اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تأثیر مذهب بر هویت زن ایرانی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تأثیر مذهب بر هویت زن ایرانی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل تأثیر مذهب بر هویت زن ایرانی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تأثیر مذهب بر هویت زن ایرانی، کیفیت تضمینشده دارد.
در این مقاله، تلاش شده است تا تأثیر مکتب تشیّع بر زنان ایرانی به اختصار توضیح داده شود. بدین منظور، ابتدا به اجمال وضع زنان ایران پیش از رسمیت دین تشیّع تصویر گردیده و سپس تأثیرات مکتب تشیّع بر زنان ایرانی به اختصار مورد بررسی قرار گرفته اند و سعی شده است تا نقش مجالس روضه خوانی در شکل گیری شخصیت و هویّت زنان معاصر مورد بررسی قرار گیرد. برای این کار، ابتدا کارکردهای مجالس روضه برشمرده شده و سپس با استفاده از آن، مشارکت سیاسی زنان، مثل شرکت در جنبش ها و شورش های اجتماعی در عصر قاجار تا امروز مورد تحلیل قرار گرفته اند.
در شکل دهی هویّت زن ایرانی، عوامل متفاوتی دخالت داشته اند که از این جمله، می توان به عوامل طبیعی (محیط جغرافیایی) و عوامل فرهنگی و اجتماعی مثل احکام، عقاید و باورها و آموزه های دینی، و آداب و رسوم قبیله ای اشاره کرد. کتاب های متعدد به توضیح و شرح بسیاری از عوامل فوق پرداخته اند. در مراجعه به کتاب های مربوطه، اثری که اختصاصا به بررسی نقش آموزه های شیعی در زنان ایرانی پرداخته باشد یافت نشد و حتی مقاله ای تحت این عنوان به دست نیامد.
در این مقاله، تلاش شده است تا نقش مکتب تشیّع بر زنان ایرانی در حدّ مقدور و به اختصار شرح داده شود. برای این منظور، ابتدا به طور فشرده وضع ایران و زنان ایران قبل از رسمیت یافتن دین تشیّع به تصویر کشیده شده و سپس تغییراتی که در نتیجه رسمیت یافتن دین تشیّع در ایران و در وضعیت زنان ایرانی روی داده، به اختصار مورد بررسی قرار گرفته اند.
اما به دلیل آنکه یکی از شاخصه های اختصاصی مکتب تشیّع برگزاری مراسم عزاداری بر ائمّه اطهار علیهم السلام و مجالس روضه خوانی می باشد، در این مقاله سعی شده است با تأکید بر نقش مجالس روضه خوانی در شکل گیری شخصیت و هویّت بخشی به زنان معاصر، بدان پرداخته شود.
دورنمایی از وضعیت زنان ایران پس از اسلام تا پیش از عصر صفویه
هرچند سرتاسر ایران تا سال ۸۹ هجری به تصرف مسلمانان درآمد، ولی تا قبول اسلام از طرف همه ایرانیان سالیان زیادی به طول انجامید؛ زیرا پرداخت جزیه، آزادی اعمال دینی ساکنان زرتشتی، مسیحی و یهودی ایران زمین را تضمین می کرد.(۲) بنابراین، دین اسلام به تدریج، زرتشتیگری را طرد کرد. بخصوص در زمان خلفای اموی (۴۱۱۳۲ ق) اسلام به کندی در ایران رواج یافت و حتی در قرن چهارم هجری هنوز عده کثیری زرتشتی در ایران می زیستند.(۳)
بنابراین، ایرانیان مسلمان، مسلمین صدر اسلام را درک نکردند، بلکه اسلامی که به ایرانیان عرضه شد اسلام اموی عبّاسی بود.
