خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خدا و دین در اندیشه هگل(۱)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل خدا و دین در اندیشه هگل(۱) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل راهنمای مقالات و پدیدآورندگان معرفت فلسفی ۴۱
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل راهنمای مقالات و پدیدآورندگان معرفت فلسفی ۴۱ قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
18ساعت
04دقیقه
07ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 50

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
5 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه شامل 118 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی جوهرشناختی ماده و انرژی در فلسفه :

چکیده

مسئله هم ارزی جرم انرژی، که از نسبیت خاص اینشتین در سال ۱۹۰۵ میلادی آغاز شد، یک

قرن است که محافل علمی دنیا را به خود مشغول ساخته است. نقطه نظرهای پراکنده ای که از

سوی غالب دانشمندانِ فیلسوف ارائه شده، چالش ها و پیچیدگی های این موضوع را به طور

جدّی بیشتر کرده است. از همان ابتدا، دو زمینه از پیام ها و اشارات نسبیت خاص مورد بررسی

فلسفی قرار گرفتند: یکی تحلیل دقیق فلسفیِ معادله هم ارزی که چه نوع پیام های

معرفت شناختی و هستی شناختی دارد؟ و دیگری جوهریت و عدم جوهریت هستی شناسانه

انرژی. اما هیچ فیلسوف و فیزیکدانی تاکنون نتوانسته است پاسخی قطعی و علمی به این دو

سؤال بدهد؛ پاسخی که شامل یک نظام منطقی، جهان شناختی و فلسفی فیزیکی بوده، برای

توصیف و تبیین انرژی به کار آید

.

در این نوشتار، به طبقه بندی اجمالی و جامعِ نظراتِ مطرح شده از سوی فلاسفه اسلامی و

غربی اشاره شده است

.

کلید واژه ها

جوهر، عرض، مقولات عشر، ماده، انرژی، هستی شناختی، معادله هم ارزی

مقدّمه

جوهر و مباحث مربوط به آن در بحث مقولات عشر، موضوعی پر چالش و جنجال است. اساس

این مبحث و پایه رویکردهای پیرامون آن به طبیعت و جهان هستی، از سرزمین یونان باستان،

نشأت گرفت و رکن اصیل آن در استقرا و مشاهده و تجربه استوار گشته است. تعداد مقولات و

همچنین تعداد خاص جواهر و انواع آن، حاصلِ زحمات پژوهشی و دقت نظرهای بی بدیل

پیشگامان علم و فلسفه در آن دیار است

.

اما امروزه به سختی می توان به این نتایج و رهاوردها به دیده اطمینان و یقین نگریست؛ زیرا

پژوهش ها و دقت نظرهای امروزی پا را بسی فراتر از یافته های پیشین گذاشته، مسائل و جزئیات

بسیار گسترده ای پیش روی هستی پژوهان و طبیعت پژوهان نهاده اند. از این رو، دستاوردهای

نوین تحوّلات اساسی در بستر مبحث مقولات و جواهر به وجود آورده اند که نمی توان به

سادگی و چشم بسته از کنار آنها گذشت

.

آنچه در پیش رو داریم، بررسی بخشی از این تحوّلات است که برخی از دانشمندان و

فلاسفه بدان پرداخته اند. بخش مهمی از مباحث جوهر، به جوهر جسمانی تعلّق دارد. با مطرح

شدن نظریه نسبیت، غالب تلقّی های موجود درباره ماده دچار تزلزل و اشکالات پیچیده و

اساسی شد و دانشمندان و فلاسفه طرح ها و نظریات گوناگونی برای حل اشکالات علمی

فلسفی ارائه کردند

.(۱)

اما بیشتر این طرح و نظرها، خود دارای اشکالات و نقص هایی هستند. از

این رو، هنوز طرحی جامع و قوی نسبت به ایده های گذشته ارائه نشده است

.

