خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آفات صدا و سیما
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل آفات صدا و سیما قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رسالت صدا و سیما
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل رسالت صدا و سیما قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
10ساعت
25دقیقه
54ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 64

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موضوع علم رجال :

پیش از ورود به موضوع مورد بحث،یعنی معرفی و ارزیابی چهار کتاب اصلی علم رجال (۱) بحثی به اجمال درباره موضوع،تاریخچه،و فایده علم رجال مفید به نظر می رسد.

تعریف علم رجال

نخست این نکته را باید خاطر نشان ساخت که منظور از«فن رجال »در این گفتار،علم رجال به معنای عام است که آن را می توان چنین تعریف کرد:«دانش شناسایی گروهی از مردم که در جهت خاصی مشترکند و اطلاع از احوال یا انساب یا تالیفات یا برخی دیگر از خصوصیات ایشان.»بنابراین تعریف علم رجال به معنای خاص،فهرست،تراجم،انساب،و مشیخه را شامل می شود.چون در اصطلاح خاص،«علم رجال »آن است که در شناسایی راویان حدیث،از لحاظ نام یا اوصافی که در قبول یا رد گفته و روایت آنان دخالت دارد،بحث می کند.

فهرست مجموعه ای است که در آن نام مؤلفان و مصنفان گردآوری شده است،تراجم،به طور عام،شرح حال علماء یا راویان ست بدون اشاره به جهاتی که در رد و قبول روایت مؤثرند،و مشیخه نشان دهنده سلسله اساتید حدیث است.

و باز علم رجال،به معنای خاص،بر حسب انگیزه های گوناگون،به رشته ها و موضوعات محدودتری تقسیم می شود و کتابهای مربوط به آن شکلهای مختلفی می گیرد.بعضی از این کتابها به طور عام،شامل نام راویان است،بی تعرض به وثاقت یا عدم وثاقت ایشان،مانند طبقات الرجال تالیف (احتمالا) احمد بن ابی عبدالله برقی (متوفا به سال ۲۷۴ یا ۲۸۰) .بعضی دیگر درباره ممدوحین یا مذمومین است،مانند کتاب ابن داود قمی (متوفا به سال ۳۶۸) و نیز کتاب استادش احمد بن محمد بن عمار الکوفی (متوفا به سال ۱۳۴۶) که از کتاب او مفصلتر است.برخی فقط درباره اصحاب یک امام است مانند کتاب ابن عقده (متوفا به سال ۳۳۲ یا ۳۳۳) که فقط در خصوص اصحاب امام صادق-علیه السلام-تالیف شده و مشتمل بر نام چهار هزار راوی است.و در برخی دیگر، هت خاص دیگری در نظر گرفته شده،مانند کتاب عبد العزیز بن یحیی الجلودی (متوفا به سال ۳۳۲) که مشتمل است بر نام آن عده از صحابه رسول اکرم-صلی الله علیه و آله-که از علی-علیه السلام-روایت کرده اند،یا کتاب ابن زیدویه (۲) در حالات زنان راوی آل ابیطالب (من روی من نساء آل ابیطالب) و کتابهای دیگری که برخی از آنها را نام خواهیم برد.

تاریخچه و سیر اجمالی این علم تا دوره شیخ و نجاشی

این علم از دیرباز،یعنی از نخستین قرنهای طلوع اسلام،مورد توجه مسلمین قرار داشته و به تدریج با افزایش نیازی که بدان احساس می شده،دامنه آن گسترش یافته است.

اگر علم رجال را به همان عمومیت که گذشت،تعریف کنیم،یعنی دایره آن را تا شرح حال نویسی (رشته تراجم) توسعه دهیم، سابقه این علم به نیمه اول قرن نخستین می رسد،زیرا در حدود سال ۴۰ هجری (۳) عبید الله بن ابی رافع،کاتب امیر المؤمنین علی-علیه-السلام-نام آن عده از اصحاب رسول اکرم-صلی الله علیه و آله-را که در جنگهای علی-علیه السلام-شرکت داشته و به همراهی آن حضرت جنگیده اند،در کتابی گرد آورد و ظاهرا وی نخستین کسی بود که در رجال،کتاب نوشت.شیخ طوسی در الفهرست از این کتاب به نام تسمیه من شهد مع امیر المؤمنین-علیه السلام-الجمل و صفین و النهروان من الصحابه-رضی الله عنهم یاد کرده و سند خود را بدان ذکر نموده است.

در قرن سوم هجری بر اثر شیوع کتب حدیث و رواج اصول و مصنفات این علم،فن رجال نیز بالتبع رونق گرفت و کتب بالنسبه زیادی در این فن تدوین و تالیف شد که برخی از آنها تاکنون موجود است و از آثار گرانبهای شیعه در این علم به شمار می رود.از آن جمله است:کتاب طبقات الرجال تالیف احمد بن ابی عبد الله برقی (۴) که نسخه ناقصی از آن تاکنون باقی است و کتاب ابو محمد عبد الله بن جبله بن حیان بن ابجر الکنانی، (متوفا به سال ۲۱۹) (۵) که شیخ طوسی در کتاب رجال او را از اصحاب امام کاظم شمرده و نجاشی کتب متعددی از جمله کتابی در رجال را بدو نسبت داده است.

برخی دیگر از کتب رجالی قرن سوم عبارتند از:رجال حسن بن علی بن فضال (متوفا به سال ۲۲۴) که گویا در عصر نجاشی،معروف و شاید در اختیار خود او بوده است،کتاب رجال حسن بن محبوب (متوفا به سال ۲۲۴) به نام معرفه رواه الاخبار (۷) و این غیر از کتاب دیگر اوست در مشیخه که ابو جعفر اودی آن را به ترتیب نام رجال فصل بندی کرده است،دیگر کتاب رجال ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی (۸) متوفا به سال ۲۸۳) ،و کتاب رجال حافظ ابو محمد عبد الرحمن بن یوسف بن خراش المروزی البغدادی (۹) متوفا به سال ۲۸۳) .از آنچه گفتیم روشن می شود که گفته سیوطی در کتاب الاوائل که نخستین مؤلف در علم رجال،شعبه بن الحجاج-از ائمه اهل سنت و متوفا به سال ۱۶۰-است، (۱۰) به حقیقت و تحقیق مقرون نیست،چه همان طور که دانستیم،فن رجال در قرن نخستین سرآغاز گرفته و بیشتر از یک قرن پیش از شعبه کتابی در این رشته به وسیله عبید الله بن ابی رافع فراهم آمده است.