از دوره بنی امیّه نیز بزم آرایی و باده پیمایی رواج گرفت. مخنّثان، که رابط بین مردان و زنان بودند، در شهرها فزونی یافتند. غزل سرایی و اظهار عشق بسیار شد، در حالی که در صدر اسلام، که هنوز اعراب از باده تنعّم و پیروزی سرمست نشده بودند، حتی در کعبه زن و مرد با هم ادای حج می کردند و در انجام آن کار عیبی نمی دیدند، اما همین که زندگی تجمّلی میان عرب ها معمول شد و مردان کنیز و کلفت های فراوان به خانه آوردند، در حقیقت به حیثیت و مقام زن در جامعه لطمه ای جبران ناپذیر وارد آوردند و عملاً فساد و خیانت را رواج دادند. جرجی زیدان نیز تغییر موقعیت اجتماعی زنان را در آن روزگار معلول کاهش عفّت و غیرت و زیاد شدن کنیزان و غلامان و باده پیمایی ها و عیّاشی ها و هرزگی مفرط بعضی از خلفا دانسته است.(۴) بزرگان و فرمانروایانی مانند ابن طولون تصویر محبوبه های خویش را بر دیوار سالن های پذیرایی ترسیم می نمودند. البته فرمانروایان خردمند در ابتدا با این جریانات مخالفت بودند و تا می توانستند ممانعت می کردند، اما همین که از مقاومت عاجز ماندند، مالیاتی بر اعمال منافی عفّت وضع کردند و آن را مانند کسب های دیگر آزاد گذاردند.(۵)
اما در این وضع، موقعیت زنان در همه جا یکسان نبود. آنان که از ثروت بهره ای داشتند، مرفّه ولی در کنج خانه ها محبوس بودند، و آنان که در فقر مالی بودند، برای کمک به درآمد زندگی، همدوش مردان تلاش می کردند. در هر دو حال، زن چندان فعالیت اجتماعی و سیاسی نداشت و بیشتر به کارهای منزل و نگه داری فرزندان می پرداخت.(۶) هرچند زنان دانشمندی را که به علم و دانش و قدرت و شجاعت شهرتی داشتند، نمی توان نادیده گرفت، اما این امر عمومیت نداشت.
در دوران چند صد ساله ظهور اسلام تا عصر صفوی، اقوام و سلسله های متفاوتی، اعم از فارس و ترک و مغول بر ایران حکومت کردند، اما یک اصل در همه این ها مشترک بود و آن اینکه کلیه اقوام و قبایل خارجی، که در طول تاریخ ایران پس از اسلام به این سرزمین حمله ور شدند و زمام امور سیاسی را در دست گرفتند، به تدریج آداب و سنن قومی خود را از کف داده، به مختصات فرهنگ و تمدن ایران مأنوس شدند؛ چنان که فی المثل مقام و موقعیت زنان سلجوقی با تکامل زندگی بادیه نشینی به شهرنشینی تغییر یافت. زنان این قوم، طبق نوشته های مورّخان، در دوران زندگی بادیه نشینی چادر نداشتند و هنگام بروز جنگ، مانند مردان به یاری پدران یا شوهرانشان با دشمن می جنگیدند. ولی پس از آنکه ترکان سلجوقی بر مسلمانان ایران فائق آمدند، خواه ناخواه تحت تأثیر فرهنگ و تمدن کشور اسلامی ایران قرار گرفتند و دیری نگذشت که تحت تأثیر محیط جدید و با قبول مذهب اسلام، سنن و عادات دیرین خود را فراموش کردند(۷) و این از غنای فرهنگی ایرانیان و ضعف فرهنگی اقوام مهاجر بود، بخصوص که پس از ورود اسلام به ایران، فرهنگ ایرانی از غنای بیشتری برخوردار شده بود.
ویژگی عمومی جامعه ایرانی در قبل و بعد از صفویه این گونه بود که شیوه زندگی مردم و مؤمنان از یک سو، تابع شرایط طبیعی (جغرافیایی) محیط و از سوی دیگر، عرف و عادات و آداب و رسومی بود که به شدت از احکام شکل می گرفت و علم فقه نقشی کاملاً اجتماعی بر عهده داشت. بنابراین، دین چگونگی رابطه میان ساختار فرهنگی، اجتماعی و حتی ساختار سیاسی را معیّن می کرد،(۸) به گونه ای که حتی آداب و رسوم قبیله ای اقوام مهاجم، مهاجر و اقوام بومی ایران تغییر کرد و رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت؛ رسومی که بعضا سابقه تاریخی آن ها به چند هزار سال نیز می رسیدند. به خاطر همین اصل، می بینیم وضع پوشش زنان، مراسم ازدواج و مواردی مانند آن در بیشتر نقاط ایران با وجود اختلاف زبان و قومیت، تقریبا شبیه به هم می باشند.
برای بررسی تغییرات عمده فرهنگی، که پس از صفویه در جامعه زنان کشور روی دادند، لازم است ابتدا نحوه رواج تشیّع و مؤلّفه های آن را به اختصار بررسی کنیم و سپس تأثیر بعضی از عناصر فرهنگ تشیّع در فرهنگ عمومی زنان را شرح دهیم.
