اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 44
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست :
مقام دوم سخن، فایل پاورپوینت کامل حضور زن در صحنه سیاست و اجتماع است که در این مورد نیز برای روشن شدن بحث، ذکر مقدمه کوتاهی لازم است.
دین از آن جهت که بشر را با دید جمعی می نگرد، وبرای انسان یک هویت جمعی معتقد است خواه جامعه حقیقی وجود داشته باشد یا نداشته باشد یک سلسله وظایفی را به عنوان مسائل اجتماعی مطرح می کند ومسلمانان را به انجام آن وظایف فرا می خوانده اند. آنها که از نبوغ برخوردار نیستند، یا تک اندیشند و فقط به فکر خودشان هستند، خطوط کلی اجتماعی را درک نمی کنند یا اگر خطوط کلی جامعه را درک کردند توان نثار و ایثار ندارند، لذا در صحنه اجتماع قدم نمی نهند. اگر کسی اهل قیام و اقدام بود معلوم می شود که هم مساله هویت اجتماعی بشر را خوب درک کرده، هم لزوم فداکاری برای گرامیداشت هویت جمعی را خوب تحصیل کرده است. قرآن کریم مؤمنین راستین را چنین معرفی می کند که:
انما المؤمنون الذین امنوا بالله ورسوله واذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستاذنوه (۱)
یعنی مؤمنین راستین کسانی هستند که هم از نظر عقیده به خدا وپیامبرش معتقدند و هم از نظر درک مسائل اجتماعی و هوش جمعی، جامعه را خوب می شناسند و در مسائل جمعی همواره حضور دارند و منزوی نیستند. واذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستاذنوه امر جامع، همان مسائل جمعی یک نظام است. مثلا نماز جمعه یک امر جامع است، تظاهرات علیه طغیان واستکبار، حضور در انتخابات، تایید رهبری و مسؤولین اسلامی، تایید خدمتگزاران راستین، امر به معروف عمومی ونهی از منکر جمعی و صدها نمونه از این قبیل همه امور جامع هستند. لذا خداوند می فرماید مؤمنین راستین کسانی هستند که در هیچ امر جامع رهبرشان را تنها نمی گذارند و بدون کسب اجازه از مقام رهبر، صحنه را ترک نمی کنند که قصه حنظله غسیل الملائکه در ذیل همین بخش از آیات آمده است که به اجازه رسول خدا صلی الله علیه و اله موقتا صحنه جنگ را ترک کرده است.
داشتن هوش اجتماعی و رعایت حیثیت جمعی به قدری محترم است که قرآن آن را از ویژگی های مؤمنین دانسته و می فرماید: مؤمنین راستین کسانی هستند که در مسائل جمعی جامعه حضور دارند ورهبرشان را تنها نمی گذارند، وبدون عذر موجه صحنه را ترک نمی کنند و اگر هم معذور بودند بدون اطلاع نمی روند. حتی کسی که مثلا مریض است بدون اعلام، صحنه را ترک نمی کند، بلکه اعلام می کند که چون مریضم نمی آیم تا راه بهانه گیری را برای دیگران باز نکند. فاذا استاذنوک لبعض شانهم فاذن لمن شئت منهم واستغفر لهم الله ان الله غفور رحیم آنگاه اگر کسی معذور بود و به اذن مقام رهبری صحنه را ترک کرد باز هم فضیلتی را از دست می دهد، از این رو ذات اقدس اله به رسولش صلی الله علیه و اله دستور می دهد که تو برای آنهایی که با عذر صحنه را ترک می کنند وبا کسب مجوز و اعلام عذر در صحنه نمی آیند استغفار کن. بنابراین معلوم می شود که اگر کسی موفق نشد در یک مساله اجتماعی حضور پیدا کند از فیضی بی بهره مانده است که باید با استغفار رسول خدا صلی الله علیه و اله ترمیم شود. همانطوری که زن در بعضی از ایام ماه از توفیق نماز محروم است وگفته اند که اگر وضو بگیرد و در مصلای خود رو به قبله بنشیند و به مقدار وقت نماز، ذکر بگوید امید ترمیم آن ثواب هست، ویا مسافری که از خواندن نماز چهار رکعتی محروم است، اگر بعد از اتمام دو رکعت، سی یا چهل بار تسبیحات اربع را بخواند موجب ترمیم آن ثواب خواهد بود، در اینجا هم اگر کسی معذور بود و نتوانست در صحنه حضور پیدا کند و با مجوز رفت، رهبران الهی مامورند که برای او طلب مغفرت کنند، چون طلب مغفرت رهبران الهی مایه سکینت، آرامش وطمانینه قلب او می شود. این نموداری از وظیفه جمعی افراد جامعه است که قرآن آن را ترسیم می کند و در این بخش فرقی بین زن و مرد نیست.
