اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی با 41 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش روشن فکران در گذار به دموکراسی :
وقایع اتفاقیه ،۳۱/۳/۸۳
چکیده: آقای جهانبگلو در سمینار «گذار به دموکراسی» از ارتباط میان روشن فکری و دموکراسی سخن گفته است. به نظر وی وظیفه روشن فکری نقد فلسفی سیاست و یافتن مبنای فلسفی جدیدی برای تمرین دموکراسی است. او معتقد است که روشن فکر تنها با دو سؤال اول کانت، یعنی «چه می توانم بدانم» و «چه عملی باید انجام دهم» سروکار دارد، ولی با پرسش سوم کانت، یعنی «به چه چیزی باید امیدوار باشم» کاری ندارد.
وقتی در مورد رابطه روشن فکری و دموکراسی صحبت می کنید طبیعی است که درباره دو مفهوم مرکزی و محوری مدرنیته سخن می گویید و اگر بپذیریم که دموکراسی مدرن بنا به تعریف و بنا به اصول، گذر از آن چیزی است که ما در فلسفه سیاسی به آن منطق الاهی سیاسی می گوییم؛ یعنی به قلمرو سیاسی خودمختاری یا خودمختاری سیاست، روشن فکر شخصیتی است که به جامعه عقل محور تعلق دارد، نه به جامعه کیهان محور و خدامحور. عقل محور؛ یعنی جامعه ای که در آن دانش و شناخت تنها دینی و الهیاتی نیست، بلکه عقلانی و عقل گراست. روشن فکر در واقع کسی است که باید قدرت تفکیک بین امور را داشته باشد. به همین دلیل، نماینده فلسفی عقل انتقادی در جامعه اش محسوب می شود. عقل یا اندیشه انتقادی آن هم به معنای فقط نقد کردن یا ایراد گرفتن نیست. وقتی ما درباره کریتیک (critic)صحبت می کنیم به معنای سنجش، سنجیدن و تفکیک کردن است. در مورد واژه نقد (critic) که فیلسوفی مانند کانت نیز خیلی به آن اشاره می کند، باید به ریشه یونانی اش یعنی کرینیم توجه کنیم که به معنای تفکیک کردن است، ولی در همین واژه کریتیک از همین ریشه، کلمه بحران (crisis)را هم داریم که نشان می دهد هر روشن فکری که دارای عقل انتقادی است ایجاد کننده بحران هم هست. ایجاد بحران در مفاهیم، در معیارهای اجتماعی و در هنجارها، راه را برای گفت وگوی دموکراتیک و تمرین فلسفی دموکراسی هموار می کند. آگاهی روشن فکر است که این بحران را ایجاد می کند؛ به نوعی جدید می اندیشد و به معنای واقعی کلمه دگراندیش باشد؛ یعنی دقیقا چون روشن فکر دگراندیش است و می تواند دگربودگی یا غیریت را در مرکز اندیشه خودش قرار دهد، قابلیت ایجاد بحران را دارد. البته ایجاد بحران در اینجا به معنای ایجاد هرج و مرج نیست. روشن فکر هرج و مرج پدید نمی آورد. لمپن ها اصولاً هرج و مرج ایجاد می کنند. بحرانی که روشن فکر پدید می آورد یک بحران گفت وگویی است که مبنای اصلی آن همین دموکراسی است؛ یعنی پروژه روشن فکری بنا به تعریف، پروژه نقد عقل سیاسی است. وقتی نقد عقل سیاسی می کنید، نقد نهادها و نیز نقد مفاهیم را می کنید و این که این ساختار سیاست در چه منطقی قرار گرفته است. آیا هنوز در منطق الاهی سیاسی قرار دارد یا در منطق خودمختاری است؟ یعنی بکوشیم تا حدود معرفت شناختی عقل سیاسی را تعیین کنیم. به نظر من پروژه روشن فکری پاسخ به دو پرسش اول کانت است؛ اگر کسانی که کانت را خوانده باشند، یعنی «چه می توانم بدانم» و «چه عملی باید انجام بدهم». این دو پرسش اول فلسفه کانت است، ولی پاسخ به پرسش سوم نیست؛ یعنی به چه چیزی باید امیدوار باشم؟ این پاسخ سوم در حوزه و قلمرو دین مطرح می شود. مسئله روشن فکری امید دادن به آدم ها نیست، بلکه معرفت شناختی و تعیین حدود معرفت شناسی عقل سیاسی است. برخلاف، ایدئولوژی اصلاً نمی خواهد به کسی امید بدهد. مسئله روشن فکری در مورد آخرت انسان ها نیست. مسئله اش مسئله نقد عقل سیاسی است. نقد عقل سیاسی یعنی چه؟ یعنی ایجاد سیاست نقدی که بر مبنای آن بتوانیم نقد سیاست را پایه گذاری کنیم و این نقد سیاسی است که روشن فکری را در مرکز مدرنیته فلسفی قرار می دهد. همان طور که گفتم هم دموکراسی و هم روشن فکری هردو، دو مقوله کلیدی مدرنیته هستند. در جهان امروز که سیاست در هر ساحتی از جمله تلویزیون یا روزنامه، در خطر جهل، خشونت و خطر لمپنیزیم فرهنگی و اجتماعی به سر می برد، به نظر من وظیفه روشن فکری نقد فلسفی از سیاست و یافتن مبنای فلسفی جدیدی برای تمرین دموکراسی است. از آنجایی که روشن فکری بنا به تعریف خودش یک تمرین گفت وگویی است و کنش دموکراتیک را در جهت طرح عقل در حوزه عمومی مطرح می کند، بنابراین می توان گفت فعالیت روشن فکری خودش همواره با یک اخلاق دموکراسی همراه است. شما نمی توانید روشن فکر باشید و اخلاق دموکراتیک نداشته باشید؛ یعنی اخلاق گفت وگویی را نداشته باشید. امکان توسعه دموکراسی در فضای جامعه مدنی از امکان رشد و مستحکم شدن آن در چارچوب قدرت و دولت به مراتب بیشتر است. به همین دلیل، نقش روشن فکری در جامعه مدنی است نه در دولت. جوهر سیاسی دموکراسی از هر گونه شخصیت سیاسی جداست؛ یعنی دموکراسی در ضمن این که به همه تعلق دارد، به هیچ کس تعلق ندارد. دموکراسی فضای خالی قدرت است و این فضا توسط هیچ کس و هیچ گروه به طور کامل پر نمی شود. این فضای خالی دموکراسی به نظر من تجلی همان اخلاق دموکراتیک است که روشن فکر یا روشن فکر شهروندی در شکل دادن به آن سهیم است. هدف روشن فکر شهروند به نظر من ایجاد یک حرکت افقی در جامعه است؛ نه قرار گرفتن در حرکت از بالا به پایین که دولت یا نظام دارند، یعنی در واقع مبارزه روشن فکری برای حقیقت و زندگی، در حقیقت خودش نوعی حرکت افقی است که در سطح اجتماع و در برابر حرکت عمودی، میان دولت و شهروندان صورت می گیرد. این روشن فکرانی که به نظر من روشن فکری موج چهارم هستند که دیگر سنت گرا هم نیستند، بلکه میراثی می اندیشند؛ به جای این که سنتی بیندیشند. این نگرش میراثی در مقابل نگرش سنتی، به نظر من به این معناست که قادر است دموکراسی را به گونه ای عرضه کند که به مانند یک پروژه سیاسی به منزله میراث و دست آورد جهانی و بشری در مورد آن بیندیشیم. روشن فکر شهروند که در موج چهارم است، در مورد میراث جهانی می اندیشد؛ چون می کوشد ایرانی بودن در جهان امروز را توصیف کند. مسئله چنین روشن فکر شهروندی، مسئله مدرن در قالب سنت نیست یا سنتی بودن در قالب مدرنیته نیست، بلکه مسئله آن مسئله هم عصر بودن است؛ یعنی آگاهی و تعادل داشتن نسبت به زمانه خودش. برای این، باید چند ویژگی داشت که من بحث را روی این ویژگی ها تمام می کنم.
این ویژگی ها چه هستند؟ طبیعتا اجتناب از ایدئولوژی آموزی و تفکرات اتوپیایی است. ب
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