روی کار آمدن صفویان صرفا یک دگرگونی سیاسی یا تعویض قدرت سیاسی خاندان حاکم بر ایران نبود. از دیدگاه تاریخ سیاسی ایران، دست کم در ایران پس از اسلام، معمولاً در جابه جایی قدرت از فردی به فرد دیگر و حتی از خاندانی به خاندان دیگر، در ساختار مذهبی، فرهنگی و دیوانی تغییری روی نمی داد؛ زیرا حکّام بعدی ادعای فرهنگی ویژه نداشتند، بلکه هدف آن ها فقط کسب قدرت سیاسی بود.(۹) اما با روی کار آمدن صفویه، همه بنیان های فرهنگی کشور دچار تغییر شدند؛ زیرا پیش از هر چیز، دعاوی فرهنگی خاص سلسله صفویه را از سلسله های پیشین جدا می کردند.
با به دست گرفتن قدرت توسط شاه اسماعیل اول و اعلان رسمیت مذهب تشیّع به عنوان آیین ملّی کشور، به یکباره مکتب تشیّع دین رسمی کشور شد. اما تا ریشه دواندن این فرهنگ در عمق جان مردم ایران و آشنایی آنان با آموزه های شیعه گری، مدت زمانی به طول انجامید؛ زیرا هنگامی که مذهب اثناعشری به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام گردید «صفویان با این مشکل روبه رو شدند که مردم از احکام تشیّع اثناعشری و از مسائل مذهب حق جعفری و قواعد ائمّه اثناعشری آگاهی نداشتند…؛ زیرا از کتب فقه امامیه چیزی در میان نبود.»(۱۰) برای ترویج این مذهب با مسئله کمبود یا فقدان علما و کتب دینی مواجه شدند. بنابراین، تلاش کردند تا «دانشمندان عرب شیعه را از هر جایی که امکان داشت به ایران آورند. این علما بیشتر از دو ناحیه به ایران می آمدند: یکی بحرین و دیگری جبل عامل در سوریه.»(۱۱) با ورود علما به ایران، تبلیغات برای پیشرفت مذهب تشیّع نیز گسترش یافتند و به تبع آن، عناصر فرهنگ تشیّع نیز گسترش پیدا کردند، که این موضوع از جهات گوناگون شایسته بحث و بررسی می باشد.
یکی از این عناصر فرهنگیِ خاص، که تأثیر شگرفی بر فرهنگ عمومی زنان ایران گذاشت، به طوری که در شناخت هویّت زن ایرانی معاصر، این عنصر را همواره باید مدّ نظر قرار داد، مسئله «برپایی مجالس روضه خوانی در ایام محرّم، صفر و ماه رمضان» است.
هرچند سوگواری بر امام حسین علیه السلام از مدت ها قبل از زمان ائمّه اطهار علیهم السلام کم و بیش به صورت پنهانی و نیمه پنهانی وجود داشتند و در زمان سلاطین آل بویه (در سال ۳۳۴ ق / ۹۶۳ م) نیز وسعت یافتند و از دایره تنگ نوحه سرایی در خانه ها و مجالس خصوصی به بازارها و به صورت حرکت در خیابان ها و کشاندن مردم به سینه زنی مبدل گردیدند،(۱۲) اما هیچ گاه تا پیش از روی کار آمدن صفویه به صورت یک نهاد اجتماعی قدرتمند درنیامدند، به طوری که با رفتن سلسله آل بویه این سنّت نیز رو به اضمحلال نهاد و با روی کار آمدن سلجوقیان بکلی پایان یافت.(۱۳) بنابراین، با تغییر سیاست حکومت های محلی، که در مناطق گوناگون ایران حکومت را به دست می گرفتند، تغییرات و دگرگونی هایی از نظر قوّت و ضعف در مسئله اقامه عزاداری بر امام حسین علیه السلام روی می داد.(۱۴) اما با روی کار آمدن صفویه و تشکیل یک دولت مرکزی مقتدر، اهتمام و کوششی که در برگزاری عزای حسینی در داخل و خارج خانه ها، در مساجد، تکیه ها، معابر و بازارها داشتند،(۱۵) موجب شد تا عزاداری امام حسین علیه السلام به صورت یک نهاد اجتماعی(۱۶) درآید؛ به این معنا که پس از اضمحلال سلسله صفویه نه تنها این سنّت از بین نرفت، بلکه روز به روز بارورتر و تنومندتر گردید و اگر در روز اول کارکردی جز احیای عزاداری و سوگواری نداشت، به مرور ایّام، کارکردهای دیگری به آن اضافه شدند.
