اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 63
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) شامل 52 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (۵۸) :
تحلیل معجزه با نگاهی به تاثیر نفس در بدن
در صورتی که نفس، از طریق آلات و ابزار در حوزه خارج از بدن تاثیر می گذارد (همچون کارهای صنعتی، کشاورزی و هنری)، چه مانعی دارد که نفوس انبیاء به درجه ای از قوت و نیرومندی برسند که بتوانند بدون توسل به اعضای بدن و آلات و ابزار ظاهری، در جهان خارج و در طبیعت، تاثیر کنند .
ارتباط و پیوند نفس و بدن
سخن را از تاثیر نفس در بدن آغاز می کنیم . بدون شک، نفس و بدن تاثیر متقابل دارند . هنگامی که بدن خسته می شود یا نیاز به آب و غذا پیدا می کند یا برایش ضرورت دارد که زمانی کوتاه یا طولانی به خواب و استراحت بپردازد یا اینکه به خاطر جراحت یا بیماری دچار درد و رنج است، نفس نیز از این حالات بدن متاثر می شود و نمی تواند کارها و وظائف خود را به خوبی انجام دهد .
از سوی دیگر، از تاثیر نفس در بدن نیز نمی توان چشمپوشی کرد . دامنه تاثیر نفس در بدن به مراتب فراتر و گسترده تر از تاثیر بدن در نفس است .
اصولا نفس عهده دار تدبیر بدن است . این تدبیر به خاطر نیازی است که نفس برای رسیدن به کمال و به منظور به فعلیت رسانیدن استعدادها و کمالات بالقوه خود، به بدن دارد .
هرچند تشبیه نفس و بدن به راکب و مرکب، تشبیه نارسایی است . ولی بی فایده هم نیست . همان طوری که راکب، مرکب خود را تدبیر می کند، تا بتواند به وسیله آن به مقصد برسد، نفس نیز به تدبیر بدن می پردازد، تا به وسیله آن، نیازهای خود را برطرف کند و از نقص به کمال برسد . همان طوری که راکب هنگامی که به مقصد می رسد و نیازش برطرف می شود، مرکب را رها می کند، نفس نیز هنگامی که قوه ها و استعدادهایش به فعلیت می رسد و متوجه می شود که نیازی به بدن ندارد، از تدبیر آن باز می ایستد و خود را آماده رحیل می کند .
دیدگاه حکما درباره ماهیت مرگ
به همین جهت است که درباره موت طبیعی، دو دیدگاه است:
یکی دیدگاه جالینوس و حکمای قدیم که می گفتند: هنگامی که بدن فرسوده و پیر و ناتوان می شود، ناچار عزم رحیل می کند . به گفته شاعر:
جان عزم رحیل کرد، گفتم که مرو
گفتا چه کنم خانه فرو می آید
دیدگاه دیگر، دیدگاه حکمت متعالیه صدرائی است که می گوید: فرسودگی و پیری و ناتوانی بدن، معلول قطع تدریجی تدبیر و تعلق نفس است . نفس تا نیاز شدید به بدن دارد . به شدت به تدبیر بدن می پردازد . چنان که در دوران کودکی و جوانی و میان سالی چنین است . همین که استعدادها به فعلیت رسید، نیاز نفس به بدن، کم می شود و آرام آرام، خود را برای قطع تعلق آماده می کند و همین، موجب پیری و ضعف و فرسودگی و ناتوانی می شود و بنابراین، مقدمات موت طبیعی فراهم می گردد .
نقش نفس در رفع و دفع بیماریها
رفع و دفع بیماریها نیز به تدبیر نفس بستگی دارد . اگر نفس قوی باشد، چنان بدن را تدبیر می کند که در درجه اول، بیمار نشود و دچار عوارضی نگردد و در درجه دوم، اگر عارضه ای پدید آمد، ترمیم و علاج می کند .
دعاها و دواها در حقیقت، به تدبیر نفس کمک می کنند . وقتی نفس نتواند به تنهایی با تدبیر خویش بدن را به حال طبیعی برگرداند، نوبت به کمک رسانی دعاها و دواها و درمانها و صدقات و صله ارحام و … می رسد . تجربه ثابت کرده است که همه اینها تاثیر دارند . منتهی اگر با دید «لمی » به قضیه بنگریم . متوجه می شویم که اینها همه به تدبیر نفس کمک می کنند و اگر با دید «انی » به قضیه نگاه کنیم، قضاوت دیگری خواهیم داشت . اولی دیدگاه حکمت متعالیه و دومی دیدگاه جالینوسی است (۱) .
بعید نیست که دیدگاه حکمت متعالیه صدرایی مطابق با دیدگاه شیخ الرئیس باشد . در حقیقت باید شیخ الرئیس را بنیانگذار حکمت متعالیه بدانیم; چراکه او در آخرین کتابش یعنی «الاشارات و التنبیهات » ، فهم و درک برخی از مسائل عمیق فلسفی را در شان کسانی دانسته است که راسخ در حکمت متعالیه باشند و خواجه طوسی در توضیح آن گفته است که حکمت مشاء، کمت بحثی است . با حکمت بحثی نمی توان به همه حقایق رسید . بلکه باید حکمت بحثی را با حکمت ذوقی به کار برد . حکمت متعالیه، حکمت بحثی صرف نیست، بلکه هم بحثی و هم ذوقی است (۲) .
