خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 67
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 116 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه اشراف دین بر سیاست :
تاریخ دریافت: ۴/۶/۸۱
تاریخ تایید: ۲۵/۱۰/۸۱
نصرالله حسین زاده (۱)
مقاله حاضر در صدد تبیین نظریه «اشراف دین بر سیاست » از دیدگاه مهندس مهدی بازرگان است . وی دین را حاکم بر سیاست می داند و بر این باور است که هدف اصلی دین، «خدا و آخرت » می باشد و مسائل سیاسی جنبه دنیایی و فرعی دارند; از این رو بر اساس حکم عقل لازم است دنیا را بر طبق اصول توحیدی و بر پایه هدف غایی دین، سامان داد . بنابر نظریه بازرگان، دین بر سیاست اشراف کلی داشته، آن را جهت می دهد ولی وارد جزئیات آن نمی شود .
واژه های کلیدی: دین، سیاست، دین و سیاست، اندیشه های سیاسی، بازرگان .
مقدمه
رابطه دین و سیاست و نسبت آموزه های دینی با مسائل مدیریتی و حکومتی، یکی از حوزه های بحث انگیز است . ریشه تاریخی این بحث به حکومت اسلامی مدینه بر می گردد که در آن نبی اکرم صلی الله علیه وآله به عنوان مؤسس اسلام مدت ده سال در مدینه حکومت کرد و مانند تمامی زمامداران به تدبیر امور دنیوی مردم، چون جنگ و صلح، اقتصاد و زندگی اجتماعی، پرداخت . پس از رحلت پیامبر، مسلمانان از سر ضرورت و به سنت دیرینه قریش – برخلاف عقیده شیعه و رهیافت نصب – خود خلیفه ای برای پیامبر انتخاب کردند .
از آن جا که پیامبر مقام نبوت و امارت را با هم داشت، خلافت نیز کم و بیش مقام دین و سیاست را توامان حفظ کرد و این وضعیت در روند تاریخی خلافت – علی رغم فراز و نشیب ها – حفظ شد .
این آمیختگی دین و دولت در حکومت مدینه عصر پیامبر، سبب شد که از آن زمان تا اوایل قرن بیستم مهم ترین مساله در اندیشه سیاسی اسلام، مشروعیت حکام مسلمان باشد; اما پس از فروپاشی خلافت عثمانی در سال ۱۹۲۴ میلادی این سؤالات مطرح شد که آیا اصولا دین و سیاست به هم آمیخته اند؟ آیا در اسلام حکومت خاصی پیشنهاد شده است؟ آیا باید حکومت دینی باشد؟
در پاسخ گویی به سؤالات فوق، متفکران مسلمان در دو طیف کلان قرار می گیرند: دسته ای وجود رابطه همگرایانه میان دین و حکومت را منکرند و معتقدند پیامبر اسلام وظیفه ای جز ابلاغ رسالت نداشت، و تعالیم دینی نفیا و اثباتا نظری به امر حکومت ندارد، زیرا مقوله حکومت امری کاملا عقلایی و غیردینی است و اداره جامعه و قوانین مورد نیاز آن نیز متکی بر عقل بشری و مبتنی بر مصلحت عامه است . با این توصیف، پیامبر نه به صرف حکم دینی، بلکه به ضرورت عقلی و آماده بودن مقدمات تشکیل حکومت، به برپایی حکومت در مدینه اقدام کردند .
دسته دوم میان دین و حکومت رابطه برقرار می کنند و نوعی تداخل را در قلمرو این دو مقوله تبیین می نمایند . اینان نیز در دو طیف متفاوت به نظریه پردازی پرداخته اند . عده ای این رابطه را به صورت رابطه مفهومی و ذاتی میان دین و حکومت می بینند و معتقدند پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله به دستور خداوند (حکم درون دینی)، حکومت تشکیل داد و ضوابط و شرایط آن از سوی خداوند ابلاغ گردید و پیامبر و مردم نیز موظف به انجام آن بودند و هستند و برای عصر غیبت نیز اسلام نظام سیاسی خاصی یعنی ولایت فقیه را ارائه کرده است .
در حالی که عده ای دیگر این رابطه را معلول شرایط زمانی و مکانی خاصی تلقی می کنند و معتقدند با توجه به روح کلی اسلام و گستردگی احکام و ضرورت استمرار و تداوم آن، بر پایی حکومت، از سویی از ضروریات اولیه دین اسلام به شمار می آید و از سوی دیگر، به دلیل خصلت دنیوی سیاست، حکومت واقعیتی جز جعل ندارد، از این رو معتقد به اشراف دین بر سیاست هستند . چون اصول و اساس آن حکومت از اسلام و دین است، پس حکومت، دینی و الهی است .
