خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دکتر مکی قاسم بغدادی از سوریه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دکتر مکی قاسم بغدادی از سوریه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دکتر مخلص جده استاد معارف و زبان عربی دانشگاه امام صادق (ع
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دکتر مخلص جده استاد معارف و زبان عربی دانشگاه امام صادق (ع قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
51دقیقه
40ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 52

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو شامل 108 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل درآمدی بر تفکر تومائی نو :

در عصر جدید پس از اینکه حوزه های مختلف فکری در غرب به انحاء گوناگون در حقیقت وحجیت مسیحیت چون و چرا کردند، بیش از سایر مذاهب مسیحی، متفکران پروتستان در مقام تأمل و تدبر در وضعیت عصر جدید و انسان تازه متولد شده در دوره رنسانس و نسبت وی بادین بر آمدند .جهت اصلی اینکه فیلسوفان پروتستان بیشتر به این مهم مبادرت کردند این است که اصولا میان مذهب پروتستان و حقیقت عصر جدید ملازمت است.از این رو مذهب پروتستان هیچگاه نمی توانست در قرون وسطی ظاهر شود.فیلسوفان مهم عصر جدید، پس ازدکارت مؤسس عصر جدید، خصوصا از حوالی سال ۱۸۰۰ عمدتا پروتستان و آلمانی بودند.کانت و سایر فیلسوفان ایدئالیست آلمانی که در مذهب پروتستان بودند، در تحکیم مبانی عصرجدید کوشیدند تا هگل که خاتم این رشته بود.

اما علمای کاتولیک که اصرار در حفظ قرون وسطی و مبادی آن داشتند مدتهای مدیدی سعی در دفاع از اصول تفکر مدرسی و تکرار مکررات کردند ولی هجوم و استیلای افکار جدیدکه عمدتا غیر دینی«~ (secular) ~»و بلکه ضد دینی بودند، موجب شد که متوجه وضعیت جدیدگردند و در صدد تعیین موقف تعالیم کاتولیکی در این دوره شوند.لذا می بینیم که اصول الهیات جدید«~ (theology_new) ~»غالبا از جانب متفکران پروتستان عنوان شد و التزام کاتولیکها به سنت مدرسی مانع از این بود که طرح نوی در الهیات افکنند. (۱)

در سال ۱۸۷۸ پاپ لئو سیزدهم (۲) در اولین حکم خویش تحت عنوان «شروری که جامعه جدید را تحت تأثیر خود قرار می دهد» با استناد به کتاب مقدس، ابتدا قول پولس را یادآور شد که «با خبر باشید که کسی شما را نرباید به فلسفه و مکر باطل، بر حسب تقلید مردم و اصول دنیوی نه بر حسب مسیح» (۳) ، و در ادامه مطلب اظهار کرد که مطمئن ترین راه برای عدم گمراهی وعدم نفوذ فلاسفه باطل، آموختن فلسفه حقیقی است (۴).پاپ لئو سیزدهم که مسیحیت را مواجه با خطرات عصر جدید و بحرانهای ناشی از آن می دید، در وضعیتی که غالبا توسل به تدبیرهای سیاسی و اقتصادی را راه خروج از بحران می دانستند، تجدید فلسفه و آموختن جدی آن راتجویز کرد.خصوصا در حوزه های علمیه کاتولیک که در تعلیم و تعلم فلسفی جدیت نمی شد وطلاب و مدرسان به آن وقعی نمی نهادند.

به نظر پاپ رأس همه خطاهای فکری (۵) که موجب انحراف بشر در دوره جدید شده، انکاروجود خدا و حق الله است.البته انکار وجود خدا در حوزه های رایج فلسفه نظری و فلسفه عملی هر دو تحقیق می یابد.در حوزه فلسفه نظری جهت جامعش در ذیل دو نحله فلسفی یعنی«~ naturalism ~»(فلسفه اصالت طبیعت) و«~ rationalism ~»(فلسفه اصالت عقل) طرح شده است.فیلسوفان طبیعی مذهب فقط به وجود طبیعت و قوانین طبیعی و نظام طبیعی حاکم بر جهان قائل هستند که مستغنی از وجود علتی ماوراء طبیعت یعنی خداست .فیلسوفان عقلی مذهب،همین اصل را در نظام معرفت انسانی اعمال می کنند.به نظر آنان یگانه معرفت معتبر مستفاد ازعقل طبیعی«~ (natural) ~»انسان است و لذا حاجتی به معرفتی از سنخ وحی که وراء طبیعی«~ (supernatural) ~»است، نیست.با این شرح، راسیونالیسم عبارت است از ناتورالیسمی که در موردخاص معرف عقلی مصداق یافته است، درست همانطور که ناتورالیسم عبارت است از اطلاق مستقیم راسیونالیسم به تفسیر خاصی از طبیعت.

