خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترجمه افقی برای فهم بهتر (گفت و گو با قدری چلیک ( مترجم و نویسنده))
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ترجمه افقی برای فهم بهتر (گفت و گو با قدری چلیک ( مترجم و نویسنده)) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرآیند برنامه ریزی استراتیک
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فرآیند برنامه ریزی استراتیک قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
09ساعت
07دقیقه
44ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 74

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان)، محتوای خود را در قالب 96 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش شناسی تفکر اسلامی (گفت و گو با دکتر عبدالحمید ابوسلیمان / مترجم: مهدی بهزادیان) :

اصطلاح «تفکر اسلامی» در نوشته های دانشمندان اسلامی، بسیار به کار می رود و هر کدام از نویسندگان، آن را به یک معنا به کار می برند از این رو گاهی معنای آن مبهم و نامشخص بوده و ویژگی های آن شناخته نمی شود آیا ممکن است این اصطلاح را به صورت دقیق تری معنا کنید؟

گاهی بسیاری از قضایای بدیهی برای انسان مجهول می ماند و دلیل آن اعتقاد به این امر است که ارزش و بهای هر امرِ علمی به میزان دشواری در فهم و درک آن است. از این جهت در این قضایا، مفاهیم سخت و پیچیده ای گنجانده می شود، در صورتی که نظریه اشتباهی است و مشهور است که اثبات بدیهیات، از دشوارترین امور است. و این به دلیل روشنی و وضوح آنها است. بنابراین، منظور ما از اصطلاح تفکر اسلامی، مخصوص یک معنای تنگ، محدود، سخت و دشوار نیست، بلکه از معنای وسیع و فراگیری بحث می کنیم که شامل سمت و سوی همه تلاش ها و تفکرات، در چارچوب اهداف و خواسته های اسلامی می شود و آن عبارت است از تکیه بر منابع معین در تفکر، که مهمترین آنها تکیه بر وحی که کتاب و سنت بیان گر آن است به عنوان منبع مهم شناخت است؛ چرا که کتاب و سنت، شامل ارزش ها، مبانی اساسی، جهان بینی و دیدگاه های اخلاقی است. اساسا وظیفه وحی پایه گذاری ارزشها، جهان بینی و بیان آغاز و انجام جهان است که در عین حال از مسؤولیت عقل در تفکر صحیح اسلامی نیز غفلت نکرده است. بنابراین، تفکر اسلامی به انکار عقل نپرداخته و بدیهیات عقلیِ سامان یافته ای را که در بحثِ معرفت شناختی بکار می روند، محترم می شمارد و در عین حال، احتمال وقوع عقل را در خطا نادیده نمی گیرد؛ چرا که خطا، اقتضای طبیعت بشری است و «پروردگار کسی را به بیش از حد وسعت و طاقتش مکلف نکرده»(۱) بنابراین تکیه بر عقل در فهم و فقه، امری است که انکار یا نادیده گرفتن آن ممکن نیست.

اما بحث در خصوص احتمال وقوع عقل در خطا و اشتباه در هنگام اتکای بر آن ، از قبیل بحث های سوسفسطایی و بی نتیجه است. به راستی آیا هیچ مجتهدی بدون اِعمال عقل، مجتهد می شود؟ و دلیل این قول مشهور اهل سنت که مجتهد در هر دو حالت چه صحیح فتوا دهد و چه خطا – مأجور است، آیا جز احتمال وقوع خطا برای مجتهد و اعتراف به این نکته است که خطا ملازم طبیعت بشری است؟

