خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ربا، نگاهی دیگر
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل ربا، نگاهی دیگر قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفاوت ربا و بهره بانکی
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل تفاوت ربا و بهره بانکی قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
21ساعت
19دقیقه
27ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 70

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا :

چکیده:

یکی از مباحث قابل بررسی در فقه اسلامی فایل پاورپوینت کامل مبحث ربا می باشد. نگارنده ابتدائا پیشینه تاریخی ربا بویژه در شبه الجزیره العرب و
سپس حرمت ربا در سایر ادیان آسمانی علی الخصوص در اسلام را بر اساس آیات و روایات بیان می دارد. در ادامه به بحث درباره ربا
از دیدگاه اجتماعی و همچنین شاخصها و انواع آن – ربای قرضی و معاملی – می پردازد و در پایان، فلسفه حرمت ربا را به طور
گسترده مورد کاوش قرار می دهد.

پیشینه تاریخی و حکم ربا

ربا میان ملل مختلف

لوحه های گلی به جا مانده سومریها از چهار هزار سال قبل از میلاد، نشان می دهد که استقراض در آن زمان رواج داشته است;
افراد طلا و نقره و دیگر کالاها را قرض می گرفتند، در مقابل سودی با نرخ بهره حدود ۱۵ تا ۳۳% در سال برای وام دهنده
می پرداختند.

در بابل نیز ثروتمندان، به افراد نیازمند، وام می دادند حتی کاهنان، طلا و نقره را به صورت ربوی در اختیار مردم می گذاشتند.
پرداخت وامهای ربوی امر عادی و معمول بود و قانون از رباخواران حمایت می کرد. اگر بدهکاری توان بازپرداخت بدهی خود را
نداشت، فرزندش طبق قانون به گروگان می رفت; این حقی بود که قانون به توانگران داده بود. (۲)

در مصر باستان، رباخواری رایج بود; زیرا هیچ مانع قانونی در مسیر آن وجود نداشت. تنها عامل محدودیت، تعیین سقف برای نرخ
سود بود. به موجب قانون «لوخوریوس » هیچ وقت نباید بهره به حدی برسد که به اندازه اصل وام شود. بدین دلیل، سعی می شد تا
جلوی اجحاف بی حد و حصر رباخواران گرفته شود و بینوایان و نیازمندان، مورد حمایت قرار گیرند. (۳)

در چین بیش از هزار سال قبل از میلاد، در زمان حاکمیت «وانگ ان شی »، (Wang An-Shih) (۴) حکومت به حمایت از
دهقانان بدهکار اعلان کرد که دولت باید وام مورد نیاز آنها را با نرخ بهره کم در اختیارشان قرار دهد. (۵)

در یونان پیش از دوران اصلاحات و قانونگذاری معروف «سولون »، (Solon) و در روم پیش از آنکه قانون الواح دوازده گانه وضع
شود، رباخواری بدون هیچ مرز و محدودیتی شایع بود، به نحوی که اگر بدهکار قادر به ادای دین خود نمی شد مملوک و برده
طلبکار می گشت. (۶)

ویل دورانت در رابطه با سابقه بانکداری و رباخواری در یونان باستان چنین می گوید:

از هفتصد سال قبل از میلاد، در آتن بانکداری معمول بوده است و بانکها برای تثبیت وضع خود تلاش می کردند… مردم عادی آتن
در قرن پنجم میلادی، مال اندوز بوده اند و برخی هم رباخواری را جرم تلقی می کردند و برخی هم به بهره ای بین ۱۶ تا ۱۸% وام
می دادند و برخی هم بدون ربح به دوستان خود وام می دادند… . (۷)

بدین ترتیب، می توان دریافت که پیش از ظهور اسلام در تمام نقاط جهان رباخواری وجود داشته و وام دهی ربوی امر عادی و
مرسوم بوده است; به طوری که در مواردی نکوهیده محسوب و به رباخوار به عنوان خلافکار و دزد نگریسته می شد. ضرب المثل
قدیمی چینی «دزدان عمده صرافی می کنند»، حاکی از این نگرش است. معمولا دریافت کنندگان وام، افراد تهیدست و فقیر و
پرداخت کنندگان، توانگر و ثروتمند بودند. به این دلیل، مبارزه با رباخواری حکم مبارزه با ظلم و ستم را داشت و درگیری با
رباخواران، به معنای جنگ اعلام نشده علیه طبقات اشراف، استثمارگر و برده دار بود. اجحاف پولداران به حدی بود که گاهی
پادشاهان و دولتمردان را مجبور به واکنش می کرد و آنها با وضع قانون، از طبقات پایین جامعه حمایت می کردند.

ربا در شبه الجزیره العرب عصر جاهلی

برای روشن شدن منظور اسلام و قرآن از ربا و اینکه آن را جزء بزرگترین گناهان قرار داده و با آن به مبارزه برخاسته است;
به طوری که پیامبر اکرم(ص) رباخوار را واجب القتل و مفسد فی الارض می خواند و همین طور برای اینکه ضرورت مبارزه با ربا را
دریابیم، باید ربای جاهلی را بشناسیم; یعنی تبیین شود که مقارن با ظهور اسلام، در جزیره العرب، سیستم ربوی به چه معنا
حاکم بود.

چرا قرآن، رباخواران را فریب خورده شیطان و دشمن خدا شمرده است؟ برای درک این مهم و اهمیت مساله لازم است موضوع
مورد بررسی قرار گیرد و نفع بینندگان و زیان یابندگان نظام ربوی مشخص شود. این مساله، ما را در شناسایی فلسفه حرمت ربا که
در این بحث از اهمیت ویژه ای برخوردار است، کمک خواهد کرد. بدون شناخت ربا در عصر جاهلی و مقارن با ظهور اسلام،
نمی توان تعریف دقیقی از ربا ارائه داد.

تردیدی وجود ندارد که قبل از ظهور اسلام رباخواری در شبه جزیره العرب شایع بود و عده ای از اشراف از این طریق کسب درآمد
می کردند. در این کار، یهودیان پیشگام شدند و شاید آنها معاملات ربوی را در حجاز رواج داده بودند. قرآن ضمن اشاره به این
قضیه، عدم پایبندی یهودیان به کتاب آسمانی خود را بیان نموده و از کیفر الهی خبر داده است. «فبظلم من الذین هادوا حرمنا
علیهم طیبات احلت لهم و بصدهم عن سبیل الله کثیرا، و اخذهم الربا و قد نهوا عنه…». (۸)

«پس به جهت ظلمی که یهود کردند و هم بدین جهت که بسیاری مردم را از راه خدا منع نمودند ما نعمتهای پاکیزه خود را که بر
آنان حلال بود، حرام کردیم، و هم بدین جهت که ربا می گرفتند در صورتی که از رباخوردن نهی شده بودند…».

