خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقیقت شب قدر و اسم اعظم
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل حقیقت شب قدر و اسم اعظم قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
بازگشت به محصولات
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شب قدر تجلی گاه اتحاد قرآن و عترت
خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شب قدر تجلی گاه اتحاد قرآن و عترت قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.
فقط اینقدر👇 دیگه زمان داری با تخفیف بخریش
00روز
22ساعت
51دقیقه
38ثانیه

خرید و دانلود فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان

قیمت اصلی 224,700 تومان بود.قیمت فعلی 109,200 تومان است.

تعداد فروش: 79

فرمت فایل پاورپوینت

2 آیتم آخرین فروخته شده 30 دقیقه
5 افرادی که اکنون این محصول را تماشا می کنند!
توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان شامل 46 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شب قدر و جایگاه انسان :

آدمی باید جایگاه و کار خود را در شرایط مختلف اجتماعی، سیاسی،اقتصادی و شرایط خاصی که وجود دارد، در مجموعه ملت ها و در این جهان گسترده، بشناسد. بداند که چه می خواهد بکند؟ تقدیری داشته باشد. بفهمد که وقتی پای بچه اش می شکند، سرش می شکند، اسهال می گیرد، لوله خانه اش آب می دهد، آیا باید همه غم های عالم در او صف بکشد؟! همّ و غمّ او همین ها باشد؟!

به حقِّ حقّ قسم، وقتی در روز قیامت، خداوند اولیای خود را محشور می کند و ما می بینیم که غم و غصّه های آنان چه بوده، به حال خود گریه می کنیم و شرمنده می شویم که چقدر غصّه های ما حقیر بوده است!

وقتی در روز قیامت علی (ع) را به صحرای محشر می آورند و ما را هم می آورند و غصّه های او را با غصّه های ما مقایسه می کنند، خجالت می کشیم! می بینیم فلان آدم که در یمامه گرسنه مانده، جزء غصّه های حضرت بوده، در حالی که غصّه من این بوده که تخم بلبلم کوچک شده و یا بلبلم جوجه نکرده و یا باد ماشینم در رفته و یا روی ماشینم خط کشیده اند!. ..

خدا شاهد است که ما نه خدا را شناخته ایم و نه قدر خود را و این گِله خداست که انسان را خیلی ذلیل می کند: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حقَّ قَدْرِه»[۱]؛ که قدر حق را نشناخته اید.

ما نه قدر حق، که قدر خود را هم ندانستیم. یک عمر همه آنچه را که به ما دادند، پخش کردیم، هزینه کردیم، آن هم برای چه کسانی و در دست چه جانورهایی!!

امشب شب تقدیر است. شب تقدیر، شبی است که انسان باید جایگاه خودش را در این عالم بفهمد و بررسی کند. باید ببیند که به جمع خود، به وجود خود، به نیروهایی که دارد، چه سازمانی داده است و برایشان چه برنامه ای ریخته است؟ در خانواده خود، در کوچه و محل خود، در شهر خود، در کشور خود چه برنامه و طرحی داشته است؟

ما یاد گرفته ایم فقط بهانه بیاوریم و غُر بزنیم که نمی گذارند کار کنیم یا جامعه منحرف شده و دیگر نمی شود کاری انجام داد و. .. در حالی که هر چه مشکلات زیادتر شود، تکالیف بیشتر می شود.

واقعیت امر این است که باید از موانع و مشکلات مَرْکب ساخت. در جامعه ای که ابتلاءها آمده، امراض آمده، سیاهی ها آمده، همین ها موضوع کار تو هستند و این همان بحثی است که در تفسیر سوره ضُحی به آن اشاره کرده ام [۲] که مشکلات، بدی ها و سیاهی ها، موضوع کار رسول است، نه مانع کار او. اینجاست که خدا نیز با رسول خود وداع نمی گوید و او را رها نمی کند: «وَ الضُّحی وَ اللَّیلِ اذا سَجی ما وَدَّعَک رَبُّک وَ ما قَلی »[۳]؛ که وداع و رهایی آنجاست که رسول کار خود را رها کرده باشد.

مرض برای مریض، مشکل و سخت است، ولی برای طبیب، موضوع کار اوست.

وقتی مریضی را پیش دکتری می آورند، طبیب نمی گوید چرا مریض را پیش من آورده اید؟! نمی تواند فرار کند، که باید از مریض استقبال کند. باید سعی کند ریشه مرض را بیابد و تمام عواملی که این مرض را ایجاد کرده، بررسی کند تا او را درمان نماید.

