اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 60
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) شامل 64 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زنان و آینده خانواده (قسمت سوم) :
مقدمه
فرانسیس فوکویاما، انقلاب فاجعه آمیز جنسی و اقتصادی را «فروپاشی بزرگ» نام داده؛
فروپاشی ایی که بدون تردید هم اکنون به وقوع پیوسته است. اگرچه بسیاری از ادعاها و
نتیجه گیری های فوکویاما به بحث و بررسی دقیق نیاز دارند تا یک جنبه استدلال وی به
طور جدی مورد توجه قرار گیرد (و آن اینکه): نیروها و سیستم های جدید اقتصادی که بر
جهان حکومت می کنند، به طور خودکار زندگی نهادینه شده خانواده را تباه می نمایند.
بی تردید، منافع اقتصادی (شرکت های) جدید چند ملیتی، (وجود) خانواده های باثبات را
برنمی تابد. خانواده هایی که در کنترل کارگران و فروش محصولات برای آنها، به عنوان
مانع محسوب می شوند. در چنین شرایطی، نمی توان از دنیای تولید انتظار داشت که نسبت
به تأیید و تثبیت زندگی اجتماعی، مبتنی بر رضایت و ثبات اقدامی نموده و یا گامی
بردارد. اگرچه ممکن است در شرایط بحرانی، نیروهای سیاسی یا اجتماعی برای تحمیل نظم
از بالا به صورت مؤثری ظاهر شوند؛ اما تنها مذهب سازمان یافته – آن هم در مفهوم
جهانی آن- توان لازم برای بهبود و حمایت از «بازسازی پایدار اصول اخلاقی» را دارا
می باشد. متأسفانه تا این لحظه، روند کلی عملکرد کلیساهای مسیحی حکایت از آن دارد
که تمایل چندانی برای محکومیت نیروهای متلاشی کننده «خانواده های باثبات» در آنها
وجود ندارد و به عبارتی این عوامل مخرّب به دور از دسترس حوزه عملکرد کلیساها
هستند.
فوکویاما مدعی است مردم به طور غریزی از هرج و مرج اجتماعی روی برگردانده و
سیستم های جدید اخلاقی ایجاد خواهند کرد. وی نشانه های انجام این کار را (نیز)
می بیند. (و شاید بیش از حد خوش بین است)
در این ارتباط توجه به ادعاهای خوش بینانه و رایج دکتر «لورا شیلسینگر» قابل توجه
است. آینده نگری وی اگرچه موجب دلگرمی بسیار است، اما متضمن نوسازی اخلاقی
نمی باشد. از قرار معلوم آنچه او مد نظر دارد این است که: برخی از انحرافات خاص
اخلاقی، مشمول مجازات خواهند بود؛ لذا افراد ممکن است با توجه به تعهدی که نسبت به
حقوق فردی خود دارند، به دستورالعمل ها و احکام دکتر لورا، بدون بازنگری جدی در
فرضیه های فردگرایانه خود پاسخ دهند.
در ایالات متحده، مسئولیت حفظ و رعایت دستورالعمل های اخلاقی معمولاً به طور
نامناسبی به زنان نسبت داده شده است؛ یعنی به کسانی که بیش از مردان احتمال دارد در
زندگی روزانه خود به دستورات دین مسیحیت عمل کنند. اما امروزه فمینیسم به ما القاء
کرده تا مسئولیت های عرفی زنان را نوعی سرکوب تلقی نمائیم و وقتی زنان هم از انجام
این دستورالعمل اخلاقی پا را «فراتر گذاشته» و یا خود را از انجام آنها بی نیاز
بدانند، تعداد بسیار کمی برای عمل به این دستورات باقی خواهند ماند. معتقدم (تا
زمانی که) عمل به دستورات اخلاقی مسیحیت، به عنوان محدودیت تنبیهی و یا سرکوب برخی
توسط برخی دیگر (زنان توسط مردان) نشان داده شود و سعادت فردی به معنای رهایی از
این سرکوب ساختگی معرفی شود، (نمی توان) جامعه را به سوی عمل به این دستورات سوق
داد.