مسیحیان و اعراب نیز در معاملات ربوی سهیم بودند و از نیازمندان به پول، ربا می گرفتند. این مطلب، از مفاد قرارداد صلح
پیامبر(ص) با مسیحیان نجران پیداست. در آن قرارداد آمده است: «من اکل منهم ربا من ذی قبل فذمتی منه بریئه ». (۹)

مکه که در آن روزگار مرکز و مسیر تجارت اعراب بود، معاملات ربوی در آنجا رواج داشت. قبل از ظهور اسلام، اشخاصی چون
عباس ابن عبدالمطلب، عثمان بن عفان و خالد بن ولید به فعالیتهای ربوی آلوده بودند و در این کار شهرت داشتند. از آنجا که
معمولا دریافت کنندگان وامهای ربوی افراد فقیر و تهیدست بودند در بسیاری از مواقع زنان و فرزندانشان به گروگان گرفته می شد
و در صورت ناتوانی وام گیرنده از پرداخت دین، گروگان به مالکیت وام دهنده درمی آمد. (۱۰)

در عصر جاهلیت نوعی از ربا بسیار متداول و شایع بود که امروز اثری از آن باقی نیست و هیچ معامله ربویی بر مبنای آن صورت
نمی گیرد; حتی در بسیاری از مباحث مربوط به ربا بدان اشاره نمی شود و آن ربایی است مربوط به استقراض که با آنچه در ذهنها
مانوس می باشد، متفاوت است. برخی از فقها از آن تعبیر به ربای لاشک فیه کرده اند. (۱۱) آن روزگار افراد نیازمند از توانگران، وام
می گرفتند بدون قرار پرداخت اضافی; بعد از پایان مدت مقرر در صورت ناتوانی بدهکاران از بازپرداخت، تقاضای تمدید مهلت
می کردند و طلبکاران با افزایش میزان بدهی موافقت می نمودند. این روند تا زمان بازپرداخت بدهی ادامه می یافت. شکل دیگری از
ربای جاهلی مربوط به قرضهای حیوانی بود. در برابر تمدید، بدهی به سن بالاتر حیوان حواله داده می شد. مثلا اگر طرف، شتر
یک ساله را بدهکار بود; در پایان مدت، در صورت ناتوانی در ادای دین، متعهد می شد که پس از یک سال، شتر دوساله بپردازد. (۱۲)
اگر شتر دو ساله بود، متعهد به پرداخت شتر سه ساله می شد.

برخی از صاحبنظران و مورخان مسلمان معتقدند که منظور اسلام از حرمت ربا، ربای جاهلی است که در بالا توضیح داده شد;
زیرا تنها این نوع ربا برای مخاطبین قرآن شناخته شده بود و مصداق عینی آیه «اضعافا مضاعفه » می باشد. به همین دلیل علما بر
این موضوع، اتفاق نظر دارند که شان نزول آیه مذکور، ربای جاهلی است. ابن جریر طبری می گوید:

از عطاء نقل شده که گفته است: طایفه ثقیف در جاهلیت به بنی المغیره قرض می داد وقتی مهلت پایان می گرفت، می گفتند: شما
مهلت بیشتری بدهید ما (مبلغ را) افزایش می دهیم، اینجا بود که آیه «یآ ایها الذین امنوا لاتاکلوا الربوا اضعافا مضاعفه و اتقوالله
لعلکم تفلحون » نازل گردید. (۱۳)

از نظر این دسته منظور قرآن در آیه شریفه «احل الله البیع و حرم الربا» نیز ربای جاهلی است. (۱۴) بر همین مبنا، برخی از علمای
اهل سنت معتقدند که بهره متداول در زمان فعلی ربا نبوده، قرآن آن را تحریم نکرده است; چون بهره، مصداق ربای جاهلی نیست
و با آن تفاوت اساسی دارد. بنابراین، تمام عملیات بانکی و دریافت و پرداخت به وسیله آن، از نظر شرعی مشکل ندارد. (۱۵)

گروهی دیگر معتقدند که ربای متداول در جزیره العرب و مورد نظر قرآن اعم از آن چیزی است که قبلا گفته شد; یعنی ربای
قرضی افزون ستانی بر اصل مال است. چه این زیادی در اصل قرارداد آورده شده باشد و چه پس از سررسید مهلت بدهی، مطرح
شود. بعلاوه، آنچه در عرف شناخته و متداول است و در زمان ظهور اسلام نیز معمول بود، شرط پرداخت اضافی در ابتدای قرارداد
می باشد. یهودیان در همین زمینه به عنوان رباخوار شهرت داشتند. (۱۶)

حرمت ربا از نظر ادیان آسمانی

در همه ادیان آسمانی ربا حرام شمرده شده است; یعنی حرمت ربا اختصاص به اسلام ندارد. آیین یهود و مسیح پیروان خود را از
رباخواری برحذر داشته اند مثلا، در تورات آمده است:

اگر برادر فقیر و تهیدستت به نزد تو آمد او را مانند
غریب و مهمان پذیرایی و یاری نما تا با تو زندگی نماید از او ربا و سود
مگیر و از
خدای خود بترس تا برادرت با تو زندگی نماید. نقد خود را به ربا به او مده
و خوراک را به سود به او مده، اگر نقدی به فقیران از قوم
من که همسایه تو باشند قرض دادی مثل رباخوار با او رفتار مکن و هیچ سودی
بر او مگذار. (۱۷)

در جای دیگر می خوانیم:

اگر مالی را به یکی از بندگانم قرض دادی مانند رباخواران با او برخورد نکن و از او سود مگیر. (۱۸)

قرآن نیز حرمت ربا در آیین یهود را تایید می کند; به همین جهت آنها را به عذاب و کیفر الهی بیم می دهد و از نعمات حلال
خداوند محروم می سازد. یعنی آنها با وجود حرمت و ممنوعیت ربا در دین یهود معاملات ربوی انجام می دادند; (۱۹) بنابراین مستحق
مجازات پروردگار بوده اند.

