اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره)
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 59
فرمت فایل پاورپوینت
فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دین و دنیا در اندیشه امام خمینی (ره) :
چکیده
در این مقاله بعد از مقدمه کوتاهی به معنای لغوی و اصطلاحی و حقیقت دین و دنیا پرداخته و این دو مفهوم از دیدگاه مفسران و عالمان دینی تبیین گردیده و با ذکر شواهد و ادله بیان شده است که حقیقت دنیا از دیدگاه اسلام هرگز مذموم نبوده بلکه آنچه که در ذم دنیا در نصوص وارد شده مربوط به تعلقات و وابستگی انسان به آن است و امام خمینی (ره) و بسیاری از مفسرین بر همین عقیده اند، گرچه برخی نظر مخالف دارند.
سپس به ارتباط دین و دنیا و تفکیک آن دو، دلایل طرفین پرداخته شده و در پایان ادله سکولاریزم (جدایی دین و دنیا) را مردود دانسته و اندیشه عالمانی که بر پیوند ناگسستنی دین و دنیا، دین و حکومت و دین و سیاست اثبات نموده و شواهدی از بیانات امام خمینی در این رابطه ذکر شده است.
هیچ تردیدی وجود ندارد که یکی از بهترین آثار نظام مقدس اسلامی در ایران، بعد علمی و فرهنگی آن است. فرهنگی که با اعتقادات دینی و مذهبی مردم این مرز و بوم آمیخته و در همه ابعاد زندگی آنان بروز و ظهور پیدا کرده است. البته انقلابی که مبنای آن دین و فرهنگ مذهبی باشد لاجرم این آثار بر او مترتب است. به یمن همین صبغه فرهنگی و علمی، مباحثی که شاید در طول تاریخ جامعه ما، کمتر مورد توجه بود از طرف متفکران و اندیشمندان مسلمان، در حال گشوده شدن و بازیافتن جایگاه واقعی خویش است. در میان همه مباحث و چالشهای فرهنگی و دینی، یکی از موضوعاتی که شاید از اهمیت خاصی برخوردار باشد فرضیه دین و دنیاست.
هر چند که این موضوع، بصورت واضح و روشن در آیات و روایات بیان شده و نیز وقوع پدیده مقدسی چون انقلاب اسلامی، بارزترین تفسیر عملی و بهترین تجلی پیوند ناگسستنی دین و دنیا، در بستر تاریخ دنیای بشری است ولیکن مسائل متعددی در این باب مطرح است که مورد بحث محققان و اندیشوران است. آنچه در این مقال به آن پرداخته خواهد شد ارتباط و پیوند دین و دنیا بر اساس دیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی است که نظری نقادانه بر تئوری تفکیک دین و دنیا دارد.
در سده اخیر آثاری از برخی نواندیشان و روشنفکران دینی به رشته طبع درآمده که معتقدند دین از دنیا جداست و آنچه که اهداف مقدس انبیاء را تشکیل می دهد توجه به آخرت است. (۱)
اینان از کتاب و سنت به گونه ای تحلیل و تفسیر می کنند که هرگز هیچ گونه ارتباطی بین دین و دنیا وجود ندارد، تعالیم و احکام دین برای آخرت انسانها نازل شده است نه برای اصلاح و آبادانی دنیا. قداست دینی را نباید با امور پست دنیوی آلوده کرد و در دست حاکمان و سیاستمداران قرار داد.
به دلیل اینکه تحقیق در هر موضوعی و فهم صحیح از آن، نیاز به درک عمیق مبادی آن علم دارد و نیز تخصص در هر مساله ای از اهمیت خاصی برخوردار بوده به نحوی که معرفت غیر متخصص در هر علم بعنوان معرفت درجه دوم به حساب می آید و هرگونه اظهار نظر از جانب او فاقد هرگونه اعتبار یقینی است. لذا در این نوشتار تلاش شده است به اینکه در کنار اندیشه و افکار امام خمینی(ره)، اقتراح برخی از صاحب نظران و مفسران بزرگ را مطرح نموده تا شاید حجاب برخی از شبهات و ایرادات بر داشته شود. بنابراین برای روشن شدن مبادی تصوری بحث، ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی هر کدام از دو واژه دین و دنیا را تبیین و سپس به طرح موضوع می پردازیم.
