خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قصص عهدین و مقایسه آن با قصص قرآنی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل قصص عهدین و مقایسه آن با قصص قرآنی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفته های کارگردانِ «مریم مقدس»
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گفته های کارگردانِ «مریم مقدس» قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
14ساعت
59دقیقه
48ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 46

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) شامل 105 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه متقابل دین و هنر (۱) :

چرخ با این اختران نغز و خوش زیباستی صورتی در زیر دارد آن چه در بالاستی
صورت زیرین اگر بر نردبان معرفت بر رود بالا همان با اصل خود یکتاستی

میرفندرسکی(۱)
کلید واژه ها: دین هنر، هنر دینی، انسان، فرهنگ، اسلام چکیده
دین به مثابه اعتقاد و روش زیست و هنر به مثابه تجلی کالبدی و مادی بخشیدن به اعتقادات و باورها از دیرباز در معنا بخشیدن به زندگی بشر ایفای نقش نموده اند. ادیان هدایتگر و مبین باورهای بشر نسبت به ابتدا و انتهای حیات و تعیین مسیر و چگونگی سیر به سمت هدف غایی انسان بوده اند. در این راه که هر موضوع و شی ء و فعالیتی واجد معنا قلمداد گردیده است، ارزش های دینی به عنوان تغذیه کننده هنر، انسان را به ایجاد فضا و محیط و شکل و کالبدی هدایت نموده اند که یاری دهنده انسان در فهم بهتر اعتقاداتش بوده و همچنین او را در برگزاری مناسک دینی اش نیز که رهنمون او به سمت معنویت و کمال بوده اند، کمک می نموده اند. به این ترتیب ارتباط دین و شقوق مختلف هنر در همه ادیان با شدّت و ضعف های متفاوت و به عبارتی مراتب مختلف توجه به هنر در ادیان گوناگون وجود داشته است. درآمد
از هنگامی که انسان خالق خویش را شناخت برای قرب به او به عبادت پرداخت. بیان مکنونات قلبی خویش و به عبارتی تجلی شکلی بخشیدن به عقاید و آرمان های خویش در قالب کلام، شکل، حرکات و فضارا به منصه ظهور رساند. و باز انسان برای مرتفع نمودن نیازهای خویش به تغییر شکل ماده و آماده نمودن آن برای استفاده خود در جهت رسیدن به کمال (یا یکی از نیازهای اصلیش) دست زد. از این زمان هاست که می توان از ظهور اولین بارقه های هنر و به ویژه هنر دینی سخن گفت. در واقع انسان که حقیقت را باطن عالم خارج می داند که در وراء محسوسات او قرار دارد، برای معرفی این حقیقت دست به آثاری می زند که چیزی جز هنر نیستند. اولین آثار هنر دینی و یا به بیان بهتر آثار هنری که بی گمان دینی بوده و در عالم خاکی معانی معنوی را مرادی می نموده اند،بدون تردید در ساخته های آدم علیه السلام و فرزندان بلافصلش پس از هبوط اوبه زمین پدیدار شده اند. آثاری که با مواد این جهانی و دنیای خاکی سمبل های عالم غیب را که به خوبی در ذهن و یاد آدم علیه السلام بوده به نمایش می نهاده است. این آثار که در مضامین کلامی و شکلی ساخته های آدم علیه السلام و فرزندان او نمود یافته بودند، به مرور زمان و بعد زمانی از مبدأ هبوط و دوری از حضور در عالم غیب، به صورت سمبل ها باقی ماندند و معنای آن ها که همواره ابناء بشر را در ایجاد آثار بزرگ هنری مدد رسانده اند همچنان موردبحث و تفکر و ارتباط انسان با اصل خویش بوده اند. با دگرگونی و تحولاتی که درعقایدو باورهای انسان در زمینه خداشناسی، هستی شناسی، جهان شناسی و خودشناسی که گاه شفافیت عالم غیب را برای برخی برملا نموده و گاه زنگار غرقه شدن درخاک را برای عده ای سبب می شده است هنرها نیز جلوه های متفاوت و حتی متضاد می یافته اند. نکته مهم در این است که انسان ها (با هر نوع جهان بینی و تفکر و فرهنگی) به تعدادی اصول و ارزش ها (همچون زیبایی وعشق وعدالت وامثالهم) معتقد و مشتاق هستند. حال بسته به مرتبه و ساحتی از حیات که به آن متوجه هستند تفسیرشان از این اصول و ارزش ها متفاوت بوده و بالنتیجه حاصل کار هنری آن ها که طبیعتا در پی تجلی این ارزش هاست ما به ازاء آن وجهی را به نمایش می گذارد که انسان در آن زندگی می کند. لذاست که می بینیم همه آثار هنری قصدبیان زیبایی و وصول به معشوق و برپایی عدالت و… را داشته و هرکدام نیز خواهان و پیروانی نیز دارند.