نظیر این اشتباه و بسی فاحشتر از آن،از نویسنده ارزشمند معاصر مصری،شیخ محمد ابو زهره،در کتاب مغتنم و مفیدش الامام الصادق سرزده که بی گمان ناشی از عدم تتبع کافی در مصادر و مآخذ شیعی است نه از گرایشهای فرقه ای و تعصب آمیز.وی کتاب فهرست شیخ طوسی را نخستین کتاب رجالی شیعه پنداشته و او را از این رهگذر که گشاینده راهی نو در افق فرهنگ شیعی است، مورد ستایش و تمجید فراوان قرار داده است. (۱۱) این قضاوت،نمایشگر بی دقتی در همین کتاب فهرست نیز هست.چه،شیخ خود در مقدمه کتاب مزبور به کتابهای دیگری در این زمینه که به وسیله علمای پیشین تالیف شده اشاره می کند.به هر حال تالیف و تدوین کتب رجالی که در قرن سوم صورت نسبتا گسترده و مبسوطی یافته بود،در قرن چهارم به همان نسبت گسترده تر و متنوعتر و جامعتر گشت.

نکته ای که از بررسی بسیاری از کتابهای رجالی این قرن به دست می آید،این است که این کتابها در موضوعات محدودتر و محصورتری نگاشته شده و گویا در این قرن شیوه تخصص گرایی رواج یافته و رشته های تخصصی و موضوعات متنوع مستقلا مورد نظر خبرگان و علمای فن قرار گرفته است و این خود نشانه گسترش دامنه این علم در قرن مزبور است.

مثلا ابو العباس احمد بن محمد بن سعید معروف به ابن عقده (متوفا به سال ۳۳۲ یا ۳۳۳) (۱۲) ،چنانکه یاد کردیم،کتابی مشتمل بر رجال امام صادق-علیه السلام-فراهم آورد و در آن از چهار هزار نفر تشرف یافته به صحبت و روایت آن حضرت نام برده است،و ابو الحسین احمد بن الحسین بن عبید اله غضائری دو کتاب درباره مؤلفان شیعه (که اصطلاحا به آنها فهرست اطلاق می شود) نگاشت و کتاب دیگری مشتمل بر نام راویان ضعیف و غیر موثق به نام الضعفاء نوشت (۱۳) ،و قاضی ابو بکرمحمد بن عمر الجعانی البغدادی (متوفا به سال ۳۵۵) که در حدیث و رجال سرآمد زمان خود بود، (۱۴) کتاب بزرگی به نام الشیعه من اصحاب الحدیث و طبقاتهم در طبقات راویان شیعه تالیف کرد که شیخ نجاشی آن را سماع کرده است و کتاب دیگری در شرح طبقات اصحاب حدیث در بغداد (۱۵) و چند کتاب دیگر در موضوعات محدود مربوط به روایان حدیث فراهم آورد. (۱۶)

برخی دیگر از کتابهای رجالی معروف قرن چهارم بدین قرار است:

رجال ابن داود قمی (متوفا به سال ۳۶۸) درباره ممدوحین و مذمومین،رجال محمد بن علی بن بابویه معروف به صدوق (متوفا به سال ۳۸۱) ،فهرست حسن بن محمد بن الولید قمی،استاد صدوق و دیگر قمیین (متوفا به سال ۳۴۳) ،

کتاب الطبقات ابن دول (متوفا به سال ۳۵۰) ،کتاب رجال کلینی،محمد بن یعقوب،مؤلف کتاب معروف اصول کافی (متوفا به سال ۳۲۸ یا ۳۲۹) ،

رساله معروف ابو غالب زراری به فرزند زاده اش در تراجم راویان آل اعین و…که یک بار به سال ۳۵۶ و بار دیگر پس از ۱۱ سال یعنی در سال ۳۶۷ نگارش یافته است،

و از همه معروفتر کتاب معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین،علیهم السلام (۱۷) است،تالیف شیخ ابی عمرو محمد بن عمر بن عبد العزیز الکشی (متوفای حدود نیمه قرن چهارم) (۱۸) که خلاصه و منتخبی از آن به نام اختیار الرجال،در حال حاضر موجود و نسخ چاپی آن معروف و در دسترس است.

در حدود نیمه اول قرن پنجم هجری،یعنی پس از گذشتن بیش از سه قرن از تالیف نخستین کتاب رجالی،اصول اربعه رجالیه یعنی چهار کتاب معروف و مورد استناد این علم که از ترکیب و تصحیح و امتزاج کتب و مصنفات قبلی تشکیل شده بود به رشته تحریر درآمد و سرفصل تازه ای در تاریخچه این علم گشوده گشت.این چهار کتاب که خوشبختانه در طول زمان از دستبرد حوادث مصون مانده و اصل آنها تا زمان حاضر باقی است و بعضی از آنها مکرر به طبع رسیده،عبارت است از: اختیار الرجال، الفهرست، الرجال (هر سه تالیف شیخ ابو جعفر محمد بن الحسن طوسی،متوفا به سال ۴۶۰) ،

و کتاب فهرست معروف به رجال نجاشی،تالیف احمد بن علی نجاشی (متوفا به سال ۴۵۰) . (۱۹) این چهار کتاب در طول قرنهای متعددی که از تالیف آنها گذشته،همواره مورد توجه و استفاده و مراجعه خبرگان این فن قرار داشته،و چنانکه به تفصیل خواهیم دید،کارهایی از قبیل ترتیب و تبویب و جمع و تفصیل براساس آنها انجام گرفته است.