شرکت در مجالس روضه خوانی، کارکردهای بسیاری داشته که بعضی از کارکردهای مهم این مجالس عبارتند از:
۱. الگوسازی و سرمشق گیری: باید توجه داشت که هرگاه کسی برای افرادی به عنوان افراد خاص ارزش می نهد و رفتار آن ها را سرمشق قرار می دهد، در حقیقت نقش آن ها برای او الگوست. بنابراین، وقتی فرد نقش معیّنی ایفا می کند، رفتار خود را با توجه به نقشی که برایش الگوست، برمی گزیند. نقش های نمونه (الگو) در فرایند آموزش بسیار کمک می کنند؛ زیرا فرد را با الگوهای رفتاری پذیرفته در موقعیت های گوناگون آشنا می سازند.(۱۷)
از جمله کارکردهای مهم این مجالس، «الگوسازی» و «سرمشق گیری» از زندگی ائمّه اطهار علیهم السلام و بزرگان مذهب تشیّع، بخصوص حضرت زهرا و حضرت زینب علیهماالسلام می باشند؛ زیرا به خاطر اشتراک در جنسیت (زن بودن)، رفتار، افعال و کنش های آن ها را سرمشق خود قرار می دهند و با توجه به نقش هایی که آن بزرگواران در موقعیت های گوناگون ایفا می نمودند، اینان نیز سعی می کنند مثل آن ها باشند. بنابراین، افعال و رفتار حضرت فاطمه علیهاالسلام الگویی برای رفتار و اعمال زنان ایرانی است.
در حدیث مشهوری از حضرت زهرا علیهاالسلام نقل شده است که آن حضرت فرمود: «بهترین چیز برای زن آن است که او مرد نامحرمی را نبیند و مرد نامحرمی هم او را نبیند.»(۱۸)
یا وقتی پیامبر صلی الله علیه و آله در تقسیم کارهای منزل بین حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام ، کارهای داخل خانه را به حضرت فاطمه علیهاالسلام و کارهای خارج منزل را به حضرت علی علیه السلام سپرد، حضرت فاطمه علیهاالسلام فرمود: هیچ چیز در دنیا به اندازه این تقسیم کار مرا خوشحال نکرد؛ چرا که رسول اللّه صلی الله علیه و آله با این عمل، مرا از مراوده با نامحرمان معاف داشت.(۱۹)
اما از سوی دیگر، در تاریخ آمده است که حضرت زهرا علیهاالسلام برای دفاع از حق خود (فدک) و دفاع از امام علی علیه السلام به میان مردان نامحرم آمد(۲۰) البته با حفظ کامل حجاب و آن سخنرانی مشهور خود را در محاجّه با ابوبکر عنوان کرد، به گونه ای که ابوبکر مجبور شد قباله فدک را به او برگرداند هر چند توسط عمر بازپس گرفته شد. و یا در مورد حضرت زینب علیهاالسلام آمده است: برای اینکه نامحرمی او را نبیند، شبانه به زیارت قبر جدّش رسول اللّه صلی الله علیه و آله می رفت. اما همین زینب علیهاالسلام وقتی اسلام در خطر می افتد، به همراه برادر به میدان جنگ (کربلا) می رود و وقتی برادر امام به او اعتراض می کند که چرا اهل حرم را به چنین مهلکه ای می بری، امام حسین علیه السلام فرمود: «اِنّ اللّهَ قد شاءَ اَن یراهُنّ سَبایا.»(۲۱) و زینب آن گونه در بازار کوفه آتشین سخنرانی کرد، یا در شام و مجلس یزید آن گونه در میان نامحرمان به سخنرانی برخاست و از اسلام و امام خود دفاع نمود.(۲۲)
شبیه همین رفتار و اعمال را ما در زنان ایرانی به وفور مشاهده می کنیم، بخصوص در زمان قاجاریه؛ یعنی درست زمانی که جامعه ایرانی به شدت سنّتی بود و زنان ایران در آن عصر نامحرم گریز و خانه نشین بودند، به گونه ای که اگر مجبور به خروج از خانه بودند طوری بیرون می آمدند که حتی صورت و انگشتان دست و پای آن ها را کسی نبیند. اما در عین حال، وقتی خبر تبعید آیه اللّه میرزای آشتیانی (در ماجرای انحصار تنباکو و حکم میرزای شیرازی) در تهران پخش شد، سراسیمه به خیابان ها ریختند و شروع به تظاهرات کردند. در زمان کنونی هم بخصوص اوایل انقلاب، زنان محجّبه و حتی سنّتی به خیابان ها ریختند و با رعایت حجاب اسلامی، سعی نمودند همانند فاطمه زهرا علیهاالسلام از امام (مرجعیت) و اسلام دفاع نمایند. زنان در زمان میرزای شیرازی با آنکه قریب به اتفاقشان از نعمت سواد بی بهره بودند، اما در عمل همان کاری کردند که زنان نسبتا باسواد در سال های ۱۳۵۷ و سال های بعد در پیروزی و حفظ انقلاب اسلامی انجام دادند. (در ادامه، به این بحث پرداخته خواهد شد.)