در حوزه فلسفه عملی یعنی اخلاق و سیاست همین خطا تحت عنوان لیبرالیسم ظاهر شده است.لیبرالیسم به معنایی که پاپ لئو در فتاوای خویش مورد نظر داشته است، دال بر نظرگاه کسانی است که تسلیم هیچ نوع قانونی ورای قانونی که خودشان تشریع کرده اند، نمی شوند.عدم انقیاد آنها خصوصا در مورد احکام الهی صادق است.ولی به نظر پاپ لئو انکار قوانین الهی«~ (supernatural) ~»مستلزم انکار قوانین طبیعی«~ (natural) ~»خواهد شد.چنانکه طبیعی مذهبان هم که معتقد به استغنای ذاتی نظام طبیعت از غیر هستند، تالی فاسد نظرشان انکار خود طبیعت است.بقا و فنای طبیعت موکول به شناخت منشأ وراء طبیعی آن است. (۶)

پاپ یک سال بعد (۱۸۷۹) در پیامی خطاب به «مجمع مقدس مطالعات و تحقیقات»مجددا اعلان داشت که از سر تجربه و یقین به این نتیجه رسیده است که در شرایط بحران کنونی عالم و تهاجم علیه دین و کلیسا و جامعه هیچ راهی امنتر از این نیست که «در همه جا از طریق تعالیم فلسفی، رجوع به اصول صحیح نظر و عمل کرد.» (۷)

بدینسان به نظر لئو سیزدهم تعلیم آراء صحیح فلسفی، مبدأ مستحکم اصلاح تفکر و جامعه است، و نباید بیش از این، فلسفه را ناچیز شمرد و همچون تفننات فکری یا افکاری انتزاعی بدون منشئیت آثار اجتماعی پنداشت.

اما مراد پاپ از رجوع به فلسفه و احیای آن، هر گونه فلسفه ای نیست.ای بسا فلسفه هایی که به قول پولس به گمراهی بینجامند.فلسفه حقیقی، فلسفه مسیحی است.فلسفه مسیحی هم انواع گوناگون دارد ولی فلسفه حقیقی مسیحی به نظر پاپ فلسفه ای است که در جمع فلسفه ومسیحیت، حق دین و عقل هر دو را ادا کرده است.این فلسفه منقاد تعالیم وحی مسیحی است ولی عقل را نیز به کنار ننهاده و این دو به توافق و هماهنگی کامل هر یک در مقام خویش جادارند.مثال کامل توافق میان دین و عقل، تعالیم قدیس توماس اکوئینی است.بنابراین ملاحظات، پاپ در «حکم جامع و عام» (۸) مشهور خویش موسوم به پدر ازلی«~ (Aeterni Patris) ~»صادره در سال ۱۸۹۷ این نکته را تصریح کرد.عنوان کلی این حکم بدین قرار است: «فتوای جامع ما در مورد احیاء فلسفه مسیحی در حوزه های مسیحی مطابق تعالیم ملکوتی قدیس توماس اکوئینی.» (۹)

پاپ در فقره هفدهم همین حکم درباره توماس اکوئینی گوید: «رأس و استاد همه مجتهدان مدرسی توماس اکوئینی است که به قول کاجتان چون بیش از هم تعظیم و تکریم مجتهدان سابق کرده است، از جهتی وارث عقل و حکمیت جمیع آنهاست.» (۱۰) توماس تعالیم این علمای برجسته را همچون اعضای متفرق یک جسم متلاشی جمع کرده و در محل مناسب قرار داده است و لواحق مهمی بر آنها افزوده و لذا فخر مذهب کاتولیک است.او به همه مسائل دینی و فلسفی و اخلاقی پرداخته است.

با این رأی، پاپ هر گونه اصلاح اجتماعی و سیاسی را جز آنکه مبتنی بر مبانی نظری متقنی همچون تعالیم توماس باشد، در حکم ساختن ساختمانی بدون پایه و اساس دانست (۱۱) و خطاب به کاتولیکها اظهار داشت که نباید امیدوار باشند که بتوانند بر مبنای دیگری بجز آرای توماس اکوئینی نظام اجتماعی و سیاسی مسیحی خود را تأسیس کنند.وی در همین حکم در بندهای ۲۶ تا ۲۹ علاوه بر جهت نظری از جهت عملی نیز تأکید کرده است که در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی، خلاصه در اصول و فروع باید تبعیت از توماس اکوئینی کرد.پاپ در آنجا گوید: «اجتماع خانوادگی و شهری نیز چنانکه نزد همگان عیان است در معرض خطر عظیمی ناشی ازطاعون عقاید منحرف قرار گرفته است.در این اجتماع هم اگر تعالیمی سالمتر در دانشگاهها و مدارس آموخته گردد، قطعا از حیاتی با آرامش و ایمنی بیشتر بهره خواهد برد، تعالیمی که منطبق با تعالیم کلیسا است، تعالیمی همچون آراء توماس اکوئینی.»

