اگر فایل یا کتابی رو که میخواهید توی سایت نیست روی " پیشنهاد فایل " کلیک کنید.
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا
224,700 تومان قیمت اصلی 224,700 تومان بود.109,200 تومانقیمت فعلی 109,200 تومان است.
تعداد فروش: 73
فرمت فایل پاورپوینت
ارائهی فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا شامل 115 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازخوانیِ چند حدیث مشهور درباره عاشورا :
از زبان حال تا زبان قال
مقتل نگاران و روضه خوانان، سخنان بسیاری را در قالب نثر و نظم به امام حسین(ع) نسبت داده اند که هرگز سند و مدرکی برای آنها نمی توان یافت. بعضی از آن سخنان با این که غیر مستند و جعلی اند، بسیار مشهور و متداول نیز هستند و از آنجا که مقبولیت عام یافته اند، برخی از پژوهشگران و نویسندگان بنام و معاصر نیز آنها را مسلّم الصدور پنداشته، بدون تأمل و تحقیق، در آثار خود به عنوان سخنی از سخنان امام حسین(ع) آورده اند. امروز هم بسیاری از کتابسازان و موءلفانِ مبلّغ و مبلّغانِ موءلف پیوسته آنها را در تألیفات و تبلیغات خویش از زبان امام حسین(ع) می نویسند و در شمارگان فراوانی منتشر می کنند ؛ غافل از آنکه امام حسین(ع) هرگز آن سخنان را نگفته و به زبان نیاورده است و آن سخنان، هر یک مصداق آشکاری است از آن ضرب المثل معروف که می گوید: «ربّ مشهورٍ لا اصل له.»
در میان مقتل نگارانِ روضه خوان و مجالس نویسان واعظ، از دیرباز چنین مرسوم بود که داستانها و سخنانی را نخست در مجالسِ روضه خوانی برای مردم (عوام الناس) می گفتند و سپس همانها را در کتابهای خود می نوشتند. آنان در آغاز این مجالس، خود نیز تردید داشتند و آن سخنان را تنها برای گریاندن مردم می گفتند، اما با دیدن تأثر شدید شنوندگان، از آن تردید دست شسته، باورشان می شد که امام حسین(ع) چنان سخنانی گفته و یا چنان حوادثی رخ داده است.
به این ترتیب، سخنان بسیاری نخست با عنوان «زبان حال» گفته شده و سپس در کتابهای مقاتل و مجالس تدوین شده است. همان سخنان ساختگی، با گذشت زمان و پس از آن که پیوسته تکرار شده و شهرت یافته اند، از صورتِ «زبان حال» خارج شده و صورتِ «زبان قال» به خود گرفته اند.
گویندگان و سرایندگانِ این گونه سخنان به تصور اینکه در چنان شرایطی جا داشت امام حسین(ع) چنان سخنانی بگوید، آنها را گفته و نوشته اند.۱ اما این گفته ها با مرور زمان از «شرایط و احوال» گذشته به مقامِ «حوادث و اقوال» رسیده اند تا به پشتوانه شهرت و مقبولیت عام، از سخنان امام حسین(ع) انگاشته شده و روایت و حدیث پنداشته شده اند.