نقش تبلیغات
سوده دختر عمار بن الاسک همدانی که قصه اش جزو قصص معروف و ناب تاریخ است، هم از هوش اجتماعی برخوردار بود و هم شرکت در صحنه سیاست را وظیفه خود می دانست. او فکر این نبود که گلیم خویش را از آب بیرون برد، ویا از هیات حاکم امویان هراسی بر دل راه دهد، و اگر مشکل خودش حل شد بدان بسنده کند و از رنج دیگران غافل باشد، ولی باید توجه داشت که تبلیغات پیرامون اشخاص، بسیار مؤثر است، سر این که اباذر رضوان الله علیه از جهت مبارزه شهره افاق شده است، برای آن است که مبارزات قولی وعملی او در کتابها به ثبت رسیده و در سخنرانیها طرح گردیده است، چندین بار به صورت فیلم وغیر فیلم درآمده و به صورت های تبلیغی عرضه شده است. زنانی هم اباذرگونه بودند، که اولا در صحنه جنگ، کاملا حضور داشتند، و برای تشجیع نیروهای اعزامی و رزمی از آیات قرآن و احادیث رسول خدا للی الله علیه و اله استمداد می نمودند و دعوت و رهبری اینها بر محور قرآن کریم بود. آنان از آیات قرآن به اندازه کافی اطلاع داشتند و به موقع، آیات را در جای خود تلاوت می کردند، و از آنها به عنوان دلیل استفاده می کردند و نه تنها در زمان قدرت، بلکه در زمان ضعف نیز حضور ذهنیشان نسبت به قرآن باعث شد که بتوانند از آیات مدد بگیرند واباذرگونه اعتراض کنند، چه این که به هنگام قدرت نیز همچون مالک اشتر دفاع می کردند.
اگر کارهایی که زنان اباذرگونه، در جنگها و صحنه های سیاسی اسلام کردند، دهها بار گفته می شد وبه صورت فیلم تبلیغی در می آمد، و دهها کتاب در آن زمینه نوشته می شد، آنگاه مشخص می شد که زنها در پیشبرد مسائل نظامی در صدر اسلام همچون اباذر و مالک اشتر در صحنه بوده اند این گونه فعالیت ها در حالت سراء وضراء از زنان صدر اسلام فراوان به یاد مانده است که در این بخش به برخی از نمونه ها اشاره می کنیم تا نبوغ فکری زنان و حضور آنان در صحنه های سیاسی و دفاع از اسلام، تبیین گردد.
سوده در صحنه سیاست (۲)
سوده همدانی بعد از رحلت علی بن ابی طالب صلوات الله وسلامه علیه در اثر واقعه اندوهباری ستمگری های بسر بن ارطاه به عزم شکایت به دربار امویان رفت و با معاویه سخن گفت. وقتی معاویه این بانو را شناخت گفت: تو همان نیستی که در تشجیع برادرانت در جنگی که علی بن ابی طالب، علیه اموی داشت شعر می خواندی و آنها را تحریک می کردی؟
سوده گفت: «دع عنک تذکار ما قد نسی، مات الراس » یعنی گذشته ها را رها کن. آن که رهبر این گروه بود رحلت کرده است وپیشگامان نیز رفتند و دنباله روها هم منقطع شدند و اثری دیگر از آنها نیست.
