خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۵)
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل گوهر و صدف دین (۵) قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشهای تربیتی در نهج البلاغه
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل روشهای تربیتی در نهج البلاغه قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
📥 ترافیک اینترنت مصرفی جهت دانلود فایل‌ها در میکی بوک، به‌صورت نیم‌بها می باشد.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
08ساعت
22دقیقه
55ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷)

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 48

فرمت فایل پاورپوینت

1 آیتم فروخته شده در 30 دقیقه
4 نفر در حال مشاهده این محصول هستند!
توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) شامل 51 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فلسفه دین (بخش ۲۷) :

جامعه مدینه النبی (ص)

مدینه النبی همواره مورد احترام امت اسلامی بوده و خواهد بود . آنجا مهبط وحی و مدفن پاک پیامبر و زهرا و چهار امام معصوم علیهم السلام و بسیاری از شهدای برجسته اسلام و مهاجرین وانصار و تابعین است . آنها که در میان صحابه و یاران پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همچون اقمار و ستارگان پرفروغ نور می بخشیدند و می کوشیدند که از طریق اجرای دستورات خداوند و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سوی قله کمال صعود کنند و هرگز درجا نزنند .

بگذریم از این که واضعان حدیث با جعل حدیث: «اصحابی کالنجوم بآیهم اقتدیتم اهتدیتم » (۱) خواسته اند همه اصحاب را به عنوان مقتدا و پیشوا معرفی کنند و آنها را – هرگونه که باشند – ستارگانی پرفروغ بنامند که هرکس به آنها تاسی و اقتدا کند، هدایت شود و به سعادت نائل گردد .

گذشتن از این حدیث و به دیوار زدن آن به ملاحظه یکی از معیارهای مهم نقد و بررسی حدیث، یعنی نقد متنی است . حدیث هرچند اشکال سندی نداشته باشد، ولی اگر متن آن با قرآن و سنت معتبر مخالف باشد، باید آن را کنار نهیم و تحت تاثیر جاذبه سندی آن قرار نگیریم .

هرگاه در میان اصحاب کسانی چون «معاویه و عمروعاص و ابوسفیان و خالدبن ولید» بوده اند، چگونه می توان همه اصحاب را – بدون استثناء – ستارگان درخشان هدایت نامید؟!

هرگاه در میان اصحاب منافقانی بوده اند و شناخته و ناشناخته با توطئه های خود سعی می کرده اند که از پشت به اسلام و مسلمین خنجر بزنند، و چهره منفوری چون «عبدالله بن ابی » که در بازگشت از جنگ بنی المصطلق، به بهانه ای پوچ، مساله اخراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و یارانش را مطرح می کند، چگونه می توان مدینه النبی را بدون هیچ قید و شرطی الگو دانست؟! (۲) .

پیامبر الگوست، نه مدینه پیامبر . قرآن کریم فرموده است:

«لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه » (۳) «برای شما در افعال پیامبر اکرم، الگو و اسوه ای نیکوست » . و نه تنها در افعال پیامبر اکرم، بلکه در حالات و روحیات و خلقیات آن حضرت و نه تنها در این امور زائد بر ذات منیر آن صفده کائنات و آن مقتدای همه مخلوقات و آن چشم و چراغ همه انبیا و اوصیا و آن قبله امید همه درماندگان و آن راهی و راهیان صراط مستقیم، بلکه در ذات او که در عالم امکان، بی مثل و بی مانند است .

قرآن کریم در بیان اسوه بودن آن حضرت به فعل و خلق و اعتقاد او بسنده نکرده، بلکه محور را رسالت او قرار داده، تا معلوم دارد که رسول، اسوه است، آن هم رسول الله که رسول الله در عالم مخلوقات، کمال مطلق و مقتدای بر حق و منار محقق است . اگر این کمال مطلق در ذاتی حاصل شد، میزان همه کمالات است و کمال او را با میزانی دیگر نباید سنجید که مستلزم دور یا تسلسل است . و صد البته که اگر رسول الله، کمال مطلق و موجود تام است، خداوند فوق کمال مطلق و فوق تمام و فوق مالایتناهی است .

وآنگهی، سرچشمه فضائل اعتقادی و اخلاقی و عملی ذات یگانه اوست . آن که به سرچشمه رسیده، چه نیازی به مجاری دارد و آن که دست بیعت و اطاعت در دست رسول نهاده، چه احتیاجی به واسطه ها و آثار و نمودار دارد؟!

اهل بیت پیامبر علیهم السلام – به معنای اخص کلمه – نیز الگوست، نه اقوام و خویشان پیامبر . آنها که پیامبر بتواند در برابر صفوف مدعیان، به آنها «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» (۴) بگوید و به اتکای آنها دست مباهله و ابتهال به درگاه خدا بردارد و بر پیکر مخالفان، رعشه و بر دلشان حیرت و بر چشمشان رعب و وحشت افکند .

ممکن است در میان همسران و سایر خویشاوندان آن حضرت، کسانی باشند که در پیمودن راه اطاعت پیشوا و مقتدا و الگوی انسانها تقصیری نکرده باشند، ولی آنها هرگز در دایره محصور «ابنائنا» و «نسائنا» و «انفسنا» نمی گنجند . آنها به همراه پیامبر، محورند . سایرین، اعم از خویشاوندان و غیر خویشاوندان هنگامی ارزش و اعتبار می یابند که پروانه این شمع باشند و بر محور این خمسه طیبه به چرخش و گردش درآیند .