مهم ترین ویژگی، که باید در یک طرح جامع برای حل مشکلات موجود در بین جوهریت

جسم و جوهریت انرژی موجود باشد این است که همواره باید دارای یک نظام فیزیکی فلسفی

باشد، نه صرفا فیزیکی و نه صرفا فلسفی. چنین طرحی همواره باید از پشتوانه منطقی و

سازگاری ریاضی برخوردار باشد، نه آنکه به طور پیچیده دچار پارادوکس و ناسازگاری صوری

و محتوایی. علاوه بر این، طرح منطقی چنین نظامی لزوما باید بر اساس مبانی هستی شناختی

پایه ریزی و تبیین شده باشد تا بتواند پدیده های جهان شناختی و طبیعت شناختی را در عالم

میکروسکوپی و عالم ماکروسکوپی تبیین و تفسیر کند. تاکنون طرحی با این ویژگی ها ارائه نشده

است

.(۲)

نظریه ها و طرح های فیزیکی فلسفی ارائه شده در دو حوزه قابل طبقه بندی اند

:

الف. در میان فلاسفه اسلامی؛

ب. در میان فلاسفه غربی

.

اساس رویکرد این طبقه بندی کاویدن و پژوهیدنِ جوهریت و عدم جوهریت انرژی است

.

بدین توضیح که آیا انرژی دارای حقیقت مستقلی از لحاظ هستی شناختی، در برابر و کنار جوهر

جسمانی است؟ یا اینکه حقیقتش مادی و جسمانی است؟

الف. نگرش فلاسفه اسلامی به موضوع انرژی

در میان فلاسفه معاصر اسلامی، چهار نوع رویکرد به حقیقت انرژی وجود دارد که هر کدام از

لحاظ هستی شناختی و جوهرشناختی دارای اهمیت تحقیق و بررسی ویژه ای است

.(۳)

۱.

انرژی در تلقّی جوهری

این رویکرد متعلّق است به علاّ مه طباطبائی که در کتاب نهایه الحکمه

(۴)

به آن اشاره کرده و با

ارجاع اصل موضوع به تحقیق و بررسی، به بسط آن نپرداخته است. نظر ایشان در این موضع، آن

است که در صورت اثبات معادله هم ارزیِ جرم انرژی (۲

E=mc)

، انرژی باید به عنوان جوهر

تلقّی گردد و مباحث فلسفی در حکمت اسلامی، در مبحث جواهر بر این اساس، بازاندیشی و

سامان دهی شوند

.

اگر انرژی جوهری در کنار جوهر جسمانی بوده باشد، بسیاری از مباحث مربوط به جسم، که

در حکمت صدرایی مورد پژوهش فلسفی قرار گرفته اند، دچار تحوّل و دگرگونی ساختاری و در

برخی موارد نیز دگرگونی اساسی و محتوایی می شوند. علاوه بر این، برخی از مباحث مربوط به

جوهر جسمانی، همانند صورت جسمیه (بعددار بودن)، حرکت جوهری، و قوّه و فعل، درباره

جوهر انرژی نیز مطرح می گردند

.(۵)

با توجه به تلقّی جوهری از حقیقت انرژی، تعداد جواهر مقولی تغییر یافته، در صورت

بازاندیشی مبحث مقولات به کمتر یا بیشتر از پنج جوهر می رسند

.(۶)

۲.

تلقّی حرکت شناختی از انرژی

این رویکرد نیز از جانب علاّ مه طباطبائی ارائه شده است. بر اساس این رویکرد، حقیقت انرژی

چیزی جز حرکت نیست؛ بدین توضیح که با توجه به تعریف مشهور جدید از ماده، که ماده تراکم

انرژی است، و ماده حرکت است، پس انرژی که اصل جهان مادی است، حقیقتی جز حرکت

ندارد

.(۷)

این نوع رویکرد در واقع، ارجاع حقیقت انرژی به حرکت جوهریِ جوهر جسمانی

است

.(۸)

۳.