معاویه گفت: حضور برادرت در آن جنگ یک امر عادی نبوده او جزو سلحشوران نام آور جنگ علوی بود و تو او را با اشعارت تشجیع می کردی. سپس معاویه اشعاری را که سوده در آن موقع خوانده بود، خواند:
وانصر علیا والحسین ورهطه واقصد لهند وابنها بهوان
سوده مجددا گفت از آن گذشته ها صرف نظر کن. معاویه گفت حاجتت چیست وبرای چه آمدی؟ گفت: کسی که مسؤولیت اداره جامعه را به عهده گرفته است، در دستگاه قسط و عدل اله مسؤول است و نباید به خلقی ستم بشود و حق خدا ضایع بشود، بسر بن ارطاه که نماینده شماست و به دیار ما آمده است نه حق خلق را رعایت می کند، اگر او را عزل کنی ما آرام خواهیم بود، و اگر عزل نکردی، ممکن است علیه تو بشوریم و قیام کنیم. معاویه که خوی درندگی و طغیان در جان او تعبیه شده بود گفت ما را به قیام تهدید می کنی، آیا می خواهی تو را با وضع دردناکی از همین جا پیش همان حاکم بفرستیم تا او درباره تو تصمیم بگیرد؟ آنگاه این بانو شعر معروف زیر را خواند:
صلی الاله علی جسم تضمنه قبر فاصبح فیه العدل مدفونا
یعنی صلوات خدا بر روح کسی که وقتی به قبر رسید، قبر با در بر گرفتن وی، عدل را بر گرفت و عدالت را در آغوش کشید.
قد حالف الحق لایبغی به بدلا فصار بالحق والایمان مقرونا
سوگند یاد کرد که حق فروشی نکند وبهایی در قبال حق دریافت نکند. او در جان خود حق وایمان را هماهنگ هم وقرین وهمتای هم ساخت. معاویه پس از شنیدن این دو بیت گفت: این شخص کیست؟
سوده گفت: «ذاک علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین » – علیه افضل صلوات المصلین، وفضائل علی را در محفل معاویه شمرد تا جایی که معاویه را وادار کرد تا بپرسد: چه امری از علی دیده ای که این چنین به ستایش او زبان می گشایی؟
سوده گفت: مشابه همین صحنه در زمان خلافت علی بن ابی طالب پیش آمد و ما به عنوان شکایت از یک کارگزار، به مرکز حکومت علوی مراجعه کردیم، من به عنوان نماینده از قوم خودم حرکت کردم و رفتم که شکایت به محکمه امیرالمؤمنین سلام الله علیه ببرم وقتی وارد منزل امیرالمؤمنین علیه السلام شدم، دیدم در حال نماز ومشغول به عبادت خداست «فانفتل من صلاته » او نماز را رها کرد وبا یک نگاه رئوفانه و عطوفانه به من فرمود: آیا کاری داری؟
عرض کردم: آری، کارگزار شما در مسائل مالی قسط و عدل را رعایت نمی کند و بر ما ستم روا می دارد. وقتی این گزارش به عرض علی بن ابی طالب علیه السلام رسید واز شواهد این گزارش، صدق اصل گزارش روشن شد، علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کرده و دست به آسمان برداشت وعرض کرد
«اللهم انی لم امرهم بظلم خلقک و لا بترک حقک »
خدایا من کارگزارانم را چنان تربیت نکردم که به آنها ظلم را اجازه داده باشم، یا ترک حق خدا را تجویز کرده باشم، آنگاه قطعه پوستی از جیبش در آورد و در آن رقعه این چنین مرقوم فرمود:
«بسم الله الرحمن الرحیم قد جاءتکم بینه من ربکم فاوفوا الکیل و المیزان بالقسط و لا تبخسوا الناس اشیاءهم و لا تعثوا فی الارض مفسدین بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین و ما انا علیکم بحفیظ، (۳)
اذا قرات کتابی فاحتفظ بما فی یدیک من علمنا حتی یقدم علیک من یقبضه منک والسلام »
در آغاز نامه آیه ای که شعیب پیامبر صلی الله علیه و اله به قومش فرمود، آمده است که: دستورات الهی دستورات روشن و بین است و مبهم نیست. ره آورد وحی تاریک نیست تا کسی بهانه بگیرد و بگوید که من نفهمیدم یا ندیدم، زیرا بینه روشن از طرف ذات اقدس اله تنزل پیدا کرده است، شما کیل وپیمان را مستوفی ادا کنید. اشاره امیرالمؤمنین علیه السلام به این آیه دلیل آن است که آیه مخصوص امور مالی نیست چون در کنار آن یک اصل کلی است که به عنوان سالبه کلیه مطرح می کند:
و لا تبخسوا الناس اشیاءهم
هیچ اصلی به این عظمت گسترده نیست یعنی حق هیچکس را بخس ونقض نکنید خواه در مسائل مالی باشد، وخواه در مسائل عرضی وحقوقی. اگر کسی تدریس می کند حق شاگرد را کم نگذارد واگر کسی امتحان می کند، حق ممتحن را ضایع نکند، اگر کسی کتاب را می نگارد، حق خواننده ها را کم نگذارد و اگر کسی سخن می گوید، حق مستمعین را کم نگذارد، این یک اصل کلی است که به عنوان جامع ترین اصل قرآنی در مسائل رعایت حقوق ارائه شده است. ولاتبخسوا الناس اشیاءهم حق کسی را کم نکنید خواه آن طرف مسلمان باشد و یا کافر.
