اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل رابطه جامعه و معرفت از دیدگاه نهج البلاغه :
چکیده:
از موضوعات مهم حوزه معرفتی، مساله «رابطه ذهن و واقعیتهای خارج از ذهن می باشد» زیرا دامنه تاثیرگذاری و حوزه های نفوذ آن فراوان است . به عنوان نمونه; وقتی کانت مدعی می شود که همیشه ذهن مؤثر و فعال است و در نتیجه می گوید عالم شناخت; همان مشاهده خارج با عینک مختص به ذهن است، به تبع این نظریه، دیدگاههایی در دیگر حوزه های معرفتی نظیر; «تفسیر» ، «تاویل » و . . . شکل می گیرد . و در مقابل او مارکس، چنان ذهن را عاجز می داند که تمام روابط اجتماعی را متاثر از واقعیتهای اقتصادی و ذهن را تابلوی آن می داند .
اما نظر صحیح کدام است؟ برای رسیدن به یک نظر جامع و همه جانبه نگر، خود را تسلیم امیر بیان و کتاب او که پس از قرآن، امام کتابها است، یعنی نهج البلاغه نمودیم .
لکن برای درک هر چه بیشتر بحث ابتدا به مباحث و مفاهیم کلیدی و تاریخچه جامعه شناسی معرفت پرداختیم، زیرا یکی از متولیان این نوع موضوعات می باشد، سپس رابطه عین و ذهن از منظر نهج البلاغه را پی گرفته و در نهایت نتیجه بحث را آورده ایم .
مقدمه
آثار قلمی و بیانی نخبه گان و فرهیخته گان همیشه مورد توجه پژوهشگران و محققان بوده است; از این رو تلاشگران عرصه تحقیق در پی کنکاش و جستجو در آثار شفاهی، کتبی و حتی رفتاری آنان بوده و هستند . از جمله این آثار، سخنان گوهربار بجای مانده از امام بیان و اندیشه، یعنی امیر مؤمنان علی بن ابی طالب علیه السلام می باشد . به دلیل همین اهتمام عالمان، تاکنون با نگاه های متفاوت ادبی، فقهی، کلامی، عرفانی، تربیتی، فلسفی، سیاسی و . . . مورد تحلیل و بهره وری علمی قرار گرفته است . و در این جستار کوتاه تلاش شده است تا یکی از آثار برجسته آن حضرت از نگاه اجتماعی مورد مطالعه قرار گیرد، بنابراین، از بین آثار به جای مانده از آن امام همام، کتاب شریف نهج البلاغه را برگزیده ایم و از میان حوزه های علوم اجتماعی، حوزه جامعه شناسی معرفت را انتخاب نموده و در پی درک و فهم رابطه عین و ذهن، و رابطه واقعیات خارجی اجتماعی و غیراجتماعی با ذهن، اندیشه و معرفت، می باشیم; این که آیا خارج بر معرفت تاثیر دارد؟ آیا ذهن و معرفت بر خارج تاثیر دارد؟ آیا تاثیر دو سویه است؟ آیا تاثیر از نوع علی است یا از نوع اعدادی و اقتضایی می باشد؟ سطح تاثیر کدام است، آیا فرد است یا کل افراد جامعه متاثر می شوند؟ و پرسشهایی از این دست .
۱) توضیحی کوتاه پیرامون جامعه شناسی معرفت
قبل از ورود به نگاه نهج البلاغه در مورد رابطه معرفت و جامعه، ضروری است پیرامون مفاهیم کلیدی و مؤثر جامعه شناسی معرفت، مطالبی هر چند کوتاه داشته باشیم .
۱ – ۱) پیشینه تاریخی جامعه شناسی معرفت
جامعه شناسی معرفت، تقریبا از اواخر دهه ۱۹۲۰ به عنوان یک رشته علمی خاص به رسمیت شناخته شده است . با وجود عمر کوتاه، این حوزه از معرفت، به دلیل اهمیتی که دارد مورد توجه محققان دقیق علوم انسانی، بخصوص پژوهشگران علوم اجتماعی قرار گرفته است . (۲) البته از نظرغیر کلاسیک این حوزه از معرفت دیرینه تاریخی طولانی دارد، و حتی به صورت مکتوب در آثار دانشمندان غربی، شاید بتوان ریشه آن را، در مکتوبات فرانسیس بیکن، نیز پیدا نمود . (۳) و بنظر می رسد در میان دانشمندان شرقی، بخصوص اندیشمندان اسلامی، سابقه طولانی تری دارد و حتی از سطح عالمان شرقی دینی عبور نموده است و تا عمق کلام رهبران درجه اول دینی می توان نشانی از آن را یافت; از این رو ما مدعی هستیم حتی آن را در کلام اولین پیشوا و رهبر دینی بلکه در کتاب دینی می شود جستجو نمود، به همین جهت ما در تحقیق خویش متوجه یکی از قدیمی ترین متون دینی، یعنی نهج البلاغه شده ایم . و در میان کلام این دو گروه شرقی و غربی – اصل وجود رابطه را – می توان، استخراج نمود .