این گونه سخنانِ حدیث گونه، به ویژه در میان اشعاری که به امام حسین(ع) نسبت داده می شود فراوان است. دهها بلکه صدها بیت از این گونه اشعار را تنها در کتابی مجهول الموءلف به نام «ادب الحسین و حماسته» می توان یافت.۲ ما در اینجا تنها بعضی از آن سخنان را که بسیار مشهور و معروف اند و اکنون نیز برخی از موءلفان و نویسندگان آنها را از سخنان امام حسین(ع) می پندارند و از زبان آن حضرت نقل می کنند، برمی رسیم ؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
إنّ الحیاه عقیده و جهاد
این سخن به عنوان سخنی از سخنان امام حسین(ع) زبانزد خاص و عام است و به جز اهل تحقیق، همگان آن را از زبان آن حضرت نقل می کنند. استاد مطهری معتقد است این سخن را سند و مدرکی نیست و از نظر مفهوم و محتوا نمی تواند درست باشد.۳ مرحوم علامه جعفری(ره) در شرح نهج البلاغه خود نوشته است:
… مقدس ترین خونهایی که در این خاکدان به زمین ریخته است، خونهای دفاع کنندگان از ایمان به حقایق «حیات معقول» بوده است که می گفت:
قِفْ دونَ رأیک فی الحیاهِ مُجاهداً
إِنَّ الحیاهَ عَقیده و جِهادء۴
از این سخن استاد تنها همین قدر فهمیده می شد که این سخن، مصرعی از یک بیت شعر است و حدیث و روایت نیست.
چندین سال پیش پژوهشکده باقرالعلوم(ع) در قم تصمیم گرفت که سخنان امام حسین(ع) را از کتابهای معتبر و نیمه معتبر گردآوری کند. این تصمیم به جا و ستودنی بالأخره پس از سالها تلاش، با عنوان «موسوعه کلمات الامام الحسین(ع)» به بار نشست و چاپ اول آن در سال ۱۳۷۳ش منتشر شد. هنگامی که موسوعه مراحل پایانی و ویرایش را می گذراند، روزی از آقای محمود شریفی که مسئولیت گروه حدیث را در پژوهشکده به عهده داشت و موسوعه تحت نظر ایشان تهیه می شد، از این سخن مورد بحث پرسیده شد که آیا آنها سند و مدرکی برای این سخن یافته اند یا نه. ایشان جواب داد که ما آن را در جایی ندیدیم و در کتابی که بتوان نام برد نیافتیم ؛ مثل اینکه این سخن نباید حدیث باشد و پرسید: مگر شما آن را در جایی دیده اید؟ در پاسخ گفته شد: از شرح نهج البلاغه استاد جعفری چنین فهمیده می شود که این سخن باید شعر باشد. بالأخره ایشان هم همان سخن استاد جعفری را در مقدمه موسوعه آوردند.
اما باز این تردید وجود داشت که این سخن یا حدیث در جایی و در کتابی یا مدرکی ثبت و ضبط شده باشد ؛ چرا که «نیافتن، دلیل بر نبودن نیست.» سرانجام، یکی از پژوهشگران معاصر با انتشار مقاله ای پرده از راز این معمای چندین ساله ما برداشت و ثابت کرد که این سخن روایت یا حدیث نیست و از امام حسین(ع) نقل نشده است، بلکه یکی از شعرای معاصر مصری، یعنی احمد شوقی، آن را سروده است.۵
ان کان دین محمد(ص)…
این سخن نیز سالهای سال ذهن ما را به خود مشغول ساخته بود و به هر جا که احتمال می رفت سندی بر این سخن ارائه شده باشد سر می زدیم. به هر کسی می رسیدیم با اندک مناسبتی سراغ مدرک یا سند این سخن را می گرفتیم ؛ همه یا اظهار بی اطلاعی می کردند و یا به کتابهایی که در عرض این بیست، سی سال نوشته شده اند ارجاع می دادند. البته پس از مراجعه معلوم می شد همه آنان که این سخن را نوشته اند، سند یا مرجع و مأخذ سخن خود را ذکر نکرده اند، بلکه فقط با اتکا به شهرت و آوازه ای که این سخن دارد، آن را با عنوان یکی از سخنان امام حسین(ع) در آثار خود آورده اند! بعضی از نویسندگان هم که اهل تحقیق و دقت بودند، هنگام نقل این سخن بعضی از عبارتها را به کار برده بودند که دو پهلو می نمود و پس از اندکی تأملْ حکایت از نوعی تردید و تشکیک نویسنده می کرد.۶