معنای لغوی دین
دین در لغت به معنی جزاء، طاعت و روز قیامت است که آن را برای شریعت اعتبار کرده اند. چنانچه در قرآن کریم آمده است. (ان الدین عند الله الاسلام) (۲) (و من احسن دیناح ممن اسلم وجهه لله و هو محسن) (۳).
دین یعنی طاعت (لا اکراه فی الدین) (۴) در این آیه دین را به معنای طاعت گرفته اند و گفته شده که طاعت نیست مگر با اخلاص و در اخلاص اکراهی وجود ندارد، چون امر قلبی است نه ظاهری.
دین به معنای جزاء و پاداش آمده چنانچه خداوند فرمود: (فلولا ان کنتم غیر مدینین) (۵) گفته می شود که این آیه مختص اهل کتاب است که جزیه می دادند. غیر مدینین یعنی غیر مجزیین. (۶)
تعریف دین
در اینکه معنای اصطلاحی و معرف واقعی دین چیست و آیا می توان از این واژه، تعریف حقیقی بدست داد و حد آن را تحصیل نمود یا خیر؟ و آیا دین شناسان در تعریف آن وحدت نظر دارند یا نه؟ و توفیق آنان در تحصیل معنای واقعی آن تا چه حد بوده است، موضوعی مورد دقت و توجه است. در این رابطه مطالب زیادی گفته شده، برخی معتقدندکه اصلاح دین قابل تعریف نیست; عده ای فرموده اند دین خطاب خداوند است به انسان از طریق وحی که دارای دو جنبه الهی و بشری است. دین یعنی معرفت و نهضت همه جانبه به سوی تکامل. و یا دین به مجموع گزاره هایی که از طرف خداوند بر انبیاء القاء شده، می گویند. (۷)
شلایر ماخر (Sehleier macher) از متکلمین معروف مسیحی می گوید:
«حقیقت و جوهر دین عبارت است از احساس توکل محض ». (۸)
لازم به ذکر است که هیچ یک از این اقوال خالی از نقض و ابرام نبوده، خصوصا قول کسانی که به یک بعد آن نگریسته و در همان دایره خاص و محدود، دین را تعریف کرده اند یا اظهار عجز نموده اند. بنابراین با عجز و ناتوانی عقلی از حد و تعریف یک مفهوم یا پدیده ای، بهترین راه برای تشخیص آن استمداد از طریق الهامات وحیانی است که قلمرو آن گسترده تر از عقل است.
قطعا معرفتی که از این طریق بدست آید بسیار کاملتر و روشنتر خواهد بود و اگر شبهاتی در این زمینه وجود داشته باشد تا حد زیادی مرتفع خواهد شد.
به همین دلیل به کلام وحی و بیان عالمان واقعی دین و مفسران کلام الهی پرداخته می شود. آنچه که از آیات قرآن کریم صراحتا بیان شده است این است که واقعیت و حقیقت دین همان رویه و مسلکی است که پیامبر اسلام (ص) بر آن منسلک بوده و در آن مسیر ثبات قدم داشتند. یعنی همان سنتی است که پیامبر(ص) و پیشوایان دینی در زندگی بدان عمل می کردند. بعنوان مثال پیامبر خطاب به مشرکان می فرمایند:
«دین من این است که خدایان شما را نمی پرستم و خدای واحد را پرستش می کنم.» (۹)
و یا خداوند می فرماید:
«هر یک از شما مسلمانان اگر از دین خود برگردد و در همان حال بمیرد کافر است ». (۱۰)
از مجموع آیات دین و شریعت، مفسرین چنین تلقی می کنند که دین همان مجموعه تعالیم و سیره قولی و عملی صاحبان دین برای رسیدن به سعادت دنیا و آخرت را گویند. امام خمینی(ره) و علامه طباطبائی صاحب تفسیر المیزان و کثیری از شاگردان ایشان به این قول ملتزم شده اند. (۱۱) تحلیل و تفسیر امام خمینی (ره) در این باب این است که دین به مجموعه قوانینی گفته می شود که در راستای سعادت دنیا و آخرت انسانها تدوین و تنظیم شده است.