در این مقدمه به سه نکته اصلی به عنوان زمینه های اصلی بحث اشاره می شود:
* از ابتدای تاریخ بشری هنر همواره مترادف و همراه با موضوعات وتعابیر ومفاهیم دینی بوده است که به مرور با غلبه مفاهیم دنیوی بر زندگی بشر به تناسب شاخه هایی نیز از آن منشعب شده اند. درواقع همان گونه که به مرور کفر و شرک بر تفکر و جهان بینی الهی و توحیدی انسان غلبه می کند، هنرِ متناسب با آن تفکر و جهان بینی نیز به وجود می آید تا جایی که هنر که روزی برای تبیین حقیقت روحانی و معنوی و بیان زیبایی آن بود، امروزه به حجاب و ستری برای حقیقت بدل شده است. به این ترتیب همان گونه که انسان به زیبایی و عشق و جمال دنیایی و ظاهری متوجه شده است، هنر دوران نیز، بر این وجوه متمرکز شده و هر آن چه را که دنیایی است، تبلیغ و ترویج کرده و در واقع مجاز را به جای حقیقت به انسان معرفی می نماید. سمبل ها و رموز به مرور به صورت نشانه های قراردادی که ربطی نیزبه حقایق ماوراء طبیعی ندارند، درآمده اند.
* وجود رابطه بین آراء و عقاید هنرمند که به هر حال در آثار او متجلی می شود با عقاید مورد باور جامعه ای که از آن هنر بهره مند شده و یا به عبارتی آن را درک می کند، ضرورتی است که فقدان آن سبب عدم درک اثر هنری و یا حتی نفی آن می شود. فقدان این ارتباط در جوامع معاصر و در میان جوامع با عقاید و باورهای مختلف ممکن است ظهور و بروز داشته و هنرمندان ارتباطی با عقاید جامعه نداشته و حتی تمایل به وجود این نداشته وبالاتراز آن، بخواهندآن را تحقیرکنند،اما در میان آن دسته از هنرهای دینی که بر کهن الگوهای مورد توجه همه ادیان استوار بوده اند ارتباط هنر و هنرمند و جامعه و پیام اثر هنری از تجانس وهماهنگی کاملی برخوردار است. این در حالی است که در آن موقعیت، ساده ترین اشیاء و اشکال در عین عملکرد داشتن، معنای خاص خویش را دارند، در حالی که امروزه مدهای رایج، بدون احساس نیاز به شناخت معنای هنر و ایجاد رابطه با آن، جمع آوری عتیقه جات (و حتی شبه عتیقه ها و عناصر صرفا قدیمی) و آثار هنری بومیان وگذشتگان و هر آن چیزی را که روزگاری کاربردی داشته و امروزه منسوخ شده است (همچون آفتابه و سماور نفتی و اطوی ذغالی و دیگ و دیزی و…) به عنوان عامل تشخیص و جلوه گری (و بدون توجه به زیبایی های آن که معمولاًدر آثار گذشتگان مستتربوده است)ترویج می گردد و صبغه ای از هنرمندی و هنردوستی قلمداد می شود. و همین موضوع عامل مهمی در انحطاط آثار هنری و القاء کهنگی و اضمحلال نه تنها به کالبد (که البته مهم هم نیست) که به اصول شکل دهنده آن ها می باشد.