۲. ایفای نقش در جامعه و مشارکت سیاسی: دومین کارکرد مجالس روضه خوانی در قرن گذشته، مسئولیت پذیری و به دنبال آن، ایفای نقش در جامعه و مشارکت سیاسی بوده است. پیش از توضیح و شرح این کارکرد، لازم است ابتدا تعریفی اجمالی از «مشارکت سیاسی» ارائه شود:
میل برات «مشارکت سیاسی» را چنین تعریف می کند: «مشارکت سیاسی رفتاری است که اثر گذارد و یا قصد تأثیرگذاری بر نتایج حکومتی را دارد.»(۲۳)
ساموئل هانتینگتون(۲۴) و جان نلسون(۲۵) «مشارکت سیاسی» را چنین تعریف می کنند: «مشارکت سیاسی کوشش های شهروندان غیردولتی برای تأثیر بر سیاست های عمومی است.»(۲۶)
بحث مفصّل درباره مشارکت سیاسی زنان در تاریخ معاصر از حوصله این مقاله بیرون است. تنها به توضیحی کوتاه در این باره اکتفا می شود:
یکی از آموزه های علمای شیعه در منابر و روضه خوانی ها این بوده که حکومت حق ائمّه معصوم علیهم السلام و در زمان غیبت، حق فقهای طراز اول یا مرجع تقلید شیعیان است. به همین دلیل، مشاهده می کنیم که در طول دوره قاجار و پیش از آن مردم برای قضاوت و سایر مسائل حقوقی خود، مانند ثبت اموال و معاملات و صدور قباله فروش و خرید به علما مراجعه می کردند و با آنکه دولت با گشایش دادگاه عرف، سعی در تعطیلی دادگاه شرع داشت، ولی موفق نمی شد. در حقیقت، حکومتی غیررسمی در داخل حکومت رسمی ایجاد شده بود.(۲۷) برای نمونه، می توان از سیدمحمّدباقر شفتی و ملاّ قربانعلی زنجانی و آقا نجفی اصفهانی نام برد. بنابراین، دستورات و فتاوا و حتی توصیه های اجتماعی فقها واجب الاطاعه بودند و وظایف دینی تنها محدود به مسائل فردی عبادی نمی شدند. بدین روی، زنان نیز به عنوان مسلمانانی که وظایفی دارند، موظّف بودند از دستورات اجتماعی مراجع اطاعت کنند. با توجه به اینکه در امور واجب، اذن شوهر و پدر و برادر لازم نیست، بلکه حتی با مخالفت آنان نیز باید واجب را انجام داد مثل رفتن به حج واجب ملاحظه می شود که در راهپیمایی هایی که به دعوت حضرت امام رحمه الله یا مقام معظّم رهبری برگزار می شدند، حضور زنان همانند مردان و بعضا بیشتر از مردان بوده است؛ همین سان رفتن به پای صندوق های رأی و در سایر عرصه های سیاست.
از سوی دیگر، اسلام برای زن استقلال مالی قایل شده است و زن در اموال خود بدون اذن شوهر می تواند تصمیم بگیرد. به همین دلیل است که مشاهده می شود در نهضت مشروطه، زنان وسایل تزیینی خود را برای مقابله با تهدید روس به مجلس هدیه کردند،(۲۸) در هنگام جنگ ایران و عراق نیز زنان وسایل شخصی خود را هدیه می دادند.
بنابراین، یکی از کارکردهای مجالس روضه را می توان مشارکت سیاسی زنان برای تأثیر در سیاست های حکومت دانست؛ چرا که در مجالس روضه هیجان مذهبی زنان تحریک می شود؛ مثل تلاش زنان در دوره قاجار، بخصوص در نهضت تنباکو و مقابله با تبعید مرجع تقلید خود (میرزای آشتیانی) و در دوره های بعد، تلاش آنان در بازگرداندن علما از مهاجرت (برای دایر کردن عدالت خانه).