سرانجام روزی هنگام تحقیق درباره شعرای کربلا، وقتی که می خواستیم برای تکمیل و تألیف «سیمای کربلا، حریم حُرّیّت»، فصلی را درباره شاعران برخاسته از شهر کربلا ترتیب دهیم، به شاعری به نام شیخ محسن ابوالحبّ حویزی برخوردیم که از شعرا و خطبای کربلا بود و در سالهای ۱۲۳۵ ۱۳۰۵ق زندگی می کرد. همان وقت پی بردیم که سخن مورد بحث، بیتی از یک قطعه از اشعار اوست۷ و همان جا نوشتیم:
شیخ محسن هویزی حائری، معروف به «ابوالحبّ حویزی»، از خطبای بنام حسینی و از شاعران شیعه، دارای دیوان شعری به نام «الحائریات» است. در فضل و کرامت این شاعر همین بس که بیتی از یک قصیده غرّای او، چنان شهرت شگفت انگیزی پیدا کرد که در همه جا و در بیشتر نوشته ها به نام امام حسین(ع) و به عنوان حدیث و روایتی از سخنان سیّد الشهدا(ع) نقل و ثبت می شود ؛ یعنی چنان زبان حالی در حق ابوالاحرار(ع) گفته است که به جای زبان قال و حدیث مسلّم نشسته است ؛ آنجا که می گوید:
اَعْطَیْتُ رَبِّی مُوْثِقاً لا یَنْتَهِی
إلاّ بقتْلی فَاصْعُدی وَذَرینی
إنْ کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ یَسْتَقِمْ
إلاّ بِقَتْلی یا سُیُوفُ خُذِینی۸
درباره اشعار عاشورایی ابوالحب هویزی۹ دو نکته دیگر نیز گفتنی است. نخست اینکه یکی دیگر از اشعار وی که از قضا آن هم بسیار معروف و متداول است، گاهی به نوه اش یعنی پسر پسرش که وی نیز شاعر بود و از خطبا و شعرای کربلایی و عاشورایی خوانده می شود، نسبت داده شده و شعر پدر بزرگ، به اشتباه در دیوان شعر فرزند زاده اش ثبت شده است.۱۰ سرچشمه این اشتباه از آنجا است که نام هر دو محسن و شهرت هر دو به شعرهای عاشورایی است و هر دو در کُنیه و نسبت یکسان یعنی ابوالحب هویزی هستند و در تاریخ نیز به نوعی اشتراک ارقام دارند ؛ چرا که تاریخ تولد این یکی درست همان تاریخ وفات آن یکی (۱۳۰۵ق) است. شعر مورد بحث چنین است:
الله اکبر ماذا الحادث الجللُ
فقد تزلزل سهل الارض و الجبلُ
ما هذه الزفرات الصاعدات اسی
کانّها شعل یری بها شعلُ
کأنّ نفحه صدرالحشر قد فجئت
فالنّاس سُکری و لا سکر و لا شملُ
و انّ عاشورا لو عمّ الهلال به
کانّما هو من شوءم به زحلُ
قامت قیامت اهل البیت و انکسرت
سفن النجاه و فیها العلم و العملُ
جلّ الإله فلیس الحزن بالغه
لکنّ قلباً حواه حزنه جللُ…
نکته دیگر اینکه این شعر ابوالحب هویزی که تنها چند بیت از آن برگزیده شد، به نام سید بحرالعلوم (قدس سره) نیز نوشته شده و در ایران همه جا به نام سید شهرت یافته است. و از زبان او خوانده می شود. گویا این اشتباه هم از آنجا ناشی شده است که مرحوم سید بحرالعلوم چند بیت از اشعار ابوالحب را اقتباس کرده و به صورت تضمین در اول منظومه معروف خود آورده بود و فاضل بسطامی نیز که دو شرح بر دوازده بند سید بحرالعلوم، با نامهایِ «لوءلوء البحرین» و «سفینه النجاه در شرح قصیده سید سادات» نوشته بود، متوجه این تضمین نشده و در نتیجه همه اشعار را به نام سید شرح کرده و منتشر ساخته است و دیگران نیز از وی پیروی کرده و همه شعرها را به نام سید شهرت داده اند.