*”دین”و” هنر” دوموضوع و دو مقوله بنیادین مرتبط با ساحت های مختلف وجودی حیات انسان هستند. البته این دو از یک جنس و یا هم رتبه و هم درجه نیستند، لکن تأثیرپذیریشان از یکدیگر، نمونه ای یگانه است. به این ترتیب که اصولاً همواره “دین” ،” هنر” را برای تبیین جنبه های معنوی و غیرقابل بیان خویش به خدمت گرفته است و هنر نیز با ارتزاق از مبانی و مفاهیم معنوی دین رشد نموده است. به بیان دیگر از آن جایی که هنرها به طور عام به گونه ای زیبایی و حسن و جمال را به نمایش گذارده، زشتی ها و پلیدی ها و ظلم ها و بی عدالتی ها را به سخره گرفته آن ها را نفی می کنند، می توان به ارتباط تنگاتنگ دین (به ویژه ادیان الهی) و هنر متعهد حکم داد. هنردینی به تعبیری اعلام وفاداری انسان به عهدی است که با خدای خود بسته است الست بربکم قالو بلی(۲) و همین وفاداری عامل رشد و کمال انسان است.(۳)
برای تبیین رابطه “دین” و” هنر” مراحل و مدارج متفاوتی را بایستی مورد توجه قرار دارد: مرحله اول؛ تبیین ویژگی های “دین” و” هنر”است تا با دریافت ما به ازاء هر یک از ویژگی ها،در مرحله دوم نسبت این دو با یکدیگر و چگونگی بهره مندی آن ها از یکدیگر وضوح یافته و نهایتا در مرحله آخر رابطه دین و هنر تبیین شود. دین، ویژگی ها و مراتب آن
در لغت نامه دهخدا در معنای دین آمده است: کیش، ملت،صبغه، طریقت، شریعت و مقابل کفر. دین در گات ها به معانی مختلف کیش، خصایص روحی، تشخیص معنوی و وجدان به کار رفته است و به معنی اخیر دین یکی از قوای پنجگانه باطن انسان است. علماء فقه اللغه اسلامی برای دین معانی مختلفی ذکر کرده اند که اساس کلیه آن ها در سه معنی خلاصه می شود. الف: از اصل آرامی عبری به معنای حساب که به استعاره از آن اخذ شده. ب: عربی خالص و معنای آن عادت یا “استعمال” است که هر دو از یک اصلند. ج: کلمه ای است فارسی به معنای دیانت و کلمه دین به معنای دیانت در زبان عرب دوره جاهلی مستعمل بوده و “عادت” یا استعمال از این ریشه است. مجموعه عقاید موروث مقبول در باب روابط انسان با مبدأ وجود وی و التزام بر سلوک و رفتار بر مقتضای آن عقاید. دین قطع نظر از چگونگی منشأ آن امری است که جنبه اجتماعی آن مسلم است. از جهت تاریخ، ادیان را به ادیان موجود و ادیان گذشته و همچنین ادیان الهی و ادیان غیرالهی می توان تقسیم کرد. مقصود از ادیان الهی، دین هایی هستند که بنای آن ها بر اعتقاد به یگانگی خداست و آن را ادیان آسمانی نیز گویند. احکام این ادیان به وسیله پیمبران از جانب خدا به خلق ابلاغ می شود. اساس این ادیان تسلیم است [همچنین] رفعت و سلطان و حکم و ملک، سیرت، عادت و کار، عادت و شأن(۴) نیز سایر معانی دین هستند.
