خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نفوذ فرصت طلبان
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل نفوذ فرصت طلبان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اقسام حدیث
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل اقسام حدیث قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
19ساعت
13دقیقه
39ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 49

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
3 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی شامل 71 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل طرق شناسایی حال راوی :

عدالت یا وثاقت راوی به یکی از چند امر ذیل شناخته می شود:

۱.آزمایش و اختبار حال وی به واسطه مصاحبت و ملازمت با او.

۲.شهرت و معروفیت به وثاقت، مانند مشایخ حدیث پس از کلینی تا این زمان.

۳.تزکیه وی توسط کسی که اطلاع بر حالش داشته باشد. (۱)

جرح و تعدیل راوی

شناسایی حال افرادی که در سلسله روایات قرار می گیرند، غیر از افراد معدودی که به وثاقت مشهورند، جز با تعدیل یا جرح عالمان به احوال روات، ممکن نیست.

برای تسهیل این کار از دیر زمان، جمعی، اقوال اهل خبره را گرد آورده اند و این مجموعه ها به کتب رجال معروف می باشد.اهل خبره ای را که سخن آنان ملاک شناسایی روات قرار می گیرد (در مورد تعدیل و توثیق راوی) معدل و (در مورد تفسیق یا مذمت راوی) جارح نامند.

و چون در کتب رجال بنابر اختصار است، برای توثیق یا جرح راوی، الفاظ خاصی به کار رفته که ذیلا بازگو می نمائیم.

الفاظ توثیق و مدح

ثقه، ثبت، (۲) عین، عین من عیون اصحابنا، وجه، وجه من وجوه اصحابنا، من اولیاء امیر المؤمنین، من مشایخ الاجازه، من اولیاء احد الائمه، شیخ الطائفه، من اجلاء الطائفه، صدوق، محل الصدق، صالح الحدیث، نقی الحدیث، یحتج بحدیثه، بصیر فی الحدیث، خیر، وکیل الامام، صاحب الامام، یروی عنه جماعه من الاصحاب، روی الاجلاء عنه، مضطلع الروایه، حافظ، ضابط، ینظر فی حدیثه (بمعنی انه لا یطرح بل ینظر فیه)، لا باس به (بمعنی انه لیس بظاهر الضعف) جلیل، مشکور، فاضل، خاصی، ممدوح، زاهد، عالم، صالح، قریب الامر، مسکون الی روایته، متقن، فقیه، صحیح الحدیث، مقدم، معتمد الطائفه، اسند عنه، سلیم الجنبه، یکتب حدیثه، معتمد الکتاب، کثیر المنزله (ای عالی الرتبه) . (۳)

آنچه از الفاظ مزبور دلالت بر توثیق و تعدیل راوی دارد: عدل، ثقه، حجه، ثبت و صحیح الحدیث است. (۴)

میر داماد فرموده: لفظ (ثبت) در توثیق راوی از دیگر اوصاف نامبرده اقوی است.

بو علی نسبت به اوصاف (عین، وجه، وجه من وجوه اصحابنا) فرموده: در این که الفاظ مزبور مطلق مدح را می رساند یا دلالت بر توثیق راوی نیز دارد، اختلاف است.

نیز درباره لفظ صحیح الحدیث فرماید: این صفت نزد قدماء بر این معنی دلالت داشته که حدیث چنین شخصی را موثوق الصدور می دانسته، گر چه راوی خود ثقه نباشد. (۵)

وحید بهبهانی در حاشیه منهج المقال و به پیروی وی مرحوم ممقانی در مقباس الدرایه، الفاظ دیگری را مشعر بر مدح راوی شمرده اند که چون مورد اختلاف است از ذکر آن خودداری شد.

الفاظ جرح

ضعیف، کذاب، کذوب، وضاع للحدیث، غال، مضطرب الحدیث، منکر الحدیث، لین الحدیث (ای یتساهل فی روایته عن غیر الثقه) متروک (ای فی نفسه) متروک الحدیث، مرتفع القول (ای لا یعتمد علیه)، متهم (ای بالکذب او الغلو)، ساقط (ای فی نفسه) ساقط الحدیث، واه (ای ضعیف فی الغایه) لا شی ء، لیس بذلک الثقه، عامی، مجهول، مهمل، غیر مسکون الی روایته. (۶)

جرح و تعدیل روات حدیث

چنانچه سخن اهل خبره در جرح یا تعدیل یکی از راویان حدیث بدون ذکر جهتی که موجب جرح یا توثیق وی گردیده است، یاد شود در قبول آن بین علماء اختلاف شده است.

جمعی ذکر سبب را لازم نمی دانند و گروهی لازم می شمارند و عده ای در جرح لازم می دانند ولی در تعدیل خیر، (۷) و معدودی به عکس این قول قائلند و هر یک به وجوهی استدلال کرده اند. (۸)

علامه فرموده است: چنانچه جارح یا مزکی، عالم به موجبات جرح یا تعدیل باشد، قول وی به طور مطلق مورد قبول است، وگرنه لازم است جهتی را که موجب جرح یا تعدیل راوی است ذکر نماید.