اگر صحابه و اصحاب را به نیک و بد تعمیم دهیم، همه صحابه در خور تحسین و تمجید نیستند . افرادی چون «سلمان و ابوذر و عمار» را باید تحسین و تمجید کرد، نه همه را . آنها که در حجه الوداع، حاضر نبودند حج تمتع به جای آوردند و تلویحا می گفتند که در نبوت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله شک کرده اند و در آن سفر، قلب پیامبر را جریحه دار کردند، نباید به عنوان یاران وفادار پیامبر و چاکران اهل بیت علیهم السلام تلقی شوند .

و اگر صحابه و اصحاب را محدود کنیم به کسانی که متعبد و متنسک بودند، البته و صدالبته در خور صدها و هزارها تمجید و تحسین هستند . چه اینها بودند که سنگینی بار مسؤولیت را بر دوش خود احساس کردند و هرگز از محور خمسه طیبه جدا نشدند و پروانه آن چراغ بودند . این معشر ماضین بودند که جهان را به نیکی سپردند و ما باید همواره به زبان خالص نیایش از خدا بخواهیم که: «تابع اللهم بیننا و بینهم بالخیرات، انک مجیب الدعوات، انک علی کل شئ قدیر» . «خداوندا، میان ما و آنها پیوند نیکی برقرار کن، که تو اجابت کننده دعاهایی و تو بر هر چیزی توانایی » .

قرآن و اقشار جامعه مدینه النبی صلی الله علیه و آله

برای این که آیندگان و مسلمانان شهرها و مناطق دیگر بدانند که جامعه مدینه النبی صلی الله علیه و آله یک دست نبوده و نباید همه افراد و اقشار این جامعه را به یک چشم بنگرند، قرآن مجید آنها را به چهار گروه تقسیم کرده است:

۱ – منافقان

منافق کسی است که به زبان اظهار ایمان می کند و در دل کافر است . منافقان، همواره خطر بزرگی برای اهل ایمان و رهبران آنها بوده و هستند . متاسفانه، مدینه النبی از لوث وجود آنها پاک نبود . اینان همواره با توطئه های خائنانه خود سعی می کردند که از پشت به پیامبر و یاران باوفایش خنجر بزنند . خداوند متعال در آیاتی متعدد و طی یک سوره، ویژگیهای آنها را برشمرده و پیامبر و یارانش را از خطرات آنها آگاه کرده است .

آنجا که می خواهد گروهها و اقشار جامعه مدینه النبی را معرفی کند، می فرماید:

«… و من اهل المدینه مردوا علی النفاق لا تعلمهم نحن نعلمهم سنعذبهم مرتین ثم یردون الی عذاب عظیم » (۵) .

«گروهی از مردم مدینه بر نفاق پایدار مانده و به لجاجت و گستاخی تن داده و هرگز از آن، روی گردان نشده اند . تو ای پیامبر، آنها را نمی شناسی، ولی ما آنها را می شناسیم . آنها را دوبار عذاب می کنیم: یکی عذاب رسوائی در همین دنیا و دیگری عذاب قبر (۶) آنگاه گرفتار عذاب جاودانی در جهنم خواهند شد» .

قرآن کریم آنها را به صفت: «مردوا علی النفاق » یعنی زشت ترین صفت که همان صفت سرکشی و خروج از جاده حقیقت است، توصیف کرده است .

اینان، مارد و متمردند . قرآن کریم، شیطانها را مارد و مرید خوانده است (۷) . منافق، دست کمی از شیطان ندارد . او شیطان انسی است . بعضی از شیطانها از جن و برخی از انسند . شاید بتوان گفت: نفوذ شیطان انسی از شیطان جنی بیشتر است . چرا که اینها به خاطر سنخیت، تاثیرشان بیشتر است . اصولا اینها عوامل شیاطین جنی و جنود آنهایند . دینداران در هیچ شرایطی نباید از خطر شیاطین انسی – یعنی منافقان متمرد – غافل باشند . دشمنان دوست نما باید همواره در زیر ذره بین مراقبت شدید باشند . عیون اهل ایمان، باید برای حفظ امنیت و سلامت جامعه، آنها را زیر نظر داشته باشند .

۲ – آمیزندگان اعمال نیک و بد و معترفان به گناه

دومین گروه اجتماعی جامعه مدینه النبی صلی الله علیه و آله، قشری است که گاهی مرتکب اعمال نیک و گاهی مرتکب اعمال زشت می شدند . ولی اهل عناد و لجاج و تمرد و توطئه و خیانت نبودند، بلکه به گناه خود اعتراف می کردند و ملتمسانه از رهبر بزرگ اسلام تقاضای عفو و اغماض و از خداوند متعال درخواست آمرزش و مغفرت می کردند .

قرآن درباره این گروه می فرماید:

«و آخرون اعترفوا بذنوبهم خلطوا عملا صالحا و آخر سیئا عسی الله ان یتوب علیهم ان الله غفور رحیم » (۸) .

«در جامعه مدینه النبی افراد دیگری هم بودند که به گناهان خود اعتراف می کردند، هم کار نیک می کردند و هم کار زشت و اعمال آنها آمیزه ای از نیک و بد بود . برای آنها این امیدواری هست که خداوند توبه آنها را بپذیرد و نباید گرفتار یاس و نومیدی شوند

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.