پس مرض موضوع کار است، نه عامل فرار! در شب قدر، باید انسان در خود توسعه ای به وجود آورد و محدود فکر نکند که نان و آب و. .. نداریم. باید به نیروهای باطنی خود فکر کند. آنها را بررسی کند و ببیند که با آنها چه کرده؟ با ذهنی که خدا به او داده، با قلبی که داده، چه کرده؟ با تخیل و توهّم و تفکر و تعقّل خود، چه کرده؟ با اینها چگونه برخورد کرده است؟

همه مراتب شهودی و اشراقی کسانی که کار کرده اند و به شهودی رسیده اند، از همین عنصر تخیلشان بوده است. با این نیرو و دریچه ای که ما را به وحی آسمان ها و به شهود این طرف و آن طرف دنیا نائل می کند، چه کرده ایم؟

توّهم، اساس فراست هاست: «اتَّقُوا فِراسَهَ الْمُؤْمِن».[۴] وقتی توّهم تربیت شود، به فراست تبدیل می شود. با آن چه کرده ایم؟

با تعقّل خود، که ترازو و مکیال است، چیزهایی را که هیچ ارزشی نداشته اند، وزن کرده ایم. می گویم پول من که چند روزی پیش تو بوده، باید فلان مقدار هم که سود آن است، روی آن بگذاری و به من تحویل دهی یا آن روز که خانه ما مهمان بودی، من سر سفره سبزی گذاشتم و تو نگذاشتی! این قدر مقایسه کرده ایم! یعنی عقل ما در این عالم باید همین ها را بکشد و وزن کند؟! میزانی که به ما عنایت کرده اند، برای همین مقدار و همین چیزهاست؟! خیلی عجیب است! اگر این چنین بود، که نیازی به میزان نبود!

باید در این وجود تأملی شود، که چگونه سازمان یابد؟ اعضاء و جوارح آن چگونه باشد؟ چشم و دست و زبان و. .. چگونه باشند؟

تمام کارهای ما از روی عادت است. غذا خوردنمان، خوابیدنمان و. .. به صورت یک عادت در آمده و بدون تقدیر است!

به خدا قسم که از حیوانات هم عقب تریم! آنها با غریزه می فهمند که چه بخورند، ولی ما با غریزه که هیچ، با تربیت هم به آن نرسیده ایم؛ با چشم و هم چشمی، هر کثافتی را می خوریم و بعد هم با نوشابه قورتش می دهیم و آروغ می زنیم و باد می آوریم. نمی دانیم چه باید بکنیم!

در سرزمین وجود خود، نه بیرون از خود، مفلوک و بیچاره ایم. سلطان ظالمی هستیم که تمام نیروهای تحت امرمان را به فلاکت کشانده ایم!

همه اینها بازخواست دارد. دست من، چشم من، گوش من، عمر من، فرج من، بطن من، فکر من، عقل من، وهم من، تخیل من، اگر هر کدام در محضر حق، از من بپرسند که با ما چه کرده ای، اگر بگویند که ما را سالم تحویل گرفتی، ولی ضایع کردی، چه می گویم؟ ذلیل می شوم!

وَهْم به جای اینکه عامل فراست و دقت شود، به احتمال های نیش غولی تبدیل شده است تا چیزهایی را از جایی در آورد و به جای دیگری بچسباند که بیا و ببین! جز اینکه انسان خودش را رنج دهد و خرد و خسته نماید و اعصابش را ضایع و دیگری را مبتلا کند، هیچ چیز دیگری را برایش ندارد.

این وَهْم و تخیل و تفکر و عقل و ترازو را داده ایم، اما چه چیزی را بدست آورده ایم؟ با خانواده خود، با برادر و خواهر، با پدر و مادرمان که خسته اند و محروم و مبتلا، چه کرده ایم؟

پدر یک دنیا آرزو دارد و من هر چه بدبختی دارم بر سر او می زنم و می گویم تو مرا بدبخت کردی. او تو را به این دنیا آورد و تو عمری در کنار او بودی، حتی اگر تو را درست تربیت نکرد، ولی تو بفهم که چگونه با او برخورد کنی. به او خدمت کن! پدری که اکنون ذلیل و پیر و مفلوک شده است، عمری را داده و حاصلش توی بی رحم شده ای!

برای بِرّ و خوبی به والدین برنامه ریزی کنیم، که چه زنده باشند و چه مرده، به یادشان باشیم و کاری کنیم و قدمی برایشان برداریم. برای برادر و خواهر، بستگان و ذَوِالارحام، همسایه ها، همشهری ها و. .. که همه مبتلا هستند، قدمی برداریم. آنهایی که مبتلا به هزار فساد و زنا و فحشاء و درگیری هستند، چه کسی باید برایشان کار کند و قدمی بردارد؟

اگر در مملکتی هستی که تمامش تاریک است، این نشان می دهد که تو یک کبریت هم روشن نکرده ای. نباید مسأله را توجیه کنیم و بگوییم دیگران اقدام نکرده اند، که تو باید فرض کنی، کسی جز تو در این عالم نیست. باید خود شروع کنی و هر مقدمه ای را که می خواهد، فراهم نمایی.

وقتی اهداف دور را تکه تکه و ریز کنی، زود به آنها می رسی، ولی وقتی بخواهی قُلُمبه قُلُمبه کار کنی، ا

  راهنمای خرید:

  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.