در حال حاضر، یهودیان دریافت ربا از همکیشان خود را ناروا و از دیگران روا می دانند. دلیل آنها این سخن تورات است: «به بیگانه
می توانی به سود و ربا قرض دهی اما برادرت را به سود قرض مده ». (۲۰)

در آیین مسیحیت ربا به طور مطلق حرام است، همان طور که در کتاب عهد جدید دریافت سود و ربای قرضی به دور از فضیلت و
ارزشهای انسانی شمرده شده است; در اینجا قرض دادن کاری است ستوده و نیک خواهانه و دارای پاداش معنوی ولی دریافت سود
حتی از دشمنان ناپسند و حرام می باشد. بر همین اساس، تا پایان قرن سیزدهم که کلیسا در اروپا حکومت می راند، ربا کاملا
ممنوع و حرام بود. از نظر کلیسا انکار حرمت ربا به معنی ارتداد و خروج از دین شمرده می شد. چنین افرادی بعد از مرگ
صلاحیت تکفین را نداشتند. (۲۱)

بنابراین، ربا از نظر ادیان الهی عملی ناپسند و حرام می باشد. با دقت در عبارات تورات و انجیل و قرآن (به دنبال این بحث خواهد
آمد)، می توان دریافت که قرض دهندگان از نظر اجتماعی – اقتصادی موقعیت بسیار خوبی را در جامعه داشتند و بعکس
قرض گیرندگان شامل طبقات فقیر و بینوای جامعه می شوند; روح عدالت خواهی و ظلم ستیزی که شاخص و معیار تشخیص ادیان
آسمانی می باشد، در رابطه با مساله ربا مشهود و پیداست. حمایت از رباخواران به معنی پشتیبانی از طبقات اشراف و ثروتمند و
استثمارگر می باشد. به همین دلیل، ادیان الهی هماهنگ و همسو با آن به مبارزه برخاسته اند و از متقاضیان قرض که معمولا افراد
فقیر و تهیدست بودند، حمایت می کردند.

از آیه زیر می توان این نکته را فهمید که ادیان الهی مؤید یکدیگرند:

نزل علیک الکتاب بالحق مصدقا لما بین یدیه و انزل التورات و الانجیل من قبل هدی للناس و انزل الفرقان… . (۲۲)

«آن خدایی که قرآن را به سوی تو به راستی فرستاد که دلیل راستی کتب آسمانی پیش از او باشد و پیش از قرآن کتاب تورات و
انجیل را فرستاد، برای هدایت مردم و کتاب کامل جداکننده میان حق و باطل را فرستاد… .»

حرمت ربا از نظر اسلام

حرمت ربا از نظر قرآن، سنت و اجماع علما، جای هیچ گونه تردیدی ندارد. در اسلام رباخواری از بزرگترین گناهان کبیره شمرده
شده است. حتی بعضی از بزرگان حرمت آن را تا مرز ضروریات دین رسانیده اند. (۲۳) به همین دلیل از ضروریات فقه محسوب
می شود. در اینجا سعی می کنیم حکم ربا را از نظر قرآن، سنت و اجماع بررسی کنیم:

الف. ربا در قرآن

هشت آیه از آیات قرآنی در مورد ربا گفته شده است که ما در اینجا به یکایک آنها می پردازیم:

1- «و ما اتیتم من ربا لیربوا فی اموال الناس فلایربوا عندالله و ما اتیتم من زکوه تریدون وجه الله فاولئک هم المضعفون » (۲۴)

«و آن سودی که شما به رسم ربا دادید که بر اموال مردم رباخوار بیفزاید نزد خدا هرگز نیفزاید و آن زکوتی که از روی شوق و
اخلاص به خدا به فقیران دادید ثوابش چندین برابر شود و همین زکات دهندگان هستند که بسیار دارایی خود را افزون کنند.»

2- «و اخذهم الربا و قد نهوا عنه و اکلهم اموال الناس بالباطل و اعتدنا للکافرین منهم عذابا الیما» (۲۵)

«و هم بدین جهت که ربا می گرفتند در صورتی که از ربا خوردن نهی شده بودند و هم از آن رو که اموال مردم را به باطل
می خوردند به کیفر رسند و ما برای کافران آنها عذابی دردناک مهیا ساخته ایم.»

3- «یآ ایها الذین امنوا لاتاکلوا الربوآ اضعافا
مضاعفه و اتقوالله لعلکم تفلحون، و اتقوا النار التی اعدت للکافرین، و
اطیعوا الله و
الرسول لعلکم ترحمون » (۲۶)

«ای کسانی که به دین اسلام گرویده اید ربا مخورید که دایم بهره بر سرمایه افزایید تا چند برابر شود از خدا بترسید و ترک این
عمل زشت کنید باشد که سعادت و رستگاری یابید، و بپرهیزید از آتش عذابی که برای کیفر کافران افروخته اند و از حکم خدا و
رسول او فرمان برید باشد که مشمول رحمت و لطف خدا شوید.»

در بررسی تفسیر این آیات می توان دریافت که ربا حرام است و قرآن مسلمانان را از آن برحذر داشته است; ولی در آیه ۳۹ از سوره
روم با بیان ملایمتر و در قالب مقایسه آن با زکات و اشاره به پاداش معنوی زکات، با رباخواری به مخالفت برخاسته است. چیز
دیگری که از این آیه می توان استنباط کرد، نیازمندی و فقر قرض گیرندگان است. قرآن می فرماید که به جای قرضهای ربوی، بهتر
است به نیازمندان زکات بدهید. بدین ترتیب، هم شما مسئولیت اجتماعی خود را انجام داده اید و موجب خشنودی پروردگار
شده اید و هم باری از مشکلات آنها را برداشته اید و این مسیری است در جهت برابری و عدالت اجتماعی و رضایت پروردگار.

آیه دوم بیشتر می خواهد یهودیان را سرزنش کند; با اینکه رباخواری در دین یهود حرام شده، آنها به این عمل زشت دست می زدند
و اموال مردم را به صورت باطل می خوردند; خداوند به عذاب سخت و شدید بشارتشان می دهد، طبعا این عبارت، به حرمت ربا و
پیامدهای رباخواری اشاره دارد.