الف
) رهایی از اخلاقیات
فمینیست ها به طور ضمنی یا صراحتاً این باور را گسترش داده اند که آزادی زنان باید
با رهایی آنان از خدمت به کودکان و نیز مردان آغاز شود، بر این اساس می توان ادعا
کرد که به واسطه بسط اعتقادات فمینیستی ما از دینداری عاطفی که باعث می گردد تا
زنان از نقش مادری خود -یعنی به دنیا آوردن و پرورش کودکان- بیشترین رضایت خاطر را
داشته باشند، فاصله گرفته ایم. روانشناسی عمومی، ما را از این شناخت دردناک که
زندگی همدلانه مادران با کودکان احتمالاً مانع پیشرفت آنها می شود، به این آگاهی
خودستایانه که (لازمه) شکوفایی استعداد زنان، زندگی مادران برای خود و نه کودکانشان
می باشد، سوق داده است. هیچ مادر کارگری را (نمی توان به این دلیل که) در حال
فداکردن خوشبختی و سعادت کودکانش به نفع خود است، گناهکار دانست و افراد بسیار
کمی بر این باورند که مادران کارگر در حال آسیب رساندن به کودکانشان هستند. بلکه
بالعکس اکثراً (این واقعیت را) پذیرفته اند که در بسیاری از خانواده ها، زنان برای
تأمین مخارج خانواده باید کار کنند و در بیشتر موارد، کودکان نیز به این ضرورت پی
برده اند. آنها همچنین دریافته اند که اولین نگرانی مادر آنها، خوشبختی و سعادت
آنها می باشد. این مشکل در موارد فردی چندان زیاد نیست و به طور کلی در جامعه و
فرهنگ نیز شاهد آن نیستیم، زیرا آزادی اجتماعی، اقتصادی و جنسی زنان، جویبارهای
دوراندیشی، نزاکت و خویشتن داری را که حامی کودکان از تخطی های خطرناک بزرگسالان
است، پرآب کرده است. امروزه محکوم کردن پندار ریاکارانه ای که جهان را به دو حوزه
عمومی و خصوصی تقسیم می نماید، رواج پیدا کرده؛ عمدتاً به این دلیل که انتساب زنان
به حوزه خصوصی باعث محرومیت آنها از آزادی هایی می گردد که مردان از آنها
برخوردارند. اما این استدلال با پذیرش آداب و رسومی که پناهگاه زنان و نیز کودکان
می باشد – آداب و رسومی که بهتر است آنرا دروغ و تظاهر بدانیم- نقض می گردد. از
لحظه ای که نمایش های عمومی مسائل جنسی و خشونت به عنوان جزء ذاتی طبیعت بشر و نه
بیان کننده حقوق فردی برای آزادی بیان، پذیرفته شده است، شاهد اثرگذاری این مسائل
بر آگاهی روزمره و تجربه کودکان هستیم.
تأسف آورتر از این، پذیرش نمایش های عمومی مسائل جنسی و خشونت تحت عنوان حقوق فردی
است که الزام به هنجارهای اخلاقی را از میان می برد. بنا به تعریف، زمانی که اخلاق
به یک اولویت شخصی تبدیل گردد، دیگر نمی تواند یک هنجار اجتماعی الزام آور باشد و
اولویت شخصی صرفاً درخواست منطقی (برای) انتخاب مصرف کننده است که به شدت از سوی
شرکت های جهانی تبلیغ می گردد. نپذیرفتن هنجارهای الزام آور اخلاقی، توانایی ما را
برای حمایت از کودکان تضعیف می کند؛ کودکانی که در نهایت قرار است مانند بزرگسالان
از همان حقوق فردی برخوردار شوند. از این رو جهانی بوجود می آوریم که در آن دختران
9، ۱۰ و۱۱ ساله، می توانند والدین خود را که از لباس و یا رفتار آنها خرده
می گیرند، مورد سرزنش قرار داده و جسورانه عنوان نمایند که: «این زندگی من است و
این من هستم که انتخاب می کنم که چگونه زندگی نمایم». در واقع به مرحله ای رسیده
ایم که در یکی از تبلیغات تلویزیونی، کودک گریانی نشان داده می شود که مادر خود را
به خاطر خریدن اسباب بازی کلافه کرده و گوینده در همان زمان (توصیه می کند):
«بچه ها آنچه را که می خواهید، بدست آورید، چرا نباید این کار را بکنید؟»
بدون تردید، جامعه با معرفی زنان به عنوان افرادی که «آقا بالا سر لازم ندارند»،
کلیه انتخاب های فردی را به مثابه «حقوق فردی» شناسانده و لذا آنها را به تمام
مفاهیم (مربوط به) ارزش عمومی، حاکم کرده است. به عبارت دیگر می توان ادعا کرد که
(جامعه) با بدبینی فوق العاده ای، شعار مکّارانه شرکت جنرال موتور را تفسیر نموده:
«آنچه که برای جنرال موتور خیر است، برای کشور خیر است.» یعنی اعلام داشته که هرچه
برای زنان (به عنوان یک فرد) خوب است، برای تمام جامعه خوب می باشد.