عقل دومین منبع از منابع شناخت محسوب می شود که نمی توان آن را نادیده گرفت و هر دیدگاهی که به تعطیل عقل یا انکار آن به عنوان منبع شناخت بیانجامد، از دید ما خطا است و بیانگر نظام و روشِ مورد نظر اسلام نیست، البته افزون بر عقل، می بایست به فهم و درک مبایع وجودی مخلوقات و جوامع بشری نیز نایل شد و واقعیت های موجود در حیات و نهادها و امکانات و نیازمندی های آن را شناخت؛ چرا که کسی که این واقعیت ها و طبیعت ها را درک نکند، نمی تواند مسایل را در چارچوب جهان بینیِ جامع و شاملِ اسلامی قرار دهد و در نتیجه نخواهد توانست در به کارگیری عقل خویش، توفیق یافته، به واقعیت دست یابد. بنابراین، طبایع بشری، زمینه هایی هستند که وسایل شناخت قوانین را به دست می دهند که بر کائنات عالم حکومت می کند و توسط این قوانین بشر توانسته است کائنات را برای خدمتِ به خویش و محقق ساختن رسالت های خلافت در روی زمین، به تسخیر در آورد.

علاوه بر آنچه که گذشت، می بایست بر فهم وقایع و مسائل جدید در چارچوب زمان و مکان دست یافت. درک صحیح و عقلانی وقایع، و طبیعت و ماهیت آنها، و فهم پویایی آنها در قالب جهان بینی اسلامی و منابع اصیل آن میسر است. این نوع تفکر است که می تواند بیان گر چارچوب تفکر اسلامی و روش شناسیِ اساسی آن باشد. البته ممکن است در این چارچوب برخی تفاوت ها در دیدگاه ها و سمت و سوی تلاش های اشخاص به وجود آید، ولی آنها در منظومه و تفکر اسلامی قرار می گیرند. کسی که به دنبال معنای تنگ و محدودی برای تفکر اسلامی است و می خواهد تفکر را محدود و منحصر نماید و خویش را به فهم وقایع مختلف و اختلاف آنها در زمان و مکان محدود کند، متحجر است. اساسا تحجر را نمی توان اندیشه و تفکر نامید، تا چه رسد به این که نشان گر و بیان گر روشِ تفکر اسلامی باشد.

از آغاز قرن چهاردهم هجری، پیشگامان اصلاحات در جهان اسلام، بانگ نقد و بررسیِ روش سنتی تفکر اسلامی را سر داده اند. هم چنین خواستار تاسیس روش جدیدی شده اند که بتواند پاسخ گوی نیازهای عصر جدید باشد و با تهدیدهای فرهنگی جدید با اقتدار و صلابت مقابله نماید، به نحوی که برتری و سربلندیِ فرهنگی و تمدن را به امت باز گرداند، حال سؤال این است که منابع چنین نظام روش مندِ تفکر اسلامی معاصر چیست و چارچوب و شاخصه های معرفت شناختی آن چه می باشد؟

برای فهم کمّ و کیف کوتاهی هایی که در تفکر اسلامی و روش شناسی آن وجود دارد، می بایست مسیر این تفکر و صعود و نزول آن را در طول تاریخ مطالعه نماییم تا بتوانیم به مقطعی که اسباب تغییر و تحول از آن هنگام آغاز شد، پی ببریم؛ چرا که به این وسیله به درستی می توانیم میزان کوتاهی و قصور را تخمین زنیم تا از وادی مقصر دانستِ این و آن به در آمده و به گستره فهم برسیم و ابعاد حقیقی مشکل را دریابیم، آن گاه آن را تصحیح و اصلاح نماییم. شایان ذکر است هر آنچه که انجام آن در شرایط خاصِ زمانی و مکانی صحیح بوده است، الزاما در شرایط دیگر صحیح نیست. بنابراین، هنگامی که از اصلاح سخن از اصلاح می گوییم، لزوما غرض این نیست که می خواهیم چیز فاسدی را اصلاح نماییم، بلکه گاهی می خواهیم ساکنی را تحرک بخشیم یا آنچه را که با نقص و اشکال مواجه است، اصلاح نماییم.