در آل عمران(۳): ۱۳۰ – ۱۳۲ بر حرمت رباخواری تاکید دارد و رباخواران را به عذاب بیم می دهد که برای کفار آماده شده است.
بنابراین، در حرمت ربا هیچ گونه تردیدی وجود ندارد. اما در رابطه با ربای «اضعافا مضاعفه » برخی از مفسران، آن را به «ربح مرکب »
تفسیر کرده اند که بعد از پایان دوره اول و تداوم قرض، در مرحله بعد بر سود نیز ربا تعلق می گیرد و این موجب تراکم سرمایه
می شود; بعد از چند دوره بدهی چند برابر و موجب ورشکستگی بدهکار خواهد شد. (۲۷)

گروهی دیگر از مفسران منظور از ربای «اضعافا مضاعفه »، ربای جاهلی می دانند که قبلا توضیح داده شد; یعنی اگر شخص صد
درهم به دیگری وام می داد، در پایان مهلت، اگر بدهکار قادر به بازپرداخت نبود، تقاضای مهلت می کرد. بر اساس این دیدگاه،
وام دهنده در ابتدا سودی مطالبه نمی کرد; در پایان مهلت، اگر بدهکار قدرت پرداخت بدهی خود را داشت، بدون اضافه
می پرداخت; در صورت ناتوانی از بازپرداخت، از طلبکار تقاضای مهلت در برابر تعهد پرداخت بیشتر را می کرد «زدنی فی الاجل و
ازیدک فی المال » یا طلبکار از او می خواست: «اتقضی ام تربی » «بدهی ات را می پردازی یا بر مبلغ آن اضافه می کنی؟»

اگر معاملات به صورت کالا بود; مثلا شتربچه یک ساله را بدهکار بود در پایان مهلت و عدم توان بدهکار در بازدهی قرض، در برابر
تمدید زمان و مدت دین، شتر بچه یک ساله تبدیل به دو ساله، در صورت تمدید مجدد تبدیل به شتر سه ساله می شد; این قسم
دیگری از «ربای جاهلی » بود. بنابراین، منظور از ربای «اضعافا مضاعفه » ربای جاهلی به این معنا می باشد. (۲۸) طبق این نظر، برخی
از علمای اهل سنت، بهره بانکی را حرام نمی دانند.

4- «الذین یاکلون الربا لایقومون الا کما یقوم الذی یتخبطه الشیطان من المس ذلک بانهم قالوا انما البیع مثل الربا و احل الله
البیع و حرم الربا فمن جآئه موعظه من ربه فانتهی فله ما سلف و امره الی الله و من عاد فاولئک اصحاب النار هم فیها خالدون » (۲۹)

«کسانی که ربا می خورند به پا نمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماس شیطان دیوانه و آشفته حال شده است. به دلیل آن است
که گفتند: بیع همانند رباست (تفاوتی میان آن دو نمی بینند) در حالی که خداوند بیع را حلال و ربا را حرام کرده است. کسی که
اندرز الهی به او رسید، دست از رباخواری کشید; سودهایی که در گذشته به دست آورده مال اوست. خداوند او را می بخشد،
اماکسی که مجددا به رباخواری برگردد، در آتش دوزخ جاودان گرفتار می ماند.»

5- «یمحق الله الربا و یربی الصدقات و لله لایحب کل کفار اثیم » (۳۰)

«خداوند ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد و انسان ناسپاس و گنهکار را دوست ندارد.»

6- «یآ ایها الذین امنوا اتقوا الله و ذروا ما بقی من الربآ ان کنتم مؤمنین » (۳۱)

«ای ایمان آورندگان، از خدا بترسید، اگر ایمان به پروردگار دارید، آنچه از ربا باقی مانده رها کنید.»

7- «فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم رؤس اموالکم لاتظلمون و لاتظلمون » (۳۲)

«اگر دست از رباخواری نکشید، بدانید که با خدا و رسول او به جنگ برخاسته اید و اگر توبه کنید، اصل سرمایه از آن شماست. در
این صورت نه ستم کرده اید و نه ستم شده اید.»

8- «و ان کان ذو عسره فنظره الی میسره و ان تصدقوا خیر لکم ان کنتم تعلمون » (۳۳)

«اگر بدهکار قدرت پرداخت بدهی خود را ندارد به او تا زمان توانایی بازپرداخت، مهلت دهید ولی اگر ببخشید کار بهتر است.»

شان نزول آیات ربا (بقره (۲): ۲۷۵ – ۲۸۰): پدر خالد بن ولید از قبیله «ثقیف » طلب ربوی داشت قبل از مرگ به او وصیت کرده بود
که بگیرد. خالد خدمت پیامبر(ص) رسید موضوع را با آن حضرت مطرح کرد; این آیات بر پیامبر نازل شد و حضرت او را از دریافت
مطالبات ربوی برحذر کرد. (۳۴)

بنو عمرو بن عمیر بن ثقفی که مسلمان شده بود، از بنی مغیره از طایفه مخزوم طلبی ربوی داشتند. بنی مغیره با آگاهی از حرمت
ربا در اسلام، از پرداخت دین خود، امتناع ورزیدند. طرفین شکایتشان را پیش حاکم مکه، عتاب، بردند. عتاب بن اسید نامه ای به
پیامبر(ص) نوشت و مساله را برای آن حضرت توضیح داد. در آن موقعیت آیه «و ذروا ما بقی من الربا» نازل شد. (۳۵) این نظر در
تفسیر المیزان نیز تایید شده است. (۳۶)

در هر صورت، بدون تردید رباخواری از نظر قرآن حرام است. وعده آتش برای رباخواران، وضعیت نامتعادل و جن زده آنها، فرمان
دوری گزیدن و نگرفتن ربا به مؤمنان، نافرمانی از دستور او در مورد ترک ربا به معنای اعلان جنگ با خدا و پیامبر(ص) است; همه
حکایت از شدت حرمت ربا دارد. هرچند در رابطه با مصادیق ربا اختلاف نظرهایی وجود دارد که در جای خود بحث خواهد شد.

ب. ربا از نظر سنت

دومین منبع برای احکام قول، فعل و تقریر معصوم(ع) است. روایات زیادی در کتابهای معتبر شیعه و سنی در رابطه با حرمت ربا
آمده است. در اینجا به ذکر برخی از آنها بسنده می کنیم:

1- پیامبر(ص): «من اخذ الربا وجب علیه القتل و کل من اربی وجب علیه القتل » (۳۷) . «هرکس ربا بگیرد، کشتنش واجب است ».