نگرش به دین
آنچه از آثار بازرگان به دست می آید این است که وی دو نوع نگرش متفاوت به دین دارد: یکی این که او دین را امری درونی و دلبسته انسان و مربوط به ملکات و مکتسبات شخصی می داند:
اصولا دین «چه در نزد پیشروان و چه در نزد پیروان » یک امر درونی و دلبسته انسان است، در حالی که علم یک عارضه سطحی و مشهود خارجی یعنی عمل حواس و مغز می باشد و کاری به ملکات و مکتسبات شخصی ندارد . (۲)
نگرش دیگر بازرگان به دین، تلقی ایدئولوژیک از آن است که بر این اساس، دین هم هدف را نشان می دهد و هم طریق رسیدن به آن را:
اسلام اشتغال جدید و زندگی محدود یا مخصوص نیاورد . برای همان اشتغالات و فعالیت ها یعنی زندگی بشری طبیعت روش «یا طریقی » را معین کرد و هدف به انسان داد … اگر بخواهیم تعلیمات اسلام را خلاصه کنیم باید بگوییم هدف خداست، مرکب زندگی و طریق اسلام . (۳)
از نظر ایشان، ایدئولوژی حاوی هدف، مکتب، روش، تاکتیک، برنامه و نوعی معیار فکری حاکم بر افکار و اعمال اجتماعی است . (۴) بنابر این معتقد است «ما می خواهیم ایدئولوژی خود را از اسلام یا از ایمان الهی استنباط کنیم » ; (۵) در این راستا، بعثت انبیا را بهترین دلیل می داند:
در قضیه بعثت پایه هایی از ایدئولوژی حکومت و اداره اجتماع بر اساس موازین محکم مقبول وجود دارد و بنابراین ممکن ست خود، مایه و بنایی برای استخراج ایدئولوژی گردد . (۶)
البته استدلال وی بر ضرورت الهی بودن ایدئولوژی دارای دو مقدمه است: اول این که ایدئولوژی ها در دنیای معاصر نمی تواند یک بعدی باشد و باید همه وجوه زندگی انسان را در بر بگیرد:
در دنیایی که جنگ ها و حکومت ها عام و کلی – – Totallitaire هستند یعنی تمام مناطق و منافع کشور را در برمی گیرند و به همه شؤون اجتماع نظر دارند، آیا ایدئولوژی می تواند فقط توجه و نظر به یک جنبه از جنبه های اجتماع و انسان مثلا اقتصاد داشته باشد؟ چنین چیزی معقول است؟ تجربه گذشته آیا به ما نیاموخته است که عوامل مؤثر روی انسان متغیر بی شمار است و باید به همه جوانب نگاه کرد؟ (۷)
دوم این که جز یک مبدا عالم و دانا و قادر نمی تواند چنین تسلط و احاطه ای بر انسان و جامعه داشته باشد که بتواند ایدئولوژی ذو ابعادی تدوین کند و فقط خدا چنین مشخصاتی را داراست:
دیدگاه ایدئولوژی باید از کرسی اعلای خالقیت و الوهیت بدست آید تا بزرگ و کوچک، غنی و فقیر، دانا و نادان، زیرک و کودن، زن و مرد، سیاه و سفید، خوب و بد همه به یک چشم نگاه کرده شوند و متساویا مورد حمایت و تربیت و رحمت قرار گیرند … و تمام امور و شؤون مختلف اعم از امنیت، سیاست، اقتصاد، فرهنگ، بهداشت، هنر، فکر و عقیده را زیر سایه خود در بربگیرد و بپروراند . (۸)
بنابراین ایدئولوژی ایده آل از نظر وی، ایدئولوژی الهی است، چرا که به تمام جهات و نیازهای حیاتی بشر توجه کامل داشته است .