پس از اقدامات پاپ لئو سیزدهم در جهت احیای فلسفه مسیحی خصوصا تعالیم توماس اکوئینی، علمای کاتولیک نیز همچون علمای پروتستان متوجه به غفلت خویش شده، به مسأله غلبه تفکر جدید تعلق خاطر بیشتری نشان دادند و فلسفه مشهور به«~ Thomism Neo ~»(تومائی نو)و سپس«~ Scholasticism Neo ~»(مدرسی نو) که در حقیقت تجدید فلسفه مدرسی خصوصافلسفه تومائی با توجه به وضعیت نظری و عملی روز است، نشأت گرفت و فلسفه تومائی فلسفه رسمی کلیسای کاتولیک شد. (۱۲) اما اینکه آیا این دو نحله عبارات اخرای یک جریان فکری هستند.محل نزاع است.

واژه فلسفه مدرسی نو«~ (Scholasticism Neo) ~»را موریس دو ولف (۱۳) عضو مؤسسه عالی لون وضع کرد (۱۴).او در کتاب خود موسوم به مذهب مدرسی قدیم و جدید (۱۵) که در سال ۱۹۰۷ به رشته تحریر در آورد، سالها پس از شروع احیای«~ (revival) ~»فلسفه تومائی، واژه فلسفه مدرسی نورا بکار برد. (۱۶) دو ولف در خاطر خویش به حکمت خالده«~ (Philosophia perennis) ~»و فلسفه جاودانی می اندیشید که یگانه نظام جامع تفکرات فلسفی است و پیش از این توماس اکوئینی وتنی چند از دیگر فلاسفه قرون وسطی به آن نظر داشتند.در نظر دو ولف این فلسفه، نوعا بایدفلسفه ای تومائی باشد که توانسته است جمیع لوازم تفکر مسیحی را رعایت کند.او سودای تجدید فلسفه تومائی را داشت ولی نام «فلسفه مدرسی نو» بر آن نهاد و لذا از آراء بزرگانی درقرون وسطی همچون جان دانس اسکات، فرانچسکو سوارز چشم پوشی کرد.به هر تقدیر مرادش از فلسفه مدرسی نو، فلسفه تومائی نو است، چرا که توماس اکوئینی را مثال اعلای حکمت خالده دانسته و قائل است هر گونه تفکر در جهت تحکیم حکمت خالده باید منجر به تجدیدفلسفه توماس قدیس شود.

مسأله دیگر، علی رغم اینکه احیاء فلسفه تومائی به شرحی که گذشت به واسطه کلیسای کاتولیک رومی تحقق یافت و فلسفه رسمی کلیسای کاتولیک شد ولی فیلسوفانی هم در حوزه تومائی نو هستند که کاتولیک نیستند و بالعکس فیلسوفان کاتولیکی هم هستند که در حوزه فلسفه تومائی نو نیستند.چنانکه متفکران کاتولیک مهمی در دوره اخیر مانند موریس بلونده (۱۷) رامی توان تابع حوزه اگوستینی (۱۸) نو دانست، یا اینکه به هیچ وجه نمی توان فیلسوفان کاتولیکی مثل لوئی لاول (۱۹) یا پیر دوشاردن (۲۰) را در ذیل عنوان فلسفه تومائی نو آورد (۲۱).فیلسوف انگلیسی اریک ماسکال (۲۲) نیز که ذائقه فلسفه تومائی نو دارد در زمره کسانی است که کاتولیک نیستند.او عضو «کلیسای انگلیکان»«~ (Anglican) ~»است.