2- از پیامبر(ص): «من اکل الربا ملاالله بطنه نار جهنم بقدر ما اکل، فان کسب منه مالا لم یقبل الله شیئا من عمله، و لم یزل فی
لعنه الله و ملائکته مادام معه قیراط ». (۳۸)

«خداوند در روز قیامت شکم رباخوار را به اندازه ربایی که خورده است، از آتش جهنم پر می کند. هیچ یک از اعمال و کارهای نیک او
را نمی پذیرد; تا زمانی که قیراطی از اموال ربوی در دستش است، پیوسته مورد لعن و نفرین خدا و فرشتگان قرار خواهد گرفت.»

3- از پیامبر(ص): «شر المکاسب کسب الربا». (۳۹) «بدترین کسبها رباخواری است.»

4- ابن بکیر از امام صادق(ع) روایت می کند: «بلغ لاباعبدالله(ع) عن رجل انه کان یاکل الربا و یسمیه اللبا. فقال: لئن امکننی الله
منه لاضربن عنقه ». (۴۰)

«امام صادق به مردی برخورد که ربا می خورد و آن را شیر می نامید. امام فرمود: اگر قدرت اجرایی می داشتیم او را گردن می زدم.»

5- از امام علی(ع): «اذا اراد الله بقریه هلاکا، ظهر فیهم الربا». (۴۱)

«زمانی که خداوند بخواهد مردمی را نابود کند، ربا در میانشان رواج پیدا می کند; یعنی ربا موجب نابودی می گردد.»

6- از امام صادق(ع) که او از آبای خود و آنها از پیامبر(ص) در مورد وصیت آن حضرت به علی(ع) روایت شده: «یا علی درهم ربا
اعظم عندالله من سبعین زنیه کلها بذات محرم، فی بیت الله الحرام ». (۴۲)

«یا علی ربا هفتاد شعبه دارد که ساده ترین آنها مثل تجاوز به مادر خود در خانه کعبه می باشد و گناه یک درهم ربا از هفتاد بار زنا با
محارم در خانه خدا بیشتر است.»

7- از امام صادق(ع): «درهم ربا اشد عندالله من ثلاثین زنیه کلها بذات محرم مثل عمه و خاله ». (۴۳)

«گناه یک درهم ربا در نزد پروردگار شدیدتر از سی بار زنا با محارم از قبیل عمه و خاله، می باشد.»

8- از امام کاظم(ع) که او از پدرانش و آنها از پیامبر(ص) نقل می کند: «ان اخوف ما اخاف علی امتی من بعدی، …، و الربا». (۴۴)

«از چیزهایی که من نگران آلودگی امت خود بعد از مرگم خود در آن می باشم، رواج رباخواری در میان آنها است.»

9- از امام صادق(ع):

دخل عمرو بن عبید علی ابی عبدالله(ع) فلما سلم و جلس تلا هذه الآیه: «الذین یجتنبون کبآئر الاثم و الفواحش…» ثم امسک فقال
ابوعبدالله(ع): ما اسکتک؟ قال: احب ان اعرف الکبائر من کتاب الله. عزوجل فقال: نعم یا عمرو اکبر الکبائر الاشراک بالله،… اکل
الربا لان الله یقول «الذین یاکلون الربا،…». (۴۵)

«عمرو در مجلس امام صادق(ع) نشست این آیه قرآنی را تلاوت کرد: “کسانی که از گناهان بزرگ و زشتیها اجتناب کنند…” (۴۶)
سپس سکوت کرد. حضرت فرمود: چه چیز باعث سکوتت شد؟ در جواب عرض کرد: دوست دارم گناهان کبیره را از قرآن بدانم…
امام فرمود: ای عمرو! بزرگترین گناهان شرک به خدا و… “رباخواری است…”». (۴۷)

10- از امام صادق(ع): «ان رسول الله قبل الجزیه من اهل الذمه علی ان لایاکلوا الربا… فمن فعل ذالک برئت منه ذمه الله و ذمه
رسوله ». (۴۸)

«پیامبر(ص) از کفار ذمی تضمین گرفت که تا زمانی در امان خواهند بود و حکومت اسلامی امنیت آنها را تامین خواهد کرد که ربا
نخورند. در صورت رباخواری هیچ تضمینی از جانب خدا و پیامبر(ص) وجود نخواهد داشت.»

11- از امام باقر(ع): «اخبث المکاسب کسب الربا». (۴۹) «زشت ترین فعالیت اقتصادی، رباخواری است ».

12- امام صادق از امام علی(ع) نقل کرده که فرمود: «آکل الربا و موکله و کاتبه و شاهداه و فیه سواء». (۵۰)

«رباخوار، ربادهنده، وکیل برگرفتن ربا، نویسنده قرارداد ربوی و شاهدان همگی در گناه برابرند.»

13- در کنزل العمال (از کتب اهل سنت) از قول پیامبر(ص) آمده است: «الآخذ و المعطی سواء فی الربا». (۵۱) «قرض ربوی دهنده و
قرض ربوی گیرنده، در گناه مساوی هستند.»

خلاصه در رابطه با حرمت ربا روایات متعددی در کتب شیعه و سنی آمده است. در وسائل الشیعه، بیش از سیصد روایت در این باره
گفته شده است که همگی مؤید حرمت رباست و آن را از اکبر الکبایر شمرده و در ردیف شرک به پروردگار قرار داده اند. برخی دیگر
از این روایات در مواقع خود مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در اینجا به عنوان تایید حرمت ربا در سنت فقط به چند روایت بسنده
شده است.

ج. ربا از دیدگاه اجماع

از جمله منابع احکام، اجماع است. اغلب فقها اجماع را از جمله ادله حرمت ربا شمرده اند. شیخ محمد طوسی می گوید که علما
اجماع دارند بر اینکه ربا از گناهان کبیره است. (۵۲)

شهید ثانی در کتاب دروس، علاوه بر نص، دلیل حرمت ربا را اجماع می داند. در تحریرالوسیله امام خمینی(س) آمده است:
«حرمت ربا به کتاب و سنت و اجماع مسلمین ثابت شده است. بلکه بعید نیست از ضروریات دین باشد».

صاحب جواهرالکلام و محقق اردبیلی، اجماع را از دلایل حرمت ربا در اسلام می دانند.