شیخ الرئیس به این نکته توجه کرده و توجه داده است که شان نفوس این است که به وسیله فرح و شادی، حرارتی نیرومند در بدن پدید آورند . این حرارت نیرومند، سبب برطرف شدن بسیاری از دردها و بیماریها می شود . اگر این حرارت قوی و نیرومند نباشد، دردها و رنجها و بیماریها بدن را فرسوده و ناتوان می کنند و سرانجام آن را از پا در می آورند . از سوی دیگر، نفوس به واسطه اندوه و ترس و نومیدی و یاس، برودتی قوی و نیرومند، پدید می آورند که سبب پدیدآمدن بیماریهای گوناگون، بلکه مرگ می شود . اوهام نفسانی را به تجربه در یافته ایم که سبب حرکات بدنی غیر ارادی و غیر اختیاری می شوند . ماده این بدنهای عنصری در اصل، یکی است . شان ماده، قبول و انفعال است، شان نفس; فاعلیت و تاثیر است . فاعل هرچه نیرومندتر باشد، تاثیرش در قابل بیشتر است . به علاوه نفس از طریق آلات و ادوات، در خارج از حوزه بدن نیز تاثیر می بخشد . دستها و پاها و چشمها و گوشها و سایر قوا، واسطه هایی هستند برای اینکه نفس بتواند در جهان خارج هم تاثیر ببخشد . صنعت و کشاورزی و کارهای هنری معلول تاثیر نفس در جهان خارج، از طریق آلات و ابزارهایی است که در بدن دارد . به وسیله اینها می تواند ابزارهای دیگری بسازد که آن ابزارها دایره نفوذ و تاثیر او را بر خشکی و دریا و آسمان، توسعه می بخشند (۳) .
چه مانعی دارد که نفسی آن چنان نیرومند شود که بتواند بدون استفاده از آلات و ادوات خارجی، در عالم خارج تاثیر ببخشد .
تحلیلی درباره چشم زخم
شیخ الرئیس در اینجا به مثال چشم زخم متوسل می شود . او چشم زخم را ناشی از اعتقاد به وجود چیزی می داند که به عقیده شخص، نبودن آن، بهتر است . چراکه وجود آن نادر است . مثل این که کسی بسیار زیبا یا بسیار نیرومند باشد . کسی که اعتقاد دارد که چنین چیزی نباید باشد، با همین اعتقاد، و با نگاه بدخواهانه خود، او را از پا در می آورد، چرا که این اعتقاد، مورد را گرفتار آفتی می کند که آرام آرام یا ناگهان از پا در می آید (۴) .
می گویند: شخصی به دوستش که به اصطلاح مردم; چشمش شور بود، گفت: فلانی دشمن من است . او را با چشم زخم خود از پای درآور . دوست گفت: او را به من نشان بده . هرچه نشانش داد، او را ندید . به آن شخص گفت: تو عجب چشمهایی داری! من که دشمن تو را نمی بینم . فورا آن شخص کور شد! .
ممکن است برخی مساله چشم زخم را از خرافات بدانند . ماهم اصراری نداریم . ولی نمی توان از کنار تجارب مردم، به سادگی گذشت . اگر مساله مورد مطالعه علمی قرار گیرد، بسیار مفید است . ممکن است به لحاظ دینی و قرآنی به آیه شریفه «و ان یکادالذین کفروا لیزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر …» (۵) . بر آن، استدلال شود .
می گویند: در زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در طایفه بنی اسد کسانی بوده اند که آنها را «عیانین » می گفته اند . اینان به گونه ای بوده اند که کمتر کسی از خطر چشم زخمشان مصونیت می یافت . این افراد در صدد بودند که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله را با چشم زخم از پای در آورند (۶) . ولی مگر هیچ سببی بدون اذن خداوند می تواند تاثیر ببخشد؟! گفته شده است که آیه فوق به همین مناسبت نازل شده است (۷) .
در حدیثی آمده است که:
«ان العین لتدخل الرجل القبر و الجمل القدر» (۸)
«چشم، انسان را داخل قبر و شتر را داخل دیگ می سازد» .
شیخ الرئیس معتقد است که این گونه امور بعید نیست . حتی وهمیاتی که به برخی از اقوام نسبت داده و در آنها تاثیراتی در عالم خارج جستجو کرده اند، از همین قبیل است . او مدعی است که قیاس و استدلال نه تنها امتناع آنها را ثابت نمی کند، بلکه امکان آنها را هم اثبات می کند . اینها هر چند ندرت دارند، ولی در وقوع آنها نمی توان تردید کرد . او می گوید: «و قد ذکر افلاطون شعبه من هذا فی کتاب سوفیستیقا» (۹) یعنی «افلاطون بخشی از این امور را در کتاب سفسطه بیان کرده است .
آنچه مهم است، این است که روان شناسان و روان کاوان درباره آنچه وقوع آنها مسلم است، به کاوش علمی بپردازند، بلکه پرده از روی راز و رمز این گونه امور برداشته شود .
تبیین تاثیر الهی نفوس انبیاء در طبیعت (معجزه)
اکنون می توانیم با توجه به بحثهای بالا به تبیین معجزاتی که در حوزه طبیعت انجام می گیرد، بپردازیم .
چه مانعی دارد که نفوس انبیا و اولیا به درجه ای از قوت و نیرو برسند که بتوانند بدون توسل به اعضای بدن و آلات و ادوات ظاهری در جهان خارج تاثیر کنند و تغییرات و تحولات عظیمی را برای ما انسانها شگفت انگیز و خارق عادت است، پدید آورند؟
نمونه هایی از این تاثیرات را در نفوس مرتاضان هم دیده ایم . گاهی گفته می شود که آنها چشم بندک دارند . یعنی در رؤیت چشمها تصرف می کنند، ت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