در مقابل، برخی فیلسوفان کوشیده اند تا این رابطه را غیر ممکن جلوه دهند، البته تاثیرپذیری ذهن از خارج را در سطح «قالب و صورت » پذیرفته اند، شاید یکی از انگیزه های مخالفت، پیامدهای منفی قبول افراطی تاثیرپذیری است که منتهی به «نسبیت » در معرفت می گردد، به همین دلیل سعی دارند بگویند که همه معارف مبتنی بر اصول ثابت می باشند . (۴)
۲ – ۱) نخبه گان حوزه جامعه شناسی معرفت
کارل مارکس، فیلسوف آلمانی (۱۸۸۳ – ۱۸۱۸)، بیشترین تاثیرپذیری را به ذهن نسبت می دهد و بیشترین تاثیرگذاری را برای خارج آن هم مربوط به روابط تولید می داند . «لو کاج » فیلسوف مجارستانی را می توان پیرو او دانست . (۵)
بعد از او می توان، نام «دورکایم » جامعه شناس فرانسوی (۱۹۱۷ – ۱۸۵۸) را ذکر کرد، که مانند مارکس تاثیر خارج بر ذهن را بیشتر از تاثیر ذهن بر خارج می دانست، البته در میان عناصر خارجی، به ساختار اهمیت می داد . در این نگاه – اثربخشی ساختار به جای اقتصاد – «موس » جامعه شناس و انسان شناس فرانسوی (۱۹۵۰ – ۱۸۷۲) و «لوی برول » ، انسان شناس و فیلسوف فرانسوی (۱۹۳۹ – ۱۸۵۷) با دورکایم هم عقیده بوده اند . (۶)
سومین اندیشمندی که می توان وی را از طرفداران نظریه تاثیرگذاری عین بر ذهن به شمار آورد، «ماکس شلر» فیلسوف آلمانی (۱۹۲۸ – ۱۸۷۴) است، کسی که در مصادیق عوامل خارجی توسعه داد، اگر چه مفهوم «زیرساخت » مارکس را نیز پذیرفت، ولی آن را حتی شامل نیروهای غریزی نهادینه شده نیز می داند . (۷)
«مانهایم » ، جامعه شناس آلمانی – انگلیسی (۱۹۴۷ – ۱۸۹۳)، دقیقترین و بلند پروازانه ترین شالوده منظم را برای تحلیل جامعه شناسی معرفت، فراهم آورده است، او نیز مفهوم «زیرساخت » را پذیرفت و شلر، در مصداق آن توسعه داد و در نتیجه شامل عوامل زیستی و عناصر روانی و حتی پدیده های معنوی نیز دانست . (۸)
۳ – ۱) تعریف جامعه شناسی معرفت
اکثر کسانی که در این باره مطلبی نوشته اند به جای ارائه قواعد کلی تحلیلی، که مطلوب پیشینیان بود، به طور فزاینده ای به مطالعات موردی
(
Casestudies
)
متمرکر شدند و لذا محصول و نتیجه این تلاش، بیشتر به صورت کاربردی است تا یک بحث تحلیلی، نظری و کلان . حتی این روند مانع شکل گیری یک تعریف جامع در مورد «معرفت » و «جامعه شناسی معرفت » شده است و کمتر کسی به خود جرات داده است تا یک تعریف کامل ارائه دهد، مگر افرادی محدود، که آن هم مبهم و غیر جامع می باشد، مرتون در مورد «جامعه شناسی معرفت » چنین نوشته است: «جامعه شناسی معرفت بدوا به ارتباط دانش با دیگر عوامل و در مورد تعریف «معرفت » از تاوکل
(
Tavakol
)
مطالبی نقل شده است که بیشتر به ذکر مصداق شبیه هست تا به تعریف منطقی; و آن عبارت است از این که: «در فلسفه به انحای گوناگون، معرفت را تعریف کرده اند، اما از دیدگاه جامعه شناسی معرفت، مفاهیمی چون تفکر، آگاهی، ایدئولوژی، جهان بینی، باور، عناصر فرهنگی، هنجارهای ارزشی، احساس های روانی، نگرش ها و ویژگیهای شخصی را شامل می شود .» (۱۰) البته این معنای گسترده بیشتر با واژه آلمانی “
”
Wissen
سازگار است تا با معادل انگلیسی آن “
”
Knowlege
و حتی نظریه پردازانی مانند مارکس و مانهایم به این مصادیق متعدد توجه نداشتند . (۱۱)
اما تعریف مورد نظر در این مقاله عبارت است: «مطالعه و تحقیق درباره رابطه بین تفکر، آگاهی، دانش، ایدئولوژی، جهان بینی، باور، هنجارهای ارزشی، احساس های روانی ونگرش ها و ویژگیهای شخصی با عوامل خارجی و بیرونی، از نگاه نهج البلاغه .»