در تفسیر القرطبی آمده که حرمت ربا اجماعی است: «هذا کله محرم باتفاق الامه ». (۵۳)

در نتیجه، از نظر ادیان آسمانی و اسلام، گرفتن و دادن ربا حرام است; اسلام، رباخوار را مهدورالدم و مفسد فی الارض دانسته و
رباخواری را از بزرگترین گناهان یعنی همتای شرک و دشمنی با خدا شمرده است; بنابراین، به هر نحوی باید مقابل آن گرفته شود.

مطلب قابل ذکر اینکه ربای قرضی نه حقیقت شرعیه است و نه حقیقت متشرعه; این لفظ برای مردم عربستان، قبل از ظهور
اسلام، شناخته شده بود; قرآن، قوم یهود را به دلیل رباخواری و سرپیچی آنها از دستور الهی تهدید کرده است که منع رباخواری
در تورات «و اخذهم الربا و قد نهوا عنه…» مؤید این حقیقت است.

ربای متداول در عربستان، مطلق زیاده خواهی در مبادلات نبوده بلکه نوع خاصی از زیاده خواهی قرض دهندگان می باشد; از آیه
«فلکم رئوس اموالکم » نیز همین معنی تداعی می شود; ربا به نوع خاصی از فعالیت اقتصادی اطلاق می شد که در آن ثروتمندان
افراد نیازمند و معمولا تهیدست را یاری می کردند بدین ترتیب که قرض با بهره معین و از قبل تعیین شده می پرداختند و در
سررسید قرض و ناتوانی بدهکار از پرداخت بدهی، مبلغی به اصل وام اضافه می کردند.

اما در رابطه با وجود ربای معاملی قبل از ظهور اسلام بویژه در عربستان جاهلی، ظاهرا دلیلی وجود ندارد. به همین دلیل بعضی
از مفسرین ربای معاملی را به سنت گذاران اسلام نسبت داده اند. (۵۴) تردیدی نیست که روایاتی از ائمه در رابطه با حرمت ربای
معاملی موجود می باشد. در مشروطه کردن حرمت در مکیل و موزون قطعا اختلاف نظرهایی وجود دارد که مشهور علمای شیعه
معتقد به اختصاص حرمت ربا در مکیل و موزون می باشند.

مفهوم ربا

در اینکه ربا حرام است و دلایل محکم قرآنی و روایی وجود دارد، جای تردید نیست ولی در رابطه با مصادیق ربا و شناسایی
معاملات ربوی و اینکه چه کالاها یا معاملاتی ربوی هستند، اتفاق نظر کامل میان صاحبنظران مسلمان وجود ندارد. برای
تشخیص معاملات ربوی از غیر ربوی شاخصهایی وجود دارد که آن شاخصها می تواند در این فرایند مفید باشند.

شاخصهای شناسایی ربا

– شناخت معاملات ربوی مقارن با ظهور اسلام.

– شناسایی لغت ربا.

– درک و تشخیص مفهوم ربا از نظر فقهی بر مبنای سنت پیامبر(ص) و ائمه معصوم(ع).

شاخص اول در فصل قبل مورد بحث قرار گرفت. مشخص شد که در مورد ربای متداول در عربستان قبل و مقارن با ظهور اسلام،
اختلاف نظر وجود دارد. آیا ربای جاهلی متداول در قرض، همان تقاضای اضافی بعد از پایان مهلت در مقابل تمدید است؟ یا شامل
شرط پرداخت در اول قرارداد هم می شود؟ گفته شد در این رابطه دیدگاه واحدی وجود ندارد; ولی قدر معین و جامع این است که
در عربستان جاهلی ربا به معنای اول وجود داشته است; اما پیامبر(ص) در حجه الوداع آن را نهی فرمود، به همین دلیل، احمد بن
حنبل از آن به ربای «لا شک فیه » تعبیر کرده است. (۵۵)

معنای لغوی ربا: ربا در لغت به معنای زیادی سود آمده است. در فرهنگ لاروس می خوانیم:

الربا و الرباء: فزونی. زیادی. – سودی که وام دهنده از وام خود گیرد – فی الشرع: در شرع زیادتی مال است از عوض شرط برای یکی
از دو طرف عقد. ربا. تنزیل پول. – ا ق (اقتصاد): مبلغی که وامدار بنابر شروطی معین به وامخواه افزون بر مبلغ وام بپردازد . ربح.
سود.

در لسان العرب اینگونه تعریف شده: «والاصل فیه الزیاده من ربا المال اذا زاده و ارتفع و نما» ربا در لغت یک نوع زیادی است که در
اموال به وجود می آید.

المنجد ربا را به طور مطلق افزایش و «زیادی » معنا کرده که این معنا در قرآن نیز آمده است: «فلا یربوا عندالله » (۵۶) یعنی در نزد
پروردگار افزایش نمی یابد. در جای دیگر آمده: «یربی الصدقات » (۵۷) یعنی خدا پاداش کارهای نیک را افزایش می دهد. همچنین در
حج (۲۲): آیه ۵ می خوانیم: «فاذآ انزلنا علیها المآء اهتزت و ربت…» «چون باران را بر زمین بفرستیم، به اهتزار درآید و نمو کند…»
بنابراین، ربا به معنای لغوی در قرآن نیز آمده است.

اما معنای لغوی ربا مساوی با اصطلاح شرعی آن نیست. زیرا در لغت ربا به طور قطع زیادی اطلاق می شود. در حالی که در شرع،
به هر زیادی ای در معاملات و مبادلات ربا گفته نمی شود و حرام نیست. شاید بشود گفت: معنای لغوی ربا عامتر از معنای شرعی
آن است. به همین دلیل، در مفردات راغب آمده است: «الربا الزیاده علی راس المال لکن خص فی الشرع بالزیاده علی وجه دون
وجه ».

ربا در اصل زیادی بر اصل مال است ولی از نظر شرع زیادی خاصی را ربا می نامند.

تعریف فقهی ربا: سومین شاخص برای شناخت ربا تعریف آن از دیدگاه فقهی بر مبنای سنت پیامبر(ص) و سیره ائمه(ع) می باشد.
تعریف فقها می تواند راهگشایی در شناخت دقیق ربا باشد. اما تعاریفی که علما ارائه داده اند با توجه به مبنای روایی شان متفاوت
است.

در کنزالعرفان چنین تعریف شده: «الربا لغه هو الزیاده و شرع هو الزیاده علی راس المال من احد المتساویین جنسا مما یکال
اویوزن ». (۵۸) معنای لغوی ربا زیادی و در شرع به آن زیادی ربا گفته می شود که دو کالای همجنس مکیل و موزون را به تفاضل
مبادله کنند.