این قرن را به خاطر تالیف این چهار کتاب باید سرآمد قرنهای پیشین و نقطه اوج فعالیتهای رجالی تا آن روز دانست.

آغاز و انگیزه تدوین هر یک از رشته های علم رجال

چنانکه پیشتر گفته شد،علم رجال به معنای عام،چندین رشته را متضمن است،از آن جمله:رجال به اصطلاح خاص (شناسایی نام راویان یا اوصافی که در رد و قبول خبر آنان مؤثر است) ،فهرست (شناسایی نام مؤلفان و مصنفان) ،تراجم یا تاریخ الرجال (شناسایی تاریخ و شرح حال علما یا روات لیکن نه به لحاظ دخالت در رد و قبول خبر) ،و مشیخه (شناسایی سلسله اساتید روایتی) .

برای تعیین تاریخ دقیق شروع هر یک از این رشته ها اطلاع کافی در دست نیست،ولی چنانکه پیشتر باز گفتیم،گردآوری نام عده ای از مردم که در جهت واحدی مشترک باشند،اول بار در نخستین قرن اسلام به وسیله یکی از شیعیان به نام عبید الله بن ابی رافع انجام گرفت.

اما تدوین کتب رجالی به معنای مصطلح،یعنی آنچه مربوط است به ذکر حالات راویان حدیث از لحاظ صفاتی که در رد وقبول خبر آنان مؤثر می تواند بود،به گمان قوی از نیمه اول قرن دوم یعنی از روزگار رواج حدیث آغاز شده است.شاید با قاطعیت بتوان گفت که انگیزه اصلی برای پیدایش این فن و تدوین مصنفات مربوط به آن،اهتمام و مراقبت شدید و نزدیک به وسواسی بود که محدثان و جمع آوران حدیث در کار تدوین روایات به کار می بردند.

در آن دوره عوامل جعل حدیث فراوان بود:اولا ارزش و وزنی که محدثان و حاملان حدیث در اجتماع داشتند،عده ای بی مایه و شهرت طلب را برای ورود در جرگه محدثان بدین کار وادار می ساخت،ثانیا اغراض سیاسی و فرقه ای نیز هر یک عامل مهم و مستقلی در این مورد به شمار می رفت و در نتیجه احادیث فراوان از زبان منابع حدیث به رسول اکرم-صلی الله علیه و آله-یا در حوزه تشیع به ائمه اهل بیت-علیهم السلام-نسبت داده می شد.این موضوع که در بسیاری از بیانات ائمه-علیه السلام-یا روات منعکس است،موجب شد که خبرگان فن برای تشخیص حدیث صحیح از سقیم به ذکر نام راویان و تمییز ممدوح از مذموم بپردازند.و بدین ترتیب کتابهایی در این رشته فراهم آید.

در مورد آغاز تدوین کتابهای رشته فهرست نیز اطلاع دقیقی در دست نیست.به طور مسلم سالها پیش از شیخ طوسی و شیخ نجاشی،فهرست نویسی نیز همچون تالیف کتب رجال،متداول و مرسوم بوده است و این از گفتار شیخ طوسی در مقدمه کتاب الفهرست مستفاد می شود.عبارت وی چنین است:

فانی لما رایت جماعه من شیوخ طائفتنا من اصحاب الحدیث عملوا فهرست کتب اصحابنا و ما صنفوه من التصانیف و رووه من الاصول…

حتی به گفته محقق شوشتری،در مقدمات کتاب ارزشمند قاموس الرجال اکثر قدما دارای فهرست بوده اند. (۲۰) نهایت آنکه در این فهرستها غالبا از شیوه اختصار پیروی می شده و مؤلفان آنها جز کتابهایی را که از آنها روایت کرده یا در کتابخانه خود موجود داشته اند،نام نمی برده اند. (۲۱)

شیخ طوسی در کتاب الفهرست از برخی از این فهرستها یاد کرده است،من جمله از فهرست ابن عبدون (متوفا به سال ۴۲۳) در ضمن ترجمه ابراهیم بن محمد بن سعید بن هلال. (۲۲)

نخستین کسی که کتابی به تفصیل در زمینه فهرست نگاشت،ابو الحسین احمد بن حسین بن عبید الله غضائری معروف به ابن الغضائری بود که معاصر شیخ طوسی و شیخ نجاشی و به رتبت مقدم بر آن دو بوده است.وی،چنانکه طوسی در مقدمه الفهرست آورده،دو کتاب کامل و بزرگ در این رشته فراهم آورد:یکی فقط درباره اصول و دیگری ویژه مصنفات، (۲۳) لیکن پس از مرگ ناگهانی وی،تنها نسخه این دو کتاب عزیز و ارزشمند به دست یکی از بازماندگانش تلف شد و این اثر بزرگ که اگر باقی می ماند،بی گمان از سرمایه های رجالی شیعه محسوب می گشت،به نسلهای بعد نرسید. (۲۴)

انگیزه تدوین فهرست را از آنچه شیخ نجاشی در مقدمه فهرست معتبر و مبسوط خود،که به «رجال نجاشی »اشتهار یافته است،ذکر کرده می توان به دست آورد.وی چنین می نویسد:

فانی وقفت علی ما ذکره السید الشریف-اطال الله بقائه و ادام توفیقه-من تعییر قوم من مخالفینا انه لا سلف لکم و لا مصنف.و هذا قول من لا علم له بالناس و لا وقف علی اخبار هم و لا عرف منازلهم و تاریخ اخبار اهل العلم و لالقی احدا فیعرف منه…

به گمان نزدیک به یقین،لا اقل نیمی یا بخش مهمی ازانگیزه دیگر مؤلفان کتابهای رشته فهرست نیز همین است که در عبارت بالا بدان اشاره شده،یعنی معرفی سلف شیعه و بازشناساندن آثار گرانبهای آنان در علوم و فنون مختلف و پاسخ به طنز و ایراد آن دسته از مخالفان که از این آثار بیخبر می بوده اند و شیعه را به نداشتن اثر و سابقه علمی،قدح می کرده اند. (۲۵)

در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم،به نام مشیخه ابن محبوب (متوفا به سال ۲۲۴) برخورد می کنیم که از کتابهای معروف رجالی است و ابو جعفر اودی (۲۶) آن را به ترتیب نامهای رجال،فصل بندی کرده است.بنابراین سابقه مشیخه که یکی از رشته های علم رجال به معنای عام است،به سالهای پیش از ۲۲۴ می رسد.