۳. تقویت انسجام اجتماعی و ارائه گروه های مرجع مناسب: یکی دیگر از کارکردهای مهم مجالس روضه، تقویت انسجام گروهی است. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معیّنی زندگی کند و ارتباط متقابل و موفقیت آمیزی داشته باشد، گونه های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی دارند پرورش می دهد.(۲۹)
ایفای نقش هر فرد در مقایسه او با کسانی که وظیفه ای مشابه او دارند، ارزیابی می شود. فرد با این مقایسه، می تواند مشخص کند که آیا نقش خود را به درستی ایفا کرده است یا خیر. بنابراین، گروه های مرجع یکی از معیارها و الگوها هستند که هر کس هنگام ارزیابی نقش خود، در یک موقعیت معیّن از آن ها استفاده می کند.(۳۰)
گروه های مرجع در شکل دادن به افعال و رفتار انسان ها بسیار مؤثرند و وقتی فردی خود را عضو گروهی دانست نوعی احساس همانندی با دیگران به او دست می دهد. پس می توان گفت: در این اجتماعات، وجدان جمعی به بهترین وجه شکل می گیرد و احساسات افراد مشترک می شوند.(۳۱)
مسئله اصلی این است که هر کس به ناچار بر اساس جایگاهی که در اجتماع دارد، گروه مرجعی برای خود انتخاب می کند. وقتی نقش این مجالس مهم جلوه می کند که گروه مرجع مناسبی، اعم از متدیّنان و مؤمنان، که در رأس آن ها حضرت زهرا و حضرت زینب علیهماالسلام قرار دارند، به زنان معرفی می شوند.
۴. کارکرد تعلیمی: کارکرد تعلیمی مجالس روضه حایز اهمیت ویژه ای می باشد. در ابتدای امر، کارکرد تعلیمی مجالس محرّم و صفر چندان وسیع نبود؛ یعنی نوحه سرایان، شاعران و مدیحه گران معمولاً به اطلاع رسانی در مورد حادثه کربلا و حداکثر حوادث کوفه و شام و مدینه اکتفا می کردند و تلاش در زنده کردن و زنده نگه داشتن اصل مراسم عزاداری محرّم و صفر بود؛ چنان که از سال ۳۳۴ ق در روز عاشورا زن ها از خانه ها بیرون می آمدند، سیلی به صورتشان می زدند و بر امام حسین علیه السلام نوحه سرایی می کردند. این عادت هر سال در روز عاشورا (تا اواسط قرن ششم) استمرار داشت.(۳۲) اعلان سیاه پوشی در دهه اول محرّم الحرام مهم ترین رسمی بود که معزّالدوله بویهی اول آن را بنا نهاد و از آن پس عادت مشهور شیعه شد.(۳۳) همچنین زنان شب ها و مردان روزها با سر و پای برهنه برای عزاداری بیرون می آمدند و با تعزیت به همدیگر، تحیّت و سلام می گفتند و برای حادثه غم بار کربلا محزون می شدند.(۳۴)
اما در عصر قاجار، بخصوص اواخر، تا عصر حاضر تغییرات عمده ای در مجالس روضه ایجاد شدند. یکی از آن تغییرات اطلاع رسانی و تبلیغ عمومی دین، اعم از احکام و فقه، کلام و سایر معارف دینی در مجالس روضه است. یکی از علل این امر می تواند این باشد که در یکی دو قرن اخیر، مدّاحان و شاعران از روضه خوان ها و (وعّاظ) تمایز یافته اند؛ یعنی اگر در قرون اولیه، دعبل هم شاعر بود، هم خواننده شعر و هم مصیبت خوان، امروزه این وظایف تقسیم شده و هر کدام کار معیّنی انجام می دهند. از این رو، وعّاظ فرصت بیشتری دارند تا معارف دینی را به مردم بیاموزند و مدّاحی و نوحه سرایی را به مدّاحان و نوحه سرایان واگذار کنند. همچنین به موازات پیشرفت های جهانی دو قرن اخیر، انتظارات مستمعان نیز بیشتر شده و وعّاظ هم مایلند تا از این فرصت در تبلیغ دین به بهترین وجه استفاده کنند.
بنابراین، می بینیم که در مجالس وعظ، بعضا مطالبی عنوان می شدند که اصلاً ربطی به حادثه کربلا نداشتند و چه بسا مسائل روز در مجالس وعظ طرح و عنوان می گردیدند. برای نمونه، می توانید به روزنامه الجمال، که متن سخنرانی های سیدجمال الدین واعظ اصفهانی را در سال های ۱۳۲۳ و ۱۳۲۴ ق در تهران چاپ می کرد، مراجعه کنید. امروزه بخصوص بسیاری از سخنرانان به مسائل سیاسی می پردازند.