از دیدگاه ایشان، خیر مشترک، شامل مجموع انتخاب های فردی است. آنچه در اینجا نادیده
انگاشته شده، دوگانگی ای است که بین خواسته و داشته وجود دارد. به عبارت دیگر چنان
نیست که داشته های انسان مطابق خواسته هایش باشد و لذا نمی توان ضرورتاً مجموع
خواسته ها را خیر تلقی کرد. گفته حضرت مسیح روشن گر است، آنجا که می گوید:
اگر ثروت شما در آسمان باشد، فکر و دلتان نیز در آنجا خواهد بود…
اگر روشنایی که در وجود شماست تاریک گردد، این تاریکی بسیار عمیق خواهد بود (و تمام
زندگی تان را شامل می شود) نمی توانی به دو ارباب خدمت کنی؛ زیرا از یکی متنفر
خواهی شد و دیگری را دوست خواهی داشت و یا تنها به یکی وفادار خواهی ماند.
نمی توانی هم بنده خدا باشی هم بنده پول. («متی، باب ششم، آیات ۲۴ و۲۳، ۲۱»)
ممکن است در اعتراض بگوئیم «عادلانه» نیست که زنان بار حمایت از مفاهیم مربوط به
ایده آل های جمعی را، چه محتاطانه و چه خیرخواهانه به دوش کشند، اما فراموش نکنیم
که عدالت به معنای (داشتن) فرصت برابر برای گناه کردن، گزینه بسیار سختی است.
به طور سنتی، مسیحیت دیدگاه (خود را) در مورد روابط افراد با تفاوتی جزئی بیان کرده
است. از ابتدا مسیحیت به ارتباط مستقیم میان فرد و خدا تأکید داشته؛ (ارتباطی که
شامل) محبت خداوند به فردی خاص و مسئولیت پذیری آن فرد در برابر خداوند بوده است.
در حقیقت دیدگاه مسیحیت در مورد داشتن مسئولیت اخلاقی مبتنی بر پذیرش آن از سوی هر
فرد بوده است، فردی که به محبت خداوند و همسایه اعتقاد دارد. (و می داند که) به
خاطر نقض هر یک از فرامین خداوند محاکمه خواهد شد. در این باره مسیحیت عقاید بسیاری
(مربوط به) آزادی و برابری افراد در طول تاریخ جهان مطرح ساخته است.
«برابری» در محکمه خداوندی و تعریف آن در چارچوب محبت الهی، مفهوم نامه ی پل به
غلاطیان را شکل می دهد: «… همگی شما به خاطر ایمان به عیسی مسیح فرزندان خدا
می باشید. اکثر شما با آموزه های دین مسیحیت غسل تعمید داده شده اید، (لباس) مسیحیت
پوشیده اید، پس (تفاوتی میان) یهودی یا یونانی، بنده یا آزاد، مرد یا زن وجود
ندارد. زیرا همگی شما (نزد) عیسی مسیح یکی هستید» (باب سوم، آیات ۲۸-۲۶) مدافعان
جدید این پیام نیز غالباً فراموش می کنند که پل قصد نداشته است که جایگاه انسان ها
و روابط میان آنها را در این جهان تغییر دهد. در هیچ یک از کتاب انجیل یا در سایر
کتب عهد جدید برده داری محکوم نگردیده، همچنین در این کتاب برابری میان زن و مرد
تبلیغ نشده است. پل به مخاطبانش در مورد سوء استفاده از آزادی ایی که آنها به عنوان
یک مسیحی از آن برخوردارند، هشدار می دهد:
«برادران! (خدا) به شما آزادی عطا کرده،
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