در رشته تاریخ رجال نیز،در قرنهای سوم و چهارم،کتابهایی همچون تاریخ الرجال تالیف احمد بن علی عقیقی (پدر) و غیره نوشته شده که نام آنها در کتب فهرست مضبوط است. (۲۷) بنابراین می توان گفت که کلیه رشته های گوناگون علم رجال (به معنای عام) در قرنهای نخستین،با فاصله ای نه چندان زیاد،پدید آمده و سپس به تدریج رو به توسعه نهاده و در هر یک از رشته ها،به فراخور نیازی که بدان حساس می شده،کتابهایی تالیف و تصنیف شده است.

اختیار الرجال و الفهرست

با ملاحظه آنچه درباره تاریخچه کوتاه و سیر تاریخی علم رجال در طول دو سه قرن نخست بیان شد می توان رتبت ارجمند و پایگاه بلند شیخ الطائفه محمد بن الحسن طوسی (۳۸۵-۴۶۰) فقیه و محدث بزرگوار را در این علم نیز حدس زد.زیرا وی کسی است که توانسته است با تالیف چند کتاب گرانبها در این زمینه نقطه بارزی در تاریخ این علم پدید بیاورد،و همچنان که در علم حدیث از دیگر مؤلفان کتب اربعه گوی سبقت ربوده و در علم فقه به شیوه ای بی سابقه و ابتکاری کتاب نوشته،در این رشته نیز نقشی برازنده و برجسته داشته باشد و فراهم آورنده سه کتاب از چهار کتاب معروف و مورد اعتماد این فن باشد،و بر اثر جامعیت و نظم شایسته این کتابها و هم شیوایی قلم و نیکویی سلیقه و نبوغ علمی خود،کتب پیشین را متروک و مهجور سازد.

این سه کتاب که هر کدام در یکی از شعبه های گوناگون علم رجال نوشته شده است از زمان مؤلف تاکنون-که فاصله ای بیش از ۹ قرن است-همواره مدار بحث و تحقیق و تالیف خبرگان این فن بوده و-چنانکه باز خواهیم گفت-شرحها و ذیلها و ترتیبها بر مدار آن فراهم آمده است.

این سه کتاب بدین قرارند:

اختیار الرجال، الفهرست، الرجال یا الابواب.

و ما به ترتیب به معرفی و تحقیق درباره این سه کتاب می پردازیم.

اختیار الرجال یا تلخیص رجال کشی

اصل این کتاب-چنانکه به تفصیل باز خواهیم گفت-از شیخ ابو عمر و محمد بن عمر بن عبد العزیز الکشی (۲۸) وفات یافته در حدود نیمه قرن چهارم) و موسوم به معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین بوده و چون در آن اغلاط و اشتباهات و اضافاتی وجود داشته، شیخ طوسی به تلخیص و تهذیب آن همت گماشته و آن خلاصه را اختیار الرجال نام نهاده است.و بنابر نقل سید علی بن طاووس در کتاب فرج المهموم از نسخه خطی مؤلف،در روز سه شنبه ۲۶ صفر سال ۴۵۶ شروع به املای آن بر شاگردان خویش کرده است.

مشخصات کتاب

موضوع این کتاب،تاریخ رجال و ذکر طبقات آنهاست و مبنای آن ذکر روایاتی است که در مدح یا قدح رجال وارد شده،بی آنکه نظری درباره آن روایات ابراز گردد.در ذیل نام هر یک از رجال،یک یا چند حدیث مسند که در آن از شخص مورد نظر به گونه ای یاد شده،نقل می گردد.این حدیثها گاه به این دلیل که متضمن مدح یا قدح شخص مورد نظرند،با یکدیگر متعارض می باشند و در این گونه موارد معمولا سخنی که از ترجیح یکی از دو حدیث حکایت کند به میان نمی آید و فقط به گزارش روایتها بسنده می گردد.تنها در پاره ای از موارد،درباره شخص مورد نظر یا درباره سند یا مضمون یکی از آن حدیثها اظهار عقیده ای می شود.

مثلا در شرح حال زراره بن اعین پس از ذکر حدیثی در مذمت وی که سندش چنین است:محمد بن بحر الکرمانی،عن ابی العباس المحاربی الجزری،عن یعقوب بن یزید،عن فضاله بن ایوب…،می گوید:«محمد بن بحر هذا غال،و فضاله لیس من رجال یعقوب،و هذا الحدیث مزاد فیه،مغیر عن وجهه.» (۲۹)

کتاب نه خاص رجال شیعه است و نه محدود به موثقان و مدح شدگان.شرح حال زراره،چهره درخشان شیعه و راوی مقبول و موثق، در آن هست،شرح حال ابو الخطاب مقلاص،غالی معروف،نیز هست.از غیر شیعه فقط کسانی را نام می برد که برای شیعه روایت کرده و در شمار رجال حدیث شیعه باشند. (۳۰) پس آمدن نام کسی در این کتاب نه دلیل شیعی بودن اوست و نه نشانه وثاقتش، چنانکه نیامدن نام کسی در آن نه دلیل شیعی نبودن اوست و نه دلیل ضعفش.