بازرگان با توجه به دو نوع نگرشی که به دین دارد، نقش و هدف دین را در جهات متعدد می بیند; از این رو بنابر نگرش اول یعنی دین به عنوان محل کشف و شهود، کار و هدف پیامبران و مذاهب برانگیختن انسان و منابع انرژی انسان است و «هدف هدایت آنها نیز باید دل انسان که مبدا همه چیز است باشد» (۹) و نقش انبیا در این نگاه اتصال بنده با خداوند و رساندن انسان به آسمان است، یعنی «عبور دادن انسان بی نهایت کوچک و سیردادن او به مراتب بی نهایت بزرگ الهی از یک طرف و سرریز کردن انسان های بی نهایت بزرگ به جانب بی نهایت کوچک » (۱۰) در این نگاه، شان مؤمن عمدتا عبادت، کار نصوص دینی، بشارت و انداز، هدایت، شفا و رحمت، خروج انسان از جهل و تاریکی و سوق دادن انسان به ایمان (۱۱) و توافق نیک نیازی و خود نیازی است . (۱۲)
قیام به قسط و حکومت بین مردم، (۱۴) تعیین تکالیف مردم در دوران حیات و سرنوشت بعد از ممات، (۱۵) وضع انواع احکام انفرادی و (۱۶) اجتماعی و تکامل بشر از طریق کار است . (۱۷)
بنابراین هدف دین متوجه کردن انسان به خارج از خود و مسائل کوچک شخصی (دین به عنوان ایدئولوژی) و ارتباط دادن با مفاهیم و موضوعات بالاتر و عالی تر (دین به عنوان محل کشف و شهود و بندگی) است .
شایان ذکر است که بازرگان از این دو نگاه، نگاه اول را اصلی و نگاه دوم را فرعی می داند:
البته سعادت، سلامتی، عافیت، برکت، نعمت، رحمت، امنیت، استقلال، عزت، قدرت، دانایی و خیلی چیزهای دیگر را انبیا برای بشریت می خواستند و وعده آن را به شرط ایمان و عبادت می داده اند، ولی اینها اهداف فرعی و محصولات ضمنی است که در سایه پرستش خدا به دست می آید . (۱۸)
فهم اجتماعی از دین
بازرگان بر این باور است که در دین توجه بسیاری به اجتماع و مسائل اجتماعی شده است وخداوند فقط بادل انسان ها کار ندارد، بلکه به زندگی اقتصادی و اجتماعی توجه دارد تا جایی که به یوسف تعلیم اداره امور اقتصادی می دهد . (۱۹)
او معتقد است دین اسلام برخلاف دین موسی علیه السلام که توجه به دنیا داشت و دین عیسی علیه السلام که تعلیم اخلاق و آخرت را می داد، دین جامع دنیا و آخرت و اداره کننده کلیه شؤون حیاتی اعم از مادی و معنوی و ضروری و اجتماعی است .
یقینا هیچ کس، چه دوست و چه دشمن، منکر جامعیت اسلام و عنایت خاصی که از نظر عقیده ای و عملی از ابتدای ظهور اسلام به مسائل زندگی و امور اجتماعی شده است نمی باشد . از خوراک و ازدواج گرفته تا جنگ و کشورداری و داوری . (۲۰)
از این رو اسلام موجود زنده ای است که هم جذب کننده و تحلیل دهنده است، هم دفع کننده مبارز و هم رشد دهنده مولد . از روز اول بعثت و دعوت حضرت محمدصلی الله علیه وآله هر سه عمل فوق با هم تحقق و جلوه داشته است . (۲۱)
او با نگرشی که از دین و فهمی که از اجتماعی بودن دین دارد، فراموش کردن خدا و نقش او در زندگی را، بدتر از نافرمانی خدا تلقی می کند .
فراموش کردن خدا و نقشی برای او در زندگی ندیدن بدتر از نافرمانی او می باشد و به یاد خدا بودن از هر چیز مهم تر بوده واعراض از آن سبب گرفتاری دنیا و نابینایی در آخرت می شود . (۲۲)
بازرگان بر اساس باور فوق از آیه بعثت (۲۳) چنین استنباط می کند:
اولا، این آیه راجع به نبوت پیغمبر خاتم و رسالت اوست . رسالتی که از زمان ابراهیم علیه السلام توام با امامت یعنی پیشوایی از همه جهت و از جمله حکومت و اداره امت نیز بوده است . (۲۴)
ثانیا، برنامه بعثت و رسالت پیغمبر در آیه فوق شامل چهار بند است:
بند اول، ایمانی است; بند دوم (ویزکیهم)، بند تربیتی و اخلاقی است; بندهای سوم و چهارم، تعلیماتی است، تعلیم کتاب یا سرنوشت و جهان بینی و تعلیم حکمت یا دستور العمل های دنیایی و زندگی . (۲۵)
وی در تعریف حکمت که بند چهارم آیه بعثت است می نویسد:
«کتاب » و «حکمت » که از طرف حضرت رسول صلی الله علیه وآله بر مردم تعلیم داده می شود . منظور از کتاب به قول مرحوم طالقانی سرنوشت بشر است و آنچه مقدر و در جهان بینی الهی است، غرض از حکمت نیز دستور العمل ها و احکام اخلاقی و اجتماعی و زندگی می تواند باشد . (۲۶)
ثالثا، رسالت و برنامه پیامبران شامل دو قسم یا دو نوع کار است: یکی، هدایت مردم به سوی خدا و آخرت; دیگری، مدیریت جامعه و هدایت مردم به زندگی و سعادت دنیا . البته بازرگان بر این باور است که پیامبر اسلام و همه انبیا در نوع اول از سالت خویش یعنی هدایت، بدون هیچ گونه الهام و استشاره و امداد از غیرخدا، انجام وظیفه کرده و مؤید من عندالله بوده اند و کسب نظر و جلب رضایت از کسی حتی ازنزدیک ترین و صالح ترین اصحاب نمی کردند، اما در قسم دوم از رسالت یا ماموریت و ولایت، که غیر از نبوت و هدایت است، رسول اکرم با همه عقل و بصیرت و صلاحیت دستور صریح «وشاور هم فی الامر» را دریافت می کند:
یکی، دعوت مردم به سوی خدا و آخرت و عرضه کردن آیین خود یا هدایت مردم و دیگری، یک عمل دنیایی در جهت اصلاح و نجات مردم و اداره امور است، اولی که به طور خلاصه هدایت می نامیم، اساس نبوت است … دومی که نام آن را ماموریت می گذارم از مقوله مدیریت است …
پیغمبر خودمان حضرت خاتم الانبیا که آورنده قرآن، بنیان گذار اسلام و ارشاد کننده مردم جهان به سوی رحمان بود و هم به رهبری مؤمنین و تاسیس مدینه النبی و جامعه مسلمین پرداخت، رهبر جامعی که علاوه بر قانون گذاری، شامل مدیریت اجتماعی، تشکیلاتی، اقتصادی، جنگی، قضایی و خانوادگی بود . (۲۷)
در نهایت وی معتقد است ضمن توام بودن دو وظیفه فوق یعنی هدایت و مدیریت جامعه، هر دو از اهداف رسالت انبیا هستند، لکن هدایت هدف اصلی خداوند از ارسال رسول بوده و مدیریت جامعه هدف فرعی و ضمنی برای پیامبر است، چرا که از نظر وی هیچ منافاتی بین دنیا و آخرت وجود ندارد، بلکه آنچه در ادیان و اسلام مذموم است دلبستگی به دنیا و غفلت از آخرت است:
آنچه در اسلام و ادیان توحیدی از ما خواسته یا به ما پیشنهاد کرده اند، ایمان به خدای واحد، انتظار و تدارک زندگی جاودانه آخرت و خروج از اسارت و عشق ورزیدن انحصاری به لذت های کوتاه مدت زندگی خود خواهانه دنیاست … و آنچه ادیان توحیدی پست شمرده اند، این است که انسان خود را فدای جمع آوری مال و منال دنیا کرده، از تکالیف و حقوق یا نیازهای دیگران غمی به دل راه ندهد و هدف عالی تری نداشته باشد . (۲۸)
بنابراین محور اصلی رسالت، خدا و آخرت است و مسائل سیاسی و این دنیایی جنبه فرعی دارند، نه این که دین کاری به سیاست ندارد و هدایت و رهبری سیاسی مردم از اهداف رسالت و دین اسلام نیست:
شرایع الهی و به خصوص اسلام، در مجموعه تعالیم و احکام خود صراحتا یا تلویحا در همه قضایای زندگی این دنیای مردم وارد شده است; از خوردن و خوابیدن، پوشیدن و از ازدواج و تشکیل خانواده تا بهداشت و اقتصاد و اخلاق و جنگ و حکومت . (۲۹)
وی در جای دیگر می گوید:
اگر کلمه طیبه «لا اله الا الله » را که چکیده آیین و کلید رضوان است نگاه کنیم، با گفتن آن تندترین و فراگیرترین شعار سیاسی را ادا کردیم و به جنگ تمام پادشاهان وفرمانروایان و دیکتاتورهای تاریخ و نظام های سیاسی و ایدئولوژی های دنیا رفته ایم . ورود و دخالت در سیاست از این بیشتر نمی شود . (۳۰)
از این رو در ادیان به خصوص اسلام و کتابش قرآن، عنایت و اشاره به دستورهایی که با زندگی روزمره افراد و اجتماعات و مصالح امور دنیایی بشر سروکار دارد فراوان است اما همه اینها وسیله ساز حیات و تقرب ما به خداست:
قرآن و رسالت پیغمبران نسبت به امور دنیایی ما، نه بیگانه است و نه بی نظر و بی اثر، آنچه از این بابت عاید انسان ها می گردد، «محصول فرعی » محسوب می شود و به طور ضمنی به دست می آید . (۳۱)
با نگرش فوق به دیدگاه وی درباره رابطه دین و سیاست می پردازیم .