ایشان در محدود کردن دین به امور شخصی شدیدا مخالفت ورزیده و بیش از آنکه به جنبه فردی دین توجه داشته باشد به ابعاد اجتماعی آن اهتمام دارند و در مقابل آنان که با تنگ نظری، دین الهی را مورد تحلیل خود قرار می دهند شدیدا می تازند و می فرمایند:
«دین الهی دارای دستورات جامعی است که کلیه ابعاد مادی و معنوی بشر را شامل می شود تعالیمی که علاوه بر فنی ساختن انسان در بعد روحانی در مادیات هم او را غنی می سازد.» (۱۲)
و در بیانی دیگر می فرمایند:
«از دین اسلام و بعثت رسول اکرم (ص) بر داشتهای مختلفی است چنانچه از انسان هم برداشتهای مختلفی می باشد هر دیدی محدود به حدود آن کسی است که آن دید را دارد. انسان موجودی است محدود، انسان غیر متناهی در کمال غیر متناهی در جلال و جمال دید غیر متناهی دارد و او می تواند از اسلام و از انسان برداشت صحیح بکند.» (۱۳)
در خصوص محدود و محصور نمودن دین، مبنای ایشان این است که: نباید دین را در محدوده دنیا یا آخرت محصور نمود. محدود کردن دین به امور دنیوی صرف یا به امور اخروی هر دو خلاف واقع است. می فرمایند:
«محدود کردن هر چه باشد خلاف واقعیت است. نسخه تربیت اسلام که قرآن باشد نامحدود است نه محدود به عالم طبیعت است و نه محدود به عالم غیب و نه محدود به عالم تجرد است همه چیز است. بنابراین نباید گمان شود که اسلام آمده است برای این که این دنیا را اداره کند یا آمده است فقط برای این که مردم را متوجه آخرت سازد نوع انسان در خسارت است مگر آنان که در حصار دین و ایمان و تربیت انبیاء وارد شوند.» (۱۴)
پس تعریف مفهومی دین- نه تعریف ماهوی همان مجموعه قوانین و تعالیمی است که در باب عقاید، اخلاق و احکام، برای رساندن انسان به سعادت و کمال تدوین گردیده است.
حقیقت دین اسلام
با توجه به مطالبی که در باب تعریف دین بیان شده اگر بخواهیم یک تحلیل اجمالی از حقیقت دین در قرآن و سنت داشته باشیم به همین مطلب خواهیم رسید. از جمله آیاتی که درباره نفی شرک و بت پرستی و اثبات توحید و خدا پرستی در قرآن کریم آمده به نوعی از حقیقت دین سخن گفته اند که همان سوق دادن حیات فردی و اجتماعی انسانها به برترین کمال و سعادت یعنی دست یابی به مقام قرب ربوبی و دوری جستن از قلمرو پست مادی می باشد. کلام امام خمینی(ره) این است که:
«حقیقت دین اسلام این است که همه مسائل مربوط به زندگی بشر را و آنچه مربوط به رشد و تربیت انسان و ارزش انسانی می باشد را دار است. اسلام همه چیز را گفته است لکن اشکال بر سر مسلمین است.» (۱۵)
سایر مفسران و دین شناسان شبیه همین مطلب را بیان کرده اند، صاحب تفسیر المیزان در ذیل آیه:
(قل یا اهل الکتاب تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم) (۱۶)
می فرمایند:
«حقیقت دین عبارتست از تعدیل اجتماع انسانی در مسیر حیاتی آن که به تبع آن تعدیل حیاتی فرد هم در آن نهفته است. دین، اجتماع انسانی را در راه فطرت و آفرینش، وارد ساخته و به آن موهبت حریت و سعادت فطری چنانکه مقتضی عدل است می بخشد. همچنین به یک فرد، حریت مطلقه داده در انتقاع بردن از جهات حیات، چنانچه فکر و اراده اش او را رهبری می کند و تا جائی که ضرری به حیات اجتماع نرساند، آزاد می گذارد.» (۱۷)
در واقع اندیشه امام خمینی و علامه طباطبائی این است که موجب آزادی و حریت و نعمت نیکبختی و سعادت با عمل به دین تضمین شده است و بیرون از حقیقت دین، جز بردگی و بندگی و شقاوت و بدبختی، تحفه دیگری نیست.