قدیمی ترین اعتقاد بشر، باور به وجود خالقی برای جهان است که با تدبیر و علم خویش ضمن خلق جهان هستی نظمی دقیق و متقن را برای ادامه حیات در آن قرار داده است. اعتقاد به خالق یکتا اولین اصل کلیه ادیان الهی است و همه پیامبران الهی مبلغ آن بوده اند. مجموعه معارفی که پیامبران الهی برای تعیین روش زندگی بشر به اوابلاغ نموده اند همان دین است که به حکم عقل بایستی متضمن سعادت دنیوی و اخروی بشر باشد. به بیان علامه بزرگوارطباطبایی(ره) حقیقت دین عبارت است از تعدیل اجتماع انسانی در مسیر حیاتی آن و به تبع، تعدیل حیاتی یک فرد انسان را هم دربردارد و دین اجتماع انسانی را در راه فطرت و آفرینش وارد ساخته و به آن موهبت حریت و سعادت فطری را چنان چه مقتضی عدل است می بخشد. همچنین به یک فرد حریت مطلقه داده در انتقاع بردن از جهات حیات چنان که فکر و اراده اش او را رهبری می کند تا جایی که ضرری به حیات اجتماع نرساند آزاد می گذارد لیکن ناگفته نماند که تمام آن ها را مقید به بندگی خدا و تسلیم شدن در برابر فرمان او نموده در همه جا خضوع برای قدرت غیبی خداوندی و سلطنت او را مسلم داشته است.(۵) به این ترتیب معلوم می شود که نمی توان حدفاصلی بین دین و روش های دستیابی به سعادت جامعه انسانی جستجو نمود چرا که دین همان فطرتی است که خداوند به انسان عطافرموده و عمل دین و بیان معارف از زبان پیامبران صرفا جهت بیدار نگهداشتن فطرت و پیشگیری از فراموشی آنست. “خدای سبحان درکتاب مجیدش مکرر فرموده که دین او و راهی که بندگان را به آن هدایت می کند همان راه انسانیتی است که فطرت خود انسان به آن دعوت می کند و جز آن دینی و راهی نیست. پس راهی که انسان در زندگی خود می پیماید همانا راه خدا و دین الهی است لکن اگر آن را مطابق آن چه فطرت به سوی آن دعوت می کند و سعادتش نیز در آن است سلوک نکرد خواه در خلال آن ایمانی به خدا و عبادت معبودی باشد مانند دین های باطل و خواه خضوع و عبادتی در آن نباشد مانند مادیت در هر حال همان راه خدا است که کج گرفته شده و اسلامی است که تحریف شده و نعمت خداست که کفران شده است.”(۶)
احتمالاً این که بنا به نظر علامه طباطبایی(ره) “دین به معنای سنتی اجتماعی است که انسان در زندگی اجتماعی اش بر طبق آن سیر می کند و سنت های اجتماعی متعلق به عمل است وزیربنای آن اعتقاد به حقیقت هستی عالم و هستی خود انسان، که یکی از اجزاء عالم است، می باشد. به همین جهت می بینیم در اثر اختلافات، اعتقادات درباره حقیقت هستیِ سنت های اجتماعی مختلف می شود. پس دین عبارتست از سنتی عملی که براساس مساله جهان بینی و زیست شناسی بنیان گرفته و این اعتقاد با علم استدلالی و یا تجربی که پیرامون عالم و آدم بحث می کند تفاوت داردبرای این که علم نظری به خودی خود مستلزم هیچ عملی نیست ولو این که عمل کردن به علم نظری احتیاج دارد به خلاف اعتقاد که عمل را به گردن انسان می گذارد و آدمی را محکوم می کند که بایستی بر طبق آن عمل کند.”(۷) مرحوم علامه (ره) با استناد به این که فطرت هر انسانی او را به دینی دعوت می کند، می فرماید: “دین چیزی به غیر از سنت حیات و راه وروشی که بر انسان واجب است آن را پیشه خود کند تاسعادتمند شود.(۸) مراد این وجیزه از دین نیز عبارت از راه و روش زندگی که بر پایه ارتباط انسان با ماوراءالطبیعه و آفریدگار جهان استوار می باشد. طبیعی است که دین های مختلفی به طرق گوناگون قابل طبقه بندی هستند: “دین توحیدی” و “ادیان شرک”، “ادیان الهی” و “ادیان غیرالهی.” و از آن جایی که مقاله حاضر ادعای پرداختن به همه موضوعات مرتبط با دین وتبیین آن ها را نداشته و تنها به دریافت چگونگی بهره گیری ادیان از هنر، الهام هنر از ارزش های دین و نوع هنرهایی که بسته به جهان بینی دینی رشد یافته اند، متوجه می باشد، لذا به مختصاتی از دین اشاره می شود که می توانند در این سه موضوع ایفای نقشی اساسی را عهده دار شوند.