اسلام یک حقوق خاص دارد که در قلمرو ایمان و اسلام و در مجاورت اینها است و یک حقوق جهان شمول و بین المللی دارد که اختصاص به مسلمین، مؤمنین، همسایگان و مانند آن ندارد فرمود حق هیچ کسی را تضییع نکنید، خواه طرف شما مسلمان باشد خواه غیر مسلمان. اگر از یک طرف به ما می فرماید:
و قولوا للناس حسنا (۴)
یعنی به همه مردم جهان حرف نیکو بگویید.
که امر به صورت موجبه است، از طرفی هم نهی را به صورت سالبه کلیه می فرماید
و لا تبخسوا الناس اشیاءهم
حق هیچکسی را تضییع نکن. بقیه الله خیر لکم کسانی که به فکر تضییع حقند، دنیا زده اند و دنیا به نفاد و زوال محکوم است چون:
ما عندکم ینفد و ما عند الله باق (۵)
توفیه حق، ادای حق و حرمت نهادن به حقوق دیگران است که این یک کار الهی است و هر کار الهی ماندنی و عند الله است. بنابراین رعایت حقوق مردم نیز ماندنی است. این قیاس را در آیه به صورت یک اصلی کلی ذکر کرده ومی فرماید: بقیه الله خیر لکم بقیه الله، یعنی آنچه را، خدا نگه می دارد. خدا چیزی را نگه می دارد که برای او باشد، لوجه الله باشد چرا که:
کل شی ء هالک الا وجهه (۶)
یا
و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام (۷)
اگر کاری صبغه الهی نداشت، وجه الله در او نیست، واگر وجه الله نبود محکوم به هلاکت است. کاری که لوجه الله است سهمی از بقا دارد. امیرالمؤمنین علیه السلام پایان سخن شعیب را یادآوری می کند که: وما انا علیکم بحفیظ من که امام و رهبر شما هستم نمی توانم حافظ شما باشم شما باید با ایمان و عمل صالح خود، خویشتن را حفظ کنید. حضرت علی علیه السلام این آیه مبارکه را در صدر فرمان عزل نوشت، و بعد به کار گزارش خطاب کرد وفرمود: همین که نامه من به دست تو رسید حق کار، نداری وفقط باید به عنوان یک امین، موجودی را حفظ کنی تا کارگزار بعدی که ابلاغ در دست اوست بیاید و پست و سمت را از تو تحویل بگیرد.
سوده گفت: این نامه را علی بن ابی طالب علیه السلام به ما داد، و با همان نامه مشکل ما حل شد. ولی اکنون مشابه این مشکل را در زمان حکومت تو به تو گزارش می دهم و تو مرا تهدید می کنی! معاویه با شنیدن این سخنان دستور داد که مشکل آن زن را بر طرف کنند و حقی را که از او ضایع شده بود به او برگردانند زن گفت: «هی والله اذن الفحشاء ان کان عدلا شاملا والا فانا کسائر قومی » من اگر فقط به فکر خودم باشم و تنها گلیم خویش را از آب بیرون بکشم، این قبیح است وخدا از کار قبیح نهی کرده است، من نیامده ام که فقط حق شخصی خود را احیا کنم من آمده ام، حیثیت جمعی را محترم بشمارم و حق جامعه را احیا کنم. آنگاه معاویه به این زن خطاب کرد و گفت «لقد لمظکم ابن ابی طالب الجراه علی السلطان » این شهامت و شجاعت را علی علیه السلام در شما زنده کرده است که شما تنها به فکر خود نباشید بلکه به فکر قبیله و عشیره و جامعه باشید، آنگاه معاویه اشعاری که در این زمینه از علی بن ابی طالب علیه افضل صلاه المصلین به یاد مانده بود در همان محفل قرائت کرد و گفت آن اشعاری که علی بن ابی طالب علیه السلام در ستایش شما گفته است که: من اگر دربان بهشت بودم همدانی ها را به بهشت می بردم، سخن از فرد نیست بلکه سخن از جمع است و همان سخن تفکر جمعی را در شما زنده نموده است. سرانجام معاویه دستور داد آن خدمتگزار ظالم برکنار بشود.