شهید ثانی فرماید: چنانچه عقیده معدل یا جارح، یا عالمی که بر طبق خبر عمل می کند، در موجبات جرح و تعدیل مطابق است، احتیاج به ذکر یاد سبب نیست، ولی اگر هم عقیده نیستند، لازم است سبب تعدیل یا جرح شود. (۹)

صاحب معالم نیز همین قول را اختیار فرموده. (۱۰)

با توجه به این که اولا اخباری که در دست ماست و مورد عمل است، نوعا قبل از هزار سال (ضمن کتب اربعه حدیث و مجامع روایی دیگر) تدوین شده است و جرح و تعدیل راویان آن نیز (ضمن کتب اربعه رجالیه) (۱۱) در همان اوان ثبت گردیده.

ثانیا، در کتب رجال، نظر ارباب جرح و تعدیل بازگو نگردیده و اگر هم نظر شخصی را از خارج در این باب بدانیم، چون مستند جرح و تعدیل در کتب رجالیه یاد نشده و خلاصه اقوال اهل خبره به الفاظی که دیدیم (بدون ذکر قائل) نقل گردیده، انتساب جرح یا تعدیل به شخصی مزبور ممکن نیست، بنابر این نمی توانیم مطابقت عقیده جارح و معدل را با کسی که می خواهد عمل به روایت نماید، به دست آوریم.

و با توجه به این جهت، موردی برای تحقیق شهید ثانی و فرزندش صاحب معالم باقی نمی ماند. (۱۲)

تفصیل علامه نیز نسبت به روایات کتب مشهور حدیث امامیه که روات آن ضمن کتب رجالیه همزمان کتب حدیث معرفی شده اند، مورد ندارد، زیرا می دانیم جرح و تعدیلی که در کتب رجالیه پیشین آمده است، مسلما به استناد گفته اهل خبره که عارف به اسباب جرح و تعدیل بوده اند، صورت یافته.

حکم تعارض جرح و تعدیل

در مورد تعارض جرح و تعدیل – که نسبت به یکی از راویان بعضی جرح کرده باشند و حال وی بر ما معلوم نباشد – جمعی جرح را مقدم بر تعدیل دانسته اند، زیرا با عدم اطلاع بر فسق کسی، می توان وی را تعدیل نمود و به عکس جز با اطلاع بر فسق راوی، نمی توان وی را جرح کرد، بنابر این، جرح علماء نسبت به شخصی، منافات با تعدیل وی توسط دیگران ندارد، زیرا ممکن است که آنان که تعدیل وی کرده اند، بر عیبی که جارحان اطلاع یافته اند، آگهی نداشته باشند.

پیداست این سخن (تقدیم قول جارح بر معدل) در صورتی است که مفاد تعدیل، مجرد وثوق و اعتماد به گفته راوی باشد، مانند لفظ (ثقه) .و یا اگر مفاد آن، عدالت راوی است، عدالت را همان اسلام و ظاهر حال مسلمان – که معمولا از گناهان خودداری می کند – بدانیم، ولی چنانچه عدالت را ملکه و حالت نفسانی فرض کنیم، قهرا مفاد تعدیل، جز با علم به عدالت واقعی و وجود ملکه نفسانی در راوی حاصل نمی شود، و قهرا با انتساب همان شخص به فسق منافات دارد، منتها چون متقدمان (چنانچه یاد کردیم) عدالت را همان ظاهر حال مسلمان می دانستند، قهرا مفاد قول جارح که حاکی از عیب مخفی راوی است، مقدم بر تعدیل وی (که منتسب به ظاهر حال شخص است) خواهد بود.

ولی باید توجه داشت که واقعا بین گفته جارح و معدل، منافات و معارضه باشد، زیرا قسمتی از الفاظ مدح با الفاظ ذم منافات ندارد، مثلا ممکن است راوی ثقه باشد ولی غیر امامی.یا مثلا الفاظ صالح، خیر، فاضل، ممدوح، زاهد و مانند آن با صفات غال، مضطرب الحدیث، منکر الحدیث، لین الحدیث و حتی با مثل ساقط الحدیث، لیس بذلک الثقه، متهم، وضاع، منافات ندارد، چه بعضی از کسانی که به وضع حدیث مشهورند و راویان آنان مورد اعتماد نیست، از مردمان صالح و زاهد می باشند و به عقیده خویش با وضع حدیث، خدمتی به دین انجام داده اند، چنان که کرامیه وضع حدیث را در ترغیب و ترهیب جایز دانسته و استدلال کرده اند که این کار دروغ له پیغمبر است نه علیه او. (۱۳)

شعرانی در عهود کبری از شیخ الاسلام زکریا نقل می کند که وی می گفت: قال بعض المحدثین: کذب الناس الصالحون، لغلبه سلامه بواطنهم، فیظنون بالناس الخیر، و انهم لا یکذبون علی رسول الله. (۱۴)

آیا جرح و تعدیل به قول یک نفر ثابت می شود؟

مشهور آن است که جرح یا تعدیل راوی به گفته یک نفر ثابت می گردد.و جمعی، گفته دو نفر را لازم دانسته اند. (۱۵)

دلیل قول اول آن است: همانطور که در نقل حدیث، تعدد راوی لزومی نداشت (و به اصطلاح خبر واحد را حجت دانستیم) در تعدیل روات نیز تعدد شرط نیست.