با عنایت به این موضوعات و باتوجه به جملگی تعاریفی که از دین ذکرشد، در این جا مراد از دین راه و روشی است که پایه های خویش را در ارتباطی با ماوراءالطبیعه استوار نموده است. به این ترتیب برای دین علی رغم همه ویژگی هایی که دارد چند مشخصه را به طور بارز می توان مطمع نظر قرار داد. در واقع ادیان، هم در مورد جنبه های روحانی و معنوی حیات انسان برنامه و نظر دارند و هم این که برای قلمرو مادی و زندگی این دنیایی انسان (با شدت و ضعف متفاوت) توصیه و دستوراتی را مطرح می نمایند. وجه بارز تمایز ادیان و مکاتب انسان ساخته و وجه تشابه ادیان، ساحت معنوی آن هاست که در عین توجه به ساحت روحانی حیات انسان، قلمرو مادی زندگی را نیز معنایی معنوی و روحانی می بخشد. به همین دلیل معنویت به عنوان ویژگی بارز دین مورد نظر قرار گرفته و دو مقوله از امور دینی مرتبط با این وجه یعنی عبادات و آیین هابه عنوان مشخصه های مورد نظردین که بر شکل گیری هنردینی نیز تأثیر دارند در این نوشتار مورد نظر قرار می گیرند، که اجمالاً به شرح زیر هستند: معنویت، عبادت و آیین ها. و مختصر این که دین از طریق عبادات و آیین های خویش معنویتی را به انسان القا می کند که توسط آن معنویت،انسان از راز هستی و گوهر وجود خویش آگاه می شود.

چیست دین؟ برخاستن از روی خاک تا که آگه گردد از خود جان پاک

معنویت: یکی از وجوه بارز دینی معنویتی است که با درجات مختلف در ادیان گوناگون وجود داشته و پیروان هر دینی به آن قایل و متوجه هستند. این معنویت که مقوله ای روحانی و غیرمادی است باید به گونه ای به لباس ماده ملبس شده و در قالب کلام، صوت، شکل، فضا و یا حجم به انسان معرفی و ارزش و مفهوم معنوی آن به او القا شود. به این ترتیب آثاری که از معنویت سرچشمه گرفته و معرفت به معنویتی را القا نمایند می توانند به عنوان هنر معنوی مطرح شوند. یکی از بارزترین وجوه هنر معنوی در ادبیات و بویژه در شعر تجلی یافته است. برای نمونه یکی از ادله و اسرار محبوبیت شعرایی چون سعدی و مولانا این است که آثار ایشان یادآور و متذکر ارزش های معنوی الهی است. نکته مهم در این است که هنرمند بایستی به گونه ای توانسته باشد با عالم معنا ارتباط برقرار نماید و هر چه که این ارتباط قوی تر باشد، تأثیر کلام شخص بر جامعه نیز قوی تر خواهد بود. در واقع برای هر رهبر آسمانی (که هنرمند حقیقی است) و هنرمند اصیل لحظه یا لحظاتی را می توان قایل شد که او را به ملکوت راه می دهند تا ارتباط او با آیات کبرای الهی برقرار شده و بتواند رهنمایی خلق به ارزش های معنوی و روحانی را بر عهده گیرد.(۹)

من که از این شب صفتی کرده ام این صفت از معرفتی کرده ام
بس که سرم بر سر زانو نشست تا سر این رشته بیامد بدست
 

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.