جایگاه و نقشی که این میراث در زندگی روزمره ی مونتو، به عنوان یک فرد یا جامعه ، به طور روزافزون دشوارتر می نماید. این بدان معناست که آفریقا عناصری از گذشته را همچنان زنده و پابرجا می دارد. تقریباً در تمامی کشورهای آفریقایی، ارزش ها و نظام های سنّتی اخلا قی هنوز برای فرهنگ های ما چارچوبی اساسی مشخص می سازند. هرچند این اخلا ق در مناطق روستایی بیش تر مشاهده می شود، زندگی در شهرهای بزرگ و کوچک نیزهنوز جهان بینی آفریقایی را، در سازمان بنیادین فرهنگ، به نمایش می گذارد، حتی اگر در ظاهر، جهان بینی مدرن بر آنان تحمیل شده است.
کار نیک اخلا قی که شایسته ی انسان نیک سرشت است، خیر و صلا ح گروه اجتماعی را حفظ، تضمین، تقویت و احیا می کند… کار ناپسند اخلا قی، مانع گسترش گروه و عضویت افراد جدید در گروه می شود. به همین جهت است که تخطّی از هنجارهایی چون کوتاهی در انجام شعایر مقدّس برای تقدیس مردگان یا اعمالی مانند آن، عملی ناشایست قلمداد می شود.
جامعه ی سنّتی آفریقایی الگوهای رفتار اخلا قی اش را منطبق براین معیارهای اخلا قی، ولی به شیوه ای بسیار عینی، پرورش داده است؛ یعنی مردان و زنان، پیش از هرچیز به کمال اخلا قی شان شناخته و تحسین می شوند. البته الگوهای متقابلی نیز وجود دارند؛ مردان و زنانی که رفتار اخلا قی شان متوسط دانسته شود، به شدّت مورد اعتراض خانواده و جامعه قرار می گیرند.
با این احوال، شرایط نوین زندگی، ثبات اخلا ق سنّتی مونتو را بسیار برهم زده و عصر جدیدی برای تحوّل آنان پدید آورده است. اشتباهات بسیاری که در داوری های اخلا قی و درنتیجه، رفتارهای کاملا ًً نابسامان اخلا قی مشاهده می شوند، شاهد این سردرگمی اخلا قی هستند. سودایی که تجدّدگرایی در سر می پروراند آن است که هم ارز با کارایی، سرعت (به ویژه در زمینه ی اطّلا عات و ارتباطات اجتماعی)، راحتی و آسایش قلمداد شود. بدین ترتیب، تجدّدگرایی به ابزاری برای واردکردن نظام های جدید ارزشی، آداب و رسوم دیگر و به ویژه ارزش های غربی، در زندگی مردم آفریقا، بدل شده است. مردم آفریقا با اتّخاذ شیوه ای نوین از زندگی، تعارضی عمیق در سلوک اخلا قی و آهنگ زندگی روزمره خود افکنده اند. از دیدگاه دینی، تجدّدگرایی ارتباط نزدیکی با معرفی مسیحیت، به عنوان دین آسمانی، دارد. چرا که این دین، حتّی زمانی که مفهوم انسانیّت و اخلا ق را، برمحور عشق و محبت، تعلیم می دهد، مردم مونتو را با خدایی شخصی، که از عالم و آدم مستقل است، آشنا می سازد. در برابر دیدگاه های دینی کهن، که وحدت عمیق انسان را با کلّ خلقت آموزش می دهند، دیدگاه نوینی نسبت به جهان هستی مطرح می شود که وحدت میان سه واقعیت جدا از هم، یعنی خدا، انسان و عالم غیرانسانی، را تعلیم می دهد. این شناخت های جدیداز واقعیت، نظام سنّتی اخلا ق را به سردرگمی بزرگی افکنده است. در واقع، مردم آفریقا از روزگاران بسیار دور به اهمیّت بخشیدن به زندگی خود، درافق های برجا مانده از نیاکانشان، بسیار پای بند بوده اند و مناسک و دستاوردهای پدران خود را گرامی داشته و به نسل های بعدی سپرده اند. امروزه وضعیت به کلّی دگرگون شده است؛ نه تنها در داوری های اخلا قی تعارض افتاده، بلکه ارزش های اخلا قی سنّتی، که در زندگی روزمره ی مونتو وجود داشته، نیز از دست رفته است.
پاره ای از مشکلا ت اصلی اخلا قی امروزه
مطالعاتی که در زمینه ی اخلا ق گرایی مردم آفریقا طی سال های ۱۹۲۵-۱۹۶۰م انجام گرفته، معطوف به دین داری آفریقایی بوده است. تحقیق «تمپلز» شاید یکی از بهترین نمونه ها باشد.
دراین مطالعات بر سِحر، جادوگری و فیتیشیسم آفریقایی بسیار تأکید شده است. کسانی در صدد بودند تا با نفوذ به عمق جهان بینی آفریقایی، آن را به مثابه نظامی فلسفی توصیف کنند. ویژگی این دوران، تحقیقات آفریقاشناسان اروپایی است که می کوشیدند به جهان عقاید و سنن سیاهان، که آن را تافته جدابافته می انگاشتند، پی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