۵. کارکرد رسانه ای:(۳۵) با توجه به گسترش وسیع مجالس روضه خوانی در زمان های گذشته و فقدان رسانه های جمعی امروز و همچنین بی سوادی اکثریت قریب به اتفاق مردم، می توان منبر و مجالس روضه را یک وسیله بسیار مهم اطلاع رسانی و از جمله رسانه ای برای ارتباطات اجتماعی در آن زمان دانست. اصغر فتحی در کتاب منبر به عنوان یک رسانه عمومی در اسلام، می نویسد: «از مشاهدات ما چنین برمی آید که منبر در جامعه اسلامیِ میانه، یک نظام تشکیلاتی یافته ارتباطی بود.»(۳۶)
وی در ادامه، ویژگی هایی چند برای این نظام ارتباطی برمی شمارد که به طور خلاصه عبارتند از: «ارتباط حضوری، غیرتصنّعی و عمیق با مخاطب؛ انتقال آگاهی؛ قابلیت استفاده و تأثیرگذاری بر مخاطبان گوناگون، اعم از باسواد و بی سواد؛ غیررسمی، غیرسازمانی و غیرتشکیلاتی بودن مسجد و در نتیجه، مردمی و عمومی بودن آن، که امکان حضور و مشارکت همگان را به طور مساوی فراهم می سازد؛ سهل الوصول بودن و دست رسی سریع و راحت به آن با توجه به وجود شبکه ای از ده ها هزار مسجد که در هر کوی و برزن و در شهر و روستا پراکنده اند؛ عدم امکان مخالفت و مقابله با آن از سوی حکّام و صاحبان قدرت به دلایل از دست دادن مشروعیت خود؛ قایل بودن نوعی قداست؛ صحّت در پیام رسانی و قابلیت اعتماد به آن؛ و … مواردی از این قبیل.»(۳۷)
بر این اساس، می توان گفت: منبر یک نوع نظام ارتباطی بوده است و در اعصار گذشته، منبر و مجالس روضه نقشی تقریبا همانند رسانه های جمعی امروزه بر عهده داشتند و فراهم سازی عوامل تعیین کننده در رفتار جمعی بسیار مؤثر بودند.
هرچند زنان ایرانی در همه ادوار علاقه مند شرکت در مجالس وعظ و سخنرانی و پی گیری امور اجتماعی بوده اند، اما شرکت زنان در این گونه مجالس در قرون گذشته با مشکلات زیادی همراه بوده است؛ چنان که اسرار التوحید در مورد مجلس وعظ ابوسعید ابوالخیر می نویسد: «… در همان زمان، دختر استاد بوعلی دقّاق، کدبانو فاطمه، که در حکم استاد امام ابوالقاسم قشیری بود، از استاد امام ابوالقاسم دستوری خواست تا به مجلس شیخ ما بوسعید برود. استاد امام در آن ایستادگی می نمود و اجازت نمی کرد. چون به کرّات بگفت، استاد گفت: دستوری دادم، اما متنکّروار و پوشیده شو و ناونه به زبان نیشابوریان، یعنی چادر شب کهنه بر سر افکن تا کسی ظن نبرد که تو کیستی. کدبانو فاطمه چنان کرد و چادری کهنه بر سر گرفت و پوشیده به مجلس شیخ ما آمد و در میان زنان بر بام نشست.»(۳۸) همچنین در مورد مجلس شیخ، نه اینکه مسجدی یا خانه ای باشد و نیمی مردان و نیمی زنان یا تمامی آن مجلس را زنان تشکیل دهند، بلکه معمولاً مجلس برای مردان برگزار می شد. اسرار التوحید می گوید: «زنان برای شنیدن سخنان ابوسعید در پشت بام ها ازدحام کرده بودند.»(۳۹)
اما پدیده جالبی که از دوره قاجار با آن مواجهیم، عبارت است از: ارزشمند شدن شرکت زنان در مجالس روضه خوانی و به تبع آن، هجوم زنان به این مجالس و همچنین کثرت برگزاری این گونه مجالس در منازل؛ چنان که کسروی می گوید: «در محرّم سال ۱۳۲۴ در تبریز علاوه بر مساجد و تکایا، از هر ده خانه، در یک خانه مراسم عزاداری برپا بود.»(۴۰)