در آغاز کتاب هفت روایت در ستایش راویان و حاملان حدیث و چهار روایت درباره یاران و نزدیکان علی-علیه السلام-نقل می کند و سپس به ذکر نام رجال می پردازد.در آغاز گاه فقط نام شخص مورد ترجمه را ذکر می کند و پس از آن به گزارش روایتهایی درباره او می پردازد،مثلا:زید بن صوحان-جبرئیل بن احمد،قال حدثنی موسی بن معاویه بن وهب…تا آخر،در عنوان بالا شخص مورد ترجمه زید بن صوحان است و جبرئیل بن احمد راوی نخستین در سلسله حدیثی است که درباره زید بن صوحان نقل شده.پس از این حدیث،حدیث بعد چنین آغاز می شود:علی بن محمد القتیبی قال…تا آخر.و بدین ترتیب همه روایاتی که درباره زید بن صوحان آمده پی در پی نقل می شود.

و گاه نام شخص مورد ترجمه با کلمه «فی »مشخص می شود،مثلا:فی الحسین بن بشار-حدثنی خلف بن حماد،قال حدثنا…تا آخر، که حسین بن بشار مورد ترجمه است.و گاه نیزمطلب به این صورت آغاز می گردد:«ما روی فی »،مثلا:فی الحسن بن محبوب.

روایاتی که در ذیل هر عنوانی نقل می شود نیز گاه با کلمه «حدثنی »و گاه با جمله «وجدت به خط فلان »و گاه بدون این هر دو و فقط با نام نخستین راوی،آغاز می گردد.مجموع رجالی که در این کتاب عنوان شده اند به حدود ۵۱۵ نفر بالغ می شود که در شش بخش بر حسب تقدم و تاخر زمانی مندرج گشته است.

نام رجال بر هیچ اساسی مرتب نیست:نه بر اساس تاریخ فوت،نه بر اساس صحابت امامان اهل بیت-علیهم السلام-و نه بر اساس حروف اول نامها.بدین علت دست یافتن به شرح حال شخص مورد نظر در این کتاب دشوار است.در نسخه طبع بمبئی،فهرست نامها به همان ترتیبی که در کتاب آمده با رقم صفحه مربوط درج شده است که کار مراجعه را اندکی آسان می سازد.ولی از آنجا که گاه روایات مربوط به یک شخص در مواضع مختلفی از کتاب ذکر شده و تاکنون فهرست اعلام،که جبران کننده این نقیصه است،به نسخه چاپی کتاب منضم نشده، (۳۱) با دست یافتن به عنوان شخص مورد نظر در کتاب نمی توان مطمئن بود که به همه اطلاعات مربوط به وی دسترسی پیدا شده است.

انتساب کتاب به شیخ طوسی

در انتساب این کتاب به شیخ اختلاف است.بیشتر علمای فن برآنند که کتاب مورد بحث برگزیده و پیراسته ای است که شیخ طوسی از کتاب رجال ابی عمر و محمد بن عمر بن عبد العزیز کشی فراهم آورده است.این نظر را نام کتاب نیز تا حدی تایید می کند.

قول دیگر آن است که کتاب موجود همان اصل کتاب کشی است نه انتخاب شیخ.از سخنان احمد بن طاووس حلی (متوفا به سال ۶۷۳) و دو شاگردش،علامه حلی (۶۴۸-۷۲۶) و ابن داود حلی (متولد ۶۴۷) ،قول دوم بر می آید، (۳۲) ولی دلایل و شواهدی چند انتساب کتاب را به شیخ و منتخب بودن آن را از اصل کتاب کشی به طور قاطع تایید می کند.برخی از این دلایل بدین قرارند:

علی بن طاووس (متوفا به سال ۶۶۴-برادر احمد بن طاووس) در کتاب فرج المهموم از نسخه ای از این کتاب یاد می کند که به خط خود شیخ در آن چنین نوشته بوده است:«هذه الاخبار اختصرتها من کتاب الرجال لابی عمرو محمد بن عمر بن عبد العزیز،و اخترت ما فیها» (۳۳) و این گفته به صراحت دلیل آن است که کتاب موجود برگزیده شیخ طوسی است نه اصل کشی.

شیخ در الفهرست کتابی به نام اختیار الرجال را به خود نسبت داده و در شمار آثار علمی خود شمرده است، (۳۴) و از روزگار پس از شیخ تاکنون همواره این نام را با همین کتاب مورد بحث منطبق می دانسته اند و اثری از کتاب دیگری بدین نام نیست.

در مواردی شیخ نجاشی،صاحب فهرست معروف و معاصر شیخ طوسی،موضوعی را از کتاب کشی نقل می کند که در کتاب موجود کنونی از آن نشانی نیست، (۳۵) و این دلیل است بر آنکه نسخه اصلی کتاب کشی،که در روزگار نجاشی در دسترس و مورد استناد وی بوده،غیر از کتاب اختیار کنونی است و کتاب موجود انتخاب و ملخصی از کتاب کشی است،نه اصل آن. (۳۶)

به هر حال،جای تردید نیست که آنچه به عنوان «رجال کشی »از چند قرن پیش تاکنون در دست است،چیزی جز همین برگزیده شیخ طوسی نیست و به گمان قوی پس از روزگار شیخ نسخه اصل کتاب کشی در اختیار هیچ یک از علمای فن قرار نداشته و به کلی از بین رفته است.تنها کسی که گمان می رود نسخه اصل را دارا بوده شهید اول است،چرا که وی در حاشیه اش بر کتاب خلاصه علامه،پس از آنکه از اختیار الرجال مطلبی نقل کرده،همان مطلب را از کتاب کشی به صورت دیگری نقل نمود، (۳۷) و این نشانه آن است که وی علاوه بر اختیار الرجال،اصل کتاب کشی را نیز داشته و آن دو را با یکدیگر مقایسه و تطبیق می کرده است.ولی محقق شوشتری معاصر،مؤلف قاموس الرجال-که در این فن رتبتی بلند را حایز است-معتقد است که شهید در شناسایی کتابی که در دست داشته دچار اشتباه شده و نسخه ای از اختیار الرجال را اصل کتاب کشی پنداشته است،زیرا نسخه های اختیار الرجال در مواردی با یکدیگر مختلف است.بهترین شاهد سهو شهید آنکه،همان جمله ای را که شهید به کتاب کشی نسبت داده،مولی عنایت الله قهپایی (۳۸) ،ترتیب دهنده اختیار الرجال،عینا همان رااز اختیار الرجال نقل کرده است.