به هر حال شعرهای مورد بحث از دیرباز در ایوان بالاسر امام حسین(ع) در کربلا به نام شیخ ابوالحب هویزی ثبت و ضبط شده است و نه می تواند از سید بحرالعلوم باشد ؛ زیرا که شعرها با سبک دیگر اشعار ابوالحب هویزی کاملاً همگون است و نه می تواند از ابوالحب دوم (نوه شاعر) باشد ؛ چرا که پیش از تولد وی در ایوان بالاسر ثبت بوده است.۱۱
اسقونی شربه من المأ
پیش ترها هرگاه که این سخن را از زبان روضه خوانانی که برای گریاندن مردم حاضرند هر روضه بی اساس را بخوانند می شنیدیم، به سختی ناراحت می شدیم و با خود می گفتیم آخر چگونه امکان دارد که امام حسین(ع)، ابوالاحرار و سرور آزادگان، چنین سخن ذلت باری را در برابر دشمن به زبان آورد و با خواری و ذلت، زبان به التماس گشاید و از مردمان پستی که کمر به قتل او بسته بودند خواهش کند که بیایید به خاطر جدم رسول خدا(ص) جُرعه ای آب به من دهید!
شهید عزیزی که شعارش «هیهات من الذلّه» ، و سخنش «موتء فی عزٍّ ، خیرء مِن حَیاهٍ فی ذلّ» بود و می فرمود:
الموت اولی من رکوب العار
والعار اولی من دخول النار
مرا عار آید از این زندگی
که سالار باشم کنم بندگی
تن مُرده و گریه دوستان
به از زنده و خنده دشمنان
چگونه می تواند تن به این ذلت دهد و از دشمنانی جانیِ خود با التماس آب بخواهد؟ شگفت آورتر از همه اینکه عده ای در توجیه این روایت جعلی می گویند: امام(ع) با این سخنان می خواست اتمام حجت بکند! اما معلوم نیست در کجای این سخن دلیل یا حجت و برهانی نهفته است.
اصولاً جای تأویل و توجیه زمانی است که روایتی سند داشته باشد. اما هنگامی که سخنی از هرگونه سند و مدرکی محروم باشد و محتوا و مفهومی کاملاً توهین آمیز و ذلت بار داشته باشد، دیگر جای هیچ گونه تأویل و توجیهی نیست.
سخن مورد بحث در کتابهای قابل اعتماد، و حتی در کتابهای نیمه معتبر، نیامده و فقط در کتابهای انگشت شماری که آکنده از تحریفات عاشورا و پر از اکاذیب است دیده شده است.
همان متن ساختگی نیز خود، بهترین گواه بر جعلی بودن این سخن است. جعل کنندگان این سخن آن را چنین ساخته و پرداخته اند:
… سپس حسین(ع) رو به عمر بن سعد کرد و گفت: یکی از سه چیز را از من بپذیرید!
عمر سعد گفت: آن سه چیز چیست؟
امام (ع) فرمود: بگذارید به حرم جدم رسول خدا، مدینه، برگردم!
عمر سعد گفت: من نمی توانم این اجازه را به تو بدهم.
امام(ع) فرمود: جرعه ای آب به من بنوشانید که جگرم از تشنگی سوخت!
عمر سعد گفت: این دومی هم شدنی نیست.
امام (ع) فرمود: اگر چاره ای جز جنگیدن با من ندارید، پس لااقل تن به تن به جنگ من آیید!
عمر سعد گفت: اشکال ندارد ؛ این سومی را به تو اجازه می دهیم!!!۱۲
انصاف را که بهترین دلیل برساختگی بودن این خبر، همین متن است که خواندید و خود با صد زبان فریاد می کشد که من ساختگی و جعلی هستم. این خبر به اخبار مشابهی که بنی امیه ساخته اند می ماند و خلاصه سخن اینکه این تحریف، از روی تحریف دیگری عکس برداری شده و تحریف اندر تحریف است.