«آزادی و حریت انسانی در حدود قانون است دین کشور ما اسلام است آزادی در حدود دین این است که به اسلام ضرر نخورد.» (۱۸)
همه انبیاء و رسولان الهی در راستای همین هدف دین خود را تشریع و تبیین کرده اند. سخن نوح پیامبر(ع) با خدایش این است که
(رب انهم عصونی واتبعوا من لم یزده ماله و ولده الاخسارا)، خدایا این قوم، مرا مخالفت کرده و پیروی کسی را کرده اند که مال و فرزندانش جز به زیان و ضررش نیفزود.» (۱۹)
و کلام شعیب پیامبر(ع) خطاب به قومش چنین است که:
(انی اریکم بخیر و انی اخاف علیکم عذاب یوم محیط) بدرستی که من می بینم شما را با خیر و من می ترسم بر شما از عذاب روزی که احاطه کننده است. (۲۰)
و یا قول حضرت عیسی(ع) خطاب به امتش این است که:
(ولابین لکم بعض الذی تختلفون فیه فاتقوالله و اطیعون) من آمده ام تا بعضی احکامی که در آن اختلاف دارید برای شما بیان نمایم پس خدا ترس و پرهیزکار شوید و مرا اطاعت کنید». (۲۱)
اگر بخوبی در بیانات انبیای عظام دقت و توجه شود حقیقت دین که همانا تامین کننده سعادت بشر در دنیا و آخرت و لازمه آن که عدم اختلاف و عصیان ورزی در قبال تعالیم انبیاء است آشکار می گردد.
اما آنچه در نصوص و روایات آمده مبین و مفسر آیاتی است که درباره حقیقت دین و هدف بعثت نازل شده اند.
علی(ع) در کلام گهربارش فایده و غایت بعثت را چنین تشریح می کنند:
«به تحقیق خداوند متعال فرستاد حضرت محمد(ص) را در حالی که ترساننده بود جهانیان را از عذاب الهی و امین بود بر آنچه به او نازل می شد و شما ای گروه عرب در آن هنگام پیرو بدترین کیش بودید (که شرک و بت پرستی بود)، در بدترین جایگاه (حجاز) بسر می بردید که قحطی و فتنه و فساد در آنجا بسیار بود. در زمینهای سنگلاخ و میان مارهای پر زهری که از آوازها نمی رمیدند، مانند این که کر بودند اقامت داشتید، آب لجن سیاه را می آشامیدید و غذای خشن می خوردید و خون یکدیگر را می ریختید. پس به سبب وجود مقدس حضرت رسول اکرم(ص) از آن زندگی بد و فساد عقیده و همه گرفتاریها نجات یافتید و در میان مردم دنیا به سیادت و بزرگی مشهور شدید.» (۲۲)
بنابراین حقیقت دین از دیدگاه امام خمینی (ره) نشات گرفته از متون دینی است که همانا سعادت دنیا و آخرت، بهبودی حیات مادی و معنوی و صلاح و آرامش روحی و جسمی همه انسانهاست که هم صلاح زندگی دنیا را تامین کند و هم آفات کمال آخرت را بزداید. پس مصالح بندگان در دنیا و آخرت در متن دین نهفته است و بقول شاطبی: «شرایع تنها برای مصالح عاجل و آجل باهم وضع شده است.» (۲۳)
با توجه به حقیقت دین و محتوای شریعت الهیه می توان ادعا کرد که هرگز همای سعادت در دنیا بر کسی بال نگشوده و سایه نمی افکند و مدال حریت و آزادی بر سینه انسانی آویخته نمی شود و تاج عزت در دنیا و عقبی بر سر احدی گذاشته نمی شود مگر این که آن شخص در قلمرو دین حرکت نموده و مطیع تعالیم آن باشد.
پس این تلقی و برداشت قشری و سطحی از متون دینی که آن را بر دو محور خدا و آخرت محصور نمودن و آن همه تعالیم اخلاقی و اجتماعی در امور دنیوی را نادیده انگاشتن، براستی تحلیل غلط و نادرستی است. چه این که اگر بعثت انبیاء و تشریع دین، برای هدایت و ارشاد آدمیان در نظام زندگی مادی نمی بود مفهوم و معنایی برای حیات حاصل نمی شد و غرض خلقت بی فایده و عبث می نمود و حق آن است که دنیا، در پرتو دین ارزش و هدف اصلی خود را پیدا می کند و آخرتی سعادتمند در کنار غایتمندی سالم دنیوی تحصیل می شود. به جهت این که آخرت، تافته جدا بافته ای از دنیا نیست بلکه نشئه ظهور و تجلی اعمال آدمیان از این دنیاست که دنیا صورت آن است. در واقع دنیا و آخرت ظاهر و باطن یک واقعیتند.