از برخی کلمات علامه در کتاب خلاصه استفاده می شود که وی نسخه اصل کتاب کشی را داشته چه،در مواردی مطلبی را از کشی نقل می کند با عبارت:«ذکره الکشی »یا«قال الکشی »،در حالی که از مطلب مزبور در اختیار الرجال نشانی نیست.لیکن با توجه به اینکه علامه در کتاب خلاصه عین عبارات صاحبان اصول رجالیه را نقل می کند نه تنها مطالب آنان را،بلکه می توان مطمئن بود که در موارد مزبور،عبارت «ذکره الکشی »یا«قال الکشی »،نیز از یکی از کتابهای مزبور مانند کتاب نجاشی یا فهرست شیخ گرفته شده و از خود علامه نیست،در این صورت،مطلب را آنان از کتاب کشی نقل کرده اند،نه از کتاب علامه. (۳۹)

حاصل سخن آنکه از دوره بعد از شیخ طوسی و نجاشی هیچ یک از دانشمندان این فن از اصل کتاب کشی نشانی نیافته و سراغی نداشته اند و گویا این کتاب که قبل از شیخ نیز چندان رواج نداشته،پس از انتخاب و تلخیص وی به کلی از رواج افتاده و برگزیده آن که به خاطر برگزیننده اش اعتبار بیشتری می داشته،جای آن را گرفته است.

از این عبارت نجاشی که درباره شیخ کشی می گوید:«له کتاب-الرجال،کثیر العلم،و فیه اغلاط کثیره » (۴۰) و هم از اینکه شیخ طوسی دست به پیراستن آن زده،می توان نتیجه گرفت که نسخه صحیح و متقن کتاب مزبور حتی به شیخ و نجاشی نیز نرسیده یا آنکه خود در اصل کتابی پر خطا بوده است و این نیز خود می تواند عاملی محسوب شود برای متروک شدن اصل این کتاب پس از اختیار شیخ.

مؤلف کتاب قاموس الرجال معتقد است که منظور نجاشی از جمله «و فیه اغلاط کثیره »آن است که اصل کتاب دارای اشتباه در مطالب بوده،نه اینکه بعدها از طرف نسخه برداران و کاتبان،تصحیف و خطا بدان راه یافته است.و آنگاه خود محقق مزبور چنین اظهار نظر می کند که:این قضاوت نجاشی بی پایه است چه،اشتباهات موجود در کتاب کشی چندان فاحش است که گمان انتساب آن به کسی چون کشی نمی رود، (۴۱) و این اظهار نظر از محقق نامبرده جای بسی شگفتی است.چه با قبول این فرض که نسخه اصل کتاب کشی در دست نیست،از کجا می توان فاحش بودن یا نبودن خطاهای آن کتاب را دانست و سنجید و نسبت به امکان یا عدم امکان انتساب آنها به کشی نظر داد؟به عبارت دیگر،سخن از خطاهای کدام کتاب است؟کتاب اختیار الرجال؟یعنی کتابی که از صافی تحقیق و تنقیح شیخ طوسی خارج شده و بالطبع نجاشی را درباره آن چنین قضاوتی نیست؟یا اصل کتاب کشی؟که اکنون قرنهاست از آن جز نامی نیست؟در صورت دوم از کجا مؤلف قاموس الرجال توانسته فاحش بودن خطاهای آن را بفهمد و رتبت کشی را از ارتکاب آنها برتر بداند؟

در هر صورت اگر بپذیریم که اشتباهات اصل کتاب کشی ناشی از تصحیف نسخه برداران بوده نه معلول خطای مؤلف،ناگزیر باید علت تحریف آن را در بی اعتنایی معاصرانش به کتاب وی جستجو کنیم.چه،وی و استادش،عیاشی،از راویان ضعیف الحال نقل می کرده اند و این در عرف قدما طعن بزرگی محسوب می شده است و بدین سبب کتاب وی در زمان خودش و پس از آن متروک و مهجور مانده و در نتیجه نسخه های آن دستخوش تحریف و تبدیل گردیده است.شگفت آنکه کتاب اختیار الرجال نیز که برگزیده و پیراسته ای از آن کتاب است و بی گمان در اصل از بسیاری اشتباهات و اغلاط کتاب کشی خالی بوده،اکنون متضمن تحریفها و تصحیفها و اشتباهات فراوان است.

به گفته علامه کلباسی مؤلف کتاب سماء المقال (۴۲) قراینی وجود دارد که این کتاب به مرور زمان مورد دستبرد حوادث قرار گرفته و به تدریج مطالبی از آن اسقاط و حذف شده است،ولی محدث نوری در خاتمه کتاب مستدرک الوسائل مواردی را یاد می کند که مؤلفان کتب رجالیه مطلبی را از اختیار الرجال نقل کرده اند و آن مطلب در نسخه ای که اکنون از این کتاب در دست است یافت نمی شود.