عدم جوهریت انرژی

تلقّی غیرجوهری از انرژی به دو صورت شکل گرفته است

:

الف. عرضیت انرژی: اگر انرژی جوهر نباشد، پس از یک نظر و با توجه به مبانی فلسفه محقق و

موجود، باید آن را به عنوان عرض برای جوهر جسمانی تلقّی کرد. این نظریه از سوی علاّ مه

حسن زاده مطرح شده است. بنابراین نظریه، انرژی عرض است، نه جوهر؛ زیرا جوهر تلقّی

کردن انرژی بدین معناست که جسم از تجمّع عرض ها پدید آمده، تحقق می یابد، و این مطلب به

این ماند که بگوییم: آب رطوبت متراکم است، در حالی که رطوبت امری عرضی و کیفی است، نه

حقیقت جوهری. ایشان با این توضیح، بر این مطلب تأکید می ورزند که «حقیقت این است که

جوهر با عرض پایدار نمی شود و اعراض هرقدر هم اجتماع یابند، توانایی پدید آوردن جواهر را

ندارد. پس قول به اینکه ماده انرژی متراکم است، یک مذهب و عقیده غیرمعقول به نظر

می رسد

(۹)

در این رویکرد، دلیلی بر عرض بودن انرژی ارائه نشده و فقط با پیش فرض گرفتن آن به

نقادی تلقی جوهری از انرژی پرداخت شده است

.

ب. مادیت انرژی: اگر انرژی به تنهایی و با استقلال ذاتی خود قابلیت نداشته باشد که جوهری

حقیقی و واقعی در کنار جوهر جسم باشد، پس به احتمال قوی حقیقت مادی دارد؛ یعنی جوهر

مادی و جسمانی در یک تحقق جوهری، قالب جسمی، و در قالبی به همان صورت جوهر

جسمی به صورت انرژی تحقق می یابد و به عبارت علمی، حقیقت انرژی چیزی جز ماده

متحرّک با مجذور سرعت نور نیست. با توجه به این رویکرد، انرژی از تحقق جوهری با تحصل

مادی و جسمی برخوردار است. این رویکرد از سوی استاد مطهّری ارائه شده و تأکید فراوانی بر

این تلقّی صورت گرفته است؛ ایشان تصریح کرده است که «انرژی فقط به عنوان صورتی از ماده

به حساب می آید و تنها واقعیت موجود حقیقی که شاغل مکان و متغیّر در زمان است، ماده نام

دارد

(۱۰)

از این رو، موضوع انرژی چندان قابلیت توجه فلسفی ندارد

.

۴.

جواهر دوگانه و اصل جوهری یگانه

اگر رویکرد ماده انگارانه به انرژی یعنی تلقّی پیشین صحیح نباشد و یا انتقادات و اشکالات را

برنتابد، احتمال داده می شود انرژی و ماده، هر دو علی رغم جوهر بودنشان، ظهور و صورتی از

یک جوهر و اصل بسیط تر بوده باشند

.(۱۱)

این رویکرد در آثار استاد مطهری به عنوان قول و عقیده

دیگران مطرح شده و بدون اظهارنظر در مورد صحّت و سقم آن، به همان شکل تبیین شده

است

.(۱۲)

با صرف نظر از مبانی طرح این نظریه، که کلامی و غیر هستی شناختی اند، نه فلسفی و

هستی پژوهانه، در صورتِ صحّت آن، عدد جواهر به هفت عدد افزایش می یابد؛ زیرا علاوه بر

انرژی، یک جوهر یگانه دیگری را مفروض گرفته که جامع ماده و انرژی است. این نظریه از

سوی

اسپنسر و لایب نیتس طرح و تبیین شده است که در بخش بررسی نظرات فلاسفه غرب

مورد نقل و نقد قرار خواهد گرفت

.

ب. نگرش فلاسفه غربی به موضوع انرژی

علی رغم تفاوت نسبی در قالب و روند مباحث مقولات، به ویژه جواهر که در میان فلاسفه غرب

و فلاسفه اسلامی موجود است، فلاسفه غرب به بحث و بررسی جوهرشناسانه انرژی پرداخته و

رویکردی هم سو با مبانی فلسفه اسلامی داشته اند، اما این رویکردها و تلقّی ها نه به طور

یکنواخت و یکسان، بلکه به گونه ای کاملاً پیچیده و درهم ریخته بوده و هر کدام مبنا و گرایش

خاص خود را داشته اند

.