با همه این ملاحظات فلسفه تومائی نو در پایان قرن نوزدهم تأسیس شد و منشأ نهضتی گردید که تأثیر بسیار در فلسفه و الهیات معاصر کرد به نحوی که بر تراندراسل درباره توماس اکوئینی گوید که نفوذ وی (در سال ۱۹۴۶) بیشتر از نفوذ کانت یا هگل است. (۲۳) البته تا جنگ جهانی اول در محافل غیر کلیسیایی به آن کمتر اعتنا می شد ولی به تدریج اعتبار و مقام خاص خود را یافت، چنانکه پس از ایتالیا که مهد آن است، در فرانسه با وجود رسوخ اندیشه منور الفکری قوی در آن کشور که مانع ظهور فلسفه مدرسی می شد، بسط یافت و در بلژیک به آن اهمیت بسیار دادند و اکنون در کانادا و آمریکا مورد توجه جدی است (۲۴).و با وجود اینکه عده ای آن را، به اتهام اینکه صرفا نوعی بازگشت به تفکر قرون وسطی و احیای مباحث منسوخ در عصرجدید است، تخطئه می کنند ولی مدافعان و حامیان سرسختی دارد که معتقدند این نهضت به دست نمایندگان گرانقدرش ژاک ماریتن، اتین ژیلسون و فردریک کاپلستون به جایی رسیده که توانسته است به مسائل معاصر به طریق بدیع دینی بپردازد، به طریقی که غافل از حکمت سلف«~ (Wisdom of the past) ~»نیز نباشد. (۲۵)

متفکران وابسته به حوزه تومائی نو با وجود اینکه اصالتا متمایل به آراء توماس اکوئینی هستند و از این جهت قرابت فکری دارند، ولی از جهت تعلقات فردی به تفکرات غیر تومائی بایکدیگر متفاوتند.چنانکه برخی از متفکران تومائی به ایدئالیسم آلمانی خصوصا هگل روی آوردند و تعداد بسیاری نیز به پدیدار شناسی هوسرل یا تفکر مارتین هیدگر.حتی برخی از طریق پرسش هیدگر از مسأله وجود و غفلت از وجود در تاریخ فلسفه راه به سوی توماس اکوئینی یافتند و بالعکس برخی از طریق توماس اکوئینی به طریق فکری هیدگر قدم نهادند.برخی هم هیدگر را اصولا متفکری از حوزه تومائی نو خوانده اند.و هم اکنون جریان بسیار قوی هیدگری درمیان فیلسوفان تومائی نو وجود دارد (۲۶).

به هر تقدیر متفکران حوزه تومائی نو از کشورهای مختلف بسیارند.کسانی مثل آمبروزگاردی (۲۷) (۱۸۵۹ ۱۹۳۱)، رژینال گاریگولاگرانژ (۲۸) (۱۸۷۷ ۱۹۶۴)، مارتین گرابمان (۲۹) (۱۸۷۵ ۱۹۴۹)، فردریک کاپلستون (۳۰) (۱۹۰۷ ۱۹۹۴)، ولی در رأس همه اینها باید از ژاک مارتین (۳۱) (۱۸۸۲ ۱۹۷۳) واتین ژیلسون (۳۲) (۱۸۸۴ ۱۹۷۸) نام برد.

در اینجا به شرح اجمالی احوال و آرای ژاک ماریتن و با تفصیل بیشتری به ژیلسون می پردازیم .

ژاک ماریتن

ژاک ماریتن در سال ۱۸۸۲ به دنیا آمد.در ابتدا تعلق دینی نداشت و تبعیت از افکار برگسون می کرد و در درسهای او در کلژدوفرانس حاضر می شد.ولی در سال ۱۹۰۶ به مذهب کاتولیک در آمد و نهایتا یکی از بزرگترین پیشوایان فکری دوران اخیر کلیسا شد و همراه با ژیلسون ازمروجان اصلی فلسفه تومائی گردید.به نظر ماریتن فلسفه تومائی یگانه تفکر زنده و متناسب باوضعیت فعلی بشر است.آثار کثیری در موضوعات مختلف فلسفی و هنری و اجتماعی از اوبر جای مانده که برخی از آنها عبارتند از: فلسفه برگسونی، مبادی فلسفه، دین و فرهنگ، مدارج معرفت، درآمدی بر ما بعد الطبیعه، وضعیت شاعری، مسیحیت و دموکراسی.

ماریتن همراه با انقلاب فکری خویش، بر ضد برگسون مطالبی از این قبیل نوشت: «برگسون با قرار دادن شهود [به معنای خودش ] به جای عقل، دیمومت به جای وجود و با قول به صیرورت یا حرکت محض، وجود موجودات را نابود ساخت و اصل هوهویت را متزلزل کرد.» (۳۳)

به همین طریق وی هر فکری را که به صبغه ایدئالیسم یا سوبژکتیویسم (خود بنیادی بشر) باشد،رد کرد.ماریتن بر آن بود که راه نجات از مشکلات دینی و عقلی و فرهنگی عصر ما، رجوع به واقع انگاری فلسفه تومائی نو است که مدارج معرفت در آن حفظ می شود.معرفت سه مرتبه صعودی دارد که عبارتند از: معرفت علمی، معرفت ما بعد الطبیعی، معرفت ورای عقلی که تجربه ای عرفانی است.