علاوه بر اینها-چنانکه اشاره کردیم-در نسخه موجود کتاب اشتباهات و تصحیفاتی دیده می شود که رجالیون متاخر به برخی از آنها اشاره کرده اند.محقق شوشتری اشتباهات این کتاب را بیش از حد شمارش و موارد درست و مصون از خطا را معدود و نگشت شمار می داند.از جمله اشتباهاتی که محقق نامبرده بدانها اشاره می کند این است که در بسیاری از عناوین،احادیث مربوط به شرح حال کسی با احادیث مربوط به شرح حال کس دیگری یا با احادیث همنام او که در طبقه دیگری قرار دارد مشتبه و مخلوط شده است،مثلا:احادیث مربوط به ابی بصیر لیث المرادی،با روایات مربوط به ابی بصیر یحیی الاسدی خلط گشته،و حمیری که از اصحاب حضرت عسگری-علیه السلام-است در شمار اصحاب امام علی بن موسی الرضا-علیه السلام-معرفی شده،و اولین روایت در حالات عبد الله بن عباس در خلال احادیث مربوط به خزیمه (که پیش از عبد الله عنوان شده) ذکر گردیده،و در ذیل نام محمد بن زینب مکنی به ابی الخطاب بیست و سه روایت که از هیچ رو بدو مربوط نیست نقل شده و… (۴۳)

بسی روشن است که این گونه خطاها از نوع اشتباهاتی نیست که از کسی چون کشی یا شیخ طوسی صادر گردد،و گمان انتساب آن به کسی جز نسخه برداران و کاتبان نمی رود.

همچنان که برخی اشتباهات دیگر این کتاب از قبیل:تاریخ وفات حماد بن عیسی،تعیین سنین زندگی معاویه بن عمار،تحریف جبرئیل بن احمد فاریابی در اوایل کتاب به جبرئیل بن محمد فاریابی،و امثال اینها،که علامه کلباسی در سماء المقال بدانها اشاره کرده،نیز از جمله اشتباهاتی است که انتساب آنها به شیخ طوسی دور از باور است.

بنابر آنچه گفتیم می توان قضاوت کرد که نظر مولی عنایت الله قهپایی که این اغلاط را از شیخ دانسته و معتقد است که اصل کتاب کشی مبرا و تهی از آنها بوده،کاملا خلاف تحقیق و ادعایی بی دلیل است.

نام اصل کتاب کشی

در بیشتر کتابهای قدما،مانند فهرست شیخ و فهرست نجاشی،در ذیل حالات کشی،از نام کتاب وی ذکری نرفته و تنها به اصل وجود این کتاب اشاره شده است.

شیخ طوسی در الفهرست زیر عنوان «ابو عمرو کشی »چنین می گوید:«ثقه بصیر بالاخبار و بالرجال،حسن الاعتقاد،له کتاب الرجال… » (۴۴) عبارت نجاشی نیز در این باره مشتمل بر توضیح بیشتری نیست:«کان ثقه عینا،و روی عن الضعفاء کثیرا و صحب العیاشی و اخذ عنه و تخرج علیه فی داره التی کان مرتعاللشیعه و اهل العلم،له کتاب الرجال…» (۴۵)

تا آنجا که ما اطلاع یافته ایم نخستین کسی که برای کتاب کشی نامی ذکر کرده ابن شهر آشوب (متوفا به سال ۵۸۸) صاحب کتاب معالم العلماء است.وی در این کتاب که به عنوان ذیل و تتمیم فهرست شیخ به رشته تحریر در آمده،از کتاب کشی به نام معرفه الناقلین عن الائمه الصادقین (۴۶) یاد می کند و به قرینه نزدیکی زمان او با کشی و شیخ جای تردید باقی نمی ماند که گفته وی متکی به قراین قطعی بوده و نام کتاب کشی همان است که او ذکر کرده است.

شیخ طوسی در الفهرست،در ذیل عنوان «احمد بن داود بن سعید»پس از نسبت دادن کتابهای متعددی به وی می گوید:«ذکره الکشی فی کتابه فی معرفه الرجال.» (۴۷) مؤلف سماء المقال به استناد این عبارت نام کتاب کشی را معرفه الرجال پنداشته و این پندار را به شیخ نیز نسبت داده است.

در حالی که این عبارت،همین اندازه گویای آن است که کتاب کشی در شناسایی رجال تحریر یافته و از نام کتاب وی در آن سخنی نیست.احتمالا عبارت مزبور در نسخه ای که کلباسی در اختیار داشته به صورت «ذکره الکشی فی کتابه معرفه الرجال » (با حذف کلمه فی) بوده و از این رو نامبرده دچار چنین گمانی شده است.

در نسخه چاپی کتابی اختیار الرجال،چاپ بمبئی،سال ۱۳۱۷،نیز در آخر جزء پنجم به همین صورت از کتاب کشی یاد شده و چنین آمده است،«قدتم الجزء الخامس من کتاب ابی عمرو الکشی فی معرفه الرجال…»و چنانکه ملاحظه می شود در این عبارت نیز هیچ گونه تصریحی به اینکه نام کتاب،معرفه الرجال باشد،وجود ندارد.

علامه مجلسی (۴۸) و همچنین از معاصران ما،مؤلف قاموس الرجال (۴۹) نیز نام کتاب کشی را معرفه الرجال ذکر کرده اند (۵۰) ،ولی با توجه به آنچه قبلا یادآور شدیم،این گفته مقرون به هیچ دلیلی نیست، (۵۱) و با رجحانی که نظر ابن شهرآشوب حایز است،عدول از آن جایز نمی باشد.

از آنچه که گفتیم می توان دانست که نام معرفه اخبار الرجال نیز که در آغاز و انجام نسخه چاپی بمبئی برای کتاب کشی ذکر شده بدون وجه و بی دلیل است،چه علاوه بر اینکه کتاب موجود و چاپ شده تالیف شیخ طوسی و موسوم به اختیار الرجال است نه معرفه اخبار الرجال،اساسا در مدارک و مآخذ مورد اطمینان از چنین نامی برای کتاب کشی نشانی نیست و گویا مباشر چاپ یا یکی از نسخه برداران این نام را از ترکیب دو عبارت «کتاب ابی عمرو الکشی فی اخبار الرجال »و«کتاب ابی عمرو الکشی فی معرفه الرجال »که در بعضی از کتب رجالیه به هنگام یادآوری از کتاب کشی ذکر شده استفاده کرده و آن را نام کتاب پنداشته است.