۴ – ۱) مؤلفه های تعین
عمده سخن در تاثیر خارج عین و جامعه بر ذهن است و الا در باره تاثیرگذاری معرفت و ذهن بر خارج اتفاق نظر وجود دارد، اگر چه در میزان تاثیر آن اختلاف است، از کمترین تاثیر در نگاه مارکسیست ها گرفته تا انکار خارج و تشخص بخشی به ذهن از دیدگاه ایده آلیست های افراطی، در این باره اظهار نظر شده است .
حال با توجه به تاکید کلام بر تاثیر پذیری ذهن، در میزان، نحوه و سطح تاثیرپذیری و در این که عامل مؤثر خارجی کدام است و نوع معرفت اثرپذیر، بین صاحب نظران اختلاف وجود دارد . از این رو، برای درک دقیق محل بحث از نگاه نهج البلاغه ناچاریم ابتدا به مقوله های فوق بپردازیم .
۱ – ۴ – ۱) عمق تعین
در بحث از عمق تعین، پژوهشگر به دنبال درک دو چیز است:
الف: آیا جامعه و خاستگاه اجتماعی و سایر عوامل بیرون ذهنی در خلق محتوای معرفت نقش دارد؟
ب: آیا عوامل خارجی و اجتماعی در شکل دادن و قالب بخشیدن محتوا تاثیر دارد؟
افرادی نظیر مارکس و دورکایم عمده توجه شان به تاثیرپذیری محتوا جلب شده است ولی دیگران مثل شلر معتقدند که عمده تاثیر عوامل خارجی در قالب و شکل معرفت است و در ایجاد و خلق محتوا چندان اثر بخش نیستند . (۱۲)
۲ – ۴ – ۱) درجه تعین
علاوه بر این که لازم است بدانیم محتوا متاثر است یا قالب و شکل، ضروری است بدانیم میزان شدت تاثیرپذیری چقدر است؟ آیا عوامل بیرونی به صورت ایجاد و علیت در محتوا و شکل معرفت اثر دارند؟ یا عوامل خارجی در حد اقتضاء و یا شرایط، ایفای نقش می کنند؟ برخی علی نگر هستند و عده ای عوامل خارجی را در حد بسترساز و یا شرایط مؤثر می دانند . (۱۳)
۳ – ۴ – ۱) سطح تعین
سخن در این است که آیا اذهان افراد جامعه به صورت فردی تاثیر می پذیرد یا از عوامل خارج از ذهن، ذهنهای افراد جامعه و معرفتشان، بصورت جمعی و گروهی و یا حتی بصورت نسلی تاثیر می پذیرد؟ نظریه پردازانی نظیر «ماکس وبر» تاثیرپذیری را در سطح فردی می دانند ولی افراد دیگر مانند «استیرنر» آن را در سطح نسلی می دانند و مارکسیستها آن را در سطح طبقه . (۱۴)
۴ – ۴ – ۱) عامل مسلط در تعین
از جمله مسائل مهم در جامعه شناسی معرفت عبارت است از این که; عامل مسلط چیست؟ کدامین عنصر از عناصر خارجی تاثیرگذار است و در بین تاثیرکننده ها کدامین عامل، عامل مسلط بوده و یا بیشترین تاثیر را دارد؟ در مورد عامل تعین، نه تنها بین نظریه پردازان اختلاف است بلکه این اختلاف خود را به صورت مکتب های متعدد و متفاوت نشان داده است و مکتب هایی نظیر: «مکتب جغرافیایی، مکتب تکنولوژیک، مکتب روان شناختی، مکتب معنویون، مکتب چند عاملی، حلقه مارکسیستها و دیگر مکاتب » هر یک در میان عوامل متعدد، یکی را عامل مسلط دانسته اند . (۱۵)
۵ – ۴ – ۱) آماج تعین
در مقابل عامل مسلط، آماج قرار دارد، یعنی در مورد قبلی سخن در عنصر خاص تاثیرگذار بود، ولی در آماج به دنبال شناسایی عنصر یا عناصر خاص تاثیرپذیر می باشند . مبنی بر این که عوامل خارجی چه معرفتی از معارف را ایجاد می کند و یا در شکل گیری آن نقش دارد؟ آیا معرفت تجربی بیشترین اثر را می پذیرند یا معرفت ایدئولوژیکی؟ یا هر دو دسته از معرفت تاثیرپذیرند؟ نسبی گرایان مطلق، معتقدند همه معارف و اندیشه حتی معرفت غیر تجربی متاثر از خارج ذهن و جامعه می باشند . (۱۶)