نتیجه بحث
از این نمونه استفاده می شود اولا: حضور زن در مسائل اجتماعی و سیاسی همانند مرد است و ثانیا: زن، نه تنها می تواند برای استحقاق حق پایمال شده به محکمه های حاکمان زور، مراجعه کند و نه تنها می تواند حامی حقوق دیگران باشد، بلکه موظف ست حمایت حقوق دیگران را معروف بداند و دفاع از حقوق شخص، منهای حقوق جامعه را، منکر تلقی کند، اگر در آیه:
انما المؤمنون الذین امنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی امر جامع لم یذهبوا حتی یستاذنوه (۸)
حضور همه مردان با ایمان را در صحنه لازم دانسته، اطلاق و سیاق این آیه و تنقیح مناط آن، زن و مرد را یکجا شامل می شود، و این حکم را برای هر دو لازم می شمرد.
اگر چنانچه سخنی از رهبران آسمانی برسد، نه آن سخن مخصوص مرد صادر شده و نه پذیرش آن سخن، مخصوص مرد است، و نه در صدر اسلام اینچنین بود که فقط مردها در این گونه مسائل پیشگام باشند.
همین مطلب را در رابطه با حوادثی که برای انقلاب اسلامی پیش می آمد، از سخنان امام رضوان الله علیه و از سخنان سایر مسؤولین به یاد داریم، چون پیام دین همین است که حضور در صحنه سیاسی، اجتماعی، وظیفه مشترک زن و مرد خواهد بود، با این تفکر و با این بینش، دیگر کسی نمی گوید: چون زن ایمانش کم است، یا عقلش ناقص است نباید در امور سیاسی دخالت نموده و یا نباید از حقوق جامعه دفاع کند.
عمه رسول خدا صلی الله علیه و اله و حضور در صحنه در المنثور فی طبقات ربات الخدور، (۹)
عمه رسول اکرم صلی الله علیه و اله دختر عبدالمطلب بن هاشم، علاوه بر این که همانند برادرش حمزه، ایمان آورد، فرزند خود را در نصرت و یاری دین خدا تشویق می نمود، و از ادبیات والایی برخوردار بود که در رثای پدر، شعر و قطعه ادبی قابل توجهی می سرود و عمری را به کرامت گذراند و سرانجام در کمال کرامت در عهد عمر رحلت نمود.
زندگی این بانو نشان می دهد که او خود را مانند حمزه سید الشهدا، مسؤول می دانست و تنها به اسلام خود، اکتفا نمی کرد. اگر حمزه سیدالشهدا شخصا شربت شهادت نوشید این بانو فرزندش را به حضور در جبهه های یاری دین تشویق می کرد. حضور این بانو در صحنه سیاست همان است که فرزندش را تشویق می کند تا دین پیامبر را یاری کند، زیرا که یاری دین در صدر اسلام کار آسانی نبود و در بعضی از موارد یاری زبانی به منزله یاری جنگی بود، آن روز که دشمن ها زیاد بودند و دوستان اندک، و به تعبیر قرآن کریم: مسلمین در کمال ضعف بودند که:
تخافون ان یتخطفکم الناس (۱۰)
مسلمین هراسناک بودند که بیگانگان آنها را اختطاف کنند، یعنی همچون شاهین و کرکس آنان را بربایند، اگر کسی با زبان، دین را یاری می کرد، مثل آن بود که بخواهد مسلحانه از دین حمایت کند.