نحوه انتخاب و تلخیص شیخ

چنانکه پیشتر اشاره شد،نادرستیها و زواید کتاب کشی بوده که شیخ طوسی را به تهذیب و تلخیص آن برانگیخته و کتاب اختیار الرجال را به وجود آورده است.اکنون باید دید آن نادرستیها و اضافات از چه قبیل بوده و شیخ در این زمینه چه عملی انجام داده است؟

به گمان برخی (۵۲) ،کتاب کشی در اصل مشتمل بر رجال عامه و خاصه بوده و شیخ،عامه را از آن اسقاط کرده و کتاب اختیار را به ترجمه رجال شیعه اختصاص داده است.ولی با توجه به اینکه در نسخه موجود اختیار نام جمعی از رجال عامه نیز هست،خطای این گمان آشکار می گردد.تحقیق آن است که کتاب کشی نیز مانند بسیاری از کتابهای رجالی دیگر،از قبیل فهرست شیخ و فهرست نجاشی،در ترجمه شیعیان و هم غیر شیعیانی که برای شیعه و از ائمه ایشان روایت کرده اند نوشته شده است.از این روست که در کتاب اختیار به نام کسانی چون محمد بن اسحق و محمد بن المنکدر و عمرو بن خالد و…بر می خوریم که غیر شیعه ولی راوی از ائمه شیعه اند.

گمان غالب آن است که تلخیص و انتخاب شیخ،پیش از آنکه متوجه رجال مذکور در کتاب باشد،ناظر به روایاتی است که در زیر نام هر یک از رجال ذکر شده است.به فرض آنکه بپذیریم که شیخ جمعی از ترجمه شدگان اصل کتاب کشی را به دلیلی اسقاط کرده، قابل قبولتر آن است که در میان احادیثی که کشی به مناسبت نام ترجمه شدگان آورده،بعضی از حیث سند یا از حیث ارتباط به شخص مترجم،به نظر شیخ،مخدوش رسیده و وی همانها را اسقاط یا تصحیح کرده است.و این از هر احتمال دیگری در مورد چگونگی تلخیص و انتخاب شیخ به نظر نزدیکتر و به مقام شیخ و کشی برازنده تر است.

از برخی قراین می توان حدس زد که شیخ در کتاب اختیار همه رجال مورد وثوقی را که در اصل کتاب کشی نام برده شده اند،ذکر نکرده است.مثلا در الفهرست پس از ذکر داود بن ابی زید نیشابوری و تصریح به اینکه ثقه و راستگو است،می نویسد:«و له کتب ذکرها الکشی و ابن الندیم فی کتابیهما.»حال آنکه در نسخه کنونی اختیار الرجال از این شخص نامی نیست.بنابراین اگر مسلم بدانیم که منظور از کتاب کشی که در عبارت بالا بدان اشارت رفته همان کتاب معرفه الناقلین،یعنی اصل کتاب اختیار الرجال، است و فرض کنیم که نسخه کنونی اختیار در این قسمت دچار تحریف و اسقاط نشده،تردیدی باقی نخواهد ماند که تصفیه شیخ طوسی شامل برخی از رجال مورد وثوق نیز شده است.

کتابهایی که بر محور اختیار الرجال نگارش یافته است

چنانکه در آغاز گفتیم،کتاب اختیار الرجال یکی از چهار کتاب اصلی علم رجال است و در روزگاران پس از شیخ طوسی،پیوسته مطرح نظر و مورد مراجعه دانشمندان شیعی بوده است.بر اثر این عنایت و اهتمام به مرور زمان کارهای علمی چندی بر محور آن انجام یافته و کتابهایی فراهم آمده است.و از آنجا که کتاب نامبرده نامرتب و بدون فصل بندی کاملی نوشته شده و مراجعه و استفاده از آن دشوار بوده،بیشتر این کارها در زمینه تبویب و ترتیب و به منظور آسان کردن کار مراجعان صورت گرفته است.ما تا حدود گنجایش این گفتار به معرفی آنچه بر این اساس نگارش یافته می پردازیم:.ترتیب قهپایی.مولی عنایت الله بن شرف الدین قهپایی نجفی (متوفا پس از ۱۰۱۶) (۵۳) کتاب اختیار را بر حسب حرف اول نامها مرتب ساخته و همه کسانی را که مستقلا یا در ضمن ترجمه دیگران در کتاب مزبور نام برده شده اند بدین ترتیب عنوان کرده و در هر مورد عین عبارت کشی را بی کم و کاست درباره آنان آورده است.پس از ذکر روایات آغاز کتاب،نخست کینه های مصدر به «ابن »و سپس کنیه های مصدر به «اب »را و آن گاه اسمها را از«ابان »تا«یونس »به ترتیب حرف اول درج کرده است.تاریخ اتمام این کتاب سال ۱۰۱۱ هجری است.

چنانکه گفتیم،روش این کتاب آن است که از عین عبارات کشی فراتر نرود و بی کم و کاست الفاظ وی را در ذیل نام هر یک از رجال بازگو کند.با این حال ناگزیر برای مراعات ترتیب مورد نظر خود عناوین موجود در کتاب اختیار الرجال را تغییر داده و در مواردی که کشی دو یا چند نفر را با هم عنوان کرده نام هر یک را در جای خود بر حسب ترتیب حروف آورده است.در پاره ای موارد،نسخه وی با نسخه چاپ شده اختیار متفاوت است،از جمله:عنوان حسن بن سعید الاهوازی و محمد بن اسحق صاحب المغازی. (۵۴). ترتیب سید یوسف بن محمد الحسینی العاملی،مؤلف جامع المقال.وی اختیار الرجال را بر حسب طبقات اصحاب معصومین-علیهم السلام-نظیر رجال شیخ مرتب ساخته،یعنی نخست اصحاب رسول اکرم-صلی الله علیه و آله-سپس اصحاب امیر المؤمنین-علیه السلام-و بعد از آن اصحاب امام حسن بن علی-علیه السلام-و به همین روش تا اصحاب امام یازدهم-علیه السلام-همه را پی در پی ذکر کرده است.بنابر گفته محدث نوری در خاتمه مستدرک الوسائل،تاریخ اتمام این کتاب سال ۹۸۱ است

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.