۲) رابطه جامعه با معرفت از نظرگاه نهج البلاغه
بعد از بحث مختصر از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی معرفت، به عنوان طلیعه و مقدمه مقاله، به رابطه عین و ذهن از منظر نهج البلاغه می پردازیم . ابتدا، سؤالهای اساسی را طرح نموده، سپس در پی یافتن پاسخ آن از نهج البلاغه به تفحص در این کتاب شریف می پردازیم .
الف) از دیدگاه نهج البلاغه: آیا ذهن متاثر از خارج است یا خارج متاثر از ذهن و یا رابطه دو سویه است؟ عامل مسلط چیست؟ آماج تعین چگونه؟ سطح تاثیر را کدام می داند؟ و عمق تعین را چطور؟
< ع
lëkp
ت
c
ق
o
ِ
rv
جزء وجود شدن – ، یا نگاهی <
mol
آ
êcpf êcé
دی
v
ق ذی¥
en
ق
hw
ئ
برای تحصیل جامعه ای آرمانی، یا هر دو رویکرد را با توجه به شرایط متفاوت، قبول دارد؟
ج) جایگاه و نقش اراده انسان در این تعامل جامعه با معرفت کجاست؟
برای یافتن پاسخ مناسب، تحقیق پیرامون موضوع را پی می گیریم .
۱ – ۲) رابطه عین با ذهن و ذهن با عین
با مراجعه به نهج البلاغه به تحلیل و تبیین دیدگاه آن در مورد تاثیرپذیری و تاثیرگذاری معرفت و دانش از خارج و بر خارج، می پردازیم، لکن ابتدا به تاثیرپذیری ذهن اشاره خواهیم نمود . سپس تاثیرگذاری آن را بررسی خواهیم کرد .
۱ – ۱ – ۲) تاثیر جامعه بر ذهن
با تفحص و تحقیق در محتوای نهج البلاغه به دست می آید که پدیده های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تاریخی دارای هستی می باشند و حتی دارای توان تاثیرگذاری بر روی ذهن هستند، حال با توجه به این اصل به بررسی هر یک می پردازیم .
۱ – ۱ – ۱ – ۲) تاثیر پدیده های سیاسی و اجتماعی بر ذهن
حضرت علی علیه السلام در توصیف و شرح ماجرای قتل عثمان، خلیفه سوم، به مسائلی اشاره می کند که در بحث ما مفید واقع می شود، ایشان عامل قتل عثمان را رفتار خود او می داند و چنین تبیین می فرمایند:
«او سیادت بدی برگزید که خودکامگی و انحصارطلبی را پیشه کرد .» (۱۷)
آنگاه در تحلیل و نقد رفتار مردم مدینه و واکنش آنها به این خودکامگی و انحصارطلبی، آنان را، افرادی که سریع متاثر شده و بر مبنای آن تصمیم می گیرند معرفی می کند، در نتیجه، واکنشهای احساسی، پیامدی جز تولید ناهنجاری جدید، نخواهد داشت که به صورت شورش اجتماعی و حرکت های توده ای، بدون برنامه صحیح، بروز و ظهور خواهد کرد و لذا در این خصوص در نهج البلاغه چنین آمده است:
«شما نیز در برخورد با جریان واقعه، با بی تابی و ناشکیبایی رو به رو شدید، که نیکو نبود و خدا خود، خودکامگی و ناشکیبایی را حکمی داده که تحقق می یابد .» (۱۸)
البته شاید خواننده محترم بعد از خواندن جملات فوق، در نقد ادعای مقاله حاضر بگوید; از این کلام امام علی علیه السلام در ارتباط با رابطه بین جامعه و معرفت، نمی شود استنباطی داشت، زیرا تمام کلام در اطراف رفتار سیاسی است، یکی از سوی حاکم، دیگری از سوی مردم .