کاملا واضح است که طرح مدارج معرفت در نظر او درست مخالف طرحی است که اگوست کنت درباره مراتب معرفت انسانی از مرتبه دوره الهی تا مراتب ما بعد الطبیعی و علمی عنوان کرده بود .عرصه مرتبه اول، موجوداتی هستند که به ادراک حسی شناخته می شوند.ما بعد الطبیعه در محدوده موجود بما هو موجود است که مرتبه ای بالاتر از علم تجربی است.ولی ما بعد الطبیعه چون معرفتی عقلی است، در بند مفاهیم عقلی است و راه به حقیقت نمی برد.ولی معرفت مرتبه ای بالاتر دارد که ورای عقل است.در این مرتبه حق تعالی رؤیت می شود وبدون وساطت عقل و استدلال، علم به او می یابیم.الهیات نیز با اینکه ورای ما بعد الطبیعه است و مستنیر از مشکات وحی، چون در مرتبه فکر عقلی است، راه به این مرتبه ندارد.اما در ورای الهیات، حکمتی است که مستفاد از معرفت قلبی است و شرح آن خصوصا در آثار قدیس یوحنای صلیبی (۳۴) آمده و حتی ورای تصوری است که توماس اکوئینی از تجارب عرفانی داشته است.با این معرفت قلبی و ذوق عرفانی، روح به لقاء الله می رسد و «انسان به اعلی مراتب معرفت دست می یابد .» (۳۵)

ماریتن با رأیی که درباره معرفت انسانی اختیار کرد، وارد در سایر حوزه های نظری و علمی بشری نیز گردید.فلسفه تومائی نو نزد ماریتن اصل و مبنای طرح سایر مباحث از قبیل اومانیسم مسیحی و نظام دموکراسی و هنر است.وی در همه این مباحث سعی کرده قدرت و استعدادفلسفه خالده را در حل مشکلات دوره معاصر نشان دهد. (۳۶)

اتین ژیلسون (۳۷)

وی در سال ۱۸۸۴ در پاریس به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۸ در اوسر (۳۸) درگذشت.پس از تحصیل دردانشگاه مانند ماریتن در کلژدوفرانس (۳۹) در دروس هانری برگسون حاضر شد.سپس به تدریس دردانشگاههای لیل (۴۰) ، استراسبورگ و پاریس اشتغال ورزید.در اروپا و آمریکای شمالی سخنرانی و تدریس کرده و در تأسیس مؤسسه تحقیقات در قرون وسطی در تورنتو در سال ۱۹۲۹مشارکت کرده است.در سال ۱۹۳۲ به عضویت کلژدوفرانس و در سال ۱۹۴۶ به عضویت آکادمی فرانسه در آمد.

ژیلسون تألیفات بسیاری به دو زبان فرانسه و انگلیسی از خود بر جای نهاده است که بسیاری از آنها مجموعه دروس یا سخنرانیهایش در دانشگاهها و محافل علمی غرب است (۴۱).آثارعمده اش عبارتند از: روح فلسفه قرون وسطی (۱۹۳۲)، وحدت تجربه فلسفی (۱۹۳۷)، عقل ووحی در قرون وسطی (۱۹۳۷)، خدا و فلسفه (۴۲) (۱۹۴۱)، وجود و برخی فلاسفه (۱۹۴۹)،تاریخ فلسفه مسیحی در قرون وسطی (۱۹۵۵)، نقاشی و واقعیت (۱۹۵۵)، روح فلسفه تومائی (۱۹۶۴) .

ژیلسون همچون توماس اکوئینی ما بعد الطبیعه را علم به اصول و مبادی و علل اولیه اشیاءمی دانست .او علی رغم رأی کریستین و ولف بر آن نیست که ما بعد الطبیعه، علم وجود«~ (ontology) ~»و به عبارت دیگر تحقیق کلی در باب وجود متمایز از الهیات عقلی است.ژیلسون ما بعد الطبیعه را علم واحدی می دانست که از تحقیق در باب موجود بما هو موجود آغاز کرده و به تحقیق درباره خدا از آن حیث که علت اولای وجود است، اشتغال می ورزد.در اینجاما بعد الطبیعه به تمامیت خود می رسد، زیرا خدا «فعل متعالی وجود»(the supreme Act Of existing) است و چون ماهیتش، وجودش است، ما به او علم نداریم.اما در فلسفه مسیحی آموخته ایم که جایی که ما بعد الطبیعه ختم شود، دین آغاز

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.