بسیاری از مردم می پندارند دعوت به اصلاحِ روش شناسیِ سنتی، به معنای دعوت به اصلاح چیز فاسدی است. این تصور خطا است و مورد نظر ما نیست. سخن ما در خصوص واقع و شناخت انسان از واقع است که با آن زندگی می کند. او می بیند که این روش شناسی، پاسخ گوی نیازها و پیشرفت های او نیست، یا به این دلیل که ساکن و غیر فعال است و یا چون با مشکلی مواجه گشته است که از جهات متعدد نیاز به درمان دارد. مشهور میان ما این است که باب اجتهاد با پایان قرن چهارم هجری بسته شده است و در نتیجه، تفکر اسلامی قادر به حرکت جدیدی نیست و از همراهی و هم گامی با وقایع جدید و ارایه جایگزین های متناسب با مسایل نو، ناتوان است، تا چه رسد به برخورد با عقب ماندگی ها و بحران ها و نابسامانی ها و شکست هایی که امت گرفتار آن است. به نظر من، آنچه موجب جمود و قصور تفکر اسلامی شده، رخدادهای تاریخی معینی بوده است که در نهایت به انزوای علما از مسایل اجتماعی منجر شد. پس از سقوط خلافتِ خلفای راشدین، جدال میان مدینه منوره و دمشق، شدت گرفت. این جدال میان تفکر وابسته به مکتب اسلام در مدینه، و تفکر قبیله ای در دمشق بود.

تفکر قبیله ای اگر چه به ظاهر در چارچوب نظام اسلامی نمایان شد، ولی در اصل نشان گر ارزش ها و روش های اسلامی نبود؛ چرا که خُلق و خو و تفکرات و نهادهای اساسیِ آن، برگرفته از میراث نظام قبله ای بود، ولی مقابل آنان اشخاصی بودند که صاحب تفکر اسلامی بودند، که اساسا مغایر تفکر قبیله ای است. با توسعه فتوحات اسلامی و افزونی سپاه اسلام، سپاهی که از نسل قبایل و فاقد تربیت نبوی بود، رو به فزونی نهاد و سپاهی که تعلیم یافته گان تربیت نبوی بود، به دلیل کهولت سنی یا نیل به شهادت، رو به کاستی گذاشت. در نتیجه بیشتر افراد سپاه را نسلِ قبایل تشکیل دادند و همین سپاه قبیله ای بود که خلافت راشده را برانداخت؛ چرا که سبب اساسیِ سقوط خلافت راشده، در اختلاف ماهیت میان رهبری اسلامی با نظام قبیله ای – که دارای سلطه نظامی استنهفته است. بنابراین وجود اختلاف میان ماهیت و منطقِ رهبری اسلامی و سپاه قبیله ای که مردان قبایل در سپاه فتوحات وابسته به آن بودند – سبب درگیری های پیاپی و جنگ های داخلی میان جناح اسلامی در مدینه، و نژادِ قبیله ای حاکم بر دولتِ دمشق گردید.

این موضوع سبب کشت علمای امت و روشنفکران اسلامی به علت جنگ های داخلیِ مستمر و خونریزی، به این نتیجه برسند که استمرار جنگ های داخلی و قیام علیه نظام قبیله ای جز به ریخته شدن خون انسان ها منجر نمی شود، به اختلافات پایان نداده و موضوع را فیصله نمی دهد. به همین دلیل جناحِ مدینه تصمیم گرفت خود را محدود به اظهار نظرِ مخالف نماید؛ چرا که عوارض آن بسی کم تر از انقلاب و خونریزی دائمی است. به همین سبب برای جلوگیری از خونریزی و ایجاد فتنه، به عدم جواز قیام علیه حاکم – اگر چه ظالم باشد – فتوا دادند، و این فتوا همان چیزی است که به زندانی شدن ابو حنیفه(۲) معنا می بخشد؛ چرا که وی تصدی منصب قضا را برای دولت رد کرد.

و در اثر کناره گیریِ جناح اسلامیِ مدینه – که رجال آن خود را علمای اسلامی می خواندند – از عرصه زندگی و عدم مشارکت آنان در حیات سیاسی و اجتماعی و عزلت گزینی و اقامت در مساجد برای تعلیم و تعلم و دور ماندن از مسایل و وقایع، حرکت ها متوقف ماند و علما به مطالعه ی کتاب ها و شرح آنها و شرحِ شرحِ بر آنها و تلخیص آنها پرداختند؛ چرا که آنان در اثر فاصله گرفتن از وقایع، قادر به افزودن امری جدید یا ابداع روشی نبودند، از آن رو که در اثر عزلت از حیاتِ اجتماعی و وقایع آن، قادر به ارایه امر جدیدی در تفکر نبودند.