علاوه بر این، انگیزه ای دیگر نیز در ساختن این خبر می تواند دخیل باشد و آن انگیزه همانا تدارک مقدمات برای هرچه بیشتر گریاندن مردم است ؛ چرا که بیشتر روضه خوانان و مداحان همواره در پی اخباری از این دست هستند تا به هر قیمتی اشک مردم را درآورند ؛ اگرچه به بهای ذلیل نشان دادن امام حسین(ع) و توهین به ساحت مقدس سیّد الشهدأ(ع) باشد. همین است که می بینیم این خبر فقط از کتابهایی سر برآورده است که همه چیز حتی اصول مسلّم عقیدتی و مذهبی در آنها مرعوب و مغلوب اصل گریه بوده است.
در این قبیل کتابها که همه چیز در آن برمدار گریه و گریه آور بودن می چرخد، از این گونه اخبار ساختگی و ذلت بار بسیار می توان یافت. در یکی دیگر از این اخبار چنین آمده است:
در آن هنگام که حسین(ع) روز عاشورا در میان میدان جنگ ایستاده بود و از دشمنانش جُرعه ای آب می خواست و فریاد می کشید: هَل مِن راحمٍ یرحم آل الرسول المختار، هل من… هل من … هل من… ، شمر جلو آمد و داد زد: تو کجایی یا حسین! امام (ع) فرمود: همین جا هستم.
شمر گفت: آیا تو از ما جُرعه ای آب طلب می کنی؟ نه، این مطلب محال است که برآورده شود و….۱۳
در دنباله خبر مطالبی آمده است که ما از ترجمه آن معذوریم. همین قدر هست که باید گفت: «قلم اینجا رسید و سر بشکست». به هر حال، استاد مرتضی مطهری در این باره سخنی دارد که بسیار مفید است.
استاد می گوید:
این قدر تشنگی ابا عبدالله(ع) زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه می کرد بالای سرش را درست نمی دید. اینها شوخی نیست. ولی من هرچه در مقاتل گشتم (آن مقداری که می توانستم بگردم) تا این جمله معروفی را که می گویند ابا عبدالله به مردم گفت: اسقونی شربه من المأ، یک جرعه آب به من بدهید، ببینم، ندیدم. حسین(ع) کسی نبود که از آن مردم چنین چیزی طلب بکند. فقط یک جا دارد که حضرت درحالی که داشت حمله می کرد و هو یطلب المأ. قرائن نشان می دهد که مقصود این است: درحالی که داشت به طرف شریعه فرات می رفت (در جستجوی آب بود که از شریعه بردارد) نه اینکه از مردم طلب آب می کرد.۱۴
دریغ از اندکی اندیشه!
در میان تحریفات عاشورا به تحریفی برخوردیم که تکان دهنده و بسیار اهانت آمیز بود. و می توان گفت که حتی اندکی اندیشه در نویسندگان و انتشار دهندگان این تحریف نبوده است.
برخی نوشته اند: هنگامی که شمر بر سینه امام حسین(ع) نشسته بود و می خواست سر حضرت را از بدنش جدا کند، به او گفت:
ایا شمر خاف الله واحفظ قرابتی
من الجدّ منسوباً إلی القائم المهدی
ایا شمر تقتلنی و حیدره ابی
و جدّی رسول الله اکرم مهتدی
و فاطمه امّی و الزکی ابن والدی
و عمّی هو الطیّار فی جنه الخلدی
شاعر یا بهتر بگوییم جاعل این اشعار، پس از آنکه در دنباله شعر از بانوان حریم حسینی (زینب، ام کلثوم، سکینه و رقیه) نام می برد، به سراغ امام زین العابدین(ع) می رود و با جسارت و گستاخی از زبان امام حسین(ع) به شمر بن ذی الجوشن می گوید:
ایا شمر ارحم ذالعلیل و بعده
حریماً بلا کفل یلی امرهم بعدی۱۵
مراد این است که امام حسین(ع) در واپسین لحظات عمر و در آن شرایط سخت، با زبان شعر به شمر می گفت: «ای شمر، بر آن بیمار علیل که در خیمه هاست و بر خانواده بدون کفیل من که او باید سرپرستی آنها را به دست گیرد، رحم کن و با آنها مهربان باش!».