در مسالک الافهام آمده: «… و فی عرف الشارع بیع احد المثلین بالاخر مع الزیاده ». (۵۹)

تعاریف دیگری که توسط اغلب علمای اهل سنت اعم از حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی ارائه شده است; تنها ربای معاملی را شامل
می شود همانند تعاریفی که در اینجا آمده است. عیب اساسی این تعاریف در این می باشد که ربای قرضی را شامل نمی شود. (۶۰)

اغلب فقهای شیعه در تعریف ربا گفته اند:

ربا عبارت است از دریافت زیادی در مبادلات دو کالای همجنس که موزون یا مکیل باشند و یا دریافت اضافی در قرض با شرط
قبلی. (۶۱)

این تعریف نسبت به تعاریف قبلی کاملتر است. ربای قرضی نیز در این تعریف آورده شده است.

برخی ربا را بر مبنای فلسفه معیار حرمت ربا تعریف کرده اند. ابتدا به بررسی علت حرمت ربا پرداخته و در نهایت علت حرمت ربا را
ظالمانه بودن آن دانسته است. بر مبنای این ملاک به تعریف ربا پرداخته اند:

ربا عبارت است از: «دریافت و یا پرداخت هر گونه زیادی ناحق و ظالمانه در مبادلات بر اساس ارزش آنها». (۶۲) بر اساس این تعریف
نتیجه گیری کرده اند:

الف. ربا شامل تمام معاملات و مبادلات، خرید و فروش، قرض، صلح و… می شود.

ب. ربا محدود به مکیل و موزون نمی شود، در غیر آن نیز جاری است.

ج. طبق این دیدگاه هرگونه معامله ظالمانه و اجحاف آمیز رباست.

شاید این تعریف از نظر جامع بودن مشکل نداشته باشد به شرطی که علت حرمت ربا ظالمانه بودن باشد; ولی از جهت مانع الاغیار
و خروج مبادلات غیر ربوی از تعریف، اشکال دارد; زیرا اولا، بسیار است معاملات غیر ربوی که ظالمانه است و دریافت و یا
پرداختهایی که در ظالمانه بودن آنها تردیدی وجود ندارد; ولی جزء ربا محسوب نمی شوند، گران فروشی کالاهای اساسی، در
شرایط کمیابی، مبادله ظالمانه است ولی ربا نیست.

ثانیا، اگر ظالمانه بودن را به عنوان تنها معیار و ملاک حرمت ربا در نظر بگیریم، باید مشروعیت مبادلات بانکی در جهان سوم را
بدون هیچ گونه تردید، بپذیریم. چون سپرده گذاران از اقشار کم درآمد جامعه و دریافت کنندگان وام بانکی اکثرا از سرمایه داران و
منتفذان سیاسی – اجتماعی تشکیل یافته اند. به نظر نمی رسد گرفتن بخش ناچیزی از بازدهی سرمایه آنها به نام بهره ظالمانه
باشد.

ثالثا، این تعریف معیار همجنس، مکیل و موزون بودن را در ربای معاملی در نظر نگرفته است. با اینکه در اختصاص ربای معاملی
به این نوع کالا نظر مشهور فقهای شیعه است و با قاعده فقهی «یکون الربا الا فی مایکال او یوزن » تنافی دارد.

تعریف دیگر توسط شهید ثانی در مسالک ارائه شده که ربا عبارت است از: معامله دو کالای همجنسی که از طریق پیمانه و وزن،
اندازه گیری می شود به زیاد و یا قرض دادن با شرط بازپرداخت اضافی در هر کالایی. به شرط اینکه پرداخت کننده اضافه، کار حربی
و یا معاملات ربوی میان پدر و فرزند و زن و شوهر نباشد.

این تعریف بر مبنای روایاتی ارائه شده است که در این رابطه وجود دارد; هم روایاتی را شامل می شود که ربا را منحصر به مکیل و
موزون می دانند، هم روایتی را که ربا را منحصر به نسیه می شمارد و هم مواردی را که توسط معصوم استثنا شده و ربا محسوب
نمی گردد; از ربا خارج می کند. در حالی که سایر تعریفها تنها به بخشی از قضیه پرداخته اند که جامع نمی باشد و تعریف ارائه شده
بر مبنای فلسفه حرمت ربا (در این مورد بعدا مفصلا بحث خواهیم کرد) و ظالمانه بودن مبادلات ربوی، مانع الاغیار نیست. اگر این
مشکل رفع شود، می توان گفت که این تعریف بر مبنای محکمتری استوار است.

صاحب الجواهر با تایید نظر مسالک معتقد است ربای حرام در دو مورد تحقق می یابد:

1- مبادله دو جنس مشابه با زیادی یکی از آنها به شرط مکیل و موزون بودن.

2- قرض دادن یک جنس به دیگری با شرط بازپرداخت اضافی. (۶۳)

مرحوم آقای طالقانی در این رابطه می فرماید:

…[ربا] به معنای افزایش و تورم است… معامله ربوی به آن دسته از معاملات اطلاق می شود که سرمایه خود به خود و بدون عمل
مفید افزایش یابد و چون معامله ربوی اغلب یا منحصرا در عصر ظهور اسلام از راه قرض پول بوده، از این نظر باید ربای ممنوع
منحصر به ربای عاید از راه قرض پول باشد; ولی سنت گذاران اسلام که مفسر و مبین نظر قرآن بودند، قسمتی از معاملات را
مشمول عنوان ربا دانسته و آن را تحریم کرده اند; مقیاس این قسم معاملات ربوی مبادله دو کالا با اضافه است که از یک نوع و
مکیل و موزون باشد… . (۶۴)

در تعریف ربای معاملی، ملاکهای مورد نظر روایات دو چیز است: ۱- همجنسی; ۲- مکیل و موزون بودن. اما ربای قرضی را بر
مبنای آیات قرآن و روایات ائمه معصوم و در نظر فلسفه حرمت ربا چنین تعریف می کنیم: ربای قرضی عبارت است از «قرض، با
شرط قبلی پرداخت ارزش اضافی عینی و یا حکمی به نحو ظالمانه ». بر مبنای این تعریف:

1- دریافت اضافه در صورتی نامشروع و حرام است که از قبل تعیین شده باشد. در صورتی که بدهکار بدون شرط قبلی، چیزی به
طلبکار بدهد، حرام نیست.