شاید نوک پیکان حمله امام همین مبنای ناصواب را هدف قرار داده که با ژرف نگری خاص فرموده اند:
«اسلام دینی نیست که برای یک طرف قضیه فکر کرده باشد، اسلام همه اطراف قضایا را بیان کرده است; تمام احکام مربوط به دنیا و مربوط به سیاست، مربوط به اجتماع و اقتصاد و تمام قضایایی که اهل دنیا از آن بی اطلاع هستند. ادیان توحیدی آمده اند تا هر دو طرف قضیه را نگاه کنند; چنین نیست که از یک طرف غافل باشد خصوصا اسلام که از همه ادیان بیشتر در این معنا پافشاری دارد. همه احکامش مخلوط به سیاست است; نمازش و حجش و زکاتش; مخلوط به سیاست است; اداره مملکت است، خمسش مربوط به اداره مملکت است.» (۲۴)
معنی دنیا
در میان علمای اهل لغت برای این کلمه دو معنا شده است. برخی از اهل لغت گفته اند: دنیا از ماده دنو به معنای نزدیکی است. و عده ای گفته اند از ریشه دنی است به معنای پستی و دنائت. یعنی مرحله نازل و دانی از حقیقت هستی که غالبا در مقابل آخرت استعمال می شود. مثل: (خسر الدنیا و الاخره) و یا مثل این قول خداوند که می فرماید: (و آتیناه فی الدنیا حسنه و انه فی الاخره لمن الصالحین) (۲۵) و گاهی به معنای اقرب است در مقابل اقصی. مثل: (اذ انتم بالعدوه الدنیا و هم بالعدوه القصوی) و جمع دنیا دنی است. (۲۶)
به دنیا دهر هم گفته شده; دهر یعنی مدت عالم از مبدا تا منتهی. مثل: (هل اتی علی الانسان حین بما من الدهر) هر چه که دارای زمان طولانی باشد بدان دهر گفته می شود; بر خلاف زمان که به مدت کوتاه اطلاق می شود. حاصل کلام علمای اهل لغت این است که دنیا، حالات قبل از مرگ و آخرت حالات بعد از مرگ را گویند. (۲۷)
حقیقت دنیا
هر چند از معنای لغوی واژه دنیا تا حدودی می توان به حقیقت آن پی برد اما با توجه به تبیین و توصیف قرآن کریم و روایات از دنیا که در غالب موارد با دو قید لهو و لعب و با دو وصف متعارض (مدح و ذم) همراه و قرین است اندکی درک آن را با مشکل مواجه ساخته و چالشی را میان مفسران و علمای دینی برانگیخته است.
در این که آیا دنیا، همین زمین و آسمان و بیابانها و نظام طبیعت است؟ یا این مخلوقات از حقایق نظام هستی و آیات حق بوده و مقصود از دنیا همان اعتباریات و امور قرار دادی ما انسانهاست; و در واقع دنیا غیر از نظام طبیعت است؟
برخی حقیقت دنیا را در امور تکوینی آن دانسته و برخی دیگر از عالمان دینی علاوه بر تکوینیات، امور اعتباری و قراردادی را هم جزء حقیقت دنیا به شمار آورده اند.
پذیرش و قبول هر یک از این دو قول توابع و لوازمی دارد که شاید مناقشاتی را بر انگیزد. بعنوان مثال اگر بپذیریم که حقیقت دنیا همان بیابانها و آسمانها و زمین است در تفسیر آیه (و ما خلقنا السماء و الارض و ما بینهما لاعبین) (۲۸) یا آیه (و ما الحیاه الدنیا الالعب و لهو) (۲۹)
باید ملتزم شویم به این که خداوند متعال برای بشر بازیچه آفرید و ذات حق، خالق لهو و لعب بوده، ماهیت و حقیقت دنیا را برای بازیگری انسانها پدید آورد. و اگر بخواهیم خلاف این قول را در مثل این آیات، بپذیریم که در جهت مخالف عقیده فوق باشد بازهم لوازمی بدنبال دارد که پذیرش آن آسان نیست.