مستوفی شرکت زن ها در مجالس روضه خوانی را چنین توصیف می کند: «فعّال ترین بُعد حضور اجتماعی زنان در دوره قاجار، شرکت در مراسم عزاداری ماه محرّم، روضه خوانی و نمایش های تعزیه بود. لازم به ذکر است که این مراسم در آن دوره مدت زمان بیشتری را دربرمی گرفت.(۴۱) در دوره قاجار در تهران، در هر محلّه و بر سر هر گذری، تکیه ای وجود داشت که مردم در ماه های محرّم و صفر [دست کم به مدت ۶۰ روز] به برپایی مراسم روضه خوانی در آن می پرداختند. بهترین و مفصّل ترین مجالس روضه خوانی ماه محرّم در مسجد حاج شیخ عبدالحسین برگزار می گردید که گاه جمعیت شرکت کننده در آن، متجاوز از ده هزار زن و مرد می شد.(۴۲) در بررسی منابع تاریخ معاصر، بارها به مسئله حضور فعّال زنان در چنین مراسمی برخورد می کنیم؛ مثلاً، مهدی قلی خان هدایت چنین گزارش می دهد: «در تکیه دولت، اطراف سکّو از زن ها پُر می شد؛ قریب شش هزار نفر. مردها به علت کثرت جمعیت زنان، بدان راه نمی یافتند.»(۴۳)
همچنین طبق منابع موجود، این نکته مسلّم است که شرکت انبوه زنان در مجالس روضه و مراسم عزاداری، تنها به تهران و تکیه دولت اختصاص نداشت،(۴۴) همچنین اختصاص به محرّم و صفر نیز نداشت، بلکه در شب های جمعه، وفیات و برای ادای نذر نیز این مراسم برگزار می شدند. کسب اجر اخروی، توبه از معاصی، افزایش اطلاعات دینی، مشاهده رجال سیاسی، روحانیان، مراجع بزرگ و شنیدن مواعظ آن ها در کنار بهره مندی از لذت حضور در جمع، مشارکت در طبخ غذا و تناول آن از انگیزه های کوچک و بزرگی بودند که به حضور زنان در این مراسم قوّت می بخشیدند.(۴۵) علاوه بر آن، از زمان قاجاریه، رفتن زن ها به مجالس روضه به صورت یک ارزش اجتماعی درآمد. مجالس روضه از جمله مکان هایی بود که زنان بی هیچ قید و شرطی، اجازه رفت و آمد بدانجا را داشتند.
در نتیجه عوامل مزبور، درست در زمانی که به قول علی اصغر شمیم، «زن در خانه زندگی می کرد و تقریبا هیچ گونه ارتباطی با خارج از محیط خانواده نداشت»(۴۶) و هنوز مدارس امروزی دختران دایر نشده بودند و زنان تقریبا به اتفاق از نعمت خواندن و نوشتن محروم بودند و حجاب نیز به شدت تمام مراعات می شد، حوادث تاریخی مهمی، اعم از مشارکت سیاسی و مبارزات سیاسی که به تفصیل ذکر خواهند شد از زنان ایران در تاریخ ثبت گردیده که مشابه آن در هیچ جای دنیا مشاهد نشده و تنها این زنان ایران بوده اند که در مواقع لزوم، دست به چنین کارهایی زده اند.
هم در دوره قاجاریه و هم در دوره کنونی، ما شاهد تحرّکات سیاسی مشابهی از زنان ایران هستیم که نمونه هایی از هر دو مورد ذکر می شوند:
در دوران قاجار، بخصوص در عصر حکومت ناصرالدین شاه، تهران مکرّر شاهد تظاهرات دسته جمعی زنان در سال های ۱۲۷۷ و ۱۳۰۲ ق(۴۷) بود و مهم تر از همه، قیام تنباکو در سال ۱۳۰۹ ق بود.(۴۸) عین ماجرا را از تاریخ دخانیه شیخ حسن کربلائی نقل می کنیم:
«به دنبال حکم ناصرالدین شاه به آیه الله میرزای آشتیانی در روز یکشنبه دوم جمادی الثانیه ۱۳۰۹، مبنی بر اینکه یا حکم تحریم آیه اللّه میرزای شیرازی را لغو کنید یا اینکه تهران را ترک نمایید، میرزای آشتیانی تصمیم گرفت که فردای آن روز (دوشنبه سوم جمادی الثانیه) تهران را به مقصد عتبات عالیات ترک نماید. این خبر در شهر پخش شد و صبح روز دوشنبه مردم دسته دسته رو به محله سنگلج … روانه شدند. هنگام ظهر زنان نیز دسته دسته و فوج فوج جمع آمده، جمعیت زنان نیز انبوه شد. پس از این اجتماع، اول کار زنان این بود که روانه بازارها شد
همیشه اولین نفر باشید! برای اطلاع از آخرین تخفیفها و جدیدترین کالاها در خبرنامه ثبتنام کنید.
هنوز حساب کاربری ندارید؟
ایجاد حساب کاربری