در این مجال، نظرات گوناگون طبقه بندی می شوند. نکته قابل توجه در مورد این طبقه بندی،

اجمال و خلاصه بودن آن است؛ در بیان و توصیف نظریه ها، به نقل اقوال تفصیلی و جزئی اشاره

نشده و به جای آن، برای هر یک از مطالب و ادعاها مرجع و منبع ویژه ای بیان گردیده است. این

نظریه ها بر اساس نوع تلقّی جوهرانگاری و غیرجوهرانگاری در سه طبقه قابل بررسی هستند

:

۱.

ذهن گرایی درباره مفاهیم و معادلات ریاضی (عدم جوهریت انرژی)؛

۲.

جوهریت انرژی و جوهر یگانه؛

۳.

جوهریت انرژی و جواهر سه گانه

.

عده ای از دانشمندان و فلاسفه بر اساس یکی از این سه تلقّی، به بررسی موضوع انرژی

پرداخته اند. اما باید توجه داشت همه نظریات مندرج در این طبقات، لزوما به یک منوال نبوده و

تفاوت هایی میان آن ها وجود دارند

.

۱.

ذهن گرایی درباره معادلات ریاضی (عدم جوهریت انرژی

)

دو تن از فلاسفه نامدار که تلقّی غیرجوهری از انرژی و نیرو دارند، جرج بارکلی (۱۶۸۵۱۷۵۳

)

و ارنست ماخ (۱۸۳۸ ۱۹۰۳) هستند. نظریه این دو شخصیت دقیقا در جهت انتقاد از فلسفه

علم نیوتن شکل گرفته است، ولی این دو تفاوت هایی با هم دارند

.(۱۳)

الف. نظریه ابزارانگارانه بارکلی: «بارکلی از نخستین منتقدان فلسفه علم نیوتن بود و در انتقاد از

نیوتن برآشفت و چنین گفت: نیوتن به بهانه طرح برخی سؤالات، عملاً طوری از نیروها سخن

می گفت که گویی آنها چیزی بیش از عبارات معادله های ریاضی هستند. بارکلی مدعی بود که

نیروها در مکانیک، همانند افلاک تدویر در اخترشناسی اند؛ این قالب های ریاضی برای محاسبه

حرکات اجسام مفیدند. اما اشتباه است که به این قالب ها، وجودی واقعی در عالم خارج نسبت

داده شود. او هشدار داد که ممکن است توسّل نیوتن به مفاهیمی مانند «نیروهای جاذبه

»

،

«

نیروهای پیونددهنده» و «نیروهای تجزیه کننده» خواننده را دچار گم راهی سازد. این نیروها

صرفا موجودات ریاضی هستند

.

او اعلام کرد: موجودات ریاضی، ذات و جوهر پایداری در طبیعت اشیا ندارند، آنها وابسته به

تصور شخص تعریف کننده هستند. از این رو، نیروها را نمی توان در خارج به عنوان مؤثر و فاعل

علّی به شمار آورد

.(۱۴)

باید توجه داشت که بارکلی ایدئالیست و منکر حقایق خارجی بود

.(۱۵)

ب. نظریه ابزارانگارانه ماخ: ارنست ماخ فیلسوف و فیزیکدان زبردستی بود و تأثیر او در بسترهای

علمی قرن بیستم و به ویژه نظریه نسبیت اینشتین بسیار چشمگیر بود

.(۱۶)

اما او علی رغم اثباتگرا

(

پوزیتویست) بودنش، در تلقّی ابزارانگارانه از معادلات ریاضی با سلف خویش جرج بارکلی

که هر دو نقّاد فلسفه علم نیوتن بودند اشتراک زیادی دارد. او نیز دقیقا از منظر وسیله انگاری بود

که به بررسی موضوع نیرو و انرژی می پرداخت. در این نظرگاه، او هم عقیده بارکلی بود و این دو

در حقیقت، نوعی پوزیتیویسم ریاضی را به جریان انداخته اند. طبق این رویکرد، اشتباه است که

پنداشته شود مفاهیم و روابط مطرح شده در علم با آنچه در طبیعت موجود است، مطابقت

دارد

.(۱۷)

او که «نیرو» را «حاصل ضرب جرم در شتاب» در نظر می گرفت، این تعریف را تنها به

مثابه مفهومی ریاضی تلقّی کرد و اظهار داشت که با توجه به مبانی فلسفی خودش،

F=ma

یک

تعریف مصرّح پیشینی از نیرو می باشد؛ نه در معرض تأیید شواهد تجربی قرار دارد و نه ردّ و

ابطال

.(۱۸)

نقد نظریه ابزارانگارانه: عمده ترین اشکالاتی که بر این رویکرد واردند از منظر فلسفه ریاضی اند؛

بدین توضیح

:

۱.