بدان جهت که در معنای دنیا و حقیقت آن ابهام وجود دارد جمع این دو قول را با مشکل مواجه ساخته است و شاید بتوان گفت که تا حدودی شبهات و خلطهای وارده به همین نکته برمی گردد، با اذعان به این مطلب که در حقیقت دنیا ابهام وجود دارد ادعای ما این است که گره این ابهام با توجه عمیق و تامل دقیق در کلام شارحان واقعی دین که تلاش کرده اند تا قرآن را با قرآن یا با نصوص معتبره تفسیر نمایند گشوده خواهد شد.
حقیقت دنیا از دیدگاه مفسران
نظر علامه طباطبائی این است که «دنیا بازیچه است و زندگی دنیا منحصر در لهو و لعب است و خداوند با کلمه «هذه » که فرمود (و ما هذه الحیاه الدنیا الا لهو و لعب) (۳۰) آن را تحقیر کرده است و کلمه «لاعب » در آیه ۱۶ سوره انبیاء به معنای بازیگر بودن خداوند نیست بلکه به معنای خالق لعب بودن است.
ایشان بعد از تعریف دو واژه لهو و لعب (لهو یعنی کار بیهود که انسان را از کار مفید و مهم باز دارد و به خود مشغول می سازد و لعب کارهای منظمی که در عین بی فایده بودن انجام می گیرد.) می فرمایند:
«زندگی دنیا همانطور که به اعتباری لهو است به اعتبار این که برای خود، قواعدی دارد لعب نیز هست برای این که فانی و زودگذر است همچنان که بازیها اینطورند. عده ای بچه با حرص و شور و هیجان عجیبی یک بازی را آغاز می کنند و خیلی زود هم خسته شده و از هم جدا می شوند. و همانطور که بچه ها بر سر بازی داد و فریاد راه می اندازند و پنجه به روی هم می کشند با این که مورد نزاع آنها، جز خیالاتی موهوم نیست. مردم عادی نیز بر سر بازیچه دنیا، با یکدیگر می جنگند و حالت چند سگی را که بر جیفه ای به یکدیگر می غرند درگیر می شوند. با این که آنچه بر سر آن تکالب می کنند از قبیل اموال و همسران و فرزندان و مناصب و مقامها و ریاستها و غیره، چیزی جز اوهام نیستند. و اینها را مالک نمی شوند مگر در ظرف وهم و خیال. به خلاف زندگی آخرت که انسان در آن عالم به کمالات واقعی که خود از راه ایمان و عمل صالح کسب کرده زندگی می کند و سرگرمی و لهو و لعب در آن راه ندارد. لذتی که با الم آمیخته نیست; سعادت و نیکبختی که شقاوت در پی ندارد.» (۳۱)
در پاسخ این پرسش که آیا لهو و لعب از خدا سر می زند یا خیر؟ می فرمایند:
«لهو کردن خدا با چیزی از مخلوقات خود محال است.
زیرا لهو صورت نمی گیرد مگر از کسی که لهو، حاجتی از او را بر طرف نماید. پس لهو از چیزهایی است که در غیر اثر می گذارد و معنی ندارد که چیزی در خدای تعالی موثر باشد و او به چیزی محتاج شود. بنابراین اگر فرض کنیم که سرگرمی برای خدا جایز باشد باید با چیزی باشد که غیر خودش باشد و مخلوقات او از آنجا که فعل اویند و از ذات او صادر و خارج می شوند غیر او بوده و نمی شود همبازی یا بازیچه او باشند بلکه باید چیزی باشد که از ذات او صادر نشده باشد و چنین چیزی وجود ندارد پس خدا، لهو ندارد.» (۳۲)
ملخص کلام علامه در تفسیر آیات مربوط به دنیا این است که دنیا بازیچه است و متاعی است که با آن تمتع می شود خداوند خالق و آفریننده لهو و لعب است اما لاعب و بازیگر نیست. هر چند که خود، بازی کننده صحنه بازی نیست ولی وسیله و اسباب بازی را برای کودکان دنیا خلق کرد. ایجاد و خلق اسباب بازی حکیمانه است نه بازی با کودکان که از حکمت بدور است. (۳۳)
چنین دیدگاهی از حقیقت دنیا مورد پذیرش امام خمینی (ره) و برخی از شاگردان علامه واقع نشده است. یکی از شاگردان علامه در نقد این نظر می فرمایند:
«این جواب علامه پاسخ خوبی است اما باید گفت که آیا این که دنیا لهو و لعب است همان نظام تکوین و مخلوق خداوند تعالی مراد است، یعنی آیا خداوند واقعا بازیچه آفرید تا گفته شود بازی کودکان دنیا با بازیچه حکمت است یا خیر؟ قرآن وقتی که می خواهد دنیا را تبیین کند آن را به فصول چهارگانه مثل می زند.