شاید متون و شروح و حواشی و تلخیص های فراوان و متعدد، به علت تبعیت صِرف از گذشتگان و عدم قدرت بر اجتهاد، در چنین فضای علمی بوده است که در اثر گوشه گیری و عزلت و در نتیجه عدم فهمِ وقایع و طبایع بوده است.

خلاصه این که در اثر عزلت و گوشه نشینی، دو امر اساسی حاصل شده است:

جمود و صوری بودن مسایل فقه در نتیجه عدم احاطه به وقایع و حقایق که باعث می شود فقیه برای به کارگیری اصول در تولید مسایل جدید و توسعه فقه با موانع سختی روبرو شود. از این رو علم خود را فقط به زندگی فردی مشغول می سازد. برای روشن تر شدن موضوع، بهتر است نمونه ای از رفتارهای فردی و اجتماعی مردم را ملاحظه نماییم، مثلاً می بینیم برخی هنگامی که در فهم امری از امور عبادی خویش با سؤالی مواجه می شوند، برای رسیدن به پاسخ تلاش و کوشش بسیاری مبذول می نمایند یا مثلاً در معاملات خود دائما مراقب اند که گرفتار ربا نشوند، اما برخی از همین اشخاص، هنگامی که در اثر مخالفت با دولت – اگر چه به قیمت آسیب رساندن به نظام و مصالح عمومی جامعه – به نفع و بهره شخصی دست یابند، ابدا خود را سرزنش نمی کنند؛ چرا که صرفا براساس فقه فردی تربیت یافته اند و نه فقه اجتماعی.

بنابراین، روش شناسی ما دارای نقص است. این نکته در تدریس فقه و اصول نیز متجلی است؛ چرا که تعلیم و تعلم آنها نیز به عنوان مسایلی آموختنی و حفظ کردنی، تلقی می گردد، نه بر این اساس که روش هایی برای توسعه و پیشرفت قضایای فقهی است. تدریس فقه و اصول همانند مطالعات تاریخی محض شده است و از همین رو تفکر جدیدی از آن حاصل نمی شود. از این جا معلوم می شود که روش شناسیِ سنتی در اوضاع تاریخی معینی بوجود آمده است؛ در شرایطی که علما خود منزوی بوده اند و اعمال مکلفین را نیز فقط در سطح مسایل شخصی به سانِ افرادی کنار گرفته از جامعه، تعیین نموده اند، نه به صورت انسانی که در حالت ترس و وحشت باشد، انسانی نامتعادل و منفی است که از انجام هر اقدام سازنده ای و یا ارایه ی هر کاری نو، ناتوان است؛ چرا که ترسِ بر جان و مال، سبب می شود تا انسان از نظر روحی، به سان بردگان درآید.

این ها مسایلی است که در اثر کاستی های روش شناسی حاصل شده است و این کاستی ها امت اسلامی را به دلیل ایجاد فاصله میان وحی و واقع از سویی، و ترس و وحشت از تفکر و مخالفت از سوی دیگر، مبتلا و گرفتار ساخته است. حال، مطلوب مادر برابر تهدیدهای موجود، با ضعفی که در آن به سر می بریم، این است که شیوه ها و روش های خود را با روش های دیگران مقایسه نماییم تا به نقایص و کاستی هایی که در مقابله با تهدیدها و خطرات دشمن مبتلاییم، پی ببریم. بنابراین، مشکل اصلی ما مشکل روش شناسی است و حل این مشکل در گرو اصلاح روش شناسی و التزام به منابع معرفت اسلامی است؛ منابعی که برخوردار از ارزش های وحی و اهداف آن باشد، با وقایع و طبایع سازگار باشد و عقل را محترم شمارد و جامع و شامل باشد، تا بدین ترتیب بتوانیم نشاط و پویایی سابق را به تفکر اسلامی برگردانیم و با واقعیات عصر حاضر زندگی کنیم و تهدیدهایی را که با آن مواجهیم، بپذیریم و به این ترتیب اشکالات را بر طرف سازیم و روحیه بردگی را از خود دور کنیم.