این نظرگاه، نگرشی تفریطی نسبت به روابط ریاضی در فلسفه ریاضی و کاربرد ریاضیات

در علوم است؛ زیرا روابط ریاضی و معادلات موجود درآن به طور کلی و عام، به عنوان قواعد

ثابت منطقی به شمار می روند و ساختار تمام قوانین و قواعد ریاضی، بر اساس واقعیات موجود

کشف شده اند

.(۱۹) (

علاوه بر بدیهیات و اولیات) این نوع استواری بر واقعیت خارجی، نه به طور

اثبات گرایی مطلق و عینیت خارجی روابط، بلکه به عنوان تبیین حقایق موجود به کار می رود؛

یعنی طرفین یک معادله (همه اجزای جملات جبری) نمادی از حقایق خارجی هستند، و نسبت

بین دو طرف نیز (تساوی، تضاد، ابهام و…) حاکی از نوعی ارتباط اجزای معادلات در عالم خارج

است، نه عینیت،

(۲۰)

در حالی که این مبنا در این نظریه، مورد غفلت واقع شده است

.

۲.

با توجه به اینکه بارکلی و به تبع او، ارنست ماخ ادعا کرده اند «ما هیچ اطلاعی از

مسندٌالیه های عباراتی همانند «نیروی جاذبه»، «عمل» و «نیروی محرّک» نداریم، ما فقط می دانیم

که اجسام خاص به طرق معیّنی تحت شرایط معیّنی حرکت می کنند. با این همه، او اذعان داشت

که عباراتی نظیر «نیروی جاذبه» و «نیروی محرّک» به واسطه آنکه کاربردشان در نظریه ها ما را

قادر به پیش بینی توالی حوادث می سازند، نقش مهمی در مکانیک دارد

.(۲۱)

این نوع تلقّی با تأیید

بارکلی از ادعای نیوتن مبنی بر اینکه «اجسام، فاقد نیروی خودجنبان هستند

»(۲۲) (

یعنی همواره

تحت تأثیر نیروی خارجی به حرکت درمی آیند) در تضاد و تناقض است

.

توضیح آنکه اگر نیرو در خارج نباشد، اجسام چگونه تحت تأثیر نیروها به حرکت درمی آیند

.

و نیز اگر روابط ریاضی صرفا حکایتگر مفاهیم ذهنی بوده، حکایتگر حقایق خارجی نباشند،

حقایق خارجی در علوم چگونه به اثبات می رسند؟ بزرگ ترین شاهد بر اینکه روابط ریاضی

صرفا مفهومی نبوده و حاکی از حقایق خارجی هستند، نظریات فراوان ریاضی در فیزیک هستند

که در ابتدا، به عنوان یک فرضیه مطرح شده و سپس با مشاهدات و تجربه های فراوان به خارجی

بودن و حقیقی بودن آنها اطمینان و اذعان حاصل شده است. دو شاهد برای این نوع حکایتگری

روابط ریاضی از حقایق خارجی عبارتند از

:

الف. نظریه «نسبیت» با همه ابعادش، در گام نخست، تنها یک فرضیه ریاضی بود و حتی

بسیاری از فیزیکدانان به شدت مخالف آن بودند. ولی همین نظریه طی قریب یک قرن مشاهده

و تجربه، در بزرگ ترین آزمایشگاه ها و رصدخانه های دنیا، بیش از هفتاد درصد پیش گویی ها و

تبیین های ریاضی خود را به عنوان حقایق خارجی و حکایتگر حقایق به اثبات رسانیده است

.(۲۳)

ب. نظریه «پاد ذرّه» که دیراک با جسارتی وصف ناپذیر، آن را در قالب روابط ریاضی اثبات

کرده، مخالفانی را به مصاف نظریه پردازی متقابل کشیده است. اما پس از یک دهه، به خاطر اثبات

تجربی آن در آزمایشگاه های کوانتومی و (شتاب دهنده های) اتمی، جایزه نوبل را به خود

اختصاص داد

.