«بدانید که زندگی دنیا، بازیچه و لهو و زینت و تفاخر بین شما و تکاثر در اموال و اولاد مثل آن بارانی است که کفار از رویش گیاهانش به تعجب در آیند و گیاهان وقتی به انتهای رشد رسیدند به زردی گرائیده خشک شوند و در آخرت عذاب شدیدی است ». (۳۴)
این گونه تعاریف، تعریف به تمثیل است نه تعریف حقیقی، دنیا آسمان و زمین و بیابانها نیستند بلکه اینها تکوینیات و آیات حق و مسبحات خدایند». (۳۵)
اینها بازیچه نیستند بلکه خداوند دنیا را براساس معادلات ریاضی خلق نمود که حقایق هستی اند نه بازیچه. وقتی این موارد خارج شد می ماند اعتباریات دنیا و آنچه که جنبه حقیقی ندارند. حیات دنیا، حیات انسانها، پرندگان و حیوانات بازیچه نیست بلکه دلبستگی به دنیا و اعتباریات دنیا لهو است. پس این که علامه فرمودند درختها و آسمانها و زمین بازیچه اند برای کودکان دنیا خلق کرده تا به هدف که همان معارف الهی است برسند و خدا خود بازی کننده نیست بلکه وسیله بازی را برای انسانها آفرید و این فعل خدا از روی حکمت بوده است; اگر چه جواب خوبی می باشد ولی تام نیست چون اینها تخصصا خارجند چه این که اگر نفس دنیا لهو و لعب باشد حسنه و سیئه و ثواب و عقاب معنی نخواهد داشت. (۳۶)
ظاهرا دیدگاه امام خمینی (ره) با این نظر علامه هماهنگ نیست و آنچه را که ایشان می فرمایند خلاف تفسیری است که علامه ارائه می نمایند. چون از نظر امام آنچه که مذموم است تعلق و وابستگی به دنیاست اما تکوینیات نظام هستی، مظاهر و آیات و تجلیات حقند.
«دنیای هر کس، همان آمال اوست، دنیا همان است که پیش شما است، خود شما وقتی توجه به نفستان دارید خودتان دنیائید اما از شمس و قمر و طبیعت هیچ تکذیب نشده است از اینها تعریف شده است; اینها مظاهر خدا است.» (۳۷)
«دنیا فی نفسه مذموم نیست و دوری از کمال نمی آورد بلکه آن علایقی که در انسان پدید می آید موجب دوری انسان از خدا می گردد. آنچه انسان را گرفتار می کند علاقه است.» (۳۸)
فخر رازی در تفسیر آیات دنیا، تلاش و کوشش بسیاری نموده تا توجیه درستی از حقیقت دنیا بدست دهد ولی از ظاهر کلامش پیداست که توفیق چندانی نداشته است. او می گوید:
«در این آیات چند مساله است. منکرین قیامت، تمایل و رغبتی زیاد به دنیا داشتند خداوند از پستی و خست آن فرمود. پس نفس دنیا مذموم نیست.»
و در وجه نامگذاری دنیا به لهو و لعب چند وجه را بیان می کنند که با صدر کلام ایشان ناهماهنگ است او می گوید:
«زمان لهو و لعب کوتاه و سریع الزوال است و مدت زندگی در دنیا هم چنین است. لهو و لعب در بیشتر موارد منجر به عمل زشت می گردد لذات دنیا نیز چنین است. لهو و لعب با غرور به ظواهر امر حاصل می شود و اگر به حقایق توجه شود چنین نیست. بنابر این لذات دنیوی لهو و لعب است و حقیقتی ندارند و اگر به احوال دنیا و آخرت توجه شود معلوم می گردد که خیرات دنیا، جز به حکم شهوت نیست، و حقیقتی برای این شهوات در واقع نمی باشد. پس سعادات دنیوی همراه این عیوب هستند ولی سعادتهای اخروی مبراء از این عیوبند.» (۳۹)
مرحوم فیض کاشانی در تفسیر آیه ۱۶ سوره انبیاء و آیه ۲۰ سوره حدید می فرمایند:
«خداوند! آسمان و زمین را با نظم خاص آفرید تا بشر برای ادامه حیات خویش و رسیدن به کمال، زندگی خود را بر اساس آن تنظیم نماید و مقصود خداوند از تحقیر دنیا در سوره حدید، پستی امور دنیوی است که مردم چون کودکان با آن مشغول شده و از اصل و حقیقت سعادت باز می مانند.» (۴۰)
آنچه که از اقوال و نظرات مفسران و اندیشمندان دینی درباره حقیقت دنیا می توان استفاده کرد دو نکته بسیار مهم است که توجه به آن دو نکته می تواند ما را در فهم حقیقت دنیا کمک نماید.