دین و سیاست
در مورد دیدگاه مهندس بازرگان در زمینه رابطه دین و سیاست، تا سال ۱۳۷۱ ایشان را در طیف کسانی قرار می دادند که قائل به ارتباط وثیق میان دین و سیاست بودند، اما پس از ایراد سخنرانی «خدا و آخرت هدف بعثت انبیا» در سالگرد جشن مبعث آن سال، روال قبلی خدشه دار شده و در این باره اختلاف نظر حاصل گردید .
بعضی از محققان و خوانندگان آثار وی، در دوران قبل و بعد از انقلاب اسلامی، از گفته هایش در سخنرانی مزبور استنباط کردند که «او گمان می برد که دین برای دنیاست و همین که دانست چنین نیست بر آن اندیشه رقم بطلان زد» ; (۳۲) به عبارت دیگر، وی معتقد شد که دین رابطه معنوی بین انسان و خداست و برای آباد کردن آخرت آمده و ارتباطی به دنیا ندارد و بدین ترتیب آنچه را در قبل گفته بود، اشتباه پنداشت .
اینان به طور کلی سخنرانی مزبور را حاکی از بازگشت بازرگان به طیف دیدگاه تفکیک دین از سیاست دانسته و با تمسک به آن تلاش کردند اصل حکومت اسلامی را غیر ممکن نشان دهند و جدایی دین از سیاست را با پیشنهاد حکومتی غیر دینی (لاییک) تحقق بخشند . همچنین چرخش فکری بازرگان را دلیلی بر بیهودگی تلاش های مسلمانان جهت تحقق احکام الهی با تشکیل حکومتی اسلامی در عصر غیبت پنداشتند و به کلی چنین اقدامی را مردود دانستند .
در مقابل دیدگاه فوق، عده دیگری از دوستان و معاشران بازرگان که علاوه بر آگاهی از آثار وی، روابطی نزدیک با خود او داشتند، با رد ادعای فوق، مدعی ثبات سیر فکری بازرگان شده و اظهار داشتند که هیچ تغییری در دیدگاه اولیه وی راجع به ارتباط دین و سیاست روی نداده است . «اظهار نظر اخیر وی دال بر پرهیز از قراردادن هدف کسب قدرت سیاسی به عنوان هدف دین است و نه پرهیز از دخالت دین در حوزه سیاست » . (۳۳)
در این جا ابتدا مرور کوتاهی به نظریات مختلف در این زمینه خواهیم داشت و آن گاه به تبیین نظریه «اشراف دین بر سیاست » ، که به نظر نگارنده از محتوای فکری بازرگان قابل استنباط است، می پردازیم .
برخی اقوال در زمینه دیدگاه بازرگان
از جمله کسانی که گمان برده تحولی اساسی در اندیشه مهندس بازرگان رخ داده و ایشان را در صف مخالفان حکومت دینی و قائلان به جدایی دین از سیاست قرار داده است، عبدالکریم سروش است:
مرحوم بازرگان در دوران پس از انقلاب و با نزدیک تر شدن به پایان عمر، مساله انتظار از دین برایش هر چه بیشتر مطرح شد . ایشان در بعثت پیامبر در سال ۱۳۷۱ سخنرانی فوق العاده مهمی کرد . در این جا ما شکاف خیلی عمیقی بین اندیشه جدید بازرگان و اندیشه های قبلی او می بینیم . (۳۴)
او بر این باور است که بازرگان در این مساله رفته رفته به این معنا متمایل شد که اگر قصه دین، قصه فقه و مقررات اجتماعی باشد و ما دین را برای این مقررات بخواهیم، در این صورت چندان نیازی به دین نیست، چرا که مقررات اجتماعی را به نحوی از انحا و با توافق عقلا می توان وضع کرد و بر وفق آنها عمل کرد .
بنابراین وی به این جا رسید که پیامبران اولا و بالذات برای اداره امور اجتماع نیامده اند، این انتظار مهم ترین انتظاری نیست که ما از انبیا داریم . حاجت اصلی ما به دین در جای دیگر است، چرا که سر حاجت به انبیا چیز دیگری است . (۳۵)
در نقد سروش باید گفت اولا، فقره های مورد استناد وی دلالت بر جدایی دین از سیاست نمی کند، چرا که باز
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