احتمالاً اگر خود بارکلی و ماخ در قرن بیستم از ۱۹۰۵ به بعد زندگی می کردند، با مشاهده

چنین نقض های متوالی، به التزام نظریه خود تن نمی دادند

.

۳.

اینکه ما از مسندٌالیه بسیاری از روابط و مفاهیم ریاضی بی اطلاع باشیم، با هیچ روش

منطقی به اثبات نمی رساند که آنها وجود و تحقق خارجی نداشته باشند، بلکه همین تصریح

ایشان بر علم به اثراتی از امور نامعلوم، گواهی بر بطلان ادعای آنهاست؛ زیرا قوانین نیرو

تبیین کننده همین اثرات با آن امور نامعلوم است که به خودی خود، اگر شما درصدد تبیین

رابطه ای و معادلات آن هم نباشید، در بستر هستی، حقیقتی غیرقابل انکار دارند

.

۴.

این رویکرد نسبت به نیرو و انرژی، که حاصل دیدگاه تفریطی قضایا و روابط ریاضی

است، رویکردی ایده آلیستی (به معنی ایده باوری بارکلی) می باشد که باید ریشه های فکری و

فلسفی آن را در نظام فلسفی «اصالت معنا و ذهن گرایی» بارکلی جست وجو کرد؛ زیرا اساسا در

روند فلسفی بارکلی، وجود امری تحقق یافته در خارج از ذهن، نامعقول و غیرقابل اثبات

است

.(۲۴)

۲.

جوهریت انرژی و جوهرِ یگانه

عده ای از فلاسفه با دقت نظرهای فلسفی و یا مقاصد دیگر، جوهریت یگانه انرژی را مطرح

کرده اند که هر کدام ویژگی های مخصوص به خود را دارند. این فلاسفه به هر حال جوهریت

ماده و جسم را مورد تردید قرار داده و به جای آن، جوهریت انرژی را پیشنهاد کرده و

استدلال هایی بر آن اقامه نموده اند. برخی از طرفداران جوهریت انرژی عبارتند از

:

الف. جوهر انگاری خداباورانه اسپنسر: اسپنسر (۱۸۲۰۱۹۰۳) در بررسی مباحث مربوط به

جواهر و اعراض، و مطالب پیرامون ماده، مکان، زمان و حرکت، مهم ترین تحلیل خود از نیرو را

بیان می کند. او فهم و تحلیل همه این امور را در تحلیل و ادراک ما از نیرو جست وجو می کند. او

در حقیقت، ماده را به نیرو ارجاع داده، اصل پایدار و جوهر پسینی و اساسی را در نیرو می یابد

.

توضیح آنکه مفهوم ماده هم به نوبه خود، از تجربه نیرو مشتق گردیده است؛ چه آنکه نیروها

(

نیروهایی که در رابطه های متقابل خاصی باشند) کل محتوای تصور ما را از ماده تشکیل می دهند

.

به همین صورت، هرچند مفاهیم و تصورات پیشرفته ما از حرکت، مستلزم تصور مکان، زمان و

ماده است، ولی آگاهی آغازین ما، از حرکت، صرفا از تأثّرات متوالی ما از نیرو می باشد. بنابراین،

بحث اسپنسر این است که تحلیل روانی مفاهیم زمان، مکان، ماده و حرکت نشان می دهد که همه

اینها مبتنی بر ادراک ما از نیرو هستند و نتیجه ای که می گیریم این است که «سرانجام به نیرو

می رسیم که واپسین ترین چیز است

اصل «ویرانی ناپذیری ماده» در واقع، همان اصل ویرانی ناپذیری نیروست. بدین سان، همه

دلایل مؤیّد اصل «تداوم حرکت» مستلزم این اصل مو

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.