2- جبران تورم ربا نیست چون جبران کاهش ارزش پول، ارزش اضافی محسوب نمی شود.

3- در ربا لازم نیست مازاد پول و یا کالا باشد; هرگونه امتیاز و تعهدی که ارزش اقتصادی داشته باشد، ربا محسوب می شود (ربای
حکمی).

4- ربا تنها در قرضهایی مصداق پیدا می کند که ظالمانه بوده و در تنافی با اصل عدالت باشد. بر این اساس، ربا تنها در قرضهایی
حرام است که وام گیرنده به منظور تامین نیازهای حیاتی و ضروری، مجبور به دریافت آن شده باشد ولی در ربا وامهای
غیرضروری از قبیل راه اندازی و گسترش فعالیتهای تجاری و یا خرید کالاهای لوکس حرام نیست.

انواع ربا

همان طور که از تعاریف ربا دانسته شد، ربا به دو دسته تقسیم می شود: ربای قرضی; ربای معاملی.

ربای قرضی

در این مورد دو بحث وجود دارد: (۶۵) منظور از قرض ربوی حرام (ربای جاهلی)، تنزیل بدهی و حرمت آن.

1- در رابطه با ربای جاهلی و متداول در عربستان (همان طور که قبلا گفته شد)، اختلاف نظر است. بسیاری از علمای اهل سنت
معتقدند این نوع ربا به دلیل تاخیر در پرداخت به وجود می آید. بعد از اعلان بدهکار، مبنی بر عدم توان پرداخت بدهی در موعد
مقرر، طلبکار بر مبلغ می افزاید و تاریخ بازپرداخت را به تعویق می اندازد.

اما علمای شیعه معتقدند ربای در قرض چیزی نیست جز شرط زیادی توسط طلبکار، این ممکن است در اول قرارداد و یا بعد از
اعلان ناتوانی بدهکار از بازپرداخت، تعیین شود. در حقیقت، حالت دوم نیز پرداخت اضافه در اول دوره است، منتها اول دوره دوم.
بنابراین، ربای قرضی حرام چیزی نیست جز ربای شناخته شده در اذهان عامه مردم. اینکه پیامبر(ص) در حجه الوداع فرمود: «الا
و ان ربا الجاهلیه موضوع »; (۶۶) یعنی ربای جاهلی ممنوع است; شامل ربای قرضی با نرخ بهره از قبل تعیین شده می شود.

نکته مورد توجه در این رابطه اینکه اگر ربای حرام تنها ربای قرضی جاهلی به معنای خاص آن باشد، حلیت ربای غیرضروری ثابت
می شود; زیرا کسانی که در پایان مهلت، نتوانند بدهی خود را بپردازند و به ربح زیاد گردن نهند; فقرا خواهند بود. آنهایند که تن به
پذیرش ربای اضعافا مضاعفه می دهند. بعد از گذشت چند دوره، خود و خانواده و نسلهای بعدشان به بردگی می روند.
عدالت خواهی و ظلم ستیزی اسلام ایجاب می کند که در برابر اینگونه روابط اقتصادی ظالمانه بایستد و سیستمی را برقرار سازد
که در آن فرایند آزادی انسان تسهیل شود. ولی افرادی که برای راه اندازی و گسترش فعالیتهای تولیدی و تجاری قرض می گیرند،
در پایان مهلت، بدهی خود را می توانند بپردازند; نیاز به تمدید مهلت و پرداخت اضافه نخواهند داشت.

تنزیل بدهی: نرخ تنزیل یکی از ابزارهای مهم سیاست پولی است. در سطح کلان اقتصادی، برای کنترل حجم پول در گردش و
جلوگیری از تورم و رکود می توان از آن بهره گرفت. برای شناسایی شیوه های استفاده از این ابزار، بهتر است آن را تعریف کنیم. نرخ
تنزیل، به نرخی گفته می شود که بر مبنای آن وجه سند مدت دار (مانند سفته و برات)، پیش از سررسید، به مبلغ کمتر از ارزش
اسمی آن پرداخت می شود. برای تنزیل یک سند، از نرخ بهره و یا سود بانکی استفاده می شود. اگر تاجری کالایی را به قیمت
000/۱۰۰ تومان سالانه، به طور نسیه فروخته باشد و در مقابل، یک سند معتبر حاوی همان مبلغ دریافت کرده باشد; با نرخ بهره
10%، او می تواند بعد از دریافت نزد بانک رفته، به مبلغ ۹۱۰/۹۰ تومان تنزیل و پول نقد دریافت کند.

بانکها می توانند اسناد تجاری دریافتی از مشتریان خود را نزد بانک مرکزی مجددا تنزیل کرده، وجه نقد دریافت کنند; به این عمل
تنزیل مجدد گفته می شود. معمولا نرخ تنزیل مجدد کمتر از نرخ تنزیل بانکهاست. هر چه تفاوت میان این دو نرخ بیشتر باشد;
بانکها بیشتر سود می برند و اسناد تجاری مشتریان را با نرخ تنزیل کمتری نقد می کنند.

نرخ تنزیل مجدد به عنوان ابزار سیاست پولی: تا وقتی خرید و فروش اسناد تجاری میان بانکها و اشخاص (اعم از حقیقی و حقوقی)
صورت می گیرد، عرضه پول افزایش نمی یابد; مگر اینکه بانکها ذخایر مازاد داشته باشند و با استفاده از آن اسناد مشتریان را تنزیل
کنند. اما زمانی که بانکها با تنزیل مجدد اسناد دریافتی، از بانک مرکزی وام می گیرند، عرضه پول، قطعا افزایش می یابد; یعنی
سیاست پولی انبساطی. بنابراین، وقتی بانک مرکزی بخواهد سیاست انبساطی پولی اعمال کند و حجم پول در گردش افزایش
یابد; نرخ تنزیل مجدد را پایین می آورد. در این شرایط، بانکها نیز برای جذب اسناد تجاری بیشتر، با نرخهای پایین تر، اسناد
مشتریان را تنزیل می کنند. این عمل برای اشخاص و بنگاههای تجاری سود خواهد داشت، بدین ترتیب که اسناد خود را تنزیل،
وجه نقد را دریافت و در پروژه هایی سرمایه گذاری می کنند. بانکها با اسناد

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.