امت اسلامی توانمندیهایی دارد که هیچ طایفه و گروه دیگری صاحب آن نیست. ما ارزش ها و اهداف بلندی داریم که نزد هیچ فرقه ای یافت نمی شود و خلاصه این که هیچ مکتبی ارزش مدارتر و هدف مندتر از مکتب اسلام نیست.

با این حال مسلمانان دارای بدبختی غریبی هستند. به راستی علت این موضوع چیست؟ این خلاصه ای از وضعیت ما در روش و اندیشه است، مَثَل ما به عنوان وارث اسلام عزیز، همانند یتیمی است که وارث ثروت هنگفت و کلانی از پدر خود شود، ولی نداند که چگونه و به چه کیفیتی می بایست آن را به مصرف رساند.

برخی از محققان در زمینه ی طرح اسلامی نمودنِ شناخت، بحث اسلامی کردن علوم طبیعی و حتی علوم محض را پیش کشیده اند. بر فرض که اسلامی کردن علوم انسانی ممکن بوده و مورد نیاز و خواست فرهنگ و تمدن امت اسلامی باشد، ولی آیا اسلامی کردن علوم طبیعی ممکن است تا چه رسد به علوم محض؟ و اگر چنین چیزی ممکن باشد، اسلامی کردن موارد اخیر چه معنایی دارد و چگونه قابل اجرا است؟

برای برطرف شدن ابهام این موضوع، نخست باید یک قضیه ی اساسی را توضیح دهیم و آن عبارت است از فرق گذاری میان علوم ابزاری و علوم اهداف. علوم انسانی از علوم اهداف است که بحث آن درخصوص انسان و کیان وجودی او و عملکردهای انسانی است و دارای دو جنبه ی اخلاقی و دینامیکی می باشد که متاثر از اهداف، ارزش ها، جهان بینی و شرایط مادیِ فرد و جامعه است. اما علوم طبیعی، علومی ابزاری هستند که انسان به وسیله آنها به نظریه ها و نگرش های نوی علمی و اهداف آن و نحوه ی به کارگیری آن، دست می یابد. تا اندازه ای می توان این علوم را با کاردی که در دست انسانی قراری دارد، مقایسه نمود. انسان می تواند از یک کارد به عنوان یک وسیله قتل و جنایت استفاده کند، یا بر عکس به عنوان یک ابزار سودمند از آن بهره جوید. بنابراین، علوم محض و علوم طبیعی به خودی خود فقط وسیله است و بحث در خصوص اسلامی شدن یا نشدن را بر نمی تابد؛ آنچه باید اسلامی شود، عقل است. این عقل است که وسیله را به کار می گیرد و استفاده می کند. بنابراین، این گونه نیست که ما به سوی ریاضیات اسلامی و دیگران به طرف نوع مسیحی یا یهودی یا الحادی آن.

وقوف در چنین مفاهیم مشوش و آشفته ای، ما را به خطایی اساسی در فهم معنای علوم طبیعی می کشاند بنابراین، علومِ طبیعی، ابزارهایی هستند که انسان در جهت سود یا زیان خویش به کار می گیرد. تعادل و توسعه فکری انسان است که طبیعت به کارگیری این علوم و توجه به زمینه های مختلف آن را برای او مشخص می کند. بنابراین، انسان و علوم انسانی است که زمینه ی بحث اسلامی شدن هستند که شامل تفکر به کار گیرنده علوم و جهان بینی او و هم چنین اهداف اخلاقی او در برخورد با ابزارها است، تا دوربین وسیله علوم ابزاری را در جهت بهره رساندن به بشریت به کار گیرد، نه در جهت نابودی و تخریب بشریت، نتیجه این که بحث در خصوص اسلامی کردن، مربوط به علوم و معارف اسلامی است، نه مربوط به علوم طبیعی.

طرح اسلامی کردنِ شناخت با پاره ای اعتراضات مواجه است؛ که به عنوان مثال م

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.