دلیل دوم آن است که تزکیه یا جرح راوی، نوعی از شهادت است و در شهادت، تعدد گواهان شرط است.

تحقیق آن است که ملاک حجیت خبر یکی از دو امر بیش نیست: یا سیره عقلاء است که هم اکنون و از پیش، به خبر افرادی که مورد اعتمادند عمل می نموده و مبنای معاش و معاد، بر آن قرار داشته است.

بدیهی است اعتماد به گوینده و مخبر، گاه از سخن یک تن نیز حاصل می شود، چنان که گاهی از گواهی دو نفر نیز تحقق نمی یابد.

و یا از ناحیه شرع (و به اصطلاح به جعل شارع است) که برای اثبات این عقیده بیشتر به احادیث تمسک می شود.و پیداست که در روایات تعدیل راوی (با این که در صورت لزوم تعدد، بیان کیفیت تعدیل که به وسیله دو نفر انجام شود، مورد حاجت بوده است) ذکر تعدد نشده (و در اصول مقرر است که تاخیر بیان از وقت حاجت روا نیست) بلکه اخذ معالم دین را از ثقات، امضاء فرموده اند، بنابر این، احراز وثوق و اعتماد به گفته راوی، به عرف واگذار شده است و می دانیم که عرف در احراز وثوق و اعتماد به گفته افراد، سخن یک نفر را که مورد اعتماد باشد کافی می داند.

تبصره ۱.در موردی که نسبت به یک نفر از روات، دو عقیده مختلف نقل شده باشد، جمعی برآنند که قول جارح بر معدل مقدم است، زیرا جارح ممکن است بر امری که از نظر معدل مخفی بوده است، اطلاع یافته باشد.

بعضی (۱۶) در موردی قائل به ترجیح قول جارح شده اند که معدل، اظهار اطلاعی بر موضوعی که موجب جرح وی گردیده است ننماید.

برخی هم در موردی که عده معدلین بر تعداد جارحین فزونی داشته باشد، قائل به ترجیح قول معدل شده اند.

برخی نیز قول کسی را که حافظتر است مقدم داشته اند.

گرچه این بحث (ترجیح جارح بر معدل) را شیعه نیز به پیروی از اهل سنت آورده اند، ولی چون نزد متاخرین امامیه، عدالت عبارت از ملکه نفسانی است، قهرا کسی جز با علم به وجود ملکه مزبور در راوی، نمی تواند وی را تعدیل نماید، بنابر این، معدل در واقع مدعی علم بوجود ملکه عدالت در راوی است و جارح، مدعی علم به نفی صفت مزبور می باشد و پیداست که این دو ادعاء با هم معارضند و دلیلی بر رجحان یکی بر دیگری نیست.

اما نزد اهل سنت و متقدمان شیعه که عدالت را همان ظاهر حال مسلمان و ندیدن فسقی از وی می دانند، صحیح، ترجیح قول جارح بر معدل است، زیرا مفاد قول معدل، عدم اطلاع بر قبایح اعمال راوی است، در صورتی که جارح، مدعی است که بر معاصی و فسق پنهانی وی اطلاع یافته است، بنابر این، طبق قاعده (عدم الوجدان لا یدل علی عدم الوجود) مفاد گفته معدل که حاکی از عدم اطلاع از حال راوی است، با گفته جارح (که مدعی وجود فسق نسبت به راوی و اطلاع بر آن است) منافات ندارد و در این فرض، فرقی در فزونی تعداد معدل بر جارح و یا به عکس (که بعضی قائلند) نیست. تبصره ۲.چنانچه فرد مورد وثوق (و به اصطلاح عادل) از کسی نقل حدیث کند، [این به معنای] تعدیل آن کس (مروی عنه منقول عنه) نخواهد بود، زیرا ممکن است عالی از غیر عادل نقل حدیث کند و حتی نقل شده که بعضی از بزرگان، احادیث موضعی را که راوی اش به کذب مشهور بوده است از آن جهت که اطلاع بر چنین احادیثی داشته باشند تا بر آن روایات صحیح مشتبه نگردد، می نوشتند، ولی حق آن است که روایت کسانی که معمولا جز از ثقات،

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.