«یکی اینکه بگوئیم دنیا دارای معانی متعدد بوده، و بر چند مفهوم قابل اطلاق است یعنی همانند لفظ «ولی » که به معنای حب و دوستی، سرپرستی، نزدیکی و قرب بین دو شیئی و معانی دیگر می آید، دنیا نیز مشترک لفظی است. گاهی دنیا گفته می شود که مقصود از آن حیات دنیاست. و گاهی مراد از آن اموال و درهم و دینار است و در برخی موارد معنای بهره مندی از لذتهای دنیوی از آن اراده می شود. و معانی دیگر که همه این مفاهیم در لفظ دنیا مشترکند.» (۴۱)
و نکته دیگر اینکه گفته شود کلمه دنیا با توجه به معانی متعددش بصورت حقیقت و مجاز است نه اشتراک در لفظ. در صورت فوق لازم می آید که برای دنیا فی حد نفسه، حقیقتی قائل شده و بقیه معانی آن را مجاز فرض نمائیم. یعنی بگوئیم دنیا و حقیقت آن عبارت است از زمین و آسمانها و آنچه ما بین آنها از معادن و نباتات و گیاهان و حیوانات وجود دارد که برای تحصیل سعادت و کمال آفریده شده اند. و اما نوع نگرش و علاقه انسان به آن، دنیا را از معنی حقیقی اش جدا و خارج می کند. (۴۲) و چون از حقیقت خود جدا شد متصف به ذم می گردد.
این دو قول درباره حقیقت دنیا مطرح است که برخی حقیقت دنیا را همان تکوینیات و مخلوقات آن گرفته اند که مورد مدح واقع شده و اعتباریات آن را جزء حقیقت دنیا نمی دانند. آنچه را که شارح مدح کرده است مربوط به تکوینیات نظام هستی است و آنچه مورد مذمت واقع شده به اعتباریات آن راجع است. و عده ای دیگر هیچ حقیقتی برای دنیا قائل نیستند نه تنها امور اعتباری دنیا موقت و زودگذر است بلکه امور تکوینی آن نیز موقت بوده و صرفا از باب تهیؤ برای وصول به کمال انسانها آفریده شدند.
از میان دو قول مزبور آنچه که با افکار عامه مردم نزدیکتر است معنای اول است و ظاهر آیات و روایات مؤید همین معناست هر چند که قول دوم، تفسیر عرفانی از دنیا بوده و اوحدی از بزرگان و اولیای حق به آن گرایش دارند ولی از آن حیث که مخاطب شارع، عامه مردمند نه خواص. لذا قول اول با ظاهر آیات و روایات تطابق بیشتری دارد.
نظر و اندیشه امام خمینی (ص) بر این امر مبتنی است که نباید از دنیا معنایی بدست داد که خارج از ادراک عامه مردم باشد. هنر یک عالم دینی آن است که در حد عقول انسانها مطلب را به آنها تفهیم نماید. در طول تاریخ شاید بیشترین افراط و تفریط در این موضوع از جانب عارفان و عالمان دینی صورت گرفته باشد. لذا با این که خود، فیلسوف و عارف و مفسر به معنای واقعی کلمه بوده اند ولی شدیدترین انتقاد را از آنان مطرح می کنند و می فرمایند:
«بسیاری از زمانها بر ما گذشت که یک طایفه ای از فیلسوف و عارف متکلم و امثال ذلک که دنبال همان جهات معنوی بودند اینها معنویات را گرفتند و ما عدای خود را تخطئه نموده و آنان را قشری به حساب آوردند بلکه وقتی دنبا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