دختر حرث بن عبدالمطلب در برابر حکومت اموی (۱۱)
نمونه دیگر دختر حرث بن عبدالمطلب بن هاشم است که معاصر معاویه بود و همانند سایر اصحاب علی سلام الله علیه از مکتب والای علوی حمایت و دفاع می کرد. روزی معاویه با عمرو عاص و مروان نشسته بود، این بانو در حالی که سن زیادی را گذرانده بود وارد شد. معاویه از او سؤال کرد: شما در چه شرایطی به سر می برید؟ گفت: ما با هیئت حاکمه ای روبرو هستیم که کفران نعمت کرده است و نسبت به ما بد رفتاری می کند. اما:
«کلمتنا هی العلیا و نبینا علیه الاف التحیه والثناء هو المنصور فولیتم علینا من بعده وتحتجون بقرابتکم من رسول الله ونحن اقرب الیه منکم وکنا فیکم بمنزله بنی اسرائیل فی آل فرعون وعلی بن ابی طالب علیه الصلوه والسلام کان من نبینا بمنزله هارون من موسی وغایتنا الجنه وغایتکم النار»
این سخنان را در کمال فصاحت و بلاغت در دربار معاویه انشاء کرد. درباره این بانو گفته اند کسی بود که:
«اذا خطبت اعجزت واذا تکلمت اوجزت » (۱۲)
اگر خطابه ای ایراد می کرد، دیگران را به عجز وادار می نمود، واگر سخن می گفت، موجز و مختصر حرف می زد. ممکن است کسی خوب، حرف بزند ولی حرف خوب نداشته باشد اما این بانو پیام خوبی داشت. در آغاز خطبه گفت کلمتنا هی العلیا، چون:
و کلمه الله هی العلیا (۱۳)
یعنی: منطق ما منطق خداست و چنین منطقی همواره عالی و پیروز و ظفرمند است «و نبینا هو المنصور» ذات اقدس اله، هم از اعتلای کلمه خود سخن گفته و هم از منصور بودن رسولان خود خبر داده است که:
کتب الله لاغلبن انا و رسلی (۱۴)
من مقرر کرده ام که دین من و پیام آوران و حافظان دین من، از نصرت خاص برخوردار باشند. این بانوی شجاع در ادامه سخنش می گوید: «فولیتم علینا بغیر حق » شما ظالمانه بر ما حکومت می کنید، در صورتی که سند ولایت شما، که قرابت به رسول خدا صلی الله علیه و اله است، به نام ماست، ما به رسول اکرم صلی الله علیه و اله از شما نزدیک تریم. و ما متاسفانه در حکومت شما همانند بنی اسرائیل در میان آل فرعون، به سر می بریم. یعنی شما چون آل فرعون هستید، و ما چون بنی اسرائیل مستضعف و محرومیم.
و منزلت علی بن ابی طالب سلام الله علیه نسبت به رسول اکرم صلی الله علیه و اله، منزلت هارون است نسبت به موسی علیه السلام.
این بانوی سخنور، در این خطبه کوتاه، چندین جمله قرآنی و حدیثی را گنجانیده است «کلمتنا هی العلیا» اقتباس از قرآن است، «نبینا هو المنصور» نیز از قرآن گرفته شده، وهمچنین «کنا فیکم بمنزله بنی اسرائیل…» نیز از قرآن گرفته شده است. وبیان منزلت علی بن ابی طالب علیه السلام از حدیث منزلت اخذ شده است که:
«افلا ترضی ان تکون منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی » (۱۵)
حضور ذهنی این بانو نسبت به آیات قرآن و بهره گیری از آنها در خلال خطبه، تسلط بر احادیث واعمال جملات آن در ضمن سخن، نشانه بلوغ ادبی او است. آنگاه این زن سالمند در بحبوحه قدرت امویان به معاویه می گوید:
«و غایتنا الجنه و غایتکم النار» پایان امر ما بهشت و پایان کار شما دوزخ است.
عمرو عاص که در مجلس نشسته بود اهانت نمود، واین بانو جوابی داد مشابه جواب امام دوم که مرحوم طبرسی در احتجاج آورده است (۱۶) گفت:
«و انت یابن الباغیه تتکلم و امک کانت اشهر امراه بغی بمکه و اخذهن للاجره ادعاک خمسه نفر من قریش…»
تو مشوبیت نژادی داری، عده زیادی داعیه پدری تو را داشتند وبالاخره تو را به عاص ملحق نمودند، بنابراین تو حق سخن گفتن با مرا نداری. مروان اعتراض نمود، وبه او نیز جواب تلخی داد. سپس رو به معاویه کرد و گفت:
«و الله ما جرا علی هؤلاء غیرک »
سوگند به خدا جز توکسی اینها را بر ما – بنی هاشم – چیره ننمود.
معاویه از روی ناچاری گفت: «الک حاجه؟ هات حاجتک؟ » کاری داری؟ گفت: «ما لی الیک حاجه » من از تو حاجتی نمی خواهم و از دربار معاویه بیرون آمد. و معاویه پس از رفتن این بانو رو به درباریان نمود وگفت «لان کلمها کل من
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