باید گفت جعل کننده این شعر، تنها در همین بیت اخیر، چندین توهین در حق حضرت سیدالشهدا(ع) روا داشته است:
۱ . با وجود امام سجاد(ع) حریم و خانواده امام حسین(ع) را بی سرپرست و بدون کفیل خوانده است.
۲ . از زبان امام حسین(ع) به حضرت سجاد(ع) لقب علیل و بیمار داده است.
۳۱۶ . امام سجاد(ع) و اهل بیت امام حسین(ع) را از طرف امام حسین(ع) و از زبان آن حضرت، به شمر سپرده است!
«هل من ناصرٍ ینصرنی»
برای این سخن بسیار مشهور نیز که به امام حسین(ع) نسبت داده می شود، سند و مدرکی یافته نشد. معنا و مفهوم سخن، چنان می نماید که روضه خوانان برای گریاندن مردم آن را از زبان امام حسین(ع) ساخته و پرداخته اند. اما سخنان مشابه و هم معنایی که در توجیه آن نقل می شود نیز در منابع مستند و قابل قبول یافته نشده است.۱۷ با اعتماد به کتابهای که به کوشش معاصران و یا متأخّران نوشته شده است، هرگز نمی توان این شعار را به عنوان حدیث یا روایت پذیرفت.
تفسیر «کهیعص»
کلمه فوق از کلمات مقطّعه قرآن، و پس از آیه شریف بسم الله الرحمن الرحیم، دومین آیه از سوره مریم است. در تفسیر و تأویل این کلمه روایتی آورده اند که حتی در کتابهای بسیار قدیمی هم دیده می شود.۱۸ این منابع می نویسند:
… راوی می گوید: به امام زمان (عج) عرض کردم: ای پسر رسول خدا، مرا از تأویل کهیعص آگاه ساز. امام به ادعای راوی فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خداوند بنده خویشْ زکریا را از آن آگاه ساخته و سپس آن را برای محمد(ص) بیان کرده است. [اطلاع زکریا از این اخبار] به این سبب بود که وی از پروردگار خویش خواست تا نامهای پنج تن را به او بیاموزد. پس جبرئیل بر او نازل شد و آنها را به وی آموخت و [از آن پس] هرگاه زکریا، محمد، علی، فاطمه و حسن را یاد می کرد، اندوه او برطرف و گرفتاری اش حل می شد و هرگاه از حسین یاد می کرد، گریه گلوی او را می گرفت و نفسش می برید. روزی گفت: خداوندا، مرا چه می شود که هرگاه چهارتن از آنان را یاد می کنم، با نام آنان اندوهم برطرف می شود، اما وقتی از حسین یاد می کنم، از چشمانم اشک فرو می ریزد و اندوه و درد مرا فرا می گیرد؟
در این هنگام خداوند او را از ماجرای حسین(ع) آگاه کرد و فرمود: کهیعص ؛ کافِ آن یعنی کربلا،های آن یعنی هلاکتِ عترتِ [رسول] ؛ یای آن یعنی یزید بن معاویه که به حسین ستم کرد ؛ عین آن عطش و تشنگی حسین ؛ و صاد آن صبر اوست…۱۹
محقق منتقد، شیخ محمدتقی شوشتری که بیشتر با اثر بزرگ خود در علم رجال، یعنی قاموس الرجال، شناخته می شود. در دیگر اثر پربار و گرانسنگ خود، الاخبار الدخیله، بخشی را با عنوان «ال
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