در جواب باید گفت: بعد از صدور رفتارهای خودسرانه حاکم، بازخور و بازتاب آن یک رفتار فردی و روانی نبوده است، بلکه برای مردم بعد از مشاهده رفتارهای انحصارطلبانه و اقتدارگرایانه مبتنی بر خودمحوری حاکم، این اندیشه و فکر تولید شد و یا از آن رفتارها این استنباط را نمودند که، حاکم و هیات حاکمه تلاش برای حفظ منافع مردمی نمی کند، و نه تنها حافظ منافع مادی معیشتی آنها نیست بلکه در پی تغییر منافع اساسی و ریشه ای و بنیادین آنها می باشد که همان تغییر ارزشها و هنجارهای مبتنی بر ارزش باشد . و از طرفی عموم مردم مدینه و برخی شهرهای اطراف تحت حکومت عثمانی، مسلمان بودند و با آموزه ها و گزاره های دینی آشنا بودند و حتی برخی عامل به آن بودند و یا لا اقل انتظار داشتند که هیات حاکمه که مدعی خلافت رسول خداست، به اصول و ارزشها از همه پای بندتر باشد . مشاهده این تعارض بین رفتار حاکم و اندیشه های دینی موجب گردید تا در ذهن مردم گزاره های دینی که مردم مسلمان و امت اسلامی را به نهی از منکر و امر به معروف و نظارت اجتماعی دعوت می کند تقویت شود و آن را عملی سازند و نهایت بعد از مخالفت های مکرر با رفتار هیات حاکمه، در نهایت اندیشه تعویض و تغییر حاکم در آنها تقویت شد و این جمع بندی اندیشه ای، یک رفتار عملی که همان ترور حاکم بود را در پی داشت . پس این مناسبات اجتماعی موجود در مدینه ایده شورش انقلابی و رفتار دست جمعی مردم مدینه را رقم زد و عقیده به انقلاب و تغییر ساختار حکومتی و حتی تغییر صاحبان قدرت، متاثر از روابط سیاسی اجتماعی حاکم بر جامعه مدینه بود . و لذا خود حضرت علی علیه السلام نیز بر این که این رفتار عثمان یک رفتار تغییر دهنده بافت ارزشی و فرهنگی جامعه بود تصریح می فرمایند و لذا مردم برای مقابله با این ناهنجاریهای سیاسی، اجتماعی و حتی فرهنگی با توجه به معتقدات و باورها و معرفت پیشین خود مرتکب آن حرکت ترور شدند، در این راستا در نهج البلاغه چنین آمده است:
«داستان بر این بود [در جریان عثمان] که مردم ما، به زمامداری گرفتار آمدند که بدعت ها نهاد و خلق را به فریاد آورد . مردم اعتراض کردند سپس به خشم آمدند و سرانجام سر به شورش برداشتند و واژگونش کردند .» (۱۹)
در جمله فوق، حضرت روند را به صورت فرایند نگاه می کند نه به صورت یک حادثه دفعی و مقطعی، بلکه آن را یک امری تدریجی که در فراز و نشیب کنش و واکنش با توجه به معتقدات خود شکل گرفته است، می بیند .
آری آن حضرت، هم زمان با تحلیل و تبیین واقعیت های اجتماعی، سیاسی مدینه، یک داوری هم انجام می دهد مبنی بر این که نه رفتار و واکنش حاکم عاقلانه و مبتنی بر شریعت اسلام بود و نه واکنش مردم خردمندانه و مبتنی بر شریعت بوده است که در قطعه اول کلام ایشان در ابتدا همین موض
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
